←جایگاه آموزه رجعت
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
* اعتقاد به حقانیت رجعت به معنای خاص آن، از مختصات و ضروریات مذهب [[شیعه]] است <ref>حق الیقین؛ ج ۲، ص ۳۳۵.</ref> هرچند برخی آن را از اصول مذهب [[شیعه]] ندانسته و بر این باورند که هر کس برایش ثابت شود، [[ایمان]] میآورد و هر کس برایش ثابت نشود آن را رد مینماید و خللی در [[شیعه]] بودن وی وارد نمیآید <ref>امام شناسی؛ ج۱۴، ص۲۶۴. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | * اعتقاد به حقانیت رجعت به معنای خاص آن، از مختصات و ضروریات مذهب [[شیعه]] است <ref>حق الیقین؛ ج ۲، ص ۳۳۵.</ref> هرچند برخی آن را از اصول مذهب [[شیعه]] ندانسته و بر این باورند که هر کس برایش ثابت شود، [[ایمان]] میآورد و هر کس برایش ثابت نشود آن را رد مینماید و خللی در [[شیعه]] بودن وی وارد نمیآید <ref>امام شناسی؛ ج۱۴، ص۲۶۴. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
* البته از سخنان و نوشتههای بعضی از قدمای علمای [[شیعه]] برمیآید که اقلیت بسیار کوچکی از [[شیعه]] رجعت را به معنی بازگشت دولت و [[حکومت اهل بیت]] {{عم}} تفسیر میکردند، نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان؛ ولی مخالفت آنها طوری است که لطمهای به اجماع نمیزند. <ref> تفسیر نمونه؛ ج۱۵ ،ص ۵۵۵ - ۵۶۰. </ref> در مقابل این گروه که رجعت را خاص عترت میدانند، برخی از فیلسوفان و عرفا معتقد به وجوب رجعت هم برای عترت است و هم برای امت مؤمنان حتی مؤمنان از امتهای سابق <ref>رشحات البحار؛ ص ۹۴، ۹۹</ref>. دلیل این گروه این است که مؤمنان استعداد و استدعای تکمیل نفوس خود بوسیله [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} را دارند، این استعداد و استدعا برای خیلی از کسانی که [[انبیاء]] و [[امامان]] {{عم}} را ندیدند وجود دارد و حکمت خداوند به فعلیت رساندن همه استعدادها است، پس باید رجعتی برای هم عترت و هم امت باشد. <ref>رشحات البحار، ص ۸۹- ۱۱۰</ref> بنابراین، ضرورت دارد اولیای مقرب قبل از مرگ امت و خروج انان از دنیا، بر آنها ظهور نمایند؛ زیرا در این حالت قابلیت امت برای این امر، اعتقاد آنها به این موضوع، و فاعلیت [[نبوت]] و [[ولایت]] برای این کار به اوج خود رسیده است. البته همه این موارد برای کامل کردن دایره سعادت مؤمنان است. <ref>رشحات البحار؛ ص ۲۸۹. </ref> ناگفته نماند که این گروه بخلاف متکلمان که معتقدند ارواج به اجسام دنیوی بر میگردند، بر این باورند که ارواح رجعتکنندگان به بدنهای برزخی آنان تعلق میگیرد و نه به بدنهای دنیوی "مُلکی" ایشان <ref>رشحات البحار؛ ص ۳۰۸.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | * البته از سخنان و نوشتههای بعضی از قدمای علمای [[شیعه]] برمیآید که اقلیت بسیار کوچکی از [[شیعه]] رجعت را به معنی بازگشت دولت و [[حکومت اهل بیت]] {{عم}} تفسیر میکردند، نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان؛ ولی مخالفت آنها طوری است که لطمهای به اجماع نمیزند. <ref> تفسیر نمونه؛ ج۱۵ ،ص ۵۵۵ - ۵۶۰. </ref> در مقابل این گروه که رجعت را خاص عترت میدانند، برخی از فیلسوفان و عرفا معتقد به وجوب رجعت هم برای عترت است و هم برای امت مؤمنان حتی مؤمنان از امتهای سابق <ref>رشحات البحار؛ ص ۹۴، ۹۹</ref>. دلیل این گروه این است که مؤمنان استعداد و استدعای تکمیل نفوس خود بوسیله [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} را دارند، این استعداد و استدعا برای خیلی از کسانی که [[انبیاء]] و [[امامان]] {{عم}} را ندیدند وجود دارد و حکمت خداوند به فعلیت رساندن همه استعدادها است، پس باید رجعتی برای هم عترت و هم امت باشد. <ref>رشحات البحار، ص ۸۹- ۱۱۰</ref> بنابراین، ضرورت دارد اولیای مقرب قبل از مرگ امت و خروج انان از دنیا، بر آنها ظهور نمایند؛ زیرا در این حالت قابلیت امت برای این امر، اعتقاد آنها به این موضوع، و فاعلیت [[نبوت]] و [[ولایت]] برای این کار به اوج خود رسیده است. البته همه این موارد برای کامل کردن دایره سعادت مؤمنان است. <ref>رشحات البحار؛ ص ۲۸۹. </ref> ناگفته نماند که این گروه بخلاف متکلمان که معتقدند ارواج به اجسام دنیوی بر میگردند، بر این باورند که ارواح رجعتکنندگان به بدنهای برزخی آنان تعلق میگیرد و نه به بدنهای دنیوی "مُلکی" ایشان <ref>رشحات البحار؛ ص ۳۰۸.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | ||
==امکان وقوع و یا وجوب رجعت== | |||
در این باره در متون کلامی بحثهایی مطرح شده است. پیرامون امکان رجعت گفته شده: احیای مردگان و رجوع مجدد آنان به نشئه دنیا نه محذور عقلی و نه منع نقلی دارد. بنابراین، اصل رجعتِ فرد یا گروهی به دنیا نه ممتنع عقلی است و نه ممنوع شرعی؛ <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ .</ref> و به همین لحاظ گفته شده: خداوند قادر بر چنین کاری هست <ref>رسائل المرتضی؛ ج۱، ص ۳۰۲ - ۳۰۳. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | |||
* بسیاری از اندیشمندان، اعتقاد به رجعت را از ضروریات مذهب تشیع و برخی، انکار آن را موجب خروج از مذهب میدانند<ref>حق القین: ج۲ ص۳۵۴.</ref>. احتمالاً کثرت احادیث این باب به حد تواتر، است و نیز اعتبار شماری از این احادیث، موجب شده است که اعتقاد به رجعت، از ضروریات مذهب شود. اما برخی معاصران، منکر ضروری بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات احادیث مربوط، وابسته دانستهاند<ref>مانند علامه [[سید محسن امین]] در کتاب نقض الوشیعة ص۴۷۳ و [[محمد جواد مغنیه]] در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ و [[محمد رضا مظفر]] در عقائد الامامیة ص۸۴.</ref>. البته گویا مقصود آنان، این بوده که اعتقاد به رجعت، مانند عدل و امامت از اصول مذهب نیست<ref>چنان که مرحوم [[مغنیه]] در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ به این موضوع تصریح میکند.</ref>، و گرنه با توجه به کمیت و کیفیت احادیث رجعت، باید آن را از ضروریات مذهب دانست، هر چند از فروع اعتقادی است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶</ref>. | * بسیاری از اندیشمندان، اعتقاد به رجعت را از ضروریات مذهب تشیع و برخی، انکار آن را موجب خروج از مذهب میدانند<ref>حق القین: ج۲ ص۳۵۴.</ref>. احتمالاً کثرت احادیث این باب به حد تواتر، است و نیز اعتبار شماری از این احادیث، موجب شده است که اعتقاد به رجعت، از ضروریات مذهب شود. اما برخی معاصران، منکر ضروری بودن آن هستند و اعتقاد به آن را به اثبات احادیث مربوط، وابسته دانستهاند<ref>مانند علامه [[سید محسن امین]] در کتاب نقض الوشیعة ص۴۷۳ و [[محمد جواد مغنیه]] در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ و [[محمد رضا مظفر]] در عقائد الامامیة ص۸۴.</ref>. البته گویا مقصود آنان، این بوده که اعتقاد به رجعت، مانند عدل و امامت از اصول مذهب نیست<ref>چنان که مرحوم [[مغنیه]] در الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة ص۳۰۲ به این موضوع تصریح میکند.</ref>، و گرنه با توجه به کمیت و کیفیت احادیث رجعت، باید آن را از ضروریات مذهب دانست، هر چند از فروع اعتقادی است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۳۶</ref>. | ||