|
|
| خط ۱۰۷: |
خط ۱۰۷: |
| ===ادله و شبهات مخالفان رجعت=== | | ===ادله و شبهات مخالفان رجعت=== |
| مخالفان رجعت، سعی کردهاند برای موضع خود، ادلهای بیاورند. شیخ [[حر عاملی]]، شبهات آنان را به تفصیل نقل کرده و پاسخ داده است. برخی از آنها صرفاً استبعاد است و برخی دیگر، استناد به ادلۀ نقلی و برخی دیگر، ادعای نداشتن دلیل بر اثبات رجعت؛ اما چنان که پیشتر ملاحظه شد، با وجود ادلۀ قرآنی بر وقوع رجعت، نه جایی برای استبعاد وجود دارد و نه ادعای بی دلیلی پذیرفتنی است. بنابراین، تنها باید دید آیا دلیلی بر نفی رجعت وجود دارد که با ادلۀ اثبات رجعت، تعارض کند یا نه. مهمترین استدلالهای مخالفان به شرح زیر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۹.</ref>: | | مخالفان رجعت، سعی کردهاند برای موضع خود، ادلهای بیاورند. شیخ [[حر عاملی]]، شبهات آنان را به تفصیل نقل کرده و پاسخ داده است. برخی از آنها صرفاً استبعاد است و برخی دیگر، استناد به ادلۀ نقلی و برخی دیگر، ادعای نداشتن دلیل بر اثبات رجعت؛ اما چنان که پیشتر ملاحظه شد، با وجود ادلۀ قرآنی بر وقوع رجعت، نه جایی برای استبعاد وجود دارد و نه ادعای بی دلیلی پذیرفتنی است. بنابراین، تنها باید دید آیا دلیلی بر نفی رجعت وجود دارد که با ادلۀ اثبات رجعت، تعارض کند یا نه. مهمترین استدلالهای مخالفان به شرح زیر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۶۹.</ref>: |
| # [[خدای متعال تقاضای بازگشت عدهای را هنگام مرگ رد میکند پس چگونه میتوان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند؟ (پرسش)|خدای متعال، تقاضای بازگشت عدهای را هنگام مرگ رد میکند. چگونه میتوان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند]]. قرآن میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}﴾}}<ref> هنگامی که مرگ هر یک از آنان فرا رسد میگوید: پروردگارا! مرا باز گردانید! ... شاید من در آنچه وا نهادهام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۹ - ۱۰۰.</ref> قرآن ادعای درخواستکنندگان بازگشتن را تکذیب میکند و میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}﴾}}<ref> و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز میگردند و بیگمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۸.</ref> '''پاسخ:''' با استفاده از آیات ذکر شده و توجه به معنای رجعت، میتوان فهمید که میان رجعت اصطلاحی و این آرزوی کافران، دست کم، چهار تفاوت وجود دارد:'''یک.''' درخواست بازگشت کافران هنگام مرگ، برای از سرگیری عمل است؛ اما رجعت کافران در [[آخر الزمان]]، برای عمل نیست و هیچ فرصتی برای اصلاح اعمال به آنان داده نمیشود. حتی اگر کافران بخواهند آن زمان [[ایمان]] بیاورند، این [[ایمان]]، مفید نیست؛ زیرا به فرمودۀ قرآن: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ}}﴾}}<ref> روزی که برخی نشانههای پروردگارت آید کسی که از پیش ایمان نیاورده یا در ایمان خویش کار نیکویی انجام نداده باشد ایمانش او را سودی نخواهد داد؛ بگو چشم به راه باشید که ما نیز چشم به راهیم؛ سوره انعام، آیه ۱۵۸.</ref> ظهور [[امام مهدی]] {{ع}}، یکی از آیات پروردگار است که پس از آن، دیگر [[ایمان]] کافران، پذیرفته نخواهد شد. بر این موضوع در تعدادی از احادیث اسلامی، تأکید گردیده است '''دو.''' اراده کننده در رجعت، خداوند است؛ اما درخواست بازگشت کافران، از سوی خود آنهاست. به عبارت دیگر، در هنگام دیدن نشانههای مرگ، کافران میخواهند فرصتی دیگر باره بیابند تا شاید در زندگی دنیا کاری نیک کنند و توشهای برای آخرت برچینند؛ اما در رجعت، آنان هیچ تمایل به بازگشت ندارند؛ زیرا در این بازگشت، فرصتی برای عمل ندارند؛ بلکه به هدفی دیگر باز گردانده میشوند '''سه.''' هدف در رجعت، مجازات کافران است؛ اما هدف کافران از تقاضای بازگشت به دنیا در هنگام دیدن نشانههای مرگ، رهایی از مجازات برزخ و آخرت است '''چهار.''' در تحقق هدف رجعت، تخلفی نیست؛ ولی در تحقق هدف کافران، تخلف هست؛ یعنی آنان دورغ میگویند و چنان که قرآن میگوید، اگر باز گردند، به وعدههایشان عمل نمیکنند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱.</ref>. | | # [[خدای متعال تقاضای بازگشت عدهای را هنگام مرگ رد میکند پس چگونه میتوان پذیرفت که پس از مرگ باز گردند؟ (پرسش)]] |
| # [[ بازگشت کافران پس از دیدن عذابهای برزخ ظلم نیست؟ (پرسش)|بازگشت کافران به دنیا پس از دیدن عذابهای برزخ و دیدن آنچه پس از مرگ رخ میدهد، موجب میشود که آنان فرصتی دیگر برای عمل پیدا کنند و با یقینی که پیدا کردهاند، به عمل بپردازند. در این صورت، دیگر جایی برای مجازات آنها باقی نمیماند و تفاوتی با مؤمنان نخواهد داشت و این، بیعدالتی است]] '''پاسخ:''' خداوند متعال، چنین فرصتی را برای کافران و مجرمان فراهم نمیسازد. آنان خواهان بازگشت به دنیا برای عمل نیک هستند؛ اما این خواسته اجابت نمیشود. خواستۀ آنان، از هنگام دیدن نشانههای مرگ آغاز میگردد و در صحرای محشر، تکرار میشود و میگویند: خدایا! اینک چشمان ما گشوده شد و زین پس، گوش به فرمان تو خواهیم بود. ما را باز گردان تا کار نیک کنیم. دیگر یقین آوردیم<ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ»}}و کاش گناهکاران را آنگاه که نزد پروردگارشان سرافکندهاند میدیدی (که میگویند:) پروردگارا! دیدیم و شنیدیم اکنون بازمان گردان تا کاری شایسته کنیم که ما (اکنون) یقین داریم؛ سوره سجده، آیه ۱۲.</ref>. در این جا پاسخی به آنان داده نمیشود، تا این که آنان را به نزدیکی دوزخ میبرند و آتش را از نزدیک مشاهده میکنند. در این حال به التماس میافتند و آرزو میکنند که کاش از جملۀ مؤمنان بودند و نشانههای پروردگار را انکار نمیکردند؛ اما اگر هم باز گردند، به همان کارهایی باز خواهند گشت که از آنها نهی شدهاند و آنان دروغ میگویند<ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ»}} و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشتهاند میدیدی که میگویند: ای کاش با زمان میگرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمیشمردیم و از مؤمنان میشدیم (چنین نیست) بلکه آنچه از پیش پنهان میداشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز میگردند و بیگمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۷ - ۲۸.</ref>. آنان پس از این که وارد آتش شدند و گرما و غُل و زنجیر داغ و آبهای جوشان را چشیدند، فریادشان بلند میشود که: پروردگارا! ما را از این جا خارج ساز. قول میدهیم که کارهای نیک کنیم و گذشته را جبران نماییم. به آنان با زبانی خرد کننده خطاب میرسد که: ساکت شوید و سخن نگویید. مگر به قدر کفایت به شما عمر ندادیم تا پند گیرید؟! مگر برای شما به قدر کافی انذار دهندگان نیامدند؟! حال بچشید که امروز یاوری برای ستمکاران وجود ندارد <ref> {{عربی|اندازه=150%|«وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ»}} و آنان در آن فریاد سر میدهند که پروردگارا! ما را بیرون آور تا کاری شایسته جز آنچه (پیشتر) میکردیم در پیش گیریم؛ آیا ما به شما عمر (دراز) ندادیم که در آن آن کس که اهل پند است، پند میگیرد، و (آیا) هشداردهندهای نزدتان نیامد؟ پس (عذاب را) بچشید که ستمکاران را یاوری نیست؛ سوره فاطر، آیه ۳۷ و {{عربی|اندازه=150%|«رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلا تُكَلِّمُونِ»}} پروردگارا! ما را از آن (دوزخ) بیرون آور، اگر (به گذشته خود) بازگشتیم آنگاه، بیگمان ما ستمکارهایم میفرماید: در آن (دوزخ) گم شوید و با من سخن مگویید؛ سوره مؤمنون، آیه ۱۰۷ - ۱۰۸.</ref>. بنابراین، بازگشتی برای کافران وجود ندارد و اگر هم باز گردند، اعمال نیک نخواهند کرد و عدالت بر هم نمیخورد. افزون بر این، رجعت اصطلاحی اصلاً ربطی به این تقاضای بازگشت کافران ندارد. رجعت، برای مجازات است و آن هم مخصوص عدهای اندک از رئوس گمراهی و کفر است<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۱ - ۷۲.</ref>. | | # [[ بازگشت کافران پس از دیدن عذابهای برزخ ظلم نیست؟ (پرسش)]] |
| # قرآن میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بر (مردم) شهری که ما نابودشان کردهایم حرام (و محال) است که (در رستخیز) بازنگردند؛ (آنان بیگمان باز میگردند)؛ سوره انبیا، آیه ۹۵.</ref> بنابراین، قرآن به صراحت، رجعت را رد میکند. '''پاسخ:''' با توضیحی که پیشتر دربارۀ این آیه داده شد، معلوم شد این آیه نه تنها مخالف رجعت نیست، بلکه از بهترین ادله برای اثبات رجعت است؛ زیرا آیه میگوید گروهی خاص بازگشت ندارند و لازمهاش این است که گروهی دیگر بازگشت دارند. ممکن است گفته شود که رجعتکنندگان، هم از مؤمناناند و هم از کافران. اگر هلاک شدگان، از کافران باشند، آنگاه رجعت آنان، براساس این آیه، ناممکن است؛ اما باید توجه داشت که رجعت کافران، به منظور چشیدن عذاب دنیوی است. کسانی که هلاک شدهاند، یک بار این عذاب را چشیدهاند و دیگر نیازی به رجعت آنان نیست. همچنین نباید فراموش کرد که همۀ کافران و مشرکان، هلاک نشدهاند. اقوامی اندک از آنان به هلاک رسیدهاند. بسیاری ماندهاند تا دورۀ رجعت آنان فرا برسد و برای مجازات باز گردند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>. | | # قرآن میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بر (مردم) شهری که ما نابودشان کردهایم حرام (و محال) است که (در رستخیز) بازنگردند؛ (آنان بیگمان باز میگردند)؛ سوره انبیا، آیه ۹۵.</ref> بنابراین، قرآن به صراحت، رجعت را رد میکند. '''پاسخ:''' با توضیحی که پیشتر دربارۀ این آیه داده شد، معلوم شد این آیه نه تنها مخالف رجعت نیست، بلکه از بهترین ادله برای اثبات رجعت است؛ زیرا آیه میگوید گروهی خاص بازگشت ندارند و لازمهاش این است که گروهی دیگر بازگشت دارند. ممکن است گفته شود که رجعتکنندگان، هم از مؤمناناند و هم از کافران. اگر هلاک شدگان، از کافران باشند، آنگاه رجعت آنان، براساس این آیه، ناممکن است؛ اما باید توجه داشت که رجعت کافران، به منظور چشیدن عذاب دنیوی است. کسانی که هلاک شدهاند، یک بار این عذاب را چشیدهاند و دیگر نیازی به رجعت آنان نیست. همچنین نباید فراموش کرد که همۀ کافران و مشرکان، هلاک نشدهاند. اقوامی اندک از آنان به هلاک رسیدهاند. بسیاری ماندهاند تا دورۀ رجعت آنان فرا برسد و برای مجازات باز گردند<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>. |
| # {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> آیا ندیدهاند چه بسیار نسلها را پیش از ایشان نابود کردیم که آنان به سویشان باز نمیگردند؟؛ سوره یس، آیه ۳۱.</ref>'''پاسخ:''' این آیه نیز مانند آیۀ سابق است که از بازگشت نیافتن گروههایی سخن میگوید که هلاک شدهاند و نمیتواند نافی رجعت باشد. در واقع از این دو آیه استنباط میشود که نسلهای هلاک شده، به دلیل این که یک بار عذاب دنیوی شدهاند، دیگر بازگشتی ندارند تا دوباره عقوبت شوند و تنها برزخ و حساب و کتاب آخرت پیش روی آنان است؛ امّا کسانی که در دنیا عذاب نشدهاند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>. | | # {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> آیا ندیدهاند چه بسیار نسلها را پیش از ایشان نابود کردیم که آنان به سویشان باز نمیگردند؟؛ سوره یس، آیه ۳۱.</ref>'''پاسخ:''' این آیه نیز مانند آیۀ سابق است که از بازگشت نیافتن گروههایی سخن میگوید که هلاک شدهاند و نمیتواند نافی رجعت باشد. در واقع از این دو آیه استنباط میشود که نسلهای هلاک شده، به دلیل این که یک بار عذاب دنیوی شدهاند، دیگر بازگشتی ندارند تا دوباره عقوبت شوند و تنها برزخ و حساب و کتاب آخرت پیش روی آنان است؛ امّا کسانی که در دنیا عذاب نشدهاند و سزاوار آن هستند، بازگشت دارند <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۳.</ref>. |
| # برخی، اشکالی عقلی مطرح میکنند و میگویند: برگشت گناهکاران، به یکی از دلایل زیر انجام میشود: مجازات، اذیت یا بیان خیانت آنها به مردم. [[با وجود مجازات اخروی گناهکاران آیا رجعت آنان ظلم نیست؟ (پرسش)|مجازات را در آخرت خواهند کشید و مجازات دنیوی آنها ظلم است]]. اذیت را در قبر خواهند دید. [[ با وجود اینکه بیان خیانت گناهکاران به مردم تنها برای مردم زمان خودشان مفید است چه حکمتی برای رجعت آنان منظور است؟ (پرسش)|بیان خیانت آنها نیز در این زمان فایده ندارد، برای مردم زمان خودشان مفید است، نه مردم زمان دیگر]]<ref>[[ولی الله دهلوی]]، به نقل از تحفۀ اثنی عشریه: ص۴۸۴. </ref>'''پاسخ:''' احادیث باب رجعت، تصریح دارند که باز گرداندن مجرمان، برای مجازات دنیویِ آنان است و مجازات دنیوی، هیچ منافاتی با عذاب آخرت ندارد و ظلم نیست، چنان که اگر قاتلی را در دنیا قصاص کنند، باز هم در آخرت عذاب در انتظارش هست. چشیدن شیرینی اجرای عدالت در دنیا، حق مظلومان است. بنابراین، نباید اجرای این حق را منافی عذاب آخرت دانست. همچنین میتوان بیان خیانت آنان را برای دیگران، از جمله دلایل رجعت آنها دانست. این بیان، تنها برای مردم زمان خودشان مفید نیست؛ بلکه برای مردم هر زمانی مفید است و میتواند درسی عبرتآمیز باشد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>. | | # [[با وجود مجازات اخروی گناهکاران آیا رجعت آنان ظلم نیست؟ (پرسش)]]، [[با وجود اینکه بیان خیانت گناهکاران به مردم تنها برای مردم زمان خودشان مفید است چه حکمتی برای رجعت آنان منظور است؟ (پرسش)]] |
| # چنان که پس از این خواهد آمد، [[ اگر رجعت در زمان امام مهدی رخ میدهد آیا خلو زمین از حجت یا تقدم غیر افضل بر افضل لازم نمیآید؟ (پرسش)|رجعت امامان در زمان امام زمان اتفاق خواهد افتاد. به ادلۀ عقلی و نقلی اثبات شده که ممکن نیست یک چشم به هم زدن زمین، از حجت، خالی بماند، و ممکن نیست غیر افضل بر افضل مقدم شود... با این مقدمات، رجعت معنا ندارد]]؛ چون لازم میآید یا [[امام مهدی]] {{ع}} از [[امامت]] عزل شود، در صورتی که بر حسب ادله، [[امامت]] او تا قیامت ادامه دارد، یا غیر افضل یعنی [[امام زمان]] {{ع}} بر افضل، یعنی [[امیر مؤمنان]] {{ع}} یا [[امام حسین ]]{{ع}} مقدم باشد و یا عدد [[امامان]] {{عم}}از دوازده نفر زیادتر باشد و ریاست [[امام]]، عمومی نباشد<ref>الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲.</ref>'''پاسخ:''' اولاً اگر [[امامت]] غیر افضل به امر و اجازۀ خود افضل باشد، اشکالی ندارد. ثانیاً ممکن است هر یک از امامان رهبری ناحیهای را به دست گیرند و به نوعی تقسیم کار قائل شویم. ثالثاً ممکن است رجعت سایر [[امامان]] {{عم}}، پس از شهادت [[امام مهدی]] {{ع}} باشد. دلیلی قاطع بر این مطلب نیست که امامت [[امام زمان]] {{ع}} تا قیامت ادامه خواهد داشت، به ویژه این که در برخی احادیث، از رحلت ایشان و کفن و دفنشان به دست [[امام حسین]] {{ع}} سخن رفته است. افزون بر این، حدیثی از رجعت [[امیر مؤمنان]] {{ع}} و امامان دیگر سخن گفته است و [[امامان]] {{عم}} را به عنوان کارگزاران [[علی]] {{ع}} معرفی کرده است<ref>مختصر بصائر الدرجات: ص۲۹، بحار الأنوار: ج۵۳ ص۷۴ ح۷۵.</ref>. پاسخهای دیگری نیز به این اشکال دادهاند که برای پرهیز از تطویل، از بیان آنها خودداری میکنیم<ref>برای دیدن آنها، ر.ک: الإیقاظ من الهجعة: ص۴۱۲-۴۲۱.</ref>؛ اما در هر حال، عدد امامان از دوازده، تجاوز نخواهد کرد و همان امامان قبلی باز خواهند گشت<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۴.</ref>. | | # [[اگر رجعت در زمان امام مهدی رخ میدهد آیا خلو زمین از حجت یا تقدم غیر افضل بر افضل لازم نمیآید؟ (پرسش)]] |
| # [[ آیا رجعت مستلزم تناسخ نیست؟ (پرسش)|رجعت، مستلزم تناسخ است و تناسخ از نظر اسلام، مردود است. پس رجعت، مردود است]]'''پاسخ:''' این اشکال از فهم نادرست معنای تناسخ و معنای رجعت ناشی شده است. تناسخ به معنای آن است که روح کسی پس از مرگ، در بدنی دیگر، غیر از بدن خودش وارد شود؛ اما رجعت به معنای بازگشت روح به بدن خود فرد است، دقیقاً مانند همان اتّفاقی که در معاد خواهد افتاد. اگر بازگشت روح به بدن در معاد مستلزم تناسخ است، در رجعت هم هست؛ اما نه در معاد و نه در رجعت، بازگشت به بدنی دیگر نیست؛ بلکه بازگشت به بدن خود فرد است. بنابراین، هیچ امری که محال یا خلاف اسلام باشد اتّفاق نخواهد افتاد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>. | | # [[ آیا رجعت مستلزم تناسخ نیست؟ (پرسش)]] |
| # [[آیا رجعت رجوع از فعل به قوه نیست؟ (پرسش)|کسی که به کمال خاص خود رسیده، اگر پس از مرگ، دوباره به دنیا باز گردد، رجوع از فعل به قوه است و این، محال است]]؛ نفس انسان با مُردن، تجرد پیدا میکند و یک موجود مثالی یا عقلی میشود. حال اگر دوباره به دنیا باز گردد، موجودی مادی میشود و از فعلیت تجردی به قوه باز میگردد '''پاسخ:''' این اشکال وارد نیست؛ زیرا حتی اگر این اصل فلسفی که چیزی از فعل به قوه باز نمیگردد، درست باشد، اما زنده شدن موجودی پس از مرگ، از مصادیق آن نیست. انسان پیش از مرگ نیز تجرد دارد. نفس انسانی چه هنگام تعلّق به بدن، چه پس از آن و چه با تعلّق دوباره به بدن، مجرد است. مرتبۀ نفس، در هیچ یک از این حالات تفاوت نمیکند و چنین نیست که پیش از مرگ، مادی باشد و پس از مرگ، مجرّد شود و با رجعت، دوباره مادی گردد. بنابراین، چیزی از فعل به قوه باز نمیگردد؛ بلکه از فعلیت جدیدی پدید میآید<ref>[[علامه طباطبایی]] این پاسخ را داده است؛ ر.ک: المیزان: ج۱ ص۲۰۷.</ref>. در مجموع باید گفت: اگر کسی نخواهد جزئیات رجعت را آن چنان که در پارهای احادیث آمده است، بپذیرد، اما چارهای جز قبول اصل رجعت ندارد. ادلۀ محکم قرآنی و حدیثی در این زمینه قاطعاند و نمیتوان آنها را انکار کرد، هر چند فهم جزئیات رجعت بر برخی دشوار باشد. افزون بر این، باید توجه داشت که اعتقاد به رجعت، از محکمات اعتقادات شیعی است، اما از اصول اعتقادی نیست و ندانستن جزئیات و فروع آن یا احیاناً غفلت از اصل آن، ضرری به ایمان و اعتقاد فرد نمیزند. البته اگر کسی آگاهانه و پس از دیدن ادلۀ محکم رجعت، آن را رد کند، مشمول حکم این آیۀ شریف میشود که در مقام توبیخ منکران از اهل کتاب میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}﴾}}<ref> و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود؛ سوره نمل، آیه ۱۴.</ref> <ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۷۵.</ref>. | | # [[ آیا رجعت رجوع از فعل به قوه نیست؟ (پرسش)]] |
|
| |
|
| ==مقارنت رجعت با قیام [[امام مهدی]] {{ع}}== | | ==مقارنت رجعت با قیام [[امام مهدی]] {{ع}}== |