رجعت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
# [[ آیا رجعت مستلزم تناسخ نیست؟ (پرسش)|آیا رجعت مستلزم تناسخ نیست؟]] | # [[ آیا رجعت مستلزم تناسخ نیست؟ (پرسش)|آیا رجعت مستلزم تناسخ نیست؟]] | ||
# [[ آیا رجعت رجوع از فعل به قوه نیست؟ (پرسش)|آیا رجعت رجوع از فعل به قوه نیست؟]] | # [[ آیا رجعت رجوع از فعل به قوه نیست؟ (پرسش)|آیا رجعت رجوع از فعل به قوه نیست؟]] | ||
==زمان رجعت== | |||
* عقل هیچ راهی برای اثبات یا منع آن چه در قرآن، روایات و نقلهای تاریخی نسبت به وقوع رجعت در گذشته آمده است، ندارد؛ زیرا رجوع معین، قضیه شخصی است و امور جزئی خارجی از قلمرو ادراک عقل بیرون است. پس اصل تحقق عینی رجعت را تنها دلیل نقلی بر عهده دارد. <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.</ref> همچنین نسبت به وقوع حتمی رجعت در آینده، هیچگونه دلیل عقلی اقامه نشده است؛ زیرا صرف تحقق حادثهای در گذشته، دلیل حتمی بودن وقوع آن در آینده نخواهد بود. [[شیخ طوسی]] در این باره معتقد است که احیای گروهی در زمانی خاص، دلیل بر حتمی بودن احیای قوم دیگر در زمانی دیگر نیست <ref>التبیان فی تفسیر القرآن؛ ج ۱، ص ۲۵۴.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | |||
* درباره امتناع وقوع رجعت در آینده نیز هیچ دلیل عقلی یا نقلی اقامه نشده است. هرچند برخی، مانند [[بلخی]] با استدلالهای سُست وقوع آن را در آینده جایز ندانستهاند، از جمله: | |||
# رجعت، معجزه بوده و بر [[نبوت]] [[پیامبر]] دلالت دارد و چنین کاری فقط در عصر [[رسول خدا]] {{صل}} جایز است و در زمانی که [[پیامبر]] {{صل}} رحلت کرد و بعد از او [[پیامبر]] {{صل}} دیگری نیست، مجالی برای چنین معجزهای نخواهد بود. پاسخ این پندار آن است که دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا در عصر ارتحال [[رسول اکرم]] {{صل}} ، [[امامان معصوم]] {{عم}} حضور دارند و معجزه الهی همانطور که دلیل [[نبوت]] [[پیامبر]] {{صل}} است، آیتِ [[امامت]] [[امام معصوم]] {{ع}} خواهد بود و تحقق رجعت به عنوان معجزه [[امام معصوم]] {{ع}} ، بدون محذور است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن؛ ج ۱، ص ۲۵۴ - ۲۵۵. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | |||
# رجوع به دنیا با اعلام به رجعت، جایز نیست؛ زیرا کسی که بداند بار دیگر به دنیا باز میگردد، ممکن است اِغراء شود و تن به تباهی دهد و به اتکالِ بر توبه بعد از رجوع مجدد، مصرانه [[گناه]] کند<ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.</ref>. پاسخ: دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا طبق همین پندار، رجوع شخص به دنیا بدون اعلام جایز است. گذشته از آن که رجعت مانند معاد، همگانی نیست. از اینرو گنهکار در عین اطمینان به اصل رجوع برخی از افراد، علم به رجوع خود ندارد. پس هیچ اغرایی لازم نمیآید <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۵۰۰. </ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903 پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>. | |||
==مقارنت رجعت با قیام [[امام مهدی]] {{ع}}== | ==مقارنت رجعت با قیام [[امام مهدی]] {{ع}}== | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۴۳: | ||
# '''تقویت امید و آمادگی منتظران:''' فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد امید و حرکت در جمع مؤمنان برای آمادهسازی خود است. اگر مؤمنان خالص، امکان درک زمان دولت موعود حق را پیدا کنند، همین، مردمان را تشویق میکند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده میگردد و میدانند زحماتی که میکشند، در دنیا نیز ثمر خواهد داد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۰.</ref>. | # '''تقویت امید و آمادگی منتظران:''' فایدۀ دیگر اعتقاد به رجعت، ایجاد امید و حرکت در جمع مؤمنان برای آمادهسازی خود است. اگر مؤمنان خالص، امکان درک زمان دولت موعود حق را پیدا کنند، همین، مردمان را تشویق میکند که خود را مصداق چنان مؤمنانی بگردانند. همچنین امیدشان افزوده میگردد و میدانند زحماتی که میکشند، در دنیا نیز ثمر خواهد داد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۰.</ref>. | ||
# '''ایجاد فرصت عمل برای شماری از نیکان:''' اولیای خدا و پیامبرانی که در زندگی خود، توفیق کامل یاری و نصرت حق را نیافتند و مردم، آنها را تنها گذاشتند و نتوانستند ظرفیتهای وجودی خود را آن چنان که میتوانستند، متحقق کنند، اینک این امکان را مییابند که به آن ظرفیتها تحقق بخشند و به کمال لایق خویش دست یابند. از این رهگذر، مردم جهان نیز بهرهمند میشوند. مؤمنان طراز اول نیز چنین حکمی دارند. آنان که ظرفیتهای بیشتری برای عمل در راه حق داشتنهاند، اما به دلیل عمل سران کفر و نفاق، از راه باز ماندهاند، جا دارد که دوباره به زندگی باز گردند تا ضمن نصرت دولت حق، خود به مراتبی در سیر الی الله دست یابند. میتوان حدس زد که این فرصت، ویژه کسانی است که همت و اندیشۀ برتری داشته و بیش از آنچه برایشان میسر شده، در اندیشه گذراندهاند و نیت آن را داشتهاند که در راه حق، اعمال بزرگتری انجام دهند؛ امّا کسانی که تغییر شرایط و ادامۀ حیاتشان، تغییری در عملکرد آنها ایجاد نمیکرد، و به آنچه برایشان میّسر شد، بسنده میکردند، ضرورتی برای رجعت آنها وجود ندارد. این گروه، همان مردم متوسطاند. به بیان دیگر، مقتضای عدل الهی، آن است که فرصت عمل برای همه فراهم آید و در قیامت، کسی نتواند بگوید: اگر شرایط و فرصت دیگری میداشتم، میتوانستم بیشتر در راه خدا مجاهده کنم. بر این اساس، متوسطان از مردم، اعم از مؤمن و کافر، به آنچه رخ داده، اکتفا میکنند. دو گروه نخبه میماند: گروه کافران که از همۀ ظرفیت خود، بهره گرفته و هر چه توانستهاند، کردهاند. آنان دستشان باز بوده و اگر بیشتر عمر میکردند، به همان طریق قبلی ادامه میدادند؛ و گروه مؤمنان طراز بالا، که دستشان برای بسیاری از کارها بسته بوده و نتوانستهاند تمام ظرفیت خود را تحقّق بخشند و تنها در دولت عدل [[آخر الزمان]] است که فرصت چنان اعمالی را پیدا میکنند. حکمت بالغۀ پروردگار، اقتضا می کند که چنان فرصتی را برای این مردم نیک سیرت فراهم آورد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۱.</ref>. | # '''ایجاد فرصت عمل برای شماری از نیکان:''' اولیای خدا و پیامبرانی که در زندگی خود، توفیق کامل یاری و نصرت حق را نیافتند و مردم، آنها را تنها گذاشتند و نتوانستند ظرفیتهای وجودی خود را آن چنان که میتوانستند، متحقق کنند، اینک این امکان را مییابند که به آن ظرفیتها تحقق بخشند و به کمال لایق خویش دست یابند. از این رهگذر، مردم جهان نیز بهرهمند میشوند. مؤمنان طراز اول نیز چنین حکمی دارند. آنان که ظرفیتهای بیشتری برای عمل در راه حق داشتنهاند، اما به دلیل عمل سران کفر و نفاق، از راه باز ماندهاند، جا دارد که دوباره به زندگی باز گردند تا ضمن نصرت دولت حق، خود به مراتبی در سیر الی الله دست یابند. میتوان حدس زد که این فرصت، ویژه کسانی است که همت و اندیشۀ برتری داشته و بیش از آنچه برایشان میسر شده، در اندیشه گذراندهاند و نیت آن را داشتهاند که در راه حق، اعمال بزرگتری انجام دهند؛ امّا کسانی که تغییر شرایط و ادامۀ حیاتشان، تغییری در عملکرد آنها ایجاد نمیکرد، و به آنچه برایشان میّسر شد، بسنده میکردند، ضرورتی برای رجعت آنها وجود ندارد. این گروه، همان مردم متوسطاند. به بیان دیگر، مقتضای عدل الهی، آن است که فرصت عمل برای همه فراهم آید و در قیامت، کسی نتواند بگوید: اگر شرایط و فرصت دیگری میداشتم، میتوانستم بیشتر در راه خدا مجاهده کنم. بر این اساس، متوسطان از مردم، اعم از مؤمن و کافر، به آنچه رخ داده، اکتفا میکنند. دو گروه نخبه میماند: گروه کافران که از همۀ ظرفیت خود، بهره گرفته و هر چه توانستهاند، کردهاند. آنان دستشان باز بوده و اگر بیشتر عمر میکردند، به همان طریق قبلی ادامه میدادند؛ و گروه مؤمنان طراز بالا، که دستشان برای بسیاری از کارها بسته بوده و نتوانستهاند تمام ظرفیت خود را تحقّق بخشند و تنها در دولت عدل [[آخر الزمان]] است که فرصت چنان اعمالی را پیدا میکنند. حکمت بالغۀ پروردگار، اقتضا می کند که چنان فرصتی را برای این مردم نیک سیرت فراهم آورد<ref>دانشنامه امام مهدی، ج۸، ص۵۱.</ref>. | ||
== اقسام رجعت == | == اقسام رجعت == | ||