پرش به محتوا

احترام در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:


==مقدمه==
==مقدمه==
[[احترام]]، مصدر باب افتعال از ریشه «ح ر م» و به‌معنای [[حرمت]] نگه‌داشتن است.<ref>لغت‌نامه، ج‌۱، ص‌۸۹۸‌، «احترام».</ref>[[حرمت]] نیز به‌معنای آن‌چه که هتک و شکستن آن روا نباشد، آمده است <ref>ترتیب‌العین، ص۱۷۴، الصحاح، ج۵، ص۱۸۹۵، «حرم».</ref> و «[[حرام]]» به‌معنای چیزی]= کاری [که انجام دادن آن [[ممنوع]] باشد و «[[حَرَم]]» مکان محترمی است که انجام دادن برخی امور مجاز در مکان‌های دیگر در آنجا روا نیست <ref> مفردات، ص‌۲۲۹، «حرم».</ref> و «[[حریم]] [[چاه]]» به‌معنای اطراف آن است که جز [[مالک]]، کسی [[حقّ]] تصرّف و حفر چاه دیگر در آنجا را ندارد <ref>مقاییس‌اللغه، ج‌۲، ص‌۴۵، «حرم».</ref> و «حرمت شخص» چیزی است که شخص از آن [[حمایت]] و [[دفاع]] می‌کند.<ref> لسان‌العرب، ج‌۳، ص‌۱۴۰، «حرم».</ref>[[احترام]] در اصطلاح عرف به‌معنای [[تعظیم]]، گرامی داشت و [[بزرگ‌داشت]]، بی‌ارتباط با معنای لغوی آن نیست؛ زیرا شخص، شیء، مکان یا [[زمان]] محترم، دارای حرمت و حریمی است که [[حفظ]] آن لازم و هتک آن نارواست.
[[احترام]]، مصدر باب افتعال از ریشه ر م" و به‌معنای [[حرمت]] نگه‌داشتن است.<ref>لغت‌نامه، ج‌۱، ص‌۸۹۸‌، "احترام".</ref>[[حرمت]] نیز به‌معنای آن‌چه که هتک و شکستن آن روا نباشد، آمده است <ref>ترتیب‌العین، ص۱۷۴، الصحاح، ج۵، ص۱۸۹۵، "حرم".</ref> و "[[حرام]]" به‌معنای چیزی= کاری که انجام دادن آن [[ممنوع]] باشد و "[[حَرَم]]" مکان محترمی است که انجام دادن برخی امور مجاز در مکان‌های دیگر در آنجا روا نیست <ref> مفردات، ص‌۲۲۹، "حرم".</ref> و "[[حریم]] [[چاه]]" به‌معنای اطراف آن است که جز [[مالک]]، کسی [[حقّ]] تصرّف و حفر چاه دیگر در آنجا را ندارد <ref>مقاییس‌اللغه، ج‌۲، ص‌۴۵، "حرم".</ref> و "حرمت شخص" چیزی است که شخص از آن [[حمایت]] و [[دفاع]] می‌کند.<ref> لسان‌العرب، ج‌۳، ص‌۱۴۰، "حرم".</ref>[[احترام]] در اصطلاح عرف به‌معنای [[تعظیم]]، گرامی داشت و [[بزرگ‌داشت]]، بی‌ارتباط با معنای لغوی آن نیست؛ زیرا شخص، شیء، مکان یا [[زمان]] محترم، دارای حرمت و حریمی است که [[حفظ]] آن لازم و هتک آن نارواست.
 
احترام، از واژه‌های غیر مصرّح [[قرآن]] است. این مفهوم از اضافه وصفی پاره‌ای موارد به [[وصف]] حرام (محترم بودن) چون: «نفس» (انعام / ۶، ۱۵۱)، «[[بیت]]» ([[مائده]] / ۵، ۹۷)، «أشهر» ([[توبه]] / ۹، ۵) و‌... استفاده می‌شود. برخی مشتقّات «[[تکریم]]» (علق / ۹۶، ۳؛ [[اسراء]] / ۱۷، ۷۰؛ حجرات / ۴۹، ۱۳؛ ذاریات / ۵۱، ۲۴) و‌...‌، «[[احسان]]» (بقره / ۲، ‌۸۳؛ [[نساء]] / ۴، ۳۶)، «توقیر» ([[فتح]] / ۴۸، ۹)، «[[تعزیر]]» (فتح / ۴۸، ۹)، «تعظیم» ([[حج]] / ۲۲، ۳۰ و ۳۲)، تحیّت و «[[احیاء]]» (نساء / ۴، ۸۶؛ مائده / ۵، ۳۲)، و‌ «خفضِ جناح» (اسراء / ۱۷، ۲۴)<ref> مفردات، ص‌۵۶۴، «عزر».</ref> نیز هریک به نوعی متضمن احترام است. افزون بر این، برخی واژه‌ها بیان‌گر مصادیق و شکل‌های خاص احترام و نمودهای خارجی آن است: «[[سجده]]» ([[حجر]] / ۱۵، ۲۹؛ [[یوسف]] / ۱۲، ۱۰۰)، «[[سلام]] و [[صلوات]]» ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۶؛ [[نور]] / ۲۴، ۲۷)، «إذن» ـ‌اجازه ورود ـ ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۳؛ [[نور]] / ۲۴، ۲۷) و‌...‌. افزون بر موارد یاد‌شده، از برخی [[آیات]] که در آن رعایت اموری چون: «عدم تقدّم بر [[رسول‌خدا]]{{صل}}»، «بلند نکردن صدا در برابر رسول‌خدا{{صل}}»، «عدم برخورد با رسول‌خدا{{صل}} مانند برخورد با افراد عادی» سفارش شده، مفهوم [[احترام]] برداشت می‌شود. (حجرات / ۴۹، ۱‌ـ‌۲ و ۴) مصادیق بی‌احترامی که لازمه احترام، ترک کردن آنها است، از این واژه‌ها فهمیده می‌شود: «[[اهانت]]» ([[حج]] / ۲۲، ۱۸)، «اذیّت» (احزاب / ۳۳، ۵۷، ۵۹)، «[[خزی]]» ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۹۲)، «خسأ» (مؤمنون / ۲۳، ۱۰۸)، «[[سبّ]]» (انعام / ۶، ۱۰۸)، «[[لعن]]» (احزاب / ۳۳، ۵۷) و «[[قتل]]» ([[مائده]] / ۵، ۳۲) از دیدگاه [[قرآن]] منشأ اصلی احترام به [[خداوند]] باز‌می‌گردد که در نهاد برخی موجودات قرار داده یا برای آنها اعتبار شده است: «و‌مَن یُهِنِ اللّهُ فَما‌لَهُ مِن مُکرِم» (حج / ۲۲، ۱۸)، منشأ احترام [[انسان‌ها]]، همان برخورداری ایشان از [[کرامت الهی]] است: «و‌لَقَد کَرَّمنا بَنی ءادَمَ‌.».. ([[اسراء]] / ۱۷، ۷۰) و منشأ احترام چیزهای دیگر (زمان‌ها، مکان‌ها و دیگر موجودات) (مائده / ۵، ۹۷؛[[توبه]] / ۹، ۵؛[[حج]] / ۲۲، ۲۸ و ۳۲) [[حقوقی]] است که خداوند برای آنان قرار داده است.<ref>[[محمد هادی ذبیح‌زاده|ذبیح‌زاده، محمد هادی]]، [[ احترام - ذبیح‌زاده (مقاله)|مقاله «احترام»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


احترام، از واژه‌های غیر مصرّح [[قرآن]] است. این مفهوم از اضافه وصفی پاره‌ای موارد به [[وصف]] حرام (محترم بودن) چون: "نفس" (انعام / ۶، ۱۵۱)، "[[بیت]]" ([[مائده]] / ۵، ۹۷)، "أشهر" ([[توبه]] / ۹، ۵) و‌... استفاده می‌شود. برخی مشتقّات "[[تکریم]]" (علق / ۹۶، ۳؛ [[اسراء]] / ۱۷، ۷۰؛ حجرات / ۴۹، ۱۳؛ ذاریات / ۵۱، ۲۴) و‌...‌، "[[احسان]]" (بقره / ۲، ‌۸۳؛ [[نساء]] / ۴، ۳۶)، "توقیر" ([[فتح]] / ۴۸، ۹)، "[[تعزیر]]" (فتح / ۴۸، ۹)، "تعظیم" ([[حج]] / ۲۲، ۳۰ و ۳۲)، تحیّت و "[[احیاء]]" (نساء / ۴، ۸۶؛ مائده / ۵، ۳۲)، و‌ "خفضِ جناح" (اسراء / ۱۷، ۲۴)<ref> مفردات، ص‌۵۶۴، "عزر".</ref> نیز هریک به نوعی متضمن احترام است. افزون بر این، برخی واژه‌ها بیان‌گر مصادیق و شکل‌های خاص احترام و نمودهای خارجی آن است: "[[سجده]]" ([[حجر]] / ۱۵، ۲۹؛ [[یوسف]] / ۱۲، ۱۰۰)، "[[سلام]] و [[صلوات]]" ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۶؛ [[نور]] / ۲۴، ۲۷)، "إذن" ـ‌اجازه ورود ـ ([[احزاب]] / ۳۳، ۵۳؛ [[نور]] / ۲۴، ۲۷) و‌...‌. افزون بر موارد یاد‌شده، از برخی [[آیات]] که در آن رعایت اموری چون: "عدم تقدّم بر [[رسول‌خدا]]{{صل}}"، "بلند نکردن صدا در برابر رسول‌خدا{{صل}}"، "عدم برخورد با رسول‌خدا{{صل}} مانند برخورد با افراد عادی" سفارش شده، مفهوم [[احترام]] برداشت می‌شود. (حجرات / ۴۹، ۱‌ـ‌۲ و ۴) مصادیق بی‌احترامی که لازمه احترام، ترک کردن آنها است، از این واژه‌ها فهمیده می‌شود: "[[اهانت]]" ([[حج]] / ۲۲، ۱۸)، "اذیّت" (احزاب / ۳۳، ۵۷، ۵۹)، "[[خزی]]" ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۹۲)، "خسأ" (مؤمنون / ۲۳، ۱۰۸)، "[[سبّ]]" (انعام / ۶، ۱۰۸)، "[[لعن]]" (احزاب / ۳۳، ۵۷) و "[[قتل]]" ([[مائده]] / ۵، ۳۲) از دیدگاه [[قرآن]] منشأ اصلی احترام به [[خداوند]] باز‌می‌گردد که در نهاد برخی موجودات قرار داده یا برای آنها اعتبار شده است: "و‌مَن یُهِنِ اللّهُ فَما‌لَهُ مِن مُکرِم" (حج / ۲۲، ۱۸)، منشأ احترام [[انسان‌ها]]، همان برخورداری ایشان از [[کرامت الهی]] است: "و‌لَقَد کَرَّمنا بَنی ءادَمَ‌.".. ([[اسراء]] / ۱۷، ۷۰) و منشأ احترام چیزهای دیگر (زمان‌ها، مکان‌ها و دیگر موجودات) (مائده / ۵، ۹۷؛[[توبه]] / ۹، ۵؛[[حج]] / ۲۲، ۲۸ و ۳۲) [[حقوقی]] است که خداوند برای آنان قرار داده است.<ref>[[محمد هادی ذبیح‌زاده|ذبیح‌زاده، محمد هادی]]، [[ احترام - ذبیح‌زاده (مقاله)|مقاله "احترام"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>


==[[کرامت]] و احترام [[انسان]]==
==[[کرامت]] و احترام [[انسان]]==
۱۱۵٬۲۳۰

ویرایش