علم معصوم به همه زبانها در حدیث: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - ' آنرا ' به ' آن را '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
جز (جایگزینی متن - ' آنرا ' به ' آن را ') |
||
خط ۵: | خط ۵: | ||
#در روایتی دیگر ابوبصیر از امام کاظم(علیه السلام) دربارۀ نشانه های امام سؤال می کند، امام بعد از بیان چند نشانه یکی از نشانها ها را علم به تمام زبان ها معرفی می کنند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۸۵، ح ۷</ref> «به هر زبانی سخن گوید. سپس حضرت فرمود: هنوز از جای خود حرکت نکردهای نشانهای به تو ارائه میدهم. راوی می گوید: طولی نکشید، مردی خراسانی وارد شد و به عربی صحبت کرد. امام به فارسی جواب او را داد. خراسانی گفت: من خیال کردم شما زبان فارسی را نمیدانید، لذا به عربی سخن گفتم. امام فرمود: اگر من این را ندانم پس فضیلت من بر تو چیست؟! یعنی از آثار فضل من علم به همه اشیاء و همه زبانهاست. سپس امام فرمود: کلام هیچ کس، چه انسان باشد و چه حیوان، پرنده باشد یا چرنده یا هر جانداری بر امام پوشیده نیست. اگر در کسی این نشانیها نباشد امام نیست.»<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 133 ـ 136؛ سجادی، سیداحمد، پرچم داران هدایت، ص 159؛ صادقی، مصطفی، شیوه های تشخیص امام در عصر حضور، ص 57؛ داداش زاده، داوود، علم امام در کتاب کافی و شروح آن، ص 48 ـ 51</ref> چنین روایتی توسط ابوالجارود<ref>ابن بابویه، معانی الأخبار، ص ۱۰۲</ref> از امام باقر(علیه السلام) نیز نقل شده است.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 133 ـ 136؛ افتخاری، سیدابراهیم، بررسی مقایسه ایی شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 84 ـ 86</ref> | #در روایتی دیگر ابوبصیر از امام کاظم(علیه السلام) دربارۀ نشانه های امام سؤال می کند، امام بعد از بیان چند نشانه یکی از نشانها ها را علم به تمام زبان ها معرفی می کنند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۸۵، ح ۷</ref> «به هر زبانی سخن گوید. سپس حضرت فرمود: هنوز از جای خود حرکت نکردهای نشانهای به تو ارائه میدهم. راوی می گوید: طولی نکشید، مردی خراسانی وارد شد و به عربی صحبت کرد. امام به فارسی جواب او را داد. خراسانی گفت: من خیال کردم شما زبان فارسی را نمیدانید، لذا به عربی سخن گفتم. امام فرمود: اگر من این را ندانم پس فضیلت من بر تو چیست؟! یعنی از آثار فضل من علم به همه اشیاء و همه زبانهاست. سپس امام فرمود: کلام هیچ کس، چه انسان باشد و چه حیوان، پرنده باشد یا چرنده یا هر جانداری بر امام پوشیده نیست. اگر در کسی این نشانیها نباشد امام نیست.»<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 133 ـ 136؛ سجادی، سیداحمد، پرچم داران هدایت، ص 159؛ صادقی، مصطفی، شیوه های تشخیص امام در عصر حضور، ص 57؛ داداش زاده، داوود، علم امام در کتاب کافی و شروح آن، ص 48 ـ 51</ref> چنین روایتی توسط ابوالجارود<ref>ابن بابویه، معانی الأخبار، ص ۱۰۲</ref> از امام باقر(علیه السلام) نیز نقل شده است.<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 133 ـ 136؛ افتخاری، سیدابراهیم، بررسی مقایسه ایی شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 84 ـ 86</ref> | ||
#خادم امام عسکری(علیه السلام) میگوید:<ref>مسعودی، اثبات الوصیه، ص 251</ref> بارها میدیدم آن حضرت با غلامان خود به زبانهای رومی و صقلبی و ترکی سخن میگوید، به گونهای که تعجب مرا برمی انگیخت. پیش خود گفتم او متولد مدینه است و مسافرتی نکرده و با کسی هم مراوده نداشته است تا این زبانها را بیاموزد، امام باطن مرا خواند و فرمود: «خدای تعالی حجتش را از میان مردم برانگیخته و علم لغات و انساب و حوادث و خبر مرگ افراد را به او نمایانده است وگرنه فرقی بین او و دیگران نبود.»<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 133 ـ 136؛ صادقی، مصطفی، شیوه های تشخیص امام در عصر حضور، ص 57؛ داداش زاده، داوود، علم امام در کتاب کافی و شروح آن، ص 48 ـ 51</ref> از این که حضرت میفرماید، اگر امام علم به لغات نداشته باشد بین امام و مأموم فرقی نخواهد بود، میتوان فهمید، اگر امام این صفت را نداشته باشد امام نیست؛ بنابراین از شرایط امام، دانستن همه زبانها خواهد بود. علامۀ مجلسی ضرورت وجود چنین صفتی برای امام را چنین بیان میکند: "اگر دو نفر غیر عرب برای برطرف کردن اختلاف، به امام مراجعه کنند و ایشان را قاضی قرار دهند و مترجمی حضور نداشته باشد، در این صورت، عدم آگاهی امام به زبان آنها، منجر به تعطیل شدن احکام میشود و این نقض غرض از وجود امام خواهد بود"<ref>مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج۶، ص ۱۵۳</ref> زیرا یکی از غرضهای وجود امام، تبیین و اجرای احکام و معارف دین میباشد.<ref>ر.ک. داداش زاده، داوود، علم امام در کتاب کافی و شروح آن، ص 48 ـ 51</ref> | #خادم امام عسکری(علیه السلام) میگوید:<ref>مسعودی، اثبات الوصیه، ص 251</ref> بارها میدیدم آن حضرت با غلامان خود به زبانهای رومی و صقلبی و ترکی سخن میگوید، به گونهای که تعجب مرا برمی انگیخت. پیش خود گفتم او متولد مدینه است و مسافرتی نکرده و با کسی هم مراوده نداشته است تا این زبانها را بیاموزد، امام باطن مرا خواند و فرمود: «خدای تعالی حجتش را از میان مردم برانگیخته و علم لغات و انساب و حوادث و خبر مرگ افراد را به او نمایانده است وگرنه فرقی بین او و دیگران نبود.»<ref>ر.ک. نمازی شاهرودی، علی، علم غیب، ص 133 ـ 136؛ صادقی، مصطفی، شیوه های تشخیص امام در عصر حضور، ص 57؛ داداش زاده، داوود، علم امام در کتاب کافی و شروح آن، ص 48 ـ 51</ref> از این که حضرت میفرماید، اگر امام علم به لغات نداشته باشد بین امام و مأموم فرقی نخواهد بود، میتوان فهمید، اگر امام این صفت را نداشته باشد امام نیست؛ بنابراین از شرایط امام، دانستن همه زبانها خواهد بود. علامۀ مجلسی ضرورت وجود چنین صفتی برای امام را چنین بیان میکند: "اگر دو نفر غیر عرب برای برطرف کردن اختلاف، به امام مراجعه کنند و ایشان را قاضی قرار دهند و مترجمی حضور نداشته باشد، در این صورت، عدم آگاهی امام به زبان آنها، منجر به تعطیل شدن احکام میشود و این نقض غرض از وجود امام خواهد بود"<ref>مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج۶، ص ۱۵۳</ref> زیرا یکی از غرضهای وجود امام، تبیین و اجرای احکام و معارف دین میباشد.<ref>ر.ک. داداش زاده، داوود، علم امام در کتاب کافی و شروح آن، ص 48 ـ 51</ref> | ||
#امام حسن(علیه السلام) فرمودند:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر، ج ۱۰، ص ۵۱۰</ref> «خداوند به غیر از این خورشید خورشیدهای بسیار دیگری آفریده که فاصله میان آنها بسیار زیاد است و غیر از این ماه، ماههای دیگری آفریده که فاصله میان آنها بسیار زیاد است و غیر از این عالم هفتاد هزار عالم دیگر آفریده است که میان آنها فاصله بسیار زیاد است و در هر یک شهرهایی و در هر شهر زبانی است و هیچ لغتی نیست مگر آن که امام | #امام حسن(علیه السلام) فرمودند:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر، ج ۱۰، ص ۵۱۰</ref> «خداوند به غیر از این خورشید خورشیدهای بسیار دیگری آفریده که فاصله میان آنها بسیار زیاد است و غیر از این ماه، ماههای دیگری آفریده که فاصله میان آنها بسیار زیاد است و غیر از این عالم هفتاد هزار عالم دیگر آفریده است که میان آنها فاصله بسیار زیاد است و در هر یک شهرهایی و در هر شهر زبانی است و هیچ لغتی نیست مگر آن که امام آن را میداند و ما حجت خدا در همه این مکانهاییم.»<ref>ر.ک. رستمی، محمدزمان، آل بویه، طاهره، علم امام، ص 143 ـ 145</ref> | ||
#شیخ صدوق روایتی را نقل میکند<ref>ابن بابویه محمد بن علی، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۲۷</ref> مبنی بر اینکه امام رضا(علیه السلام) صحبتهای چند غلام که به زبان بلغاری و رومی در مورد خون گرفتن از رگ دستهایشان با هم صحبت میکردند، شنید و روز بعد به برخی از اطباء دستور داد از رگ دست این غلامان خون بگیرند.<ref>ر.ک. افتخاری، سیدابراهیم، بررسی مقایسه ایی شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 84 ـ 86</ref> | #شیخ صدوق روایتی را نقل میکند<ref>ابن بابویه محمد بن علی، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۲۷</ref> مبنی بر اینکه امام رضا(علیه السلام) صحبتهای چند غلام که به زبان بلغاری و رومی در مورد خون گرفتن از رگ دستهایشان با هم صحبت میکردند، شنید و روز بعد به برخی از اطباء دستور داد از رگ دست این غلامان خون بگیرند.<ref>ر.ک. افتخاری، سیدابراهیم، بررسی مقایسه ایی شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 84 ـ 86</ref> | ||
#داوود بن قاسم جعفری میگوید،<ref>ابن بابویه محمد بن علی، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۲8</ref> داشتم با امام رضا(علیه السلام) غذا میخوردم، متوجه شدم ایشان با برخی از غلامان خود به زبان بلغاری و فارسی تکلم میکند، من هم غلام خود را نزد غلام ایشان فرستادم تا زبان فارسی یاد بگیرد، و گاهی که آن غلام در آموزش یک لغت خاص دچار مشکل میشد، خود امام(علیه السلام) به او کمک میکرد.<ref>ر.ک. افتخاری، سیدابراهیم، بررسی مقایسه ایی شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 84 ـ 86</ref> | #داوود بن قاسم جعفری میگوید،<ref>ابن بابویه محمد بن علی، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج ۲، ص ۲۲8</ref> داشتم با امام رضا(علیه السلام) غذا میخوردم، متوجه شدم ایشان با برخی از غلامان خود به زبان بلغاری و فارسی تکلم میکند، من هم غلام خود را نزد غلام ایشان فرستادم تا زبان فارسی یاد بگیرد، و گاهی که آن غلام در آموزش یک لغت خاص دچار مشکل میشد، خود امام(علیه السلام) به او کمک میکرد.<ref>ر.ک. افتخاری، سیدابراهیم، بررسی مقایسه ایی شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 84 ـ 86</ref> |