امامت در لغت: تفاوت میان نسخهها
←معنای اصطلاحی امامت در قرآن
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
بنابراین واژۀ امام در قرآن به صورت عام و در مصادیق بشری و غیر بشری به کار رفته است. مصادیق بشری امام و [[امامت]]، به امامت [[حق]]<ref>سوره انبیاء، آیه ۷۳، سوره سجده، آیه ۲۴، سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و [[پیشوایی]] [[باطل]]<ref>سوره قصص، آیه ۴۱.</ref> و گاهی به مفهوم جامع میان [[پیشوایی]] بر [[حق و باطل]]: {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}}<ref>«روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref> تقسیم میشود. مهمترین ویژگی [[امامت]] [[باطل]] [[دعوت]] به سوی [[آتش]] است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}<ref>«و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیم که (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا میخوانند» سوره قصص، آیه ۴۱.</ref> از این رو از [[امامان]] باطل به "[[ائمه کفر]]" یاد شده است: {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ}}<ref>«با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>. برای پیشوایی به [[حق]] علاوه بر واژۀ [[امام]]، آیاتی که واژگان أولی الأمر، [[خلیفه]]، ولی، [[هادی]] و... نیز در آنها موجود است، برای معنا، چیستی و [[حقیقت امامت]] آمده است. | بنابراین واژۀ امام در قرآن به صورت عام و در مصادیق بشری و غیر بشری به کار رفته است. مصادیق بشری امام و [[امامت]]، به امامت [[حق]]<ref>سوره انبیاء، آیه ۷۳، سوره سجده، آیه ۲۴، سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و [[پیشوایی]] [[باطل]]<ref>سوره قصص، آیه ۴۱.</ref> و گاهی به مفهوم جامع میان [[پیشوایی]] بر [[حق و باطل]]: {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}}<ref>«روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref> تقسیم میشود. مهمترین ویژگی [[امامت]] [[باطل]] [[دعوت]] به سوی [[آتش]] است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}<ref>«و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیم که (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا میخوانند» سوره قصص، آیه ۴۱.</ref> از این رو از [[امامان]] باطل به "[[ائمه کفر]]" یاد شده است: {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ}}<ref>«با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>. برای پیشوایی به [[حق]] علاوه بر واژۀ [[امام]]، آیاتی که واژگان أولی الأمر، [[خلیفه]]، ولی، [[هادی]] و... نیز در آنها موجود است، برای معنا، چیستی و [[حقیقت امامت]] آمده است. | ||
امامت و پیشوایی [[حق]]، یک [[منصب الهی]] و به تعبیر [[قرآن کریم]] [[عهد خداوند]] است: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>.<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۴۴.</ref> | |||
از [[کلام]] راغب اصفهانی اینگونه استفاده میشود که امامت به معنای [[مقتدا]] و متقدم بودن است. [[اقتدا]] کردن نیز به معنای [[تبعیت]] و [[پیروی]] است. [[خدای متعال]] در [[وصف]] رابطه [[فرعون]] و قومش میفرماید: {{متن قرآن|فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ}}<ref>«نزد فرعون و سرکردگان وی؛ آنگاه، آن (سرکرده) ها از فرمان فرعون پیروی کردند و فرمان فرعون از سر کاردانی نبود او در روز رستخیز، پیشاپیش قومش میآید و آنان را به دوزخ درمیآورد و بد آبشخوری است که بدان درمیآیند» سوره هود، آیه ۹۷ ـ ۹۸.</ref>. طبق این [[آیه]]، [[دلیل]] تقدّم و پیشروی فرعون بر قومش در [[روز قیامت]] این است که [[قوم فرعون]] از امر او پیروی کردهاند و این نکته نشان میدهد مسألۀ اصلی و سرنوشتساز [[امتها]] و [[ملتها]]، "[[اتّباع]] [[امر]]" است. بنابراین، "اقتدا" و "ائتمام" (پذیرش امامت) به معنی "اتّباع امر" یا "اتّباع در فعل و قول" و "امامت" یعنی "تقدّم"، "مقتدا شدن" و "متبوع شدن" است<ref>ر.ک: [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197 درس اول «امامت در اندیشه اسلامی»].</ref>. ابنمنظور در لسان العرب و طریحی در [[مجمع]] البحرین نیز به همین معنی اشاره میکنند<ref>حاصل سخن ابن منظور دربارۀ ریشه لغوی امام این است: این واژه، به صورت متعدی و لازم به کار برده میشود. اگر گفته شود: {{عربی|أَمَّ القومَ وأَمَّ بِهِمْ}} یعنی: بر آنها مقدم شد؛ نه اینکه فقط از لحاظ مکانی، بلکه از لحاظ عمل؛ او جلو باشد و اینها مثل او عمل کنند. ازاینرو، میگوید: معنای {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ}}«با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید» سوره توبه، آیه ۱۲. اینکه: با سران و رهبران کفر بجنگید؛ آنان که ضعیفان، تابعشان بودند. پس امامت به معنای مقتدا بودن است و مقتدا شدن به این است که دیگران تبعیت کنند. بنابراین، محور اصلی این واژه "تبعیت" و "اقتدا" است. در ادامه گفته است:امام هر چیزی قیّم بر آن است؛ یعنی امام، آن کسی است که مسئولیت اصلاح چیزی را بر عهده دارد. در انتهای سخن نیز برخی از استعمالات امام را برمیشمارد و میگوید: قرآن امام مسلمین است و خلیفه امام رعیت، امام لشکریان نیز رهبر آنان است، {{عربی|أَمَّ القومَ وأَم بِهِمْ: تقدَّمهم، وَهِیَ الإِمامةُ. والإِمامُ: کُلُّ مَنِ ائتَمَّ بِهِ قومٌ کَانُوا عَلَی الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِیمِ أَو کَانُوا ضالِّین... [قال] ابْنُ سِیدَهْ: والإِمامُ مَا ائْتُمَّ بِهِ مِنْ رئیسٍ وغیرِه، وَالْجَمْعُ أَئِمَّة. وَفِی التَّنْزِیلِ الْعَزِیزِ: (فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ (أَی: قاتِلوا رؤساءَ الکُفْر وقادَتَهم الَّذِینَ ضُعَفاؤهم تَبَعٌ لَهُمْ... وقال الْمَازِنِیُّ: أُیَیْمَة وَلَمْ یقلِب، وإِمامُ کلِّ شَیْءٍ: قَیِّمُهُ والمُصْلِح لَهُ، والقرآنُ إِمامُ المُسلمین، وسَیدُنا مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله{{صل}}: إِمام الأَئِمَّة، وَالْخَلِیفَةُ: إِمَامُ الرَّعِیَّةِ، وإِمامُ الجُنْد: قَائِدُهُمْ}}؛ ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ طریحی، فخرالدین بن محمدعلی، مجمع البحرین، ج۶، ص۱۴: «امام به کسر الف، بر وزن فِعال به معنای کسی است که از او پیروی میشود، {{عربی|الإِمَامُ - بالکسر علی فِعَال - للذی یُؤتَمُّ بِه، وجمعه: أَئِمَّة}} حاصل مطلب این است که: هر کسی که دیگران به او "ائتمام" کنند - یعنی "اقتدا" و "تبعیت" کنند - "امام میگویند. سپس تعریفی از شیخ صدوق و متکلمان نقل میکند که در تعریف اصطلاحی به آن دو اشاره خواهد شد؛ [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197 درس اول «امامت در اندیشه اسلامی»].</ref>. | از [[کلام]] راغب اصفهانی اینگونه استفاده میشود که امامت به معنای [[مقتدا]] و متقدم بودن است. [[اقتدا]] کردن نیز به معنای [[تبعیت]] و [[پیروی]] است. [[خدای متعال]] در [[وصف]] رابطه [[فرعون]] و قومش میفرماید: {{متن قرآن|فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ}}<ref>«نزد فرعون و سرکردگان وی؛ آنگاه، آن (سرکرده) ها از فرمان فرعون پیروی کردند و فرمان فرعون از سر کاردانی نبود او در روز رستخیز، پیشاپیش قومش میآید و آنان را به دوزخ درمیآورد و بد آبشخوری است که بدان درمیآیند» سوره هود، آیه ۹۷ ـ ۹۸.</ref>. طبق این [[آیه]]، [[دلیل]] تقدّم و پیشروی فرعون بر قومش در [[روز قیامت]] این است که [[قوم فرعون]] از امر او پیروی کردهاند و این نکته نشان میدهد مسألۀ اصلی و سرنوشتساز [[امتها]] و [[ملتها]]، "[[اتّباع]] [[امر]]" است. بنابراین، "اقتدا" و "ائتمام" (پذیرش امامت) به معنی "اتّباع امر" یا "اتّباع در فعل و قول" و "امامت" یعنی "تقدّم"، "مقتدا شدن" و "متبوع شدن" است<ref>ر.ک: [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197 درس اول «امامت در اندیشه اسلامی»].</ref>. ابنمنظور در لسان العرب و طریحی در [[مجمع]] البحرین نیز به همین معنی اشاره میکنند<ref>حاصل سخن ابن منظور دربارۀ ریشه لغوی امام این است: این واژه، به صورت متعدی و لازم به کار برده میشود. اگر گفته شود: {{عربی|أَمَّ القومَ وأَمَّ بِهِمْ}} یعنی: بر آنها مقدم شد؛ نه اینکه فقط از لحاظ مکانی، بلکه از لحاظ عمل؛ او جلو باشد و اینها مثل او عمل کنند. ازاینرو، میگوید: معنای {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ}}«با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید» سوره توبه، آیه ۱۲. اینکه: با سران و رهبران کفر بجنگید؛ آنان که ضعیفان، تابعشان بودند. پس امامت به معنای مقتدا بودن است و مقتدا شدن به این است که دیگران تبعیت کنند. بنابراین، محور اصلی این واژه "تبعیت" و "اقتدا" است. در ادامه گفته است:امام هر چیزی قیّم بر آن است؛ یعنی امام، آن کسی است که مسئولیت اصلاح چیزی را بر عهده دارد. در انتهای سخن نیز برخی از استعمالات امام را برمیشمارد و میگوید: قرآن امام مسلمین است و خلیفه امام رعیت، امام لشکریان نیز رهبر آنان است، {{عربی|أَمَّ القومَ وأَم بِهِمْ: تقدَّمهم، وَهِیَ الإِمامةُ. والإِمامُ: کُلُّ مَنِ ائتَمَّ بِهِ قومٌ کَانُوا عَلَی الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِیمِ أَو کَانُوا ضالِّین... [قال] ابْنُ سِیدَهْ: والإِمامُ مَا ائْتُمَّ بِهِ مِنْ رئیسٍ وغیرِه، وَالْجَمْعُ أَئِمَّة. وَفِی التَّنْزِیلِ الْعَزِیزِ: (فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ (أَی: قاتِلوا رؤساءَ الکُفْر وقادَتَهم الَّذِینَ ضُعَفاؤهم تَبَعٌ لَهُمْ... وقال الْمَازِنِیُّ: أُیَیْمَة وَلَمْ یقلِب، وإِمامُ کلِّ شَیْءٍ: قَیِّمُهُ والمُصْلِح لَهُ، والقرآنُ إِمامُ المُسلمین، وسَیدُنا مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله{{صل}}: إِمام الأَئِمَّة، وَالْخَلِیفَةُ: إِمَامُ الرَّعِیَّةِ، وإِمامُ الجُنْد: قَائِدُهُمْ}}؛ ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ طریحی، فخرالدین بن محمدعلی، مجمع البحرین، ج۶، ص۱۴: «امام به کسر الف، بر وزن فِعال به معنای کسی است که از او پیروی میشود، {{عربی|الإِمَامُ - بالکسر علی فِعَال - للذی یُؤتَمُّ بِه، وجمعه: أَئِمَّة}} حاصل مطلب این است که: هر کسی که دیگران به او "ائتمام" کنند - یعنی "اقتدا" و "تبعیت" کنند - "امام میگویند. سپس تعریفی از شیخ صدوق و متکلمان نقل میکند که در تعریف اصطلاحی به آن دو اشاره خواهد شد؛ [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197 درس اول «امامت در اندیشه اسلامی»].</ref>. | ||