←گسترش فرقههای زیدی
| خط ۹۵: | خط ۹۵: | ||
===گسترش فرقههای زیدی=== | ===گسترش فرقههای زیدی=== | ||
[[قیام زید]] باعث شد تفکر جدیدی رخ نماید. زیدیه [[امر به معروف و نهی از منکر]] را جزء [[اصول دین]] دانستند؛ البته [[معتزله]] نیز این [[اندیشه]] را داشتند و برای [[مبارزه با حکومت]] [[بنیامیه]] آماده شدند | [[قیام زید]] باعث شد تفکر جدیدی رخ نماید. زیدیه [[امر به معروف و نهی از منکر]] را جزء [[اصول دین]] دانستند؛ البته [[معتزله]] نیز این [[اندیشه]] را داشتند و برای [[مبارزه با حکومت]] [[بنیامیه]] آماده شدند. چون نقل شده بود که [[زید]] دو [[خلیفه اول]] را قبول دارد، جمع بیشتری به [[تفکر]] [[زیدیه]] علاقهمند شدند؛ بهویژه کسانی که از تفکر [[شیعه]] و [[اهلبیت]] دور بودند. این تفکر در [[سپاه]] [[زید]] دیده میشود. [[معاویة بن عمار]] [[فرمانده]] سمت چپ سپاه زید بود. او در آغاز [[سخنرانی]] خود بر [[ابوبکر]] و [[عمر]] [[رحمت]] فرستاد و از [[عثمان]] [[انتقاد]] کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، أنساب الأشراف، ج۳، ص۲۴۶؛ همو، جمل من أنساب الأشراف، ج۳، ص۴۳۹.</ref>. این گزارش [[همسویی]] [[سپاهیان]] زید با تفکر کثیرالنواء و [[مخالفت]] نداشتن وی با دو [[خلیفه اول]] را نشان میدهد و نیز این را که زید حساسیتی به [[عقیده]] همراهانش درباره دو خلیفه اول نداشته است. بهاختصار به چهار گروه زیدیه اشاره میکنیم: | ||
#'''[[جارودیه]]''': [[ابوالجارود زیاد بن منذر]]<ref>حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ص۲۱.</ref> فرمانده سمت راست زید بود که در [[جنگ]] شرکت داشت<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۳۳.</ref>. گروه زیدیه جارودیه به وی منسوب است. [[اشعری]] وی را اولین گروه از زیدیه میداند. آنان قایل به [[نص]] بر [[خلافت علی]]{{ع}} با بیان اوصاف حضرت بودند<ref>علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الإسلامیین، ص۶۷.</ref>. ابوالجارود مخالف [[امام صادق]]{{ع}} بود و [[امامت]] حضرت را نپذیرفت<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۰.</ref>، در عین اینکه او جزء [[اصحاب]] [[امام باقر]]{{ع}} بود و [[روایات]] فراوانی از ایشان نقل کرده است<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱، ص۴۱؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۵۲ و ۲۵۳.</ref>. روایات وی با نام [[ابوالجارود]] ۹۲ خبر است<ref>ابوالقاسم خوئی، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال (۲۴ جلدی)، ج۲۲، ص۸۱ و ذیل «شرح حال زیاد بن منذر»، ج۸، ص۳۳۲.</ref>. او بعد از [[قیام زید]] به دنبال تفکر خود بوده و به همین علت روایات متعددی در [[مذمت]] او نقل شده است<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۲.</ref>. امام صادق{{ع}} در روایتی او و کثیرالنواء و سالم بن ابیحفصه را [[کذّاب]] معرفی کرده و آنان را [[لعن]] نموده است<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۰.</ref>؛ حتی از ابوالجارود به «سرحوب»<ref>سرحوب در لغت و اشعار عرب به اسب بلندقامت تیزرو اطلاق میشود (عبدالقادر بغدادی، خزانة الأدب و لب لباب لسان العرب، ج۴، ص۸۶). شاید از آن جهت که ابوالجارود در انحراف دیگران توانا بوده است، به او سرحوب میگفتند.</ref> تعبیر شده که نام [[شیطانی]] است در دریا. این تعبیر و [[تفسیر]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۹؛ سیدمحمدمرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۲، ص۷۴.</ref>؛ زیرا [[ابوالجارود]] جمعی از [[شیعیان]] را [[گمراه]] کرد؛ بنابراین بخشی از [[روایات]] که [[زیدیه]] را در ردیف ناصبیان معرفی کرده<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۲۸.</ref>، نظر به [[رهبران]] زیدیه چون ابوالجارود و امثال وی دارد که [[امام صادق]]{{ع}} درباره وی فرموده حیران از [[دنیا]] میرود<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي أُسَامَةَ، قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} مَا فَعَلَ أَبُو الْجَارُودِ! أَمَا وَ اللَّهِ لَا يَمُوتُ إِلَّا تَائِهاً}}؛ شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۳۷، ص۳۲.</ref>. | #'''[[جارودیه]]''': [[ابوالجارود زیاد بن منذر]]<ref>حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ص۲۱.</ref> فرمانده سمت راست زید بود که در [[جنگ]] شرکت داشت<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۳۳.</ref>. گروه زیدیه جارودیه به وی منسوب است. [[اشعری]] وی را اولین گروه از زیدیه میداند. آنان قایل به [[نص]] بر [[خلافت علی]]{{ع}} با بیان اوصاف حضرت بودند<ref>علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الإسلامیین، ص۶۷.</ref>. ابوالجارود مخالف [[امام صادق]]{{ع}} بود و [[امامت]] حضرت را نپذیرفت<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۰.</ref>، در عین اینکه او جزء [[اصحاب]] [[امام باقر]]{{ع}} بود و [[روایات]] فراوانی از ایشان نقل کرده است<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱، ص۴۱؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۵۲ و ۲۵۳.</ref>. روایات وی با نام [[ابوالجارود]] ۹۲ خبر است<ref>ابوالقاسم خوئی، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال (۲۴ جلدی)، ج۲۲، ص۸۱ و ذیل «شرح حال زیاد بن منذر»، ج۸، ص۳۳۲.</ref>. او بعد از [[قیام زید]] به دنبال تفکر خود بوده و به همین علت روایات متعددی در [[مذمت]] او نقل شده است<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۲.</ref>. امام صادق{{ع}} در روایتی او و کثیرالنواء و سالم بن ابیحفصه را [[کذّاب]] معرفی کرده و آنان را [[لعن]] نموده است<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۰.</ref>؛ حتی از ابوالجارود به «سرحوب»<ref>سرحوب در لغت و اشعار عرب به اسب بلندقامت تیزرو اطلاق میشود (عبدالقادر بغدادی، خزانة الأدب و لب لباب لسان العرب، ج۴، ص۸۶). شاید از آن جهت که ابوالجارود در انحراف دیگران توانا بوده است، به او سرحوب میگفتند.</ref> تعبیر شده که نام [[شیطانی]] است در دریا. این تعبیر و [[تفسیر]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۹؛ سیدمحمدمرتضی حسینی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۲، ص۷۴.</ref>؛ زیرا [[ابوالجارود]] جمعی از [[شیعیان]] را [[گمراه]] کرد؛ بنابراین بخشی از [[روایات]] که [[زیدیه]] را در ردیف ناصبیان معرفی کرده<ref>شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۲۸.</ref>، نظر به [[رهبران]] زیدیه چون ابوالجارود و امثال وی دارد که [[امام صادق]]{{ع}} درباره وی فرموده حیران از [[دنیا]] میرود<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي أُسَامَةَ، قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} مَا فَعَلَ أَبُو الْجَارُودِ! أَمَا وَ اللَّهِ لَا يَمُوتُ إِلَّا تَائِهاً}}؛ شیخ طوسی، إختیار معرفة الرجال، ص۲۳۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۳۷، ص۳۲.</ref>. | ||
#'''[[سلیمانیه]]''': [[اشعری]] دومین گروه از زیدیه را سلیمانیه میداند<ref>علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ص۶۸.</ref>. آنان [[پیروان]] [[سلیمان بن جریر]] بودند<ref>او بداء و تقیه را از ساختههای شیعه دانست و باعث شد جمع زیادی از پیروان امام باقر{{ع}} امامت امام صادق{{ع}} را نپذیرند (حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ص۶۴).</ref>. آنها [[شورا]] را پذیرفتهاند و [[خلافت]] [[شیخین]] را قبول دارند<ref>علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ص۶۸.</ref>. [[مجلسی]] در شرح [[حدیثی]] دربارۀ [[بداء]]، عقیدۀ سلیمان بن جریر را دراینباره از قول [[فخر رازی]] نقل کرده است<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج۲، ص۱۲۳.</ref>. در الأنساب این گروه معرفی شدهاند<ref>ابوسعید عبدالکریم بن محمد تمیمی سمعانی، الأنساب، ج۷، ص۱۹۹.</ref>. شماری این گروه را [[جریریه]] نامیدهاند که پیرو سلیمان بن جریر هستند<ref>علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۲۰۸-۲۰۹.</ref>. برخی [[جارودیه]] را به وی منسوب میدانند<ref>{{عربی|وأَمَّا الزَّيْدِيَّةُ فَإنَّهُمْ أصْنَافٌ مِنْهُمُ الْجَارُودِيَّةُ أَصْحَابُ سُلَيْمَانَ بْنِ جرِيرٍ الْجَارُود}}؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۳۳.</ref> که درست نیست. [[سلیمان]] به خواست [[هارون]] [[خلیفه عباسی]]، [[ادریس بن عبدالله]] (م ۱۷۷) مؤسس [[ادارسه]] در [[مغرب]] را با بوی خوش [[مسموم]] کرد<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۰۷.</ref>. | #'''[[سلیمانیه]]''': [[اشعری]] دومین گروه از زیدیه را سلیمانیه میداند<ref>علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ص۶۸.</ref>. آنان [[پیروان]] [[سلیمان بن جریر]] بودند<ref>او بداء و تقیه را از ساختههای شیعه دانست و باعث شد جمع زیادی از پیروان امام باقر{{ع}} امامت امام صادق{{ع}} را نپذیرند (حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعه، ص۶۴).</ref>. آنها [[شورا]] را پذیرفتهاند و [[خلافت]] [[شیخین]] را قبول دارند<ref>علی بن اسماعیل اشعری، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، ص۶۸.</ref>. [[مجلسی]] در شرح [[حدیثی]] دربارۀ [[بداء]]، عقیدۀ سلیمان بن جریر را دراینباره از قول [[فخر رازی]] نقل کرده است<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج۲، ص۱۲۳.</ref>. در الأنساب این گروه معرفی شدهاند<ref>ابوسعید عبدالکریم بن محمد تمیمی سمعانی، الأنساب، ج۷، ص۱۹۹.</ref>. شماری این گروه را [[جریریه]] نامیدهاند که پیرو سلیمان بن جریر هستند<ref>علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۲۰۸-۲۰۹.</ref>. برخی [[جارودیه]] را به وی منسوب میدانند<ref>{{عربی|وأَمَّا الزَّيْدِيَّةُ فَإنَّهُمْ أصْنَافٌ مِنْهُمُ الْجَارُودِيَّةُ أَصْحَابُ سُلَيْمَانَ بْنِ جرِيرٍ الْجَارُود}}؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۳۳.</ref> که درست نیست. [[سلیمان]] به خواست [[هارون]] [[خلیفه عباسی]]، [[ادریس بن عبدالله]] (م ۱۷۷) مؤسس [[ادارسه]] در [[مغرب]] را با بوی خوش [[مسموم]] کرد<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۰۷.</ref>. | ||