بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
===مراحل ایمان=== | ===مراحل ایمان=== | ||
ایمان دو مرحله دارد: | ایمان دو مرحله دارد: | ||
#یکی ایمانِ همراه [[تصدیق قلبی]]، اما بدون عمل و [[اطاعت]]، در این مرحله [[تصدیق]] هست، اما [[تسلیم]] نیست؛ به این معنا که انسانها در درون خود به وجود [[خدا]] و [[حقانیت]] و [[صدق رسول خدا]]{{صل}} [[علم]] دارند و این [[حقایق]] برای افراد با | #یکی ایمانِ همراه [[تصدیق قلبی]]، اما بدون عمل و [[اطاعت]]، در این مرحله [[تصدیق]] هست، اما [[تسلیم]] نیست؛ به این معنا که انسانها در درون خود به وجود [[خدا]] و [[حقانیت]] و [[صدق رسول خدا]]{{صل}} [[علم]] دارند و این [[حقایق]] برای افراد با دلیل و [[برهان]] [[محرز]] است و میدانند [[رسول]] در [[ادعای نبوت]] و [[تبلیغ رسالت]] صادق، اما با این همه از او [[متابعت]] نمیکنند. این همان مرحله ایمان اول است که در [[قرآن کریم]] فراوان به آن اشاره شده است. | ||
#اما، در قرآن کریم برای تبیین [[ایمان کامل]]، معمولاً [[ایمان دوم]] در نظر گرفته شده است. ایمان دوم، [[ایمانی]] است که افزون بر تصدیق، همراه با تسلیم است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، این همان ایمان همراه تسلیم است. بحث در ایمان اول است یعنی ایمان همراه با تصدیق، اما عاری از تسلیم. | #اما، در قرآن کریم برای تبیین [[ایمان کامل]]، معمولاً [[ایمان دوم]] در نظر گرفته شده است. ایمان دوم، [[ایمانی]] است که افزون بر تصدیق، همراه با تسلیم است: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، این همان ایمان همراه تسلیم است. بحث در ایمان اول است یعنی ایمان همراه با تصدیق، اما عاری از تسلیم. | ||
===مراتب ایمان در قرآن=== | ===مراتب ایمان در قرآن=== | ||
آیاتی از قرآن کریم اشاره به دو مرحلهای بودن ایمان دارند: | آیاتی از قرآن کریم اشاره به دو مرحلهای بودن ایمان دارند: | ||
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده | #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است» سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>، ای کسانی که ایمان آوردهاید؛ به خدا و رسول او و به [[کتابی]] که بر او نازل شده است [[ایمان]] آورید. معلوم میشود [[قرآن کریم]] یک مرحله از ایمان را مفروض و مسلّم میگیرد، بعد به افرادی که این مرحله از ایمان را دارند [[دستور]] میدهد که ایمان مرحله دوم را به دست آورید. اگر چنین نباشد، جمله {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا}} امر به تحصیل حاصل میشود؛ لذا این ایمان که به آن امر شده است ایمانِ مرحله دوم و به معنای [[تسلیم]] است، نه ایمان اول که به معنای صِرف [[تصدیق]] است و آن را دارا هستند. | ||
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.</ref>، این [[آیه]] خطاب به کسانی است که صفت ایمان بر آنها | #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.</ref>، این [[آیه]] خطاب به کسانی است که صفت ایمان بر آنها صادق است و به ایشان خطاب میشود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}؛ سپس همین [[اهل]] ایمان را، امر به [[تقوا]] و ایمان میکند: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ}}؛ معلوم میشود این امر، امر به [[ایمان دوم]] است که همراه با تقوا و [[رحمت الهی]] است. [[امت]] مرحومهای و رحمت الهی وابسته به وجود ایمان دوم است. اول میفرماید: {{متن قرآن|يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ}}، دوم میفرماید: {{متن قرآن|وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ}} و سوم میفرماید: {{متن قرآن|وَيَغْفِرْ لَكُمْ}}. [[نور]] و رحمت الهی و [[قبول توبه]] از سوی [[خداوند متعال]] از [[آثار ایمان]] مرحله دوم است. در قرآن کریم دو نوع توبهپذیری جمعی و گروهی آمده است؛ یکی آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>، گروهی که در این آیه به آنها اشاره شده است کسانی هستند که فقط ایمان اول را دارند؛ لذا بعد از [[ارتکاب گناه]]، اهل توبه نیستند و دیگری آیه {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>، در این [[آیه]] جمله {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ}} آمده است که مفید [[امید]] به [[توبه]] است و مانند آیه اول «لَو» به کار نرفته است که مفید [[امتناع]] از توبه بود؛ لذا نشان دهنده این مطلب است که ماهیت [[ایمان]] در این آیه با آیه اول متفاوت است و [[اهل]] ایمان در این آیه بر عکس آیه اول، بر ایمان اول ([[ایمان تصدیقی]]) توقف نکردهاند، بلکه به مرحله [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) ورود نمودهاند؛ لذا این گروه اهل توبه هستند که مشمول غفران و [[رحمت خداوند]] قرار میگیرند. | ||
#آیه سومی که به ایمان مرحله دوم (ایمان تسلیمی) اشاره دارد، [[آیات]] آغازین سوره بقره است که در آنها آمده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، | #آیه سومی که به ایمان مرحله دوم (ایمان تسلیمی) اشاره دارد، [[آیات]] آغازین سوره بقره است که در آنها آمده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستادهاند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند» سوره بقره، آیه ۲ ـ ۴.</ref>. [[ایمان]] مرحله دوم چند [[خصلت]] و ویژگی دارد؛ از جمله ویژگیهای آن، ایمان به تمام {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است، درحالیکه در ایمان مرحله اول این ویژگی موجود نیست و ایمان اول همراه ویژگی [[تصدیق]] بعض {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است که [[قرآن]] آن را [[نکوهش]] کرده است: {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>. ویژگی ایمان مرحله اول، [[تبعیض]] در ایمان و کتاب است، اما ویژگی ایمان مرحله دوم [[تسلیم]] و ایمان به همۀ {{متن قرآن| ما أَنْزَلَ اللَّه}} است. از جمله ویژگیهای ایمان مرحله دوم، ایمان و [[یقین]] به [[آخرت]] است. اما در ایمان مرحله اول، ویژگی یقین به آخرت موجود نیست. در ایمان مرحله اول تصدیق به [[خدا]] و [[رسول]] است، اما یقین به آخرت مقرون آن نیست. این ویژگیهایی است که در [[قرآن کریم]] برای ایمان مرحله دوم بیان شده است. چنانکه در آیات آغازین سوره بقره ملاحظه میشود، در این آیات هر دو مرحله ایمان آمده است و تکرار {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ}} در دو [[آیه]]، تکرار تأکیدی نیست، بلکه تکرار تبیینی است که با {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه سوم، مرحله اول ایمان یعنی «[[ایمان تصدیقی]]» تبیین شده و با {{متن قرآن|والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ}} در آیه چهارم، مرحله دوم ایمان یعنی ایمان تسلیمی بیان شده است؛ لذا بر اساس این [[آیات]]، دو مرحله در فرایند آیمانآوری [[انسان]] وجود دارد: مرحله اول، ایمان تصدیقی تنهاست، اما مرحله دوم [[ایمانی]] است که همراه با [[تسلیم]] است و آیه ۶۵ [[سوره نساء]] به آن اشاره دارد: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref> | ||
#آیه چهارم در این موضوع در سوره [[محمد]]{{صل}} آمده است که میفرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ}}<ref>«و (خداوند) از گناهان آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده که همه راستین و از سوی پروردگارشان است ایمان آوردند، چشم پوشید و حالشان را نیکو گردانید» سوره محمد، آیه ۲.</ref>، در این آیۀ شریفه هم {{متن قرآن|آمَنُوا}} تکرار شده است و به این موارد عنایتی است. | #آیه چهارم در این موضوع در سوره [[محمد]]{{صل}} آمده است که میفرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ}}<ref>«و (خداوند) از گناهان آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده که همه راستین و از سوی پروردگارشان است ایمان آوردند، چشم پوشید و حالشان را نیکو گردانید» سوره محمد، آیه ۲.</ref>، در این آیۀ شریفه هم {{متن قرآن|آمَنُوا}} تکرار شده است و به این موارد عنایتی است. | ||
===نسبت ایمان تصدیقی و ایمان تسلیمی=== | ===نسبت ایمان تصدیقی و ایمان تسلیمی=== | ||
در آیاتی که به آنها اشاره شد، به وجود دو مرتبه از [[مراتب ایمان]] هم به صورت تصریح و هم به نحو تلویحی پرداخته شده است، اما هر کدام از این دو | در آیاتی که به آنها اشاره شد، به وجود دو مرتبه از [[مراتب ایمان]] هم به صورت تصریح و هم به نحو تلویحی پرداخته شده است، اما هر کدام از این دو درجه دارای خصوصیاتی هستند؛ کیفیت این ویژگیها به گونهای است که گاهی آنچه در درجه اول است اگر منفی باشد، مثبت آن در درجه دوم وجود دارد. به این معنا که خصوصیتهای در مرتبه اول ایمان (ایمان تصدیقی) به عنوان ویژگیهای منفی شمرده میشود که مثبت آن در مرتبه [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) به عنوان یک ویژگی مثبت به شمار میآید؛ مثلاً فقدان [[یقین]] به [[آخرت]] به عنوان یک خصوصیت منفی از ویژگیهای ایمان اول به شمار میآید، در حالیکه وجود یقین به آخرت به عنوان یک خصوصیت مثبت از ویژگیهای ایمان دوم شمرده میشود. | ||
خصوصیت درجه اول ایمان چند ویژگی است؛ اولاً در درجه اول، اگر چه [[تصدیق قلبی]] هست، اما [[محبت خدا]] و [[رسول]] و [[بغض]] نسبت به [[دشمنان خدا]] و رسول وجود ندارد. با اینکه بیان کردیم این [[ایمان]] همراه با [[تصدیق]] است، اما همراه با [[تسلیم]] نیست؛ در چند [[آیه]] هم به آن اشاره شده است، مانند: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! چرا مرا آزار میدهید با آنکه میدانید من پیامبر خداوند به سوی شمایم؟ و چون (از حق) بگشتند خدا دلهایشان را بگردانید و خداوند قوم نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره صف، آیه ۵.</ref>، یا در آیه دیگری میفرماید: {{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند» سوره آل عمران، آیه ۸۶.</ref>. [[شهادت]] این گروه در آیه از صِدق است، یعنی به شکل [[واقعی]] به حقّانیّت رسول [[اسلام]]{{صل}} شهادت دادند و علاوه بر شهادت لسانی، قلباً هم شهادت دادند و تصدیق کردند. اما، بعد از این همه، [[کفر]] ورزیدند و [[انکار]] و [[عصیان]] کردند! | خصوصیت درجه اول ایمان چند ویژگی است؛ اولاً در درجه اول، اگر چه [[تصدیق قلبی]] هست، اما [[محبت خدا]] و [[رسول]] و [[بغض]] نسبت به [[دشمنان خدا]] و رسول وجود ندارد. با اینکه بیان کردیم این [[ایمان]] همراه با [[تصدیق]] است، اما همراه با [[تسلیم]] نیست؛ در چند [[آیه]] هم به آن اشاره شده است، مانند: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! چرا مرا آزار میدهید با آنکه میدانید من پیامبر خداوند به سوی شمایم؟ و چون (از حق) بگشتند خدا دلهایشان را بگردانید و خداوند قوم نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره صف، آیه ۵.</ref>، یا در آیه دیگری میفرماید: {{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند» سوره آل عمران، آیه ۸۶.</ref>. [[شهادت]] این گروه در آیه از صِدق است، یعنی به شکل [[واقعی]] به حقّانیّت رسول [[اسلام]]{{صل}} شهادت دادند و علاوه بر شهادت لسانی، قلباً هم شهادت دادند و تصدیق کردند. اما، بعد از این همه، [[کفر]] ورزیدند و [[انکار]] و [[عصیان]] کردند! | ||
در [[قرآن کریم]] کفرِ بعد از ایمان، معمولاً به معنای کفر به [[ایمان دوم]] و بعد از ایمان اول است؛ یعنی کسانی هستند که به مرحله اول ایمان که همان [[ایمان تصدیقی]] است نائل میشوند و [[حقانیت]] [[پیامبر]]{{صل}} را تصدیق میکنند، اما از پذیرش مرحله دوم ایمان، یعنی ایمان تسلیمی سر باز زده و نسبت به [[اطاعت از پیامبر]]{{ع}} [[کافر]] هستند: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم | در [[قرآن کریم]] کفرِ بعد از ایمان، معمولاً به معنای کفر به [[ایمان دوم]] و بعد از ایمان اول است؛ یعنی کسانی هستند که به مرحله اول ایمان که همان [[ایمان تصدیقی]] است نائل میشوند و [[حقانیت]] [[پیامبر]]{{صل}} را تصدیق میکنند، اما از پذیرش مرحله دوم ایمان، یعنی ایمان تسلیمی سر باز زده و نسبت به [[اطاعت از پیامبر]]{{ع}} [[کافر]] هستند: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟ در آن روز، آنان که کفر ورزیدهاند و از پیامبر سرپیچی کردهاند دوست دارند کاش با خاک یکسان میشدند و هیچ سخنی را از خداوند پنهان نمیتوانند داشت» سوره نساء، آیه ۴۱ ـ ۴۲.</ref>؛ در این آیه کفر و عصیان افراد نسبت به عدم [[اطاعت از رسول]]{{ع}} مطرح شده است؛ به عبارت دیگر، قرآن کریم از [[عدم اطاعت]] و فقدان تسلیم در برابر پیامبر به کفر تعبیر فرموده که به معنای عصیان و [[معصیت]] و [[مخالفت]] با رسول است، نه به معنای عدم تصدیق ایشان. این نوع کفر، کفر [[اطاعت]] است نه کفر ایمان اول و کفر تصدیق؛ به عبارتی، کفر تسلیمی است نه کفر تصدیقی؛ زیرا [[قرآن کریم]] [[اقوام]] و افرادی را [[کافر]] میخواند که ابتدا نسبت به [[حقانیت]] [[پیامبران]] [[تصدیق]] داشتهاند، اما سپس در برابر اطاعت از آنها [[عصیان]] و مخالفت کردهاند. | ||
برای مثال، | برای مثال، قرآن کریم سرگذشت افرادی را بازگو میکند که به [[حضرت موسی]]{{ع}} میگفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ}}<ref>«و گفتند: اى جادوگر! پروردگارت را براى ما به عهدى كه نزد تو كرده است، بخوان! (تا عذاب را از ما بردارد) كه ما رهياب شدهايم و چون عذاب را از آنان برداشتيم ناگاه پيمان مىشكستند» سوره زخرف، آیه ۴۹ ـ ۵۰.</ref>، این افراد قبول داشتند حضرت موسی{{ع}} خدایی دارد و اگر از خدایش بخواهد خواسته او را برآورده میکند. همچنین در آیه دیگر حکایت میکند که به حضرت موسی{{ع}} گفتند: {{متن قرآن|وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و میگفتند: هر نشانهای برای ما بیاوری که ما را با آن جادو کنی ما به تو ایمان نمیآوریم» سوره اعراف، آیه ۱۳۲.</ref>، یعنی تو را اطاعت نمیکنیم با اینکه میدانیم آنچه آوردهای آیه [[الهی]] است. این بحث [[قرآنی]] بسیار مفصل و مهم است؛ زیرا، [[مشکلات]] [[جوامع بشری]] عمدتاً در مرحله [[ایمان دوم]] بوده و [[جنگ]] و [[اختلاف]] بر روی آن است، نه بر روی [[ایمان]] مرحله اول. برای مثال اروپاییهای میدانند که ما بر [[حق]] هستیم اما حاضر نیستند در برابر حقانیت ما [[تسلیم]] شوند. | ||
===ویژگیهای [[ایمان تصدیقی]]=== | ===ویژگیهای [[ایمان تصدیقی]]=== | ||
====ویژگی اول: موجب مودت به خدا و بغض به دشمنان او نیست==== | ====ویژگی اول: موجب مودت به خدا و بغض به دشمنان او نیست==== | ||
اولین ویژگی درجه اول ایمان (ایمان تصدیقی) این است که [[محبت خدا]] و [[انبیا]] و [[اولیای خدا]] و همچنین [[بغض]] [[دشمنان خدا]] و انبیا و اولیای خدا را در شخص به وجود نمیآورد. [[آیات قرآن]] به روشنی به این ویژگی | اولین ویژگی درجه اول ایمان (ایمان تصدیقی) این است که [[محبت خدا]] و [[انبیا]] و [[اولیای خدا]] و همچنین [[بغض]] [[دشمنان خدا]] و انبیا و اولیای خدا را در شخص به وجود نمیآورد. [[آیات قرآن]] به روشنی به این ویژگی دلالت دارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! پدران و برادرانتان را دوست مگیرید اگر کفر را بر ایمان برگزینند و کسانی از شما که آنها را دوست بگیرند ستمگرند» سوره توبه، آیه ۲۳.</ref>، در آیه دوم میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴.</ref>. | ||
در این دو [[آیه]]، به افراد مخاطب به شکل نکوهشگرانه خطاب شده است: [[پدران]]، فرزندان، [[برادران]]، [[همسران]]، خویشان، [[اموال]]،[[ تجارت]]، و خانههایتان برای شما محبوبتر از [[خدا]] و [[رسول]] و [[جهاد]] در راه خداست: {{متن قرآن|آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ}}. یعنی از یک طرف ویژگی فقدان [[محبت خدا]] و [[رسول خدا]] برای این گروه [[اثبات]] شده است و از طرف دیگر در هر دو [[آیه]]، با جمله {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}} به افراد مخاطب خطاب شده است؛ این نشان میدهد این افراد مرتبه اول [[ایمان]] ([[ایمان تصدیقی]]) را داشتهاند، اما در آن توقف کرده و از مرتبه دوم ایمان (ایمان تسلیمی) سر باز زدهاند؛ لذا براساس این دو آیه در افراد و گروههایی که در درجه اول ایمان (ایمان تصدیقی) قرار دارند، ویژگی محبت خدا و رسول خدا{{صل}} وجود ندارد. | در این دو [[آیه]]، به افراد مخاطب به شکل نکوهشگرانه خطاب شده است: [[پدران]]، فرزندان، [[برادران]]، [[همسران]]، خویشان، [[اموال]]، [[تجارت]]، و خانههایتان برای شما محبوبتر از [[خدا]] و [[رسول]] و [[جهاد]] در راه خداست: {{متن قرآن|آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ}}. یعنی از یک طرف ویژگی فقدان [[محبت خدا]] و [[رسول خدا]] برای این گروه [[اثبات]] شده است و از طرف دیگر در هر دو [[آیه]]، با جمله {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}} به افراد مخاطب خطاب شده است؛ این نشان میدهد این افراد مرتبه اول [[ایمان]] ([[ایمان تصدیقی]]) را داشتهاند، اما در آن توقف کرده و از مرتبه دوم ایمان (ایمان تسلیمی) سر باز زدهاند؛ لذا براساس این دو آیه در افراد و گروههایی که در درجه اول ایمان (ایمان تصدیقی) قرار دارند، ویژگی محبت خدا و رسول خدا{{صل}} وجود ندارد. | ||
در آیه دیگر نسبت به جنبۀ دوم ویژگی ایمان که [[بغض به دشمنان]] خدا و رسول خداست میفرماید: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>، این ویژگی (حُب فی [[الله]] و [[بغض فی الله]]) از ویژگیهای مرحله [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) است که [[ایمانی]] تثبیت شده و مکتوب در [[قلب]] است. افراد دارای این مرحله از ایمان، با [[دشمنان خدا]] و [[دشمنان]] رسول خدا{{صل}} [[دوستی]] نمیکنند. آیه شریفه میفرماید: هر کسی با دشمنان خدا و و دشمنان رسول خدا دوستی کند، خارج از حوزه ایمان دوم است. هیچ کس نیست که [[ایمان به خدا]] و رسول خدا{{صل}} و [[روز قیامت]] داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول خدا دوستی کند. کسانی که با دشمنان خدا و [[رسول خدا]]{{صل}} | در آیه دیگر نسبت به جنبۀ دوم ویژگی ایمان که [[بغض به دشمنان]] خدا و رسول خداست میفرماید: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>، این ویژگی (حُب فی [[الله]] و [[بغض فی الله]]) از ویژگیهای مرحله [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) است که [[ایمانی]] تثبیت شده و مکتوب در [[قلب]] است. افراد دارای این مرحله از ایمان، با [[دشمنان خدا]] و [[دشمنان]] رسول خدا{{صل}} [[دوستی]] نمیکنند. آیه شریفه میفرماید: هر کسی با دشمنان خدا و و دشمنان رسول خدا دوستی کند، خارج از حوزه ایمان دوم است. هیچ کس نیست که [[ایمان به خدا]] و رسول خدا{{صل}} و [[روز قیامت]] داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول خدا دوستی کند. کسانی که با دشمنان خدا و [[رسول خدا]]{{صل}} دوستی نمیکنند، [[ایمان]] در دلهای آنان تثبیت شده است: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ...}} [[دوستی با دوستان خدا]] و رسول خدا و [[دشمنی با دشمنان خدا]] و رسول خدا از ویژگیهای [[ایمان دوم]] است؛ [[مؤمنان]] به ایمان دوم تأئید شده به [[روح الهی]] هستند. | ||
====ویژگی دوم==== | ====ویژگی دوم==== | ||
یکی از ویژگیهایی | یکی از ویژگیهایی ایمان مرحله اول این است که در آن [[محبت خدا]] و رسول خدا{{صل}} و [[بغض]] [[دشمنان خدا]] و رسول خدا{{صل}} در [[دل]] [[مؤمن]] به ایمان اول و تهی از ایمان دوم جای نمیگیرد و به جای آن [[حب]] دشمنان خدا و رسول خدا{{صل}} جای دارد. به خلاف ایمان مرحله دوم که در آن حب [[خدا]] و حب رسول خدا{{صل}} در دل افراد مؤمن تثبیت شده است و [[محبت]] دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا در دل آنان جایی ندارد. | ||
ویژگی دوم ایمان اول که آن را از ایمان دوم جدا میکند ـ البته ایمان اولی که تهی از ایمان دوم باشد ـ این است که ایمان اول قهری است و [[اراده]] و [[اختیار]] افراد در تحصیل آن دخالتی ندارد، به خلاف ایمان دوم که اختیاری است و اراده [[آدمی]] در به دست آوردن آن نقش اساسی دارد. ایمان اول که همان [[تصدیق قلبی]] است، نتیجه قهری [[علم]] و [[شناخت]] نسبت به [[آیات الهی]] و [[آگاهی]] از [[برهان]] است؛ یعنی وقتی برهان بر [[حقانیت]] [[دین خدا]] یا بر [[صدق رسول خدا]] اقامه شد، یا وقتی [[آیات خدا]] بر [[صدق]] خدا و رسول خدا{{صل}} ارائه گردید، [[قلب]] به شکل قهری به حقانیت آن [[اذعان]] پیدا میکند و علم به | ویژگی دوم ایمان اول که آن را از ایمان دوم جدا میکند ـ البته ایمان اولی که تهی از ایمان دوم باشد ـ این است که ایمان اول قهری است و [[اراده]] و [[اختیار]] افراد در تحصیل آن دخالتی ندارد، به خلاف ایمان دوم که اختیاری است و اراده [[آدمی]] در به دست آوردن آن نقش اساسی دارد. ایمان اول که همان [[تصدیق قلبی]] است، نتیجه قهری [[علم]] و [[شناخت]] نسبت به [[آیات الهی]] و [[آگاهی]] از [[برهان]] است؛ یعنی وقتی برهان بر [[حقانیت]] [[دین خدا]] یا بر [[صدق رسول خدا]] اقامه شد، یا وقتی [[آیات خدا]] بر [[صدق]] خدا و رسول خدا{{صل}} ارائه گردید، [[قلب]] به شکل قهری به حقانیت آن [[اذعان]] پیدا میکند و علم به دلیل، علت علم به نتیجه میشود. | ||
حتی در مورد افراد شکاک هم مطلب به همین صورت است؛ لذا [[وصف]] [[وسواس]] و شکاک از مقولههای مربوط به مرحله دوم ایمان است؛ یعنی به شکلی مربوط به عمل بوده و مربوط به اذعان و تصدیق قلبی نیست و افراد [[مبتلا]] به [[وسوسه]] و [[شک]]، | حتی در مورد افراد شکاک هم مطلب به همین صورت است؛ لذا [[وصف]] [[وسواس]] و شکاک از مقولههای مربوط به مرحله دوم ایمان است؛ یعنی به شکلی مربوط به عمل بوده و مربوط به اذعان و تصدیق قلبی نیست و افراد [[مبتلا]] به [[وسوسه]] و [[شک]]، اذعان و [[تصدیق قلبی]] دارند، اما فاقد [[تسلیم]] [[قلبی]] که مربوط به مرحله دوم [[ایمان]] است، هستند. در این فرایند، هرگاه [[برهان]] اقامه گردد و [[علم]] به برهان و [[معرفت]] به دلیل حاصل شود؛ در این صورت [[تصدیق]] به نتیجه، قهری بوده و اختیاری نیست. | ||
لذا | لذا امر به ایمان، امر به [[ایمان دوم]] است که اختیاری است؛ به همین دلیل [[خداوند]] [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا}}<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>، آیاتی مانند این، که در آنها امر به ایمان شده است مربوط به مرحله دوم ایمان بوده که اختیاری است و گرنه ایمان اول که تصدیق و اذعان قلبی است به مجرد اطلاع بر دلیل و برهان حاصل میشود و امر و [[امتثال امر]] در آن معنا ندارد؛ لذا در [[قرآن کریم]] در مواجهه [[فرعون]] و [[موسی]]{{ع}}، [[خداوند متعال]] بعد از آنکه به آیاتی اشاره میکند که [[حضرت موسی]]{{ع}} برای [[فرعونیان]] آورد، میفرماید: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref>، این [[انکار]] با اذعان و تصدیق قلبی، اما از روی [[ظلم]] و [[استکبار]] بوده است. | ||
در قرآن کریم، [[فقدان ایمان]] تسلیمی و عدم تسلیم در برابر حقی که برهان و دلیل برای آن اقامه شده است، اساس [[تکبّر]] و استکبار به شمار میآید؛ یعنی، همه تکبرها و تمام استکبارها از نداشتن ایمان مرحله دوم (ایمان تسلیمی) آغاز میشود؛ لذا میفرماید: {{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}}<ref>«به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی میورزند از نشانههای خود روگردان خواهم کرد و هر نشانهای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانههای ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.</ref>. | در قرآن کریم، [[فقدان ایمان]] تسلیمی و عدم تسلیم در برابر حقی که برهان و دلیل برای آن اقامه شده است، اساس [[تکبّر]] و استکبار به شمار میآید؛ یعنی، همه تکبرها و تمام استکبارها از نداشتن ایمان مرحله دوم (ایمان تسلیمی) آغاز میشود؛ لذا میفرماید: {{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}}<ref>«به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی میورزند از نشانههای خود روگردان خواهم کرد و هر نشانهای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانههای ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.</ref>. | ||
از دیدگاه [[اسلام]]، آن [[ایمانی]] که مطلوب و مورد امر و موضوع مطالبه خداوند است ایمان مرحله دوم (ایمان تسلیمی) است که اختیاری است و اساس [[رشد]] و [[تکامل معنوی]][[ انسان]] به شمار میآید.[[ ایمان]] مرحله اول ([[ایمان تصدیقی]]) که بر اثر تصدیق و [[اذعان]] [[قلبی]] است، عمل اختیاری نیست، بلکه یک فرایند قهری است و نقش چندانی در | از دیدگاه [[اسلام]]، آن [[ایمانی]] که مطلوب و مورد امر و موضوع مطالبه خداوند است ایمان مرحله دوم (ایمان تسلیمی) است که اختیاری است و اساس [[رشد]] و [[تکامل معنوی]] [[انسان]] به شمار میآید. [[ایمان]] مرحله اول ([[ایمان تصدیقی]]) که بر اثر تصدیق و [[اذعان]] [[قلبی]] است، عمل اختیاری نیست، بلکه یک فرایند قهری است و نقش چندانی در رشد و تعالی انسان ندارد؛ لذا [[متکبران]] و [[مستکبران]] از روی [[عناد]] و [[استکبار]]، علیرغم [[شناخت]] و [[تصدیق قلبی]] پا بر روی [[حق]] میگذارند که در [[آیات قرآن کریم]] بسیار به این مطلب اشاره شده است. از دیدگاه [[قرآن]]، [[تکبر]] در برابر حق، عاملی است که انسان با [[علم]] و تصدیق قلبی نسبت حق، در برابر آن [[تسلیم]] نمیشود و اساس همه [[اختلافات]] وحقستیزیها و حقناپذیریها، تکبر و استکبار است. | ||
از سوی دیگر، [[اجر]] و [[ثواب الهی]] بر [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) مترتّب میشود، نه بر ایمان اول ( | از سوی دیگر، [[اجر]] و [[ثواب الهی]] بر [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) مترتّب میشود، نه بر ایمان اول (ایمان تصدیقی)؛ یعنی صِرف [[تصدیق]] اینکه [[خدا]] و رسولی هست، اجر و ثوابی را برای افراد به همراه ندارد، بلکه آنچه اجر و [[ثواب]] [[اخروی]] بر آن مترتّب است ایمان دوم و تسلیم بودن و [[اطاعت خداوند]] و [[رسول]] است. | ||
لذا، {{متن قرآن|آمَنُوا}} در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا}}<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref> همان ایمان تصدیقی است؛ زیرا، هرکسی که در برابر [[برهان]] قرار گرفت به محض اینکه علم به برهان پیدا میکند، بهصورت قهری علم به نتیجه هم برای او حاصل میشود، حتی اگر در زبان | لذا، {{متن قرآن|آمَنُوا}} در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا}}<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref> همان ایمان تصدیقی است؛ زیرا، هرکسی که در برابر [[برهان]] قرار گرفت به محض اینکه علم به برهان پیدا میکند، بهصورت قهری علم به نتیجه هم برای او حاصل میشود، حتی اگر در زبان منکر باشد. برخی افراد هستند که وقتی برای آنها دلیل آورده میشود جوابی ندارند، اما میگویند: من قانع نشدهام! این عدم تسلیم و فقدان [[قناعت]] به حق، نشانه تکبر است؛ من قانع نشدهام، یعنی بر اثر استکبار حاضر نیست در برابر حقی که برهان بر آن اقامه شده است تسلیم شود. | ||
لذا، دومین ویژگی از ویژگیهای ایمان اول، عدم تسلیم در برابر حق است. البته خصوصیت ایمان اول این است، قهری و اجباری است؛ لذا موضوع امر واقع نمیشود. هر کجا امر به ایمان آمده است، | لذا، دومین ویژگی از ویژگیهای ایمان اول، عدم تسلیم در برابر حق است. البته خصوصیت ایمان اول این است، قهری و اجباری است؛ لذا موضوع امر واقع نمیشود. هر کجا امر به ایمان آمده است، امر به ایمان ثانی و تسلیم در برابر حق منظور است: {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند، ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم که سراپردههایش آنان را فرا میگیرد و اگر فریادرسی خواهند با آبی چون گدازه فلز به فریادشان میرسند که (گرمای آن) چهرهها را بریان میکند؛ آن آشامیدنی بد است و زشت آسایشگهی است (آن آتش)» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>، جمله {{متن قرآن|فَلْيُؤْمِنْ}} به معنای [[ایمان دوم]] و [[ایمان تسلیمی]] است که یک فعل اختیاری است و با [[اراده]] و خواست [[انسان]] گِرِه خورده است؛ لذا [[خداوند]] فرمود است: {{متن قرآن|فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ}}> | ||
=====تبیین [[توبه]]، [[کفر]] دوم و نقش اراده در ایمان===== | =====تبیین [[توبه]]، [[کفر]] دوم و نقش اراده در ایمان===== | ||
از عدم [[تسلیم]] در برابر ایمان دوم، به کفر دوم تعبیر شده است و [[قرآن کریم]] در [[آیات]] زیادی به این مسأله پرداخته است؛ عبارت {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ}}<ref>«توبه کسانی که پس از ایمان خویش کفر ورزیدند سپس بر کفر افزودند هرگز پذیرفته نخواهد شد و آنانند که گمراهند» سوره آل عمران، آیه ۹۰.</ref>، اشاره به کفر به ایمان دوم بعد از ایمان اول دارد. این «بعد» الزاماً «زمانی» نیست، بلکه گاهی بعدیت متقارن و رتبی است؛ یعنی بعد از آنکه ایمان و [[تصدیق]] دارند به اینکه [[رسول]][[ حق]] است و از سوی خداست، بعد از آنکه این [[حقیقت]] را میدانند؛ اما تسلیم نمیشوند و [[تبعیت]] نمیکنند و ایمان دوم را نمیپذیرند و به فرموده [[قرآن]] [[مقدس]] با این عمل بر کفر و [[گمراهی]] خود میافزایند و راه توبه را بر خود میبندند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ}}<ref>«توبه کسانی که پس از ایمان خویش کفر ورزیدند سپس بر کفر افزودند هرگز پذیرفته نخواهد شد و آنانند که گمراهند» سوره آل عمران، آیه ۹۰.</ref>. البته اگر ایمان دوم و تسلیم در برابر [[خدا]] و [[رسول خدا]]{{صل}} حاصل شد،[[ توبه]] هم حاصل میشود: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«جز کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند نیکی آنان را جانشین بدیهایشان میگرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره فرقان، آیه ۷۰.</ref>. | از عدم [[تسلیم]] در برابر ایمان دوم، به کفر دوم تعبیر شده است و [[قرآن کریم]] در [[آیات]] زیادی به این مسأله پرداخته است؛ عبارت {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ}}<ref>«توبه کسانی که پس از ایمان خویش کفر ورزیدند سپس بر کفر افزودند هرگز پذیرفته نخواهد شد و آنانند که گمراهند» سوره آل عمران، آیه ۹۰.</ref>، اشاره به کفر به ایمان دوم بعد از ایمان اول دارد. این «بعد» الزاماً «زمانی» نیست، بلکه گاهی بعدیت متقارن و رتبی است؛ یعنی بعد از آنکه ایمان و [[تصدیق]] دارند به اینکه [[رسول]] [[حق]] است و از سوی خداست، بعد از آنکه این [[حقیقت]] را میدانند؛ اما تسلیم نمیشوند و [[تبعیت]] نمیکنند و ایمان دوم را نمیپذیرند و به فرموده [[قرآن]] [[مقدس]] با این عمل بر کفر و [[گمراهی]] خود میافزایند و راه توبه را بر خود میبندند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ}}<ref>«توبه کسانی که پس از ایمان خویش کفر ورزیدند سپس بر کفر افزودند هرگز پذیرفته نخواهد شد و آنانند که گمراهند» سوره آل عمران، آیه ۹۰.</ref>. البته اگر ایمان دوم و تسلیم در برابر [[خدا]] و [[رسول خدا]]{{صل}} حاصل شد، [[توبه]] هم حاصل میشود: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«جز کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند نیکی آنان را جانشین بدیهایشان میگرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره فرقان، آیه ۷۰.</ref>. | ||
ایمان به معنای تسلیم در برابر خدا و رسول خدا{{صل}} باید در [[فرصت]] [[زندگی]] صورت پذیرد، زیرا،[[ ایمان]] و توبه در جایی که نشانههای [[مرگ]] حاصل شد معنا و نتیجهای ندارد؛ چون در موقعیتهای مُشرف به مرگ، راه پذیرش عمل بسته میشود، زیرا، عمل در موقعیتهای که نشانههای مرگ آشکار میگردد اختیاری نیست؛ لذا، ارزشی ندارد و پذیرفته نیست. البته راه ایمان به معنای [[تصدیق قلبی]]، تا زمانی که انسان زنده باشد، حتی اگر نشانههای مرگ را هم ببیند باز است؛ اما چون | ایمان به معنای تسلیم در برابر خدا و رسول خدا{{صل}} باید در [[فرصت]] [[زندگی]] صورت پذیرد، زیرا، [[ایمان]] و توبه در جایی که نشانههای [[مرگ]] حاصل شد معنا و نتیجهای ندارد؛ چون در موقعیتهای مُشرف به مرگ، راه پذیرش عمل بسته میشود، زیرا، عمل در موقعیتهای که نشانههای مرگ آشکار میگردد اختیاری نیست؛ لذا، ارزشی ندارد و پذیرفته نیست. البته راه ایمان به معنای [[تصدیق قلبی]]، تا زمانی که انسان زنده باشد، حتی اگر نشانههای مرگ را هم ببیند باز است؛ اما چون تصدیق و [[اذعان]] [[قلبی]] با اقامه [[برهان]] به صورت قهری حاصل میشود، چنین [[ایمانی]] چون به [[اراده]] و [[اختیار]] افراد حاصل نمیشود، [[نجاتبخش]] نخواهد بود. | ||
[[ایمان]] و توبهای که جزء عمل اختیاری نباشد قبول نمیشود، چنانکه از نیز [[فرعون]] پذیرفته نشد: {{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم و فرعون و سپاهش از ستم و دشمنی، سر در پی آنان نهادند تا آنگاه که آب از سرش گذشت؛ گفت: ایمان آوردم که هیچ خدایی نیست جز همان که بنی اسرائیل بدان ایمان دارند و من از گردن نهادگانم» سوره یونس، آیه ۹۰.</ref>، لذا به فرعون خطاب شد: {{متن قرآن|آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟» سوره یونس، آیه ۹۱.</ref>، یعنی بعد از فوت [[قدرت]] عمل از فرد، فرصتی برای تحصیل ایمان تسلیمی که عمل اختیاری و مرحله دوم ایمان است برای او باقی نمیماند. اما، اگر چنین فرصتی برای شخص جهت [[پذیرفتن]] | [[ایمان]] و توبهای که جزء عمل اختیاری نباشد قبول نمیشود، چنانکه از نیز [[فرعون]] پذیرفته نشد: {{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم و فرعون و سپاهش از ستم و دشمنی، سر در پی آنان نهادند تا آنگاه که آب از سرش گذشت؛ گفت: ایمان آوردم که هیچ خدایی نیست جز همان که بنی اسرائیل بدان ایمان دارند و من از گردن نهادگانم» سوره یونس، آیه ۹۰.</ref>، لذا به فرعون خطاب شد: {{متن قرآن|آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟» سوره یونس، آیه ۹۱.</ref>، یعنی بعد از فوت [[قدرت]] عمل از فرد، فرصتی برای تحصیل ایمان تسلیمی که عمل اختیاری و مرحله دوم ایمان است برای او باقی نمیماند. اما، اگر چنین فرصتی برای شخص جهت [[پذیرفتن]] ایمان تسلیمی باقی مانده باشد، ایمان و توبه او مقبول است. به عبارتی دیگر، اگر [[فرصت]] [[توبه]] که در اینجا به معنای [[تسلیم]] و ایمان ثانی است، برای شخص باقی باشد و آن شخص به [[ایمان حقیقی]] ثانی و تسلیم در برابر [[خدا]] و [[رسول خدا]] نائل شود، توبه او پذیرفته شده و به صورت طبیعی بدیهایش به خوبی تبدیل خواهد شد، زیرا: {{متن قرآن|يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ}}<ref>«خداوند نیکی آنان را جانشین بدیهایشان میگرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره فرقان، آیه ۷۰.</ref>؛ چراکه {{متن قرآن|وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۹۶.</ref>. | ||
اگر کسی در فرایند [[زندگی]] قبل از آنکه نشانههای [[مرگ]] برای وی | اگر کسی در فرایند [[زندگی]] قبل از آنکه نشانههای [[مرگ]] برای وی ظاهر شود به ایمان تسلیمی گردن نهد، به [[فرامین خدا]] و رسول خدا{{صل}}تسلیم شده و هر عملی که بخواهد انجام دهد بر طبق ایمان تسلیمی انجام میدهد و چنین شخصی [[مؤمن حقیقی]] خواهد بود. البته این ایمان، ایمانی اجمالی است؛ بدین صورت که وقتی کسی [[اسلام]] آورد و اجمالاً [[فرمان]] رسول خدا را پذیرفت، لازم نیست تفاصیل [[شریعت]] و [[معارف]] تفصیلی [[عقاید]] و [[کلام]] را بداند، بلکه همینکه در برابر [[دستورات]] خدا و رسول خدا روحیه [[اطاعت]] و تسلیم داشته باشد کافی است. چنین شخصی اگر با [[اعمال]] اختیاری، ایمان خود را تصدیق کند، آنوقت [[ایمان]] مرحله دوم بر او مترتّب میشود و از همان اول، یکسره از اسلام به ایمان تسلیمی میرسد. | ||
=====[[ابلیس]]، نماد [[ایمان تصدیقی]]===== | =====[[ابلیس]]، نماد [[ایمان تصدیقی]]===== | ||
بارزترین نمونه این مطلب ـ یعنی تفاوت بین ایمان اول (تصدیقی) و [[ایمان دوم]] (تسلیمی) ـ سرگذشت ابلیس است. این موجود قبل از اینکه [[انسانی]] به وجود آید، با [[ملائکه]] میزیسته<ref>محمد حسین طباطبایی، المیزان، مترجم: محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعهی مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ش، چاپ پنجم،ج۸، ص۵۱.</ref>، ملائکه قبل از داستان [[آدم]] ابلیس را از جنس خود میپنداشتهاند<ref>همان، ص۷۱.</ref>، ابلیس هرگز [[فرشته]] نبوده، ولی از آنجا که در صف آنها قرار داشت و آنقدر [[پرستش]] [[خدا]] کرده بود که به [[مقام فرشتگان]] [[مقرب]] خدا | بارزترین نمونه این مطلب ـ یعنی تفاوت بین ایمان اول (تصدیقی) و [[ایمان دوم]] (تسلیمی) ـ سرگذشت ابلیس است. این موجود قبل از اینکه [[انسانی]] به وجود آید، با [[ملائکه]] میزیسته<ref>محمد حسین طباطبایی، المیزان، مترجم: محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعهی مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ش، چاپ پنجم،ج۸، ص۵۱.</ref>، ملائکه قبل از داستان [[آدم]] ابلیس را از جنس خود میپنداشتهاند<ref>همان، ص۷۱.</ref>، ابلیس هرگز [[فرشته]] نبوده، ولی از آنجا که در صف آنها قرار داشت و آنقدر [[پرستش]] [[خدا]] کرده بود که به [[مقام فرشتگان]] [[مقرب]] خدا تکیه زده بود<ref>محمد جواد نجفی خمینی، تفسیر آسان، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۹۸ق، چاپ اول، ج۱۰، ص: ۳۳۵.</ref>. [[قرآن]] در مورد او میفرماید: {{متن قرآن|كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«همچون شیطان که به آدمی گفت: کافر شو و چون کافر شد گفت: من از تو بیزارم که من از خداوند پروردگار جهانیان میهراسم» سوره حشر، آیه ۱۶.</ref>. | ||
بر اساس [[آیات قرآن]]، او [[مؤمن]] بوده است؛ لذا به خدا قسم میخورد: {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد» سوره ص، آیه ۸۲.</ref>؛ در جای دیگر هم قرآن [[مقدس]] از زبان او حکایت میکند: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی | بر اساس [[آیات قرآن]]، او [[مؤمن]] بوده است؛ لذا به خدا قسم میخورد: {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد» سوره ص، آیه ۸۲.</ref>؛ در جای دیگر هم قرآن [[مقدس]] از زبان او حکایت میکند: {{متن قرآن|قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.</ref>. همه این [[آیات]] دلالت بر ایمان ابلیس دارد؛ اما ایمان او ایمان مرحله اول و ایمان تصدیقی است، نه ایمان مرحله دوم و ایمان تسلیمی. | ||
ابلیس، نمونه بارز، برای [[فهم]] تفاوت ایمان اول و دوم است؛ زیرا، او مصداق [[عینی]] و موجودی است که دارای ایمان اول و [[یقین]] به معنای [[تصدیق]] به وجود خدا و [[وجوب اطاعت]] از اوست؛ اما، فاقد ایمان به معنای [[تسلیم]] است؛ لذا در برابر امر خدا [[عصیان]] میکند و از [[توبه]] سرباز میزند که اینها از ویژگیهای ایمان اول است و این ایمان برای او [[نجاتبخش]] و [[سعادت]] آفرین نیست. | ابلیس، نمونه بارز، برای [[فهم]] تفاوت ایمان اول و دوم است؛ زیرا، او مصداق [[عینی]] و موجودی است که دارای ایمان اول و [[یقین]] به معنای [[تصدیق]] به وجود خدا و [[وجوب اطاعت]] از اوست؛ اما، فاقد ایمان به معنای [[تسلیم]] است؛ لذا در برابر امر خدا [[عصیان]] میکند و از [[توبه]] سرباز میزند که اینها از ویژگیهای ایمان اول است و این ایمان برای او [[نجاتبخش]] و [[سعادت]] آفرین نیست. | ||
عصیان مؤمن در ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، لغزشی از روی [[غفلت]] است، نه از روی [[تمرد]]، از اینروی مؤمن مدام | عصیان مؤمن در ایمان دوم (ایمان تسلیمی)، لغزشی از روی [[غفلت]] است، نه از روی [[تمرد]]، از اینروی مؤمن مدام توبه میکند؛ لذا عصیان در [[ایمان دوم]] همیشه مقرون به توبه است. از این جهت است که [[ابلیس]] بعد از عصیان، توبه نمیکند، زیرا، او دارای [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]]) است و ایمان دوم (ایمان تسلیمی) را دارا نیست؛ لذا، بعد از عصیان از توبه [[محروم]] است. | ||
=====[[حبط اعمال]]===== | =====[[حبط اعمال]]===== | ||
ممکن است أعمال شخص بعد از داشتن ایمان دوم حبط شود؛ زیرا، رفتارهای اختیاری مانند: [[تخلف]] از دستورهای [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}}،[[ شرک]]، [[نفاق]]، [[منتگذاری]] و [[ریا]] موجب حبط و بیاثر شدن [[اعمال صالح]] افراد میشود، چنانکه [[قرآن]] [[مقدس]] [[مؤمنین]] را نسبت به آن هشدار داده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و کردارهایتان را تباه نگردانید» سوره محمد، آیه ۳۳.</ref>. در جای دیگر [[کراهت]] و بیمیلی نسبت به [[دستورات]] [[خداوند]] را عامل حبط اعمال شمرده و فرموده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«این از آن روست که آنان آنچه را خداوند فرو فرستاد نپسندیدند بنابراین (خداوند) کردارهایشان را از میان برد» سوره محمد، آیه ۹.</ref>. | ممکن است أعمال شخص بعد از داشتن ایمان دوم حبط شود؛ زیرا، رفتارهای اختیاری مانند: [[تخلف]] از دستورهای [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}}، [[شرک]]، [[نفاق]]، [[منتگذاری]] و [[ریا]] موجب حبط و بیاثر شدن [[اعمال صالح]] افراد میشود، چنانکه [[قرآن]] [[مقدس]] [[مؤمنین]] را نسبت به آن هشدار داده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و کردارهایتان را تباه نگردانید» سوره محمد، آیه ۳۳.</ref>. در جای دیگر [[کراهت]] و بیمیلی نسبت به [[دستورات]] [[خداوند]] را عامل حبط اعمال شمرده و فرموده است: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«این از آن روست که آنان آنچه را خداوند فرو فرستاد نپسندیدند بنابراین (خداوند) کردارهایشان را از میان برد» سوره محمد، آیه ۹.</ref>. | ||
این طیف، کسانی هستند که بعد از ایمان، عمل هم دارند، نه اینکه عملی نکرده باشند؛ چنانکه آیه دیگر میفرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«(خداوند) کردارهای کسانی را که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خداوند باز داشتند بیراه گرداند» سوره محمد، آیه ۱.</ref>، این [[آیه]]، در ابتدای سوره [[محمد]]{{صل}} آمده است که این [[سوره]] مخصوصاً سوره تمییز بین ایمان اول و دوم است و از اول تا آخر آن مربوط به همین جداسازیهاست. | این طیف، کسانی هستند که بعد از ایمان، عمل هم دارند، نه اینکه عملی نکرده باشند؛ چنانکه آیه دیگر میفرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«(خداوند) کردارهای کسانی را که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خداوند باز داشتند بیراه گرداند» سوره محمد، آیه ۱.</ref>، این [[آیه]]، در ابتدای سوره [[محمد]]{{صل}} آمده است که این [[سوره]] مخصوصاً سوره تمییز بین ایمان اول و دوم است و از اول تا آخر آن مربوط به همین جداسازیهاست. | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
====ویژگی سوم: همراهی با [[عصیان]] و [[طغیان]] ==== | ====ویژگی سوم: همراهی با [[عصیان]] و [[طغیان]] ==== | ||
ویژگی سوم ایمان اول (تصدیقی) که به ایمان دوم (تسلیمی) ختم نشود، این است که همیشه همراه با عصیان و طغیان در برابر امر خداست؛ یعنی [[انسان]] در مرحله ایمان اول، علیرغم [[تصدیق]]، نسبت به آن عصیان و طغیان میکند. در [[قرآن کریم]] [[آیات]] زیادی اشاره به این ویژگی ایمان اولِ مِنهای از [[ایمان دوم]] دارد: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم | ویژگی سوم ایمان اول (تصدیقی) که به ایمان دوم (تسلیمی) ختم نشود، این است که همیشه همراه با عصیان و طغیان در برابر امر خداست؛ یعنی [[انسان]] در مرحله ایمان اول، علیرغم [[تصدیق]]، نسبت به آن عصیان و طغیان میکند. در [[قرآن کریم]] [[آیات]] زیادی اشاره به این ویژگی ایمان اولِ مِنهای از [[ایمان دوم]] دارد: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟ در آن روز، آنان که کفر ورزیدهاند و از پیامبر سرپیچی کردهاند دوست دارند کاش با خاک یکسان میشدند و هیچ سخنی را از خداوند پنهان نمیتوانند داشت» سوره نساء، آیه ۴۱ ـ ۴۲.</ref>، در ضمنِ {{متن قرآن|عَصَوُا الرَّسُولَ}} ایمانِ [[تصدیقی]] اول نهفته است؛ یعنی {{متن قرآن|عَصَوُا الرَّسُولَ}} بهرغم اینکه [[ایمان]] تصدیقی به [[رسول]] داشتهاند و گرنه به کسی که [[ایمان به رسول]] ندارد {{متن قرآن|عَصَوُا الرَّسُولَ}} اطلاق نمیشود، بلکه [[قرآن]] به آنان کلمه {{متن قرآن|كَفَرُوا}} اطلاق کرده است: {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ}}<ref>«آنگاه کافران برای پروردگار خود همتا میتراشند» سوره انعام، آیه ۱.</ref>. | ||
====ویژگی چهارم: [[ایذاء رسول]]==== | ====ویژگی چهارم: [[ایذاء رسول]]==== | ||
چهارمین ویژگی ایمانِ اولِ مجرد از ایمانِ دوم، [[معصیت]] و ایذاء رسول است. افرادی که به [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]]) نائل شدهاند، اگر از پذیرش [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) [[سرپیچی]] کنند این روش را دارند که [[مرتکب معصیت]] و ایذاء رسول شوند که ایذاء نتیجه معصیت است. | چهارمین ویژگی ایمانِ اولِ مجرد از ایمانِ دوم، [[معصیت]] و ایذاء رسول است. افرادی که به [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]]) نائل شدهاند، اگر از پذیرش [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) [[سرپیچی]] کنند این روش را دارند که [[مرتکب معصیت]] و ایذاء رسول شوند که ایذاء نتیجه معصیت است. | ||
مسأله ایذاء الرسول موضوع بسیار مهمی است؛ زیرا هم در [[آیات]] کریمه | مسأله ایذاء الرسول موضوع بسیار مهمی است؛ زیرا هم در [[آیات]] کریمه قرآن و هم در [[روایات]] به نمونههای آن در برخی از مدعایان ایمان که بعضی از آنان از [[نزدیکان]] رُسولان، مخصوصاً از [[نزدیکان پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} بودهاند اشاره شده است. در [[قرآن کریم]] در رابطه با [[حضرت موسی]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! چرا مرا آزار میدهید با آنکه میدانید من پیامبر خداوند به سوی شمایم؟ و چون (از حق) بگشتند خدا دلهایشان را بگردانید و خداوند قوم نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره صف، آیه ۵.</ref>، یعنی شما میدانید که من [[رسول خدا]] هستم و به این مطلب [[علم]] هم دارید پس چرا من را [[آزار]] میدهید؟! در سوره [[احزاب]] خطاب به [[مؤمنان]] [[صدر اسلام]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا}}<ref>«ای مؤمنان! همچون کسانی نباشید که موسی را آزردند و خداوند او را از آنچه (درباره او) گفتند برکنار داشت و او نزد خداوند آبرومند بود» سوره احزاب، آیه ۶۹.</ref>، [[خداوند متعال]] در این [[آیه]]، به [[مؤمنین]] صدر اسلام[[تذکر]] میدهد که مبادا شما راه [[بنیاسرائیل]] را طی کنید؛ زیرا آنان به رسول خود آزار میرساندند. | ||
براساس بیان قرآن کریم، [[بنیاسرائیل]] نمونهای از مؤمنین به ایمان اول (ایمان تصدیقی) هستند؛ وقتی آیات مربوط به بنیاسرائیل را پیگیری میکنیم به روشنی درمییابیم که قرآن کریم همه خصوصیات مربوط به ایمان اول (ایمان تصدیقی) را به بنیاسرائیل نسبت داده است که یکی از این ویژگیها «ایذاء الرسول» است که در آیه پیشین به ان اشاره شد. علیرغم تحذیر و [[هشدار]] [[خداوند]] به [[مسلمین]]، متأسفانه این ویژگی در [[مسلمانان]] نیز وجود داشته است، چنانکه در مورد آنان فرموده است: {{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار میکنند و میگویند او خوشباور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آوردهاند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار میرسانند» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref>. منظور از {{متن قرآن|لِلَّذِينَ آمَنُوا}} در این آیه شریفه کسانی هستند که به مرحله [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) نائل شدهاند؛ لذا، [[پیامبر]]{{صل}} برای آنان مایه [[رحمت]] است: {{متن قرآن|وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ}}؛ زیرا، از ویژگیهای ایمان دوم (ایمان تسلیمی) این است که همیشه مقرون به [[رحمت الهی]] است. این گروه از [[مؤمنان]]، با گروهی که آیه [[مبارکه]] از آنان به عنوان {{متن قرآن|يُؤْذُونَ النَّبِيَّ}} نام میبرد فرق میکند. {{متن قرآن|يُؤْذُونَ النَّبِيَّ}} کسانی هستند که تنها ایمان اول ([[ایمان تصدیقی]]) را پذیرفتهاند و از پذیرش ایمان دوم سر برتافتهاند؛ لذا مرتکب «[[ایذاء]] [[نبی]]» میشوند. | براساس بیان قرآن کریم، [[بنیاسرائیل]] نمونهای از مؤمنین به ایمان اول (ایمان تصدیقی) هستند؛ وقتی آیات مربوط به بنیاسرائیل را پیگیری میکنیم به روشنی درمییابیم که قرآن کریم همه خصوصیات مربوط به ایمان اول (ایمان تصدیقی) را به بنیاسرائیل نسبت داده است که یکی از این ویژگیها «ایذاء الرسول» است که در آیه پیشین به ان اشاره شد. علیرغم تحذیر و [[هشدار]] [[خداوند]] به [[مسلمین]]، متأسفانه این ویژگی در [[مسلمانان]] نیز وجود داشته است، چنانکه در مورد آنان فرموده است: {{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار میکنند و میگویند او خوشباور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آوردهاند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار میرسانند» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref>. منظور از {{متن قرآن|لِلَّذِينَ آمَنُوا}} در این آیه شریفه کسانی هستند که به مرحله [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) نائل شدهاند؛ لذا، [[پیامبر]]{{صل}} برای آنان مایه [[رحمت]] است: {{متن قرآن|وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ}}؛ زیرا، از ویژگیهای ایمان دوم (ایمان تسلیمی) این است که همیشه مقرون به [[رحمت الهی]] است. این گروه از [[مؤمنان]]، با گروهی که آیه [[مبارکه]] از آنان به عنوان {{متن قرآن|يُؤْذُونَ النَّبِيَّ}} نام میبرد فرق میکند. {{متن قرآن|يُؤْذُونَ النَّبِيَّ}} کسانی هستند که تنها ایمان اول ([[ایمان تصدیقی]]) را پذیرفتهاند و از پذیرش ایمان دوم سر برتافتهاند؛ لذا مرتکب «[[ایذاء]] [[نبی]]» میشوند. | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
در آیه دیگر میفرماید: {{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند» سوره آل عمران، آیه ۸۶.</ref>، قبلاً اشاره شده است بَعدیّتی که در این [[آیه]]، در [[کفر]] بعد از ایمان مطرح شده است: {{متن قرآن|قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ}}، به معنای کفر علیرغم ایمان است؛ یعنی بهرغم آنکه [[مؤمن]] بودند، کفر ورزیدند. کسانی که بعد از ایمانشان کفر میورزند، کسانی هستند که ایمان اول (ایمان تصدیقی) را دارند، اما به ایمان دوم (ایمان تسلیمی) تن نمیدهند؛ لذا مشمول [[هدایت الهی]] نخواهند شد و از [[ستمکاران]] به شمار میروند. البته آثار [[فقهی]] بر همان ایمان اول (ایمان تصدیقی) هم بار میشود، اما آثار [[حقیقی]] ایمان بر ایمان دوم (ایمان تسلیمی) مترتّب است. | در آیه دیگر میفرماید: {{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند» سوره آل عمران، آیه ۸۶.</ref>، قبلاً اشاره شده است بَعدیّتی که در این [[آیه]]، در [[کفر]] بعد از ایمان مطرح شده است: {{متن قرآن|قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ}}، به معنای کفر علیرغم ایمان است؛ یعنی بهرغم آنکه [[مؤمن]] بودند، کفر ورزیدند. کسانی که بعد از ایمانشان کفر میورزند، کسانی هستند که ایمان اول (ایمان تصدیقی) را دارند، اما به ایمان دوم (ایمان تسلیمی) تن نمیدهند؛ لذا مشمول [[هدایت الهی]] نخواهند شد و از [[ستمکاران]] به شمار میروند. البته آثار [[فقهی]] بر همان ایمان اول (ایمان تصدیقی) هم بار میشود، اما آثار [[حقیقی]] ایمان بر ایمان دوم (ایمان تسلیمی) مترتّب است. | ||
بنابراین، کسانی که به مرحلۀ ایمان دوم نائل میشوند موجب «ایذاء نبی» نمیگردند، هر چند ممکن است [[معصیت]] کنند، اما معصیت آنها همواره همراه با [[توبه]] است؛ لذا در [[قرآن کریم]] هم، | بنابراین، کسانی که به مرحلۀ ایمان دوم نائل میشوند موجب «ایذاء نبی» نمیگردند، هر چند ممکن است [[معصیت]] کنند، اما معصیت آنها همواره همراه با [[توبه]] است؛ لذا در [[قرآن کریم]] هم، توبه در [[شأن]] این گروه از [[مؤمنین]] به ایمان دوم آمده است: {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>، بنابراین، این کتاب، موجب [[رحمت]] مخصوص مؤمنین به [[ایمان دوم]] است. | ||
در این موضوع، آیه کریمه ۱۴۳ سوره [[اعراف]] از [[آیات]] [[ناب]] و بنیادین | در این موضوع، آیه کریمه ۱۴۳ سوره [[اعراف]] از [[آیات]] [[ناب]] و بنیادین قرآن کریم است که [[مناجات]] [[حضرت موسی]]{{ع}} را با [[خدا]] نقل میکند و میفرماید: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و چون موسی به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با» سوره اعراف، آیه ۱۴۳.</ref>. در این آیه شریفه، حضرت موسی{{ع}} درخواست ناشدنی «[[رؤیت]]» [[خداوند]] را دارد که بعد از توجه و [[تذکر]]، خداوند را [[تنزیه]] و [[تسبیح]] نموده و [[توبه]] میکند و خود را اول [[مؤمن]] میشمارد: {{متن قرآن|قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}. این به روشنی نشانگر این موضوع است که ایمان دوم ([[ایمان تسلیمی]])، همواره همراه با توبه و بازگشت مداوم به خداوند است. | ||
آیه ۱۵۵ سوره مبارکه أعراف نیز مؤیِّد این مطلب است که در آن آمده است: {{متن قرآن|وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِي مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ}}<ref>«و موسی هفتاد تن از قوم خود را برای میقات | آیه ۱۵۵ سوره مبارکه أعراف نیز مؤیِّد این مطلب است که در آن آمده است: {{متن قرآن|وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِي مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ}}<ref>«و موسی هفتاد تن از قوم خود را برای میقات ما برگزید پس همین که زمینلرزه آنان را فرا گرفت (موسی) گفت: پروردگارا! اگر اراده میفرمودی آنان و مرا پیش از این نابود میکردی، آیا ما را برای آنچه برخی از کمخردان ما کردهاند نابود میفرمایی؟ این، جز آزمون تو نیست که با آن هرکس را بخواهی گمراه میداری و هرکس را بخواهی راهنمایی میفرمایی، تو سرور مایی پس ما را بیامرز و بر ما بخشایش آور و تو بهترین آمرزندگانی» سوره اعراف، آیه ۱۵۵.</ref>. در این آیه، حضرت موسی{{ع}} رحمت و غفران خداوند را که از ویژگیهای ایمان دوم (ایمان تسلیمی) است برای خود و همراهانش درخواست میکند. این مطلب با مرحله ایمان [[انبیاء]] که مرحلۀ تثبیت و [[تسلیم]] است همخوانی دارد. | ||
=====«[[حسنه]]» از نظر [[امام خمینی]](ره)===== | =====«[[حسنه]]» از نظر [[امام خمینی]](ره)===== | ||
امام خمینی (ره) در یک فرمایشی فرمود: «حسنه [[دنیا]] به معنای [[اقامه حکومت]] است». این یک مطلب ژرف و از لطایف [[فکری]] و [[عرفانی]] بسیار | امام خمینی (ره) در یک فرمایشی فرمود: «حسنه [[دنیا]] به معنای [[اقامه حکومت]] است». این یک مطلب ژرف و از لطایف [[فکری]] و [[عرفانی]] بسیار ظریف [[امام]] (ره) است. یعنی یکی از مصادیق مهم حسنه دنیا که ما بر طبق تعلیمات [[قرآنی]] به طور مرتّب آن را از خداوند درخواست میکنیم<ref>{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}؛ «و از ایشان کسانی هستند که میگویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار» سوره بقره، آیه ۲۰۱.</ref>، اقامه [[حکومت]] و [[تشکیل جامعه]] و [[حاکمیت اسلامی]] و ایجاد [[جامعه]] مُسلِم و تسلیم در برابر [[خداوند متعال]] است. | ||
بر مبنای فرمایش | بر مبنای فرمایش امام خمینی (ره)، [[حضرت موسی]]{{ع}} که از خداوند متعال حسنه دنیا را درخواست میکند، در [[حقیقت]] [[تشکیل حکومت]] و جامعه [[دینی]] را میطلبد که این چنین به پیشگاه [[خداوند]] عرض میکند: {{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ}}<ref>«و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم» سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref>، جواب خداوند چنین است: {{متن قرآن|قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم» سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref> ، یعنی [[رحمت]] من [[واسع]] است، اما مشمول کسانی است که [[اهل تقوا]] و [[زکات]] و [[ایمان]] باشد: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیامآور درس ناخوانده پیروی میکنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ آنان را به نیکی فرمان میدهد و از بدی باز میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند و بار (تکلیف)های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمیدارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رساندهاند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کردهاند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>. | ||
در مباحث [[قرآنی]] این مطلب [[اثبات]] شده است که مراد از [[نور]] {{متن قرآن|وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> قطعاً [[نور ولایت]] است. این نوری که همراه [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نازل شده است، عیناً همان میزانی است که همراه [[پیامبران]] و کُتُب آسمانی آنها نازل شده است: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. آن میزانی که در کنار کتاب است، عیناً همان | در مباحث [[قرآنی]] این مطلب [[اثبات]] شده است که مراد از [[نور]] {{متن قرآن|وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ}}<ref>سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> قطعاً [[نور ولایت]] است. این نوری که همراه [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نازل شده است، عیناً همان میزانی است که همراه [[پیامبران]] و کُتُب آسمانی آنها نازل شده است: {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. آن میزانی که در کنار کتاب است، عیناً همان نور ([[ولایت]]) است و سِرّ تعبیر از آن (ولایت) به نور این است که راه را روشن میکند و [[آدمی]] را به مقصد میرساند؛ لذا [[بصیرت]] حتماً همراه [[ایمان دوم]] است؛ به دلیل آنکه همراه آن، نور (ولایت) است و کسانی که ایمان دوم را دارند در [[فتنهها]] از [[لغزش]] در [[امان]] میمانند. چون نور (ولایت) همراه با کتاب راهنمای آنان است. | ||
{{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رساندهاند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کردهاند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> در این [[آیه]] باز هم ویژگیهای مهمی مانند: [[نصرت]]، [[فوز]]، و [[فلاح]] از خصایص [[ایمان ثانی]] شمرده شده است که همان ایمان تسلیمی و همراه با [[ولایتپذیری]] است: {{متن قرآن|وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ}}. نکته مهم و اساسی در این بحث این است که رسیدن به [[حسنات]] [[دنیا]] که به فرموده [[امام خمینی]] (ره) مصداق اتم و اکمل آن [[تشکیل حکومت اسلامی]] است، از ثمرات ایمان تسلیمی و ولایتپذیری است. | {{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رساندهاند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کردهاند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> در این [[آیه]] باز هم ویژگیهای مهمی مانند: [[نصرت]]، [[فوز]]، و [[فلاح]] از خصایص [[ایمان ثانی]] شمرده شده است که همان ایمان تسلیمی و همراه با [[ولایتپذیری]] است: {{متن قرآن|وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ}}. نکته مهم و اساسی در این بحث این است که رسیدن به [[حسنات]] [[دنیا]] که به فرموده [[امام خمینی]] (ره) مصداق اتم و اکمل آن [[تشکیل حکومت اسلامی]] است، از ثمرات ایمان تسلیمی و ولایتپذیری است. | ||
لذا، [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]])، اگر به ایمان دوم (ایمان تسلیمی) منجر نشود، هیچ کدام از ثمرات مهم فردی و [[اجتماعی]] را به دنبال ندارد؛ [[خداوند متعال]] در [[آیات]] دیگر به همین اشاره فرموده است: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم | لذا، [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]])، اگر به ایمان دوم (ایمان تسلیمی) منجر نشود، هیچ کدام از ثمرات مهم فردی و [[اجتماعی]] را به دنبال ندارد؛ [[خداوند متعال]] در [[آیات]] دیگر به همین اشاره فرموده است: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا}}<ref>«پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم (حالشان) چگونه خواهد بود؟ در آن روز، آنان که کفر ورزیدهاند و از پیامبر سرپیچی کردهاند دوست دارند کاش با خاک یکسان میشدند و هیچ سخنی را از خداوند پنهان نمیتوانند داشت» سوره نساء، آیه ۴۱ ـ ۴۲.</ref>. | ||
در [[روایات]]، مخصوصاً در [[منابع اهل سنت]] زیاد وارد شده است که [[حضرت رسول]]{{صل}} یک [[روز]] به [[ابن مسعود]] فرمود برای من [[قرآن]] بخوان. ابن مسعود به [[حضرت]] عرضه داشت ما قرآن را از شما یاد گرفتهایم، حضرت فرمود: دوست دارم قرآن را از زبان دیگری بشنوم. ابن مسعود میگوید شروع به | در [[روایات]]، مخصوصاً در [[منابع اهل سنت]] زیاد وارد شده است که [[حضرت رسول]]{{صل}} یک [[روز]] به [[ابن مسعود]] فرمود برای من [[قرآن]] بخوان. ابن مسعود به [[حضرت]] عرضه داشت ما قرآن را از شما یاد گرفتهایم، حضرت فرمود: دوست دارم قرآن را از زبان دیگری بشنوم. ابن مسعود میگوید شروع به خواندن سوره [[نساء]] کردم تا به این آیه رسیدم: {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا}}؛ وقتی این آیه را خواندم حضرت رسول{{صل}} شدیداً به [[گریه]] افتاد و فرمود: «حسبک: کافی است». این نشان میدهد که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} از اینکه امتش تنها به مرحله اول ([[ایمان تصدیقی]]) توقف کنند و از مرحله دوم (ایمان تسلیمی) و [[ولایتپذیری]] سر باز زنند و از [[فوز]] و [[فلاح]] و [[نصرت الهی]] [[محروم]] بمانند، بسیار متأسف و متأثّر بودهاند. | ||
در [[منابع اهل سنت]] [[روایت]] دیگری در [[تفسیر]] آیه کریمه ۱۱۷ سوره [[مائده]] آمده است که میفرماید: {{متن قرآن|مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref>«به آنان چیزی نگفتم جز آنچه مرا بدان فرمان دادی که: «خداوند- پروردگار من و پروردگار خود- را بپرستید» و تا در میان ایشان بهسر میبردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی | در [[منابع اهل سنت]] [[روایت]] دیگری در [[تفسیر]] آیه کریمه ۱۱۷ سوره [[مائده]] آمده است که میفرماید: {{متن قرآن|مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref>«به آنان چیزی نگفتم جز آنچه مرا بدان فرمان دادی که: «خداوند- پروردگار من و پروردگار خود- را بپرستید» و تا در میان ایشان بهسر میبردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی» سوره مائده، آیه ۱۱۷.</ref>. این روایت در منابع اهل سنت تقریباً [[متواتر]] است، هم در [[صحیح بخاری]]، هم مسلم و هم تِرمزی و تقریباً در همه منابع مهم آمده است. [روایت از قول [[حضرت رسول]]{{صل}}] میفرماید: {{متن حدیث|أَلَا إِنَّهُ سَیُجَاءُ بِرِجَالٍ مِنْ أُمَّتِی فَیُؤْخَذُ بِهِمْ ذَاتَ الشِّمَالِ فَأَقُولُ یَا رَبِّ أَصْیحَابِی فَیُقَالُ إِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَکَ فَأَقُولُ کَمَا قَالَ الْعَبْدُ الصَّالِحُ - مراد [[حضرت عیسی]]{{ع}} است- وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُکَ قَالَ فَیُقَالُ لِی إِنَّهُمْ لَمْ یَزَالُوا مُرْتَدِّینَ عَلَی أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُم}}. وقتی [[روز قیامت]] شد، هنگامیکه من در کنار [[حوض]] ایستادهام رجالی از امتم را به سمت [[جهنم]] میبرند، ـ این [[اصحاب]] که با تصغیر (أَصْیحَابِی) آمده است نشان میدهد که منظور [[اصحاب خاص]] است ـ. به [[خدا]] عرضه میکنم: یا [[رب]]؛ اینها اصحاب خاص من هستند. ندا میآید: تو نمیدانی اینها بعد از تو چه کردهاند؛ از وقتیکه تو از آنها جدا شدی، [[مرتد]] شده به جاهلیتِ قبل از خود برگشتند. این [[حدیث]] در صحیح بخاریحدیث شماره ۴۶۲۵ آمده است. | ||
اینکه حضرت به این شکل | اینکه حضرت به این شکل سؤال میکند، از باب این است که شاید جزئیات آن را نمیدانستهاند. چنانکه گفتیم، وقتی این [[آیه]] خوانده شد، فرمود {{متن حدیث|حسبک}} و شروع به [[گریستن]] کرد؛ لذا از این گریستن معلوم میشود حضرت ماجرا را میدانست اما جزئیات آن را شاید نمیدانست؛ زیرا [[علم]] ایشان الزاماً شامل همه جزئیات نمیشود، بلکه کلیات را به حضرت [[وحی]] میکردهاند. در [[روایت]] آمده است: {{متن حدیث|قَالَ سُلَیْمٌ: وَ سَمِعْتُ عَلِیّاً عَلَیْهِ السَّلَامُ یَقُولُ «عَلَّمَنِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَلْفَ بَابٍ مِنَ الْعِلْمِ، یَفْتَحُ کُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ}}. یعنی [[پیامبر]]{{صل}} کلیات را میدانستند، منتها [[خداوند]] به [[ائمه اطهار]] ({{عم}}) [[علمی]] عطا فرموده است که از راه تطبیق کلی بر جزئی، به جزئیات میرسیدند. | ||
در [[صحیح مسلم]] هم نزدیک به همین روایت آمده است: {{متن حدیث|لَیَرِدَنَّ عَلَیَّ الْحَوْضَ رِجَالٌ مِمَّنْ صَاحَبَنِی حَتَّی إِذَا رَأَیْتُهُمْ وَ رُفِعُوا إِلَیَّ اخْتَلَجُوا دُونِی فَلَأَقُولَنَّ أَیْ رَبِّ أَصْحَابِی أَصْحَابِی فَلَیُقَالَنَّ لِی إِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَک}}؛ برخی از مردانی که [[اصحاب]] و همراهان من بودند در [[روز قیامت]] میخواهند وارد [[حوض]] شوند، اما تا اینکه من آنها را میبینم و آنها را به سمت من میآورند ناگهان آنها را از من دور میکنند. خواهم گفت: پروردگارا؛ اینها اصحابِ نزدیک من بودهاند! به من خواهند گفت: نمیدانی آنها بعد از تو چهکارهایی کردند و چه بدعتهایی گذاشتهاند». این روایت در صحیح مسلم، | در [[صحیح مسلم]] هم نزدیک به همین روایت آمده است: {{متن حدیث|لَیَرِدَنَّ عَلَیَّ الْحَوْضَ رِجَالٌ مِمَّنْ صَاحَبَنِی حَتَّی إِذَا رَأَیْتُهُمْ وَ رُفِعُوا إِلَیَّ اخْتَلَجُوا دُونِی فَلَأَقُولَنَّ أَیْ رَبِّ أَصْحَابِی أَصْحَابِی فَلَیُقَالَنَّ لِی إِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَک}}؛ برخی از مردانی که [[اصحاب]] و همراهان من بودند در [[روز قیامت]] میخواهند وارد [[حوض]] شوند، اما تا اینکه من آنها را میبینم و آنها را به سمت من میآورند ناگهان آنها را از من دور میکنند. خواهم گفت: پروردگارا؛ اینها اصحابِ نزدیک من بودهاند! به من خواهند گفت: نمیدانی آنها بعد از تو چهکارهایی کردند و چه بدعتهایی گذاشتهاند». این روایت در صحیح مسلم، حدیث شماره ۵۹۹۶ آمده است. | ||
روایت دیگری هم میخوانیم که از متواترات در [[منابع اهل سنت]] است و عمدتاً در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که | روایت دیگری هم میخوانیم که از متواترات در [[منابع اهل سنت]] است و عمدتاً در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند» سوره توبه، آیه ۲۴.</ref> آمده است. روزی [[عمر بن خطاب]] با [[حضرت رسول]]{{صل}} راه میرفتند، [[عمر]] به حضرت عرضه کرد: {{عربی|یَا رَسُوْلَ اﷲِ، لَأَنْتَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ کُلِّ شَیئٍ إِلاَّ مِنْ نَفْسِی}} یا [[رسول الله]] تو از همه چیز برای من محبوبتری مگر خودم که خودم را از تو بیشتر دوست دارم. [[رسول خدا]]{{صل}} ـ چنین عبارتی است ـ فرمود: {{متن حدیث|فَوَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَق ِّلَا یُؤْمِنُ اَحَدُکُمْ حَتّی أَکُوْنَ أَحَبَّ إِلَیْکَ مِنْ نَفْسِکَ}} به [[خدا]] [[سوگند]] کسی از شما [[ایمان]] نمیآورد مگر آنکه من نزد او محبوبتر از خودش باشم. خلیفه دوم چنین گفت: {{عربی|فَقَالَ لَهُ عُمَرُ: فَإِنَّهُ الآنَ، وَاﷲِ، لَأَنْتَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ نَفْسِی}} پس حالا که اینطور شد، شما را حتی از خودم بیشتر دوست دارم! بعد در [[روایت]] آمده است ـ همانطوری که آنها ذکر کردهاند ـ: {{متن حدیث|فَقَالَ النَّبِیُّ{{صل}}: الآنَ یَا عُمَرُ}}. درحالیکه طبق ظاهر و [[سیاق]] روایت باید «آلآن»<ref>{{متن قرآن|آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}؛ «آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟» سوره یونس، آیه ۹۱.</ref> گفت؛ یعنی آیا حالا که من به تو گفتم این را گفتی؟! زیرا، مگر حُب چیزی است که تا من گفتم ایمان چیست، گفتی [[محبت]] من به شما، بیشتر از محبت خودم نسبت به خودم است؟! | ||
سیاق روایت اقتضا میکند که «آلآن» خوانده شود، نه «الآن» به معنای اینکه پس درست شد؛ به | سیاق روایت اقتضا میکند که «آلآن» خوانده شود، نه «الآن» به معنای اینکه پس درست شد؛ به دلیل اینکه محبت چیزی نیست که دفعاً در [[دل]] جای بگیرد. این روایت را همه ذکر کردهاند و گویای این مطلب است که حتی اگر «الآن» هم بخوانیم به معنای آن است که تا آن [[روز]] عمر [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) را نداشته است و ایمان او تا آن روز [[ایمانی]] بوده است که مقارن با محبت [[حضرت رسول]]{{صل}} و محبتی که [[پیامبر]]{{صل}} در نزدش «احب من کل شیء» باشد نبوده است. در [[روایات]] زیادی هم در [[منابع اهل سنت]] و هم در [[منابع شیعه]] هم آمده است: {{متن حدیث|لَا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتّی أَکُوْنَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ وَالِدِه وَوَلَدِه وَالنَّاسِ أَجْمَعِیْنَ}}. اینکه گفته شد، از خصایص ایمان دوم (ایمان تسلیمی) مَحبت [[رسول]]{{صل}} است یکی از [[دلایل]] آن همین [[روایت]] است. | ||
====ویژگی پنجم: تبعیض در عمل و اطاعت==== | ====ویژگی پنجم: تبعیض در عمل و اطاعت==== | ||
ویژگی پنجم ایمان اول (ایمان تصدیقی) [[تبعیض]] در عمل و تبعیض در [[اطاعت خدا|اطاعت]] از [[دستورات خدا]] و رسول است. افراد در مرحله ایمان اول، آن دسته از دستورات را که با [[هوای نفس]] آنها سازگار است عمل میکنند، اما به آن دسته از دستورات که با هوای نفس آنها سازگار نیست عمل نمیکنند. در [[قرآن کریم]] به صورت مکرر به این ویژگی افرادی که در مرحله اول ایمان (ایمان تصدیقی) میمانند اشاره شده است. از آیاتی که خیلی روشن به این خصوصیت برای ایمان اول پرداخته است، [[آیات]] سوره نور است: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و میگویند به خداوند و به پیامبر ایمان آوردهایم و فرمان میبریم سپس گروهی از ایشان پس از آن، پشت میکنند و مؤمن نیستند» سوره نور، آیه ۴۷.</ref>، براساس مفاد آیه شریفه، این افراد در آغاز اعلام اطاعت میکنند، اما در ادامه پشت کرده و اطاعت نمیکنند و اینها [[مؤمن]] به ایمان ثانی (تسلیمی) و [[حقیقی]] نیستند. | ویژگی پنجم ایمان اول (ایمان تصدیقی) [[تبعیض]] در عمل و تبعیض در [[اطاعت خدا|اطاعت]] از [[دستورات خدا]] و رسول است. افراد در مرحله ایمان اول، آن دسته از دستورات را که با [[هوای نفس]] آنها سازگار است عمل میکنند، اما به آن دسته از دستورات که با هوای نفس آنها سازگار نیست عمل نمیکنند. در [[قرآن کریم]] به صورت مکرر به این ویژگی افرادی که در مرحله اول ایمان (ایمان تصدیقی) میمانند اشاره شده است. از آیاتی که خیلی روشن به این خصوصیت برای ایمان اول پرداخته است، [[آیات]] سوره نور است: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و میگویند به خداوند و به پیامبر ایمان آوردهایم و فرمان میبریم سپس گروهی از ایشان پس از آن، پشت میکنند و مؤمن نیستند» سوره نور، آیه ۴۷.</ref>، براساس مفاد آیه شریفه، این افراد در آغاز اعلام اطاعت میکنند، اما در ادامه پشت کرده و اطاعت نمیکنند و اینها [[مؤمن]] به ایمان ثانی (تسلیمی) و [[حقیقی]] نیستند. | ||
سپس در آیات بعد میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و چون به سوی خداوند و پیامبرش فرا خوانده میشوند تا (پیامبر) میان آنان داوری کند ناگاه گروهی از آنان رو میگردانند» سوره نور، آیه ۴۸.</ref>. این افراد، زمانیکه در [[دعاوی]] و [[اختلافات]] به سوی خدا و رسول او خوانده شوند، تا میان آنان [[حکم]] کند، اگر نتیجه [[داوری]] به نفع آنان باشد با [[خوشحالی]] | سپس در آیات بعد میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و چون به سوی خداوند و پیامبرش فرا خوانده میشوند تا (پیامبر) میان آنان داوری کند ناگاه گروهی از آنان رو میگردانند» سوره نور، آیه ۴۸.</ref>. این افراد، زمانیکه در [[دعاوی]] و [[اختلافات]] به سوی خدا و رسول او خوانده شوند، تا میان آنان [[حکم]] کند، اگر نتیجه [[داوری]] به نفع آنان باشد با [[خوشحالی]] حکم را میپذیرند، اما اگر نتیجه حکم به ضرر آنان باشد، از [[حق]] إعراض نموده و روی بر میتابند. | ||
{{متن قرآن|وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ أَفِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و اگر حقّ با آنان باشد با پذیرندگی به سوی او میآیند آیا آنان به دل بیمارند یا تردید دارند یا میهراسند که خداوند و پیامبرش بر آنان بیداد روا دارند؟ (خیر)، بلکه آنان ستمگرند» سوره نور، آیه ۴۹ ـ ۵۰.</ref>، قرآن کریم صفت [[ظلم]] را به صورت مکرر به مؤمنینِ به ایمان اولی که | {{متن قرآن|وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ أَفِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«و اگر حقّ با آنان باشد با پذیرندگی به سوی او میآیند آیا آنان به دل بیمارند یا تردید دارند یا میهراسند که خداوند و پیامبرش بر آنان بیداد روا دارند؟ (خیر)، بلکه آنان ستمگرند» سوره نور، آیه ۴۹ ـ ۵۰.</ref>، قرآن کریم صفت [[ظلم]] را به صورت مکرر به مؤمنینِ به ایمان اولی که منکر به ایمان ثانی هستند اطلاق میکند. تبعیض در عمل و تبعیض در اطاعت از دستورات خدا و [[رسول خدا]] که آیات مورد بحث آن را از ویژگی [[مؤمنین]] به ایمان اول میشمارد، از مصادیق آشکار ظلم است. در قرآن کریم ۱۵ مورد عبارت «مَنْ أَظْلَمُ» آمده است، مانند این [[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ}}<ref>«و ستمکارتر از کسی که نمیگذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود» سوره بقره، آیه ۱۱۴.</ref> و یا {{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}}<ref>«و ستمگرتر از آن کس که بر خداوند دروغی بندد یا آیات او را دروغ شمارد، کیست؟» سوره انعام، آیه ۲۱.</ref> و موارد دیگر. این گروه و دستهای که [[قرآن]] [[مقدس]] از آنان به عنوان {{متن قرآن|مَنْ أَظْلَمُ}} یاد میکند، باید یک دسته باشند؛ زیرا، همه نمیتوانند {{متن قرآن|أَظْلَمُ}} باشند؛ به دلیل اینکه {{متن قرآن|أَظْلَمُ}} أفعل التفضیل است؛ لذا باید یک دسته باشد که همه مواردی که {{متن قرآن|مَنْ أَظْلَمُ}} اطلاق شده است بر آنها [[صدق]] کند، چون بر اساس قاعده، همه نمیتوانند در یک کار [[برترین]] باشند. | ||
لذا، براساس قاعده افعل التفضیل، همه «منأظلم» های [[قرآن کریم]] بر گروه و دستهای صدق میکند که قرآن کریم از آنها با عنوان «[[ظالمین]]» تعبیر کرده است. پس مصداق این تعبیر [[قرآنی]] در موارد متعدد فقط یک [[جمعیت]] است و همه صفاتی که قرآن مقدس از آنها با عنوان «من أظلم» تعبیر کرده است، فقط متعلق به آنهاست. این گروه، افرادی هستند که در مرحله [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]])، به [[خدا]]، [[رسول]]، محتوا و [[احکام دین]] [[معرفت]] و [[شناخت]] پیدا کرده و آن را [[تصدیق]] کردهاند، اما از مرحله دوم ایمان (ایمان تسلیمی) باز ماندهاند و از [[تسلیم]] در برابر خدا و رسول و احکام دین سر برتافتهاند. | لذا، براساس قاعده افعل التفضیل، همه «منأظلم» های [[قرآن کریم]] بر گروه و دستهای صدق میکند که قرآن کریم از آنها با عنوان «[[ظالمین]]» تعبیر کرده است. پس مصداق این تعبیر [[قرآنی]] در موارد متعدد فقط یک [[جمعیت]] است و همه صفاتی که قرآن مقدس از آنها با عنوان «من أظلم» تعبیر کرده است، فقط متعلق به آنهاست. این گروه، افرادی هستند که در مرحله [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]])، به [[خدا]]، [[رسول]]، محتوا و [[احکام دین]] [[معرفت]] و [[شناخت]] پیدا کرده و آن را [[تصدیق]] کردهاند، اما از مرحله دوم ایمان (ایمان تسلیمی) باز ماندهاند و از [[تسلیم]] در برابر خدا و رسول و احکام دین سر برتافتهاند. | ||
| خط ۱۲۴: | خط ۱۲۴: | ||
[[خداوند متعال]] در جاهای مختلف قرآن کریم این گروه را [[نکوهش]] کرده است. چنانکه خطاب به [[بنیاسرائیل]] که دچار این [[انحراف]] شدهاند فرموده است: {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>. همچنین در سوره رعد خطاب به [[اهل کتاب]] که همین انحراف مهلک را داشتهاند فرموده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی میکنند؛ و از گروهها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار میکند؛ بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا میخوانم و بازگشت من به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref>. | [[خداوند متعال]] در جاهای مختلف قرآن کریم این گروه را [[نکوهش]] کرده است. چنانکه خطاب به [[بنیاسرائیل]] که دچار این [[انحراف]] شدهاند فرموده است: {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref>. همچنین در سوره رعد خطاب به [[اهل کتاب]] که همین انحراف مهلک را داشتهاند فرموده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی میکنند؛ و از گروهها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار میکند؛ بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا میخوانم و بازگشت من به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref>. | ||
اما، کسانی که از مرحله ایمان اول (ایمان تصدیقی) گذشتهاند و به مرحله دوم ایمان (ایمان تسلیمی) رسیدهاند و به [[دستورات]] خدا و [[رسول خدا]] و احکام دین گردن نهادهاند، | اما، کسانی که از مرحله ایمان اول (ایمان تصدیقی) گذشتهاند و به مرحله دوم ایمان (ایمان تسلیمی) رسیدهاند و به [[دستورات]] خدا و [[رسول خدا]] و احکام دین گردن نهادهاند، خداوند متعال در [[قرآن]] [[مقدس]] آنان را [[اهل]] [[فلاح]] و [[رستگاری]] شمرده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«جز این نیست که گفتار مؤمنان چون به سوی خداوند و پیامبرش فرا خوانده شوند تا (پیامبر) میان آنان داوری کند این است که میگویند: شنیدیم و فرمان بردیم و آنانند که رستگارند» سوره نور، آیه ۵۱.</ref> لذا، [[رستگار]] و سعادتمند کسانی هستند که از مرحله [[ایمان اول]] گذشته و به مرحله دوم ایمان نائل شده باشند. | ||
=====مسأله [[ولایت]]، به مثابه تمام قرآن===== | =====مسأله [[ولایت]]، به مثابه تمام قرآن===== | ||
| خط ۱۳۱: | خط ۱۳۱: | ||
در [[نزول]] قرآن کریم دو نوع تعبیر آمده است؛ گاهی تعبیر «[[تنزیل]]» آمده است، مانند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«اوست که بر بنده خویش آیاتی روشن فرو میفرستد تا شما را به سوی روشنایی، از تیرگیها در آورد و بیگمان خداوند به شما مهربانی بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۹.</ref> یا {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ}}<ref>«خداوند است که کتاب را به حق و ترازو را فرو فرستاد و تو چه میدانی؟ شاید رستخیز نزدیک باشد» سوره شوری، آیه ۱۷.</ref> و امثال این موارد، که «تنزیل» اشاره به [[نزول تدریجی قرآن]] [[کریم]] است. اما تعبیر «انزال» اشاره به نزول دفعی قرآن کریم دارد. این نزول دفعی گاهی اشاره بهخصوص مسأله ولایت دارد و گاهی هم اشاره به کل {{عربی|ما انزل إلی الرسول}} است که متضمن مسأله ولایت است؛ لذا، کل جمعی و مجموعه {{عربی|ما انزل إلی الرسول}} متضمن مسأله ولایت است. | در [[نزول]] قرآن کریم دو نوع تعبیر آمده است؛ گاهی تعبیر «[[تنزیل]]» آمده است، مانند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}}<ref>«اوست که بر بنده خویش آیاتی روشن فرو میفرستد تا شما را به سوی روشنایی، از تیرگیها در آورد و بیگمان خداوند به شما مهربانی بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۹.</ref> یا {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ}}<ref>«خداوند است که کتاب را به حق و ترازو را فرو فرستاد و تو چه میدانی؟ شاید رستخیز نزدیک باشد» سوره شوری، آیه ۱۷.</ref> و امثال این موارد، که «تنزیل» اشاره به [[نزول تدریجی قرآن]] [[کریم]] است. اما تعبیر «انزال» اشاره به نزول دفعی قرآن کریم دارد. این نزول دفعی گاهی اشاره بهخصوص مسأله ولایت دارد و گاهی هم اشاره به کل {{عربی|ما انزل إلی الرسول}} است که متضمن مسأله ولایت است؛ لذا، کل جمعی و مجموعه {{عربی|ما انزل إلی الرسول}} متضمن مسأله ولایت است. | ||
در آیه کریمه «[[تبلیغ]]» میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«ای پیامبر! | در آیه کریمه «[[تبلیغ]]» میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>، سپس در ادامه میفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>، در اینجا مشخص میشود یک {{عربی|ما انزلی}} وجود دارد که معادل با کل ما انزل إلی الرسول است؛ زیرا میفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ}}<ref>«و اگر نکنی پیام او را نرساندهای» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>. این آیه به خوبی نشاندهنده آن است که آنچه را که [[خداوند]] در آیه تبلیغ، [[پیامبر]]{{صل}} را [[مأمور]] به [[ابلاغ]] آن میکند مساوی با همه [[رسالت]] [[رسول خدا]]{{صل}} است. ما از [[شأن]] نزون آیه تبلیغ و قرائن بسیاری دیگر به روشنی در مییابیم که آنچه در آیه تیلیغ با تعبیر {{متن قرآن|مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}} مساوی با کل [[رسالت پیامبر اسلام]]{{صل}} قلمداد شده است، مسأله [[ولایت]] است. | ||
این [[آیه]] هم به مسأله ولایت اشاره دارد؛ لذا میفرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی میکنند؛ و از گروهها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار میکند؛ بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا میخوانم و بازگشت من به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref>، آنهایی که [[مؤمن]] به [[ایمان تسلیمی]] هستند و به [[ایمان دوم]] نائل شدهاند، از مسأله [[نصب]] ولایت و انتصباب [[امیرالمؤمنین]] ({{ع}}) و [[اولاد]] ایشان برای ولایت [[خشنود]] میشوند. اما در ادامه میفرماید: {{متن قرآن|وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ}}<ref>«و از گروهها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار | این [[آیه]] هم به مسأله ولایت اشاره دارد؛ لذا میفرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی میکنند؛ و از گروهها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار میکند؛ بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا میخوانم و بازگشت من به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref>، آنهایی که [[مؤمن]] به [[ایمان تسلیمی]] هستند و به [[ایمان دوم]] نائل شدهاند، از مسأله [[نصب]] ولایت و انتصباب [[امیرالمؤمنین]] ({{ع}}) و [[اولاد]] ایشان برای ولایت [[خشنود]] میشوند. اما در ادامه میفرماید: {{متن قرآن|وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ}}<ref>«و از گروهها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار میکند». سوره رعد، آیه ۳۶.</ref>، برخی از «[[احزاب]]»، بعضی از {{عربی|ما انزل الی الرسول}} را [[انکار]] میکنند؛ یعنی میگویند: ما تو را به عنوان [[رسول]] و [[ولی امر]] قبول داریم، اما [[علی بن ابی طالب]] ({{ع}}) را قبول نداریم: {{متن قرآن|وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ}}<ref>«و از گروهها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار میکند؛ بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا میخوانم و بازگشت من به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref>. این مطلب به صورت مکرر بیان شده است که در [[قرآن کریم]]، بلکه در همه منابع [[معارف اسلامی]]، کلمه [[شرک]]، مخصوصاً به معنای شرک در [[اطاعت]] است: {{متن قرآن|وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«و به جای خداوند چیزی را میپرستند که نه زیانی به آنان میرساند و نه سودی» سوره یونس، آیه ۱۸.</ref> و گاهی در [[عبادت بتها]] هم استفاده شده است<ref>{{متن قرآن|وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِيرًا}}؛ «و به جای خداوند چیزی را میپرستند که به آنان نه سود میرساند و نه زیان و کافر در برابر پروردگارش پشتیبان (شیطان) است» سوره فرقان، آیه ۵۵.</ref>، اما واژه شرک در هر کجا بهکار رفته است مراد [[پذیرش فرمان]] روایاتی است که [[خداوند متعال]] [[اذن]] به [[فرمانروایی]] آنها نداده است<ref>{{متن قرآن|اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}؛ «آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیدهاند و نیز مسیح پسر مریم را در حالی که جز این فرمان نیافتهاند که خدایی یگانه را بپرستند که خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که میورزند» سوره توبه، آیه ۳۱.</ref>. | ||
بحث [[شرک]] در [[معارف اسلامی]]، مربوط به [[پذیرش ولایت]] غیر خداست، به | بحث [[شرک]] در [[معارف اسلامی]]، مربوط به [[پذیرش ولایت]] غیر خداست، به دلیل اینکه بعضی در برابر [[ولایت خدا]] و [[انبیاء]] و [[اولیای الهی]] گردن مینهند؛ لذا به [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) نائل میشوند، برخی دیگر، علیرغم قبول داشتن و [[تصدیق]] [[خدا]] و [[رسول خدا]] ([[ایمان تصدیقی]])، از ولایت خدا و انبیاء و اولیای الهی [[تمرد]] کرده و [[ولایت]] کسانی را میپذیرند که [[خداوند]] [[اذن]] نداده است؛ لذا [[مشرک]] میشوند. اگر به [[تاریخ]] مراجعه شود، زیاد وارد شده است که به رسول خدا{{صل}} گفتهاند: به ما گفتی خدای واحد را بپرستید ما قبول کردیم، گفتی [[نماز]] بخوانید، ما هم خواندیم، گفتی [[زکات]] بدهید ما هم قبول کردیم، همه این موارد را قبول کردهایم، اما الآن میخواهی [[پسر عم]] خود را بر ما مسلط کرده و قوم و خویش خود را بر ما [[رئیس]] کنی؟! این [[کلام]]، مصداق {{متن قرآن|نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ}}<ref>«ما به برخی ایمان داریم و برخی دیگر را انکار میکنیم» سوره نساء، آیه ۱۵۰.</ref> است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا}}؛ «کسانی که به خداوند و پیامبرانش کفر میورزند و برآنند تا میان خداوند و پیامبرانش فرق بگذارند و میگویند: ما به برخی ایمان داریم و برخی دیگر را انکار میکنیم و برآنند که راهی میانه بگزینند» سوره نساء، آیه ۱۵۰.</ref>. این تعبیر در مورد ولایت است، یعنی ولایت و [[فرمانروایی]] تو را قبول داریم و تو [[دستور]] دادی و ما هم عمل کردهایم، اما حالا که میخواهی کسی را جای خود بگذاری که او هم دستور دهد و ما او را [[اطاعت]] کنیم، این مورد را دیگر قبول نمیکنیم. | ||
اینکه [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ}}<ref>«بر پیامبر جز پیام رسانی نیست و خداوند آنچه را آشکار میدارید و آنچه را نهان میکنید میداند» سوره مائده، آیه ۹۹.</ref>، منظور بلاغِ چه چیزی است؟ برخی میگویند به | اینکه [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ}}<ref>«بر پیامبر جز پیام رسانی نیست و خداوند آنچه را آشکار میدارید و آنچه را نهان میکنید میداند» سوره مائده، آیه ۹۹.</ref>، منظور بلاغِ چه چیزی است؟ برخی میگویند به دلیل اینکه [[قرآن]] فرموده است: {{متن قرآن|مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ}} یا {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا}}<ref>«و تو را جز نویدبخش و بیمدهنده نفرستادهایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۵.</ref> این معنا را میدهد که [[رسول اکرم]]{{صل}} کاری غیر از [[ابلاغ]] ندارد، پس کار او [[حکومتداری]] نیست، اما این ابلاغ و [[تبشیر]] و [[انذار]] برای چه چیزی است؟ آیه شریفه میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«بگو: از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و اگر رو بگردانید جز این نیست که آنچه بر گردن او نهادهاند بر اوست و آنچه بر گردن شما نهادهاند بر شماست و اگر از او فرمان برید راهیاب میشوید و بر (عهده) پیامبر جز پیامرسانی آشکار نیست» سوره نور، آیه ۵۴.</ref>؛ [[تکلیف]] و وظیفه [[رسول خدا]]{{صل}}، ابلاغ [[اطاعت خدا]] و رسول خدا و [[فرمانروایان]] [[الهی]] به [[مردم]] است. | ||
[[پیامبر اعظم]]{{صل}} میفرماید: «وظیفه من این است که به شما بگویم این [[ولایت]]، ولایت چه کسی است و شما باید از چه کسی [[فرمان]] ببرید، اما بر من نیست که شما را مجبور کنم از چه کسی اطاعت کنید؛ زیرا، [[خداوند متعال]]، [[بندگان]] را بر [[پذیرش دین]] و اطاعت فرمانروایان الهی مجبور نمیکند. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> یا {{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ}}<ref>«ما به آنچه میگویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی | [[پیامبر اعظم]]{{صل}} میفرماید: «وظیفه من این است که به شما بگویم این [[ولایت]]، ولایت چه کسی است و شما باید از چه کسی [[فرمان]] ببرید، اما بر من نیست که شما را مجبور کنم از چه کسی اطاعت کنید؛ زیرا، [[خداوند متعال]]، [[بندگان]] را بر [[پذیرش دین]] و اطاعت فرمانروایان الهی مجبور نمیکند. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> یا {{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ}}<ref>«ما به آنچه میگویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من میهراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۵.</ref>. امثال این موارد این معنا را ندارد که اگر مردم اطاعت کنند یا نکنند فرقی ندارد، بلکه باید اطاعت کنند و تکلیف آنها اطاعت است و افراد در قبال [[والیان]] الهی [[مسئول]] هستند. | ||
اما اطاعت از [[اولیای الهی]] و ائمه [[هدی]] ({{عم}}) از دیدگاه [[اسلام]] تنها جنبه [[سیاسی]] ندارد، بلکه جنبه [[عبادی]] نیز دارد. این اطاعت در طول [[اطاعت از خدا]] و رسول خدا و فعل اختیاری است و تنها راه ورود به مرحله [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) است که [[خداوند]] خود در [[آیات]] متعدد [[قرآن کریم]] به آن [[فرمان]] داده است، چنانکه در سوره [[نساء]] فرموده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند | اما اطاعت از [[اولیای الهی]] و ائمه [[هدی]] ({{عم}}) از دیدگاه [[اسلام]] تنها جنبه [[سیاسی]] ندارد، بلکه جنبه [[عبادی]] نیز دارد. این اطاعت در طول [[اطاعت از خدا]] و رسول خدا و فعل اختیاری است و تنها راه ورود به مرحله [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) است که [[خداوند]] خود در [[آیات]] متعدد [[قرآن کریم]] به آن [[فرمان]] داده است، چنانکه در سوره [[نساء]] فرموده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. | ||
====[[حکومت]] اساس [[رسالت]]==== | ====[[حکومت]] اساس [[رسالت]]==== | ||
| خط ۱۴۷: | خط ۱۴۷: | ||
====[[احزاب]] در [[ادبیات]] قرآن==== | ====[[احزاب]] در [[ادبیات]] قرآن==== | ||
کلمه «احزاب» در ادبیات قرآن کریم از واژگانی است که دارای معنای ویژه است و معنای خاص دارد. با مرور آیاتی که این کلمه در آن به | کلمه «احزاب» در ادبیات قرآن کریم از واژگانی است که دارای معنای ویژه است و معنای خاص دارد. با مرور آیاتی که این کلمه در آن به کار برده شده است به خوبی درمییابیم «احزاب» نظر به گروههای [[منحرف]] دارد، گروهایی که از مسأله [[اطاعت خدا]] سرباز میزنند. قرآن کریم از [[جمعیت]] و [[جامعه]] مؤمنِ حقیقی که دارای [[آرمان]] و اهداف واحد [[توحیدی]] هستند «[[حزب الله]]» تعبیر میکند و [[جامعه]] [[مطیع خدا]] و رسول خدا را یک «[[حزب]]» میداند. بر این اساس، جامعه [[مؤمنین]] هیچگاه چند دسته نخواهند شد. سِرّ آنهم این است که مؤمنین به [[فرمانروایی]] [[خدا]] و رسول خدا و [[اولیای الهی]] [[معتقد]] هستند و به همین دلیل خود را ملتزم به [[اطاعت]] میدانند؛ چنین جامعهای طبیعتاً همیشه یکدست و یک حزب هستند، چند جریانی و چندحزبی و چند دستگی در جامعه [[اهل]] [[ایمان]] ممکن نیست تحقق پیدا کند. | ||
در [[حقیقت]] چند دستگی از نظر [[قرآن کریم]] نشانه مجموعههای غیر [[مؤمن]] است. برای اینکه بفهمیم یک مجموعه مؤمن است یا غیر مؤمن، راه آن این است که اگر یک [[جامعه]] «[[ولایت امر]]» و [[حاکمیت خدا]] و [[انبیا]] و اولیای الهی را قبول کرده باشد مؤمن است و [[قرآن]] از آن به «حزبالله» تعبیر فرموده است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بیگمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۶.</ref>. [[تولی]] و [[اطاعت از خدا]] و رسول خدا و اولیای الهی منشأ [[اتحاد]] و [[انسجام اجتماعی]] و تک حزبی و تک قطبی شدن جامعه است. قرآن کریم اشاره میکند کسانی که از «ولایت امر» [[الهی]] [[سرپیچی]] کنند، قطعاً دچار چند دستگی میشوند که قرآن از آن به «[[احزاب]]» تعبیر میکند. مثلاً [[خداوند متعال]] در یکجا از قول [[کافران]] میفرماید: {{متن قرآن|أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ}}<ref>«آیا (همه) خدایان را خدایی یگانه کرده است؟ بیگمان این چیزی شگفت است» سوره ص، آیه ۵.</ref>؛ تعدد «آلهه» داشتن از ویژگیهای جریانهای غیر [[ایمانی]] است و مراد از آلهه تنها [[اصنام]] نیست؛ بلکه آلهه به معنای «ما یُعبد» است و «ما یُعبد» یعنی «ما یُطاع» که تمام حاکمیتهای طاغوتی و غیر الهی را شامل میشود. این ویژگی گروههای غیر ایمانی است که تعدّد «آلهه» و تعدّد «حزب» دارند، این موضوع را در قرآن کریم به خوبی میتوان تتبّع کرد. | در [[حقیقت]] چند دستگی از نظر [[قرآن کریم]] نشانه مجموعههای غیر [[مؤمن]] است. برای اینکه بفهمیم یک مجموعه مؤمن است یا غیر مؤمن، راه آن این است که اگر یک [[جامعه]] «[[ولایت امر]]» و [[حاکمیت خدا]] و [[انبیا]] و اولیای الهی را قبول کرده باشد مؤمن است و [[قرآن]] از آن به «حزبالله» تعبیر فرموده است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ}}<ref>«و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بیگمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۶.</ref>. [[تولی]] و [[اطاعت از خدا]] و رسول خدا و اولیای الهی منشأ [[اتحاد]] و [[انسجام اجتماعی]] و تک حزبی و تک قطبی شدن جامعه است. قرآن کریم اشاره میکند کسانی که از «ولایت امر» [[الهی]] [[سرپیچی]] کنند، قطعاً دچار چند دستگی میشوند که قرآن از آن به «[[احزاب]]» تعبیر میکند. مثلاً [[خداوند متعال]] در یکجا از قول [[کافران]] میفرماید: {{متن قرآن|أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ}}<ref>«آیا (همه) خدایان را خدایی یگانه کرده است؟ بیگمان این چیزی شگفت است» سوره ص، آیه ۵.</ref>؛ تعدد «آلهه» داشتن از ویژگیهای جریانهای غیر [[ایمانی]] است و مراد از آلهه تنها [[اصنام]] نیست؛ بلکه آلهه به معنای «ما یُعبد» است و «ما یُعبد» یعنی «ما یُطاع» که تمام حاکمیتهای طاغوتی و غیر الهی را شامل میشود. این ویژگی گروههای غیر ایمانی است که تعدّد «آلهه» و تعدّد «حزب» دارند، این موضوع را در قرآن کریم به خوبی میتوان تتبّع کرد. | ||
مثلاً قرآن کریم در سوره صاد میفرماید: {{متن قرآن|أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ}}<ref>«آیا (همه) خدایان را خدایی یگانه کرده است؟ بیگمان این چیزی شگفت است» سوره ص، آیه ۵.</ref>، تا آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ أُولَئِكَ الْأَحْزَابُ}}<ref>«پیش از ایشان قوم نوح و عاد و فرعون دارنده میخها | مثلاً قرآن کریم در سوره صاد میفرماید: {{متن قرآن|أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ}}<ref>«آیا (همه) خدایان را خدایی یگانه کرده است؟ بیگمان این چیزی شگفت است» سوره ص، آیه ۵.</ref>، تا آنجا که میفرماید: {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ أُولَئِكَ الْأَحْزَابُ}}<ref>«پیش از ایشان قوم نوح و عاد و فرعون دارنده میخها هم، (پیامبران را) دروغگو انگاشتند و ثمود و قوم لوط و «اصحاب ایکه» همان گروهها (ی شکست خورده) بودند». سوره ص، آیه ۱۲ ـ ۱۳.</ref>. [[احزاب]]، آن دستههایی هستند که منکر [[ولایت الهی]] هستند. یا مثلاً در سوره [[هود]] که از [[آیات]] ویژه [[قرآن کریم]] است میفرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>. در جمله {{متن قرآن|وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ}}<ref>«و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست» سوره هود، آیه ۱۷.</ref> به مسأله احزاب اشاره شده است. دقیقاً منظور از {{متن قرآن|مَنْ يَكْفُرْ بِهِ}} مسأله [[امامت]] است. منظور از {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد» سوره هود، آیه ۱۷.</ref> [[رسول اکرم]]{{صل}} و مراد از «[[بینه]]» [[معجزه]] است و این معنا را [[مفسرین]] به اتفاق قبول دارند. {{متن قرآن|وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}<ref>«و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>، یعنی بعد از او کسی میآید که [[شاهد]] است و این شاهد از خود اوست: {{متن قرآن|شَاهِدٌ مِنْهُ}}، به [[اتفاق]] [[مسلمین]]، رسول اکرم{{صل}} تعبیر «منّی» را در [[حق]] کسی جز [[امام علی بن ابی طالب]]، [[امام حسن]]، [[امام حسین]]، و [[حضرت زهرا]] ({{عم}}) به کار نبرده است: [[علی]] منّی و أنا من علی»، [[حسن]] منّی، [[حسین]] منّی، یا، فاطمة بضعة منّی. | ||
قرآن کریم در آخر سوره [[مجادله]]، از کسانی که تحت [[ولایت]] [[امر خداوند]] بوده و از [[اولیای الهی]] [[متابعت]] میکنند با عنوان «[[حزب الله]]» نام برده است که [[ایمان]] در دلهای آنان تثبیت و [[تأیید]] شده و پاداشهای والایی مانند: [[موفقیت]] و [[رستگاری]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] و [[بهشت]] برین و [[رضوان الهی]] شامل آنان است: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> . جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ}}، اشاره به [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) و ایمان [[اطاعت]] است، [[ایمانی]] که بعد از آن کفری در | قرآن کریم در آخر سوره [[مجادله]]، از کسانی که تحت [[ولایت]] [[امر خداوند]] بوده و از [[اولیای الهی]] [[متابعت]] میکنند با عنوان «[[حزب الله]]» نام برده است که [[ایمان]] در دلهای آنان تثبیت و [[تأیید]] شده و پاداشهای والایی مانند: [[موفقیت]] و [[رستگاری]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] و [[بهشت]] برین و [[رضوان الهی]] شامل آنان است: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref> . جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ}}، اشاره به [[ایمان دوم]] ([[ایمان تسلیمی]]) و ایمان [[اطاعت]] است، [[ایمانی]] که بعد از آن کفری در کار نیست و [[کفر]] بعدالایمان در آن وجود ندارد. | ||
بنابراین؛ منشأ چند دستگی در [[جامعه]]، تعدّد «مُطاع» و [[حاکمان]] است؛ آنچه منشأ چند دستگی در [[جامعه انسانی]] میشود گوناگونی حاکمان و فرمانروایانی است که «[[احزاب]]» و گروهها از آنها [[پیروی]] میکنند. وقتی [[حاکم]] و فرمانروا متعدد شد، بالطبع [[مردم]] هم دستهدسته میشوند. اما، چون [[اهل ایمان]] [[فرمانروایان]] متعدد ندارد، بلکه فرمانروای آنها [[خدا]] و افراد [[منصوب از سوی خداوند]] است، دچار چند دستگی و [[تفرقه]] نمیشوند. اصولاً [[وحدت اجتماعی]] در نتیجه [[تبعیت]] از [[فرمانروایی]] [[الهی]] حاصل میشود. | بنابراین؛ منشأ چند دستگی در [[جامعه]]، تعدّد «مُطاع» و [[حاکمان]] است؛ آنچه منشأ چند دستگی در [[جامعه انسانی]] میشود گوناگونی حاکمان و فرمانروایانی است که «[[احزاب]]» و گروهها از آنها [[پیروی]] میکنند. وقتی [[حاکم]] و فرمانروا متعدد شد، بالطبع [[مردم]] هم دستهدسته میشوند. اما، چون [[اهل ایمان]] [[فرمانروایان]] متعدد ندارد، بلکه فرمانروای آنها [[خدا]] و افراد [[منصوب از سوی خداوند]] است، دچار چند دستگی و [[تفرقه]] نمیشوند. اصولاً [[وحدت اجتماعی]] در نتیجه [[تبعیت]] از [[فرمانروایی]] [[الهی]] حاصل میشود. | ||
| خط ۱۶۰: | خط ۱۶۰: | ||
بر مبنای [[ولایتپذیری]] الهی، اگر تکثّر احزاب به این معنا باشد که افراد برای اطاعت از فرمانروایی الهی چند دسته شوند، این کار خوب بوده و مصداق تعدد در فرمانروایی نیست. تکثّر در فرمانبران منافاتی با [[وحدت]] ندارد، بلکه چیزی که منافات با وحدت دارد، تکثر در فرمانروایی است؛ به این معنا که کسانی در برابر فرمانروای الهی اعلام فرمانروایی کند و مردم را به اطاعت خود فرابخواند و مردم هم اطاعت کنند. | بر مبنای [[ولایتپذیری]] الهی، اگر تکثّر احزاب به این معنا باشد که افراد برای اطاعت از فرمانروایی الهی چند دسته شوند، این کار خوب بوده و مصداق تعدد در فرمانروایی نیست. تکثّر در فرمانبران منافاتی با [[وحدت]] ندارد، بلکه چیزی که منافات با وحدت دارد، تکثر در فرمانروایی است؛ به این معنا که کسانی در برابر فرمانروای الهی اعلام فرمانروایی کند و مردم را به اطاعت خود فرابخواند و مردم هم اطاعت کنند. | ||
این عمل، | این عمل، مضر و منشأ تکثرِ و پراکندگی است. همیشه بیان کردهایم آنچه منشأ پراکندگی میشود تکثر «آلهه» است که منجر به تعدّد فرمانروایان میگردد. اما اگر [[اله]]، واحد است، فرمانروایی الهی هم واحد است، حال آن جمعیتی که از او تبعیت میکنند چند دسته باشند، اما همه از او تبعیت کنند ایرادی ندارد. | ||
وقتی همه از یک [[حاکم الهی]] تبعیت کنند مصداق آیه شریفه میشود: {{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ}}<ref>«که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبتکنندگان باید رغبت کنند» سوره مطففین، آیه ۲۶.</ref>، همه در اطاعت از آن فرمانروای الهی از یکدیگر [[سبقت]] میجویند. اینکه سبقت میجویند، تفرقه و مشکلی ایجاد نمیکند؛ زیرا، با هم نمیجنگند و علیه دیگری جریانسازی و خرابکاری نمیکند، بلکه همه در جهت واحد و برای دسترسی به [[آرمان]] [[توحیدی]] | وقتی همه از یک [[حاکم الهی]] تبعیت کنند مصداق آیه شریفه میشود: {{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ}}<ref>«که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبتکنندگان باید رغبت کنند» سوره مطففین، آیه ۲۶.</ref>، همه در اطاعت از آن فرمانروای الهی از یکدیگر [[سبقت]] میجویند. اینکه سبقت میجویند، تفرقه و مشکلی ایجاد نمیکند؛ زیرا، با هم نمیجنگند و علیه دیگری جریانسازی و خرابکاری نمیکند، بلکه همه در جهت واحد و برای دسترسی به [[آرمان]] [[توحیدی]] تلاش میکنند. اگر به این شکل نبود، معلوم میشود این تکثّر در جهت [[یاری]] و [[اطاعت]] [[حاکمیت]] و [[رهبری الهی]] نیست. | ||
این جریان در [[زمان]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} هم به همین شکل بوده است؛ [[غالب]] افراد ایشان [[مؤمن]] به [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]]) بودهاند، نه ایمان ثانی (ایمان تسلیمی). اینکه حضرت فرمود: {{متن حدیث|بَسَطْتُمْ یَدِی فَکَفَفْتُهَا}} و علت [[استنکاف]] و نپذیرفتن [[خلافت]] و [[بیعت مردم]]، نه از این باب بود که حضرت خود را احقّ به [[ولایت]] نمیدانستد؛ بلکه از این جهت بود که میدانست این دستی که به سمت او کشیده شده است دست اطاعت [[پایدار]] نیست، بلکه دست اطاعت برای [[مصالح]] و [[منافع شخصی]] است؛ لذا، افرادی مانند [[طلحه]] و [[زبیر]] فریاد میزدند که [[مردم]] با حضرت [[بیعت]] کنند. | این جریان در [[زمان]] [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} هم به همین شکل بوده است؛ [[غالب]] افراد ایشان [[مؤمن]] به [[ایمان اول]] ([[ایمان تصدیقی]]) بودهاند، نه ایمان ثانی (ایمان تسلیمی). اینکه حضرت فرمود: {{متن حدیث|بَسَطْتُمْ یَدِی فَکَفَفْتُهَا}} و علت [[استنکاف]] و نپذیرفتن [[خلافت]] و [[بیعت مردم]]، نه از این باب بود که حضرت خود را احقّ به [[ولایت]] نمیدانستد؛ بلکه از این جهت بود که میدانست این دستی که به سمت او کشیده شده است دست اطاعت [[پایدار]] نیست، بلکه دست اطاعت برای [[مصالح]] و [[منافع شخصی]] است؛ لذا، افرادی مانند [[طلحه]] و [[زبیر]] فریاد میزدند که [[مردم]] با حضرت [[بیعت]] کنند. | ||
====[[اتحاد]] مصلحتی [[کفار]]==== | ====[[اتحاد]] مصلحتی [[کفار]]==== | ||
اتحاد جبهه [[کفر]] همیشه بر اساس [[منافع]] و [[مصالح دنیوی]] است و به | اتحاد جبهه [[کفر]] همیشه بر اساس [[منافع]] و [[مصالح دنیوی]] است و به دلیل آنکه مصالح و [[منافع دنیوی]] همیشه ناپایدار و موقت است، اتحاد آنان نیز همواره ناپایدار و شکننده است. چون منافع دنیوی همیشه موقت است، جریانهای غیر توحیدی وقتی به جایی رسیدند و منفعتی به دست آوردند، خودشان با هم درگیر میشوند. | ||
در تحقق [[عینی]] هم به همین شکل بوده است؛ در جامعهای که [[معاویه]] آن را [[مدیریت]] میکرد، تنها ظاهری از اتحاد و [[انسجام اجتماعی]] به چشم میآمد و الا همیشه در این [[جامعه]]، [[تبعیض]]، [[جنگ]]، [[ترور]] و [[خونریزی]] بود. حضرت [[زهرا]] (سلامالله علیها) هم در خطبه خود به آن اشاره کرده است: {{متن حدیث|أَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صَارِمٍ وَ هَرْجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَکُمْ زَهِیداً وَ زَرْعَکُمْ حَصِیدا}} [[اختلاف]] و [[خونریزی]] در [[جامعه]] [[اسلامی]] از آن [[روز]] تا به امروز همچنان جریان دارد. [[شهرستانی]] صاحب کتاب «ملل و نحل» میگوید: «ما سلّ [[سیف]] فی الاسلام [[علی]] قاعدة دینیة مثل ما سلّ [[علی]] الامامة فی کل [[زمان]]». | در تحقق [[عینی]] هم به همین شکل بوده است؛ در جامعهای که [[معاویه]] آن را [[مدیریت]] میکرد، تنها ظاهری از اتحاد و [[انسجام اجتماعی]] به چشم میآمد و الا همیشه در این [[جامعه]]، [[تبعیض]]، [[جنگ]]، [[ترور]] و [[خونریزی]] بود. حضرت [[زهرا]] (سلامالله علیها) هم در خطبه خود به آن اشاره کرده است: {{متن حدیث|أَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صَارِمٍ وَ هَرْجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَکُمْ زَهِیداً وَ زَرْعَکُمْ حَصِیدا}} [[اختلاف]] و [[خونریزی]] در [[جامعه]] [[اسلامی]] از آن [[روز]] تا به امروز همچنان جریان دارد. [[شهرستانی]] صاحب کتاب «ملل و نحل» میگوید: «ما سلّ [[سیف]] فی الاسلام [[علی]] قاعدة دینیة مثل ما سلّ [[علی]] الامامة فی کل [[زمان]]». | ||
در [[جامعه]] [[اسلامی]] همیشه [[جنگ]] و [[اختلاف]] به شکل مستمر وجود داشته است و وحدتی در [[جامعه]] به وجود نیامده است. این اختلاف و [[تفرقه]] در جامعه اسلامی در نتیجه | در [[جامعه]] [[اسلامی]] همیشه [[جنگ]] و [[اختلاف]] به شکل مستمر وجود داشته است و وحدتی در [[جامعه]] به وجود نیامده است. این اختلاف و [[تفرقه]] در جامعه اسلامی در نتیجه کار [[معاویه]] ایجاد شده است و اگر معاویه نبود این همه اختلاف پیش نمیآمد. در [[حقیقت]] اساس اختلاف و تفرقه در [[جامعه اسلامی]] را خود معاویه با [[عدم اطاعت]] در برابر [[حاکمیت اسلامی]] پایهگذاری کرد و تفرقه از آن [[روز]] به بعد ادامه دارد. | ||
===ویژگی ششم: [[اطاعت]] و [[نصرت]]=== | ===ویژگی ششم: [[اطاعت]] و [[نصرت]]=== | ||
ویژگی ششم [[ایمان ثانی]] (ایمان تسلیمی)، وارد شدن در دو [[پیمان]] «[[پیمان اطاعت|اطاعت]]» و «[[پیمان نصرت|نصرت]]» است. در [[قرآن کریم]] و [[روایات]] [[ایمان]] مرحله دوم (ایمان تسلیمی) این ویژگی را دارد، افرادی که دارای آن هستند، دخالت مستمر و نقش مستقیم در اطاعت و نصرت [[حاکمیت]] و [[حاکمان]] [[الهی]] دارند. | ویژگی ششم [[ایمان ثانی]] (ایمان تسلیمی)، وارد شدن در دو [[پیمان]] «[[پیمان اطاعت|اطاعت]]» و «[[پیمان نصرت|نصرت]]» است. در [[قرآن کریم]] و [[روایات]] [[ایمان]] مرحله دوم (ایمان تسلیمی) این ویژگی را دارد، افرادی که دارای آن هستند، دخالت مستمر و نقش مستقیم در اطاعت و نصرت [[حاکمیت]] و [[حاکمان]] [[الهی]] دارند. | ||
«پیمان اطاعت» را قرآن کریم به صورت مکرر بیان کرده است، از جمله فرموده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«و نعمت خداوند را به یاد آورید و (نیز) پیمانی را که استوار با شما بسته است هنگامی که گفتید: شنیدیم و گردن نهادیم؛ و از خداوند پروا کنید بیگمان خداوند به اندیشهها داناست» سوره مائده، آیه ۷.</ref>؛ آن [[میثاق]] و پیمانی را که با [[خدا]] بستید و گفتید: «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا: شنیدیم و اطاعت کردیم» یادتان باشد. [[خداوند]] درباره میثاق دوم (میثاق نصرت) همچنین میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و داراییهاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار میکنند، میکشند و کشته میشوند بنا به وعدهای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کردهاید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> . | «پیمان اطاعت» را قرآن کریم به صورت مکرر بیان کرده است، از جمله فرموده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«و نعمت خداوند را به یاد آورید و (نیز) پیمانی را که استوار با شما بسته است هنگامی که گفتید: شنیدیم و گردن نهادیم؛ و از خداوند پروا کنید بیگمان خداوند به اندیشهها داناست» سوره مائده، آیه ۷.</ref>؛ آن [[میثاق]] و پیمانی را که با [[خدا]] بستید و گفتید: «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا: شنیدیم و اطاعت کردیم» یادتان باشد. [[خداوند]] درباره میثاق دوم (میثاق نصرت) همچنین میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و داراییهاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار میکنند، میکشند و کشته میشوند بنا به وعدهای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کردهاید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. | ||
قرآن کریم در سوره [[احزاب]] اشاره میکنند که [[مؤمنین]] به ایمان ثانی بر پیمان دوم که پیمان نصرت است همواره پایداراند: {{متن قرآن|مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا}}<ref>«از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.</ref> اما مؤمنین به ایمان اول {{متن قرآن|وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا}}<ref>«و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده ندادهاند؛ و هنگامی که دستهای از ایشان گفتند: ای مردم مدینه! جای ماندن ندارید پس بازگردید و دستهای (دیگر) از آنان از پیامبر اجازه (بازگشت) میخواستند؛ میگفتند خانههای ما بیحفاظ است | قرآن کریم در سوره [[احزاب]] اشاره میکنند که [[مؤمنین]] به ایمان ثانی بر پیمان دوم که پیمان نصرت است همواره پایداراند: {{متن قرآن|مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا}}<ref>«از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.</ref> اما مؤمنین به ایمان اول {{متن قرآن|وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا}}<ref>«و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده ندادهاند؛ و هنگامی که دستهای از ایشان گفتند: ای مردم مدینه! جای ماندن ندارید پس بازگردید و دستهای (دیگر) از آنان از پیامبر اجازه (بازگشت) میخواستند؛ میگفتند خانههای ما بیحفاظ است با آنکه بیحفاظ نبود، آنان جز سر گریز (از جنگ) نداشتند و هنگامی که دستهای از ایشان گفتند: ای مردم مدینه! جای ماندن ندارید پس بازگردید و دستهای (دیگر) از آنان از پیامبر اجازه (بازگشت) میخواستند؛ میگفتند خانههای ما بیحفاظ است با آنکه بیحفاظ نبود، آنان جز سر گریز (از جنگ) نداشتند و اگر بر آنان از پیرامون آن (شهر) درمیآمدند سپس از آنان (گرویدن به) آشوب (شرک) را میخواستند بدان سوی میرفتند و در آن (شهر) جز اندکی درنگ نمیکردند و بیگمان اینان پیشتر با خداوند پیمان بسته بودند که (در جنگ به دشمن) پشت نکنند و پیمان خداوند بازخواست میگردد» سوره احزاب، آیه ۱۲ ـ ۱۵.</ref>. | ||
افرادی که [[ایمان]] آوردند و با [[خدا]] [[عهد]] بستند که پشت نکنند و [[رسول خدا]] را [[یاری]] کنند، اگر بر [[پیمان]] «[[اطاعت]]» و «[[نصرت]]» خود [[پایدار]] باقی ماندند، وارد مرحله [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) شدهاند. اما اگر این | افرادی که [[ایمان]] آوردند و با [[خدا]] [[عهد]] بستند که پشت نکنند و [[رسول خدا]] را [[یاری]] کنند، اگر بر [[پیمان]] «[[اطاعت]]» و «[[نصرت]]» خود [[پایدار]] باقی ماندند، وارد مرحله [[ایمان دوم]] (ایمان تسلیمی) شدهاند. اما اگر این کار را نکردند و بر دو پیمان اطاعت و نصرت خود [[وفادار]] نماندند و به اطاعت و نصرت [[پیامبر]] و [[اولیای الهی]] نشتافتند، از ورود به ایمان دوم (ایمان تسلیمی) بازماندهاند. بنابراین؛ [[امتیاز]] و وجه تمایز ایمان دوم وفای به این دو [[میثاق]] است و از علائم ایمان اولِ خالی از ایمان دوم پایدار نبودن به این دو میثاق است. | ||
در [[روایات]] فراوان، مخصوصاً در [[منابع اهل سنت]] چنین آمده است: «بایعنا رسول [[اللّه]] صلی اللّه علیه و آله و [[سلم]] [[علی]] السمع و الطاعة فی العسر و الیسر و المنشط و المکروه و علی [[اثرة]] علینا و علی ان لا ننازع الامر اهله و علی ان نقول بالحق». این [[روایت]] نشان دهنده آن است که هر کسی [[اسلام]] را میپذیرفت، این چنین با [[رسول اکرم]]{{صل}} [[بیعت]] میکرد و اساساً پذیرش [[شهادتین]] به معنای دخول در این | در [[روایات]] فراوان، مخصوصاً در [[منابع اهل سنت]] چنین آمده است: «بایعنا رسول [[اللّه]] صلی اللّه علیه و آله و [[سلم]] [[علی]] السمع و الطاعة فی العسر و الیسر و المنشط و المکروه و علی [[اثرة]] علینا و علی ان لا ننازع الامر اهله و علی ان نقول بالحق». این [[روایت]] نشان دهنده آن است که هر کسی [[اسلام]] را میپذیرفت، این چنین با [[رسول اکرم]]{{صل}} [[بیعت]] میکرد و اساساً پذیرش [[شهادتین]] به معنای دخول در این بیعت است. | ||
بر مبنای [[حدیث]] بیعت که | بر مبنای [[حدیث]] بیعت که ذکر شد، بیعت [[مسلمین]] با رسول اکرم{{صل}} از [[روز]] اول بر اساس شنیدن [[دستورات]] و اطاعت [[فرامین]] پیامبر و [[مخالفت]] و [[منازعه]] نکردن با [[فرمانروایان]] [[منصوب]] از جانب آن [[حضرت]] بوده است: «بایعنا رسول اللّه علی السمع و الطاعة و علی ان لا ننازع الامر اهله». با [[تکلیف]] [[امامت]] و [[تعیین امام]] و [[انتصاب امام]] علی و ائمه [[اهلبیت]] ({{عم}}) به عنوان [[جانشین]] بعد از رسول خدا{{صل}}، این مفاد بیعت اعلام رسمی شده است. | ||
بر اساس | بر اساس حدیث بیعت، [[جانشینی]] ایشان از اول معلوم بوده است؛ لذا از همان اول از [[مسلمین]] [[بیعت]] گرفته میشد که با «[[اهل]] الامر» وارد [[رقابت]] و [[منازعه]] نشوند. حتی در باره شخص [[رسول اکرم]]{{صل}} هم در منابع آمده است کسی از مسلمین[[حق]] ندارد درباره «[[ولایت امر]]» با رسول اکرم{{صل}} وارد منازعه شود؛ چنانکه [[قرآن کریم]] فرموده است: {{متن قرآن|فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ}}<ref>«پس نباید در این کار با تو بستیزند» سوره حج، آیه ۶۷.</ref>، براساس حدیث بیعت: {{متن حدیث|علی ان لا ننازع الامر اهله»، رسول اکرم{{صل}} بر [[سمع]] و [[طاعت]] بیعت میگرفت که به این بیعت و [[میثاق]] در قرآن کریم اشاره شده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«و نعمت خداوند را به یاد آورید و (نیز) پیمانی را که استوار با شما بسته است هنگامی که گفتید: شنیدیم و گردن نهادیم؛ و از خداوند پروا کنید بیگمان خداوند به اندیشهها داناست» سوره مائده، آیه ۷.</ref>. این میثاق اول و «میثاق طاعت» است. | ||
میثاق دوم، «میثاق [[نصرت]]» است که از مسلمین بیعت گرفته میشد که در همه حال [[ناصر]] [[دین]] و [[یاور]] [[رسول خدا]] باشند، چنانکه قرآن کریم میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و داراییهاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار میکنند، میکشند و کشته میشوند بنا به وعدهای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کردهاید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. این میثاق دوم و میثاق نصرت و [[یاری]] است و در قرآن کریم به صورت مکرر به آن اشاره شده است. | میثاق دوم، «میثاق [[نصرت]]» است که از مسلمین بیعت گرفته میشد که در همه حال [[ناصر]] [[دین]] و [[یاور]] [[رسول خدا]] باشند، چنانکه قرآن کریم میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و داراییهاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار میکنند، میکشند و کشته میشوند بنا به وعدهای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کردهاید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>. این میثاق دوم و میثاق نصرت و [[یاری]] است و در قرآن کریم به صورت مکرر به آن اشاره شده است. | ||
| خط ۱۹۴: | خط ۱۹۴: | ||
ریشه مشکل مسلمین بعد از [[رحلت رسول اکرم]]{{صل}} این بود که ابتدا «[[میثاق]] [[طاعت]]» و بعد هم «میثاق [[نصرت]]» را شکستند. برجستهترین جلوه این [[پیمانشکنی]] در جریان [[کربلا]] و مسأله [[شهادت حضرت سیدالشهدا]] ({{ع}}) و [[اصحاب]] ایشان رخ داد؛ لذا، ماجرای [[عاشورا]] و جریان کربلا یک مسأله بنیادین در [[تاریخ اسلام]] و [[سرنوشت]] [[امت اسلامی]] و همه آنچه بعد از [[شهادت]] ایشان در جریان تاریخ اسلام اتفاق افتاده، است. آن همه [[خونریزیها]] و [[ستمها]] و همه آنچه واقع شد، نتیجه آن پیمان شکنیهایی است که در کربلا و در رابطه با [[سیدالشهداء]]{{ع}} اتفاق افتاد. ظاهراً آن استغاثه [[حضرت]] در [[روز عاشورا]] ـ [[هل من ناصر]] ینصرنی ـ هم برای [[برانگیختن]] و به یادآوردن «میثاق نصرت» بود. | ریشه مشکل مسلمین بعد از [[رحلت رسول اکرم]]{{صل}} این بود که ابتدا «[[میثاق]] [[طاعت]]» و بعد هم «میثاق [[نصرت]]» را شکستند. برجستهترین جلوه این [[پیمانشکنی]] در جریان [[کربلا]] و مسأله [[شهادت حضرت سیدالشهدا]] ({{ع}}) و [[اصحاب]] ایشان رخ داد؛ لذا، ماجرای [[عاشورا]] و جریان کربلا یک مسأله بنیادین در [[تاریخ اسلام]] و [[سرنوشت]] [[امت اسلامی]] و همه آنچه بعد از [[شهادت]] ایشان در جریان تاریخ اسلام اتفاق افتاده، است. آن همه [[خونریزیها]] و [[ستمها]] و همه آنچه واقع شد، نتیجه آن پیمان شکنیهایی است که در کربلا و در رابطه با [[سیدالشهداء]]{{ع}} اتفاق افتاد. ظاهراً آن استغاثه [[حضرت]] در [[روز عاشورا]] ـ [[هل من ناصر]] ینصرنی ـ هم برای [[برانگیختن]] و به یادآوردن «میثاق نصرت» بود. | ||
لذا، این از ویژگی مهمِ | لذا، این از ویژگی مهمِ ایمان اول (ایمان تصدیقی)، مِنهای ایمان دوم (ایمان تسلیمی) است که ایمان اول با نقض میثاقِ اطاعت و نصرت همراه است و ایمان دوم با [[وفا]] و پایداری بر میثاق اطاعت و نصرت توأم است. [[شناخت]] این ویژگی میتواند ما را در جریانشناسی [[تاریخی]] و [[کلامی]] آئین [[اسلام]] کمک شایان کند. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| خط ۲۰۳: | خط ۲۰۳: | ||
==واژهشناسی لغوی== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
*واژه | *واژه «ایمان» مصدر باب [[افعال]] از ماده «ا، م، ن» است. اَمن در برابر [[ترس]] و [[امانت]] در برابر [[خیانت]] و همچنین «ایمان» در مقابل [[کفر]] آمده است<ref>لسان العرب، ج۱، ص۲۲۳.</ref>. همچنین، ایمان به معنای [[تصدیق]]، [[امنیت]] و [[آرامش]] و نیز، رفع [[خوف]] و [[وحشت]] استعمال شده است<ref>التحقیق، ج۱، ص۱۶۳ و ۱۶۴؛ العین، ج۸، ص۳۸۹.</ref>. | ||
* | * ایمان به خدا عبارت است از: [[باور]] داشتن و [[دل سپردن]] به [[خدا]]، همراه با [[اعتماد]] و [[توکل]] به او و [[نیک]] دانستن و [[دوست داشتن]] او (ایمان و [[امید]]). [[ایمان دینی]] هم، عبارت است از [[جستجوی حقیقت]] و دنبال کردن آن<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
* | * ایمان به معنای تصدیق تنها یا همراه با [[التزام عملی]] به اموری [[غیبی]]، مانند خدا و [[آخرت]] است<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۸۹.</ref>. ایمان، از مفاهیم کانونی [[ادیان الهی]] از جمله [[اسلام]] میباشد که نقش تعیین کنندهای در [[سعادت انسان]] دارد<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۹۸.]</ref> | ||
== | ==ایمان در [[قرآن]]== | ||
*مشتقات | *مشتقات «امن» نزدیک به ۹۰۰ بار در قرآن به کار رفته است<ref>المعجم المفهرس، ص۱۰۳ـ۱۱۸.</ref> که موارد فراوانی در ساختار باب افعال و با عبارت: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ }} است. مراد از این گروه در بیشتر موارد [[مسلمانان]]، به معنای خاصّ «[[پیروان]] [[دین اسلام]]»اند {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ }} <ref> ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۳.</ref>، | ||
*اگرچه گاهی بر متدینان [[ادیان]] دیگر مانند [[یهودیان]]: {{متن قرآن|لَيْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاء اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ}} <ref> آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۱۳.</ref> | *اگرچه گاهی بر متدینان [[ادیان]] دیگر مانند [[یهودیان]]: {{متن قرآن|لَيْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاء اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ}} <ref> آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت میکنند در حالی که سر به سجده دارند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۱۳.</ref> | ||
*و [[مسیحیان]] نیز اطلاق شده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}<ref>ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره حدید، آیه: ۲۸.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، | *و [[مسیحیان]] نیز اطلاق شده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}<ref>ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره حدید، آیه: ۲۸.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۸۹.</ref>. | ||
*آیاتی را که به موضوع [[ایمان]] پرداخته است، میتوان در چند گروه دستهبندی کرد: برخی از آنها [[ضرورت]] | *آیاتی را که به موضوع [[ایمان]] پرداخته است، میتوان در چند گروه دستهبندی کرد: برخی از آنها [[ضرورت]] ایمان و نقش آن را در [[حیات]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] به یاد آورده است. {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا }} <ref> اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد و از بخشش خویش به آنان خواهد افزود و اما آنان را که سر، باز زده و سرکشی ورزیدهاند دچار عذابی دردناک خواهد کرد و برای خویش در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۳.</ref>؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ }} <ref> آنان که ایمان آوردهاند و هجرت کردهاند و در راه خداوند با مال و جان خود، جهاد ورزیدهاند، نزد خداوند بلند پایگاهترند و آنانند که رستگارند؛ سوره توبه، آیه: ۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ }} <ref> به خداوند و پیامبرش ایمان آورید و از آنچه شما را در آن جانشین کرده است ببخشید؛ بنابراین از شما آن کسان که ایمان آورند و انفاق کنند پاداشی بزرگ خواهند داشت؛ سوره حدید، آیه: ۷.</ref>. | ||
*دستهای دیگر ویژگیهای [[مؤمنان]] را بازگو کرده {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَالَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ }} <ref> بیگمان مؤمنان رستگارند. همانان که در نماز خویش فروتنند. و آنان که از یاوه | *دستهای دیگر ویژگیهای [[مؤمنان]] را بازگو کرده {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَالَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ }} <ref> بیگمان مؤمنان رستگارند. همانان که در نماز خویش فروتنند. و آنان که از یاوه رویگردانند. و آنان که دهنده زکاتند. و آنان که پاکدامنند جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند. پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند. و آنان که سپردههای نزد خویش و پیمان خود را پاس میدارند. و آنان که بر نمازهای خویش نگهداشت دارند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱ - ۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ }} <ref> مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند. کسانی که نماز را بر پا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند. آنانند که به راستی مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایهها و آمرزش و روزی ارجمندی دارند؛ سوره انفال، آیه: ۲ - ۴.</ref>. | ||
*و شماری به پیامدهای [[بیایمانی]] پرداخته است: {{متن قرآن|هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيمُ }} <ref> مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند. کسانی که نماز را بر پا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند. | *و شماری به پیامدهای [[بیایمانی]] پرداخته است: {{متن قرآن|هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيمُ }} <ref> مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند. کسانی که نماز را بر پا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند. آنانند که به راستی مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایهها و آمرزش و روزی ارجمندی دارند؛ سوره حج، آیه: ۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ فَأُولَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ }} <ref> و اما کسانی را که کفر ورزیدند و آیات ما و دیدار رستخیز را دروغ شمردند در عذاب حاضر میگردانند؛ سوره روم، آیه: ۱۶.</ref>. | ||
*در گروهی از [[آیات]] نیز میتوان مقوّمات {{متن قرآن|إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا يُظْلَمُونَ شَيْئًا}} <ref> جز آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که آنان به بهشت درمیآیند و هیچ ستم نمیبینند؛ سوره مریم، آیه: ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخَافُ ظُلْمًا وَلا هَضْمًا }} <ref> و هر کس که کارهای شایسته کند در حالی که مؤمن باشد از هیچ ستم یا کاستی نمیهراسد؛ سوره طه، آیه: ۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ }} <ref> در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز | *در گروهی از [[آیات]] نیز میتوان مقوّمات {{متن قرآن|إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا يُظْلَمُونَ شَيْئًا}} <ref> جز آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که آنان به بهشت درمیآیند و هیچ ستم نمیبینند؛ سوره مریم، آیه: ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخَافُ ظُلْمًا وَلا هَضْمًا }} <ref> و هر کس که کارهای شایسته کند در حالی که مؤمن باشد از هیچ ستم یا کاستی نمیهراسد؛ سوره طه، آیه: ۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ }} <ref> در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز اس[[تورات]]ر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست؛ سوره بقره، آیه: ۲۵۶.</ref>، | ||
*متعلقات {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيدًا }}<ref>ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است؛ سوره نساء، آیه: ۱۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|قُولُواْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ }} <ref> بگویید: ما به خداوند و به آنچه به سوی ما و به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به (دیگر) پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان آوردهایم؛ میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرمانبردار اوییم؛ سوره بقره، آیه: ۱۳۶.</ref>، | *متعلقات {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيدًا }}<ref>ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است؛ سوره نساء، آیه: ۱۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|قُولُواْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ }} <ref> بگویید: ما به خداوند و به آنچه به سوی ما و به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به (دیگر) پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان آوردهایم؛ میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرمانبردار اوییم؛ سوره بقره، آیه: ۱۳۶.</ref>، | ||
*آثار {{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ }} <ref> پس آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند آمرزش و روزی ارجمندی دارند؛ سوره حج، آیه: ۵۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلامٌ }} <ref> و آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند به بوستانهایی در آورده میشوند که از بن آنها جویباران روان است، به اذن پروردگارشان در آنها جاودانند؛ درودشان در آنجا «سلام» است؛ سوره ابراهیم، آیه: ۲۳.</ref> | *آثار {{متن قرآن|فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ }} <ref> پس آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند آمرزش و روزی ارجمندی دارند؛ سوره حج، آیه: ۵۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلامٌ }} <ref> و آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند به بوستانهایی در آورده میشوند که از بن آنها جویباران روان است، به اذن پروردگارشان در آنها جاودانند؛ درودشان در آنجا «سلام» است؛ سوره ابراهیم، آیه: ۲۳.</ref> | ||
*و موانع {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا}} <ref> اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد و از بخشش خویش به آنان خواهد افزود و اما آنان را که سر، باز زده و سرکشی ورزیدهاند دچار عذابی دردناک خواهد کرد و برای خویش در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۳.</ref>؛ {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ}} <ref> خداوند بر دلها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بیناییهای آنها پردهای است و عذابی سترگ خواهند داشت. و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند؛ سوره بقره، آیه: ۷ - ۸.</ref> [[ایمان]] را بازیافت. | *و موانع {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا}} <ref> اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد و از بخشش خویش به آنان خواهد افزود و اما آنان را که سر، باز زده و سرکشی ورزیدهاند دچار عذابی دردناک خواهد کرد و برای خویش در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۳.</ref>؛ {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ}} <ref> خداوند بر دلها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بیناییهای آنها پردهای است و عذابی سترگ خواهند داشت. و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند؛ سوره بقره، آیه: ۷ - ۸.</ref> [[ایمان]] را بازیافت. | ||
*در چند جا نیز | *در چند جا نیز ایمان بار معنایی مثبتی ندارد، بلکه به [[دلبستگی]] [[کافران]] به [[عقاید]] [[باطل]] خویش اشاره دارد. در این موارد از تعبیر ایمان به باطل بهرهگیری شده است<ref>مجمعالبیان، ج۸، ص۴۵۸؛ کنزالدقائق، ج۱۰، ص۱۶۰.</ref>{{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ }} <ref> بگو: خداوند، میان من و شما گواه بس (که) آنچه را در آسمانها و زمین است میداند و آنان که به باطل ایمان آورده و به خداوند کفر ورزیدهاند زیانکارند؛ سوره عنکبوت، آیه: ۵۲.</ref>؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ}} <ref> آیا ندیدهاند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار میکنند؟؛ سوره عنکبوت، آیه: ۶۷.</ref> همچنین گاه از [[اسلام در قرآن]] به ایمان تعبیر شده است. {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}} <ref> بیگمان از کسانی که (به اسلام) ایمان آوردهاند و یهودیان و مسیحیان و صابئان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین باور دارند و کاری شایسته میکنند، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره بقره، آیه: ۶۲.</ref><ref>مفردات، ص۹۱، «امن»؛ التبیان، ج۱، ص۲۸۰.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۸۹.</ref>. | ||
*واژه [[ایمان]] یکی از موضوعات کلیدی [[قرآن]] است که میتوان آن را کلمه کانونی یکی از میدانهای معناشناختی | *واژه [[ایمان]] یکی از موضوعات کلیدی [[قرآن]] است که میتوان آن را کلمه کانونی یکی از میدانهای معناشناختی قرآن شامل: {{متن قرآن|اللَّه}}، {{متن قرآن|يَوْمِ الْآخِرِ}}، {{متن قرآن|الْكُفْرَ}}، {{متن قرآن|الْعِصْيَانَ}}، {{متن قرآن|اسْتَنْكَفُوا}}، {{متن قرآن|اسْتَكْبَرُوا}}، {{متن قرآن|قُلُوب}}، [[توکل]] و مشتقات آن، {{متن قرآن|هُدى}}، {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ}}، {{متن قرآن|خَافُونِ}}، {{متن قرآن|أَفْلَحَ}}، {{متن قرآن|أَطِيعُوا}}، {{متن قرآن|سَكِينَة}}، {{متن قرآن|يَرْجُونَ}} و {{متن قرآن|تُخْبِتَ}} دانست که مجموعاً یک میدان معناشناختی را تشکیل میدهند که بیانگر مطالب گوناگونی است که برخی از آنها عبارتند از: [[فضیلت اخلاقی]] [[حقپذیری]] و این که جایگاه ایمان، [[قلب]] [[آدمی]] است و نیز لوازم و [[آثار ایمان]]. البته باید توجه داشت که برخی از واژههای این میدان معناشناختی، تنها بیانگر متعلّقات ایمان میباشد.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
*مشتقات «[[امن]]» بسیار پرکاربرد و نزدیک به ۹۰۰ بار در | *مشتقات «[[امن]]» بسیار پرکاربرد و نزدیک به ۹۰۰ بار در قرآن به کار رفته است. به عنوان نمونه [[آیات]] ذیل را ملاحظه کنید: | ||
:*{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«بیگمان مؤمنان رستگارند» سوره مؤمنون، آیه ۱.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«بیگمان مؤمنان رستگارند» سوره مؤمنون، آیه ۱.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}}<ref>«سوگند به روزگار * که آدمی در زیانمندی است * جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند» سوره عصر، آیه ۱-۳.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}}<ref>«سوگند به روزگار * که آدمی در زیانمندی است * جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند» سوره عصر، آیه ۱-۳.</ref>؛ | ||
:*{{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ}}<ref>«امّا خداوند ایمان را در نظر شما محبوب ساخت و آن را در دلهای شما آراست و کفر و بزهکاری و سرکشی را در نظر شما ناپسند گردانید» سوره حجرات، آیه ۷.</ref>.<ref> | :*{{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ}}<ref>«امّا خداوند ایمان را در نظر شما محبوب ساخت و آن را در دلهای شما آراست و کفر و بزهکاری و سرکشی را در نظر شما ناپسند گردانید» سوره حجرات، آیه ۷.</ref>.<ref>علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا، ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»، دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم.</ref> | ||
*صاحب مجمعالبیان اصل | *صاحب مجمعالبیان اصل ایمان را [[معرفت]] میداند و میگوید هر کس به چیزی [[شناخت]] دارد در [[حقیقت]] آن را [[تصدیق]] نموده است<ref>مجمع البیان، ج۱-۲، ص۱۲۲.</ref>.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
*صاحب الکشاف جمله «{{عربی|آمَنَهُ}}» را به معنای «{{عربی|صَدَّقَه}}» ( | *صاحب الکشاف جمله «{{عربی|آمَنَهُ}}» را به معنای «{{عربی|صَدَّقَه}}» (تصدیق نمودن) میداند و [[حقیقت]] آن را در [[امان]] دانستن از [[تکذیب]] و [[مخالفت]] دانسته است. وی در [[تفسیر]] جمله {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«همان کسانی که «غیب» را باور دارند» سوره بقره، آیه ۳.</ref> میگوید: اعتراف به آن میکنند و [[اعتماد]] دارند به این که آن ([[قرآن]]) [[حق]] میباشد<ref>الکشاف، ج۱، ص۳۸.</ref>.<ref>علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا، ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»، دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم.</ref> | ||
*[[فخر رازی]] در | * [[فخر رازی]] در تفسیر همان جمله از [[سوره بقره]] میگوید: [[ایمان]] عبارت است از تصدیق به [[قلب]] که در حقیقت همان [[حکم]] [[ذهنی]] میباشد<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۔۲، ص۲۵.</ref>. | ||
* | * ایمان در قرآن در مقابل [[کفر]] قرار دارد. مفهوم ایمان را از طریق تجزیه و تحلیل مفهوم کفر، یعنی از جنبه منفی ایمان به طور غیر مستقیم بهتر میتوان روشن ساخت تا از طریق مستقیم<ref>مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن مجید، ص۲۴۰.</ref>.<ref>علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا، ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»، دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم.</ref> | ||
*از نگاه | *از نگاه قرآن، [[کافران]] کسانی هستند که تنها دنبال متنعم شدن از [[دنیا]] و خوردن در دنیا به مانند چارپایان میباشند{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ}}<ref> «و کافران (از زندگی دنیا) برخوردار میشوند و همچون چارپایان میخورند و آتش (دوزخ) جایگاه آنهاست» سوره محمد، آیه ۱۲.</ref>؛ یعنی هیچگونه مسؤلیت [[اخلاقی]] اعم از [[اخلاق]] [[معرفتشناسی]] و با اخلاق [[رفتاری]] [[احساس]] نمیکنند. بنابراین [[مؤمن]] کسی است که مسؤلیتهای اخلاقی خود را به خوبی انجام میدهد. به این معنا که در بُعد اخلاق معرفتشناسی، خود را موظف میبیند که حق را بشناسد و طالب آن باشد و هر جا، حق برایش روشن شد آن را بپذیرد و بر طبق آن [[رفتار]] خود را تنظیم کند.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
*[[ایمان]] در برابر [[کفر]] قرار دارد که گونهای از [[ظلم]] میباشد{{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}} <ref>«چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند» سوره آل عمران، آیه ۸۶.</ref>؛ زیرا [[کافر]] به خود با [[محروم]] نمودن خود از [[حقیقت]]، به خود [[ستم]] میکند. بنابراین | * [[ایمان]] در برابر [[کفر]] قرار دارد که گونهای از [[ظلم]] میباشد{{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}} <ref>«چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند» سوره آل عمران، آیه ۸۶.</ref>؛ زیرا [[کافر]] به خود با [[محروم]] نمودن خود از [[حقیقت]]، به خود [[ستم]] میکند. بنابراین ایمان یعنی دوری نمودن از ظلم، همراه با [[جدیت]] در [[طلب]] حقیقت و [[صداقت]] در پذیرش آن (در صورت روشن شدن آن). از [[تقابل]] کفر و [[تقوا]]{{متن قرآن|زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref> «زندگانی این جهان برای کافران آراسته شده است و (آنان) مؤمنان را به ریشخند میگیرند اما پرهیزگاران در روز رستخیز از آنان فراترند و خداوند به هر کس بخواهد بیشمار روزی میرساند» سوره بقره، آیه ۲۱۲.</ref> و توجه به معنای تقوا (دور نگه داشتن خود از [[رذائل اخلاقی]]) فهمیده میشود که کفر گونهای از [[آلوده]] بودن به رذائل اخلاقی است و در نتیجه ایمان که در مقابل کفر است به معنای دور نگه داشتن خود از این رذائل اخلاقی میباشد.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»، دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم.</ref> | ||
*همچنین از | *همچنین از تقابل کفر و [[شکر]]{{متن قرآن|إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref> «اگر ناسپاسی کنید خداوند از شما بینیاز است و ناسپاسی را برای بندگانش نمیپسندد و اگر سپاسگزار باشید سپاسگزاری را برای شما میپسندد و هیچ باربرداری، بار (گناه) دیگری را برنمیدارد؛ سپس بازگشت شما تنها به سوی پروردگارتان است آنگاه شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگرداند که او به اندیشهها داناست» سوره زمر، آیه ۷.</ref> فهمیده میشود که [[ایمان]] عبارت است از [[فضیلت]] [[اخلاقی]] [[شکرگزاری]] و یا [[شکر نعمت]] را دانستن و نیز از [[تقابل]] ایمان و [[فسق]]، [[کفر]] و [[عصیان]]{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ}}<ref> «و بدانید که فرستاده خداوند در میان شماست، اگر در بسیاری از کارها از شما پیروی کند به سختی میافتید امّا خداوند ایمان را در نظر شما محبوب ساخت و آن را در دلهای شما آراست و کفر و بزهکاری و سرکشی را در نظر شما ناپسند گردانید؛ آنانند که راهدانند» سوره حجرات، آیه ۷.</ref> که همگی از [[رذیلتهای اخلاقی]] هستند، به دست میآید که ایمان، گونهای از فضیلت اخلاقی است.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
*از | *از تقابل ایمان و استنکاف و [[استکبار]]{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَاسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا}}<ref> «اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد و از بخشش خویش به آنان خواهد افزود و اما آنان را که سر، باز زده و سرکشی ورزیدهاند دچار عذابی دردناک خواهد کرد و برای خویش در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره نساء، آیه ۱۷۳.</ref> نیز، فهمیده میشود که ایمان یعنی دوری نمودن از این اوصاف [[ناپسند]].<ref>علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا، ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»، دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم.</ref> | ||
*در تمام آیاتی که درباره [[کفر]] و [[ایمان]] آمده از تعبیراتی استفاده شده است که بر «فعل» یا «فاعل» دلالت | *در تمام آیاتی که درباره [[کفر]] و [[ایمان]] آمده از تعبیراتی استفاده شده است که بر «فعل» یا «فاعل» دلالت میکنند، یعنی از نظر [[قرآن]] کفر و ایمان موضوع [[حکم]] و [[داوری]] نیست بلکه «کفر ورزیدن» و «[[ایمان آوردن]]» موضوع حکم است به عنوان دو فعل ارادی و اختیاری متفاوت که از [[آدمی]] سر میزند و چون این دو کار از کارهای ارادی و اختیاریاند مانند سایر کارهای ارادی و اختیاری در معرض [[ارزش]] داوری [[اخلاقی]] قرار دارند و مشمول باید و نباید و [[حُسن]] و قُبح اخلاقی واقع میشوند؛ از این تحلیل فهمیده میشود که ایمان، صِرف [[اقرار زبانی]] نیست{{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ}} <ref>«و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند» سوره بقره، آیه ۸.</ref>. همچنین تعریف ایمان به «[[عمل صالح]]» صحیح به نظر نمیرسد؛ زیرا در [[آیات]] بسیاری در کنار ایمان از عمل صالح سخن رفته و تعریف ایمان به عمل صالح مستلزم تکرار ناموجه در این آیات است.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
*در | *در قرآن از ازدیاد ایمان سخن گفته شده است{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref> «اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره انفال، آیه ۲.</ref>. بر این اساس باید پذیرفت منظور از ایمان در این [[آیات]] که سخن از ازدیاد [[ایمان]] در آنها گفته شده، باید به معنایی [[تصور]] شود که قابل ازیاد باشد؛ مانند [[آرامش]] [[قلبی]]<ref>الکشاف، ج۲، ص۱۹۶.</ref> و یا [[اعتماد]] نمودن.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
*در | *در ایمان، درجهای از [[باور]] لازم است و همین مقدار که شخص احتمال وجود چیزی و کسی و [[نیکی]] او را بیش از احتمال عدم او بداند و بر همین اساس خطر کند و به او [[دل]] ببندد و [[امید]] بورزد و بر اثر پارهای کامیابیها، امید و [[توکل]] و باور خود را افزونتر کند او را میتوان [[مؤمن]] خواند.<ref>علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا، ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»، دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم.</ref> | ||
*مفاهیم [[رجا]]، [[ظن]]، [[طمع]]، | *مفاهیم [[رجا]]، [[ظن]]، [[طمع]]، توکل و... در [[ارتباط]] با ایمان و [[مؤمنان]] در [[قرآن]] به اندازهای کاربرد یافته و تکرار شده که این [[اندیشه]] را تقویت میکند که ایمان [[قرآنی]] از این مواد و [[مصالح]] تشکیل میشود. به همین جهت، [[یقین]] را باید به سمت این مفاهیم سوق داد و نه این مفاهیم را به سمت یقین. به تعبیر دیگر، یقین را باید بر حسب آنها معنی کرد نه آنها را بر حسب یقین: {{متن قرآن|يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ}}<ref>«به بخشایش خداوند امید دارند» سوره بقره، آیه ۲۱۸.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که میدانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز میگردند» سوره بقره، آیه ۴۶.</ref>. بنابراین [[آیه]] را به معنی {{عربی|يوقنون انهم ملاقوا ربهم}} و امثال آن نباید معنا کرد. مدلول سخن فوق، این است که ایمان لزوماً مبتنی بر یقین نیست؛ نه اینکه با یقین جمع نشود یا به یقین ختم نشود<ref>ایمان و امید، ص۴۹.</ref>.<ref>علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا، ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»، دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم.</ref> | ||
*از نگاه | *از نگاه قرآن، [[برترین]] [[فضیلت]] [[اخلاقی]] عبارت است از ایمان یعنی [[حقپذیری]]. از دیدگاه [[قرآن]] [[ایمان به خدا]] منشأ [[تحول]] درونی بسیار شگرف و رویکردی معنویتگرا به هستی است. [[انسان]] [[مؤمن]] در پرتو رو آوردن به [[خدا]]، خود را در دامن پُر مهر معبودی مییابد که سزاوار [[اعتماد]] و [[محبت]] است و لذا در پرتو آن [[آرامش]] سراسر وجود او را فرا میگیرد. [[اشاعره]] [[ایمان]] را به معنای [[تصدیق]] و [[اقرار زبانی]] به وجود [[خداوند]] و [[پیامبران]] و آنچه بر آنان نازل شده است، میدانند<ref>مذاهب الاسلامیین، ص۵۶۵.</ref>.<ref>[[علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا]]، [[ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
* | * ایمان در نظر معتزلیان افزون بر [[معرفت]] و تصدیق خداوند و [[رسول]]، شامل انجام دادن [[اعمال]] خاصی هم میشود<ref>شرح الاصول الخمسه، ص۴۷۶-۴۷۹.</ref>. [[شیخ مفید]] [[معتقد]] است که ایمان، [[علم]] و معرفت [[فلسفی]] به واقعیتها است و خصوصیتی [[عقلی]] و در نتیجه پایدار دارد<ref>اوائل المقالات، ج۴، ص۱۹۰.</ref>. [[سید مرتضی]] ایمان را [[تصدیق قلبی]] دانسته و معتقد است که اقرار زبانی صرف، اعتباری ندارد<ref>الذخیره، ص۵۳۶؛ دائرة المعارف قرآن کریم، ج۵، ص۱۸۹-۱۹۰.</ref>.<ref>علی رضا عصیانی|عصیانی، علی رضا، ایمان - عصیانی (مقاله)|مقاله «ایمان»، دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم.</ref> | ||
==[[روابط]] معنایی | ==[[روابط]] معنایی ایمان== | ||
*پیوندهای نسبتاً تنگاتنگی بین مفهوم | *پیوندهای نسبتاً تنگاتنگی بین مفهوم ایمان و پارهای مفاهیم بنیادی دیگر در قرآن، موجب شده که [[فهم]] معنای آن بدون بررسی این روابط امکانپذیر نباشد<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۱.</ref>. | ||
=== | ===ایمان و [[شناخت]]=== | ||
*صورت [[ذهنی]] یک شیء نزد فرد را | *صورت [[ذهنی]] یک شیء نزد فرد را علم مینامند که به دو گونه [[تصور]] و تصدیق است<ref>المنطق، ص۱۳.</ref>. هرگاه صورت ذهنی چیزی در [[عقل]] با اعتراف و [[اذعان]] و [[حکم]] به آن همراه باشد، گونه دوم علم پدید آمده است<ref>المنطق، ص۱۵.</ref>. بر پایه همین تعریف، برخی معتقد شدهاند که میان تصدیق و ایمان تفاوت وجود دارد و در صورت [[همراهی]] تصدیق با [[التزام عملی]]، ایمان حاصل میشود<ref>الکافی، ج۲، ص۲۴، ۳۸ـ۳۹؛ المیزان، ج۱۸، ص۲۷۲.</ref>. بااین بیان، تصدیق با ضد ایمان نیز قابل جمع خواهد بود: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ }} <ref> به راستی آنان که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خداوند بازداشتند و با پیامبر پس از آنکه رهنمود برای آنان روشن شد ناسازگاری کردند به خداوند هیچ زیانی نمیرسانند و به زودی (خداوند) کردارهایشان را از میان میبرد؛ سوره محمد، آیه: ۳۲.</ref> در این [[آیه]] تبیّن [[هدایت]] به معنای شناختن [[حقیقت]] و پی بردن به [[نبوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}}، با [[کفر]] و [[امتناع]] از پذیرش [[دین خدا]] جمع شده است<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۶۱.</ref>. بر اساس آیه۲۳ [[سوره]] جاثیه نیز [[خداوند]] گروهی را با وجود اینکه [[علم]] و [[آگاهی]] داشتند، [[گمراه]] میکند؛ زیرا هوای نفس خویش را [[معبود]] خود قرار داده بودند<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۷۳.</ref>: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ}} <ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمیگیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه: ۲۳.</ref>. البته گروهی از [[مفسران]] {{متن قرآن|عَلَى عِلْمٍ}} را اشاره به علم خداوند بر عدم هدایت آنان دانستهاند<ref>التبیان، ج۹، ص۲۵۹؛ تفسیر قرطبی، ج۱۶، ص۱۱۲.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۲.</ref>. | ||
===[[ایمان]] و [[یقین]]=== | ===[[ایمان]] و [[یقین]]=== | ||
* | * یقین نوعی [[تصدیق]] و [[اعتقاد]] جزمی است که احتمال [[کذب]] در آن نمیرود<ref>المنطق، ص۱۷.</ref>. با استناد به آیاتی که میان [[اهل]] ایمان و یقین تمایز نهاده است، میتوان به دوگانگی ایمان و یقین نیز [[حکم]] کرد: {{متن قرآن|إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ}} <ref> بیگمان در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی است.و در آفرینش شما و جنبندگانی که (خداوند روی زمین) میپراکند نشانههایی است برای گروهی که یقین دارند؛ سوره جاثیه، آیه: ۳ - ۴.</ref> [[مؤمنان]] در این [[آیه]] کسانی هستند که با استفاده از [[آیات]] و نشانههای آفاقی، [[خدا]] و پیامبرش را [[تصدیق]] میکنند؛ ولی [[اهل یقین]] با [[تدبر]] و [[تفکر]] در [[آفرینش]] خودشان و دیگر جانداران روی [[زمین]] به [[یقین]] میرسند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۱۰۹.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۲.</ref>. | ||
*برخی از [[مفسران]] گفتهاند: مقدم داشتن [[اهل]] [[ایمان]] بر | *برخی از [[مفسران]] گفتهاند: مقدم داشتن [[اهل]] [[ایمان]] بر اهل یقین در این آیات از باب ذکر بر اساس [[ترقی]] است<ref>الکشاف، ج۴، ص۲۸۵.</ref>، بنابراین یقین را میتوان [[برتر]] از ایمان شمرد، چنان که [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} با وجود اینکه ایمان داشت، خواهان دیدن [[رستاخیز]] مردگان بود تا به یقین و [[اطمینان قلبی]] دست یابد. {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}} <ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه: ۲۶۰.</ref>. | ||
*در مورد کاربرد «ایقان» به جای | *در مورد کاربرد «ایقان» به جای «ایمان» در آیه: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}} <ref> و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستادهاند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند؛ سوره بقره، آیه: ۴.</ref> نیز گفته شده که [[تقوا]] با [[ایمان]] صرف کامل نمیشود، بلکه باید همراه [[یقین]] باشد تا هیچگونه [[فراموشی]] در پی نیاید<ref>المیزان، ج۱، ص۴۶.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۲.</ref>. | ||
* [[اهل یقین]] در این معنا، اصطلاحی است [[قرآنی]] که بر کمال | * [[اهل یقین]] در این معنا، اصطلاحی است [[قرآنی]] که بر کمال ایمان دلالت دارد، افزون بر این، مفهوم ایمان با معنای لغوی یقین نیز تفاوت دارد که از [[آیه]] ۱۴ [[سوره نمل]] این تفاوت به خوبی روشن است. در این آیه آمده است که گروهی با وجود یقین به نشانههای [[الهی]] آنها را از روی [[ظلم]] و [[سرکشی]] [[انکار]] کردند: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}} <ref> و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود؛ سوره نمل، آیه: ۱۴.</ref><ref>ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵، ص۱۹۲.</ref>. | ||
=== | ===ایمان و عمل=== | ||
*در بسیاری از [[آیات قرآن]]، هرگاه سخن از | *در بسیاری از [[آیات قرآن]]، هرگاه سخن از ایمان به میان آمده اشارهای هم به [[همراهی]] آن با [[عمل صالح]] شده است: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ}} <ref> و به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید ده که بوستانهایی خواهند داشت؛ سوره بقره، آیه: ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ }} <ref> اما (خداوند) پاداش آن کسان را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند تمام خواهد داد؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۳.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ }} <ref> کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند خوشا بر آنان و آنان را فرجام نیکوست؛ سوره رعد، آیه: ۲۹.</ref> با توجه به عطف عمل صالح بر ایمان و [[لزوم]] تغایر معطوف با معطوف علیه، به نظر میرسد ایمان غیر از عمل باشد. تمایز [[تبعیت]] و [[فرمانبری]] در عمل از [[پیامبر]] با [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] در [[آیه]] ۱۵۸ [[سوره اعراف]] نیز نشان از جدایی مفاهیم [[ایمان]] و عمل دارد، از اینرو ادعای تطبیق ایمان بر عمل با استناد به آیاتی که از ظاهر آنها، کاهش و افزایش ایمان برمیآید. و تکیه بر این نکته که تنها عمل قابل افزایش و کاهش است نه [[علم]] و [[شناخت]]، چندان پذیرفته نیست؛ زیرا ایمان مرکب از علم و [[التزام عملی]] است و هریک از این دو قابل شدت و [[ضعف]] است، بنابراین ایمان که مرکب از آن دو است نیز قابل شدت و ضعف خواهد بود. ضمن آنکه عمل با [[نفاق]] نیز قابل جمع است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأَذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}} <ref> ای مؤمنان! صدقههای خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را میبخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد، پس داستان وی چون داستان سنگی صاف است که بر آن گرد و خاکی نشسته باشد آنگاه بارانی تند بدان برسد (و آن خاک را بشوید) و آن را همچنان سنگ سختی درخشان (و بیرویش گیاهی بر آن) وا نهد؛ (اینان نیز) از آنچه انجام میدهند هیچ (بهره) نمیتوانند گرفت و خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند؛ سوره بقره، آیه: ۲۶۴.</ref><ref>المیزان، ج۱۸، ص۲۵۹.</ref>. | ||
*بر اساس دیدگاه دیگری | *بر اساس دیدگاه دیگری ایمان همان عمل نیست، بلکه عمل [[نشانه]] [[صدق]] و [[حقانیت]] ایمان بوده، ایمان به مثابه پایه و [[عمل صالح]] به عنوان بنایی برای ورود به [[بهشت]] و برخورداری از [[اجر]] و [[فوز]] [[الهی]] است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج۲، ص۱۷۳ـ۱۷۴.</ref>: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ }} <ref> کسانی که نماز را بر پا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند.آنانند که به راستی مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایهها و آمرزش و روزی ارجمندی دارند؛ سوره انفال، آیه: ۳ - ۴.</ref> در روایتی از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز [[ایمان]]، [[نشانه]] [[عمل صالح]] و عمل صالح هم نشانه ایمان دانسته شدهاست<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۳.</ref>. | ||
=== | ===ایمان و [[اسلام]]=== | ||
* [[اسلام در قرآن]] به معانی گوناگونی به کار رفته است؛ گاه به معنای [[شریعت]] [[حضرت محمد]]<ref>المیزان، ج ۱۶، | * [[اسلام در قرآن]] به معانی گوناگونی به کار رفته است؛ گاه به معنای [[شریعت]] [[حضرت محمد]]<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۱۳ ـ ۳۱۴.</ref> {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}} <ref> بیگمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راستگفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد میکنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است؛ سوره احزاب، آیه: ۳۵.</ref> و گاه به معنای [[تسلیم]] شدن در برابر [[اراده]] و [[دستورات الهی]] است که در این صورت از [[مراتب ایمان]] است<ref>مفردات، ص۴۲۳، «سلم»؛ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۳ـ۱۱۴.</ref>: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ }} <ref> و موسی گفت: ای قوم من! اگر به خداوند ایمان آوردهاید، چنانچه گردن نهادهاید بر او توکّل کنید؛ سوره یونس، آیه: ۸۴.</ref> تسلیم شدن در برابر [[اراده خداوند]] در کنار ایمان به وی مقدمهای برای رسیدن به [[مقام توکل]] شمرده شده که لاجرم به آن رهنمون است. برخی [[مفسران]] [[همنشینی]] اسلام و ایمان را در این [[آیه]] از آن جهت شمردهاند که اسلام از مراتب کمال ایمان به شمار میرود<ref>تفسیر قرطبی، ج۸، ص۲۳۶؛ المیزان، ج۱۰، ص۱۱۳ـ۱۱۴.</ref>. و گاه از آن به [[اسلام]] اکبر در برابر اسلام اصغر به معنای اظهار [[شهادتین]] و [[اقرار]] به [[وحدانیت خدا]] و [[رسالت]] [[محمد]]{{صل}}، تعبیر شده است<ref>رساله سیر و سلوک، ص۳۱ـ۳۲.</ref>، بر این اساس برخی بر این باورند که [[تسلیم محض]] شدن در برابر [[خداوند]]، شرط لازمی در تحقق مفهوم [[ایمان]] نیست، بلکه بهتر است [[مؤمن]]، ایمان خود را با چنین تسلیمی، کامل کند<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۱۳ـ۱۱۴.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۳.</ref>. | ||
* | * اسلام جدای از [[شریعت حضرت محمد]]{{صل}} و [[مقام تسلیم]]، گاه تنها به معنای پذیرش خداوند و [[یگانگی]] او نیز دانسته شدهاست<ref>مجمعالبیان، ج۱، ص۳۵۸.</ref>: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}} <ref> آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش، او گفت: فرمانبردار پروردگار جهانیانم؛ سوره بقره، آیه: ۱۳۱.</ref> برخی [[مفسران]] با بیان اینکه اسلامآوردن [[حضرت ابراهیم]] پیش از [[نبوت]] وی بوده، [[معتقد]] شدهاند که [[اسلام آوردن]] بر همگان [[واجب]] و ضروری است، هرچند در هر دورهای از زمان در قالب شریعتی خاص بروز مییابد <ref>التبیان، ج۱، ص۴۷۰ـ۴۷۱.</ref>. در این [[آیه]] و نیز آیه ۱۹ [[سوره]] آلعمران: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ}} <ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹.</ref> نوعی ترادف بین مفهوم ایمان و اسلام به چشم میخورد، همچنانکه در تمایز مفهوم ایمان و اسلام به معنای [[شریعت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} گفته شده که از جهتی ایمان اعم از اسلام بوده، به طوری که بر [[یهود]] و [[نصارا]] نیز مؤمن اطلاق میشود و از جهتی نیز اخص از آن است و درجهای [[برتر]] از اسلام به شمار میآید که تنها با عمل [[خالص]] و [[اطمینان قلبی]] حاصلمیشود<ref>الفروق اللغویه، ص۳۱۷؛ سلسله مؤلفات، ج۴، ص۴۸، «اوائلالمقالات».</ref>: {{متن قرآن|قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}} <ref> تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمیکند که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه: ۱۴.</ref> [[خداوند]] در این [[آیه]] [[اسلام]] عربهای بادیهنشین را پذیرفته؛ ولی آنها را افرادی باایمان نمیداند. [[اقرار]] و اعترافزبانی به آنچه [[پیامبر اسلام]]{{صل}} آورده است، تنها موجب جاری شدن [[حکم]] اسلام بر فرد میشود؛ ولی [[ایمان]] حاصل نمیشود، مگر با [[تصدیق]] و [[اطمینان قلبی]] به آنچه بر زبان جاریاست<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۰۷.</ref>، بنابراین در [[قرآن]] گاه ایمان مرتبهای بالاتر از اسلام به شمار رفته{{متن قرآن|قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}} <ref> تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمیکند که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره حجرات، آیه: ۱۴.</ref> و گاه اسلام به مثابه درجهای [[برتر]] از ایمان به کار رفته است. {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ }} <ref> و موسی گفت: ای قوم من! اگر به خداوند ایمان آوردهاید، چنانچه گردن نهادهاید بر او توکّل کنید؛ سوره یونس، آیه: ۸۴.</ref> در مواردی نیز نوعی ترادف میان دو مفهوم ایمان و اسلام برقرار است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}} <ref> آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش، او گفت: فرمانبردار پروردگار جهانیانم؛ سوره بقره، آیه: ۱۳۱.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۳.</ref>. | ||
=== | ===ایمان و [[شرک]]=== | ||
*گرچه | *گرچه ایمان مستلزم تصدیق [[خداوند متعال]] و [[نبوت]] فرستادگان و کتابهای آسمانی و دیگر ارکان [[دینی]] است و با شرک [[سازگاری]] ندارد؛ اما در برخی از [[آیات]] نشانههایی از جمع میان [[ایمان]] و نوعی [[شرک]] یافت میشود: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ}} <ref> و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان میآورند (در باطن همچنان) مشرکند؛ سوره یوسف، آیه: ۱۰۶.</ref> این شرک که از آن به «شرک خفیّ» تعبیر میشود هم ممکن است در عمل به صورت [[نافرمانی]] ظاهر شود و هم در [[فکر]] و [[عقیده]] به صورت [[شک]] و تردید در برخی از [[صفات الهی]]، بر این اساس همچنانکه ایمان از نظر بسیاری دارای مراتب و درجاتی است<ref>المیزان، ج۱۸، ص۲۵۹ـ۲۶۰؛ شرح الاصول الخمسه، ص۴۷۸.</ref> شرک نیز مراتبی دارد. بسیاری از [[مفسران]] در ذیل این [[آیه]] از نوعی شرک در [[طاعت]] یاد کردهاند<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۸۶؛ تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۰۰؛ حقائقالتأویل، ص۴۹۷.</ref> که موجب [[کفر]] نمیشود<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۴۱۰.</ref>. و مراجعه کنید {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ}} <ref> بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان! همان کسانی که زکات نمیپردازند و اینانند که منکر جهان واپسیناند؛ سوره فصلت، آیه: ۶ - ۷.</ref><ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۲۶۵ـ۲۶۶.</ref> مفهوم [[شفا]] بودن [[قرآن]] نیز ناظر به برطرف کردن شکها و شبهههایی است که [[اعتقادات]] [[مؤمنان]] را [[هدف]] قرار داده است<ref>المیزان، ج۱۳، ص۱۸۲ـ۱۸۳.</ref>، بنابراین گرچه برخی ازدرجات ایمان به هیچ وجه با برخی از مراتبشرک قابل جمع نیست، با این حال برخی از [[مراتب ایمان]] به گونهای آمیخته به نوعی از شرک خفی است<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۴.</ref>. | ||
=== | ===ایمان و [[اختیار]]=== | ||
* | * قرآن در آیات متعدد از [[اختیار انسان]] در پذیرش و عدم پذیرش ایمان سخن گفته است: {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللَّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ}}<ref> برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاههای برخی از ایشان را بالا برد. و ما به عیسی پسر مریم، برهانها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم و اگر خداوند میخواست پس از آنان کسانی که این برهانها (ی روشن) به آنان رسید، با هم جنگ نمیکردند ولی اختلاف ورزیدند و برخی از ایشان مؤمن و برخی کافر شدند و اگر خداوند میخواست با یکدیگر به پیکار بر نمیخاستند اما خداوند آنچه بخواهد، همان میکند؛ سوره بقره، آیه:۲۵۳.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُواْ خَيْرًا لَّكُمْ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref> ای مردم! این پیامبر حقیقت را از سوی پروردگارتان برای شما آورده است پس ایمان بیاورید که برایتان بهتر است و اگر انکار کنید (بدانید که) بیگمان آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ}}<ref> و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟؛ سوره یونس، آیه:۹۹.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ آمِنُواْ بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُواْ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا}}<ref> بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بیگمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش دادهاند خوانده شود به سجده با روی بر زمین میافتند؛ سوره اسراء، آیه:۱۰۷.</ref>، {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref> و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند، ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم که سراپردههایش آنان را فرا میگیرد و اگر فریادرسی خواهند با آبی چون گدازه فلز به فریادشان میرسند که (گرمای آن) چهرهها را بریان میکند؛ آن آشامیدنی بد است و زشت آسایشگهی است (آن آتش)؛ سوره کهف، آیه:۲۹.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/2/50.htm، فرهنگ قرآن، ج۲.]</ref>. | ||
*تصویر [[قرآن]] از [[ایمان]] به گونهای است که آن را با خواست و [[اراده]] خود [[انسان]] پیوند میدهد. در برخی [[آیات]] [[اختیار]] یکی از ملاکهای ارزشگذاری | *تصویر [[قرآن]] از [[ایمان]] به گونهای است که آن را با خواست و [[اراده]] خود [[انسان]] پیوند میدهد. در برخی [[آیات]] [[اختیار]] یکی از ملاکهای ارزشگذاری ایمان دانسته شده و ایمان از روی [[اکراه]] یا [[اجبار]] بیارزش تلقی شده است: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ}} <ref> و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟؛ سوره یونس، آیه: ۹۹.</ref> در این [[آیه]] [[خداوند]] ایمان را امری اختیاری میداند که اکراهی بر آن وجود ندارد و خود او نیز [[بندگان]] را بر این امر اجبار نمیکند<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۲۰۶.</ref>، بر همین اساس خداوند در جایی دیگر تنها بازگویی [[حق]] را از [[پیامبر]] میخواهد؛ تا هر که خواست، ایمان بیاورد و هرکه نخواست، [[کفر]] بورزد: {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}} <ref> و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند، ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم که سراپردههایش آنان را فرا میگیرد و اگر فریادرسی خواهند با آبی چون گدازه فلز به فریادشان میرسند که (گرمای آن) چهرهها را بریان میکند؛ آن آشامیدنی بد است و زشت آسایشگهی است؛ سوره کهف، آیه: ۲۹.</ref>؛ همچنین [[ایمان آوردن]] از روی [[ترس]] و [[اضطراب]] و برای دفع [[عذاب الهی]] درهنگام [[مشاهده]] آن سودمند نیست: {{متن قرآن|فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ}} <ref> اما همین که عذاب ما را دیدند دیگر ایمانشان برای آنها سودی نداشت- بنابر سنّت (و قانون) خداوند که میان بندگانش برگذشته است- و در آنجا کافران زیان دیدند؛ سوره غافر، آیه: ۸۵.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۴.</ref>. | ||
*از دیگر آیاتی که در این زمینه میتوان به آنها استناد کرد، آیاتی است که امر به [[ایمان]] و [[نهی]] از [[کفر]] میکند {{متن قرآن|وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُمْ وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ }} <ref> و به آنچه فرو فرستادهام، که کتاب نزد شما را راست میشمارد، ایمان آورید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید | *از دیگر آیاتی که در این زمینه میتوان به آنها استناد کرد، آیاتی است که امر به [[ایمان]] و [[نهی]] از [[کفر]] میکند {{متن قرآن|وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُمْ وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ }} <ref> و به آنچه فرو فرستادهام، که کتاب نزد شما را راست میشمارد، ایمان آورید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید؛ سوره بقره، آیه: ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَاءهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاء اللَّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}} <ref> و چون به آنان گفته شود به آنچه خداوند (بر پیامبر اسلام) فرو فرستاده است؛ ایمان آورید؛ میگویند: ما به آنچه بر (پیامبر) خودمان فرو فرستاده شده است ایمان میآوریم؛ و جز آن را انکار میکنند با آنکه آن (قرآن)، راستین است و کتابی را که آنان دارند، راست میشمارد؛ (نیز) بگو، اگر ایمان دارید، چرا از این پیش، پیامبران خداوند را میکشتید؟؛ سوره بقره، آیه: ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ}} <ref> و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيدًا }} <ref> ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است؛ سوره بقره،آیه: ۱۳۶.</ref> [[کافران]] را [[نکوهش]] کرده، عده [[عذاب]] میدهد{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ}} <ref> آنان، زندگانی این جهان را به بهای جهان واپسین خریدند؛ پس، نه از عذابشان کاسته میشود و نه یاری خواهند شد؛ سوره بقره، آیه: ۸۶.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلاً }} <ref> خداوند بر آن نبوده است تا آنان را که ایمان آوردند سپس کافر شدند، باز ایمان آوردند بعد کافر شدند سپس بر کفر خود افزودند هرگز ببخشاید یا راهی به آنان بنماید؛ سوره نساء، آیه: ۱۳۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}} <ref> و میگویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز میبودیم در زمره دوزخیان نبودیم؛ سوره ملک، آیه: ۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|قُتِلَ الإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ }} <ref> مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!؛ سوره عبس، آیه: ۱۷.</ref> [[کفر]] را [[جرم]] تلقی میکند{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاء وَلاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ}} <ref> درهای آسمان بر کسانی که آیات ما را دروغ شمردند و از (پذیرش) آنها سرکشی ورزیدند گشوده نخواهد شد و به بهشت وارد نخواهند گشت تا آنگاه که شتر به سوراخ سوزن در آید! و این چنین تبهکاران را کیفر میدهیم؛ سوره اعراف، آیه: ۴۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ}} <ref> و امّا (ای) کافران! آیا آیات مرا بر شما نمیخواندند که گردنکشی کردید و قومی گناهکار بودید؟؛ سوره جاثیه، آیه: ۳۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ }} <ref> و اگر (سخن) مرا باور ندارید از من کناره جویید!و پروردگارش را بخواند که: اینان قومی گناهکارند؛ سوره دخان، آیه: ۲۱ - ۲۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ }} <ref> به کافران ندا میدهند که دشمنی خداوند، بزرگتر از دشمنی شما با خودتان است که به ایمان فرا خوانده میشدید امّا شما کفر میورزیدید.میگویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کردهایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟؛ سوره غافر، آیه: ۱۰ - ۱۱.</ref>، از [[حسرت]] [[کافران]] در [[روز قیامت]] خبر میدهد {{متن قرآن|وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لا تَشْعُرُونَ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى عَلَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ}} <ref> و پیش از آنکه ناگهان و بیآنکه دریابید عذاب شما را فراگیرد از بهترین چیزی که از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است، پیروی کنید. و پیش از آنکه کسی بگوید: ای دریغا از آنچه درباره خداوند کوتاهی کردم و بیگمان از ریشخندکنندگان بودم؛ سوره زمر، آیه: ۵۵ - ۵۶.</ref>، [[سرنوشت]] [[کافران]] را مایه [[عبرت]] میشمرد{{متن قرآن|فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِينَ وَتَرَكْنَا فِيهَا آيَةً لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الأَلِيمَ}} <ref> آنگاه هر کس از مؤمنان را که در آن (شهر) بود بیرون بردیم.و در آن (شهر) جز یک خانواده از فرمانبرداران نیافتیم. و در آن نشانهای برای آنان که از عذاب دردناک میهراسند وانهادیم؛ سوره ذاریات، آیه: ۳۵ - ۳۷.</ref>، [[اکراه]] در [[دین]] را [[نفی]] کرده {{متن قرآن|لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ }} <ref> در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز اس[[تورات]]ر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست؛ سوره بقره، آیه: ۲۵۶.</ref>و به اختیاری بودن [[ایمان]] تصریح میکند {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا }} <ref> بیگمان این یک پند است و هر که خواهد راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد؛ سوره مزمل، آیه: ۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا }} <ref> بیگمان این یک پند است پس هر که خواهد، راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد؛ سوره انسان، آیه: ۲۹.</ref> که همگی نشان از وجود شرط [[اختیار]] برای ایمان دارد و اصولا چون [[اعتقاد]] و ایمان از [[امور قلبی]] است [[آدمیان]] توان ایجاد آن را با [[اجبار]] و اکراه ندارند<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۵.</ref>. | ||
==متعلقات | ==متعلقات ایمان== | ||
*برخی از معاصران بر این عقیدهاند که متعلَّق | *برخی از معاصران بر این عقیدهاند که متعلَّق ایمان بیشتر به مراتب آن بستگی دارد و با توجه به اینکه ایمان دارای مراتب گوناگونی است به طور کلی و یکسان نمیتوان به بیان متعلق آن پرداخته، محدوده آن را تعیین کرد، بلکه در برابر هر مرتبه از [[ایمان]]، متعلقی برای آن قابل شناسایی است<ref>المیزان، ج۱۸، ص۲۵۹ـ۲۶۲.</ref>. این نظر با مبانی [[شیعه]] و [[معتزله]] که ایمان را دارای مراتب و قابل زیادت و نقصان میشمرند، هماهنگی دارد<ref>حق الیقین، ج۲، ص۲۳۱؛ المیزان، ج۱۸، ص۲۵۹ـ۲۶۰؛ شرح الاصولالخمسه، ص۴۷۸ـ۴۸۰.</ref>. آیاتی نیز بر کاهش و افزایش ایمان دلالت دارد {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيدًا }} <ref> ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است؛ سوره نساء، آیه: ۱۳۶.</ref>؛{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا }} <ref> اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است؛ سوره فتح، آیه: ۴.</ref> که میتواند در [[تأیید]] این سخن مورد استفاده قرار گیرد<ref>المیزان، ج۳، ص۲۰۴.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۵.</ref>. | ||
*همچنین گاه از | *همچنین گاه از ایمان به اعتباری [[شرعی]] یادمیشود که اساس آن [[اذعان]] و [[علم]] است؛ اما تحقق این اذعان و علم در افراد، گوناگون است؛ در یکی به صورت [[طمأنینه]] و در دیگری به شکل عین الیقین و به همین شکل در هرکسی بهگونهای [[ظهور]] میکند<ref>حقائق الایمان، ص۱۰۳.</ref>، بنابراین ایمان حقایق متعددی را دربرمیگیرد که [[شارع]] همگی آنها را تحت عنوان ایمان خواندهاست<ref>حق الیقین، ج۲، ص۲۳۱.</ref><ref>ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵، ص۱۹۶.</ref>. | ||
===[[ایمان به غیب]]=== | ===[[ایمان به غیب]]=== | ||
{{اصلی|ایمان به غیب}} | {{اصلی|ایمان به غیب}} | ||
* صرف نظر از این بحث که آیا [[ایمان]] دارای مراتبی است و در این صورت، متعلق هر مرتبه چه خواهد بود، در [[آیات قرآن]] به مواردی اشاره شده که | * صرف نظر از این بحث که آیا [[ایمان]] دارای مراتبی است و در این صورت، متعلق هر مرتبه چه خواهد بود، در [[آیات قرآن]] به مواردی اشاره شده که ایمان به آنها لازم و ضروری است و جامع همه آنها، [[ایمان به غیب]] است: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ}} <ref> همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند؛ سوره بقره، آیه: ۳.</ref> به هر آنچه از حواس بشری پنهان است و [[پیامبران]] از آن خبر دادهاند [[غیب]] گفته میشود<ref>مفردات، ص۶۱۶ـ۶۱۷، «عیب»؛ مجمعالبیان، ج۱، ص۱۲۰.</ref> و ایمان به غیب شامل [[ایمان به خدا]]، [[فرشتگان]]، پیامبران، [[قیامت]]، [[بهشت و جهنم]] و... میشود<ref>جامع البیان، مج۱، ج۱، ص۱۴۹ـ۱۵۰؛ التبیان، ج۱، ص۵۵؛ تفسیر قرطبی، ج۱، ص۱۶۳.</ref>. البته گاه غیب به موارد خاصی چون [[خداوند]]<ref>تفسیر قرطبی، ج۱، ص۱۱۵.</ref>، [[قرآن]]<ref>مفردات، ص۶۱۷ «عیب»؛ التبیان، ج۱، ص۵۵.</ref>، [[قیام]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} <ref>التبیان، ج۱، ص۵۵؛ البرهان، ج۱، ص۱۲۴.</ref> و... [[تأویل]] برده شده که اشاره به برخی مصادیق غیب دارد<ref>المیزان، ج۱، ص۴۶.</ref>. در آیاتی به برخی از مصادیق غیب که ایمان به آنها ضروری است تصریح شده است<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۶.</ref>: | ||
=== | ===ایمان به [[خداوند متعال]]=== | ||
{{اصلی|ایمان به خدا}} | {{اصلی|ایمان به خدا}} | ||
* [[خدا]] مهمترین متعلَّق [[ایمان در قرآن]] [[کریم]] است. در برخی از [[آیات]] حتی از «[[مؤمنان]]» خواسته شده به | * [[خدا]] مهمترین متعلَّق [[ایمان در قرآن]] [[کریم]] است. در برخی از [[آیات]] حتی از «[[مؤمنان]]» خواسته شده به خدا ایمان آورند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيدًا }} <ref> ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است؛ سوره نساء، آیه: ۱۳۶.</ref> برخی [[مفسران]] معتقدند این [[آیه]] به [[تصدیق]] آنچه [[مؤمنان]] به آن [[اقرار]] کردهاند [[دستور]] میدهد<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۱۸۴؛ البرهان، ج۲، ص۱۸۶.</ref>. برخی دیگر [[ایمان]] نخست را ایمان اجمالی و دومی را ایمان تفصیلی معنا کردهاند<ref>المیزان، ج۵، ص۱۱۱.</ref>؛ همچنین نقل شده است که [[خداوند]] با این [[فرمان]] از مؤمنان میخواهد به ایمانشان تداوم داده، در [[آینده]] نیز [[مؤمن]] باشند<ref>التبیان، ج۳، ص۳۵۷؛ مجمعالبیان، ج۳، ص۱۹۰.</ref>. گروهی دیگر معتقدند مراد از ایمان نخست، [[ایمان ظاهری]] و [[ایمان دوم]]، ایمان [[باطنی]] و [[حقیقی]] است<ref>التبیان، ج۳، ص۳۵۷؛ مجمعالبیان، ج۳، ص۱۹۰.</ref>. دستهای نیز بر این باورند که مقصود آیه، [[اهل کتاب]] است، بنابراین خداوند از آنان میخواهد، همچنان که به [[پیامبران پیشین]] ایمان دارند به [[پیامبر اسلام]] نیز ایمان آورند و خدایی که او معرفی میکند بپذیرند<ref>جامع البیان، مج۴، ج۵، ص۴۳۸.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۶.</ref>. | ||
===ایمان به معاد=== | ===ایمان به معاد=== | ||
{{اصلی|ایمان به معاد}} | {{اصلی|ایمان به معاد}} | ||
* [[قرآن]] پس از [[توحید]]، بیشترین اهمیت را به [[معاد]] و [[آخرت]] داده و موضوعاتی بس گسترده را در این باره بازگو کرده است، به گونهای که بسیاری از [[آیات قرآن]] به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مسئله | * [[قرآن]] پس از [[توحید]]، بیشترین اهمیت را به [[معاد]] و [[آخرت]] داده و موضوعاتی بس گسترده را در این باره بازگو کرده است، به گونهای که بسیاری از [[آیات قرآن]] به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مسئله معاد و [[زندگی]] [[اخروی]] را مطرح کرده است. معاد در قرآن چنان روشن تلقی شده که تنها [[متجاوزان]] و [[گناهکاران]] از پذیرش آن سر باز میزنند: {{متن قرآن|وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلاَّ كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ}} <ref> و جز تجاوزگر بزهکار، آن را دروغ نمیشمرد؛ سوره مطففین، آیه: ۱۲.</ref>؛ همچنین بر اساس آیهای دیگر همگان [[برپایی قیامت]] را [[باور]] دارند؛ ولی [[کافران]] برای اینکه از قید ایمان [[آزاد]] شده، بدون [[هراس]] از [[قیامت]] در سراسر [[عمر]] [[گناه]] کنند، آن را [[انکار]] میکنند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۰۵؛ نمونه، ج۲۵، ص۲۷۹.</ref>: {{متن قرآن|بَلْ يُرِيدُ الإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ}} <ref> بلکه آدمی بر آن است که در آینده خویش، (نیز) گناه ورزد؛ سوره قیامت، آیه: ۵.</ref>، با این حال [[آیات]] فراوانی نیز با بیان اینکه [[خداوند]]، [[انسانها]] را [[بیهوده]] نیافریده {{متن قرآن|أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لا تُرْجَعُونَ}} <ref> آیا پنداشتهاید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و شما به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۵.</ref> و اشاره به عدم [[برابری]] [[پرهیزگاران]] و پلیدکاران {{متن قرآن|أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ}} <ref> آیا کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند چون فسادانگیزان در زمین میشماریم؟ یا پرهیزگاران را چون گناهکاران میدانیم؟؛ سوره ص، آیه: ۲۸.</ref> و همچنین با اشاره به [[توانایی]] خداوند در [[آفرینش]] ابتدایی {{متن قرآن|وَضَرَبَ لَنَا مَثَلا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ}} <ref> و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوانهایی را که پوسیده است زنده میگرداند؟بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زندهاش میگرداند و او به (حال) هر آفریدهای داناست؛ سوره یس، آیه: ۷۸ - ۷۹.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}} <ref> بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید؛ سوره اعراف، آیه: ۲۹.</ref> و [[آبادانی]] زمینمرده{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} <ref> و از نشانههای او این است که زمین را پژمرده میبینی و چون بر آن آب فرو باریم میجنبد و میبالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگیبخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست؛ سوره فصلت، آیه: ۳۹.</ref> به نوعی دلیل بر [[اثبات معاد]] است. بر پایه برخی [[آیات]] دیگر، [[انکار]] [[آخرت]] به انکار [[خداوند]]: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ }} <ref> همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز میدارند و آن را کژ میشمرند و جهان واپسین را انکار میکنند؛ سوره هود، آیه: ۱۹.</ref>، [[انکار حق]] و [[استکبار]] {{متن قرآن|إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ}} <ref> خدای شما خدایی یگانه است بنابراین آنان که به جهان واپسین بیایمانند دلهایی ناباور دارند و سرکشند؛ سوره نحل، آیه: 22.</ref>، عدم [[درک]] [[قرآن]] و سخنان [[پیامبر]] {{متن قرآن|وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا }} <ref> و چون قرآن بخوانی میان تو و آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند پردهای فراپوشیده مینهیم؛ سوره اسراء، آیه: ۴۵.</ref>، [[انحراف]] از راه راست {{متن قرآن|وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ}} <ref> و بیگمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشتهاند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۷۴.</ref> و سرانجام گرفتار شدن در [[آتش جهنم]] {{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُونَ}} <ref> و بهشتیان، دمسازان آتش را ندا میکنند که ما وعده پروردگار خویش را راستین یافتهایم آیا شما (نیز) وعده پروردگارتان را راستین یافتهاید؟ میگویند: آری آنگاه بانگ برآورندهای در میان آنان بانگ برمیدارد که لعنت خداوند بر ستمکاران!...... همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز میدارند و آن را ناراست (و ناهموار) میخواهند و به جهان واپسین انکار میورزند؛ سوره اعراف، آیه: ۴۴ - ۴۵.</ref>؛ {{متن قرآن|أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلالِ الْبَعِيدِ}} <ref> پس آیا بر خداوند دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به جهان واپسین ایمان ندارند در عذاب و گمراهی ژرفند؛ سوره سبأ، آیه: ۸.</ref> و [[عذاب]] دردناک {{متن قرآن|وَأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}} <ref> و برای آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند عذابی دردناک آماده کردهایم؛ سوره اسراء، آیه: ۱۰.</ref> و [[تباهی]] و نابودی [[اعمال]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}} <ref> و کردار کسانی که آیات ما و دیدار جهان واپسین را دروغ شمردند تباه شد؛ آیا جز برای آنچه میکردند کیفر میبینند؟؛ سوره اعراف، آیه: ۱۴۷.</ref> میانجامد<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۷.</ref>. | ||
===[[ایمان | ===[[ایمان به پیامبران]] و کتابهای آسمانی=== | ||
{{اصلی|ایمان به پیامبر}} | {{اصلی|ایمان به پیامبر}} | ||
* | * ایمان به پیامبران از چنان اهمیتی در [[قرآن]] برخوردار است که در [[آیات]] متعددی در پی [[ایمان]] به [[خداوند]] ذکرشده است: {{متن قرآن|فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ}} <ref> پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۱.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُواْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ }} <ref> و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستادهام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهادهایم؛ سوره مائده، آیه: ۱۱۱.</ref> و نیز: {{متن قرآن|وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ}} <ref> و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند؛ سوره مائده، آیه: ۸۱.</ref>؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ }} <ref> آیا در گستره آسمانها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریستهاند و در اینکه بسا اجلشان نزدیک شده باشد؛ بنابراین بعد از آن (قرآن) به کدام گفتار ایمان میآورند؟؛ سوره اعراف، آیه: ۱۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيدًا }} <ref> ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده و کتابی که پیش از آن فرود آورده است ایمان بیاورید و هر کس به خداوند و فرشتگان او و کتابهای (آسمانی) وی و پیامبران او و به روز بازپسین کفر ورزد بیگمان به گمراهی ژرفی در افتاده است؛ سوره نساء، آیه: ۱۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }} <ref> جز این نیست که مؤمنان آنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند و چون در کاری همگانی همراه او باشند تا از او اجازه نگیرند (به راهی دیگر) نمیروند؛ کسانی که از تو اجازه میگیرند همانانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند پس چون برای کاری از تو اجازه خواستند به هر یک از آنان که خواستی اجازه بده و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره نور، آیه: ۶۲.</ref> [[پیامبران]] از دیدگاه [[قرآنی]]، واسطههایی بشری میان [[خدا]] و [[انسان]] هستند که بدون [[پیروی]] از آنان، جلب [[رضایت الهی]] ممکن نیست: {{متن قرآن|قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }} <ref> بگو اگر خداوند را دوست میدارید از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره آل عمران، آیه: ۳۱.</ref>؛ همچنین بر اساس [[آیات قرآنی]]، [[ایمان]] به همه [[پیامبران]] و کتابهای آسمانی و [[پرهیز]] از تجزیه [[باور]] به آنان ضروری است: «ءامَنَ الرَّسولُ بِما اُنزِلَ اِلَیهِ مِن رَبِّهِ والمُؤمِنونَ کُلٌّ ءامَنَ بِاللّهِومَلـئِکَتِهِ وکُتُبِهِ و رُسُلِهِ لانُفَرِّقُ بَینَ اَحَد مِنرُسُلِهِ».... {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ }} <ref> این پیامبر به آنچه از (سوی) پروردگارش به سوی او فرو فرستادهاند، ایمان دارد و همه مؤمنان به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش، ایمان دارند (و میگویند) میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمینهیم و میگویند: شنیدیم و فرمان بردیم؛ پروردگارا! آمرزش تو را (میجوییم) و بازگشت (هر چیز) به سوی توست؛ سوره بقره، آیه: ۲۸۵.</ref> در [[آیات]] {{متن قرآن|قُولُواْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}} <ref> بگویید: ما به خداوند و به آنچه به سوی ما و به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به (دیگر) پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان آوردهایم؛ میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرمانبردار اوییم؛ سوره بقره، آیه: ۱۳۶.</ref>و {{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}} <ref> بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچیک از ایشان فرق نمیگذاریم و ما فرمانبردار اوییم؛ سوره آل عمران، آیه: ۸۴.</ref> نیز نامهای چند تن از [[پیامبران]] و [[لزوم]] [[ایمان]] به آنچه بر آنان نازل شده آمده است. | ||
*اساس [[پیام الهی]] در صورتهای متعدد خود، واحد است، ازاینرو در [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} <ref> و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است؛ سوره آل عمران، آیه: ۸۵.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ }} <ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹.</ref> تنها [[اسلام]]، [[دین]] مقبول [[خداوند]] معرفی شده که صرف [[ایمان به خدا]] و | *اساس [[پیام الهی]] در صورتهای متعدد خود، واحد است، ازاینرو در [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} <ref> و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است؛ سوره آل عمران، آیه: ۸۵.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ }} <ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹.</ref> تنها [[اسلام]]، [[دین]] مقبول [[خداوند]] معرفی شده که صرف [[ایمان به خدا]] و پذیرش فرمانهای او مراداست؛ نه [[شریعت]] [[رسول اکرم]]{{صل}}<ref>التبیان، ج۱، ص۴۷۱ـ۴۷۲.</ref>. تأکید فراوان [[قرآن]] بر ایمان به مجموعه پیامبران و کتابهای آسمانی افزون بر اینکه ریشه در [[وحدت]] مضمون [[وحی]] دارد، نوعی [[احساس]] اصالت و [[اطمینان]] به [[سلامت]] از [[انحراف]] نیز در [[دل]] [[آدمی]] مینهد؛ زیرا او راهی را میپیماید که [[انسان]] درطول [[تاریخ]] آن را پیموده و پیامبران همگی بهآن [[دعوت]] کردهاند<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۷.</ref>. | ||
=== | ===ایمان به [[فرشتگان]]=== | ||
{{اصلی|ایمان به فرشته}} | {{اصلی|ایمان به فرشته}} | ||
* [[اعتقاد]] به | * [[اعتقاد]] به فرشتگان از دیگر اصول [[ایمانی]] است که در قرآن آمده و در کنار ایمان به خدا و [[جهان آخرت]]، لازم شمرده شده است<ref>المنیر، ج۲، ص۹۶؛ المیزان، ج۱، ص۴۲۸.</ref>: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ }} <ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی)؛ سوره بقره، آیه: ۱۷۷.</ref>، {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ }} <ref> همه مؤمنان به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش، ایمان دارند؛ سوره بقره، آیه: ۲۸۵.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۸.</ref>. | ||
==فواید [[ایمان]]== | ==فواید [[ایمان]]== | ||
* [[قرآن کریم]] برای | * [[قرآن کریم]] برای ایمان فواید بسیاری برشمرده است. [[ایمان به خدا]] و [[رسول]] در کنار [[جهاد]] در [[راه خدا]]، [[سرمایه]] [[رستگاری]] و [[رهایی]] از [[عذاب]] دردناک [[دوزخ]] و موجب [[آمرزش گناهان]] و وارد شدن به [[بهشت]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ }} <ref> ای مؤمنان! آیا (میخواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان میبخشد؟ به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید. تا گناهانتان را بیامرزد و شما را به بهشتهایی که از بن آنها جویبارها روان است و به جایگاههایی پاکیزه در بهشت برین درآورد؛ این همان رستگاری سترگ است؛ سوره صف، آیه: ۱۰ - ۱۲.</ref> ایمان موجب [[هدایت]] به [[راه مستقیم]] میشود {{متن قرآن|فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ }} <ref> بنابراین، اگر (آنان) به مانند آنچه شما بدان ایمان آوردهاید ایمان آوردند، رهیافتهاند و اگر رو برتافتند جز این نیست که در ستیزند و به زودی خداوند تو را در برابر آنان بسنده خواهد بود و او شنوای داناست؛ سوره بقره، آیه: ۱۳۷.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ }} <ref> اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۵.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}} <ref> پروردگار کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند آنان را به (پاداش) ایمانشان راهنمایی میکند؛ از بن (جایگاه) آنان در بوستانهای پرنعمت جویبارها روان است؛ سوره یونس، آیه: ۹.</ref>؛ {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }} <ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه: ۱۱.</ref> و [[انسان]] را از [[رحمت الهی]] بهرهمند ساخته {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }} <ref> بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه: ۲۱۸.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}} <ref> اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۵.</ref>. نورانیتی را در [[روز قیامت]] نصیب وی میکند: {{متن قرآن|يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم}} <ref> روزی که مردان و زنان مؤمن را بنگری که فروغشان از جلو و کناره راستشان، پیش میشتابد؛ سوره حدید، آیه: ۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ }} <ref> و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان آوردهاند، نزد پروردگار خویش همان راستگویان و شهیدانند؛ آنان راست پاداش و فروغشان؛ و آن کسان که کافر شدند و آیات ما را دروغ شمردند دوزخیاند؛ سوره حدید، آیه: ۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} <ref> ای مؤمنان! به سوی خداوند توبهای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستانهایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمیگذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان میشتابد، میگویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی؛ سوره تحریم، آیه: ۸.</ref> که [[منافقان]] را به [[غبطه]] وا میدارد {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ}} <ref> روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهرهای) بگیریم، (به آنان) گفته میشود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی میکشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد؛ سوره حدید، آیه: ۱۳.</ref>؛ همچنین [[مؤمنان]] نسبت به پذیرش [[اعمال]] خود از سوی [[خداوند]] بدون کم و کاست [[اطمینان]] و [[آرامش]] دارند<ref>مجمعالبیان، ج۷، ص۵۱.</ref> {{متن قرآن|وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخَافُ ظُلْمًا وَلا هَضْمًا }} <ref> و هر کس که کارهای شایسته کند در حالی که مؤمن باشد از هیچ ستم یا کاستی نمیهراسد؛ سوره طه، آیه: ۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلا يَخَافُ بَخْسًا وَلا رَهَقًا }} <ref> و اینکه ما چون رهنمود را شنیدیم بدان ایمان آوردیم پس هر کس به پروردگارش ایمان آورد از هیچ کاستی و ستمی نمیهراسد؛ سوره جن، آیه: ۱۳.</ref> و از این جهت [[هراس]] و [[ناراحتی]] به خود راه نمیدهند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}} <ref> کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند و نماز بر پا داشته و زکات دادهاند پاداش آنان نزد پروردگارشان است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره بقره، آیه: ۲۷۷.</ref>سرانجام ایشان نیز بهشتی جاودان {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} <ref> و کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند بهشتیاند؛ آنان در آن جاودانند؛ سوره بقره، آیه: ۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ}} <ref> کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند خوشا بر آنان و آنان را فرجام نیکوست؛ سوره رعد، آیه: ۲۹.</ref> {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}} <ref> خداوند به مردان و زنان مؤمن، بوستانهایی، نوید داده است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند، نیز جایگاههایی پاک در بوستانهای جاودان (نوید داده است) و خشنودی خداوند (از همه اینها) برتر است؛ این همان رستگاری سترگ است؛ سوره توبه، آیه: ۷۲.</ref> [[رضوان]]، [[خشنودی]] و رضای [[خداوند]] از [[بنده]] [[مؤمن]] است<ref>مفردات، ص۱۹۷، «رضی»؛ التبیان، ج۵، ص۲۵۸ـ۲۵۹.</ref> و چنان [[شادی]] و [[سروری]] را در [[قلب]] مؤمن پدید میآورد که از [[بهشت]] [[برتر]] است<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۷۷.</ref>. برخی گفتهاند: چون [[رضای الهی]] سبب بهرهمندی از نعمتهای [[اخروی]] میشود، برتر از بهشت معرفی شده است<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۷۷.</ref>؛ ولی به نظر میرسد چون [[قرآن]] به عبودیتی فرا میخواند که از [[محبت]] به [[خداوند]] جوشش یابد و به [[طمع]] بهشت یا [[ترس]] از [[دوزخ]] نباشد، [[برترین]] [[سعادت]] و [[رستگاری]] برای [[مؤمن حقیقی]] کسب [[خشنودی]] و [[رضایت]] [[محبوب]] خود خواهد بود<ref>المیزان، ج۹، ص۳۳۹.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۸.</ref>. | ||
*همچنین [[ایمان]] و [[تقوا]] موجب فراهم آمدن [[برکات]] آسمانی و زمینی از سوی | *همچنین [[ایمان]] و [[تقوا]] موجب فراهم آمدن [[برکات]] آسمانی و زمینی از سوی خداوند میگردد: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ}} <ref> و اگر مردم آن شهرها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکتهایی میگشودیم؛ سوره اعراف، آیه: ۹۶.</ref> [[مفسران]] برکات آسمانی را به [[باران]] یا [[اجابت دعا]] وبرکات زمینی را به میوهها و دیگر ثمرات [[زمین]] یا برآورده شدن نیازها [[تفسیر]] کردهاند<ref>التبیان، ج۴، ص۴۷۷؛ مجمعالبیان، ج۴، ص۶۹۷.</ref> در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ }} <ref> و (درخواست) کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند اجابت میکند و از بخشش خویش بر (پاداش) آنان میافزاید و کافران را عذابی سخت (در پیش) است؛ سوره شوری، آیه: ۲۶.</ref> به [[استجابت]] دعای [[مؤمنان]] از سوی خداوند تصریح شده است، چنانکه در پی دعای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} برای ساکنان [[مؤمن]] [[مکه]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ }} <ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! اینجا را شهری امن کن و از اهل آن هر کس را که به خداوند و روز واپسین ایمان دارد، از میوهها روزی رسان؛ (خداوند) فرمود: آن را که کفر ورزد، اندکی برخورداری خواهم داد سپس او را به (چشیدن) عذاب دوزخ ناگزیر خواهم کرد و این پایانه، بد است؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۶.</ref> آن سرزمین را برخوردار از همه میوهها و ثمرات قرار داد<ref>التفسیر الکبیر، ج۴، ص۵۱.</ref>؛ همچنین طبق [[آیه]] ۹۷ [[سوره]] نحل [[خداوند]] هر مؤمنی را که [[عمل نیک]] انجام دهد، به حیاتی [[پاکیزه]] زنده میدارد: {{متن قرآن|مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}} <ref> کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد؛ سوره نحل، آیه: ۹۷.</ref>. [[حیات]] طیب گاه به [[روزی حلال]] یا [[نعمت]] [[قناعت]] [[تفسیر]] شده است<ref>جوامع الجامع، ج۱، ص۷۳۴؛ کنزالدقایق، ج۷، ص۲۶۷.</ref> که به نظر میرسد، [[دانایی]]، [[روشنبینی]]، و [[توانایی]] و قوتی که خداوند به [[مؤمن]] میدهد و مؤمن به وسیله آنها [[زندگی]] آرام، پربرکت و روشنی را برای خود پدید میآورد مراد آن باشد<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۴۱ـ۳۴۳.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۱۹۹.</ref>. | ||
*در دیگر [[آیات]]، [[مؤمنان]] [[وارثان زمین]]<ref>جامع البیان، مج۱۰، ج۱۸، ص۲۱۱؛ التبیان، ج۷، ص۴۵۵.</ref> معرفی شدهاند ([[نور]]/۲۴،۵۵) که [[یاری]] | *در دیگر [[آیات]]، [[مؤمنان]] [[وارثان زمین]]<ref>جامع البیان، مج۱۰، ج۱۸، ص۲۱۱؛ التبیان، ج۷، ص۴۵۵.</ref> معرفی شدهاند ([[نور]]/۲۴،۵۵) که [[یاری]] خداوند در [[دنیا]] و [[آخرت]] همراه آنان است ([[غافر]]/۴۰،۵۱) و خداوند آنان را با [[امدادهای غیبی]] خود یاری میرساند. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا }} <ref> ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر (سر) آنان بادی و (نیز) سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست؛ سوره احزاب، آیه: ۹.</ref> رمز [[پیروزی]] گروهی از [[بنی اسرائیل]] بر گروه دیگر نیز در آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ}} <ref> ای مؤمنان! یاوران (دین) خدا باشید چنان که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: چه کسانی در راه خداوند یاوران من خواهند بود؟ حواریان گفتند: ما یاوران (دین) خداوندیم و دستهای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و دستهای کافر شدند و ما مؤمنان را در برابر دشمنانشان نیرومند کردیم و پیروز شدند؛ سوره صف، آیه: ۱۴.</ref> [[ایمان]] آنان بیان شده است<ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۲۰۰.</ref>. | ||
*یکی از فواید | *یکی از فواید ایمان، [[تسلط بر نفس]] است که خود از ارکان [[فضایل اخلاقی]] است<ref>بیست گفتار، ص۱۹۷.</ref> [[خداوند]] بر اثر بصیرتی که [[مؤمنان]] از [[اصحاب]] [[رسول اکرم]]{{صل}} به [[حقیقت]] یافته بودند [[طمأنینه]] و آرامشی را بر قلبهای آنان فرو فرستاد<ref>التبیان، ج۹، ص۳۱۵؛ مجمعالبیان، ج۹، ص۱۶۹.</ref>: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}} <ref> اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است؛ سوره فتح، آیه: ۴.</ref> یاد خداوند و ذکر او، [[انسان]] را از ناراحتیها و طوفانهای [[روحی]] باز میدارد {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}} <ref> همان کسانی که ایمان آوردهاند و دلهای ایشان با یاد خداوند آرام میگیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد؛ سوره رعد، آیه: ۲۸.</ref>؛ زیرا ایمان در واقع اتصال موجودی ضعیف به اصل وجود و به تبع آن به همه موجودات است<ref>فی ظلال القرآن، ج۶، ص۳۹۶۶.</ref>. [[پیامبر]] نیز هرگاه از چیزی ناراحت میشد به [[نماز]] میایستاد<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۵۳۴.</ref>: {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}} <ref> و ما به درستی میدانیم که تو از آنچه میگویند دلتنگ میگردی.پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجدهگزاران باش؛ سوره حجر، آیه: ۹۷ - ۹۸.</ref> [[ایمان]] حالتی [[روحی]] است که در خود نگرشی کامل به ارزشها و حوادث [[نهان]] دارد و چون [[مؤمن]] به مبدأ این حوادث مرتبط است [[آرامش]] و اطمینانی دارد که جز او از آن بیبهره است<ref>فی ظلال القرآن، ج۶، ص۳۹۶۶.</ref>. [[قرآن]] [[یاد خدا]] را سبب دستیابی به آرامش و [[اطمینان]] میداند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }} <ref> همان کسانی که ایمان آوردهاند و دلهای ایشان با یاد خداوند آرام میگیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد؛ سوره رعد، آیه: ۲۸.</ref> و به ما میآموزد که [[مؤمنان]] با [[ترس از خدا]] و [[بزرگداشت]] او به [[رحمت]] و [[عفو]] وی [[امیدوار]] شده، آرامش مییابند<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۷۹۸ـ۷۹۹.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}} <ref> مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند؛ سوره انفال، آیه: ۲.</ref> به طور کلی مؤمنان با بهرهمندی از حیاتی [[پاکیزه]]، آرام و روشن<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۴۱ـ۳۴۳.</ref>(نحل/۱۶،۹۷) هیچ [[ترس]] و [[ناراحتی]] به دلهای خود راه نمیدهند: {{متن قرآن|أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ }} <ref> آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند. آنان که ایمان آوردند و پرهیزگاری میورزیدند؛ سوره یونس، آیه: ۶۲ - ۶۳.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۲۰۰.</ref>. | ||
*از جمله فواید | *از جمله فواید ایمان، [[محبوب]] شدن مؤمن نزد دیگران است. [[خداوند]] در قرآن به ایمان آورندگانی که [[عمل نیک]] انجام دهند، [[وعده]] داده است که آنان را [[محبوب]] دلها قرار دهد {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا }} <ref> به زودی (خداوند) بخشنده برای آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، (در دلها) مهری خواهد نهاد؛ سوره مریم، آیه: 96.</ref> [[مفسران]] ذیل این [[آیه]]، روایت کردهاند که هرگاه [[خداوند]] مؤمنی را [[دوست]] بدارد به [[جبرئیل]] میگوید: من او را دوست دارم، تو نیز او را دوست بدار و به [[اهل]] [[زمین]] و [[آسمان]] ندابده که همه او را دوست بدارند<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۸۲۳.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی| روحی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص۲۰۰.</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس2}} | {{پانویس2}} | ||