الف باب در حدیث: تفاوت میان نسخهها
←نکاتی از روایات "الف باب"
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
==[[اندیشه]] [[خاتمیت]] و [[روایات]] الف باب== | ==[[اندیشه]] [[خاتمیت]] و [[روایات]] الف باب== | ||
*منشأ و مجرای [[دانش]] [[امام]] به [[حلال و حرام]] [[الهی]]، [[استنباط]] و [[اجتهاد]] شخصی نیست. [[پیشوایان]] [[شیعه]] با توجه دادن به مبادی [[معرفتی]] و [[لزوم]] مستند و منقح بـودن [[احکام]] و فتاوای صادر شده توسط علما، منبع [[معرفتی]] و [[آگاهی]] خود را مستند به [[کلمات پیامبر]] میدانند.<ref>به عنوان نمونه ر. ک: الاختصاص، ص 313</ref> از این رو، سرچشمه دانـش [[پیشوایان]] شـیعه نسبت به [[احکام]] را باید در منشأ روشن و تنها مجرای دریافت احکام شـرعی، یـعنی [[رسول خدا]] جست و جو نمود. این مطلب از آنجا مهم جلوهگر میشود که با ختم [[نبوت]] جـریان نـزول احـکام و [[شریعت]] پایان پذیرفته است و از سوی دیگر، امام دارای شان [[تشریع]] و تقنین احـکامی جـدید نـیست. با این [[باور]]، این سؤال مطرح میشود که [[امام]] نسبت به پرسشهای جدید فـقهی و مـسائل جـدید عملی چگونه تعامل میکند و این [[پندار]] را دامن میزند که آیا [[شیعه]] به مـوضوع خـتم [[نبوت]] با نگاهی خدشه انگیز نگاه میکند و [[مکتب]] تشیّع شؤون [[پیامبر خاتم]] را بـه افـرادِ مـعینی پس از ایشان نسبت میدهد. از این رو، متّهم به [[تزلزل]] در اعتقاد یقینیِ خاتمیّت است و مفهوم خـاتمیّت در ایـن [[مکتب]] مفهومی سست و رقیق شده است. هر چند این سؤال [[نیازمند]] بررسی زوایـای گـوناگون آن اسـت، اما جنبهای که [[روایات]] مطرح کننده الف باب می تواند پاسخگوی این [[پرسش]] باشد، دارای اهـمیت اسـت؛ زیرا بیانگر [[اعتقاد]] کامل [[پیشوایان]] [[شیعه]] به جریان ختم [[شریعت]] و بهرهمندی از پاسـخ ایـن شـبهه است. و از سوی دیگر، نقش این منبع [[علمی]] برای ائمه را در فرآیند تبیین خاتمیت و تبیینِ [[شؤون]] و وظـایف امـام روشـن مینماید. دو کانون اصلی مطرح در [[روایات]] [[شیعی]] عبارتاند از: صـحیفه یـا کتاب الجامعه و [[دانش]] انتقال یافته با یـادکرد الف بـاب. هـمان گونه که [[روایات]] دلالت داشت، یکی از پایـههای مـعرفتی دانش الف باب، آگاهی یافتن [[امام]] به احکام و حلال و [[حرام]] [[الهی]] با دانـش انـتقال یافته از [[پیامبر]] به [[امام]] عـلی{{ع}} اسـت.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 172</ref> | *منشأ و مجرای [[دانش]] [[امام]] به [[حلال و حرام]] [[الهی]]، [[استنباط]] و [[اجتهاد]] شخصی نیست. [[پیشوایان]] [[شیعه]] با توجه دادن به مبادی [[معرفتی]] و [[لزوم]] مستند و منقح بـودن [[احکام]] و فتاوای صادر شده توسط علما، منبع [[معرفتی]] و [[آگاهی]] خود را مستند به [[کلمات پیامبر]] میدانند.<ref>به عنوان نمونه ر. ک: الاختصاص، ص 313</ref> از این رو، سرچشمه دانـش [[پیشوایان]] شـیعه نسبت به [[احکام]] را باید در منشأ روشن و تنها مجرای دریافت احکام شـرعی، یـعنی [[رسول خدا]] جست و جو نمود. این مطلب از آنجا مهم جلوهگر میشود که با ختم [[نبوت]] جـریان نـزول احـکام و [[شریعت]] پایان پذیرفته است و از سوی دیگر، امام دارای شان [[تشریع]] و تقنین احـکامی جـدید نـیست. با این [[باور]]، این سؤال مطرح میشود که [[امام]] نسبت به پرسشهای جدید فـقهی و مـسائل جـدید عملی چگونه تعامل میکند و این [[پندار]] را دامن میزند که آیا [[شیعه]] به مـوضوع خـتم [[نبوت]] با نگاهی خدشه انگیز نگاه میکند و [[مکتب]] تشیّع شؤون [[پیامبر خاتم]] را بـه افـرادِ مـعینی پس از ایشان نسبت میدهد. از این رو، متّهم به [[تزلزل]] در اعتقاد یقینیِ خاتمیّت است و مفهوم خـاتمیّت در ایـن [[مکتب]] مفهومی سست و رقیق شده است. هر چند این سؤال [[نیازمند]] بررسی زوایـای گـوناگون آن اسـت، اما جنبهای که [[روایات]] مطرح کننده الف باب می تواند پاسخگوی این [[پرسش]] باشد، دارای اهـمیت اسـت؛ زیرا بیانگر [[اعتقاد]] کامل [[پیشوایان]] [[شیعه]] به جریان ختم [[شریعت]] و بهرهمندی از پاسـخ ایـن شـبهه است. و از سوی دیگر، نقش این منبع [[علمی]] برای ائمه را در فرآیند تبیین خاتمیت و تبیینِ [[شؤون]] و وظـایف امـام روشـن مینماید. دو کانون اصلی مطرح در [[روایات]] [[شیعی]] عبارتاند از: صـحیفه یـا کتاب الجامعه و [[دانش]] انتقال یافته با یـادکرد الف بـاب. هـمان گونه که [[روایات]] دلالت داشت، یکی از پایـههای مـعرفتی دانش الف باب، آگاهی یافتن [[امام]] به احکام و حلال و [[حرام]] [[الهی]] با دانـش انـتقال یافته از [[پیامبر]] به [[امام]] عـلی{{ع}} اسـت.<ref>شاکر، محمدتقی، پژوهشی در روایات الف باب، مجلۀ علوم حدیث، ش 66، ص 172</ref> | ||
==نکاتی از [[روایات]] " | ==نکاتی از [[روایات]] "الف باب"== | ||
روایات الف باب مشتمل بر نکات متعددی است که به برخی از آنها اشاره میشود: | |||
#از | #از روایات الف باب روشن میشود [[تعلیم]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تدریجی نبوده بلکه آن [[حضرت]] به شکل دفعی و یکباره همه [[علوم]] را به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[وراثت]] [[آموزش]] داده است. ایشان در [[بیماری]] پایان عمرشان، [[علی]]{{ع}} را فراخواند و در مدت کوتاه هزار [[حدیث]] و یا [[هزار باب]] و در از [[دانش]] را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آنها خود هزار در را میگشاید: {{متن حدیث|یَفْتَحُ کُلُّ حَدِیثٍ أَلْفَ بَاب}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج ۱، ص۳۱۳.</ref>. | ||
#عدد هزار در این [[احادیث]] خواه عدد تعداد باشد یا تکثیر، [[دلیل]] بر گسترش فوقالعاده ابواب [[علمی]] است که [[پیامبر]]{{صل}} به [[حضرت علی]]{{ع}} | #عدد هزار در این [[احادیث]] خواه عدد تعداد باشد یا تکثیر، [[دلیل]] بر گسترش فوقالعاده ابواب [[علمی]] است که [[پیامبر]]{{صل}} به [[حضرت علی]]{{ع}} آموخت و نیز اشاره به آن است که این ابواب مشتمل بر یک [[سلسله]] اصول کلی بود که از آنها صدها یا هزاران باب دیگر گشوده میشد. [[روایت]] [[اصبغ بن نباته]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[دلالت]] میکند ابواب تعلیمی به آن [[حضرت]]، شامل [[حلال و حرام]] [[الهی]] و آگاهیهایی نسبت به گذشته و [[آینده]] است<ref>ابنبابویه، محمد بن علی، الأمالی، ج ۲، ص۶۴۷.</ref>. این منبع دانش در کنار [[کتاب جامعه]] دو منبع اصلی [[آگاهی]] کامل [[امام]] از حلال و حرام الهی است. هرچند باید ادعا نمود طبق [[روایات]]، تعلیمات پیامبر{{صل}} به [[امام علی]]{{ع}} منحصر به این امور نبوده بلکه علومی گسترده را شامل میشود<ref> [[فتحالله نجارزادگان|نجارزادگان، فتحالله]]، [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[حسن محمدی احمدآبادی|محمدی احمدآبادی، حسن]]، [[ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن (مقاله)|ظاهر و باطن قرآن و مبادی آگاهی امام از آن]]، فصلنامه معارف قرآنی، ش ۱۴، ص۴۸؛ [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن (مقاله)|منابع علم امام در قرآن]]، فصلنامه امامت پژوهی، ش ۶، ص۱۷۵ ـ ۱۷۷.</ref>. | ||
#از نکات دیگری که | #از نکات دیگری که روایات به آن اشاره نمودهاند، آشکار شدن و [[ظهور]] تنها یک باب یا دو باب از آن ابواب است<ref> ابنبابویه، محمد بن علی، الأمالی، ص۶۴۵ و ۶۵۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ۳۰۷ و ۳۰۸.</ref>، این امر نیز دلیلی است بر گستردگی و [[عظمت]] این ابواب<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۹۷.</ref>. [[ابن عباس]] که [[راوی]] روایت "ألف باب" در چند مورد است<ref>نباطی، صراط المستقیم، ج۲، ص۱۵۱.</ref>، خود در [[عظمت]] این [[دانش]] و عجز نسبت به [[درک]] و [[فهم]] آن میگوید: {{عربی|سمعت من علی حدیثاً لم أدر ما وجهه و لم أنکره، سمعته یقول: ان رسول الله{{صل}} [[أسر]] إلیّ فی مرضه فعلّمنی مفتاح ألف باب من العلم یفتح کل باب ألف باب}}<ref>سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس، ص۸۰۱.</ref>. | ||
#درباره اینکه ابواب مترتب بر هر بابی از [[هزار باب]] چگونه محقق شده است، | #درباره اینکه ابواب مترتب بر هر بابی از [[هزار باب]] چگونه محقق شده است، سه دیدگاه مشهور از قدما مطرح است: توسط خود [[پیامبر اکرم]]{{صل}}؛ با [[تفکر]] و جستجوی [[حضرت علی]]{{ع}}؛ [[شیوه]] [[حکم]] نمودن را به صورت اجمالی [[تعلیم]] داده است<ref>نباطی، صراط المستقیم، ج ۳، ص۲۰۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن (مقاله)|منابع علم امام در قرآن]]، فصلنامه امامت پژوهی، ش ۶، ص۱۷۵ ـ ۱۷۷.</ref> | ||
==نتیجه== | ==نتیجه== | ||