جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (جایگزینی متن - 'علل' به 'علل') |
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
[[پیامبر]]{{صل}} پس از پیمودن منازلی که [[ابنهشام]] همه آنها را برشمرده است<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۴ ـ ۲۶۷.</ref>، در پانزدهم [[ماه رمضان]] به "روحا" رسید و کنار چاهِ آن [[نماز]] گزارد و بزرگان [[قریش]] از جمله [[ابوجهل]] و [[زمعة بن اسود]] را [[نفرین]] کرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۶.</ref>. نزدیک [[بدر]] [[جبرئیل]] خبر نزدیک شدن [[سپاه قریش]] را به [[رسولخدا]]{{صل}} داد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱.</ref>.[[پیامبر]]{{صل}}[[اصحاب]] خود را به مشورت طلبید. | [[پیامبر]]{{صل}} پس از پیمودن منازلی که [[ابنهشام]] همه آنها را برشمرده است<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۴ ـ ۲۶۷.</ref>، در پانزدهم [[ماه رمضان]] به "روحا" رسید و کنار چاهِ آن [[نماز]] گزارد و بزرگان [[قریش]] از جمله [[ابوجهل]] و [[زمعة بن اسود]] را [[نفرین]] کرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۶.</ref>. نزدیک [[بدر]] [[جبرئیل]] خبر نزدیک شدن [[سپاه قریش]] را به [[رسولخدا]]{{صل}} داد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱.</ref>.[[پیامبر]]{{صل}}[[اصحاب]] خود را به مشورت طلبید. | ||
گویند: [[ابوبکر]] و [[عمر]] سخنانی گفتند؛ ولی از عدم [[نقل]] سخنانشان<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶.</ref> معلوم میشود که سخنانشان [[نیکو]] نبوده است. واقدی تنها کسی است که سخنان [[عمر]] را [[نقل]] کرده که کاملاً بر [[ترس]] و [[نومیدی]] از [[قدرت]] [[مسلمانان]] در برابر [[قریش]] دلالت دارد؛ اما [[مقداد]] از [[مهاجران]] گفت: ای [[رسول خدا]] ما چون [[قوم یهود]] نیستیم که به [[موسی]] گفتند: تو و خدایت بروید و بجنگید و ما اینجا نشستهایم، بلکه ما از راست و چپ و پیش و پس تو میجنگیم<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۸؛ صحیح البخاری، ج ۵، ص ۴.</ref>. باز [[رسول خدا]]{{صل}} خواستار نظر [[اصحاب]] شد. خطاب [[پیامبر]]{{صل}} در [[حقیقت]] متوجه [[انصار]] بود، آنان بیشترین جمعیت [[سپاه]] [[پیامبر]]{{صل}} را تشکیل میدادند | گویند: [[ابوبکر]] و [[عمر]] سخنانی گفتند؛ ولی از عدم [[نقل]] سخنانشان<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶.</ref> معلوم میشود که سخنانشان [[نیکو]] نبوده است. واقدی تنها کسی است که سخنان [[عمر]] را [[نقل]] کرده که کاملاً بر [[ترس]] و [[نومیدی]] از [[قدرت]] [[مسلمانان]] در برابر [[قریش]] دلالت دارد؛ اما [[مقداد]] از [[مهاجران]] گفت: ای [[رسول خدا]] ما چون [[قوم یهود]] نیستیم که به [[موسی]] گفتند: تو و خدایت بروید و بجنگید و ما اینجا نشستهایم، بلکه ما از راست و چپ و پیش و پس تو میجنگیم<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۸؛ صحیح البخاری، ج ۵، ص ۴.</ref>. باز [[رسول خدا]]{{صل}} خواستار نظر [[اصحاب]] شد. خطاب [[پیامبر]]{{صل}} در [[حقیقت]] متوجه [[انصار]] بود، آنان بیشترین جمعیت [[سپاه]] [[پیامبر]]{{صل}} را تشکیل میدادند لکن بر اساس [[پیمان]] خود با [[پیامبر]]{{صل}} [[متعهد]] [[دفاع]] از [[رسول خدا]]{{صل}} در خارج از [[مدینه]] نبودند <ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>، ازاینرو [[سعد بن معاذ]] [[رئیس]] [[اوس]] که متوجه این موضوع شده بود به نمایندگی از [[انصار]] سخنان پرشوری گفت و [[اطاعت]] [[انصار]] را از [[فرمان پیامبر]]{{صل}} اعلام کرد. | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} از سخنان [[مقداد]] و [[سعد بن معاذ]] بسیار خوشحال شد و فرمود: [[خداوند]] به من [[وعده]] [[پیروزی]] بر یکی از دو گروه (تجاری یا [[سپاه]] اعزامی [[مکه]]) را داده است. {{متن قرآن| وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده میفرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست میداشتید که آن دسته بیجنگافزار از آن شما گردد اما خداوند میخواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند، سوره انفال، آیه:۷.</ref> به [[خدا]] [[سوگند]] هماکنون محل کشته شدن آنان را میبینم<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۶۷.</ref> و حتی آن را به [[اصحاب]] خود نشان داد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۸ ـ ۴۹.</ref>. [[مسلمانان]] با [[سخنان پیامبر]]{{صل}} متوجه فرار کاروان تجاری شدند و آنان که تا آن هنگام [[پرچم]] [[جنگ]] نبسته بودند، پرچمهای [[جنگ]] را برافراشته، و به راه افتادند و شامگاه هفدهم [[ماه رمضان]] در [[بدر]] فرود آمدند. [[مسلمانان]] از لشکرگاه [[قریش]] بر اثر وجود تپههای شنی که میان آنان بود خبر نداشتند. [[پیامبر]]{{صل}} چند نفر از جمله [[علی]]{{ع}}، را برای کسب خبر به سوی چاهی که در نزدیک آنان بود فرستاد. آنان با ساقیان [[قریش]] برخورد و دو تن از آنان را [[اسیر]] کردند. پس از بازجویی معلوم شد که [[سپاه قریش]] با شمار ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر که اغلب بزرگان [[قریش]] را همراه دارد در پشت تپههای شنیِ منطقه اردو زدهاند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[مکه]] جگرگوشههای خود را به سوی شما روانه کرده است<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۱ ـ ۵۳؛ السیرهالنبویه، ج ۲، ص ۲۶۹.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} از [[یاران]] خود درباره محلّی که فرود آمده بودند [[مشورت]] خواست. [[حباب بن منذر انصاری]] ضمن نامطلوب خواندن آن موضع، پیشنهاد کرد تا در کنار چاههای [[بدر]] فرود آیند و دیگر چاهها را پُر کنند. بر اساس روایتی که مورد نقد برخی محققان نیز قرار گرفته <ref> الصحیح من سیره، ج ۵، ص ۲۹ ـ ۳۰.</ref>. [[جبرئیل]] فرود آمد و نظر [[حباب بن منذر انصاری]] را [[تأیید]] کرد <ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۳ ـ ۵۴.</ref> و او را حباب ذوالرأی خواندند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>، از اینرو اردوگاه خود را در کنار چاههای [[بدر]] قرار داد. | [[رسول خدا]]{{صل}} از سخنان [[مقداد]] و [[سعد بن معاذ]] بسیار خوشحال شد و فرمود: [[خداوند]] به من [[وعده]] [[پیروزی]] بر یکی از دو گروه (تجاری یا [[سپاه]] اعزامی [[مکه]]) را داده است. {{متن قرآن| وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده میفرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست میداشتید که آن دسته بیجنگافزار از آن شما گردد اما خداوند میخواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند، سوره انفال، آیه:۷.</ref> به [[خدا]] [[سوگند]] هماکنون محل کشته شدن آنان را میبینم<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۶۷.</ref> و حتی آن را به [[اصحاب]] خود نشان داد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۸ ـ ۴۹.</ref>. [[مسلمانان]] با [[سخنان پیامبر]]{{صل}} متوجه فرار کاروان تجاری شدند و آنان که تا آن هنگام [[پرچم]] [[جنگ]] نبسته بودند، پرچمهای [[جنگ]] را برافراشته، و به راه افتادند و شامگاه هفدهم [[ماه رمضان]] در [[بدر]] فرود آمدند. [[مسلمانان]] از لشکرگاه [[قریش]] بر اثر وجود تپههای شنی که میان آنان بود خبر نداشتند. [[پیامبر]]{{صل}} چند نفر از جمله [[علی]]{{ع}}، را برای کسب خبر به سوی چاهی که در نزدیک آنان بود فرستاد. آنان با ساقیان [[قریش]] برخورد و دو تن از آنان را [[اسیر]] کردند. پس از بازجویی معلوم شد که [[سپاه قریش]] با شمار ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر که اغلب بزرگان [[قریش]] را همراه دارد در پشت تپههای شنیِ منطقه اردو زدهاند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[مکه]] جگرگوشههای خود را به سوی شما روانه کرده است<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۱ ـ ۵۳؛ السیرهالنبویه، ج ۲، ص ۲۶۹.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} از [[یاران]] خود درباره محلّی که فرود آمده بودند [[مشورت]] خواست. [[حباب بن منذر انصاری]] ضمن نامطلوب خواندن آن موضع، پیشنهاد کرد تا در کنار چاههای [[بدر]] فرود آیند و دیگر چاهها را پُر کنند. بر اساس روایتی که مورد نقد برخی محققان نیز قرار گرفته <ref> الصحیح من سیره، ج ۵، ص ۲۹ ـ ۳۰.</ref>. [[جبرئیل]] فرود آمد و نظر [[حباب بن منذر انصاری]] را [[تأیید]] کرد <ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۳ ـ ۵۴.</ref> و او را حباب ذوالرأی خواندند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>، از اینرو اردوگاه خود را در کنار چاههای [[بدر]] قرار داد. | ||