رجعت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰٬۷۰۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۷
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۴۲: خط ۲۴۲:


دستاورد سخن اینکه اگر چه رجعت، در همین دنیای مادی و با این مشخصه‌های ویژه اتفاق خواهد اتفاد؛ اما مقیاس‌هایی که در آن روز بزرگ به وقوع خواهد پیوست، آن را به کلی از نحوۀ زندگی در زمان ما جدا و متفاوت خواهد کرد و بی‌گمان تبیین زوایای آن، امروزه کاری بس سخت می‌نماید؛ همان گونه که حقیقت معاد همچنان جزو رازهای خداوند است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>.
دستاورد سخن اینکه اگر چه رجعت، در همین دنیای مادی و با این مشخصه‌های ویژه اتفاق خواهد اتفاد؛ اما مقیاس‌هایی که در آن روز بزرگ به وقوع خواهد پیوست، آن را به کلی از نحوۀ زندگی در زمان ما جدا و متفاوت خواهد کرد و بی‌گمان تبیین زوایای آن، امروزه کاری بس سخت می‌نماید؛ همان گونه که حقیقت معاد همچنان جزو رازهای خداوند است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۱۸۹.]</ref>.
==رجعت سبب بازگشت از فعلیت==
یکی از شبهه‌هایی که درباره رجعت مطرح شده این است که: وقتی انسان از زندگی دنیایی جدا شد و وارد جهان برزخ شد، در حقیقت از جهان طبیعت به جهان "ماوراء" وارد شده و این خود، در او کمال پدید می‌آورد؛ یعنی همۀ آنچه در او "بالقوه" بوده، به "فعلیت" رسیده و حال آر از جهان غیب به جهان ماده برگردد چنانچه در رجعت چنین است بایسته است آنچه که برای او به فعلیت رسیده، دوباره بالقوه شود و این از نظر عقل محال است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۴.]</ref>.
مرحوم [[علامه طباطبایی]] همین شبهه را به صورت علمی‌تر مطرح کرده می‌نویسد:«بعضی می‌گویند: به طوری که در جای خود ثابت شده، موجودی که قوه کمال و فعلیت را دارد هنگامی که از قوه به فعل آید؛ یعنی کمالات استعدادی آن، جنبه وجودی فعلی به خود بگیرد، چنین چیزی نمی‌تواند به حال اول باز گردد؛ زیرا رجوع از فعلیت به قوه محال است، همچنین هر موجودی که دارای وجود کامل‌تر است در مسیر تکامل خود به وجود ناقص‌تر "از آن نظر که ناقص‌تر است" بر نمی‌گردد، بنابراین چون نفس انسان بر اثر مردن تجرّد از ماده پیدا می‌کند و یک موجود مجرد مثالی یا علی می‌شود و ناگفته پیداست که این دو مرتبه "تجرد مثالی و عقلی" فوق مرتبه ماده بوده و وجود آنها قوی‌تر از وجود مادی است با این حال محال است که مجدداً نفس بعد از مرگ به ماده تعلق پیدا کند، زیرا مستلزم رجوع از فعلیت به قوه است»<ref>تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۷۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>.
در اینجا به دو صورت می‌توان پاسخ داد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>:
اول اینکه محال بودن بازگشت از فعل به قوه درست است، اما کسی نگفته است که رجعت از این نوع است؛ توضیح اینکه: چنانچه دیده می‌شود، شبهه از یک صغری و یک کبری فراهم آمده است و صغری این است که لازمه رجعت و بازگشت، خروج از فعلیت به قوه است و کبری، خروج از فعلیت به قوه که محال است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>.
اما کبری کاملاً صحیح و مورد قبول است و کسی شک در آن ندارد، ولی آنچه که می‌بایست به آن توجه شود، صغری است و باید از فعل به قوه باشد. چرا که وقتی عالم رجعت از سنخ معاد شمرده شد دیگر بازگشت به دنیایی که پیش از مرگ داشته نخواهد بود، بلکه خود در طول رسیدن به کمال خواهد بود و بازگشت هیچ گونه کمالی را کم نخواهد کرد<ref>تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۷۵ - ۲۷۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>.
افزون بر آنچه یاد شد آنچه در نظام آفرینش در نمونه‌های فراوان رخ داده، زنده شدن برخی از مردگان و ادامۀ زندگی آنها است که در قرآن به آنها اشاره شده است. و حتی کسانی که این شبهه را مطرح می‌کنند آن را به عنوان یک واقعیت قرآنی پذیرفته‌اند حال چگونه اتفاق آن در آخرالزمان چنین دشواری را دارد در حالی که رجعت در امت‌های گذشته نداشته؟! خدا می‌داند!<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۵.]</ref>.
==رجعت همان [[تناسخ]]==
یکی دیگر از شبهاتی که در بحث رجعت بر اثر نفهمی باورهای [[شیعه]] همواره از طرف مخالفان به آن دامن زده شده این است که قول به رجعت، مستلزم قول به [[تناسخ]] است و چون [[تناسخ]] باطل است قول به رجعت نیز باطل است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>.
پیش از هرگونه توضیحی در این زمینه مناسب است نخست معنای [[تناسخ]] روشن شود تا تفاوت رجعت و [[تناسخ]] روشن شود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>.
"تناسخ" در لغت از ریشه "نسخ" گرفته شده است. [[راغب اصفهانی]] در مفردات نسخ را این گونه تعریف کرده است:«النسخ هو ازلة شیء بشیء یتعقبه کنسخ الشمس الظل، الظل الشمس و الشیب الشباب»<ref>نسخ یعنی از میان‌بردن چیزی که در پی آن در‌ می‌آید. چونان که خورشید سایه را، سایه نور خورشید را و پیری جوانی را از میان برد؛ المفردات فی غریب القرآن، ص ۴۹۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>.
اما معنای اصطلاحی [[تناسخ]] این است: نفسی که هنگام ارتباط به بدن کمالاتی را کسب کرده، بعد از جداشدن از آن، به بدن دیگر بپیوندد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>.
[[شیخ مفید]] درباره معنای [[تناسخ]] می‌گوید: «و معنی التناسخ هو ان تتکرر الادوار الی مالا نهایه و ان الثواب و العقاب فی هذه الدار لافی‌دار اخری لاعمل فیها و ان اعمالنا التی نحن فیها انما هی اجزیة علی اعمال سلف فی الادوار الماضیة، فاراحة و السرور و الفرح هی مرتبة علی البر التی سلف منا فی الادوار الماضیة، و الغم و الحزن مرتبة علی اعمال الفجور التی سلفت و قد ابطل هولاء جمیع الشرایع و السنن»<ref>معنای تناسخ یعنی تکرار دوره‌های زندگی تا بی‌نهایت. و اینکه پاداش و کیفر در این دنیا باشد نه در جهانی دیگر. و کارهایی که اکنون می‌کنیم نتیجۀ کارهای گذشته در دوره‌های پیشین است. پس آسایش، شادی و شادمانی آن مترتب بر کارهای خیر در دوره‌های گذشته است و غم و غصه مترتب بر کارهای زشت گذشته است. و این را همۀ شریعت‌ها و سنت‌ها آن را باطل دانسته‌اند؛ شیخ مفید، المسائل السروریه، ص ۴۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۶.]</ref>.
[[سید مرتضی]] با صراحت تمام کسانی که معتقد به [[تناسخ]] هستند را کافر دانسته می‌نویسد:«.... لان اهل التناسخ لا یعدون من المسلمین... لکفرهم و ضلالتهم»<ref> برای اینکه پیروان [[تناسخ]] از مسلمانان شمرده نمی‌شوند... به خاطر کفر و گمراهی آنها؛ رسائل المرتضی، ج ۱، ص ۴۲۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۷.]</ref>.
مرحوم [[علامه طباطبایی]] در این باره می‌فرماید:«... [[تناسخ]] عبارت از این است که بگوییم: نفس آدمی بعد از آن که به نوعی کمال، استکمال کرد، و از بدن جدا شد، به بدن دیگری منتقل شود، یا خود نفس دارد، یا ندارد، اگر نفس مورد گفتگو می‌خواهد به آن منتقل شود، و این فرضیه‌ای محال است، چون بدنی که نفس مورد گفتگو می‌خواهد به آن منتقل شود، یا خودش نفس دارد یا ندارد، اگر نفس داشته باشد مستلزم آن است که یک بدن دارای دو نفس بشود، و این همان وحدت کثیر و کثرت واحد است که محال بودنش روشن است، و اگر نفس ندارد، مستلزم آن است که چیزی که به فعلیت رسیده، دوباره برگردد بالقوه شود، مثلاً پیرمرد برگردد کودک شود که محال بودن این نیز روشن است<ref>تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۳۱۵.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۷.]</ref>.
برخی از مفسرین معاصر نیز درباره رجعت چنین نوشته‌اند: «عقیده‌مندان به [[تناسخ]] چنین می‌پندارند که انسان بعد از مرگ، بار دیگر به همین زندگی باز می‌گردد؛ منتها روح او در جسم دیگر و نطفه دیگر حلول کرده و زندگی مجددی را در همین دنیا آغاز می‌کند و این مسئله ممکن است بارها تکرار شود، این زندگی تکراری در این جهان را [[تناسخ]] یا "عود ارواح" می‌نامند<ref>تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۶۴.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۷.]</ref>.
==تفاوت رجعت با [[تناسخ]]==
[[مرحوم مظفر]] در پاسخ کسانی که رجعت را نوعی [[تناسخ]] می‌دانند می‌نویسد: «کسی که رجعت را به عنوان [[تناسخ]]، باطل می‌داند، فرق میان [[تناسخ]] و [[معاد جسمانی]] را در نیافته است. رجعت از اقسام [[معاد جسمانی]] است و [[تناسخ]]، انتقال روح از جسمی به جسم دیگر و جداشدن از جسم اول است و این، معاد جسمانی نیست. معاد جسمانی، یعنی بازگشت روح با همان مشخصات به بدن اول و معنای رجعت نیز همین است و اگر رجعت همان [[تناسخ]] باشد، زنده‌شدن مردگان به دست [[حضرت عیسی]] نیز [[تناسخ]] است یا حشر و نشر در قیامت و معاد جسمانی نیز باید [[تناسخ]] باشد<ref>عقاید الامامیه، ص ۱۲۱.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۸.]</ref>.
از آنچه گفته شد روشن می‌شود که [[تناسخ]] مردود، و به طور کامل با رجعت تفاوت می‌کند و ایراد شبهاتی از این دست، دلیلی غیر از تعصب و جهالت نداشته است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۸.]</ref>.
==بازگشت کفار و مجرمین از اعمال بدشان==
و قد قال قوم من المخالفین لنا: کیف یعود کفار الملۀ بعد الموت الی طغیانهم و قد عاینوا عذاب الله تعالی فی البزرخ، و تیقنوا لذلک انهم مبطلون؟! بدون شک عذاب کفار و اشرار از همان ابتدای لحظات مرگ آغاز می‌شود. حال چگونه ممکن است آنها در عالم بزرخ انواع و اقسام عذاب‌ها را ببینند. و پس از رجعت، دوباره همان روش بد خود را ادامه دهند؟. مرحوم [[شیخ مفید]] با طرح این شبهه در ادامه این گونه پاسخ داده است: البته این عجیب‌تر نیست از کفار آنچنانی که در برزخ انواع عذاب‌ها را می‌بینند و می‌دانند که هیچ گونه جدایی از عذاب برای آنها نیست و بر آنها به خاطر گمراهی‌اشان در دنیا احتجاج می‌شود. پس در آن هنگام می‌گوید ای کاش برگردانده می‌شدیم و هرگز آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم و از جمله مؤمنین می‌بودیم. پس خداوند در پاسخ آنها می‌فرماید: بلکه همچنان به کارهای قبلی خود ادامه می‌دهند به درستی که آنها دروغگویانند. پس برای مخالف پس از این دلیل جای هیچ گونه شبهه‌ای باقی نخواهد ماند تا بر بحث وارد نمایند<ref>المسائل السرویه (سلسله مؤلفات المفید)، المؤتمر العالمی لالفیۀ الشیخ المفید، ج ۷، ص ۳۶.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۸.]</ref>.
به این پرسش به دو صروت می‌توان پاسخ داد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>:
۱. این گونه نیست که دیدن حقایق همواره آثار حتمی داشته باشد و کسی که حقیقت را دید، دست از باطل خود بردارد. همانگونه که در تاریخ کم نبوده‌اند کسانی که معجزات و کراماتی را از انبیاء و اولیاء دیدند، ولی همچنان بر باطل خود پافشاری می‌کردند. دلیل مطلب این است آنچه که باعث دشمنی می‌شود فقط نادانی به حقیقت نیست، بلکه عوامل پرشماری دست به یکدیگر داده و شخص را از پذیرش حق دور می‌سازد. هوای نفسانی و وسوسه‌های شیطانی از جمله مهمترین این عوامل هستند.
خداوند این حقیقت را در ضمن دو آیه شریف قرآن چنین بیان فرموده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ }}﴾}} <ref> و کاش آنگاه که آنان را بر آتش نگاه داشته‌اند می‌دیدی که می‌گویند: ای کاش بازمان می‌گرداندند و آیات پروردگارمان را دروغ نمی‌شمردیم و از مؤمنان می‌شدیم چنین نیست بلکه آنچه از پیش پنهان می‌داشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز می‌گردند و بی‌گمان آنان دروغ پردازند؛ سوره انعام، آیه ۲۷ و ۲۸.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>.
با بیان این آیات از قرآن دیگر هیچ گونه جای سخن برای مخالفین در این باره، باقی نخواهد ماند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>.
۲. پروردگار متعال آنگاه که کفار را در رجعت باز گرداند تا از آنها انتقام بگیرد، هرگز توبه آنها را نخواهد پذیرفت؛ همان گونه که وقتی فرعون در آستانه غرق شدن قرار گرفت در آن حال توبه کرده و اظهار ایمان کرد و خداوند نپذیرفت:
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}﴾}} <ref> گفت: ایمان آوردم که هیچ خدایی نیست جز همان که بنی اسرائیل بدان ایمان دارند و من از گردن نهادگانم؛ سوره یونس، آیه ۹۰.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۱۹.]</ref>.
خداوند در پاسخ فرمود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}﴾}} <ref> آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟؛ سوره یونس، آیه ۹۱.</ref> بنابراین از آنجایی که کارهای خداوند از روی حکمت است گاهی در شرایط خاصی توبه پذیرفته می‌شود و گاهی توبه پذیرفته نخواهد شد و این اشکال نیز وارد نخواهد بود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%DB%B4_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) درسنامه مهدویت: ج۴ ، ص ۲۲۰.]</ref>.


== اقسام رجعت ==
== اقسام رجعت ==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش