جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (- == جستارهای وابسته == {{پرسشهای وابسته}} {{ستون-شروع|7}} +== جستارهای وابسته == {{مدخلهای وابسته}})
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس}} +== پانویس == {{پانویس}})) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (- == جستارهای وابسته == {{پرسشهای وابسته}} {{ستون-شروع|7}} +== جستارهای وابسته == {{مدخلهای وابسته}})) |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
بنابراین براساس اصول فلسفه صدرایی میتوانبرای رفع مشکل تخیلانگاری و ایجاد سازگاری میان نظریه فلسفی و ظواهر ادله شرعی برای جبرئیل علاوه بر وجود مجرد عقلی در عالم عقول، وجودی مثالی هم در عالم مثل معلقه فرض کرد تا پیامبر با "بصر جسمانی" او را مشاهده نماید وکلام الهی را با "سمع جسدانی" از او دریافت کند. آنچه ملاصدرا و فلاسفه قبل از او را بر آن داشت تا قوه متخیله را در تبیین ماهوی وحی دخیل بدانند، آن بود که ایشان جبرئیل را مجرد تام عقلی فرض میکردند و آن را بر عقل فعال و لوح محفوظ منطبق میدانستند؛ در حالی که هیچ دلیلی از عقل یا شرع بهعنوان مؤید ذکر نکردند و حتی شاید دلیل برخلاف ادعای ایشان باشند. اگر جبرئیل، میکائیل و عزرائیل از ملائکه کارگزارند و هریک مأمور به تدبیر امری در عالم طبیعت هستند، پسس باید ساختار وجودی آنها با نقش و وظیفه آنها سازگار باشد و واسطه فیض میان عالم تجرد و عالم طبیعت، موجودی برزخی و مثالی باشد نه مجرد تام عقلی؛ اما از طرف دیگر، بینایی، شنوایی، و دیگر حواس ظاهری از قوای نفس هستند و براساس قاعده{{عربی|"النفس فی وحدتها کل القوی"}}» این نفس انسانی است که میبیند و میشنود. پس نفس هر قدر قویتر باشد، از قوای نفسانی قویتر و بالطبع، قوای ادراکی قویتر برخوردار است. اکنون با عنایت به این دو مقدمه آیا نمیتوان ادعا کرد پیامبر که به لحاظ کمال انسانی، در نهایت قوت و شدت است، به سبب نفس نیرومند و تبع آن، قوای نفسانی نیرومند از جمله باصره و سامعه قوی، جبرئیل را که دارای تجرد مثالی و برزخی (نه تجرد عقلی) و از سنخ مرئیات است، بدون دخالت متخیله، با قوه باصره خود میبیند و قرآن را در قالب الفاظ موزون و کلمات مسموع با سامعه خود میشنود. سر آنکه دیگران آنچه را پیامبر میبیند و میشنود، نمیبینند و نمیشنوند همین است که آنها در کمال نفسانی، همتای او نیستند.<ref>[[علی رضا نجفزاده|نجفزاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref> | بنابراین براساس اصول فلسفه صدرایی میتوانبرای رفع مشکل تخیلانگاری و ایجاد سازگاری میان نظریه فلسفی و ظواهر ادله شرعی برای جبرئیل علاوه بر وجود مجرد عقلی در عالم عقول، وجودی مثالی هم در عالم مثل معلقه فرض کرد تا پیامبر با "بصر جسمانی" او را مشاهده نماید وکلام الهی را با "سمع جسدانی" از او دریافت کند. آنچه ملاصدرا و فلاسفه قبل از او را بر آن داشت تا قوه متخیله را در تبیین ماهوی وحی دخیل بدانند، آن بود که ایشان جبرئیل را مجرد تام عقلی فرض میکردند و آن را بر عقل فعال و لوح محفوظ منطبق میدانستند؛ در حالی که هیچ دلیلی از عقل یا شرع بهعنوان مؤید ذکر نکردند و حتی شاید دلیل برخلاف ادعای ایشان باشند. اگر جبرئیل، میکائیل و عزرائیل از ملائکه کارگزارند و هریک مأمور به تدبیر امری در عالم طبیعت هستند، پسس باید ساختار وجودی آنها با نقش و وظیفه آنها سازگار باشد و واسطه فیض میان عالم تجرد و عالم طبیعت، موجودی برزخی و مثالی باشد نه مجرد تام عقلی؛ اما از طرف دیگر، بینایی، شنوایی، و دیگر حواس ظاهری از قوای نفس هستند و براساس قاعده{{عربی|"النفس فی وحدتها کل القوی"}}» این نفس انسانی است که میبیند و میشنود. پس نفس هر قدر قویتر باشد، از قوای نفسانی قویتر و بالطبع، قوای ادراکی قویتر برخوردار است. اکنون با عنایت به این دو مقدمه آیا نمیتوان ادعا کرد پیامبر که به لحاظ کمال انسانی، در نهایت قوت و شدت است، به سبب نفس نیرومند و تبع آن، قوای نفسانی نیرومند از جمله باصره و سامعه قوی، جبرئیل را که دارای تجرد مثالی و برزخی (نه تجرد عقلی) و از سنخ مرئیات است، بدون دخالت متخیله، با قوه باصره خود میبیند و قرآن را در قالب الفاظ موزون و کلمات مسموع با سامعه خود میشنود. سر آنکه دیگران آنچه را پیامبر میبیند و میشنود، نمیبینند و نمیشنوند همین است که آنها در کمال نفسانی، همتای او نیستند.<ref>[[علی رضا نجفزاده|نجفزاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]]، ص ۸۸ تا ۹۹.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخلهای وابسته}} | ||
* [[وحی در قرآن]] | * [[وحی در قرآن]] | ||
* [[وحی در حدیث]] | * [[وحی در حدیث]] | ||