←مراتب اسم اعظم
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
==مراتب اسم اعظم== | ==مراتب اسم اعظم== | ||
اسم اعظم دارای دو جهت است: غیب و ظهور. از جهت غیب با فیض اقدس و ذات احدیت و هویت غیبیه اتحاد داشته و عین آنهاست و فرق بین آنها فقط به حسب اعتبار است. اسم اعظم از این جهت، در هیچ مرآتی ظاهر نشده و هیچگونه تعینی ندارد<ref>صباح الهدايه، ص۱۵، ۲۱ ـ ۲۲، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص۶۹۳.</ref>. و پنهان بودن اسم اعظم و برگزیدن آن در [[علم غیب]] نیز فقط به سبب بیتعین بودن آن است که باعث میشود کسی به آن دست نیابد، مگر در صورت فنا و در آن صورت، دیگر نشانی از مخلوق نیست و شاید مقصود از آنچه در برخی روایات آمده که خداوند یک حرف آن را برای خود برگزید، همین معنا باشد<ref>رسائل توحيدى، ص۷۵ ـ ۷۶.</ref>؛ ولی از جهت ظهور، اسم اعظم تجلّی فیض اقدس بوده و خود در همه مراتب اسمایی، تجلّی و ظهور دارد<ref>مصباح الهدايه، ص۱۷، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص۶۴۶.</ref>،بنابراین، میتوان این دو جهت را دو مرتبه از اسم اعظم دانست<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | *اسم اعظم دارای دو جهت است: غیب و ظهور. از جهت غیب با فیض اقدس و ذات احدیت و هویت غیبیه اتحاد داشته و عین آنهاست و فرق بین آنها فقط به حسب اعتبار است. اسم اعظم از این جهت، در هیچ مرآتی ظاهر نشده و هیچگونه تعینی ندارد<ref>صباح الهدايه، ص۱۵، ۲۱ ـ ۲۲، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص۶۹۳.</ref>. و پنهان بودن اسم اعظم و برگزیدن آن در [[علم غیب]] نیز فقط به سبب بیتعین بودن آن است که باعث میشود کسی به آن دست نیابد، مگر در صورت فنا و در آن صورت، دیگر نشانی از مخلوق نیست و شاید مقصود از آنچه در برخی روایات آمده که خداوند یک حرف آن را برای خود برگزید، همین معنا باشد<ref>رسائل توحيدى، ص۷۵ ـ ۷۶.</ref>؛ ولی از جهت ظهور، اسم اعظم تجلّی فیض اقدس بوده و خود در همه مراتب اسمایی، تجلّی و ظهور دارد<ref>مصباح الهدايه، ص۱۷، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص۶۴۶.</ref>،بنابراین، میتوان این دو جهت را دو مرتبه از اسم اعظم دانست<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | ||
مرتبه سوم اسم اعظم، حقیقت انسانیه و عین ثابت محمدی{{صل}} است، زیرا عین ثابت محمدی{{صل}} مظهر اسم اعظم و تعین آن است و ظاهر و مظهر یا متعین و تعین، در خارج یکی هستند، گرچه در عقل متفاوتاند<ref>شرح فصوص الحكم، ص۱۱۸، ۱۲۳ ـ ۱۲۴؛ شرح مقدمه قيصرى، ص۶۴۷؛ مصباح الهدايه، ص۷۶.</ref>، چنانکه [[امامان]]{{عم}} نیز به حسب مقام ولایتشان، اسم اعظماند<ref>مصباح الهدايه، ص۷۷ ـ۷۸؛ شرح دعاى سحر، ص۸۶.</ref> به همین اعتبار، شاید بتوان همه عالم را از مراتب اسم اعظم دانست، زیرا آنچه غیر خداست صورت و مظهر حقیقت انسانیه است<ref>شرح فصوص الحكم، ص۱۲۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | *مرتبه سوم اسم اعظم، حقیقت انسانیه و عین ثابت محمدی{{صل}} است، زیرا عین ثابت محمدی{{صل}} مظهر اسم اعظم و تعین آن است و ظاهر و مظهر یا متعین و تعین، در خارج یکی هستند، گرچه در عقل متفاوتاند<ref>شرح فصوص الحكم، ص۱۱۸، ۱۲۳ ـ ۱۲۴؛ شرح مقدمه قيصرى، ص۶۴۷؛ مصباح الهدايه، ص۷۶.</ref>، چنانکه [[امامان]]{{عم}} نیز به حسب مقام ولایتشان، اسم اعظماند<ref>مصباح الهدايه، ص۷۷ ـ۷۸؛ شرح دعاى سحر، ص۸۶.</ref> به همین اعتبار، شاید بتوان همه عالم را از مراتب اسم اعظم دانست، زیرا آنچه غیر خداست صورت و مظهر حقیقت انسانیه است<ref>شرح فصوص الحكم، ص۱۲۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | ||
*مرتبه چهارم اسم اعظم، مقام اطلاق حقیقت محمّدیه{{صل}} یعنی مقام مشیت «وجود منبسط» است، چنان که از روایت منقول از [[امام صادق]]{{ع}} <ref> الكافى، ج۱، ص۱۱۲.</ref> برخی درباره این مقام، چنین استفاده کردهاند که خداوند اسمی آفرید که همه حدود از آن دور است، حتّی حدّ ماهیت و در حالی که مستور است، مستور نیست؛ یعنی خفای آن بر اثر شدّت ظهور آناست<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۷.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | |||
*مرتبه پنجم اسم اعظم، وجود عنصری [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از عالم علم الهی به عالم مُلک نازل شده و آن مجمل حقیقت انسانیه است و جمیع مراتب وجود خارجی در آن منطوی است؛ مانند انطوای عقل تفصیلی در عقل بسیط اجمالی<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۶.</ref> پایینترین مرتبهاسم اعظم، اسم اعظم لفظی است<ref> شرح دعاى سحر، ص۹۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | |||
==حقيقت دعا به اسم اعظم== | |||
اجابت دعايى كه خداوند وعده آن را در آيه (أُجيب دعوة الدّاع إذا دعان) (بقره:186) داده است ، بر دعا و طلب حقيقى و اينكه دعا و طلب از خداوند نه غير او بوده باشد ، توقف دارد ، بنابراين كسى كه از هر سببى منقطع شده و براى حاجتى به پروردگارش متصل بشود ، همانا به اسم مناسب با حاجتش متصل گرديده است ، پس اسم به حقيقتش تأثير گذاشته و دعايش مستجاب مى شود ، و اين حقيقت دعا به اسم مى باشد ، و به حسب حال اسمى كه داعى به سوى آن منقطع شده ، حال تأثير از حيث عموم و خصوص تحقق مى يابد ، و اگر اين اسم اعظم باشد هر چيزى براى حقيقت آن منقاد گرديده و دعاى كسى كه به اين اسم خدا را خوانده به صورت اطلاق مستجاب مى شود. | |||
بنابر اين آنچه از روايات و ادعيه در اين باب وارد شده ، بايد بر اين حقيقت حمل شود ، نه بر اسم لفظى يا مفهوم آن (الميزان ، ج8 ، ص 356). دعوت خداوند به اسم اعظم يا اسم ديگر به آن است كه داعى در آن اسم فانى شود ، و سپس خاصيت اسم در او ظاهر و دعا مستجاب گردد... و اسم اعظم داراى خاصيت همه اسما است كه امامان (عليهم السلام) وقتى بدان اسم ، خدا را مى خواندند و بدان متحقق مى شدند هر معجزه اى را اظهار مى كردند ; از مرده زنده كردن و شفا دادن بيماران و خرق قواعد طبيعت و همان مى شد كه مى خواستند. (دمع السجوم ، پاورقى ، ص 298). | |||
==حاملان اسم اعظم== | ==حاملان اسم اعظم== | ||
از آیات و روایات استفاده میشود که برخی از انسانها اسم اعظم را میدانستند؛ ولی مقدار بهرهمندی آنان از این اسم شریف یکسان نبود و هرکس مقدار بیشتری از اسم اعظم نزد او بود، به همان اندازه، قدرت بیشتری برای تصرّف در جهان در اختیار داشت. هر انسان کاملی چون مظهر اسم اعظم است، آن را میداند <ref>تفسير موضوعى، ج۶، ص۲۲۸ ـ۲۳۰.</ref>؛ ولی [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهلبیت]]{{عم}} ایشان بیشترین بهرهمندی را از اسم اعظم دارند و از ۷۳ حرف اسم اعظم، ۷۲ حرف آن نزد آنان وجوددارد. <ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ المصباح، ص۳۱۲؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۱۳ ـ ۱۱۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۷.]</ref>. | از آیات و روایات استفاده میشود که برخی از انسانها اسم اعظم را میدانستند؛ ولی مقدار بهرهمندی آنان از این اسم شریف یکسان نبود و هرکس مقدار بیشتری از اسم اعظم نزد او بود، به همان اندازه، قدرت بیشتری برای تصرّف در جهان در اختیار داشت. هر انسان کاملی چون مظهر اسم اعظم است، آن را میداند <ref>تفسير موضوعى، ج۶، ص۲۲۸ ـ۲۳۰.</ref>؛ ولی [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[اهلبیت]]{{عم}} ایشان بیشترین بهرهمندی را از اسم اعظم دارند و از ۷۳ حرف اسم اعظم، ۷۲ حرف آن نزد آنان وجوددارد. <ref>الكافى، ج۱، ص۲۳۰؛ المصباح، ص۳۱۲؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۱۳ ـ ۱۱۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۷.]</ref>. | ||