قلمرو علم معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{جمع شدن| +{{پاسخ پرسش | عنوان پاسخ‌دهنده = )
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منبع‌شناسی جامع علم معصوم== {{پرسش‌های وابسته}} {{ستون-شروع|3}} +== منبع‌شناسی جامع علم معصوم == {{منبع‌شناسی جامع}}))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{جمع شدن| +{{پاسخ پرسش | عنوان پاسخ‌دهنده = ))
خط ۹۱: خط ۹۱:
==پاسخ‌های دیگر==
==پاسخ‌های دیگر==
{{یادآوری پاسخ}}
{{یادآوری پاسخ}}
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین مصطفوی؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱. حجت الاسلام و المسلمین مصطفوی؛}}
[[پرونده:11135.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید حسن مصطفوی]]]]
[[پرونده:11135.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید حسن مصطفوی]]]]
آیت‌الله '''[[سید حسن مصطفوی]]''' و حجت الاسلام و المسلمین '''[[احمد مروی]]''' در مقاله ''«[[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
آیت‌الله '''[[سید حسن مصطفوی]]''' و حجت الاسلام و المسلمین '''[[احمد مروی]]''' در مقاله ''«[[دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم (مقاله)|دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
خط ۹۸: خط ۹۹:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین نادم؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱. حجت الاسلام و المسلمین نادم؛}}
[[پرونده:673639443601.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسن نادم|نادم]]]]
[[پرونده:673639443601.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسن نادم|نادم]]]]
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[محمد حسن نادم]] در کتاب ''«[[علم امام از نگاه امیرالمؤمنین با تأکید بر نهج البلاغه (مقاله)|علم امام از نگاه امیرالمؤمنین با تأکید بر نهج البلاغه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[محمد حسن نادم]] در کتاب ''«[[علم امام از نگاه امیرالمؤمنین با تأکید بر نهج البلاغه (مقاله)|علم امام از نگاه امیرالمؤمنین با تأکید بر نهج البلاغه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
خط ۱۱۳: خط ۱۱۵:
::::::با این توضیح معلوم می‌شود که دایرۀ علوم امام آن‌قدر گسترده است که نه‌تنها عالم شهود، بلکه عالم [[غیب]] و علوم مرتبط با هر دین توحیدی را در برمی‌گیرد و امام هیچ دغدغه‌ای از پرسش‌های گوناگون در این زمینه‌ها ندارند. پس با توجه به اطلاق سخن [[امام علی]]{{ع}}، نمی‌توان برای قلمرو [[علم امام]]، محدودیت قائل شد و این است امتیاز بارز [[امام]] [[شیعه]] که مرجعیت او مبتنی بر علم او است، علمی که از ویژگی‌هایش الهی بودن است، آن‌هم با دامنه‌ای گسترده که در زمرۀ علوم عادی و اکتسابی قرار نمی‌گیرد و با ابزار عادی نیز قابل‌اندازه‌گیری نیست»<ref>[[علم امام از نگاه امیرالمؤمنین با تأکید بر نهج البلاغه (مقاله)|علم امام از نگاه امیرالمؤمنین با تأکید بر نهج البلاغه]].</ref>.
::::::با این توضیح معلوم می‌شود که دایرۀ علوم امام آن‌قدر گسترده است که نه‌تنها عالم شهود، بلکه عالم [[غیب]] و علوم مرتبط با هر دین توحیدی را در برمی‌گیرد و امام هیچ دغدغه‌ای از پرسش‌های گوناگون در این زمینه‌ها ندارند. پس با توجه به اطلاق سخن [[امام علی]]{{ع}}، نمی‌توان برای قلمرو [[علم امام]]، محدودیت قائل شد و این است امتیاز بارز [[امام]] [[شیعه]] که مرجعیت او مبتنی بر علم او است، علمی که از ویژگی‌هایش الهی بودن است، آن‌هم با دامنه‌ای گسترده که در زمرۀ علوم عادی و اکتسابی قرار نمی‌گیرد و با ابزار عادی نیز قابل‌اندازه‌گیری نیست»<ref>[[علم امام از نگاه امیرالمؤمنین با تأکید بر نهج البلاغه (مقاله)|علم امام از نگاه امیرالمؤمنین با تأکید بر نهج البلاغه]].</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
{{جمع شدن|۲. حجت الاسلام و المسلمین سبحانی؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۲. حجت الاسلام و المسلمین سبحانی؛}}
[[پرونده:020120223262.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]]]
[[پرونده:020120223262.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]]]
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
خط ۱۴۲: خط ۱۴۵:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۳. حجت الاسلام و المسلمین اوجاقی؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۳. حجت الاسلام و المسلمین اوجاقی؛}}
[[پرونده:1073589.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی]]]]
[[پرونده:1073589.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی]]]]
حجت الاسلام و المسلمین  '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در کتاب ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
حجت الاسلام و المسلمین  '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در کتاب ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
:::::«یکی از مسائل در مورد [[علم امام]]، [[قلمرو علم امام]] است. به این معنا که  [[وسعت علم امام]] تا چه اندازه است. آیا تنها شامل امور دینی می‌شود یا امور دیگری را نیز در برمی‌گیرد؟ اگر امور دیگر مثل [[علم به وقایع آینده]] را شامل می‌شود، آیا همه حوادث را در برمی‌گیرد یا برخی را؟ در این قسمت قبل از اینکه وارد بحث در اموری شویم که طبق روایات [[علم ائمه]]{{عم}} شامل آنها می‌شود روایاتی را که نشان‌دهنده [[محدودیت علم امام]] است بررسی می‌کنیم. این روایات بیان می‌کند که [[علم امام]] برخی امور را شامل نمی‌شود. '''از جمله این روایات''' روایاتی هستند که در باب [[علم غیب]] وارد شده‌اند (...). از جمله روایاتی که در اینجا می‌توان به آن پرداخت، کلامی است از [[امیرالمؤمنین]] که می‌فرمایند: "و بدان [[راسخین]] و [[استواران در علم]] و دانش کسانی هستند که اقرار و اعتراف به آنچه که پوشیده و در پرده است و تفسیر آن را نمی‌دانند؛ بی‌نیازشان کرده از داخل شدن به درهایی که جلو پوشیده‌ها نصب شده، پس خداوند اعتراف ایشان را به عجز و ناتوانی از رسیدن به آنچه که از علم دانش آنها به آن [[احاطه]] ندارند مدح کرده و اندیشه نکردن آنان را در چیزی که بحث و گفتگوی از کنه و حقیقت آن را به ایشان امر نکرده است رسوخ نامیده" مطابق این روایت اموری هست که بر [[راسخان در علم]] پوشیده است و آنها خودشان نیز به این امر معترف هستند و از سعی بیخوده برای فهم آنها نیز خوداری می‌کنند. از طرفی دیگر روایاتی وجود دارد که بیان می‌کند [[راسخان در علم]] [[ائمه]] هستند و یا حداقل سرآمد آنها [[ائمه]] می‌باشند. بنابراین، طبق این [[روایات]] [[علم امام]] محدود خواهد بود. '''حدیث دوم''' باز از [[امیرالمؤمنین]] است در این روایت [[امام]] [[مردم]] را موعظه می‌کنند و می‌فرمایند انسان قادر نیست که از مرگ فرار کند و اجل انسان بالاخره فرا خواهد رسید و در همان حال فرار از آن به سراغ انسان خواهد آمد. بعد حضرت می‌فرمایند من روزهای زیادی را برای درک و فهم سر و راز این مطلب صرف کردم و به تفکر پرداختم ولی خداوند آن را پوشیده داشت. در مورد این روایت و تفسیرهای آن اختلاف‌هایی وجود دارد که در مباحث فصل چهارم همین رساله در بررسی آراء [[ابن میثم بحرانی]] مورد بحث قرار گرفته است. مورد سوم روایتی از [[امام صادق]] است. [[ابو بصیر]] به [[امام صادق]] عرض کرد: "آنها می‌گویند شما بر قطرات باران شمارش ستارگان و برگ‌های درختان و وزن دریاها و ذرات خاک آگاهید. [[امام]] پاسخ دادند که سبحان الله به خدا قسم کسی جز خداوند اینها را نمی‌داند»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص ۴۴ و ۴۵.</ref>.
:::::«یکی از مسائل در مورد [[علم امام]]، [[قلمرو علم امام]] است. به این معنا که  [[وسعت علم امام]] تا چه اندازه است. آیا تنها شامل امور دینی می‌شود یا امور دیگری را نیز در برمی‌گیرد؟ اگر امور دیگر مثل [[علم به وقایع آینده]] را شامل می‌شود، آیا همه حوادث را در برمی‌گیرد یا برخی را؟ در این قسمت قبل از اینکه وارد بحث در اموری شویم که طبق روایات [[علم ائمه]]{{عم}} شامل آنها می‌شود روایاتی را که نشان‌دهنده [[محدودیت علم امام]] است بررسی می‌کنیم. این روایات بیان می‌کند که [[علم امام]] برخی امور را شامل نمی‌شود. '''از جمله این روایات''' روایاتی هستند که در باب [[علم غیب]] وارد شده‌اند (...). از جمله روایاتی که در اینجا می‌توان به آن پرداخت، کلامی است از [[امیرالمؤمنین]] که می‌فرمایند: "و بدان [[راسخین]] و [[استواران در علم]] و دانش کسانی هستند که اقرار و اعتراف به آنچه که پوشیده و در پرده است و تفسیر آن را نمی‌دانند؛ بی‌نیازشان کرده از داخل شدن به درهایی که جلو پوشیده‌ها نصب شده، پس خداوند اعتراف ایشان را به عجز و ناتوانی از رسیدن به آنچه که از علم دانش آنها به آن [[احاطه]] ندارند مدح کرده و اندیشه نکردن آنان را در چیزی که بحث و گفتگوی از کنه و حقیقت آن را به ایشان امر نکرده است رسوخ نامیده" مطابق این روایت اموری هست که بر [[راسخان در علم]] پوشیده است و آنها خودشان نیز به این امر معترف هستند و از سعی بیخوده برای فهم آنها نیز خوداری می‌کنند. از طرفی دیگر روایاتی وجود دارد که بیان می‌کند [[راسخان در علم]] [[ائمه]] هستند و یا حداقل سرآمد آنها [[ائمه]] می‌باشند. بنابراین، طبق این [[روایات]] [[علم امام]] محدود خواهد بود. '''حدیث دوم''' باز از [[امیرالمؤمنین]] است در این روایت [[امام]] [[مردم]] را موعظه می‌کنند و می‌فرمایند انسان قادر نیست که از مرگ فرار کند و اجل انسان بالاخره فرا خواهد رسید و در همان حال فرار از آن به سراغ انسان خواهد آمد. بعد حضرت می‌فرمایند من روزهای زیادی را برای درک و فهم سر و راز این مطلب صرف کردم و به تفکر پرداختم ولی خداوند آن را پوشیده داشت. در مورد این روایت و تفسیرهای آن اختلاف‌هایی وجود دارد که در مباحث فصل چهارم همین رساله در بررسی آراء [[ابن میثم بحرانی]] مورد بحث قرار گرفته است. مورد سوم روایتی از [[امام صادق]] است. [[ابو بصیر]] به [[امام صادق]] عرض کرد: "آنها می‌گویند شما بر قطرات باران شمارش ستارگان و برگ‌های درختان و وزن دریاها و ذرات خاک آگاهید. [[امام]] پاسخ دادند که سبحان الله به خدا قسم کسی جز خداوند اینها را نمی‌داند»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (کتاب)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص ۴۴ و ۴۵.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
{{جمع شدن|۴. حجت الاسلام و المسلمین رحمان ستایش؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین رحمان ستایش؛}}
[[پرونده:11276.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد کاظم رحمان ستایش]]]]
[[پرونده:11276.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد کاظم رحمان ستایش]]]]
حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد کاظم رحمان ستایش]]''' و حجت الاسلام و المسلمین '''[[روح الله شهیدی]]''' در مقاله ''«[[باز شناخت نظام اندیشگی نص گرایان و محدثان متقدم (مقاله)|باز شناخت نظام اندیشگی نص گرایان و محدثان متقدم]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد کاظم رحمان ستایش]]''' و حجت الاسلام و المسلمین '''[[روح الله شهیدی]]''' در مقاله ''«[[باز شناخت نظام اندیشگی نص گرایان و محدثان متقدم (مقاله)|باز شناخت نظام اندیشگی نص گرایان و محدثان متقدم]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
خط ۱۵۷: خط ۱۶۲:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۴. حجت الاسلام و المسلمین خوش‌باور؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۴. حجت الاسلام و المسلمین خوش‌باور؛}}
[[پرونده:11270.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[داوود خوش‌باور|خوش‌باور]]]]
[[پرونده:11270.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[داوود خوش‌باور|خوش‌باور]]]]
حجت الاسلام و المسلمین '''[[داوود خوش‌باور]]'''، در پایان‌نامه در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[ علم غیب از دیدگاه فریقین (پایان‌نامه)|علم غیب از دیدگاه فریقین]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
حجت الاسلام و المسلمین '''[[داوود خوش‌باور]]'''، در پایان‌نامه در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[ علم غیب از دیدگاه فریقین (پایان‌نامه)|علم غیب از دیدگاه فریقین]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
خط ۱۷۶: خط ۱۸۲:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۵. حجت الاسلام و المسلمین  بهدار؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۵. حجت الاسلام و المسلمین  بهدار؛}}
[[پرونده:11169.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد رضا بهدار|بهدار]]]]
[[پرونده:11169.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد رضا بهدار|بهدار]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد رضا بهدار]]''' در مقاله ''«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد رضا بهدار]]''' در مقاله ''«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
خط ۲۰۷: خط ۲۱۴:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۶. حجت الاسلام و المسلمین حمادی؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۶. حجت الاسلام و المسلمین حمادی؛}}
[[پرونده:11898.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[عبدالرضا حمادی|حمادی]]]]
[[پرونده:11898.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[عبدالرضا حمادی|حمادی]]]]
حجت الاسلام و المسلمین '''[[عبدالرضا حمادی]]''' در مقاله ''«[[گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (مقاله)|گستره علم امام از منظر کلینی و صفار]]»'' در این‌باره گفته است:
حجت الاسلام و المسلمین '''[[عبدالرضا حمادی]]''' در مقاله ''«[[گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (مقاله)|گستره علم امام از منظر کلینی و صفار]]»'' در این‌باره گفته است:
خط ۲۲۸: خط ۲۳۶:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۷. حجت الاسلام و المسلمین محمدی؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۷. حجت الاسلام و المسلمین محمدی؛}}
[[پرونده:137988.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[رضا محمدی]]]]
[[پرونده:137988.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[رضا محمدی]]]]
حجت الاسلام و المسلمین '''[[رضا محمدی]]''' در کتاب ''«[[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]»'' در این‌باره گفته است:
حجت الاسلام و المسلمین '''[[رضا محمدی]]''' در کتاب ''«[[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]»'' در این‌باره گفته است:
خط ۲۳۶: خط ۲۴۵:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۸. حجت الاسلام و المسلمین مقامی؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۸. حجت الاسلام و المسلمین مقامی؛}}
[[پرونده:136873.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[مهدی مقامی]]]]
[[پرونده:136873.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[مهدی مقامی]]]]
حجت الاسلام و المسلمین '''[[مهدی مقامی]]''' در کتاب ''«[[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]»'' در این‌باره گفته است:
حجت الاسلام و المسلمین '''[[مهدی مقامی]]''' در کتاب ''«[[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]»'' در این‌باره گفته است:
خط ۲۵۲: خط ۲۶۲:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۹. آقای دکتر میرزایی؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۹. آقای دکتر میرزایی؛}}
[[پرونده:11915.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عباس میرزایی|میرزایی]]]]
[[پرونده:11915.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عباس میرزایی|میرزایی]]]]
آقای دکتر '''[[عباس میرزایی]]'''، در کتاب ''«[https://bookroom.ir/book/51113/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C ابن قبه رازی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
آقای دکتر '''[[عباس میرزایی]]'''، در کتاب ''«[https://bookroom.ir/book/51113/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C ابن قبه رازی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«ابن‌قبه قائل به علم مطلق برای امام نیست و گستره علم امام را در محدوده دین و معرفت به احکام خداوند می‌داند. او معتقد بود علم امام، علم به دین و احکام دین<ref>ر.ک: همان، صص۹۹، ۱۰۷، ۱۱۵ و ۱۲۰.</ref> یا به‌طورکلی علم به حلال و حرام است.<ref>ر.ک: همان، صص۹۹، ۱۰۴، ۱۱۳، ۱۱۶، ۱۲۲.</ref> چون وی امام را مترجم کتاب الهی می‌دانست،<ref>همان، ص۱۰۰.</ref> علم امام را فقط در حوزه علم به دین تبیین می‌کرد.<ref>ر.ک: همان، ص۹۵.</ref> او اعلمیت امام را در همین قلمرو معرفی می‌نمود.<ref>همان، ص۹۹.</ref> ابن‌قبه دراین‌باره می‌گفت: {{عربی|"و الامامة لایتم امرها الا بال علم بال دین و المعرفة به احکام رب‌العالمین"}}.<ref>همان.</ref> او در شرح و بسط این گزاره می‌گوید امام باید علم دین را تمام و کمال بداند تا در موارد اختلاف و منازعه در تأویل کتاب و سنت تمسک به گفته وی ممکن باشد؛ امام اگر در چنین جایگاهی نباشد، امین بر قرآن کریم نخواهد بود و نمی‌توان او را از اشتباه ایمن دانست و ممکن است ناسخ را در مکان منسوخ و محکم را در جای متشابه و مستحب را در محل واجب قرار دهد و اگر چنین باشد حجت و سایر خلایق برابر خواهند بود. ابن قبه در توضیح بیشتر این نکته یادآور می‌شود که اگر معرفت امام در حوزه دین ناقص باشد، مرتکب اشتباهات و غلط‌های بسیاری می‌شود که رجوع به آرای او را با دشواری روبه‌رو می‌کند.<ref>همان، ص۹۴-۹۵.</ref> او لزوم علم کامل امام به دین را مسئله‌ای واجب و عقلی می‌داند.<ref>ر.ک: همو، المسألةالمفردة فی‌الامامة، ص۶۱؛ همو، نقض‌الاشهاد، ص۹۴.</ref> این نظریه ابن‌قبه بر این مبناست که وی تنها راه رسیدن به حقیقت دین در همه موضوعات مانند نماز، حج، زکات تا امامت را نص و توقیف می‌داند<ref>همو، نقض‌الاشهاد، صص ۹۵ و ۱۱۵.</ref> و راه دست یافتن به این نصوص ائمه هستند؛ ازاین‌رو نباید در حیطه علم امام هیچ‌گونه جهل و نقصی باشد؛ در غیر این صورت تمسک به قول او امکان‌پذیر نمی‌باشد و حجیت قول امام با مشکل مواجه می‌شود.<ref>همان، ص۹۵.</ref> ابن‌قبه معتقد بود چون پیامبر دستور داده است به عترت متمسک شویم، عقل، عرف و سیره دلالت دارد مقصود پیامبر اکرم اندیشمندان عترت است و نه جاهلان آنان، نیکان و پرهیزکاران آنان را اراده کرده، نه غیر آنها را. پس آنچه بر ما واجب و لازم است، آن است که به عترت بنگریم و کسی را برگزینیم که عالم دین باشد، عقل و فضل و حکمت داشته باشد، زاهد در دنیا باشد، پس به او اقتدا کنیم و به قرآن کریم و او متمسک شویم.<ref>همو، نقض‌الاشهاد، ص۱۲۰.</ref> ابن قبه بر پایه همین مبنای بنیادی در بحث علم امام را کسی می‌داند که اهل رأی و قیاس و اجتهاد نباشد؛<ref>همان، صص۱۰۹، ۱۱۸ و ۱۲۰.</ref> زیرا لازمه تکامل علم امام در همه امور دین اقتضا می‌کند که منابع علم وی الهی/فراانسانی باشد و چنین کسی الزاماً نیازمند روش‌های بشری مانند قیاس و اجتهاد نیست. وی علم ائمه را در کنار فضل آنان از اموری می‌داند که امامتشان را به اثبات می‌رساند و مخالفان را با تحدی رویاروی می‌سازد.<ref>همان، ص۱۱۶-۱۱۷.</ref>»<ref>ابن قبه رازی، ص ۱۵۰ و ۱۵۱.</ref>.
::::::«ابن‌قبه قائل به علم مطلق برای امام نیست و گستره علم امام را در محدوده دین و معرفت به احکام خداوند می‌داند. او معتقد بود علم امام، علم به دین و احکام دین<ref>ر.ک: همان، صص۹۹، ۱۰۷، ۱۱۵ و ۱۲۰.</ref> یا به‌طورکلی علم به حلال و حرام است.<ref>ر.ک: همان، صص۹۹، ۱۰۴، ۱۱۳، ۱۱۶، ۱۲۲.</ref> چون وی امام را مترجم کتاب الهی می‌دانست،<ref>همان، ص۱۰۰.</ref> علم امام را فقط در حوزه علم به دین تبیین می‌کرد.<ref>ر.ک: همان، ص۹۵.</ref> او اعلمیت امام را در همین قلمرو معرفی می‌نمود.<ref>همان، ص۹۹.</ref> ابن‌قبه دراین‌باره می‌گفت: {{عربی|"و الامامة لایتم امرها الا بال علم بال دین و المعرفة به احکام رب‌العالمین"}}.<ref>همان.</ref> او در شرح و بسط این گزاره می‌گوید امام باید علم دین را تمام و کمال بداند تا در موارد اختلاف و منازعه در تأویل کتاب و سنت تمسک به گفته وی ممکن باشد؛ امام اگر در چنین جایگاهی نباشد، امین بر قرآن کریم نخواهد بود و نمی‌توان او را از اشتباه ایمن دانست و ممکن است ناسخ را در مکان منسوخ و محکم را در جای متشابه و مستحب را در محل واجب قرار دهد و اگر چنین باشد حجت و سایر خلایق برابر خواهند بود. ابن قبه در توضیح بیشتر این نکته یادآور می‌شود که اگر معرفت امام در حوزه دین ناقص باشد، مرتکب اشتباهات و غلط‌های بسیاری می‌شود که رجوع به آرای او را با دشواری روبه‌رو می‌کند.<ref>همان، ص۹۴-۹۵.</ref> او لزوم علم کامل امام به دین را مسئله‌ای واجب و عقلی می‌داند.<ref>ر.ک: همو، المسألةالمفردة فی‌الامامة، ص۶۱؛ همو، نقض‌الاشهاد، ص۹۴.</ref> این نظریه ابن‌قبه بر این مبناست که وی تنها راه رسیدن به حقیقت دین در همه موضوعات مانند نماز، حج، زکات تا امامت را نص و توقیف می‌داند<ref>همو، نقض‌الاشهاد، صص ۹۵ و ۱۱۵.</ref> و راه دست یافتن به این نصوص ائمه هستند؛ ازاین‌رو نباید در حیطه علم امام هیچ‌گونه جهل و نقصی باشد؛ در غیر این صورت تمسک به قول او امکان‌پذیر نمی‌باشد و حجیت قول امام با مشکل مواجه می‌شود.<ref>همان، ص۹۵.</ref> ابن‌قبه معتقد بود چون پیامبر دستور داده است به عترت متمسک شویم، عقل، عرف و سیره دلالت دارد مقصود پیامبر اکرم اندیشمندان عترت است و نه جاهلان آنان، نیکان و پرهیزکاران آنان را اراده کرده، نه غیر آنها را. پس آنچه بر ما واجب و لازم است، آن است که به عترت بنگریم و کسی را برگزینیم که عالم دین باشد، عقل و فضل و حکمت داشته باشد، زاهد در دنیا باشد، پس به او اقتدا کنیم و به قرآن کریم و او متمسک شویم.<ref>همو، نقض‌الاشهاد، ص۱۲۰.</ref> ابن قبه بر پایه همین مبنای بنیادی در بحث علم امام را کسی می‌داند که اهل رأی و قیاس و اجتهاد نباشد؛<ref>همان، صص۱۰۹، ۱۱۸ و ۱۲۰.</ref> زیرا لازمه تکامل علم امام در همه امور دین اقتضا می‌کند که منابع علم وی الهی/فراانسانی باشد و چنین کسی الزاماً نیازمند روش‌های بشری مانند قیاس و اجتهاد نیست. وی علم ائمه را در کنار فضل آنان از اموری می‌داند که امامتشان را به اثبات می‌رساند و مخالفان را با تحدی رویاروی می‌سازد.<ref>همان، ص۱۱۶-۱۱۷.</ref>»<ref>ابن قبه رازی، ص ۱۵۰ و ۱۵۱.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
{{جمع شدن|۱۰. آقای موسوی؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۰. آقای موسوی؛}}
[[پرونده:11954.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید علی موسوی|موسوی]]]]
[[پرونده:11954.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید علی موسوی|موسوی]]]]
::::::آقای '''[[سید علی موسوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد خود با عنوان''«[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]»'' در این‌باره گفته است:  
::::::آقای '''[[سید علی موسوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد خود با عنوان''«[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]»'' در این‌باره گفته است:  
خط ۲۶۷: خط ۲۷۹:
:::::#[[امام خمینی]] علیرغم مطالب مذکور در قسمتهای دیگری از نوشته‌های خود مطالبی را بیان می‌نمایند که می‌توان [[علم امام]] به همه چیز را از آنها استنباط نمود. ایشان در تفسیر سوره حمد بعد از بیان آیه {{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ }} عرضه می‌دارند که این چند آیه اول سوره، تمام تجلیات غیب در آن موجود است و در ادامه می‌فرمایند آن نیز جمع در {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ }}  می‌باشد و آن نیز جمع در "باء" می‌باشد و آن نیز در نقطه تحت "باء" جمع می‌باشد. [[امام خمینی]] بیان می‌کنند نقطه تحت "باء" وجود مبارک [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} می‌باشد. ایشان در این رابطه می‌فرمایند: سوره شریفه تا {{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ }} مشتمل بر عرش وحدانیت و عرش تحقّق است و مشیر به حوامل آن مى‌باشد. پس تمام دایره وجود و تجلّیات غیب و شهود، که قرآن شریف ترجمان آن است تا اینجاى از این سوره مذکور است؛ و همین معنى جمعاً در {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ }} که [[اسم اعظم]] است موجود است؛ و در "باء" که مقام سببیّت مى‌باشد و "نقطه" که سرّ سببیّت است، موجود است؛ و على سرّ والیت و سببیّت است، پس اوست نقطه تحت الباء<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۱۱.</ref>. از این بیان [[امام خمینی]] مشخص می‌گردد که تمام تجلیات غیب در وجود مبارک [[امام علی]]{{ع}} جمع می‌باشد؛ چرا که تمام غیب جمع در نقطه تحت الباء می‌باشد وآن نقطه [[امام علی]]{{ع}} می‌باشد»<ref>[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]، ص۱۲۸.</ref>.
:::::#[[امام خمینی]] علیرغم مطالب مذکور در قسمتهای دیگری از نوشته‌های خود مطالبی را بیان می‌نمایند که می‌توان [[علم امام]] به همه چیز را از آنها استنباط نمود. ایشان در تفسیر سوره حمد بعد از بیان آیه {{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ }} عرضه می‌دارند که این چند آیه اول سوره، تمام تجلیات غیب در آن موجود است و در ادامه می‌فرمایند آن نیز جمع در {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ }}  می‌باشد و آن نیز جمع در "باء" می‌باشد و آن نیز در نقطه تحت "باء" جمع می‌باشد. [[امام خمینی]] بیان می‌کنند نقطه تحت "باء" وجود مبارک [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} می‌باشد. ایشان در این رابطه می‌فرمایند: سوره شریفه تا {{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ }} مشتمل بر عرش وحدانیت و عرش تحقّق است و مشیر به حوامل آن مى‌باشد. پس تمام دایره وجود و تجلّیات غیب و شهود، که قرآن شریف ترجمان آن است تا اینجاى از این سوره مذکور است؛ و همین معنى جمعاً در {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ }} که [[اسم اعظم]] است موجود است؛ و در "باء" که مقام سببیّت مى‌باشد و "نقطه" که سرّ سببیّت است، موجود است؛ و على سرّ والیت و سببیّت است، پس اوست نقطه تحت الباء<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۱۱.</ref>. از این بیان [[امام خمینی]] مشخص می‌گردد که تمام تجلیات غیب در وجود مبارک [[امام علی]]{{ع}} جمع می‌باشد؛ چرا که تمام غیب جمع در نقطه تحت الباء می‌باشد وآن نقطه [[امام علی]]{{ع}} می‌باشد»<ref>[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]، ص۱۲۸.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
{{جمع شدن|۱۱. آقای اسعدی (هیئت علمی پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی )؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۱. آقای اسعدی (هیئت علمی پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی )؛}}
[[پرونده:11906.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی رضا اسعدی|اسعدی]]]]
[[پرونده:11906.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی رضا اسعدی|اسعدی]]]]
::::::آقای [[علی رضا اسعدی]] در کتاب ''«[http://pajoohaan.ir/document/143-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-(%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C) سید مرتضی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::آقای [[علی رضا اسعدی]] در کتاب ''«[http://pajoohaan.ir/document/143-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-(%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C) سید مرتضی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
خط ۲۷۳: خط ۲۸۶:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۱۲. آقای نقوی (پژوهشگر جامعة المصطفی العالمیة)؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۲. آقای نقوی (پژوهشگر جامعة المصطفی العالمیة)؛}}
[[پرونده:11811.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]]]
[[پرونده:11811.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]]]
::::::آقای '''[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان ''«[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}»'' در پاسخ به این پرسش گفته‌ است:
::::::آقای '''[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان ''«[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}»'' در پاسخ به این پرسش گفته‌ است:
خط ۲۸۰: خط ۲۹۴:
:::::* '''[[دلایل قایلان به تام بودن علم غیب معصوم چیستند؟ (پرسش)|قائلین به تعمیم آگاهی امامان]]{{عم}}:''' پاسخ قائلین تعمیم آگاهی [[امامان]]{{عم}}: مضمون این روایات آن است که آگاه شدن [[ائمه]]{{عم}} متوقف بر خواستشان می‌باشد ولی دلالتی بر آن ندارد که آن‌ها فقط در بعضی از زمان‌ها می‌خواهند بدانند بنابر این مضمون آنها با روایاتی که دلالت دارد بر این که آنان همیشه می‌خواهند بدانند منافات و تعارضی ندارد بلکه با توجه به این بیان این روایات به نوبه خود گواهی هستند بر تعمیم و فعلی بودن علم [[امامان]]{{عم}}. نظر [[علامه طباطبایی]] صاحب تفسیر میزان [[امام]]{{ع}} به حقایق جهان هستی در هر گونه شرایطی وجود داشته باشند به اذن خدا واقف است اعم از آنها که تحت حس قرار دارند و آنها که بیرون از دایره حس می‌باشند مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده. پس بنابر این علم [[امامان]]{{عم}} محدودیتی ندارد و بالفعل آگاه‌اند نه این که محدود، مشروط به اراده خود و مقید یا تدریجی باشد اگر چه معلوم تدریجی باشد. احادیث که بر تعمیم آگاهی [[امامان]]{{عم}} دلالت می‌کند: (۱): [[سماعه بن سعد]] همراه مفضل در خدمت [[امام صادق]]{{ع}} بودند مفضل عرض کرد فدایت شوم آیا خداوند فرمانبرداری شخص را بر مردم واجب می‌کند آنگاه از اخبار آسمان‌ها بی‌اطلاع می‌گذارد؟ فرمود: خداوند رئوف و کریم‌تر است نسبت به بندگان خود که اطلاعات شخصی بر آنها واجب نماید که از اخبار آسمان در صبح و شب اطلاع نداشته باشد. (۲): [[اسماعیل بن ارزق]] گوید: از حضرت [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم فرمود: خداوند حکیم‌تر و کریم‌تر و بزرگ‌تر و داناتر از آن است که بر بندگان خود حجتی قرار دهد آن گاه پنهان بدارد از او امور مردم را»<ref>[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}؛ ص۵۲ - ۵۵.</ref>.
:::::* '''[[دلایل قایلان به تام بودن علم غیب معصوم چیستند؟ (پرسش)|قائلین به تعمیم آگاهی امامان]]{{عم}}:''' پاسخ قائلین تعمیم آگاهی [[امامان]]{{عم}}: مضمون این روایات آن است که آگاه شدن [[ائمه]]{{عم}} متوقف بر خواستشان می‌باشد ولی دلالتی بر آن ندارد که آن‌ها فقط در بعضی از زمان‌ها می‌خواهند بدانند بنابر این مضمون آنها با روایاتی که دلالت دارد بر این که آنان همیشه می‌خواهند بدانند منافات و تعارضی ندارد بلکه با توجه به این بیان این روایات به نوبه خود گواهی هستند بر تعمیم و فعلی بودن علم [[امامان]]{{عم}}. نظر [[علامه طباطبایی]] صاحب تفسیر میزان [[امام]]{{ع}} به حقایق جهان هستی در هر گونه شرایطی وجود داشته باشند به اذن خدا واقف است اعم از آنها که تحت حس قرار دارند و آنها که بیرون از دایره حس می‌باشند مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده. پس بنابر این علم [[امامان]]{{عم}} محدودیتی ندارد و بالفعل آگاه‌اند نه این که محدود، مشروط به اراده خود و مقید یا تدریجی باشد اگر چه معلوم تدریجی باشد. احادیث که بر تعمیم آگاهی [[امامان]]{{عم}} دلالت می‌کند: (۱): [[سماعه بن سعد]] همراه مفضل در خدمت [[امام صادق]]{{ع}} بودند مفضل عرض کرد فدایت شوم آیا خداوند فرمانبرداری شخص را بر مردم واجب می‌کند آنگاه از اخبار آسمان‌ها بی‌اطلاع می‌گذارد؟ فرمود: خداوند رئوف و کریم‌تر است نسبت به بندگان خود که اطلاعات شخصی بر آنها واجب نماید که از اخبار آسمان در صبح و شب اطلاع نداشته باشد. (۲): [[اسماعیل بن ارزق]] گوید: از حضرت [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم فرمود: خداوند حکیم‌تر و کریم‌تر و بزرگ‌تر و داناتر از آن است که بر بندگان خود حجتی قرار دهد آن گاه پنهان بدارد از او امور مردم را»<ref>[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}؛ ص۵۲ - ۵۵.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
{{جمع شدن|۱۳. آقای دکتر تورانی و  خانم خطیبی؛}}
{{پاسخ پرسش
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۳. آقای دکتر تورانی و  خانم خطیبی؛}}
[[پرونده:11939.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[اعلا تورانی|تورانی]]]]
[[پرونده:11939.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[اعلا تورانی|تورانی]]]]
آقای دکتر '''[[اعلا تورانی]]''' و خانم '''[[زهرا خطیبی]]''' در مقاله ''«[[علم امام  در آینه حکمت متعالیه (مقاله)|علم امام  در آینه حکمت متعالیه]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
آقای دکتر '''[[اعلا تورانی]]''' و خانم '''[[زهرا خطیبی]]''' در مقاله ''«[[علم امام  در آینه حکمت متعالیه (مقاله)|علم امام  در آینه حکمت متعالیه]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش