قلمرو علم معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\|(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-|تپس|بندانگشتی|right|100px|[[ + | پاسخ‌دهنده = ))
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\|(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = ')
خط ۱۹۰: خط ۱۹۰:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۵. حجت الاسلام و المسلمین  بهدار؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۵. حجت الاسلام و المسلمین  بهدار؛
| تصویر = 11169.jpg
| تصویر = 11169.jpg
| پاسخ‌دهنده = محمد رضا بهدار|بهدار]]]]
| پاسخ‌دهنده = محمد رضا بهدار
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد رضا بهدار]]''' در مقاله ''«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد رضا بهدار]]''' در مقاله ''«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«مشرب‌های گوناگون علما درباره قلمرو [[علم امام]] در رابطه با محدوده و گستره علم [[امام]] و تبیین کیفیت و چگونگی [[علم غیب امام]]، تقسیمات متفاوتی را می‌توان ارائه داد. در این نوشتار، همه اقوال علمای شیعه را در سه دیدگاه عمده جمع کرده‌ایم که عبارتند از:
::::::«مشرب‌های گوناگون علما درباره قلمرو [[علم امام]] در رابطه با محدوده و گستره علم [[امام]] و تبیین کیفیت و چگونگی [[علم غیب امام]]، تقسیمات متفاوتی را می‌توان ارائه داد. در این نوشتار، همه اقوال علمای شیعه را در سه دیدگاه عمده جمع کرده‌ایم که عبارتند از:
:::::*'''الف) تردید و سکوت در حدود [[علم امام]]''': برخی بزرگان معتقدند، در باب نوع، کمیت و کیفیت علم امام، هبه نتیج روشن و صریحی نمی‌توان دست یافت و ادله عقلی و نقلی هیچکدام قضاوت صریح و مفید یقین در این باره به دست نمی‌دهند. از سوی دیگر، اعتقاد تفصیلی به حدود و خصوصیات [[علم امام]] لازم نیست؛ بنابراین، باید به اعتقاد اجمالی بسنده کرد و بهتر است حقیقت امر را به خود [[امام]] ارجاع داد. آن‌ها معتقدند، دلیل نقلی نیز نمی‌تواند ما را از این بن‌بست خارج کند، زیرا روایاتی که در این باره به دست ما رسیده‌اند، مورد اطمینان نیستند و مضامین گوناگونی دارند؛ از این رو، نمی‌توان نظر قاطع و صریحی ارائه کرد، چراکه بعضی روایات دلالت دارند بر اینکه [[امامان|امامان معصوم]] {{عم}} ما کان و ما یکون "آنچه بوده و خواهد بود" را می‌دانند <ref> کلینی، ۱۳۶۵ :۱ ،۲۶۱ و ۲۶۲.</ref>، وارثان علم پیامبرانند و کانون و معدن علم‌اند <ref>فروخ صفار، ۱۴۰۴ق: :۱ ۵۶ و ۱۱۸.</ref> و از سوی دیگر، بعضی دیگر از روایات دلالت می‌کنند بر اینکه آنان [[علم غیب]] ندارند <ref> نک: مفید،.۲۵٧ :۱،۱۳۶۵ ،کلینی نیز؛۲۳ :ق۱۴۱۳.</ref>.
:::::*'''الف) تردید و سکوت در حدود [[علم امام]]''': برخی بزرگان معتقدند، در باب نوع، کمیت و کیفیت علم امام، هبه نتیج روشن و صریحی نمی‌توان دست یافت و ادله عقلی و نقلی هیچکدام قضاوت صریح و مفید یقین در این باره به دست نمی‌دهند. از سوی دیگر، اعتقاد تفصیلی به حدود و خصوصیات [[علم امام]] لازم نیست؛ بنابراین، باید به اعتقاد اجمالی بسنده کرد و بهتر است حقیقت امر را به خود [[امام]] ارجاع داد. آن‌ها معتقدند، دلیل نقلی نیز نمی‌تواند ما را از این بن‌بست خارج کند، زیرا روایاتی که در این باره به دست ما رسیده‌اند، مورد اطمینان نیستند و مضامین گوناگونی دارند؛ از این رو، نمی‌توان نظر قاطع و صریحی ارائه کرد، چراکه بعضی روایات دلالت دارند بر اینکه [[امامان|امامان معصوم]] {{عم}} ما کان و ما یکون "آنچه بوده و خواهد بود" را می‌دانند <ref> کلینی، ۱۳۶۵ :۱ ،۲۶۱ و ۲۶۲.</ref>، وارثان علم پیامبرانند و کانون و معدن علم‌اند <ref>فروخ صفار، ۱۴۰۴ق: :۱ ۵۶ و ۱۱۸.</ref> و از سوی دیگر، بعضی دیگر از روایات دلالت می‌کنند بر اینکه آنان [[علم غیب]] ندارند <ref> نک: مفید،.۲۵٧ :۱،۱۳۶۵ ،کلینی نیز؛۲۳ :ق۱۴۱۳.</ref>.
خط ۲۸۱: خط ۲۸۱:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۰. آقای موسوی؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۰. آقای موسوی؛
| تصویر = 11954.jpg
| تصویر = 11954.jpg
| پاسخ‌دهنده = سید علی موسوی|موسوی]]]]
| پاسخ‌دهنده = سید علی موسوی
::::::آقای '''[[سید علی موسوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد خود با عنوان''«[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]»'' در این‌باره گفته است:  
| پاسخ = آقای '''[[سید علی موسوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد خود با عنوان''«[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]»'' در این‌باره گفته است:  
::::::«اگرچه [[امام خمینی]] به صورت واضح گستره [[علم امام]]{{ع}} را مشخص ننموده‌اند؛ برای مثال بیان ننموده‌اند که آیا [[علم امام]]{{ع}} محدود به امور دینی می‌شود و یا غیر آن را نیز شامل می‌شود؟ اما گستره وسیع آن در اندیشه [[امام خمینی]] به خوبی قابل مشاهده می‌باشد و با تأمل در آثار ایشان می‌توان این نکته را استنباط نمود که [[امام خمینی]] نیز مانند [[علامه طباطبایی]] بر این اعتقاد می‌باشند که امام به همه چیز علم دارد و چیزی نیست که بر او پوشیده باشد. از روشهای مختلفی می‌توان [[علم امام]] به همه چیز را از دیدگاه [[امام خمینی]] استنباط نمود که به برخی از آنها اشاره می‌شود:  
::::::«اگرچه [[امام خمینی]] به صورت واضح گستره [[علم امام]]{{ع}} را مشخص ننموده‌اند؛ برای مثال بیان ننموده‌اند که آیا [[علم امام]]{{ع}} محدود به امور دینی می‌شود و یا غیر آن را نیز شامل می‌شود؟ اما گستره وسیع آن در اندیشه [[امام خمینی]] به خوبی قابل مشاهده می‌باشد و با تأمل در آثار ایشان می‌توان این نکته را استنباط نمود که [[امام خمینی]] نیز مانند [[علامه طباطبایی]] بر این اعتقاد می‌باشند که امام به همه چیز علم دارد و چیزی نیست که بر او پوشیده باشد. از روشهای مختلفی می‌توان [[علم امام]] به همه چیز را از دیدگاه [[امام خمینی]] استنباط نمود که به برخی از آنها اشاره می‌شود:  
:::::#[[امام خمینی]] بحث وراثت [[علم امام]] را از [[نبی مکرم]] مطرح می‌نمایند و بیان می‌دارند که علم [[پیامبر]] به [[ائمه]]{{عم}} به ارث رسیده است و علمی از علوم پیامبر نیست که به [[ائمه]]{{عم}} به ارث نرسیده باشد، از سویی دیگر [[امام خمینی]] معتقدند علم [[پیامبر]] کامل لدنی می‌باشد و علم ایشان علم ناقصی نمی‌باشد که محدود به امور محدودی باشد و مطالبی باشند که ایشان آگاه از آن نباشند<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱.</ref>. از این مطالب این نتیجه حاصل می‌شود که [[پیامبر]] به همه چیز آگاه است و علم ایشان به [[ائمه]] به ارث رسیده است و به این دلیل امام نیز آگاه به همه چیز می‌باشد و از امام هم چیزی پوشیده نیست.
:::::#[[امام خمینی]] بحث وراثت [[علم امام]] را از [[نبی مکرم]] مطرح می‌نمایند و بیان می‌دارند که علم [[پیامبر]] به [[ائمه]]{{عم}} به ارث رسیده است و علمی از علوم پیامبر نیست که به [[ائمه]]{{عم}} به ارث نرسیده باشد، از سویی دیگر [[امام خمینی]] معتقدند علم [[پیامبر]] کامل لدنی می‌باشد و علم ایشان علم ناقصی نمی‌باشد که محدود به امور محدودی باشد و مطالبی باشند که ایشان آگاه از آن نباشند<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱.</ref>. از این مطالب این نتیجه حاصل می‌شود که [[پیامبر]] به همه چیز آگاه است و علم ایشان به [[ائمه]] به ارث رسیده است و به این دلیل امام نیز آگاه به همه چیز می‌باشد و از امام هم چیزی پوشیده نیست.
خط ۲۹۳: خط ۲۹۳:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۱. آقای اسعدی (هیئت علمی پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی )؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۱. آقای اسعدی (هیئت علمی پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی )؛
| تصویر = 11906.jpg
| تصویر = 11906.jpg
| پاسخ‌دهنده = علی رضا اسعدی|اسعدی]]]]
| پاسخ‌دهنده = علی رضا اسعدی
::::::آقای [[علی رضا اسعدی]] در کتاب ''«[http://pajoohaan.ir/document/143-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-(%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C) سید مرتضی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = آقای [[علی رضا اسعدی]] در کتاب ''«[http://pajoohaan.ir/document/143-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-(%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C) سید مرتضی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«[[سید مرتضی]] در پاسخ به سؤالی در مورد علم [[پیامبر اکرم|پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} به خواندن و نوشتن، به بیان قلمرو و گستره علم [[پیامبران]] پرداخته است. او معتقد است علم به نوشتن از علومی نیست که قطعاً بتوان گفت باید [[پیامبر]] و [[امام]] دارای آن باشند. به‌یقین هر پیامبری باید به خداوند و احوال و صفات و افعال او آگاه باشد و احکام شریعت را بداند، زیرا اگر به این امور آگاه نباشد نیازمند به پرسش از غیر خود است، چنانکه عقیده مخالفان ماست، اما دانستن علوم دیگر نظیر صنعت و حرفه‌های مختلف مانند بافندگی و رنگرزی و... و نیز نویسندگی بر پیامبر و امام واجب نیست. واجب دانستن این علوم مستلزم آن است که پیامبر به همه معلومات، عالم باشد و درنتیجه هر یک از [[امامان]] و [[پیامبران]] به همه معلومات الهی احاطه داشته باشند. این امر مستلزم آن است که محدَث همچون قدیم تعالی عالم لنفسه و دارای معلومات نامتناهی باشد که هر دو برای محدث محال است. در مورد علم [[پیامبر گرامی اسلام]] به نوشتن، اصحاب ما براساس آیه {{متن قرآن|وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}} <ref> سوره عنکبوت، آیه: ۴۸.</ref>. بر این باورند که آن حضرت قبل از [[نبوت]] به نوشتن آگاه نبوده است، ولی بعد از نبوت آن را از [[جبرئیل]] آموخته است. "امّی" که قرآن پیامبر را به آن وصف کرده، به معنای نسبت داشتن به ام‌القری "مکه" است و اگر هم این معنا قطعی نباشد بدون هیچ شاهد و دلیلی نمی‌توان بر یکی از دو احتمال تکیه کرد<ref>رسائل الشریف‌المرتضی، ج۱، جوابات المسائل الرازیة، ص۱۰۴-۱۰۸.</ref>»<ref>[http://pajoohaan.ir/document/143-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-(%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C) سید مرتضی]، ص۲۹۱.</ref>.
::::::«[[سید مرتضی]] در پاسخ به سؤالی در مورد علم [[پیامبر اکرم|پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} به خواندن و نوشتن، به بیان قلمرو و گستره علم [[پیامبران]] پرداخته است. او معتقد است علم به نوشتن از علومی نیست که قطعاً بتوان گفت باید [[پیامبر]] و [[امام]] دارای آن باشند. به‌یقین هر پیامبری باید به خداوند و احوال و صفات و افعال او آگاه باشد و احکام شریعت را بداند، زیرا اگر به این امور آگاه نباشد نیازمند به پرسش از غیر خود است، چنانکه عقیده مخالفان ماست، اما دانستن علوم دیگر نظیر صنعت و حرفه‌های مختلف مانند بافندگی و رنگرزی و... و نیز نویسندگی بر پیامبر و امام واجب نیست. واجب دانستن این علوم مستلزم آن است که پیامبر به همه معلومات، عالم باشد و درنتیجه هر یک از [[امامان]] و [[پیامبران]] به همه معلومات الهی احاطه داشته باشند. این امر مستلزم آن است که محدَث همچون قدیم تعالی عالم لنفسه و دارای معلومات نامتناهی باشد که هر دو برای محدث محال است. در مورد علم [[پیامبر گرامی اسلام]] به نوشتن، اصحاب ما براساس آیه {{متن قرآن|وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}} <ref> سوره عنکبوت، آیه: ۴۸.</ref>. بر این باورند که آن حضرت قبل از [[نبوت]] به نوشتن آگاه نبوده است، ولی بعد از نبوت آن را از [[جبرئیل]] آموخته است. "امّی" که قرآن پیامبر را به آن وصف کرده، به معنای نسبت داشتن به ام‌القری "مکه" است و اگر هم این معنا قطعی نباشد بدون هیچ شاهد و دلیلی نمی‌توان بر یکی از دو احتمال تکیه کرد<ref>رسائل الشریف‌المرتضی، ج۱، جوابات المسائل الرازیة، ص۱۰۴-۱۰۸.</ref>»<ref>[http://pajoohaan.ir/document/143-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-(%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C) سید مرتضی]، ص۲۹۱.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
خط ۳۰۱: خط ۳۰۱:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۲. آقای نقوی (پژوهشگر جامعة المصطفی العالمیة)؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۲. آقای نقوی (پژوهشگر جامعة المصطفی العالمیة)؛
| تصویر = 11811.jpg
| تصویر = 11811.jpg
| پاسخ‌دهنده = سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]]]
| پاسخ‌دهنده = سید انیس‌الحسن نقوی
::::::آقای '''[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان ''«[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}»'' در پاسخ به این پرسش گفته‌ است:
| پاسخ = آقای '''[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان ''«[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}»'' در پاسخ به این پرسش گفته‌ است:
:::::*«برخی قائل‌اند که بعضی از موضوعات خارجی و رویدادهای  مخصوص علم را دارند و بیش از این حد از اخبار و روایات که از طریق [[امامان]]{{عم}} رسیده است را ثابت نمی‌کند. بسیاری از علماء شیعه گسترده [[علم امام]]{{ع}} را وسیع‌تر از آن چه گفته شد می‌دانند به عقیده ایشان حجت خدا از همه حوادث گذشته و آینده اطلاع داشته باشد. یعنی علم بالفعل و انکشاف بالفعل به تمام حقایق بدین معنی که [[امام]]{{ع}} در هر زمان همه چیز را می‌داند و از همه امور مربوط به گذشته و حال و آینده آگاه است.(...)
:::::*«برخی قائل‌اند که بعضی از موضوعات خارجی و رویدادهای  مخصوص علم را دارند و بیش از این حد از اخبار و روایات که از طریق [[امامان]]{{عم}} رسیده است را ثابت نمی‌کند. بسیاری از علماء شیعه گسترده [[علم امام]]{{ع}} را وسیع‌تر از آن چه گفته شد می‌دانند به عقیده ایشان حجت خدا از همه حوادث گذشته و آینده اطلاع داشته باشد. یعنی علم بالفعل و انکشاف بالفعل به تمام حقایق بدین معنی که [[امام]]{{ع}} در هر زمان همه چیز را می‌داند و از همه امور مربوط به گذشته و حال و آینده آگاه است.(...)
:::::* '''[[دلایل قایلان به محدود بودن علم غیب معصوم چیستند؟ (پرسش)|کسانی که قایل به محدودیتی هستند:]]''' یکی از پیروان این نظریه [[سید علی قزوینی]] او می‌گوید: آن چه از روایاتی که به آن اشاره شد به دست می‌آید پس از رعایت جمع‌بندی بیان آنها و روایات دیگری که از جهت گوناگون با آنها تعارض دارد. همان طور که تتبع کننده در روایات بر آن واقف می‌گردد چیزی پیش از علم به پاره‌ای از موضوعات جزیی و حوادث خاص به نحو قضبه مهمله نمی‌باشد... پس سزاوار نیست ترسی به دل راه داد نسبت به این که امکان دارد [[امام]]{{ع}} برخی رویدادها خاص را مورد ابتلای سؤال کنندگان بوده است و خداوند از راه‌های غیر عادی آن را برای او روشن ننموده است، نداند. ادله قائلین تحدید علم [[امامان]]{{عم}}: (۱): در روایات معصومین است:{{عربی|«إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ‏ أَنْ‏ يَعْلَمَ‏ شَيْئاً أَعْلَمَهُ‏ اللَّهُ‏ ذَلِكَ‏‏»}}<ref>هر گاه امام بخواهد چیزی را بداند خداوند به او می‌آموزد.</ref>؛ (۲): {{عربی|«يُبْسَطُ لَنَا الْعِلْمُ‏ فَنَعْلَمُ‏ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلَا نَعْلَم‏‏‏»}}<ref>بساط علم و دانش برای ما گسترده می‌شود آن گاه می‌دانیم و (بساط آن) برچیده می‌شود پس نمی‌دانیم.</ref>
:::::* '''[[دلایل قایلان به محدود بودن علم غیب معصوم چیستند؟ (پرسش)|کسانی که قایل به محدودیتی هستند:]]''' یکی از پیروان این نظریه [[سید علی قزوینی]] او می‌گوید: آن چه از روایاتی که به آن اشاره شد به دست می‌آید پس از رعایت جمع‌بندی بیان آنها و روایات دیگری که از جهت گوناگون با آنها تعارض دارد. همان طور که تتبع کننده در روایات بر آن واقف می‌گردد چیزی پیش از علم به پاره‌ای از موضوعات جزیی و حوادث خاص به نحو قضبه مهمله نمی‌باشد... پس سزاوار نیست ترسی به دل راه داد نسبت به این که امکان دارد [[امام]]{{ع}} برخی رویدادها خاص را مورد ابتلای سؤال کنندگان بوده است و خداوند از راه‌های غیر عادی آن را برای او روشن ننموده است، نداند. ادله قائلین تحدید علم [[امامان]]{{عم}}: (۱): در روایات معصومین است:{{عربی|«إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ‏ أَنْ‏ يَعْلَمَ‏ شَيْئاً أَعْلَمَهُ‏ اللَّهُ‏ ذَلِكَ‏‏»}}<ref>هر گاه امام بخواهد چیزی را بداند خداوند به او می‌آموزد.</ref>؛ (۲): {{عربی|«يُبْسَطُ لَنَا الْعِلْمُ‏ فَنَعْلَمُ‏ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلَا نَعْلَم‏‏‏»}}<ref>بساط علم و دانش برای ما گسترده می‌شود آن گاه می‌دانیم و (بساط آن) برچیده می‌شود پس نمی‌دانیم.</ref>
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش