آیا حضرت فاطمه زهرا علم غیب داشت؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\|(.*)\]\]\]\] (.*)\s' به 'ه = $1 | پاسخ = $3 '
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\|(.*)\]\]\]\] \:\:\:\:\:\:' به 'ه = $1 | پاسخ = ')
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\|(.*)\]\]\]\] (.*)\s' به 'ه = $1 | پاسخ = $3 ')
خط ۶۱: خط ۶۱:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۲. آیت‌الله نمازی شاهرودی؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۲. آیت‌الله نمازی شاهرودی؛
| تصویر = 11546943.jpg
| تصویر = 11546943.jpg
| پاسخ‌دهنده = علی نمازی شاهرودی|نمازی شاهرودی]]]]
| پاسخ‌دهنده = علی نمازی شاهرودی
آیت‌الله [[علی نمازی شاهرودی]] در کتاب ''«[[علم غیب (کتاب)|علم غیب]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
| پاسخ = آیت‌الله [[علی نمازی شاهرودی]] در کتاب ''«[[علم غیب (کتاب)|علم غیب]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
:::::* «در این زمینه، روایات بسیاری در کتاب‌های معتبر مذکور است: از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده که فرمود:{{عربی|«كَانَ‏ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى‏ أَبِيهَا وَيُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَيُخْبِرُهَا عَنْ‏ أَبِيهَا وَمَكَانِهِ وَيُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَكَانَ‏ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ‏ فَاطِمَةَ {{س}}»}}<ref>جبرئیل بر حضرت زهرا وارد می‌شد، و او را تسلیت می‌داد، و احوال پیغمبر را برای او نقل می‌کرد، و حوادثی را که بعد از او بر فرزندانش واقع می‌شود به او خبر می‌داد؛ و [[امیرالمؤمنین]] همه آن را می‌نوشت. این است [[مصحف فاطمه زهرا]]؛ الکافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود:{{عربی|«اَمَّا مُصْحَفُ فاطِمَةَ{{س}} فَفیهِ ما یَکُونَ مِنْ حادِثٍ وَاَسْماءِ مَنْ یَمْلِكُ اِلی اَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ»}}<ref>و اما [[مصحف فاطمه]]{{س}} حوادث آینده روزگار و اسامی پادشاهان روی زمین تا قیامت در آن است؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۸، ح۱</ref>. واضح است که بین این روایات تنافی نیست. این روایات با روایاتی که گفتیم علم همه چیز از قضایای گذشته و حال و آینده در قرآن است تنافی ندارد؛ برای این که مانعی ندارد جمله‌ای از علوم قرآن غیر احکام، با این تشریفات که ملک نازل شود و تلقین کند و به خط امیرالمؤمنین نوشته شود در کتاب دیگر به نام مصحف فاطمه ذکر شود و به همان نام یعنی مصحف (کتاب) فاطمه مشهور گردد»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=110&chkhashk=5617D12465&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۰.]</ref>.  
:::::* «در این زمینه، روایات بسیاری در کتاب‌های معتبر مذکور است: از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده که فرمود:{{عربی|«كَانَ‏ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى‏ أَبِيهَا وَيُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَيُخْبِرُهَا عَنْ‏ أَبِيهَا وَمَكَانِهِ وَيُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَكَانَ‏ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ‏ فَاطِمَةَ {{س}}»}}<ref>جبرئیل بر حضرت زهرا وارد می‌شد، و او را تسلیت می‌داد، و احوال پیغمبر را برای او نقل می‌کرد، و حوادثی را که بعد از او بر فرزندانش واقع می‌شود به او خبر می‌داد؛ و [[امیرالمؤمنین]] همه آن را می‌نوشت. این است [[مصحف فاطمه زهرا]]؛ الکافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود:{{عربی|«اَمَّا مُصْحَفُ فاطِمَةَ{{س}} فَفیهِ ما یَکُونَ مِنْ حادِثٍ وَاَسْماءِ مَنْ یَمْلِكُ اِلی اَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ»}}<ref>و اما [[مصحف فاطمه]]{{س}} حوادث آینده روزگار و اسامی پادشاهان روی زمین تا قیامت در آن است؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۸، ح۱</ref>. واضح است که بین این روایات تنافی نیست. این روایات با روایاتی که گفتیم علم همه چیز از قضایای گذشته و حال و آینده در قرآن است تنافی ندارد؛ برای این که مانعی ندارد جمله‌ای از علوم قرآن غیر احکام، با این تشریفات که ملک نازل شود و تلقین کند و به خط امیرالمؤمنین نوشته شود در کتاب دیگر به نام مصحف فاطمه ذکر شود و به همان نام یعنی مصحف (کتاب) فاطمه مشهور گردد»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=110&chkhashk=5617D12465&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۰.]</ref>.  
:::::* موضوع [[علم جفر]] [[امام صادق]]{{ع}} معروف و مشهور است؛ به طوری که دِمیرَی در کتاب حیاه الحیوان در لغت جفر<ref>[http://lib.eshia.ir/41048/1/283/%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%81%D8%B1 حیاه الحیوان الکبری، ج۱، ص۲۸۳.]</ref> نوشته است و گفته:{{عربی|«وَهُوَ الْكِتَابُ الْمُشْتَمِلُ عَلَى عِلْم الْمَنَايَا وَالْبَلاَيَا وَالرَّزَايَا وَعِلْم مَا كَانَ وَمَا يَكُونُ إِلَى يَوْم الْقِيَامَةِ»}}<ref>علم هرچه مردم به آن محتاجند در جفر است. و تا روز قیامت آن چه می‌شود در آن است؛ مستدرک سفینه البحار، ج۲، ص۶۹.</ref>. و در کتاب اربعین [[شیخ بهایی]] فرموده که: [[میر سید شریف]] در شرح مواقف، در مبحث تعلق علم واحد به دو معلوم، گفته است: جفر و جامعه دو کتابند منسوب به علی  که جمیع حوادث روزگار تا انقراض عالم به طریق علم حروق در آنها ثبت است. و امامان معروف از اولاد آن حضرت همه آن را می‌دانستند و از روی آنها حکم می‌فرمودند، و از وقایع آینده خبر می‌دادند»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=112&chkhashk=21EBF452F4&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۲.]</ref>.
:::::* موضوع [[علم جفر]] [[امام صادق]]{{ع}} معروف و مشهور است؛ به طوری که دِمیرَی در کتاب حیاه الحیوان در لغت جفر<ref>[http://lib.eshia.ir/41048/1/283/%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%81%D8%B1 حیاه الحیوان الکبری، ج۱، ص۲۸۳.]</ref> نوشته است و گفته:{{عربی|«وَهُوَ الْكِتَابُ الْمُشْتَمِلُ عَلَى عِلْم الْمَنَايَا وَالْبَلاَيَا وَالرَّزَايَا وَعِلْم مَا كَانَ وَمَا يَكُونُ إِلَى يَوْم الْقِيَامَةِ»}}<ref>علم هرچه مردم به آن محتاجند در جفر است. و تا روز قیامت آن چه می‌شود در آن است؛ مستدرک سفینه البحار، ج۲، ص۶۹.</ref>. و در کتاب اربعین [[شیخ بهایی]] فرموده که: [[میر سید شریف]] در شرح مواقف، در مبحث تعلق علم واحد به دو معلوم، گفته است: جفر و جامعه دو کتابند منسوب به علی  که جمیع حوادث روزگار تا انقراض عالم به طریق علم حروق در آنها ثبت است. و امامان معروف از اولاد آن حضرت همه آن را می‌دانستند و از روی آنها حکم می‌فرمودند، و از وقایع آینده خبر می‌دادند»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=112&chkhashk=21EBF452F4&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۲.]</ref>.
خط ۸۰: خط ۸۰:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۴. حجج الاسلام و المسلمین نادم و افتخاری؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۴. حجج الاسلام و المسلمین نادم و افتخاری؛
| تصویر = 673639443601.jpg
| تصویر = 673639443601.jpg
| پاسخ‌دهنده = محمد حسن نادم|نادم]]]]
| پاسخ‌دهنده = محمد حسن نادم
حجج الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسن نادم|نادم]]''' و '''[[سید ابراهیم افتخاری|افتخاری]]''' در مقاله ''«[[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
| پاسخ = حجج الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسن نادم|نادم]]''' و '''[[سید ابراهیم افتخاری|افتخاری]]''' در مقاله ''«[[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
::::::«در بسیاری از روایات آمده در آثار محدثین قم، [[امامان]]{{عم}} علم خود را به کتاب‌ها و الواح خاصی مستند کرده‌اند که از انبیا و اوصیای گذشته به آنها رسیده بود. از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده است: [[داوود]]{{ع}} وارث انبیا و [[سلیمان]]{{ع}} وارث [[داوود]]{{ع}} و [[پیامبر|محمد]]{{صل}} وارث [[سلیمان]]{{ع}} و دیگر پیامبران بود. ما هم از [[پیامبر|محمد]]{{صل}} ارث برده‌ایم و به درستی که [[صحف ابراهیم]]{{ع}} و [[الواح موسی]]{{ع}} نزد ماست. وی از کتاب‌های دیگری هم ضمن روایات نام می‌برد که می‌تواند از منابع [[علوم میراثی]] باشد؛ مانند [[صحیفه امیرالمؤمنین]]{{ع}} که به طول ۷۰ ذراع حدود ۳۵ متر، [[انشای پیامبر]]{{صل}} و [[املای علی]]{{ع}} و دربرگیرندۀ همۀ حلال‌‌ها و حرام‌‌هاست و کتاب [[جامعه]] که در وصف آن گفته شده همۀ مایحتاج انسان، حتی جزای یک خراش در آن وجود دارد و کتاب [[جفر]] که در آن، دربارۀ ویژگی‌ها و شیوۀ انتقال محتویات آن به [[پیامبر]]{{صل}} و سپس به [[امامان]]{{عم}}، به تفصیل سخن رانده است. در [[روایات]] دیگری هم، از دو کتاب [[جفر سفید]] و [[جفر سرخ]] یاد شده و در توضیح آنها آمده است که [[جفر سفید]] دربردارندۀ [[زبور داوود]]{{ع}}، [[تورات موسی]]{{ع}}، [[انجیل عیسی]]{{ع}}، [[صحف ابراهیم]]{{ع}} و حلال و حرام و [[مصحف فاطمه]]{{س}} است. [[مصحف فاطمه]]{{س}} غیر از [[جفر]] و [[جامعه]] دانسته شده و در وصف آن آمده است: «از قرآن چیزی در آن نیست؛ بلکه در آن مسائلی است که ما را از مردم بی‌نیاز کرده و مردم را نیازمند به ما. در آن، حتی ریزترین مسائل شرعی، مانند جزای یک خراش کوچک، یک شلاق، نصف شلاق، ثلث شلاق بیان شده است». [[کلینی]]، مانند [[صفار]]، در باب استفادۀ [[امام]] از کتاب‌های انبیای گذشته و کتاب‌‌های خاص [[امامان]]{{عم}}، مانند: [[جفر]] و [[جامعه]] و [[مصحف فاطمه]]{{س}} و نیز دربارۀ ویژگی‌‌های آنها روایاتی نقل کرده است. [[شیخ صدوق]] هم، دربارۀ این کتاب‌ها با [[صفار]] و [[کلینی]] هم‌ داستان است؛ برای نمونه وی از [[ابو‌بصیر]] نقل می‌کند که [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «در دستۀ شمشیر [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} کتاب کوچکی بود. از آن حضرت پرسیدم در آن کتاب چه بود. فرمود همان حرف‌هایی که از هر حرف آن، هزار حرف برون می‌آید». به گفتۀ [[ابوبصیر]] امام در ادامه فرمود: «تا به امروز، به جز دوحرف از آن حرف‌ها، به دیگران آموخته نشده است». '''حاصل اینکه''' از نظر محدثین قم، ‌همۀ این کتاب‌ها و صحیفه‌‌ها زیرمجموعۀ علوم میراثی و از مصادیق منابع علم میراثی امام است.»<ref>[[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص۶۴</ref>.
::::::«در بسیاری از روایات آمده در آثار محدثین قم، [[امامان]]{{عم}} علم خود را به کتاب‌ها و الواح خاصی مستند کرده‌اند که از انبیا و اوصیای گذشته به آنها رسیده بود. از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده است: [[داوود]]{{ع}} وارث انبیا و [[سلیمان]]{{ع}} وارث [[داوود]]{{ع}} و [[پیامبر|محمد]]{{صل}} وارث [[سلیمان]]{{ع}} و دیگر پیامبران بود. ما هم از [[پیامبر|محمد]]{{صل}} ارث برده‌ایم و به درستی که [[صحف ابراهیم]]{{ع}} و [[الواح موسی]]{{ع}} نزد ماست. وی از کتاب‌های دیگری هم ضمن روایات نام می‌برد که می‌تواند از منابع [[علوم میراثی]] باشد؛ مانند [[صحیفه امیرالمؤمنین]]{{ع}} که به طول ۷۰ ذراع حدود ۳۵ متر، [[انشای پیامبر]]{{صل}} و [[املای علی]]{{ع}} و دربرگیرندۀ همۀ حلال‌‌ها و حرام‌‌هاست و کتاب [[جامعه]] که در وصف آن گفته شده همۀ مایحتاج انسان، حتی جزای یک خراش در آن وجود دارد و کتاب [[جفر]] که در آن، دربارۀ ویژگی‌ها و شیوۀ انتقال محتویات آن به [[پیامبر]]{{صل}} و سپس به [[امامان]]{{عم}}، به تفصیل سخن رانده است. در [[روایات]] دیگری هم، از دو کتاب [[جفر سفید]] و [[جفر سرخ]] یاد شده و در توضیح آنها آمده است که [[جفر سفید]] دربردارندۀ [[زبور داوود]]{{ع}}، [[تورات موسی]]{{ع}}، [[انجیل عیسی]]{{ع}}، [[صحف ابراهیم]]{{ع}} و حلال و حرام و [[مصحف فاطمه]]{{س}} است. [[مصحف فاطمه]]{{س}} غیر از [[جفر]] و [[جامعه]] دانسته شده و در وصف آن آمده است: «از قرآن چیزی در آن نیست؛ بلکه در آن مسائلی است که ما را از مردم بی‌نیاز کرده و مردم را نیازمند به ما. در آن، حتی ریزترین مسائل شرعی، مانند جزای یک خراش کوچک، یک شلاق، نصف شلاق، ثلث شلاق بیان شده است». [[کلینی]]، مانند [[صفار]]، در باب استفادۀ [[امام]] از کتاب‌های انبیای گذشته و کتاب‌‌های خاص [[امامان]]{{عم}}، مانند: [[جفر]] و [[جامعه]] و [[مصحف فاطمه]]{{س}} و نیز دربارۀ ویژگی‌‌های آنها روایاتی نقل کرده است. [[شیخ صدوق]] هم، دربارۀ این کتاب‌ها با [[صفار]] و [[کلینی]] هم‌ داستان است؛ برای نمونه وی از [[ابو‌بصیر]] نقل می‌کند که [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «در دستۀ شمشیر [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} کتاب کوچکی بود. از آن حضرت پرسیدم در آن کتاب چه بود. فرمود همان حرف‌هایی که از هر حرف آن، هزار حرف برون می‌آید». به گفتۀ [[ابوبصیر]] امام در ادامه فرمود: «تا به امروز، به جز دوحرف از آن حرف‌ها، به دیگران آموخته نشده است». '''حاصل اینکه''' از نظر محدثین قم، ‌همۀ این کتاب‌ها و صحیفه‌‌ها زیرمجموعۀ علوم میراثی و از مصادیق منابع علم میراثی امام است.»<ref>[[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص۶۴</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
خط ۸۸: خط ۸۸:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۵. حجت الاسلام و المسلمین سبحانی؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۵. حجت الاسلام و المسلمین سبحانی؛
| تصویر = 020120223262.jpg
| تصویر = 020120223262.jpg
| پاسخ‌دهنده = سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]]]
| پاسخ‌دهنده = سید محمد جعفر سبحانی
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
:::::*«یکى از منابع عام علوم [[ائمه]]{{عم}} "محدث" بودن آنهاست؛ یعنى [[ائمه|امامان شیعه]]، بخشى از علم خود را از راه "تحدیث" که توسط فرشتگان الهى صورت مى‌گیرد، به دست مى‌آورند. البته این صفت منحصر به آنها و مخصوص به منصب [[امامت]] نیست. بلکه دختر پیامبر اسلام، [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} نیز داراى این صفت بوده است. مضمون بعضى از آیات و روایات مى‌رساند که فرشتگان با غیر پیامبران نیز ارتباط داشته و مسائل غیبى را براى آنها بازگو کرده‌اند که در اینجا به چند نمونه اشاره مى‌کنیم:
:::::*«یکى از منابع عام علوم [[ائمه]]{{عم}} "محدث" بودن آنهاست؛ یعنى [[ائمه|امامان شیعه]]، بخشى از علم خود را از راه "تحدیث" که توسط فرشتگان الهى صورت مى‌گیرد، به دست مى‌آورند. البته این صفت منحصر به آنها و مخصوص به منصب [[امامت]] نیست. بلکه دختر پیامبر اسلام، [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} نیز داراى این صفت بوده است. مضمون بعضى از آیات و روایات مى‌رساند که فرشتگان با غیر پیامبران نیز ارتباط داشته و مسائل غیبى را براى آنها بازگو کرده‌اند که در اینجا به چند نمونه اشاره مى‌کنیم:
:::::#'''سخن گفتن فرشتگان با [[حضرت مریم]]'''{{س}}: خداوند در چند آیه از قرآن به این مسئله اشاره دارد که فرشتگان با [[حضرت مریم]]{{س}} سخن گفته‌اند؛ براى مثال خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ}}<ref>و به یادآورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برترى بخشیده است؛ سوره آل عمران، آیه ۴٢.</ref> یا در آیه‌اى دیگر خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ}}<ref>«اى مریم! [به شکرانه این نعمت] براى پروردگار خضوع کن و سجده به‌جا آور و با رکوع‌کنندگان، رکوع کن»؛ سوره آل عمران، آیه ۴٣</ref> همچنین خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|[[آیا آیه آیه ۴۵ و ۴۶ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ]]}}<ref>«به یاد آورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را به کلمه‌اى از سوى خود بشارت مى‌دهد که نامش مسیح، عیسى پسر مریم است و از مقربان الهى خواهد بود»؛ سوره آل عمران، آیه ۴۵.</ref>  
:::::#'''سخن گفتن فرشتگان با [[حضرت مریم]]'''{{س}}: خداوند در چند آیه از قرآن به این مسئله اشاره دارد که فرشتگان با [[حضرت مریم]]{{س}} سخن گفته‌اند؛ براى مثال خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ}}<ref>و به یادآورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برترى بخشیده است؛ سوره آل عمران، آیه ۴٢.</ref> یا در آیه‌اى دیگر خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ}}<ref>«اى مریم! [به شکرانه این نعمت] براى پروردگار خضوع کن و سجده به‌جا آور و با رکوع‌کنندگان، رکوع کن»؛ سوره آل عمران، آیه ۴٣</ref> همچنین خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|[[آیا آیه آیه ۴۵ و ۴۶ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ]]}}<ref>«به یاد آورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را به کلمه‌اى از سوى خود بشارت مى‌دهد که نامش مسیح، عیسى پسر مریم است و از مقربان الهى خواهد بود»؛ سوره آل عمران، آیه ۴۵.</ref>  
خط ۱۰۵: خط ۱۰۵:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۶. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۶. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛
| تصویر = 11720.JPG
| تصویر = 11720.JPG
| پاسخ‌دهنده = سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]
| پاسخ‌دهنده = سید علی هاشمی ۱
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]''' در پایان‌نامه دکتری خود ''«[[قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایان‌نامه)|قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]''' در پایان‌نامه دکتری خود ''«[[قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایان‌نامه)|قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«شواهد قرآنی نشان می‌دهد، افزون بر [[پیامبران]]، خداوند به غیر پیامبران نیز در مواردی [[علم به غیب]] عطا کرده است. نمونه‌ای از [[علم غیب غیر پیامبران]]، [[علم ائمه]]{{عم}} به اعمال مردم است که به کمک [[روایات]] می‌توان از آیه {{متن قرآن|[[آیا آیه ۱۰۵ سوره توبه علم غیب معصوم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ]]}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید و به سوی داننده پنهان و آشکار بازگردانده خواهید شد و او شما را از آنچه انجام می‌داده‌اید آگاه خواهد ساخت»؛ سوره توبه آیه۱۰۵.</ref>استنباط کرد. (...) خداوند در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ* في كِتَابٍ مَّكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>سوره واقعه، آیه ۷۷و۷۸و۷۹.</ref> ضمیر "لَّا یمَسُّهُ" اگر به مرجع نزدیک‌تر بازگردد، به [[کتاب مکنون]] اشاره دارد و اگر آن را به مرجع دورتر بازگردانیم، به [[قرآن کریم]] از آن جهت که در [[کتاب مکنون]] سرچشمه دارد، اشاره دارد. [[کتاب مکنون]] یا همان [[لوح محفوظ]] منبع و سرچشمه تمام علوم الهی است. بنابر تفسیر اول، عده‌ای از انسان‌ها که از آنها با عنوان "[[مطهرون]]" یعنی [[پاکیزگان]] یاد شده است، به [[کتاب مکنون]] یا همان [[لوح محفوظ]] دسترسی دارند. با توجه به محتوای آیه، مقصود از [[پاکیزگی]] در این آیه، [[پاکیزگی معنوی]] و برخورداری از [[کمالات الهی]] است. به شهادت [[آیه تطهیر]]، [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}}، از [[پاکان]] هستند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> چنانکه می‌دانیم، مقصود از [[اهل بیت]]{{عم}} در این آیه، [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}}، [[حضرت فاطمه]]{{س}}، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} می‌باشند  که البته [[علوم]] آنان به سایر [[ائمه]]{{عم}} منتقل شده است.  بنابراین، از این آیات این گونه استنباط می‌شود که این بزرگواران به علومی ویژه از [[لوح محفوظ]] دست‌رسی داشته‌اند که از [[علوم غیبی]] به شمار می‌آید و دیگران از آن محرومند. قابل توجه است که حتی اگر ضمیر "لَّا یمَسُّهُ" را به قرآن بازگردانیم، این آیه به [[علوم ظاهری قرآن]] اشاره ندارد، بلکه به [[علوم غیبی]] آن اشاره دارد که سرچشمه در [[لوح محفوظ]] داشته و غیر از عده‌ای خاص ([[پاکیزگان]]) به آن دسترسی ندارند. این نمونه‌ها، نه تنها نشان می‌دهد که [[آگاهی از غیب]] از طریق عطای خداوند ممکن است، بلکه اختصاص به [[پیامبران]] نداشته و حتی افرادی مانند [[حضرت مریم]]، [[مادر موسی]]، [[همسر حضرت ابراهیم]] و [[جناب آصف]]{{عم}} به عنایت الهی به برخی از علوم غیبی دست یافته بودند که خبرهای آن در قرآن کریم آمده است. همچنین می‌توان با استدلال به برخی از آیات یاد شده، ثابت نمود که [[اهل‌بیت پیامبر]]{{عم}} نیز به [[علوم غیبی]] به معنای یاد شده دسترسی داشته‌اند»<ref>[[قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایان‌نامه)|قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه]].</ref>.
::::::«شواهد قرآنی نشان می‌دهد، افزون بر [[پیامبران]]، خداوند به غیر پیامبران نیز در مواردی [[علم به غیب]] عطا کرده است. نمونه‌ای از [[علم غیب غیر پیامبران]]، [[علم ائمه]]{{عم}} به اعمال مردم است که به کمک [[روایات]] می‌توان از آیه {{متن قرآن|[[آیا آیه ۱۰۵ سوره توبه علم غیب معصوم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ]]}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید و به سوی داننده پنهان و آشکار بازگردانده خواهید شد و او شما را از آنچه انجام می‌داده‌اید آگاه خواهد ساخت»؛ سوره توبه آیه۱۰۵.</ref>استنباط کرد. (...) خداوند در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ* في كِتَابٍ مَّكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>سوره واقعه، آیه ۷۷و۷۸و۷۹.</ref> ضمیر "لَّا یمَسُّهُ" اگر به مرجع نزدیک‌تر بازگردد، به [[کتاب مکنون]] اشاره دارد و اگر آن را به مرجع دورتر بازگردانیم، به [[قرآن کریم]] از آن جهت که در [[کتاب مکنون]] سرچشمه دارد، اشاره دارد. [[کتاب مکنون]] یا همان [[لوح محفوظ]] منبع و سرچشمه تمام علوم الهی است. بنابر تفسیر اول، عده‌ای از انسان‌ها که از آنها با عنوان "[[مطهرون]]" یعنی [[پاکیزگان]] یاد شده است، به [[کتاب مکنون]] یا همان [[لوح محفوظ]] دسترسی دارند. با توجه به محتوای آیه، مقصود از [[پاکیزگی]] در این آیه، [[پاکیزگی معنوی]] و برخورداری از [[کمالات الهی]] است. به شهادت [[آیه تطهیر]]، [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}}، از [[پاکان]] هستند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> چنانکه می‌دانیم، مقصود از [[اهل بیت]]{{عم}} در این آیه، [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}}، [[حضرت فاطمه]]{{س}}، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} می‌باشند  که البته [[علوم]] آنان به سایر [[ائمه]]{{عم}} منتقل شده است.  بنابراین، از این آیات این گونه استنباط می‌شود که این بزرگواران به علومی ویژه از [[لوح محفوظ]] دست‌رسی داشته‌اند که از [[علوم غیبی]] به شمار می‌آید و دیگران از آن محرومند. قابل توجه است که حتی اگر ضمیر "لَّا یمَسُّهُ" را به قرآن بازگردانیم، این آیه به [[علوم ظاهری قرآن]] اشاره ندارد، بلکه به [[علوم غیبی]] آن اشاره دارد که سرچشمه در [[لوح محفوظ]] داشته و غیر از عده‌ای خاص ([[پاکیزگان]]) به آن دسترسی ندارند. این نمونه‌ها، نه تنها نشان می‌دهد که [[آگاهی از غیب]] از طریق عطای خداوند ممکن است، بلکه اختصاص به [[پیامبران]] نداشته و حتی افرادی مانند [[حضرت مریم]]، [[مادر موسی]]، [[همسر حضرت ابراهیم]] و [[جناب آصف]]{{عم}} به عنایت الهی به برخی از علوم غیبی دست یافته بودند که خبرهای آن در قرآن کریم آمده است. همچنین می‌توان با استدلال به برخی از آیات یاد شده، ثابت نمود که [[اهل‌بیت پیامبر]]{{عم}} نیز به [[علوم غیبی]] به معنای یاد شده دسترسی داشته‌اند»<ref>[[قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایان‌نامه)|قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه]].</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۷. حجت الاسلام و المسلمین بخارایی‌زاده؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۷. حجت الاسلام و المسلمین بخارایی‌زاده؛
| تصویر = 11805.jpg
| تصویر = 11805.jpg
| پاسخ‌دهنده = سید حبیب بخارایی‌زاده|بخارایی‌زاده]]]]
| پاسخ‌دهنده = سید حبیب بخارایی‌زاده
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید حبیب بخارایی‌زاده]]''' در پایان‌نامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید حبیب بخارایی‌زاده]]''' در پایان‌نامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
:::::*«[[ابو بصیر]] درباره [[مصحف فاطمه]] پرسید. حضرت پاسخ دادند بعد از رحلت پدرش بر وی نازل گردید گفتم چه چیزی در آن است فرمود: اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت. دلالت فقره "خبر ما یکون الی یوم القیامه" بر [[قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش)|گستره علم ائمه]]، از آنچه در حدیث قبل بیان شد معلوم است. خصوصا با توجه به تفصیل ای فقره از ناحیه خود امام که نشان‌دهنده آن است که اختصاص به حوادث عالم دنیا و موجودات سفلی نداشته و وقایع عوالم دیگر و موجودات علوی را هم شامل می‌شود.  
:::::*«[[ابو بصیر]] درباره [[مصحف فاطمه]] پرسید. حضرت پاسخ دادند بعد از رحلت پدرش بر وی نازل گردید گفتم چه چیزی در آن است فرمود: اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت. دلالت فقره "خبر ما یکون الی یوم القیامه" بر [[قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش)|گستره علم ائمه]]، از آنچه در حدیث قبل بیان شد معلوم است. خصوصا با توجه به تفصیل ای فقره از ناحیه خود امام که نشان‌دهنده آن است که اختصاص به حوادث عالم دنیا و موجودات سفلی نداشته و وقایع عوالم دیگر و موجودات علوی را هم شامل می‌شود.  
::::::'''علم به آنچه بوده و آنچه هست:''' این دسته از روایات همانند دسته قبل برخی مطلقند و قیدی ندارند و برخی دیگر قید الی یوم القیامه را هم به همراه خود دارند که برای هریک مثالی ذکر می‌کنیم: [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} فرمود ای علی تو مرا غسل می‌دهی وقتی از غسل من فارق شدی مرا به لوحی قرار بده و سپس دستت را بر سینه من بگذار و فاطمه و حسن و حسین را همراهت بیاور ... سپس در آن هنگام آنچه را که بوده و آنچه را هست خواهی دانست<ref>بحار الانوار ج ۲۲ صص۴۹۲ ح۱.</ref>
::::::'''علم به آنچه بوده و آنچه هست:''' این دسته از روایات همانند دسته قبل برخی مطلقند و قیدی ندارند و برخی دیگر قید الی یوم القیامه را هم به همراه خود دارند که برای هریک مثالی ذکر می‌کنیم: [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} فرمود ای علی تو مرا غسل می‌دهی وقتی از غسل من فارق شدی مرا به لوحی قرار بده و سپس دستت را بر سینه من بگذار و فاطمه و حسن و حسین را همراهت بیاور ... سپس در آن هنگام آنچه را که بوده و آنچه را هست خواهی دانست<ref>بحار الانوار ج ۲۲ صص۴۹۲ ح۱.</ref>
خط ۱۲۳: خط ۱۲۳:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۸. حجت الاسلام و المسلمین اوجاقی؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۸. حجت الاسلام و المسلمین اوجاقی؛
| تصویر = 1073589.jpg
| تصویر = 1073589.jpg
| پاسخ‌دهنده = ناصرالدین اوجاقی|اوجاقی]]]]
| پاسخ‌دهنده = ناصرالدین اوجاقی
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
:::::*«دو مورد در اینجا شاهد وجود دارد که شیعیان معتقد بودند در نزد [[ائمه]]{{عم}} کتابی است که حضرت علی آن را نوشته است و در آن احکام الهی و حلال‌ها و حرام‌ها جمع شده است. [[منصور بن حازم]] می‌گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم که مردم می‌گویند که در نزد شما صحیفه‌ای هست که طول آن هفتاد ذراع است و در آن هر آنچه مردم نیاز دارند وجود دارد و این همان علم امامت است. شاهد دیگر سخنان این شاذان در این مورد است که [[امام علی|حضرت علی]] فرموده است چیزی در نزد ما غیر از کتاب خدا و آنچه در صحیفه مکتوب است وجود ندارد. در توضیح این روایت ابن شاذان می‌گوید این سخن حق است زیرا کتاب خدا تمام علومی را که انسان‌ها در امر دین به آن نیاز دارند در خود جای داده است و هرچه در صحیفه هست تفسیر چیزی است که در کتاب خداست»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۸۵.</ref>.
:::::*«دو مورد در اینجا شاهد وجود دارد که شیعیان معتقد بودند در نزد [[ائمه]]{{عم}} کتابی است که حضرت علی آن را نوشته است و در آن احکام الهی و حلال‌ها و حرام‌ها جمع شده است. [[منصور بن حازم]] می‌گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم که مردم می‌گویند که در نزد شما صحیفه‌ای هست که طول آن هفتاد ذراع است و در آن هر آنچه مردم نیاز دارند وجود دارد و این همان علم امامت است. شاهد دیگر سخنان این شاذان در این مورد است که [[امام علی|حضرت علی]] فرموده است چیزی در نزد ما غیر از کتاب خدا و آنچه در صحیفه مکتوب است وجود ندارد. در توضیح این روایت ابن شاذان می‌گوید این سخن حق است زیرا کتاب خدا تمام علومی را که انسان‌ها در امر دین به آن نیاز دارند در خود جای داده است و هرچه در صحیفه هست تفسیر چیزی است که در کتاب خداست»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۸۵.</ref>.
:::::*«در این مورد هشت روایت در اصول کافی ذکر شده است:
:::::*«در این مورد هشت روایت در اصول کافی ذکر شده است:
خط ۱۴۰: خط ۱۴۰:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۹. آقای دکتر رستمی و خانم آل‌بویه؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۹. آقای دکتر رستمی و خانم آل‌بویه؛
| تصویر = 11522.jpg
| تصویر = 11522.jpg
| پاسخ‌دهنده = محمد زمان رستمی|رستمی]]]]
| پاسخ‌دهنده = محمد زمان رستمی
آقای دکتر '''[[محمد زمان رستمی]]'''  (استادیار دانشگاه قم) و خانم '''[[طاهره آل‌بویه]]''' (پژوهشگر جامعة الزهراء) در کتاب ''«[[علم امام ۲ (کتاب)|علم امام]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
| پاسخ = آقای دکتر '''[[محمد زمان رستمی]]'''  (استادیار دانشگاه قم) و خانم '''[[طاهره آل‌بویه]]''' (پژوهشگر جامعة الزهراء) در کتاب ''«[[علم امام ۲ (کتاب)|علم امام]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
::::::«[[حزیر]] به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: چرا عمر شما [[ائمه]]{{عم}} کوتاه است و مرگ شما به هم نزدیک است با این که مردم به شما نیازمندند؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: هر کدام از ما صحیفه‌ای داریم که در آن هر چه باید در مدت [[امامت]] عمل شود ثبت است و چون مندرجات آن به آخر رسید فهمیده شود که عمر به آخر رسیده و [[پیامبر]]{{صل}} در خواب آید و خبر مرگ او را به وی دهد و آنچه از مقام نزد خدا دارد به او گزارش دهد<ref>کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۴۳۳.</ref>.
::::::«[[حزیر]] به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: چرا عمر شما [[ائمه]]{{عم}} کوتاه است و مرگ شما به هم نزدیک است با این که مردم به شما نیازمندند؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: هر کدام از ما صحیفه‌ای داریم که در آن هر چه باید در مدت [[امامت]] عمل شود ثبت است و چون مندرجات آن به آخر رسید فهمیده شود که عمر به آخر رسیده و [[پیامبر]]{{صل}} در خواب آید و خبر مرگ او را به وی دهد و آنچه از مقام نزد خدا دارد به او گزارش دهد<ref>کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۴۳۳.</ref>.
::::::در روایت دیگری [[ابی‌ بصیر]] به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: شیعیانت می‌گویند که [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} بابی از دانش آموخته که از آن هزار باب برای وی گشوده شده است؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: ای ابا محمد، [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} هزار باب آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شد. پرسید آیا علم این است، حضرت لحظه‌ای سر انگشت به زمین زد و سپس فرمود: محققاً علم این است، ولی باز آن علم کامل و نهایی نیست و به راستی جامعه نزد ما است و مردم چه می‌فهمند که جامعه چیست؟ [[ابی‌ بصیر]] پرسید: جامعه چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: دفتری است که هفتاد ذراع درازا دارد و به املای [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} است که از زبان خود بیان نموده و [[علی]]{{ع}} به دست خود نوشته و هر حلال و حرام و هر چه مورد نیاز باشد در آن است تا برسد به حکم‌ ارش یک خراش در تن، آن‌گاه حضرت دست بر وی زد و فرمود: ای ابا محمد آیا به من اجازه می‌دهی؟ عرض کرد: قربانت در اختیار شما هستم هر چه می‌خواهید بکنید. حضرت و شکنی از وی گرفت و فرمود: حتی ارش این عمل هم در آن بیان شده است. ابی بصیر گفت: آیا علم این است، فرمود: و به راستی در نزد ما است جفر و چه می‌فهمند که [[جفر]] چیست؟ عرض کرد: [[جفر]] چیست؟ فرمود: فرمود: یک ظرفی است از پوست که علم انبیا و اوصیا و علم دانشمندان گذشته از بنی اسرائیل در آن است، گفت آیا این همان علم کامل است، [[امام]]{{ع}} فرمود: این هم علم است، ولی علم نهایی و کامل نیست و ساعتی خاموش شد و باز فرمود: به راستی نزد ماست [[مصحف فاطمه]]{{س}} و چه می‌فهمند که [[مصحف فاطمه]] چیست؟ عرض کرد [[مصحف فاطمه]] چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود سه برابر این قرآنی که میان شما است در آن است و به خدا یک کلمه از این قرآن شما در آن نیست. گفت آیا علم کامل این است. [[امام]]{{ع}} این هم علمی است، ولی علم نهایی و کامل نیست و ساعتی خاموش شد و باز فرمود: به راستی نزد ما است علم آنچه بوده و علم هر چه خواهد بود تا قیام ساعت، گفت: قربانت پس علم نهایی و کامل چیست؟ فرمود: آن علمی که در هر شب و هر روز نسبت به کاری دنبال کاری و چیزی دنبال چیزی تا روز قیامت پدید شود. [[حماد بن عثمان]] گوید [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: زنادقه در سال ۱۲۸ ظهور کنند و من این را از مطالعه [[مصحف فاطمه]]{{س}} دریافتم. عرض کرد [[مصحف فاطمه]]{{س}} چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: چون خدای تعالی جان [[پیامبر]]{{صل}} را گرفت و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} از وفات آن حضرت تا آن‌جا اندوهناک شد که جز خدا عزوجل نداند، خدا فرشته‌ای فرستاد تا [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} را تسلیت دهد و با او حدیث گوید. از آن پس هر چه از فرشته می‌شنید را بر [[امام علی|علی]]{{ع}} املا می‌کرد و او می‌نوشت تا این‌که مصحفی از این نوشته‌ها درست شد، سپس فرمود: در آن مصحف هیچ احکام حلال و حرام نیست، ولی در آن علم به حوادث آینده است. [[حسین بن ابی العلاء]] گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم می‌فرمود: به راستی در نزد من جفر ابیض است. او پرسید: آنچه چیز است؟ فرمود: زبور داوود، تورات موسی، انجیل عیسی، صحف ابراهیم، احکام حلال و حرام و [[مصحف فاطمه]]{{س}} و در آن آیه‌ای از قرآن نیست، با این حال در آن است آنچه مردم راجع به آن به ما نیاز دارند و ما به احدی نیاز نداریم و آن‌قدر جامعه است که در آن حکم مجازات به یک تازیانه و نصف و ربع تازیانه و غرامت خراش هم درج است و جفر جامع نزد من است، گفتم: جفر احمر چیست؟ فرمود: سلاح است و آن را تنها برای خون باز می‌کنند. [[بکر بن کرب صیرفی]] گوید: [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمود: در نزد ماست آنچه با وجود آن نیازی به مردم نداریم و در حقیقت مردم به ما نیاز دارند و به راستی که در نزد ما کتابی است از املای [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به خط [[امام علی|علی]]{{ع}} دفتری است که در آن هر حلال و حرامی ثبت است، شما کاری را به ما رجوع می‌کنید و دستور می‌خواهید، ما می‌دانیم که بدان عمل می‌کنید و یا این‌که آن را ترک می‌کنید»<ref>[http://rasekhoon.net/article/show/1081308/%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-(%D8%B9)-(2)/ علم امام.]</ref>.
::::::در روایت دیگری [[ابی‌ بصیر]] به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد: شیعیانت می‌گویند که [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} بابی از دانش آموخته که از آن هزار باب برای وی گشوده شده است؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: ای ابا محمد، [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به [[امام علی|علی]]{{ع}} هزار باب آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شد. پرسید آیا علم این است، حضرت لحظه‌ای سر انگشت به زمین زد و سپس فرمود: محققاً علم این است، ولی باز آن علم کامل و نهایی نیست و به راستی جامعه نزد ما است و مردم چه می‌فهمند که جامعه چیست؟ [[ابی‌ بصیر]] پرسید: جامعه چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: دفتری است که هفتاد ذراع درازا دارد و به املای [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} است که از زبان خود بیان نموده و [[علی]]{{ع}} به دست خود نوشته و هر حلال و حرام و هر چه مورد نیاز باشد در آن است تا برسد به حکم‌ ارش یک خراش در تن، آن‌گاه حضرت دست بر وی زد و فرمود: ای ابا محمد آیا به من اجازه می‌دهی؟ عرض کرد: قربانت در اختیار شما هستم هر چه می‌خواهید بکنید. حضرت و شکنی از وی گرفت و فرمود: حتی ارش این عمل هم در آن بیان شده است. ابی بصیر گفت: آیا علم این است، فرمود: و به راستی در نزد ما است جفر و چه می‌فهمند که [[جفر]] چیست؟ عرض کرد: [[جفر]] چیست؟ فرمود: فرمود: یک ظرفی است از پوست که علم انبیا و اوصیا و علم دانشمندان گذشته از بنی اسرائیل در آن است، گفت آیا این همان علم کامل است، [[امام]]{{ع}} فرمود: این هم علم است، ولی علم نهایی و کامل نیست و ساعتی خاموش شد و باز فرمود: به راستی نزد ماست [[مصحف فاطمه]]{{س}} و چه می‌فهمند که [[مصحف فاطمه]] چیست؟ عرض کرد [[مصحف فاطمه]] چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود سه برابر این قرآنی که میان شما است در آن است و به خدا یک کلمه از این قرآن شما در آن نیست. گفت آیا علم کامل این است. [[امام]]{{ع}} این هم علمی است، ولی علم نهایی و کامل نیست و ساعتی خاموش شد و باز فرمود: به راستی نزد ما است علم آنچه بوده و علم هر چه خواهد بود تا قیام ساعت، گفت: قربانت پس علم نهایی و کامل چیست؟ فرمود: آن علمی که در هر شب و هر روز نسبت به کاری دنبال کاری و چیزی دنبال چیزی تا روز قیامت پدید شود. [[حماد بن عثمان]] گوید [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: زنادقه در سال ۱۲۸ ظهور کنند و من این را از مطالعه [[مصحف فاطمه]]{{س}} دریافتم. عرض کرد [[مصحف فاطمه]]{{س}} چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: چون خدای تعالی جان [[پیامبر]]{{صل}} را گرفت و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} از وفات آن حضرت تا آن‌جا اندوهناک شد که جز خدا عزوجل نداند، خدا فرشته‌ای فرستاد تا [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} را تسلیت دهد و با او حدیث گوید. از آن پس هر چه از فرشته می‌شنید را بر [[امام علی|علی]]{{ع}} املا می‌کرد و او می‌نوشت تا این‌که مصحفی از این نوشته‌ها درست شد، سپس فرمود: در آن مصحف هیچ احکام حلال و حرام نیست، ولی در آن علم به حوادث آینده است. [[حسین بن ابی العلاء]] گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم می‌فرمود: به راستی در نزد من جفر ابیض است. او پرسید: آنچه چیز است؟ فرمود: زبور داوود، تورات موسی، انجیل عیسی، صحف ابراهیم، احکام حلال و حرام و [[مصحف فاطمه]]{{س}} و در آن آیه‌ای از قرآن نیست، با این حال در آن است آنچه مردم راجع به آن به ما نیاز دارند و ما به احدی نیاز نداریم و آن‌قدر جامعه است که در آن حکم مجازات به یک تازیانه و نصف و ربع تازیانه و غرامت خراش هم درج است و جفر جامع نزد من است، گفتم: جفر احمر چیست؟ فرمود: سلاح است و آن را تنها برای خون باز می‌کنند. [[بکر بن کرب صیرفی]] گوید: [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمود: در نزد ماست آنچه با وجود آن نیازی به مردم نداریم و در حقیقت مردم به ما نیاز دارند و به راستی که در نزد ما کتابی است از املای [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} به خط [[امام علی|علی]]{{ع}} دفتری است که در آن هر حلال و حرامی ثبت است، شما کاری را به ما رجوع می‌کنید و دستور می‌خواهید، ما می‌دانیم که بدان عمل می‌کنید و یا این‌که آن را ترک می‌کنید»<ref>[http://rasekhoon.net/article/show/1081308/%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-(%D8%B9)-(2)/ علم امام.]</ref>.
خط ۱۴۹: خط ۱۴۹:
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۰. آقای دکتر غلامی (پژوهشگر دانشگاه تهران)؛
| عنوان پاسخ‌دهنده = ۱۰. آقای دکتر غلامی (پژوهشگر دانشگاه تهران)؛
| تصویر = 11819.jpg
| تصویر = 11819.jpg
| پاسخ‌دهنده = اصغر غلامی|غلامی]]]]
| پاسخ‌دهنده = اصغر غلامی
آقای دکتر '''[[اصغر غلامی]]''' در مقاله ''«[[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = آقای دکتر '''[[اصغر غلامی]]''' در مقاله ''«[[آفاق علم امام در الکافی (مقاله)|آفاق علم امام در الکافی]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«جفر، در اصل به معناى بزغاله، و جلد جفر، به معناى پوست بزغاله است. جفر مطرح شده در روايات [[ائمه]]{{عم}} نيز به معناى پوست يا كيسه اى از پوست است. بر طبق روايات، [[ائمه]]{{عم}} دو پوست و يا دو انبان دوخته شده از پوست داشتند كه در يكى سلاح [[پیامبر|رسول‌اللّه]]{{صل}} قرار داشت كه از آن به [[جفر احمر]] تعبير شده است و در ديگرى، مواريث علمى انبيا{{عم}} قرار دارد كه بدان [[جفر ابيض]] اطلاق مى‌كردند. از ظاهر (روایات) چنين استفاده مى‌شود كه جفر ابيض، از اختصاصات [[ائمه]]{{عم}} است. اما متأسفانه گاهى از جفر، چيزى از سنخ رمالى، تفأل و ... تصور مى‌شود. ابن قتيبه، ضمن ارائه تفسيرى نادرست از جفر، تصريح مى‌كند كه شيعه معتقد است [[ائمه]]{{عم}} منبع علمى دارند كه هر آنچه مردم نيازمندند و هر آنچه تا قيامت اتفاق خواهد افتاد، در آن هست.  وى از اين موضوع استبعاد كرده و سخن يكى از سران زيديه را كه به عنوان تمسخر جفر بيان شده، نقل مى‌كند  و حال آن كه ادعاى شيعيان در مورد علم امام، در تاريخ زندگى [[ائمه]]{{عم}} در موارد فراوانى به اثبات رسيده است. [[ابن خلدون]] در مورد [[جفر]] مى‌نويسد: و بدان كتاب جفر، اصلش آن است كه [[هارون بن سعيد عجلى]] از سران زيديه كتابى داشت كه آن را از [[امام صادق]]{{ع}} روايت مى‌كرد و علم آنچه براى اهل بيت به طور عموم و براى برخى از ايشان به طور خاص قرار بوده اتفاق افتد، در آن بود. و تفسير قرآن و آنچه از عجايب معانى در بطون قرآن هست، در آن است كه از [[جعفر صادق]]{{ع}} روايت شده است. (...) جفرى كه به عنوان علم حروف مطرح شده، در بين شيعيان، مثل شيخ بهايى نيز رايج بوده است، لكن صرف نظر از درستى يا نادرستى چنين علمى، روشن است كه اين علم و اين تفاسير از جفر، با جفرى كه در دست ائمه{{عم}} و از اختصاصات ايشان است، هيچ ارتباطى ندارد»<ref>[http://www.hadith.net/post/5897/%d8%a2%d9%81%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%83%d8%a7%d9%81%d9%8a/p479/ آفاق علم امام در الکافی].</ref>.
::::::«جفر، در اصل به معناى بزغاله، و جلد جفر، به معناى پوست بزغاله است. جفر مطرح شده در روايات [[ائمه]]{{عم}} نيز به معناى پوست يا كيسه اى از پوست است. بر طبق روايات، [[ائمه]]{{عم}} دو پوست و يا دو انبان دوخته شده از پوست داشتند كه در يكى سلاح [[پیامبر|رسول‌اللّه]]{{صل}} قرار داشت كه از آن به [[جفر احمر]] تعبير شده است و در ديگرى، مواريث علمى انبيا{{عم}} قرار دارد كه بدان [[جفر ابيض]] اطلاق مى‌كردند. از ظاهر (روایات) چنين استفاده مى‌شود كه جفر ابيض، از اختصاصات [[ائمه]]{{عم}} است. اما متأسفانه گاهى از جفر، چيزى از سنخ رمالى، تفأل و ... تصور مى‌شود. ابن قتيبه، ضمن ارائه تفسيرى نادرست از جفر، تصريح مى‌كند كه شيعه معتقد است [[ائمه]]{{عم}} منبع علمى دارند كه هر آنچه مردم نيازمندند و هر آنچه تا قيامت اتفاق خواهد افتاد، در آن هست.  وى از اين موضوع استبعاد كرده و سخن يكى از سران زيديه را كه به عنوان تمسخر جفر بيان شده، نقل مى‌كند  و حال آن كه ادعاى شيعيان در مورد علم امام، در تاريخ زندگى [[ائمه]]{{عم}} در موارد فراوانى به اثبات رسيده است. [[ابن خلدون]] در مورد [[جفر]] مى‌نويسد: و بدان كتاب جفر، اصلش آن است كه [[هارون بن سعيد عجلى]] از سران زيديه كتابى داشت كه آن را از [[امام صادق]]{{ع}} روايت مى‌كرد و علم آنچه براى اهل بيت به طور عموم و براى برخى از ايشان به طور خاص قرار بوده اتفاق افتد، در آن بود. و تفسير قرآن و آنچه از عجايب معانى در بطون قرآن هست، در آن است كه از [[جعفر صادق]]{{ع}} روايت شده است. (...) جفرى كه به عنوان علم حروف مطرح شده، در بين شيعيان، مثل شيخ بهايى نيز رايج بوده است، لكن صرف نظر از درستى يا نادرستى چنين علمى، روشن است كه اين علم و اين تفاسير از جفر، با جفرى كه در دست ائمه{{عم}} و از اختصاصات ايشان است، هيچ ارتباطى ندارد»<ref>[http://www.hadith.net/post/5897/%d8%a2%d9%81%d8%a7%d9%82-%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%84%d9%83%d8%a7%d9%81%d9%8a/p479/ آفاق علم امام در الکافی].</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش