آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۲۳:۵۱
، ۲۳ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} {{پاسخ پرسش +}} {{پاسخ پرسش )
جز (جایگزینی متن - '\ه\s=\s(.*)\]\]\]\] (.*)\s' به 'ه = $1 | پاسخ = $2 ') |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-}} {{پاسخ پرسش +}} {{پاسخ پرسش )) |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
:::::#'''ضروت حضوری بودن علم سفیر و شهید:'''[[پیامبر]] و [[امامانِ]] جانشین او، سفیران خداوند و امانتداران او در میان و شهدای بر ایشانند. حال میپرسم: چگونه کسی که چیزی از احوال مردم نمیداند و نسبت به اعمال آنها و آنچه در درونشان میگذرد، معرفتی ندارد، گواه مردم و سفیر در میان ایشان و امین برایشان باشد؟اما اگر علمش حضوری باشد به حق گواه بر امت و شاهد بر اعمال ایشان خواهد بود و نیز به حق امین بر همه عالم و خیر خواه و سفیر در میان آنها و واسطۀ بین خداوند و آنها خواهد بود که احکام الهی را به مردم برساند و طاعت وعصیان آنها را به محضر عرضه بدارد. این بود بخشی از آنچه برای نزدیک کردن عقل به علم حضوری و مقدم داشتن آن بر علم ارادی به ذهنم رسیده است و اگر در صدد بسط بحث باشیم ادلۀ بیشتری وجود دارد، اما در آنچه گذشت کفایت است»<ref>[[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ - ۵۷.</ref> | :::::#'''ضروت حضوری بودن علم سفیر و شهید:'''[[پیامبر]] و [[امامانِ]] جانشین او، سفیران خداوند و امانتداران او در میان و شهدای بر ایشانند. حال میپرسم: چگونه کسی که چیزی از احوال مردم نمیداند و نسبت به اعمال آنها و آنچه در درونشان میگذرد، معرفتی ندارد، گواه مردم و سفیر در میان ایشان و امین برایشان باشد؟اما اگر علمش حضوری باشد به حق گواه بر امت و شاهد بر اعمال ایشان خواهد بود و نیز به حق امین بر همه عالم و خیر خواه و سفیر در میان آنها و واسطۀ بین خداوند و آنها خواهد بود که احکام الهی را به مردم برساند و طاعت وعصیان آنها را به محضر عرضه بدارد. این بود بخشی از آنچه برای نزدیک کردن عقل به علم حضوری و مقدم داشتن آن بر علم ارادی به ذهنم رسیده است و اگر در صدد بسط بحث باشیم ادلۀ بیشتری وجود دارد، اما در آنچه گذشت کفایت است»<ref>[[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۴۷ - ۵۷.</ref> | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۲. آیتالله حسینی همدانی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۲. آیتالله حسینی همدانی؛ | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۱: | ||
::::::«حقایق امور و اسرار ملکوتى و آنچه مورد تصور و تعقل و حس درآید و عبارت از معانى و ماهیاتى است که مظاهر اسماء و صفات حریم کبریائى است به [[نیروى غیبى الهى]] به [[ رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|روح و روان طاهر]] [[اوصیاء]] [[اهل بیت]] [[وحی]] {{عم}} [[رابطه نقر در گوش و نکت در دل با علم معصوم چیست؟ (پرسش)|القاء]] شده و به [[آیا علم به باطن قرآن علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|بطون آیات قرآنى]] و به [[اسرار]] از طریق [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|موهبت وجودى]] و علم حضورى [[احاطه علمی معصوم به چه معناست؟ (پرسش)|احاطه]] یافته اند».<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/14205 سید محمد حسینی همدانی، درخشان پرتوى از اصول کافى ، ج۴، ص۳۹.]</ref> | ::::::«حقایق امور و اسرار ملکوتى و آنچه مورد تصور و تعقل و حس درآید و عبارت از معانى و ماهیاتى است که مظاهر اسماء و صفات حریم کبریائى است به [[نیروى غیبى الهى]] به [[ رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|روح و روان طاهر]] [[اوصیاء]] [[اهل بیت]] [[وحی]] {{عم}} [[رابطه نقر در گوش و نکت در دل با علم معصوم چیست؟ (پرسش)|القاء]] شده و به [[آیا علم به باطن قرآن علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|بطون آیات قرآنى]] و به [[اسرار]] از طریق [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|موهبت وجودى]] و علم حضورى [[احاطه علمی معصوم به چه معناست؟ (پرسش)|احاطه]] یافته اند».<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/14205 سید محمد حسینی همدانی، درخشان پرتوى از اصول کافى ، ج۴، ص۳۹.]</ref> | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۳. آیتالله میرجهانی طباطبائی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۳. آیتالله میرجهانی طباطبائی؛ | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۰: | ||
::::::اجمالاً علم خدای تعالی عین ذات اوست؛ مانند سایر صفات ذاتیه او که آنها نیز عین ذات اوست و محال است که بشر عاجز بتواند بر آن اطلاع پیدا کند و کیفیتی برای او قائل شود زیرا که کیفیتی برای او نیست چنانچه در بعضی از دعاها وارد شده که {{عربی|"یا مَن لا یَعلَمُ مَن هُو إلّا هُو"}} یعنی "ای کسی که حقیقت او را کسی نمیداند مگر خودش". حاصل کلام به بیاناتی که ذکر شد این است که [[علوم ائمه]] {{عم}} حصولی است نه حضوری»<ref>[[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]، ص ۱۷۷.</ref>. | ::::::اجمالاً علم خدای تعالی عین ذات اوست؛ مانند سایر صفات ذاتیه او که آنها نیز عین ذات اوست و محال است که بشر عاجز بتواند بر آن اطلاع پیدا کند و کیفیتی برای او قائل شود زیرا که کیفیتی برای او نیست چنانچه در بعضی از دعاها وارد شده که {{عربی|"یا مَن لا یَعلَمُ مَن هُو إلّا هُو"}} یعنی "ای کسی که حقیقت او را کسی نمیداند مگر خودش". حاصل کلام به بیاناتی که ذکر شد این است که [[علوم ائمه]] {{عم}} حصولی است نه حضوری»<ref>[[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]، ص ۱۷۷.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۴. آیتالله جوادی آملی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۴. آیتالله جوادی آملی؛ | ||
| خط ۷۱: | خط ۶۸: | ||
:::::*«اگر [[انسان کامل]] [[معصوم]]{{ع}} [[مخزن علم خداوند]] شود، علم وی، [[علم حضوری|حضوری]] است؛ نه [[علم حصولی|حصولی]]. و در [[علم حضوری]]، عین خارجی معلوم است؛ نه صورتی از آن. از این جهت، اگر [[انسان کامل]] [[معصوم]]{{ع}} [[مخزن علم خدا]] باشد، مخزن حقایق اشیای عینی خواهد بود، به گونهای که واجد همه آنها است. البته از آن لحاظ که انسان دارای حواس و ذهن فعال است و [[علم حضوری]] را به [[علم حصولی]] تبدیل میکند، میتواند - گذشته از خزانه شهودی نسبت به متن اشیا - مخزن حصولی نسبت به صورت های آنها باشد»<ref>ادب فنای مقربان، ج۴، ص ۱۳۲</ref>. | :::::*«اگر [[انسان کامل]] [[معصوم]]{{ع}} [[مخزن علم خداوند]] شود، علم وی، [[علم حضوری|حضوری]] است؛ نه [[علم حصولی|حصولی]]. و در [[علم حضوری]]، عین خارجی معلوم است؛ نه صورتی از آن. از این جهت، اگر [[انسان کامل]] [[معصوم]]{{ع}} [[مخزن علم خدا]] باشد، مخزن حقایق اشیای عینی خواهد بود، به گونهای که واجد همه آنها است. البته از آن لحاظ که انسان دارای حواس و ذهن فعال است و [[علم حضوری]] را به [[علم حصولی]] تبدیل میکند، میتواند - گذشته از خزانه شهودی نسبت به متن اشیا - مخزن حصولی نسبت به صورت های آنها باشد»<ref>ادب فنای مقربان، ج۴، ص ۱۳۲</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۵. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۵. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛ | ||
| خط ۸۸: | خط ۸۴: | ||
:::::*در مجموع، صرف نظر از متأخر بودن اصطلاح علم حضوری و حصولی، محتوای این مطلب را میتوان با تعابیر مختلف در میان سخنان علمای امامیه در دورههای مختلف جستجو کرد و میتوان مدعی شد که حضوری بودن بخشی از علم امام مورد اتفاق تمام علمای امامیه بوده است؛ هرچند محدوده علوم حضوری امام، در سخنان آنان چندان روشن نیست؛ بسیاری به این بحث نپرداختهاند؛ برخی تمام علم امام را حضوری و برخی بخشی از آن را حضوری دانستهاند».<ref>[ویژگیهای علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]</ref> | :::::*در مجموع، صرف نظر از متأخر بودن اصطلاح علم حضوری و حصولی، محتوای این مطلب را میتوان با تعابیر مختلف در میان سخنان علمای امامیه در دورههای مختلف جستجو کرد و میتوان مدعی شد که حضوری بودن بخشی از علم امام مورد اتفاق تمام علمای امامیه بوده است؛ هرچند محدوده علوم حضوری امام، در سخنان آنان چندان روشن نیست؛ بسیاری به این بحث نپرداختهاند؛ برخی تمام علم امام را حضوری و برخی بخشی از آن را حضوری دانستهاند».<ref>[ویژگیهای علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]</ref> | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۶. حجت الاسلام و المسلمین سبحانی؛}} | | عنوان پاسخدهنده = ۶. حجت الاسلام و المسلمین سبحانی؛}} | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۰: | ||
::::::«[[محمد حسین مظفر|علامه مظفر]] در کتاب خود در صدد اثبات این مطلب است که "امام با علم حضوری به همه حوادث گذشته و آینده و به همه موضوعات خارجی، بدون استثنا علم دارد".<ref>برای اطلاع بیشتر، ر.ک: [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم امام، محمدحسین مظفر]]</ref> (...) مرحوم [[علامه طباطبایی]]، صاحب تفسیر المیزان، در ''"[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]"'' مینویسد: (...) از راه عقل: براهینی است که به موجب آنها امام به حسب مقام نورانیت خود، کاملترین انسان عهد خود و مظهر تام اسما و صفات خدایی و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصی آشناست و به حسب وجود عنصری خود، به هر سوی توجه کند برای وی حقایق روشن است.<ref>[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]، [[سید محمد حسین طباطبایی]]، ص٢۵.</ref>»<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۷-۱۵۰].</ref>. | ::::::«[[محمد حسین مظفر|علامه مظفر]] در کتاب خود در صدد اثبات این مطلب است که "امام با علم حضوری به همه حوادث گذشته و آینده و به همه موضوعات خارجی، بدون استثنا علم دارد".<ref>برای اطلاع بیشتر، ر.ک: [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم امام، محمدحسین مظفر]]</ref> (...) مرحوم [[علامه طباطبایی]]، صاحب تفسیر المیزان، در ''"[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]"'' مینویسد: (...) از راه عقل: براهینی است که به موجب آنها امام به حسب مقام نورانیت خود، کاملترین انسان عهد خود و مظهر تام اسما و صفات خدایی و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصی آشناست و به حسب وجود عنصری خود، به هر سوی توجه کند برای وی حقایق روشن است.<ref>[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]، [[سید محمد حسین طباطبایی]]، ص٢۵.</ref>»<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۷-۱۵۰].</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۷. حجت الاسلام و المسلمین واعظی؛ | | عنوان پاسخدهنده = ۷. حجت الاسلام و المسلمین واعظی؛ | ||
| خط ۱۰۷: | خط ۱۰۱: | ||
:::::# دلیل نقلی: تمام دلایل نقلی آیات و روایات که بر عمومیت [[علم امام]] دلالت میکند، فعلیت و حضوری بودن آن را نیز اثبات میکند. کسانی که [[علم امام]] را اشائی و شأنی میدانند، [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال میکنند کداماند؟ (پرسش)|به دستهای از آیات استدلال کردهاند که علم غیب را مخصوص خداوند دانسته و از پیامبر نفی کردهاند]].<ref>نمل، ۶۵؛ انعام، ۵۰ و ۵۹؛ فاطر، ۳۸؛ اعراف، ۱۸۸؛ حجر ۲۱.</ref> همچنین به روایاتی استناد کردهاند که علم پیامبر و امام را اشائی دانستهاند».<ref>[[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]؛ ص۱۹۰ و ۱۹۱.</ref>. | :::::# دلیل نقلی: تمام دلایل نقلی آیات و روایات که بر عمومیت [[علم امام]] دلالت میکند، فعلیت و حضوری بودن آن را نیز اثبات میکند. کسانی که [[علم امام]] را اشائی و شأنی میدانند، [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال میکنند کداماند؟ (پرسش)|به دستهای از آیات استدلال کردهاند که علم غیب را مخصوص خداوند دانسته و از پیامبر نفی کردهاند]].<ref>نمل، ۶۵؛ انعام، ۵۰ و ۵۹؛ فاطر، ۳۸؛ اعراف، ۱۸۸؛ حجر ۲۱.</ref> همچنین به روایاتی استناد کردهاند که علم پیامبر و امام را اشائی دانستهاند».<ref>[[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]؛ ص۱۹۰ و ۱۹۱.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| عنوان پاسخدهنده = ۸. خانم پارسانسب (پژوهشگر دانشكده اصول دين). | | عنوان پاسخدهنده = ۸. خانم پارسانسب (پژوهشگر دانشكده اصول دين). | ||