پرش به محتوا

آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 '
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ')
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
خط ۲۲: خط ۲۲:
[[پرونده:39587474.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علامه طباطبایی|طباطبایی]]]]
[[پرونده:39587474.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علامه طباطبایی|طباطبایی]]]]
::::::'''[[علامه طباطبایی]]''' در کتاب ''«بررسی های اسلامی»'' در این باره گفته است:
::::::'''[[علامه طباطبایی]]''' در کتاب ''«بررسی های اسلامی»'' در این باره گفته است:
::::::«[[امام]]{{ع}} به حقایق جهان هستی، در هرگونه شرایطی وجود داشته باشند، به اذن خدا واقف است؛ اعم از آنها که تحت حس قرار دارند و آنها که بیرون از دایره حس می‌‏باشند، مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده. (...) از راه عقل، براهینی است که به موجب آنها [[امام]]{{ع}} به حسب مقام نورانیت خود کامل‏ترین انسان عهد خود و مظهر تام اسماء و صفات خدایی و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصی آشناست و به حسب وجود عنصری خود به هر سوی توجه کند، برای وی حقایق روشن می‏‌شود. (...) نکته‏‌ای که باید به سوی آن عطف توجه کرد این است که این گونه موهبتی به موجب ادله عقلی و نقلی که آن را اثبات می‏‌کند قابل هیچ گونه تخلف نیست و تغیر نمی‏‌پذیرد و سر مویی به خطا نمی‏‌رود و به اصطلاح علم است به آنچه در لوح محفوظ ثبت شده است. »<ref>[http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/76192/1 بررسی های اسلامی، ج‏ ۱، ص ۱۹۵.]</ref>.
 
«[[امام]]{{ع}} به حقایق جهان هستی، در هرگونه شرایطی وجود داشته باشند، به اذن خدا واقف است؛ اعم از آنها که تحت حس قرار دارند و آنها که بیرون از دایره حس می‌‏باشند، مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده. (...) از راه عقل، براهینی است که به موجب آنها [[امام]]{{ع}} به حسب مقام نورانیت خود کامل‏ترین انسان عهد خود و مظهر تام اسماء و صفات خدایی و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصی آشناست و به حسب وجود عنصری خود به هر سوی توجه کند، برای وی حقایق روشن می‏‌شود. (...) نکته‏‌ای که باید به سوی آن عطف توجه کرد این است که این گونه موهبتی به موجب ادله عقلی و نقلی که آن را اثبات می‏‌کند قابل هیچ گونه تخلف نیست و تغیر نمی‏‌پذیرد و سر مویی به خطا نمی‏‌رود و به اصطلاح علم است به آنچه در لوح محفوظ ثبت شده است. »<ref>[http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/76192/1 بررسی های اسلامی، ج‏ ۱، ص ۱۹۵.]</ref>.


== پاسخ های دیگر==
== پاسخ های دیگر==
خط ۳۱: خط ۳۲:
| پاسخ‌دهنده = محمد حسین مظفر
| پاسخ‌دهنده = محمد حسین مظفر
| پاسخ = آیت‌الله '''[[محمد حسین مظفر]]''' در دو کتاب ''«[[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الإمام]]»'' و ''«[[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = آیت‌الله '''[[محمد حسین مظفر]]''' در دو کتاب ''«[[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الإمام]]»'' و ''«[[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«مراد از علم در این مقام، آگاهی از موضوعات خارجیِ جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات احکام کلی، زیرا جهل [[امام]] به آنها موجب کمبود در رتبۀ [[امامت]] و تنزّل از آن مقام می‌باش، افزون بر آنکه بیان آنها از ویژگیهای ر و وظائف اوست. همچنین مارد از [[علم امام]] در این بحث اطلاع وی از احکام نیست، زیرا [[علم امام]] به آنها باید حضوری باشد، چرا که روا نیست حکمی از او بپرسند و امام آن را نداند که در این صورت حجت بر بندگان نبوده بلکه امامتش، باطل می‌باشد.(...)
 
«مراد از علم در این مقام، آگاهی از موضوعات خارجیِ جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات احکام کلی، زیرا جهل [[امام]] به آنها موجب کمبود در رتبۀ [[امامت]] و تنزّل از آن مقام می‌باش، افزون بر آنکه بیان آنها از ویژگیهای ر و وظائف اوست. همچنین مارد از [[علم امام]] در این بحث اطلاع وی از احکام نیست، زیرا [[علم امام]] به آنها باید حضوری باشد، چرا که روا نیست حکمی از او بپرسند و امام آن را نداند که در این صورت حجت بر بندگان نبوده بلکه امامتش، باطل می‌باشد.(...)
::::::'''علم حضوری [[امام]] از راههای عقل:'''
::::::'''علم حضوری [[امام]] از راههای عقل:'''
:::::#'''نافعتر بودن علم حضوری برای امت:'''ادلۀ روشن و براهین عقلیه‌ای اقامه شده بر اینکه باید رسول را جانشینی باشد که مردم را متحد کند تا پس از اجتماع بر حق، از آن متفرق نگردن و آیا کسی جز آن جانشین می‌تواند امت را یکپارچه کند؟ آن براهین همچنین دلالت دارند بر اینکه جانشین [[پیامبر]] باید به صفاتی آراسته باشد که صلاحیت نیابت از مقام صاحب رسالت را پدید می‌آورد، تا از تدبیر امور امت، عاجز نباشد و بتواند پندارهای پیروان مذاهب منحرف و عقاید باطل را با ادلۀ محکم و استدلالهای حق، ابطال گرداند؛ زیرا اگر او از انجام این مهم ناتوان باشد، امت به صورت دسته‌ها و گروهها و مذاهب گوناگون در خواهد آمد.(...) خلاصه آنکه [[امامت]] برای امت امری اجتناب‌ناپذیر است و [[امام]] باید دارای آن علم سرشار و جوشیده از چشمۀ علم الهی باشد. اگر میان امت، امامی این چنین نباشد، حجت خداوند پس از رسول بر مردم تمام نخواهد بود چرا که جاهلان نمی‌توانند حجت الهی باشند. پس اگر [[اهل بیت]]{{عم}}، امامان بر حق و جانشینان راستینند باید علم حضوری به آنچه بوده و هست و خواهد بود، داشته و از هر فنّ و حکم و امری آگاه باشند. پس روا نیست پرسشی از [[امام]] شود –در مورد هر چه باشد- و [[امام]] پاسخ آن را نداند و یا حادثه‌ای رخ دهد و او بی‌اطلاع باشد، تا بتواند.
:::::#'''نافعتر بودن علم حضوری برای امت:'''ادلۀ روشن و براهین عقلیه‌ای اقامه شده بر اینکه باید رسول را جانشینی باشد که مردم را متحد کند تا پس از اجتماع بر حق، از آن متفرق نگردن و آیا کسی جز آن جانشین می‌تواند امت را یکپارچه کند؟ آن براهین همچنین دلالت دارند بر اینکه جانشین [[پیامبر]] باید به صفاتی آراسته باشد که صلاحیت نیابت از مقام صاحب رسالت را پدید می‌آورد، تا از تدبیر امور امت، عاجز نباشد و بتواند پندارهای پیروان مذاهب منحرف و عقاید باطل را با ادلۀ محکم و استدلالهای حق، ابطال گرداند؛ زیرا اگر او از انجام این مهم ناتوان باشد، امت به صورت دسته‌ها و گروهها و مذاهب گوناگون در خواهد آمد.(...) خلاصه آنکه [[امامت]] برای امت امری اجتناب‌ناپذیر است و [[امام]] باید دارای آن علم سرشار و جوشیده از چشمۀ علم الهی باشد. اگر میان امت، امامی این چنین نباشد، حجت خداوند پس از رسول بر مردم تمام نخواهد بود چرا که جاهلان نمی‌توانند حجت الهی باشند. پس اگر [[اهل بیت]]{{عم}}، امامان بر حق و جانشینان راستینند باید علم حضوری به آنچه بوده و هست و خواهد بود، داشته و از هر فنّ و حکم و امری آگاه باشند. پس روا نیست پرسشی از [[امام]] شود –در مورد هر چه باشد- و [[امام]] پاسخ آن را نداند و یا حادثه‌ای رخ دهد و او بی‌اطلاع باشد، تا بتواند.
خط ۴۹: خط ۵۱:
| پاسخ‌دهنده = سید محمد حسینی همدانی نجفی
| پاسخ‌دهنده = سید محمد حسینی همدانی نجفی
| پاسخ = آیت‌الله '''[[سید محمد حسینی همدانی نجفی]]''' در کتاب ''«[[درخشان پرتوى از اصول کافى (کتاب)|درخشان پرتوى از اصول کافى]]»'' در این‌باره گفته‌است:
| پاسخ = آیت‌الله '''[[سید محمد حسینی همدانی نجفی]]''' در کتاب ''«[[درخشان پرتوى از اصول کافى (کتاب)|درخشان پرتوى از اصول کافى]]»'' در این‌باره گفته‌است:
::::::«حقایق امور و اسرار ملکوتى و آنچه مورد تصور و تعقل و حس درآید و عبارت از معانى و ماهیاتى است که مظاهر اسماء و صفات حریم کبریائى است به [[نیروى غیبى الهى]] به [[ رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|روح و روان طاهر]] [[اوصیاء]] [[اهل بیت]] [[وحی]] {{عم}} [[رابطه نقر در گوش و نکت در دل با علم معصوم چیست؟ (پرسش)|القاء]] شده و به [[آیا علم به باطن قرآن علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|بطون آیات قرآنى]] و به [[اسرار]] از طریق [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|موهبت وجودى]] و علم حضورى [[احاطه علمی معصوم به چه معناست؟ (پرسش)|احاطه]] یافته ‏اند».<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/14205 سید محمد حسینی همدانی، درخشان پرتوى از اصول کافى ، ج۴، ص۳۹.]</ref>
 
«حقایق امور و اسرار ملکوتى و آنچه مورد تصور و تعقل و حس درآید و عبارت از معانى و ماهیاتى است که مظاهر اسماء و صفات حریم کبریائى است به [[نیروى غیبى الهى]] به [[ رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|روح و روان طاهر]] [[اوصیاء]] [[اهل بیت]] [[وحی]] {{عم}} [[رابطه نقر در گوش و نکت در دل با علم معصوم چیست؟ (پرسش)|القاء]] شده و به [[آیا علم به باطن قرآن علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|بطون آیات قرآنى]] و به [[اسرار]] از طریق [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|موهبت وجودى]] و علم حضورى [[احاطه علمی معصوم به چه معناست؟ (پرسش)|احاطه]] یافته ‏اند».<ref>[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/14205 سید محمد حسینی همدانی، درخشان پرتوى از اصول کافى ، ج۴، ص۳۹.]</ref>
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۵۶: خط ۵۹:
| پاسخ‌دهنده = سید محمد حسن میرجهانی طباطبائی
| پاسخ‌دهنده = سید محمد حسن میرجهانی طباطبائی
| پاسخ = آیت‌الله '''[[سید محمد حسن میرجهانی طباطبائی]]''' در کتاب ''«[[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]»'' در این‌باره گفته‌است:
| پاسخ = آیت‌الله '''[[سید محمد حسن میرجهانی طباطبائی]]''' در کتاب ''«[[ولایت کلیه (کتاب)|ولایت کلیه]]»'' در این‌باره گفته‌است:
::::::«[[علوم پیغمبر]] {{صل}} به تعلیم خداست که به او آمیخته و [[علوم ائمه]] {{عم}} به تعلیم پیغمبر است به ایشان و این بیان با حضوری بودن علم ایشان و بودن علم ایشان از لوازم ذواتشان منافات دارد بلکه از صریح آن اخبار چنین مستفاد می‌شود که علم ایشان حصولی است. و بعلاوه اخبار صحیفه‌های مختومه‌ای که برای هر یک از ایشان رسیده از جمله شواهد حصولی بودن علم ایشان است و همچنین اخبار صریحه صحیحه و معتبره که دلالت دارد بر اینکه اگر بخواهند بدانند و اخبار وارده دیگری که حاکی از آن است که وقتی هر امامی که [[امامت]] به او منتقل می‌شود از امام قبل از او، خدا بلند می‌کند از برای او عمودی را از نور که در آن می‌بیند دنیا را و آنچه را که در آن است که بر او پوشیده نیست از آنها چیزی. و از این بیان ظاهر می‌شود که [[علم امام]] مستفاد از آن نور و بواسطه آن نور است و این نیز دلیل حصولی بودن علم امام است و به آن معنایی که از غلات ذکر شده حضوری نیست.
 
«[[علوم پیغمبر]] {{صل}} به تعلیم خداست که به او آمیخته و [[علوم ائمه]] {{عم}} به تعلیم پیغمبر است به ایشان و این بیان با حضوری بودن علم ایشان و بودن علم ایشان از لوازم ذواتشان منافات دارد بلکه از صریح آن اخبار چنین مستفاد می‌شود که علم ایشان حصولی است. و بعلاوه اخبار صحیفه‌های مختومه‌ای که برای هر یک از ایشان رسیده از جمله شواهد حصولی بودن علم ایشان است و همچنین اخبار صریحه صحیحه و معتبره که دلالت دارد بر اینکه اگر بخواهند بدانند و اخبار وارده دیگری که حاکی از آن است که وقتی هر امامی که [[امامت]] به او منتقل می‌شود از امام قبل از او، خدا بلند می‌کند از برای او عمودی را از نور که در آن می‌بیند دنیا را و آنچه را که در آن است که بر او پوشیده نیست از آنها چیزی. و از این بیان ظاهر می‌شود که [[علم امام]] مستفاد از آن نور و بواسطه آن نور است و این نیز دلیل حصولی بودن علم امام است و به آن معنایی که از غلات ذکر شده حضوری نیست.


و بسیاری از اهل فضل گفته‌اند که قول به اینکه علم امام به حضور یا نفس حضور است لازم می‌کند که امام شبیه واجب الوجود باشد زیرا که علم خدا چنین است و این قول باطل است به جهت اینکه علم خدا نه به حضور است و نه نفس حضور؛ امّا به حضور نیست برای اینکه لازم می‌آید که حقیقت علم چیزی دیگری باشد نسبت به حضور و آن غیر از خدای تعالی است زیرا که مسلّماً حضور غیر از خداست و آنچه که متوقف بر غیر است محتاج است و به غیر باید کمال پیدا کند. و امّا به نفس حضور، می‌گوییم حضور شیء حال شیء است و از کمالات ذاتی برای عالم نیست و لکن لازم می‌شود مفاد قول ما که می‌گوییم حاضر است همان مفاد قول ما باشد که می‌گوییم عالم است.
و بسیاری از اهل فضل گفته‌اند که قول به اینکه علم امام به حضور یا نفس حضور است لازم می‌کند که امام شبیه واجب الوجود باشد زیرا که علم خدا چنین است و این قول باطل است به جهت اینکه علم خدا نه به حضور است و نه نفس حضور؛ امّا به حضور نیست برای اینکه لازم می‌آید که حقیقت علم چیزی دیگری باشد نسبت به حضور و آن غیر از خدای تعالی است زیرا که مسلّماً حضور غیر از خداست و آنچه که متوقف بر غیر است محتاج است و به غیر باید کمال پیدا کند. و امّا به نفس حضور، می‌گوییم حضور شیء حال شیء است و از کمالات ذاتی برای عالم نیست و لکن لازم می‌شود مفاد قول ما که می‌گوییم حاضر است همان مفاد قول ما باشد که می‌گوییم عالم است.
خط ۹۰: خط ۹۴:
[[پرونده:020120223262.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]]]
[[پرونده:020120223262.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]]]
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«[[محمد حسین مظفر|علامه مظفر]] در کتاب خود در صدد اثبات این مطلب است که "امام با علم حضوری به همه حوادث گذشته و آینده و به همه موضوعات خارجی، بدون استثنا علم دارد".<ref>برای اطلاع بیشتر، ر.ک: [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم امام، محمدحسین مظفر]]</ref> (...) مرحوم [[علامه طباطبایی]]، صاحب تفسیر المیزان، در ''"[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]"'' می‌نویسد: (...) از راه عقل: براهینی است که به موجب آنها امام به حسب مقام نورانیت خود، کامل‌ترین انسان عهد خود و مظهر تام اسما و صفات خدایی و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصی آشناست و به حسب وجود عنصری خود، به هر سوی توجه کند برای وی حقایق روشن است.<ref>[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]، [[سید محمد حسین طباطبایی]]، ص٢۵.</ref>»<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۷-۱۵۰].</ref>.
 
«[[محمد حسین مظفر|علامه مظفر]] در کتاب خود در صدد اثبات این مطلب است که "امام با علم حضوری به همه حوادث گذشته و آینده و به همه موضوعات خارجی، بدون استثنا علم دارد".<ref>برای اطلاع بیشتر، ر.ک: [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم امام، محمدحسین مظفر]]</ref> (...) مرحوم [[علامه طباطبایی]]، صاحب تفسیر المیزان، در ''"[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]"'' می‌نویسد: (...) از راه عقل: براهینی است که به موجب آنها امام به حسب مقام نورانیت خود، کامل‌ترین انسان عهد خود و مظهر تام اسما و صفات خدایی و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصی آشناست و به حسب وجود عنصری خود، به هر سوی توجه کند برای وی حقایق روشن است.<ref>[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]، [[سید محمد حسین طباطبایی]]، ص٢۵.</ref>»<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۷-۱۵۰].</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۹۷: خط ۱۰۲:
| پاسخ‌دهنده = حسین واعظی
| پاسخ‌دهنده = حسین واعظی
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[حسین واعظی]]'''، در مقاله ''«[[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[حسین واعظی]]'''، در مقاله ''«[[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«از علم فعلی به حضوری و احاطی نیز تعبیر شده است. (...) درباره علم [[ائمه|امامان معصوم]] {{عم}} بحث است که آیا علم آنان فعلی و حضوری است یا [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|ارادی و شأنی؟]] دو نظریه است. بسیاری از دانشمندان و محققان، علم  امام را فعلی دانسته‌اند و برخی هم، شأنی بودن آن را پذیرفته‌اند.  
 
«از علم فعلی به حضوری و احاطی نیز تعبیر شده است. (...) درباره علم [[ائمه|امامان معصوم]] {{عم}} بحث است که آیا علم آنان فعلی و حضوری است یا [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|ارادی و شأنی؟]] دو نظریه است. بسیاری از دانشمندان و محققان، علم  امام را فعلی دانسته‌اند و برخی هم، شأنی بودن آن را پذیرفته‌اند.  
::::::کسانی که علم امام را فعلی و حضوری دانسته‌اند به دلایل عقلی و نقلی استدلال کرده‌اند:
::::::کسانی که علم امام را فعلی و حضوری دانسته‌اند به دلایل عقلی و نقلی استدلال کرده‌اند:
:::::# دلیل عقلی نخست: اگر [[علم امام]] ارادی باشد، اراده، فرع بر علمِ به مراد است و مرتبه آن متأخر از مرتبه علم و تابع علم خواهد بود؛ زیرا شخص مرید بایستی قبل از اراده، عالم به مراد باشد تا با اراده، مراد را احضار کند. اگر جاهل به مراد باشد، چگونه ممکن است جاهل به شیئ، عالمِ به آن شیئ شود؟
:::::# دلیل عقلی نخست: اگر [[علم امام]] ارادی باشد، اراده، فرع بر علمِ به مراد است و مرتبه آن متأخر از مرتبه علم و تابع علم خواهد بود؛ زیرا شخص مرید بایستی قبل از اراده، عالم به مراد باشد تا با اراده، مراد را احضار کند. اگر جاهل به مراد باشد، چگونه ممکن است جاهل به شیئ، عالمِ به آن شیئ شود؟
خط ۱۰۸: خط ۱۱۴:
| پاسخ‌دهنده = گل‌افشان پارسانسب
| پاسخ‌دهنده = گل‌افشان پارسانسب
| پاسخ = خانم '''[[گل‌افشان پارسانسب]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع ''«[[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = خانم '''[[گل‌افشان پارسانسب]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع ''«[[پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا (پایان‌نامه)|پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«۱. '''نافع‌تر بودن علم حضوری برای امت:''' صاحب مقام [[امامت]] و [[ولایت]] باید دارای آن علم سرشار و جوشیده از چشمۀ علم الهی باشد و اگر میان امت امامی اینچنین نباشد حجت خداوند بر مردم بعد از رسول تمام نخواهد بود چرا که جاهلان نمی‌توانند حجت الهی باشند. پس اگر اهل بیت{{عم}} امامان بر حق و جانشینان راستینند باید علم حضوری به آنچه بوده و هست و خواهد آمد داشته و از هر فن و حکم و امری آگاه باشند پس صحیح نیست پرسشی از امام{{ع}} شود در موضوعی که باشد و امام{{ع}} پاسخ آن را نداند و یا حادثه‌ای رخ دهد و او بی‌اطلاع باشد برای اینکه باید بتواند همچون صاحب رسالت حجت کامل خداوند بر بندگانش باشد. و اگر اهل بیت و جانشینان پیامبر{{صل}} نبودند نشان رسالت از بین می‌رفت و شأن رسالت تضعیف می‌شد.
 
«۱. '''نافع‌تر بودن علم حضوری برای امت:''' صاحب مقام [[امامت]] و [[ولایت]] باید دارای آن علم سرشار و جوشیده از چشمۀ علم الهی باشد و اگر میان امت امامی اینچنین نباشد حجت خداوند بر مردم بعد از رسول تمام نخواهد بود چرا که جاهلان نمی‌توانند حجت الهی باشند. پس اگر اهل بیت{{عم}} امامان بر حق و جانشینان راستینند باید علم حضوری به آنچه بوده و هست و خواهد آمد داشته و از هر فن و حکم و امری آگاه باشند پس صحیح نیست پرسشی از امام{{ع}} شود در موضوعی که باشد و امام{{ع}} پاسخ آن را نداند و یا حادثه‌ای رخ دهد و او بی‌اطلاع باشد برای اینکه باید بتواند همچون صاحب رسالت حجت کامل خداوند بر بندگانش باشد. و اگر اهل بیت و جانشینان پیامبر{{صل}} نبودند نشان رسالت از بین می‌رفت و شأن رسالت تضعیف می‌شد.


۲. '''تمام‌تر بودن نعمت و لطف خداوند با علم حضوری''': فرستادن رسولان و انبیاء و اقامۀ اوصیاء از نعمت‌هایی است که خداوند بر بندگان خویش تمام کرده است و اما عقل حکم می‌کند به اینکه کمال احسان و لطف پروردگار در این است که خداوند نعمت‌ها و الطاف و حجت‌ها و آیاتش را بر تمام‌ترین و بالاترین وجه جاری می‌گرداند.
۲. '''تمام‌تر بودن نعمت و لطف خداوند با علم حضوری''': فرستادن رسولان و انبیاء و اقامۀ اوصیاء از نعمت‌هایی است که خداوند بر بندگان خویش تمام کرده است و اما عقل حکم می‌کند به اینکه کمال احسان و لطف پروردگار در این است که خداوند نعمت‌ها و الطاف و حجت‌ها و آیاتش را بر تمام‌ترین و بالاترین وجه جاری می‌گرداند.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش