پرش به محتوا

غیب در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#)
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#))
خط ۲۶۵: خط ۲۶۵:


«غیب در مقابل شهادت، به معنای هر چیزی است که از انسان پنهان باشد. بنابراین در معنای [[غیب]]، یک امر پنهان و فرد یا افرادی که آن چیز از آنان پنهان است، مورد توجه است. موجودات به لحاظ وجودی، خالی از حدود و نواقص نیستند. اموری که در محدوده ادراک هر موجود بوده و او نسبت به آنها احاطه دارد، برای او شهادت است و چیزی که از حد آگاهی او خارج باشد، برایش غیب خواهد بود. همچنان که شهادت (حاضر بودن)، کاربردهای مختلفی دارد، معنای مقابل آن یعنی غیب نیز متفاوت است. هر معنا از حضور، غیبی متناسب با آن را همراه دارد. شهادت گاهی با حضور در برابر دیدگان انسان (یا سایر حواس) و گاهی با حضور علمی در ذهن فرد است؛ در مقابل آن، غیب نیز در دو معنا به کار می‌رود:
«غیب در مقابل شهادت، به معنای هر چیزی است که از انسان پنهان باشد. بنابراین در معنای [[غیب]]، یک امر پنهان و فرد یا افرادی که آن چیز از آنان پنهان است، مورد توجه است. موجودات به لحاظ وجودی، خالی از حدود و نواقص نیستند. اموری که در محدوده ادراک هر موجود بوده و او نسبت به آنها احاطه دارد، برای او شهادت است و چیزی که از حد آگاهی او خارج باشد، برایش غیب خواهد بود. همچنان که شهادت (حاضر بودن)، کاربردهای مختلفی دارد، معنای مقابل آن یعنی غیب نیز متفاوت است. هر معنا از حضور، غیبی متناسب با آن را همراه دارد. شهادت گاهی با حضور در برابر دیدگان انسان (یا سایر حواس) و گاهی با حضور علمی در ذهن فرد است؛ در مقابل آن، غیب نیز در دو معنا به کار می‌رود:
:::::#غیب به معنای غایب بودن از حواس فرد. بسیاری از کاربردهای غیب به پنهان ماندن از دیدگان (حواس) اشاره دارد. مثلا ایمان به بهشت و جهنم از مصادیق ایمان به غیب است؛ زیرا این امور از دید انسان پنهان است؛ هر چند انسان از طریق قرآن یا روایات به آن علم داشته باشد. همچنین غیب در این آیه به معنای پنهان ماندن از دیدگان است: {{متن قرآن|وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}}<ref>سوره نمل، آیه ۲۰.</ref>. چنان که از ابتدای آیه روشن است، [[حضرت سلیمان]]{{ع}} وقتی هدهد را در میان پرندگان ندید، احتمال داد که او غایب باشد. این تعبیر در کاربردهای روزانه ما نیز بسیار به کار می‌رود. اگر کسی را در وعده‌گاهش نیابیم، او را از غایبان به شمار می‌آوریم که معنای آن، پنهان ماندن از دیدگان ما است؛ هر چند بدانیم که در آن لحظه در کجا است.
#غیب به معنای غایب بودن از حواس فرد. بسیاری از کاربردهای غیب به پنهان ماندن از دیدگان (حواس) اشاره دارد. مثلا ایمان به بهشت و جهنم از مصادیق ایمان به غیب است؛ زیرا این امور از دید انسان پنهان است؛ هر چند انسان از طریق قرآن یا روایات به آن علم داشته باشد. همچنین غیب در این آیه به معنای پنهان ماندن از دیدگان است: {{متن قرآن|وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}}<ref>سوره نمل، آیه ۲۰.</ref>. چنان که از ابتدای آیه روشن است، [[حضرت سلیمان]]{{ع}} وقتی هدهد را در میان پرندگان ندید، احتمال داد که او غایب باشد. این تعبیر در کاربردهای روزانه ما نیز بسیار به کار می‌رود. اگر کسی را در وعده‌گاهش نیابیم، او را از غایبان به شمار می‌آوریم که معنای آن، پنهان ماندن از دیدگان ما است؛ هر چند بدانیم که در آن لحظه در کجا است.
:::::#غیب به معنای عدم علم. مانند این آیه شریفه {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ...قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَلِيلٌ}}<ref>«خواهند گفت: پنج تن بودند و ششمین آنها سگشان بود. تیر در تاریکی می‌اندازند... بگو: پروردگارم به شماره آنها آگاه‏تر است. جز اندکی کسی شماره‏ آنها را نمی‌‏داند»سوره نمل، آیه ۲۲.</ref>. مردم زمان پیامبر در تعداد اصحاب کهف اختلاف داشتند. آنان چون به منبع معتبری در این مورد دسترسی نداشتند، حدس می‌زدند. از محتوای آیه و اشارات انتهایی روشن می‌شود که مقصود از غیب در این آیه، عدم علم است و رجم به غیب که آن را به تیر در تاریکی افکندن ترجمه می‌کنیم، به معنای بیان احتمالات بدون داشتن علم است. بنابراین احتمال قوی‌تر در معنای غیب در این آیه، عدم علم است، نه عدم مشاهده. قابل توجه است که مردم زمان اصحاب کهف، تعداد آنان را می‌دانستند و این مسأله برای آنان دانشی غیر عادی و غیبی نبوده است؛ اما با گذشت زمان آنان، این امر مصداقی از علوم غیبی به شمار می‌آید. این مطلب نسبی بودن علم غیب را می‌رساند که در ادامه درباره آن سخن می‌گوییم.
#غیب به معنای عدم علم. مانند این آیه شریفه {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ...قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَلِيلٌ}}<ref>«خواهند گفت: پنج تن بودند و ششمین آنها سگشان بود. تیر در تاریکی می‌اندازند... بگو: پروردگارم به شماره آنها آگاه‏تر است. جز اندکی کسی شماره‏ آنها را نمی‌‏داند»سوره نمل، آیه ۲۲.</ref>. مردم زمان پیامبر در تعداد اصحاب کهف اختلاف داشتند. آنان چون به منبع معتبری در این مورد دسترسی نداشتند، حدس می‌زدند. از محتوای آیه و اشارات انتهایی روشن می‌شود که مقصود از غیب در این آیه، عدم علم است و رجم به غیب که آن را به تیر در تاریکی افکندن ترجمه می‌کنیم، به معنای بیان احتمالات بدون داشتن علم است. بنابراین احتمال قوی‌تر در معنای غیب در این آیه، عدم علم است، نه عدم مشاهده. قابل توجه است که مردم زمان اصحاب کهف، تعداد آنان را می‌دانستند و این مسأله برای آنان دانشی غیر عادی و غیبی نبوده است؛ اما با گذشت زمان آنان، این امر مصداقی از علوم غیبی به شمار می‌آید. این مطلب نسبی بودن علم غیب را می‌رساند که در ادامه درباره آن سخن می‌گوییم.


نکته مهم دیگر در معنای غیب، آن است که متعلق غیب، ممکن است امری عادی مانند یک مکان یا نام یک کتاب یا غیر عادی مانند نیت‌های درونی و پنهان افراد باشد»<ref>[[قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایان‌نامه)|قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه]].</ref>.
نکته مهم دیگر در معنای غیب، آن است که متعلق غیب، ممکن است امری عادی مانند یک مکان یا نام یک کتاب یا غیر عادی مانند نیت‌های درونی و پنهان افراد باشد»<ref>[[قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه (پایان‌نامه)|قلمرو علم امام از دیدگاه آیات روایات و اصحاب ائمه]].</ref>.
خط ۲۹۳: خط ۲۹۳:


«[[غیب]] در مقابل حضور قرار دارد و به چهار امر اطلاق می‌گردد:
«[[غیب]] در مقابل حضور قرار دارد و به چهار امر اطلاق می‌گردد:
:::::#اموری که با حواس ظاهری درک نمی‌شود.
#اموری که با حواس ظاهری درک نمی‌شود.
:::::#مکان‌هایی که از دید ما پنهان است.
#مکان‌هایی که از دید ما پنهان است.
:::::#اموری که به آن علم نداریم و آن علوم نزد خداوند است.
#اموری که به آن علم نداریم و آن علوم نزد خداوند است.
:::::#معارفی که به آن دسترسی نداریم».<ref>پرچم‌داران هدایت، ص۱۴۱.</ref>.
#معارفی که به آن دسترسی نداریم».<ref>پرچم‌داران هدایت، ص۱۴۱.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۳۳۴: خط ۳۳۴:
'''"غیب" در قرآن و روایات''': در آیات قرآن شاهد گوناگونی گستره و مصادیق غیب در استعمال‌های مختلف آن می‌باشیم، مثلا هرگاه متعلَّق غیب ترس از خدا باشد  مقصود از آن "حال خلوت و تفرد" است یعنی مکانی که در مرأی و مسمع دیگران یا عموم نباشد، و آنگاه که متعلَّقش ایمان باشد  مراد از آن، "امور غیر محسوس به حواس ظاهری فعلی مردم است که ایمان به آن لازم بوده، و تنها بواسطه حجج الهی برای مردم معلوم می گردند" مانند بعث، حساب، جنت، نار، توحید اللَّه و حجّت غائب‏.<ref>[[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایان‌نامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]] ص۲۷ الی ۲۹</ref>
'''"غیب" در قرآن و روایات''': در آیات قرآن شاهد گوناگونی گستره و مصادیق غیب در استعمال‌های مختلف آن می‌باشیم، مثلا هرگاه متعلَّق غیب ترس از خدا باشد  مقصود از آن "حال خلوت و تفرد" است یعنی مکانی که در مرأی و مسمع دیگران یا عموم نباشد، و آنگاه که متعلَّقش ایمان باشد  مراد از آن، "امور غیر محسوس به حواس ظاهری فعلی مردم است که ایمان به آن لازم بوده، و تنها بواسطه حجج الهی برای مردم معلوم می گردند" مانند بعث، حساب، جنت، نار، توحید اللَّه و حجّت غائب‏.<ref>[[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایان‌نامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]] ص۲۷ الی ۲۹</ref>
*«'''معنای [[غیب]] و جهان [[غیب]]:''' بسیاری از عالمان امامیه، معتقد به جعل اصطلاح خاصی در مورد واژه «[[غیب]]» در اسلام نبوده و بر این باورند که در منابع دینی این تعبیر به همان معنای لغوی اش به کار رفته است، اما از آنجا که در معنای لغوی آن، دیدگاه مشترکی ندارند شاهد گوناگونی اقوال ایشان از جهات متعدد می‌باشیم:  
*«'''معنای [[غیب]] و جهان [[غیب]]:''' بسیاری از عالمان امامیه، معتقد به جعل اصطلاح خاصی در مورد واژه «[[غیب]]» در اسلام نبوده و بر این باورند که در منابع دینی این تعبیر به همان معنای لغوی اش به کار رفته است، اما از آنجا که در معنای لغوی آن، دیدگاه مشترکی ندارند شاهد گوناگونی اقوال ایشان از جهات متعدد می‌باشیم:  
:::::#برخی [[غیب]] را چیزی می‌دانند که امکان درک آن برای جمیع خلق وجود نداشته باشد.
#برخی [[غیب]] را چیزی می‌دانند که امکان درک آن برای جمیع خلق وجود نداشته باشد.
:::::#برخی [[غیب]] را چیزی می‌دانند که امکان درک آن برای مخلوقات بجز انبیا واولیاء، وجود نداشته باشد.
#برخی [[غیب]] را چیزی می‌دانند که امکان درک آن برای مخلوقات بجز انبیا واولیاء، وجود نداشته باشد.
:::::#دسته دیگر [[غیب]] را بر چیزی اطلاق می‌کنند که درک آن برای برخی انسان‌ها فعلیّت ندارد. هرچند امکان دارد.  
#دسته دیگر [[غیب]] را بر چیزی اطلاق می‌کنند که درک آن برای برخی انسان‌ها فعلیّت ندارد. هرچند امکان دارد.  
:::::#گروهی، [[غیب]] را شیء مخفی از حس ظاهری می‌دانند.  
#گروهی، [[غیب]] را شیء مخفی از حس ظاهری می‌دانند.  
:::::#گروهی دیگر [[غیب]] را شیء مخفی از حس ظاهری و باطنی مانند احساس گرسنگی می‌انگارند.  
#گروهی دیگر [[غیب]] را شیء مخفی از حس ظاهری و باطنی مانند احساس گرسنگی می‌انگارند.  
:::::#جمعی دیگر آن را تنها از حواس خلق پنهان می‌دانند نه از عقل.
#جمعی دیگر آن را تنها از حواس خلق پنهان می‌دانند نه از عقل.
:::::#و عده‌ای [[غیب]] را شیء پنهان از حواس و عقل خلق محسوب نموده‌اند.  
#و عده‌ای [[غیب]] را شیء پنهان از حواس و عقل خلق محسوب نموده‌اند.  
:::::#بعضی خفای از علم مخلوقات بدون اعلام الهی را از شرایط صدق [[غیب]] می‌دانند، و عالمانی خفای از علم مخلوقات بدون اعلام الهی را عامل مستقل در صدق عنوان [[غیب]] می‌پندارند.  
#بعضی خفای از علم مخلوقات بدون اعلام الهی را از شرایط صدق [[غیب]] می‌دانند، و عالمانی خفای از علم مخلوقات بدون اعلام الهی را عامل مستقل در صدق عنوان [[غیب]] می‌پندارند.  
::::::در مقابل این اندیشمندان؛ جمعی دیگر به دلایلی چون استعمال لفظ «[[غیب]]» به عنوان نعت حقیقی برای امور غایب از نظر توسط منکران ماوراء طبیعت یا کاربردهای گوناگون غیب در قرآن و یا تفاوت ماهوی غیب بودن خدا و خلق، معنای لغوی و اصطلاحی آن را متفاوت دانسته‌اند. به طور مثال آیت اللّه [[محمد باقر ملکی میانجی]] [[غیب]] را لفظ مشترک دانسته و استعمال آن در مورد خدا را به معنای موجود غیر قابل درک و تصور برای عقل و وهم می‌داند که در عین خفاء، ظهور تام دارد. در حالی که [[غیب]] خواندن غیر او را به معنای شیء مخفی از علم، عقل و حس می‌انگارد، خواه از طریق اسباب عادی و سنن جاري در باب تعاليم متعارف، بتوان به آن دست یافت یا منحصر در تعلیم الهی باشد.
::::::در مقابل این اندیشمندان؛ جمعی دیگر به دلایلی چون استعمال لفظ «[[غیب]]» به عنوان نعت حقیقی برای امور غایب از نظر توسط منکران ماوراء طبیعت یا کاربردهای گوناگون غیب در قرآن و یا تفاوت ماهوی غیب بودن خدا و خلق، معنای لغوی و اصطلاحی آن را متفاوت دانسته‌اند. به طور مثال آیت اللّه [[محمد باقر ملکی میانجی]] [[غیب]] را لفظ مشترک دانسته و استعمال آن در مورد خدا را به معنای موجود غیر قابل درک و تصور برای عقل و وهم می‌داند که در عین خفاء، ظهور تام دارد. در حالی که [[غیب]] خواندن غیر او را به معنای شیء مخفی از علم، عقل و حس می‌انگارد، خواه از طریق اسباب عادی و سنن جاري در باب تعاليم متعارف، بتوان به آن دست یافت یا منحصر در تعلیم الهی باشد.


خط ۴۵۷: خط ۴۵۷:


'''تعریف [[غیب]]:''' اندیشمندان اسلامی برای [[غیب]] تعریف‌های گوناگونی ذکر نموده‌اند. عمده آن‌ها به قرار زیر است:
'''تعریف [[غیب]]:''' اندیشمندان اسلامی برای [[غیب]] تعریف‌های گوناگونی ذکر نموده‌اند. عمده آن‌ها به قرار زیر است:
:::::#[[ابن‌عربی]] گفته است: [[غیب]] آن است که از حواس انسان پنهان و مخفی بوده و فقط با خبر دادن به آن می‌توان رسید نه با نگاه و نظر<ref> احکام القرآن، ابن عربی، ج۱، ص۱۵.</ref>. این تعریف جامع افراد نیست، چون تمام غیب‌ها فقط با خبر دادن نیست، بلکه بعضی از آن‌ها به وسیله تحلیل عقلی آشکار می‌شود؛ مثل بعض غیب‌هایی که به وسیله علوم تحقق پیدا می‌کند.
#[[ابن‌عربی]] گفته است: [[غیب]] آن است که از حواس انسان پنهان و مخفی بوده و فقط با خبر دادن به آن می‌توان رسید نه با نگاه و نظر<ref> احکام القرآن، ابن عربی، ج۱، ص۱۵.</ref>. این تعریف جامع افراد نیست، چون تمام غیب‌ها فقط با خبر دادن نیست، بلکه بعضی از آن‌ها به وسیله تحلیل عقلی آشکار می‌شود؛ مثل بعض غیب‌هایی که به وسیله علوم تحقق پیدا می‌کند.
:::::#[[تهانوی]] گوید: [[غیب]]، امر مخفی و پوشیده‌ای است که نه قابل درک حواس است و نه اقتضای عقل بدیهی است<ref>موسوعة کشّاف اصطلاحات الفنون، محمد علی تهانوی، ج۲، ص۱۲۵۶.</ref>. این تعریف هم جامع افراد نیست، چون هر غیبی مخالف مقتضای عقل بدیهی نیست؛ مثلاً مجردات از [[غیب]] می‌باشند، اما عقل به وجودشان حکم می‌کند.
#[[تهانوی]] گوید: [[غیب]]، امر مخفی و پوشیده‌ای است که نه قابل درک حواس است و نه اقتضای عقل بدیهی است<ref>موسوعة کشّاف اصطلاحات الفنون، محمد علی تهانوی، ج۲، ص۱۲۵۶.</ref>. این تعریف هم جامع افراد نیست، چون هر غیبی مخالف مقتضای عقل بدیهی نیست؛ مثلاً مجردات از [[غیب]] می‌باشند، اما عقل به وجودشان حکم می‌کند.
:::::#[[ابوالفتوح رازی]] گفته است: به هرچه از چشم‌ها مغیّب بوده و در دل‌ها مصوّر باشد [[غیب]] گویند<ref>روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، حسن ابوالفتوح رازی، ج۱، ص۱۰۳.</ref>. این تعریف صحیح نیست، چون [[غیب]] اختصاص به قوه باصره ندارد، بلکه هرچیزی که با یکی از حواس و قوای پنج‌گانه درک نشود [[غیب]] گویند.
#[[ابوالفتوح رازی]] گفته است: به هرچه از چشم‌ها مغیّب بوده و در دل‌ها مصوّر باشد [[غیب]] گویند<ref>روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، حسن ابوالفتوح رازی، ج۱، ص۱۰۳.</ref>. این تعریف صحیح نیست، چون [[غیب]] اختصاص به قوه باصره ندارد، بلکه هرچیزی که با یکی از حواس و قوای پنج‌گانه درک نشود [[غیب]] گویند.
:::::#[[باجی]] گفته است: [[غیب]] آن است که معدوم و یا از مردم مخفی و غایب باشد<ref>المنتقی شرح الموطاء، سلیمان بن خلف باجی، ج۱، ص۳۳۴.</ref>. این تعریف نیز صحیح نیست؛ چون در تعریف، کلمه معدوم به کار رفته است با این که خداوند از [[غیب]] است ولی معدوم نمی‌باشد، معدوم آن است که برای آن وجودی نباشد تا متصور برای [[غیب]] شود، [[غیب]] آن است که موجود است ولکن پنهان است.
#[[باجی]] گفته است: [[غیب]] آن است که معدوم و یا از مردم مخفی و غایب باشد<ref>المنتقی شرح الموطاء، سلیمان بن خلف باجی، ج۱، ص۳۳۴.</ref>. این تعریف نیز صحیح نیست؛ چون در تعریف، کلمه معدوم به کار رفته است با این که خداوند از [[غیب]] است ولی معدوم نمی‌باشد، معدوم آن است که برای آن وجودی نباشد تا متصور برای [[غیب]] شود، [[غیب]] آن است که موجود است ولکن پنهان است.
:::::#[[راغب اصفهانی]] گفته است: به هر چیزی که از حواس و یا از حیطه علم انسان غایب باشد [[غیب]] گفته می‌شود<ref>مفردات الفاظ القرآن، ص۶۱۶.</ref>.
#[[راغب اصفهانی]] گفته است: به هر چیزی که از حواس و یا از حیطه علم انسان غایب باشد [[غیب]] گفته می‌شود<ref>مفردات الفاظ القرآن، ص۶۱۶.</ref>.
:::::#تعریفی از [[عبدالکریم عثمان]] نقل شده است که گفته است: [[غیب]] آن است که از حواس غایب باشد و انسان یا به تحلیل فکری و عقلی و یا به خبر قطعی از جانب خدا و رسولانش آن را درک کند و یا به صورت سرّ پوشیده باقی می‌ماند و انسان از درک آن عاجز است و آن را جز خدا کسی نمی‌داند<ref>عالم الغیب بین الوحی و العقل، یحیی مراد، ص۱۶.</ref>. دو تعریف اخیر، افضل تعاریف غیب می‌باشند، اما تعریف ششمی کامل‌ترین و بهترین آن‌هاست؛ چون جامع افراد و مانع اغیار است، در برگیرنده تمام غیب‌های خارج از حواس، غیب‌های قابل درک به تحلیل عقلی مثل وجود خدا و نقلی مثل خبرهای قیامت و غیب مخصوص الهی می‌باشد»<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/گستره_علم_غیب_از_دیدگاه_ادیان_ابراهیمی_(کتاب)#.D8.AF.D8.B1.D8.A8.D8.A7.D8.B1.D9.87.D9.94_.D9.BE.D8.AF.DB.8C.D8.AF.D8.A2.D9.88.D8.B1.D9.86.D8.AF.D9.87 گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی؛ ص: ۲۶.]</ref>.
#تعریفی از [[عبدالکریم عثمان]] نقل شده است که گفته است: [[غیب]] آن است که از حواس غایب باشد و انسان یا به تحلیل فکری و عقلی و یا به خبر قطعی از جانب خدا و رسولانش آن را درک کند و یا به صورت سرّ پوشیده باقی می‌ماند و انسان از درک آن عاجز است و آن را جز خدا کسی نمی‌داند<ref>عالم الغیب بین الوحی و العقل، یحیی مراد، ص۱۶.</ref>. دو تعریف اخیر، افضل تعاریف غیب می‌باشند، اما تعریف ششمی کامل‌ترین و بهترین آن‌هاست؛ چون جامع افراد و مانع اغیار است، در برگیرنده تمام غیب‌های خارج از حواس، غیب‌های قابل درک به تحلیل عقلی مثل وجود خدا و نقلی مثل خبرهای قیامت و غیب مخصوص الهی می‌باشد»<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/گستره_علم_غیب_از_دیدگاه_ادیان_ابراهیمی_(کتاب)#.D8.AF.D8.B1.D8.A8.D8.A7.D8.B1.D9.87.D9.94_.D9.BE.D8.AF.DB.8C.D8.AF.D8.A2.D9.88.D8.B1.D9.86.D8.AF.D9.87 گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی؛ ص: ۲۶.]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۴۸۱: خط ۴۸۱:
::::::[[غیب]] در لسان العرب چنین معنا شده است:{{عربی|«و الغَيْبُ: كلُّ ما غاب عنك‏ ... و الغَيْبُ أَيضاً ما غابَ عن العُيونِ، و إِن كان مُحَصَّلًا في القلوب‏»}}<ref>غیب عبارت است از هر چیزی کـه از تو پنهان است و نیز هر آنچه از چشمها مخفی است، گرچه در قلبها وجود داشته باشد.</ref>
::::::[[غیب]] در لسان العرب چنین معنا شده است:{{عربی|«و الغَيْبُ: كلُّ ما غاب عنك‏ ... و الغَيْبُ أَيضاً ما غابَ عن العُيونِ، و إِن كان مُحَصَّلًا في القلوب‏»}}<ref>غیب عبارت است از هر چیزی کـه از تو پنهان است و نیز هر آنچه از چشمها مخفی است، گرچه در قلبها وجود داشته باشد.</ref>
::::::'''معنای اصطلاحی [[غیب]]:'''
::::::'''معنای اصطلاحی [[غیب]]:'''
:::::#گاهی [[غیب]] بر هر آنچه که از دایرة معرفت حسی ما خارج است اطلاق می‌شود گرچه ممکن است از طریق عقل و یا نقل نسبت به آن معرفت و شناخت حاصل شود؛ مثل علم به وجود و وحدانیت خداوند.
#گاهی [[غیب]] بر هر آنچه که از دایرة معرفت حسی ما خارج است اطلاق می‌شود گرچه ممکن است از طریق عقل و یا نقل نسبت به آن معرفت و شناخت حاصل شود؛ مثل علم به وجود و وحدانیت خداوند.
:::::#[[غیب]] بر هر آنچه که از دایره مطلق ادراکات، اعم از حسی و عقلی، خارج باشد اطـلاق شده است؛ مثل احوال برزخ و قیامت.
#[[غیب]] بر هر آنچه که از دایره مطلق ادراکات، اعم از حسی و عقلی، خارج باشد اطـلاق شده است؛ مثل احوال برزخ و قیامت.
:::::#گاهی [[علم غیب]] به علم استقلالی به چیزی که به طور کلی از دایره ادراکات همه مخلوقات بیرون است اطلاق می‌شود. در نتیجه [[علم غیب]] ، به معنی اول و دوم، برای غیر خداوند هم ممکن است، ولی به معنی سوم در انحصار خداوند است»<ref>[[ بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید]]، [[فلسفی کلامی (نشریه)|فصلنامه فلسفی کلامی]]، پاییز ۱۳۸۹ (شماره ۴۵) ص ۳۰۶.</ref>.
#گاهی [[علم غیب]] به علم استقلالی به چیزی که به طور کلی از دایره ادراکات همه مخلوقات بیرون است اطلاق می‌شود. در نتیجه [[علم غیب]] ، به معنی اول و دوم، برای غیر خداوند هم ممکن است، ولی به معنی سوم در انحصار خداوند است»<ref>[[ بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید]]، [[فلسفی کلامی (نشریه)|فصلنامه فلسفی کلامی]]، پاییز ۱۳۸۹ (شماره ۴۵) ص ۳۰۶.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۶۳۰: خط ۶۳۰:
'''غیب در اصطلاح فلاسفه''': مراد از غیب جهان معقول و مجردات نوریه است که غائب از عالم شهود می‌باشد و بالأخره عالم غیب هم اطلاق بر عالم ذهن و معقولات ذهنی و صور مدرکه عقلی می‌شود و هم اطلاق بر عالم عقول و نفوس مجرده می‌شود و هم اطلاق بر عالم برزخ می‌شود و هم بر عالم آخرت. <ref>سجادی، دکتر سید جعفر ، فرهنگ اصطلاحات ملاصدرا، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاریخ چاپ، ۱۳۷۹، ج ۳۲۳.</ref>
'''غیب در اصطلاح فلاسفه''': مراد از غیب جهان معقول و مجردات نوریه است که غائب از عالم شهود می‌باشد و بالأخره عالم غیب هم اطلاق بر عالم ذهن و معقولات ذهنی و صور مدرکه عقلی می‌شود و هم اطلاق بر عالم عقول و نفوس مجرده می‌شود و هم اطلاق بر عالم برزخ می‌شود و هم بر عالم آخرت. <ref>سجادی، دکتر سید جعفر ، فرهنگ اصطلاحات ملاصدرا، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاریخ چاپ، ۱۳۷۹، ج ۳۲۳.</ref>
::::::'''غیب در اصطلاح قرآن و سنت''': قرآن و احادیث [[معصومین|حضرات ائمه معصومین]] {{عم}} "هرچند در معنای اصلی واژه غیب تغییری نداده است" آن را در موارد مختلف به کار گرفته است. ممکن است برخی موارد برگشت به یکدیگر داشته باشد اما به نظر عمیق می‌توان آن را جدا کرد.
::::::'''غیب در اصطلاح قرآن و سنت''': قرآن و احادیث [[معصومین|حضرات ائمه معصومین]] {{عم}} "هرچند در معنای اصلی واژه غیب تغییری نداده است" آن را در موارد مختلف به کار گرفته است. ممکن است برخی موارد برگشت به یکدیگر داشته باشد اما به نظر عمیق می‌توان آن را جدا کرد.
:::::#امور فراتر از تجربه حسی: قرآن مجید در آیات آغازین سوره بقره "ایمان به [[غیب]]" را از صفات برجسته پرهیزکاران می‌شمارد که مصداق روشن آن ایمان به خداوند متعال است. چنان که [[امیرالمؤمنین|امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]] {{ع}} در پاسخ به این سؤال که "آیا پروردگارت را دیده‌ای؟" فرمود: "من کسی نیستم که خدایی نادیده را بپرستم." سپس فرمود: "چشم‌ها با مشاهده ظاهری او را نبینند بلکه ایمان به غیب پیمان قلبی است." <ref>[[علامه مجلسی|مجلسی، محمد باقر]]، [[بحار الأنوار (کتاب)|بحار الأنوار]]، بیروت، دارالاحیاء تراث العربی، ج ۱ ص۵۳.</ref>
#امور فراتر از تجربه حسی: قرآن مجید در آیات آغازین سوره بقره "ایمان به [[غیب]]" را از صفات برجسته پرهیزکاران می‌شمارد که مصداق روشن آن ایمان به خداوند متعال است. چنان که [[امیرالمؤمنین|امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]] {{ع}} در پاسخ به این سؤال که "آیا پروردگارت را دیده‌ای؟" فرمود: "من کسی نیستم که خدایی نادیده را بپرستم." سپس فرمود: "چشم‌ها با مشاهده ظاهری او را نبینند بلکه ایمان به غیب پیمان قلبی است." <ref>[[علامه مجلسی|مجلسی، محمد باقر]]، [[بحار الأنوار (کتاب)|بحار الأنوار]]، بیروت، دارالاحیاء تراث العربی، ج ۱ ص۵۳.</ref>
:::::#راز نهانی: اسرار ناگفته آدمی یکی دیگر از امور نهانی است که قرآن مجید واژه غیب را درباره آنها به کار می‌گیرد: {{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}} <ref> سوره توبه، آیه: ۷۸.</ref> آیا ندانسته‌اند که خدا راز و نجوای آنان می‌داند و خدا دانای رازهای نهانی است.
#راز نهانی: اسرار ناگفته آدمی یکی دیگر از امور نهانی است که قرآن مجید واژه غیب را درباره آنها به کار می‌گیرد: {{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}} <ref> سوره توبه، آیه: ۷۸.</ref> آیا ندانسته‌اند که خدا راز و نجوای آنان می‌داند و خدا دانای رازهای نهانی است.
:::::#روادیدهای گذشته و آینده: آنچه در زمان گذشته روی داده است یا آینده روی می‌دهد از [[امور غیبی]] به شمار می‌آید [[پیامبر اکرم|پیامبر گرامی]] {{صل}} هر چند درس نخوانده بود ولی به تعلیم الهی از سرگذشت راستین [[پیامبران]] پیشین خبر می‌داد به همین خاطر آن گاه که قرآن کریم داستان پیامبران گذشته را برای [[رسول]] خود بازگو می‌گوید واژه "غیب" را به کار می‌گیرد {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ}} <ref> سوره هود، آیه: ۴۹.</ref>»<ref>[[علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}؛ ص۵.</ref>.
#روادیدهای گذشته و آینده: آنچه در زمان گذشته روی داده است یا آینده روی می‌دهد از [[امور غیبی]] به شمار می‌آید [[پیامبر اکرم|پیامبر گرامی]] {{صل}} هر چند درس نخوانده بود ولی به تعلیم الهی از سرگذشت راستین [[پیامبران]] پیشین خبر می‌داد به همین خاطر آن گاه که قرآن کریم داستان پیامبران گذشته را برای [[رسول]] خود بازگو می‌گوید واژه "غیب" را به کار می‌گیرد {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ}} <ref> سوره هود، آیه: ۴۹.</ref>»<ref>[[علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}؛ ص۵.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۶۹۶: خط ۶۹۶:


*«غیب: در مقابل حضور و به معنی پوشیده شدن و مستور بودن باشد. و برای حضور و یا غیب مراتبی تصور می‌شود:
*«غیب: در مقابل حضور و به معنی پوشیده شدن و مستور بودن باشد. و برای حضور و یا غیب مراتبی تصور می‌شود:
:::::#حضور در مکان مقابل، و یا غیبت از آن محل به نقطه دیگری که مشهود نباشد، مانند غیبت از حضور در مدرسه، و نظر در اینجا به محسوس بودن نیست.
#حضور در مکان مقابل، و یا غیبت از آن محل به نقطه دیگری که مشهود نباشد، مانند غیبت از حضور در مدرسه، و نظر در اینجا به محسوس بودن نیست.
:::::#حضور در مقابل حواس ظاهری، و یا غیبت از حواس که در مرأی و مسمع و ملمس و مشم قرار نگرفته باشد، چون بودن حیوانی در محلی که دور از احساس قوای باصره و سامعه و لامسه و شامه است، خواه کنار بودن از لحاظ مکان باشد، یا از جهت زمان، یا از جهات دیگر، و مکان مورد توجه نیست.
#حضور در مقابل حواس ظاهری، و یا غیبت از حواس که در مرأی و مسمع و ملمس و مشم قرار نگرفته باشد، چون بودن حیوانی در محلی که دور از احساس قوای باصره و سامعه و لامسه و شامه است، خواه کنار بودن از لحاظ مکان باشد، یا از جهت زمان، یا از جهات دیگر، و مکان مورد توجه نیست.
:::::#از لحاظ آگاهی و علم: یعنی چیزی معلوم و مستحضر در ذهن بوده، و یا مجهول و ناشناخته باشد، اگرچه در رابطه موضوعی حاضر و مشهود باشد، مانند: می‌گویند اصحاب کهف پنج تا هستند، و این حکم به غیب است.
#از لحاظ آگاهی و علم: یعنی چیزی معلوم و مستحضر در ذهن بوده، و یا مجهول و ناشناخته باشد، اگرچه در رابطه موضوعی حاضر و مشهود باشد، مانند: می‌گویند اصحاب کهف پنج تا هستند، و این حکم به غیب است.
:::::#از لحاظ معارف و حقائق الهی که با بودن زمینه و استعداد روحانی، از جانب پروردگار متعال افاضه شده، و برای بندگان مقرب شهود می‌گردد، و برای دیگران غیب است. مانند {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>سوره جن آیه ۲۶و۲۷.</ref>.»<ref>[http://www.ashoora.ir/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85.html پایگاه جامع عاشورا].</ref>.
#از لحاظ معارف و حقائق الهی که با بودن زمینه و استعداد روحانی، از جانب پروردگار متعال افاضه شده، و برای بندگان مقرب شهود می‌گردد، و برای دیگران غیب است. مانند {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>سوره جن آیه ۲۶و۲۷.</ref>.»<ref>[http://www.ashoora.ir/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85.html پایگاه جامع عاشورا].</ref>.


*«غیب در مقابل حضور قرار دارد و به چهار امر اطلاق می‌گردد:
*«غیب در مقابل حضور قرار دارد و به چهار امر اطلاق می‌گردد:
:::::#اموری که با حواس ظاهری درک نمی‌شود. مانند: {{متن قرآن|فَقَالَ مَا لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}}<ref>«(سلیمان) گفت: مرا چه شده چرا هدهد را نمی‌بینم، یا اینکه او از غایبان است»سوره نمل آیه ۲۰.</ref>
#اموری که با حواس ظاهری درک نمی‌شود. مانند: {{متن قرآن|فَقَالَ مَا لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}}<ref>«(سلیمان) گفت: مرا چه شده چرا هدهد را نمی‌بینم، یا اینکه او از غایبان است»سوره نمل آیه ۲۰.</ref>
:::::#مکان‌هایی که از دید ما پنهان هستند. مانند: {{متن قرآن|أَلْقُوهُ فِی غَیابَتِ الْجُبِّ}}<ref>«او (یوسف) را در نهانگاهِ چاه بیفکنید»سوره یوسف آیه ۱۰.</ref>
#مکان‌هایی که از دید ما پنهان هستند. مانند: {{متن قرآن|أَلْقُوهُ فِی غَیابَتِ الْجُبِّ}}<ref>«او (یوسف) را در نهانگاهِ چاه بیفکنید»سوره یوسف آیه ۱۰.</ref>
:::::#اموری که به آن علم نداریم و آن علوم نزد خداوند است. مانند: {{متن قرآن|رَجْمًا بِالْغَیبِ...}}
#اموری که به آن علم نداریم و آن علوم نزد خداوند است. مانند: {{متن قرآن|رَجْمًا بِالْغَیبِ...}}
:::::#معارفی که به آن دسترسی نداریم. مانند: {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَیبِ...}}؛ {{متن قرآن|ارتضاکم لغیبه}} خداوند شما را برای آگاهی بر غیب خود و مطالبی که حواس ظاهری بدان دسترسی ندارد و علم و معرفتی که دیگران از درک آن عاجز هستند، برگزید و بر دارا بودن غیب برای شما رضایت داد و شما را با رضایت کامل، علم و معرفت غیبی عنایت فرمود و بر تمامی امور غیب آگاه نمود.
#معارفی که به آن دسترسی نداریم. مانند: {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَیبِ...}}؛ {{متن قرآن|ارتضاکم لغیبه}} خداوند شما را برای آگاهی بر غیب خود و مطالبی که حواس ظاهری بدان دسترسی ندارد و علم و معرفتی که دیگران از درک آن عاجز هستند، برگزید و بر دارا بودن غیب برای شما رضایت داد و شما را با رضایت کامل، علم و معرفت غیبی عنایت فرمود و بر تمامی امور غیب آگاه نمود.


[[حمران ابن اعین]] می‌گوید: [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: تفسیر "عالم الغیب" این است که خداوند دانا به مقدراتی است که از مخلوقاتش پنهان است و آنها را در علم خودش، قبل از آفرینش و قبل از آنکه به فرشتگان فرمان دهد، در عالم قضا می‌آفریند و این علمی است که در نزد خداوند است و زمانی که اراده کند بر آن لباس وجود می‌پوشاند و هر گاه بداء یا تغییر در علم خداوند حاصل شود، از آن صرف نظر می‌نماید. امّا علمی که خداوند در عالم قضا آفریده و به آن لباس وجود پوشانده، همان علمی است که به [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} و سپس به ما [[اهل بیت]]{{عم}} رسیده است. پس امام به علم غیب الهی آگاه است»<ref>[http://www.ashoora.ir/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C.html پایگاه جامع عاشورا].</ref>.
[[حمران ابن اعین]] می‌گوید: [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: تفسیر "عالم الغیب" این است که خداوند دانا به مقدراتی است که از مخلوقاتش پنهان است و آنها را در علم خودش، قبل از آفرینش و قبل از آنکه به فرشتگان فرمان دهد، در عالم قضا می‌آفریند و این علمی است که در نزد خداوند است و زمانی که اراده کند بر آن لباس وجود می‌پوشاند و هر گاه بداء یا تغییر در علم خداوند حاصل شود، از آن صرف نظر می‌نماید. امّا علمی که خداوند در عالم قضا آفریده و به آن لباس وجود پوشانده، همان علمی است که به [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} و سپس به ما [[اهل بیت]]{{عم}} رسیده است. پس امام به علم غیب الهی آگاه است»<ref>[http://www.ashoora.ir/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C.html پایگاه جامع عاشورا].</ref>.
خط ۷۲۶: خط ۷۲۶:


*«در تعریف [[غیب]] گاهی گفته می‌شود:
*«در تعریف [[غیب]] گاهی گفته می‌شود:
:::::#[[غیب]] عبارت است از چیزی که در تحت حس و درک آدمی قرار ندارد؛ مانند خدای سبحان، آیات کبرای او، وحی و ... که همه از حواس ما غایبند.
#[[غیب]] عبارت است از چیزی که در تحت حس و درک آدمی قرار ندارد؛ مانند خدای سبحان، آیات کبرای او، وحی و ... که همه از حواس ما غایبند.
:::::#[[غیب]] یعنی نهان، نهفته و هر آنچه از دیده یا از علم ما مخفی مانده است.
#[[غیب]] یعنی نهان، نهفته و هر آنچه از دیده یا از علم ما مخفی مانده است.
:::::#بعضی از فلاسفه گفته‌اند: ... و [[غیب]]، آن است که محسوس و مشار الیه نیست.
#بعضی از فلاسفه گفته‌اند: ... و [[غیب]]، آن است که محسوس و مشار الیه نیست.
:::::#در بعضی از تعاریف آمده است: عالم [[غیب]] عبارت است از عالم جواهر عقلی از مجردات»<ref>[http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3558 وبگاه اسلام کوئست.]</ref>.
#در بعضی از تعاریف آمده است: عالم [[غیب]] عبارت است از عالم جواهر عقلی از مجردات»<ref>[http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3558 وبگاه اسلام کوئست.]</ref>.


«به هر چه خارج از ساحت ادراک حسی است، [[غیب]] گفته می‌شود. بسیاری از حقایق دینی و غیر دینی قابل درک با حواس ظاهری نمی‌باشند و از راه‌های دیگر شناخت؛ مانند عقل و [[وحی]] درک می‌شوند. بخشی از حقایق هستی که از دایره ادراک حسی بیرون است، از مصادیق [[غیب]] به شمار می‌آیند که در روایات به بعضی از آنها مثل؛ خداوند، قیامت، [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}}، عقاب و ثواب، رجعت و احوالات انبیاء گذشته یا حوادث آینده اشاره شده است»<ref>[http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3936 وبگاه اسلام کوئست]</ref>.
«به هر چه خارج از ساحت ادراک حسی است، [[غیب]] گفته می‌شود. بسیاری از حقایق دینی و غیر دینی قابل درک با حواس ظاهری نمی‌باشند و از راه‌های دیگر شناخت؛ مانند عقل و [[وحی]] درک می‌شوند. بخشی از حقایق هستی که از دایره ادراک حسی بیرون است، از مصادیق [[غیب]] به شمار می‌آیند که در روایات به بعضی از آنها مثل؛ خداوند، قیامت، [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}}، عقاب و ثواب، رجعت و احوالات انبیاء گذشته یا حوادث آینده اشاره شده است»<ref>[http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3936 وبگاه اسلام کوئست]</ref>.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش