آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۸:۴۳
، ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-::::# +#)
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#)) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-::::# +#)) |
||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
*«[[حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتی]] (...) تأکید میکند (...) اگر کسی معتقد باشد که تمام عالم به طور فعلی در نزد امام حاضر است و امام علم شهودی به آن دارد، چنین فردی میتواند بگوید که امام از علوم حصولی استفاده نمیکند؛ اما کسی که علم امام را ـ مانند بسیاری از اصولیان ـ مشروط به اراده امام و شأنی میداند، دلیلی بر نفی علم حصولی از امام ندارد؛ زیرا برخورداری امام از برخی اسباب غیبی مانند [[وحی]] و [[الهام]] و داشتن علوم حضوری در نتیجه این روشهای خاص، منافاتی با آن ندارد که برخی از علوم را به دلایل و مصلحتهای خاص با اسباب ظاهری به دست آورد و از آن شیوههای خاص استفاده نکند. مانند آن که در روایات به صراحت بیان شده است که امام از قرآن و سنت معارفی را استنباط میکند. این استنباط، نظری است.<ref>[[حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتی]]، بدائع الأفکار، ص۱۸.</ref> (...) | *«[[حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتی]] (...) تأکید میکند (...) اگر کسی معتقد باشد که تمام عالم به طور فعلی در نزد امام حاضر است و امام علم شهودی به آن دارد، چنین فردی میتواند بگوید که امام از علوم حصولی استفاده نمیکند؛ اما کسی که علم امام را ـ مانند بسیاری از اصولیان ـ مشروط به اراده امام و شأنی میداند، دلیلی بر نفی علم حصولی از امام ندارد؛ زیرا برخورداری امام از برخی اسباب غیبی مانند [[وحی]] و [[الهام]] و داشتن علوم حضوری در نتیجه این روشهای خاص، منافاتی با آن ندارد که برخی از علوم را به دلایل و مصلحتهای خاص با اسباب ظاهری به دست آورد و از آن شیوههای خاص استفاده نکند. مانند آن که در روایات به صراحت بیان شده است که امام از قرآن و سنت معارفی را استنباط میکند. این استنباط، نظری است.<ref>[[حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتی]]، بدائع الأفکار، ص۱۸.</ref> (...) | ||
*از نکاتی که باید توجه داشت این است که در کلمات برخی از علما، تعبیر علم حضوری یا حصولی آمده است؛ اما مقصود آنان، معنای اصطلاحی یاد شده در این نوشتار نیست؛ بلکه معانی دیگری را از این عناوین برداشت و قصد کردهاند: | *از نکاتی که باید توجه داشت این است که در کلمات برخی از علما، تعبیر علم حضوری یا حصولی آمده است؛ اما مقصود آنان، معنای اصطلاحی یاد شده در این نوشتار نیست؛ بلکه معانی دیگری را از این عناوین برداشت و قصد کردهاند: | ||
# مثلاً در عبارت یاد شده از [[مرحوم رشتی]]، مشخص است که مقصود ایشان از حضوری، علم فعلی و مرادشان از علم حصولی، علم ارادی میداند. گویا این معنا در میان گروهی از علما رایج بوده است<ref>ملا حبیب الله شریف کاشانی، بوارق القهر فی تفسیر سورة الدهر، ص ۱۸۶.</ref>. | |||
# مثلاً [[سید عبدالحسین لاری]] علم امام را حضوری میداند؛ اما مراد او نیز از حضوری بودن علم امام، فعلی بودن علم او در مقابل ارادی و شأنی بودن آن است. ایشان خود این گونه میگوید: مراد از علم حضوری او (امام) آشکار شدن معلومات نزد او به طور بالفعل است، در مقابل علم شأنی، بالقوه و به هنگام اراده که از آن این گونه تعبیر میشود: "اگر بخواهد که بداند، میداند"<ref>سید عبدالحسین لاری، المعارف السلمانیة، ص۲۰.</ref>. | |||
# [[محمد حسین مظفر|شیخ محمد حسین مظفر]] نیز در کتابی که درباره علم امام دارد، علم امام را حضوری معرفی میکند و در سراسر کتاب خود تلاش میکند ضرورت حضوری بودن علم امام را با دلایل عقلی و نقلی اثبات کرده به شبهات آن پاسخ دهد. ایشان اگر چه به صراحت مقصود خود را از علم حضوری امام روشن نمیسازد؛ اما از برخی تعابیر و توضیحاتش میتوان دریافت که مراد او از حضوری بودن علم امام، همان تعریفی است که مرحوم لاری بیان کردند؛ یعنی علم حضوری را در مقابل علم شأنی و ارادی دانستهاند<ref>محمد حسین مظفر، علم الإمام، ص۲۴.</ref>. (...) | |||
# یکی دیگر از معانی حضوری و حصولی در سخنان [[علی بن الحسین موسوی حائری طهرانی]] آمده است. وی ابتدا نقل میکند که برخی از شیعیان، علوم ائمه{{عم}} را با توجه به مقام نورانیت ایشان، حضوری و نسبت به مقام جسمانیتشان، حصولی دانستهاند (...) او سپس استدلالهای کسانی را که قائل به علم حضوری هستند بیان میکند، این استدلالها نیز به گونهای گزینش و فهم شده است که احاطه وجودی ائمه را بر همه موجودات میرساند.<ref>[[علی حائری تهرانی]]، مقتنیات الدرر و ملتقطات الثمر، ج۱، ص۱۱۵.</ref> بنابراین مقصود او از حضوری یا حصولی بودن همان، معنای لغوی این واژهها است. از حضوری بودن، حضور امام را بر تمام حقایق و امور قصد کرده و [[علم حصولی ائمه]]{{عم}} را به حاصل شدن علوم آنان از طریق عطای خداوند معنا کرده است<ref>علی حائری تهرانی، مقتنیات الدرر و ملتقطات الثمر، ج۱، ص ۱۱۵.</ref>. (...) | |||
#[[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|مرحوم آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی]] [[علم امام معصوم]] را برگرفته از [[علم خدا|علم خداوند حکیم]] و [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|علم لدنی]] معرفی کرده است که در نتیجه با [[علم حصولی]] اصطلاحی متفاوت است. از این تعابیر میتوان دریافت که [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|علم لدنی]] - در نظر ایشان - افزون بر آن که نوعی [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|علم موهوبی]] از جانب خداوند متعال است، [[علم حضوری|حضوری]] نیز میباشد<ref>سید شهاب الدین مرعشی نجفی، القصاص على ضوء القرآن و السنة، ج۱، ص ۷۳: «اما علم المعصوم علیه السلام الذی یستمد من علم اللّه، فهو من لدن حکیم، و یسمى بالعلم اللدّنی فلیس من الحصولی المصطلح».</ref>. (...) | |||
#[[سید محمد حسین حسینی طهرانی|آیت الله سید محمد حسین حسینى تهرانى]] از [[احاطه علمی امام]] بر ملکوت موجودات سخن گفته است که نتیجه آن حضوری بودن علم امام است: "[[امام]] سیطره بر نفوس و ملکوت موجودات دارد، و با وجود این ملکه، تمام ارواح و نفوس و جان اعمال در مشهد [[امام]] و حضور [[ولایت]] است، همچنانکه موجودات عالم طبیعت در نزد شخص بینا [[مشهود]]، و در نزد شخص نابینا [[غائب]] است... در [[امام]] این چشم به اندازهاى قوى و تیزبین شده است که چیزى از ملکوت در هر آن و هر مکان از او مختفى نیست"<ref>[http://www.maarefislam.com/fa/doreholomvamaarefislam/bookscontent/imamshenasi/imam12/imam12.1.htm امامشناسی ج۱، ص ۲۴۱.]</ref>. (...) | |||
*[[علم حصولی]] و [[علم حضوری]] از اصطلاحاتی است که از ابتدا رواج نداشته است. این اصطلاح در دورههای اخیر در کلمات علما قابل پیگیری است. پیش از رواج اصطلاح امروزی علم حضوری و حصولی، علمای امامیه از تعابیری دیگری در توصیف علم امام استفاده کردهاند که میتوان آن عناوین را ناظر به محتوای این دو عنوان دانست. مثلا [[صفار]]، [[کلینی]] و بسیاری از محدثان روایاتی را نقل کردهاند که بر شهودی و قلبی بودن بخشی از علوم ائمه{{عم}} دلالت دارد. [[ملاصدرا]] و [[فیض کاشانی]] نیز به تفصیل تفاوت علوم قلبی (شهودی) و حسی یا فکری را تحلیل و تأکید کرده و به اثبات علوم شهودی امام پرداختهاند. توجه به غیر متعارف بودن شیوه علم آموزی ائمه{{عم}} که ملازم با نفی علم حصولی امام ـ حداقل در برخی موارد ـ است، از دیگر نکاتی است که در کلمات عالمانی مانند: [[علی بن موسی بن طاووس]] و [[علی بن عیسی اربلی]] آمده است و از آن میتوان حضوری بودن ـ حداقل بخشی از علم امام ـ را استنباط کرد. یکی دیگر از عباراتی که در کلمات برخی علمای شیعه وجود دارد و میتوان از آن اعتقاد ایشان را به علم حضوری ائمه{{عم}} استنباط کرد، تأکید بر احاطه شهودی امام بر تمام هستی است. [[رجب برسی]] و [[سید نعمت الله جزائری]] معتقدند که دنیا در برابر امام همانند سکهای در دست او است و امام نسبت به تمام آن کاملا احاطه دارد. [[ملازین العابدین گلپایگانی]] نیز با تعابیر مشابه از احاطه علمی امام بر تمام امور سخن گفته است. البته برخی از علما از دو عنوان حصولی یا حضوری برای توصیف [[علم امام]] استفاده کردهاند، اما معنای اصطلاحی این دو عنوان، مورد نظرشان نبوده است؛ مثلاُ: مراد [[علی بن الحسین موسوی حائری طهرانی]] از [[علم حضوری امام]]، حضور امام بر تمام حقایق و امور و مرادش از علم حصولی امام، حاصل شدن علوم او از راه عطای خداوند (در مقابل علم ذاتی) است. [[سید عبدالحسین لاری]] و [[محمد حسین مظفر]] علم حضوری امام را به علم فعلی در مقابل ارادی و شأنی معنا کردهاند. بسیاری از علمای امامیه در مورد علوم ائمه{{عم}} که از طریق حواس و تفکر به دست میآیند، سخن نگفتهاند. دلیل آن ـ چنان که در بحث موهوبی بودن علم امام گفته شد ـ یا آن است که چنین علومی را بدیهی و خارج از محل بحث میدانستهاند و یا چنان که اطلاق سخنان برخی از آنان مانند [[حبیب الله شریف کاشانی|ملا حبیب الله شریف کاشانی]] نشان میدهد، آنان تمام علوم ائمه{{عم}} را حضوری میدانستند. برخی مانند [[محمد تقی اصفهانی]] بر این مطلب تصریح نیز کردهاند و حتی علم امام را که از طریق کتاب و سنت به دست میآید، متمایز از علوم دیگران و به شیوهای غیر از استدلال و تفکر دانستهاند و برخی مانند [[سید محمد حسینی همدانی نجفی]] با وجود علم حضوری امام، او را بینیاز از علم حصولی دانستهاند. در مقابل [[حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتی]] گفته است که دلیلی نداریم که تمام علوم امام را ـ حتی علومی را که امام از طریق کتاب و سنت به دست میآورد ـ حضوری بدانیم و علوم حصولی او را نفی کنیم. از دیدگاه او امام، ممکن است بنابر دلایل یا مصالحی گاهی از علوم حصولی استفاده کند. البته ایشان میپذیرد که کسانی که امام را حاضر بر تمام حوادث عالم میدانند، به طور طبیعی تمام علوم ائمه{{عم}} را شهودی و حضوری میدانند؛ اما این دیدگاه را مخالف دیدگاه مشهور میان اصولیان میداند. | *[[علم حصولی]] و [[علم حضوری]] از اصطلاحاتی است که از ابتدا رواج نداشته است. این اصطلاح در دورههای اخیر در کلمات علما قابل پیگیری است. پیش از رواج اصطلاح امروزی علم حضوری و حصولی، علمای امامیه از تعابیری دیگری در توصیف علم امام استفاده کردهاند که میتوان آن عناوین را ناظر به محتوای این دو عنوان دانست. مثلا [[صفار]]، [[کلینی]] و بسیاری از محدثان روایاتی را نقل کردهاند که بر شهودی و قلبی بودن بخشی از علوم ائمه{{عم}} دلالت دارد. [[ملاصدرا]] و [[فیض کاشانی]] نیز به تفصیل تفاوت علوم قلبی (شهودی) و حسی یا فکری را تحلیل و تأکید کرده و به اثبات علوم شهودی امام پرداختهاند. توجه به غیر متعارف بودن شیوه علم آموزی ائمه{{عم}} که ملازم با نفی علم حصولی امام ـ حداقل در برخی موارد ـ است، از دیگر نکاتی است که در کلمات عالمانی مانند: [[علی بن موسی بن طاووس]] و [[علی بن عیسی اربلی]] آمده است و از آن میتوان حضوری بودن ـ حداقل بخشی از علم امام ـ را استنباط کرد. یکی دیگر از عباراتی که در کلمات برخی علمای شیعه وجود دارد و میتوان از آن اعتقاد ایشان را به علم حضوری ائمه{{عم}} استنباط کرد، تأکید بر احاطه شهودی امام بر تمام هستی است. [[رجب برسی]] و [[سید نعمت الله جزائری]] معتقدند که دنیا در برابر امام همانند سکهای در دست او است و امام نسبت به تمام آن کاملا احاطه دارد. [[ملازین العابدین گلپایگانی]] نیز با تعابیر مشابه از احاطه علمی امام بر تمام امور سخن گفته است. البته برخی از علما از دو عنوان حصولی یا حضوری برای توصیف [[علم امام]] استفاده کردهاند، اما معنای اصطلاحی این دو عنوان، مورد نظرشان نبوده است؛ مثلاُ: مراد [[علی بن الحسین موسوی حائری طهرانی]] از [[علم حضوری امام]]، حضور امام بر تمام حقایق و امور و مرادش از علم حصولی امام، حاصل شدن علوم او از راه عطای خداوند (در مقابل علم ذاتی) است. [[سید عبدالحسین لاری]] و [[محمد حسین مظفر]] علم حضوری امام را به علم فعلی در مقابل ارادی و شأنی معنا کردهاند. بسیاری از علمای امامیه در مورد علوم ائمه{{عم}} که از طریق حواس و تفکر به دست میآیند، سخن نگفتهاند. دلیل آن ـ چنان که در بحث موهوبی بودن علم امام گفته شد ـ یا آن است که چنین علومی را بدیهی و خارج از محل بحث میدانستهاند و یا چنان که اطلاق سخنان برخی از آنان مانند [[حبیب الله شریف کاشانی|ملا حبیب الله شریف کاشانی]] نشان میدهد، آنان تمام علوم ائمه{{عم}} را حضوری میدانستند. برخی مانند [[محمد تقی اصفهانی]] بر این مطلب تصریح نیز کردهاند و حتی علم امام را که از طریق کتاب و سنت به دست میآید، متمایز از علوم دیگران و به شیوهای غیر از استدلال و تفکر دانستهاند و برخی مانند [[سید محمد حسینی همدانی نجفی]] با وجود علم حضوری امام، او را بینیاز از علم حصولی دانستهاند. در مقابل [[حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتی]] گفته است که دلیلی نداریم که تمام علوم امام را ـ حتی علومی را که امام از طریق کتاب و سنت به دست میآورد ـ حضوری بدانیم و علوم حصولی او را نفی کنیم. از دیدگاه او امام، ممکن است بنابر دلایل یا مصالحی گاهی از علوم حصولی استفاده کند. البته ایشان میپذیرد که کسانی که امام را حاضر بر تمام حوادث عالم میدانند، به طور طبیعی تمام علوم ائمه{{عم}} را شهودی و حضوری میدانند؛ اما این دیدگاه را مخالف دیدگاه مشهور میان اصولیان میداند. | ||
*در مجموع، صرف نظر از متأخر بودن اصطلاح علم حضوری و حصولی، محتوای این مطلب را میتوان با تعابیر مختلف در میان سخنان علمای امامیه در دورههای مختلف جستجو کرد و میتوان مدعی شد که حضوری بودن بخشی از علم امام مورد اتفاق تمام علمای امامیه بوده است؛ هرچند محدوده علوم حضوری امام، در سخنان آنان چندان روشن نیست؛ بسیاری به این بحث نپرداختهاند؛ برخی تمام علم امام را حضوری و برخی بخشی از آن را حضوری دانستهاند».<ref>[ویژگیهای علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]</ref> | *در مجموع، صرف نظر از متأخر بودن اصطلاح علم حضوری و حصولی، محتوای این مطلب را میتوان با تعابیر مختلف در میان سخنان علمای امامیه در دورههای مختلف جستجو کرد و میتوان مدعی شد که حضوری بودن بخشی از علم امام مورد اتفاق تمام علمای امامیه بوده است؛ هرچند محدوده علوم حضوری امام، در سخنان آنان چندان روشن نیست؛ بسیاری به این بحث نپرداختهاند؛ برخی تمام علم امام را حضوری و برخی بخشی از آن را حضوری دانستهاند».<ref>[ویژگیهای علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]</ref> | ||