وحی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'اقبال' به 'اقبال'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-== پانویس == {{پانویس}} {{ +== پانویس == {{پانویس}} {{)) |
جز (جایگزینی متن - 'اقبال' به 'اقبال') |
||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
*در قرن نوزدهم تحقیقات [[دانشمندان]] بر روی موضوع [[روح]] و آزمایشهایی که آنها روی افراد در حالت [[خواب]] مصنوعی انجام دادند، نشان داد که [[انسان]] دارای شخصیتی ورای شخصیت عادی و مادی است. این شخصیت [[باطنی]] [[قادر]] است در حالت [[خواب]] (طبیعی یا مصنوعی) به عوالم دیگر رفته و با سیر در آنها مناظری را مشاهده کند و از اخباری مطلع گردد که در حال [[بیداری]] نمیتواند آنها را ببیند یا از آنها مطلع شود. این گروه از [[دانشمندان]] به این نتیجه رسیدند که [[اخبار غیبی]] و دیگر آموزههای [[پیامبران]]، الهاماتی است که شخصیت باطنیشان به آنها [[القاء]] کرده است و حتی گاهی این شخصیت [[باطنی]] در پیش چشم ظاهری آنها مجسم شده و به صورت فرشتهای ظاهر میشده است<ref>ر. ک: دایرة المعارف القرن العشرین، فرید وجدی، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج ۱۰، ص ۷۱۳ ـ ۷۱۴.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۶.</ref>. | *در قرن نوزدهم تحقیقات [[دانشمندان]] بر روی موضوع [[روح]] و آزمایشهایی که آنها روی افراد در حالت [[خواب]] مصنوعی انجام دادند، نشان داد که [[انسان]] دارای شخصیتی ورای شخصیت عادی و مادی است. این شخصیت [[باطنی]] [[قادر]] است در حالت [[خواب]] (طبیعی یا مصنوعی) به عوالم دیگر رفته و با سیر در آنها مناظری را مشاهده کند و از اخباری مطلع گردد که در حال [[بیداری]] نمیتواند آنها را ببیند یا از آنها مطلع شود. این گروه از [[دانشمندان]] به این نتیجه رسیدند که [[اخبار غیبی]] و دیگر آموزههای [[پیامبران]]، الهاماتی است که شخصیت باطنیشان به آنها [[القاء]] کرده است و حتی گاهی این شخصیت [[باطنی]] در پیش چشم ظاهری آنها مجسم شده و به صورت فرشتهای ظاهر میشده است<ref>ر. ک: دایرة المعارف القرن العشرین، فرید وجدی، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج ۱۰، ص ۷۱۳ ـ ۷۱۴.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۶.</ref>. | ||
*این تحول در نگرش [[غرب]] نسبت به وحی، نگرش [[دانشمندان]] [[مسیحی]] را در مورد [[قرآن کریم]] و کیفیت وحی آن بر [[پیامبر اسلام]] نیز تغییر داد. با توجه به مجموعه مسائلی که در [[قرآن]] و [[دین اسلام]] و [[تاریخ اسلام]] وجود دارد، بسیاری از آنان [[اذعان]] داشتند که ممکن نیست [[حضرت محمد]] {{صل}} [[دروغ]] گفته باشد. لذا آنها نتیجه گرفتند که وحی محمّدی نیز الهامی است از [[شعور]] [[باطنی]] و [[نفس]] نهانی [[پیامبر]] بر [[قوه]] متخیله او، به طوری که این [[اعتقادات]] بر پیش چشم او نیز مجسم میشده است و فرشتهای را میدیده که با او سخن میگوید<ref>برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان، ویلیام وات مونتگمری، ترجمۀ محمد حسین آریا، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش. ص ۴۷.</ref>. از این بالاتر، عدهای از [[دانشمندان]] [[مسیحی]] در سالهای اخیر پذیرفتهاند که [[پیامبر اسلام]] از مبدأ [[روحانی]] خارج از [[نفس]] خود وحی را دریافت میکرده است<ref>الوحی المحمدی، محمد رشید رضا، قاهره، الزهراء للاعلام العربی، ۱۹۸۸ م، ص ۳۹.</ref>. [[ویلیام وات مونتگمری]] یکی از خاورشناسان در اینباره مینویسد: "در تمام نوشتههایم در باره [[محمد]]، تقریباً از [[چهل]] سال پیش تا کنون همواره این نظر را ابراز کردهام که [[محمد]] در این گفته که [[قرآن]] تصنیف او نبوده بلکه از بالا به او وحی شده، [[صداقت]] داشته است. از سال ۱۹۵۳ تا کنون مدافع این نظر هستم که [[قرآن]] فعل [[الهی]] است که از طریق شخصیت [[محمد]] عرضه شده است<ref>ویلیام وات مونتگمری، برخورد آراء مسلمانان و مسیحیان، ص ۴۶.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۷.</ref>. | *این تحول در نگرش [[غرب]] نسبت به وحی، نگرش [[دانشمندان]] [[مسیحی]] را در مورد [[قرآن کریم]] و کیفیت وحی آن بر [[پیامبر اسلام]] نیز تغییر داد. با توجه به مجموعه مسائلی که در [[قرآن]] و [[دین اسلام]] و [[تاریخ اسلام]] وجود دارد، بسیاری از آنان [[اذعان]] داشتند که ممکن نیست [[حضرت محمد]] {{صل}} [[دروغ]] گفته باشد. لذا آنها نتیجه گرفتند که وحی محمّدی نیز الهامی است از [[شعور]] [[باطنی]] و [[نفس]] نهانی [[پیامبر]] بر [[قوه]] متخیله او، به طوری که این [[اعتقادات]] بر پیش چشم او نیز مجسم میشده است و فرشتهای را میدیده که با او سخن میگوید<ref>برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان، ویلیام وات مونتگمری، ترجمۀ محمد حسین آریا، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش. ص ۴۷.</ref>. از این بالاتر، عدهای از [[دانشمندان]] [[مسیحی]] در سالهای اخیر پذیرفتهاند که [[پیامبر اسلام]] از مبدأ [[روحانی]] خارج از [[نفس]] خود وحی را دریافت میکرده است<ref>الوحی المحمدی، محمد رشید رضا، قاهره، الزهراء للاعلام العربی، ۱۹۸۸ م، ص ۳۹.</ref>. [[ویلیام وات مونتگمری]] یکی از خاورشناسان در اینباره مینویسد: "در تمام نوشتههایم در باره [[محمد]]، تقریباً از [[چهل]] سال پیش تا کنون همواره این نظر را ابراز کردهام که [[محمد]] در این گفته که [[قرآن]] تصنیف او نبوده بلکه از بالا به او وحی شده، [[صداقت]] داشته است. از سال ۱۹۵۳ تا کنون مدافع این نظر هستم که [[قرآن]] فعل [[الهی]] است که از طریق شخصیت [[محمد]] عرضه شده است<ref>ویلیام وات مونتگمری، برخورد آراء مسلمانان و مسیحیان، ص ۴۶.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۷.</ref>. | ||
*در نظر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] نیز نگرشهای جدیدی به وحی مشاهده میشود. در این میان میتوان از | *در نظر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] نیز نگرشهای جدیدی به وحی مشاهده میشود. در این میان میتوان از اقبال لاهوری به عنوان یکی از نوپردازان نام برد که در کتاب احیای [[تفکر]] [[دینی]] تحلیلی [[جدید]] از وحی عرضه کرده است. وی بر انکارناپذیری وحی به عنوان یک [[تجربه دینی]] در کنار دیگر تجربههای [[عقلی]] و حسی [[بشر]] تأکید ورزیده و میگوید: [[ادبیات]] وحیی و [[باطنی]] نوع [[بشر]]، خود [[گواهی]] بر این امر است که [[تجربه دینی]] به قدری در [[تاریخ]] [[بشریت]] درنگ داشته و مستولی بوده است که نمیتوان آن را [[وهم]] و [[خیال]] محض پنداشت و به دور انداخت. هیچ دلیلی نداریم که با توجه به آن، یک جنبه [[آزمایش]] بشری را به عنوان واقعیت بپذیریم و جنبههای دیگر آن را به عنوان اینکه [[باطنی]] و [[عاطفی]] است طرد کنیم. واقعیتهای [[تجربه دینی]] واقعیتهایی همچون واقعیتهای دیگر بشری هستند، و قابلیت هر واقعیت برای اینکه در نتیجه [[تفسیر]] و تعبیر از آن [[کسب معرفت]] شود، همان اندازه است که قابلیت واقعیتهای دیگر و نیز با تحقیق و وارسی انتقادی این [[ناحیه]] از تجربه بشری هیچ بی احترامی نسبت به آن نمیشود<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۱.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref>. | ||
*بنا بر این از لحاظ دست یافتن به [[معرفت]]، میدان تجربه [[باطنی]] همان اندازه واقعی است که میدانهای دیگر تجربه بشری واقعیت دارد، و تنها به این عذر که آن را نمیتوان به [[ادراک]] و [[حس]] بازگرداند، نباید از آن غافل و [[جاهل]] بمانیم<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۹.</ref>. | *بنا بر این از لحاظ دست یافتن به [[معرفت]]، میدان تجربه [[باطنی]] همان اندازه واقعی است که میدانهای دیگر تجربه بشری واقعیت دارد، و تنها به این عذر که آن را نمیتوان به [[ادراک]] و [[حس]] بازگرداند، نباید از آن غافل و [[جاهل]] بمانیم<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۹.</ref>. | ||
*نگرش به وحی از زاویه یک [[تجربه دینی]]، البته با تعریفی متفاوت از آنچه | *نگرش به وحی از زاویه یک [[تجربه دینی]]، البته با تعریفی متفاوت از آنچه اقبال لاهوری آورده است، امروزه در مباحث [[کلام]] [[جدید]] مورد توجه دینپژوهان است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref>. | ||
* وحی در اصطلاح [[مفسران]] [[قرآن]] و [[دانشمندان]] [[علوم قرآنی]]، عبارت است از: "[[دانش]] و هدایتی که [[خداوند]] به شیوهای سری و پنهانی و خلاف رسم معمول [[بشر]] در هر زمینهای که بخواهد به [[بندگان]] [[برگزیده]] اش ارزانی دارد" و نیز: "[[کلامی]] که [[خداوند]] به یکی از پیامبرانش فرو میفرستد و به آن دلش را نیرو میبخشد، و آن [[پیامبر]] میتواند عین آن را بر زبان آورد یا بنویسد و به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند". | * وحی در اصطلاح [[مفسران]] [[قرآن]] و [[دانشمندان]] [[علوم قرآنی]]، عبارت است از: "[[دانش]] و هدایتی که [[خداوند]] به شیوهای سری و پنهانی و خلاف رسم معمول [[بشر]] در هر زمینهای که بخواهد به [[بندگان]] [[برگزیده]] اش ارزانی دارد" و نیز: "[[کلامی]] که [[خداوند]] به یکی از پیامبرانش فرو میفرستد و به آن دلش را نیرو میبخشد، و آن [[پیامبر]] میتواند عین آن را بر زبان آورد یا بنویسد و به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند". | ||
* هرگاه وحی بهطور مطلق و بدون قرینه به کار [[رود]]، بر [[وحی رسالی]] دلالت دارد. [[عقل]] عادی [[انسان]] نمیتواند جزئیات وحی را [[درک]] کرده و از آن تعریفی دقیق ارائه دهد. | * هرگاه وحی بهطور مطلق و بدون قرینه به کار [[رود]]، بر [[وحی رسالی]] دلالت دارد. [[عقل]] عادی [[انسان]] نمیتواند جزئیات وحی را [[درک]] کرده و از آن تعریفی دقیق ارائه دهد. | ||