پرش به محتوا

آیا حضرت فاطمه زهرا علم غیب داشت؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - '\:\s \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
خط ۵۱: خط ۵۱:
| پاسخ = آیت‌الله  '''[[محمد تقی مصباح یزدی]]''' در دو کتاب ''«[[جامی از زلال كوثر (کتاب)|جامی از زلال كوثر]]»'' و ''«[[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = آیت‌الله  '''[[محمد تقی مصباح یزدی]]''' در دو کتاب ''«[[جامی از زلال كوثر (کتاب)|جامی از زلال كوثر]]»'' و ''«[[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]»'' در این‌باره گفته‌ است:


*«پیوند [[اهل بیت]] با [[عالم غیب]]، پیوندی مداوم و همیشگی بوده است. در حقیقت ایشان، گنجینه‌داران علمی بی‌کران می‌باشند که آستان مبارکشان به دوام فرودگاه و عروج‌گاه ملائک مقرب الهی بوده است. در میان اهل بیت {{عم}}، [[فاطمه زهرا|عصمت کبرا]] {{س}} از پیوندی بس شگفت و ارتباطی بس شگرف با [[عالم ملکوت]] برخوردار بوده است که صدالبته ادراک و توصیف چنین پیوندهای بلند غیبی، معنوی و عرفانی برای فهم بشری اگر ممتنع نباشد، فوق طاقت و بسی مشکل می‌باشد (...) روح متعالی و پرعظمت زهرای اطهر که از ادراک آن حیران شود عقول، سبب شد تا پس از عروج جانگداز [[پیامبر اکرم|پیامبر]]، [[روح اعظم]] از اوج عرش به حضیض فرش فرود آید و تسلّابخش قلب داغدیده دردانه پیامبر گردد. پس از ارتحال جانکاه پیامبر، [[جبرئیل|جبراییل امین]]، از جانب ربّ‌العالمین مأموریت می‌یابد تا با آمد و شُدی مکرر به محضر پرکرامت [[فاطمه زهرا|فاطمه مرضیه]] و خبردِهی از جایگاه پدر و پرده برداری از [[عالم غیب]]، <ref> الامام صادق {{ع}}: {{عربی|"... إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَة {{س}}"}}. الکافی: ج ۱، ص ۲۴۱. مسند فاطمه الزهرا {{س}}، عطاردی: ص ۲۸۲.</ref> مونس و همنشین روح عظیم و لطیف [[فاطمه زهرا|فاطمه]] در فراق پدر گردد. باری، در آن ایام سخت و جان‌فرسا، جبراییل با فرودهایی مکرر و ادامه‌دار، تمام مسائل و حوادث پس و پیش رو تا برپایی قیامت را به اطلاع آن حضرت می‌رسانید و [[امیرالمؤمنین|امیرمؤمنان علی]] {{ع}} نیز آنها را می‌نگاشت و بدین‌سان "[[صحیفه فاطمه]]" شکل می‌گرفت. مصحف فاطمه در واقع، یکی از تجلیات علم بی‌نهایت الهی بر روح عظیم فاطمه مرضیه {{س}} می‌باشد که بنابر روایات، اخبار گذشته و آینده تا خاتمه قیامت در آن مصحف شریف موجود است؛ <ref>الامام باقر{{ع}}: {{عربی|"... فیه خَبَرُ ما یکونُ اِلی یوْمِ القِیامَةِ وَ فیهِ خَبَرُ السَّماءِ وَ عَدَدُ ما فِی السَّماواتِ مِنَ الْمَلائِکةِ وَ غَیرُ ذلِک وَ عَدَدُ کلُّ مَنْ خَلَقَ اللّه مُرسَلاً و غیرَ مُرسَل وَ اَسْماءَهُمْ وَ اَسْماءَ مَنْ اُرْسِلَ اِلَیهِمْ وَ اَسْماءَ مَنْ کذَّبَ و مَنْ اَجابَ و اسماءَ جمیعِ مَنْ خَلَقَ اللّهُ مِنَ المُؤمنینَ و الکافِرینَ مِنَ الاَوَّلینَ و الآخِرینَ وَ اَسْماءَ البُلْدانِ وَ صِفَةُ کلِّ بَلَد فی شَرْقِ الاَرْضِ وَ غَرْبِها وَ عَدَدُ ما فیها مِنَ المُؤمنِین وَ عَدَدُ ما فیها مِنَ الکافِرینَ و صِفَةُ کلِّ مَنْ کذّبَ وَ صِفَةُ القُرونِ الاوُلی وَ قِصَصُهُمْ وَ مَنْ وَلّی مِنَ الطَّواغیتِ وَ مُدَّةُ مِلْکهِم وَ عَدَدِهِم وَ اَسْماءُ الاَئِمَّةِ وَ صِفَتِهِم وَ ما یمْلِک کلُّ واحِد واحِد وَ صِفَةُ کبَرائِهِمِ وَ جَمیعُ مَنْ تَرَدّدَ فِی الأدْوارِ... فیهِ َاْسماءُ جَمیعِ ما خَلَقَ اللّهُ وَ اجالِهِمْ وَ صِفَةُ اَهلِ الجَنّه وَ عَدَدُ مَنْ یدْخِلُها و عَدَدُ مَنْ یدخِلُ النّارَ وَ اَسْماءُ هؤلاءِ و فیهِ عِلْمُ القُرآنِ کما اُنْزِلَ وَ عِلْمُ التوراةِ کما اُنْزِلَتْ وَ عِلْمُ الاِءنجیل کما اُنْزِلَ و عِلْمُ الزَّبُور وَ عَدَدُ کلِّ شَجَرَةِ وَ مَدَرَةِ فی جَمیعِ البِلادِ... "}} مسند فاطمه الزّهرا {{س}}، شیخ الاسلامی، ص ۱۵۷. دلائل الامامة: ص ۲۷؛ الامام صادق{{ع}}: {{عربی|"... اَما اَنَّهُ لَیسَ فیه شَیءٌ مِنَ الحَلالِ وَ الحَرامِ وَ لکنْ فیهِ عِلْمُ ما یکونُ."}} مسند فاطمه الزّهرا {{س}}: عطاردی، ص ۲۸۲. الکافی: ج ۱، ص ۲۴۰.</ref> مصحف شریفی که یکی از منابع اصلی [[علم امامان]] می‌باشد و پس از [[فاطمه زهرا|فاطمه]] دست به دست، از امامی به امام دیگر سپرده شده است تا این که اینک در دست پاک یوسف زهرا آن حجت بر حق الهی و صدف دریای رحمت رحمانی، "عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف" قرار یافته است. <ref> الامام باقر {{ع}}: {{عربی|"... دَفعَتْهُ اِلی اَمیرالْمُؤْمِنینَ فَلَّما مَضی صارَ اِلی الْحَسَنِ ثُمَّ اِلی الْحُسَینِ ثُمَّ عِنْدَ اَهْلِهِ حَتّی یدْفَعُوُه اِلی صاحِبِ هذَا الاَمْرِ"}}. مسند فاطمه الزّهرا {{س}}، شیخ الاسلامی: ص ۱۵۸. دلائل الامامه، ص ۲۸.</ref> این مقام، فضیلتی بی‌نظیر برای صدیقه طاهره می‌باشد؛ چرا که سابقه نداشته است که [[جبرئیل|جبراییل]] جز با طبقه اول انبیای عظام چنین رفت و آمده‌ای مکرری داشته باشد»<ref>[[جامی از زلال كوثر (کتاب)|جامی از زلال کوثر]]، ص ۳۴-۳۶.</ref>.
«پیوند [[اهل بیت]] با [[عالم غیب]]، پیوندی مداوم و همیشگی بوده است. در حقیقت ایشان، گنجینه‌داران علمی بی‌کران می‌باشند که آستان مبارکشان به دوام فرودگاه و عروج‌گاه ملائک مقرب الهی بوده است. در میان اهل بیت {{عم}}، [[فاطمه زهرا|عصمت کبرا]] {{س}} از پیوندی بس شگفت و ارتباطی بس شگرف با [[عالم ملکوت]] برخوردار بوده است که صدالبته ادراک و توصیف چنین پیوندهای بلند غیبی، معنوی و عرفانی برای فهم بشری اگر ممتنع نباشد، فوق طاقت و بسی مشکل می‌باشد (...) روح متعالی و پرعظمت زهرای اطهر که از ادراک آن حیران شود عقول، سبب شد تا پس از عروج جانگداز [[پیامبر اکرم|پیامبر]]، [[روح اعظم]] از اوج عرش به حضیض فرش فرود آید و تسلّابخش قلب داغدیده دردانه پیامبر گردد. پس از ارتحال جانکاه پیامبر، [[جبرئیل|جبراییل امین]]، از جانب ربّ‌العالمین مأموریت می‌یابد تا با آمد و شُدی مکرر به محضر پرکرامت [[فاطمه زهرا|فاطمه مرضیه]] و خبردِهی از جایگاه پدر و پرده برداری از [[عالم غیب]]، <ref> الامام صادق {{ع}}: {{عربی|"... إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَة {{س}}"}}. الکافی: ج ۱، ص ۲۴۱. مسند فاطمه الزهرا {{س}}، عطاردی: ص ۲۸۲.</ref> مونس و همنشین روح عظیم و لطیف [[فاطمه زهرا|فاطمه]] در فراق پدر گردد. باری، در آن ایام سخت و جان‌فرسا، جبراییل با فرودهایی مکرر و ادامه‌دار، تمام مسائل و حوادث پس و پیش رو تا برپایی قیامت را به اطلاع آن حضرت می‌رسانید و [[امیرالمؤمنین|امیرمؤمنان علی]] {{ع}} نیز آنها را می‌نگاشت و بدین‌سان "[[صحیفه فاطمه]]" شکل می‌گرفت. مصحف فاطمه در واقع، یکی از تجلیات علم بی‌نهایت الهی بر روح عظیم فاطمه مرضیه {{س}} می‌باشد که بنابر روایات، اخبار گذشته و آینده تا خاتمه قیامت در آن مصحف شریف موجود است؛ <ref>الامام باقر{{ع}}: {{عربی|"... فیه خَبَرُ ما یکونُ اِلی یوْمِ القِیامَةِ وَ فیهِ خَبَرُ السَّماءِ وَ عَدَدُ ما فِی السَّماواتِ مِنَ الْمَلائِکةِ وَ غَیرُ ذلِک وَ عَدَدُ کلُّ مَنْ خَلَقَ اللّه مُرسَلاً و غیرَ مُرسَل وَ اَسْماءَهُمْ وَ اَسْماءَ مَنْ اُرْسِلَ اِلَیهِمْ وَ اَسْماءَ مَنْ کذَّبَ و مَنْ اَجابَ و اسماءَ جمیعِ مَنْ خَلَقَ اللّهُ مِنَ المُؤمنینَ و الکافِرینَ مِنَ الاَوَّلینَ و الآخِرینَ وَ اَسْماءَ البُلْدانِ وَ صِفَةُ کلِّ بَلَد فی شَرْقِ الاَرْضِ وَ غَرْبِها وَ عَدَدُ ما فیها مِنَ المُؤمنِین وَ عَدَدُ ما فیها مِنَ الکافِرینَ و صِفَةُ کلِّ مَنْ کذّبَ وَ صِفَةُ القُرونِ الاوُلی وَ قِصَصُهُمْ وَ مَنْ وَلّی مِنَ الطَّواغیتِ وَ مُدَّةُ مِلْکهِم وَ عَدَدِهِم وَ اَسْماءُ الاَئِمَّةِ وَ صِفَتِهِم وَ ما یمْلِک کلُّ واحِد واحِد وَ صِفَةُ کبَرائِهِمِ وَ جَمیعُ مَنْ تَرَدّدَ فِی الأدْوارِ... فیهِ َاْسماءُ جَمیعِ ما خَلَقَ اللّهُ وَ اجالِهِمْ وَ صِفَةُ اَهلِ الجَنّه وَ عَدَدُ مَنْ یدْخِلُها و عَدَدُ مَنْ یدخِلُ النّارَ وَ اَسْماءُ هؤلاءِ و فیهِ عِلْمُ القُرآنِ کما اُنْزِلَ وَ عِلْمُ التوراةِ کما اُنْزِلَتْ وَ عِلْمُ الاِءنجیل کما اُنْزِلَ و عِلْمُ الزَّبُور وَ عَدَدُ کلِّ شَجَرَةِ وَ مَدَرَةِ فی جَمیعِ البِلادِ... "}} مسند فاطمه الزّهرا {{س}}، شیخ الاسلامی، ص ۱۵۷. دلائل الامامة: ص ۲۷؛ الامام صادق{{ع}}: {{عربی|"... اَما اَنَّهُ لَیسَ فیه شَیءٌ مِنَ الحَلالِ وَ الحَرامِ وَ لکنْ فیهِ عِلْمُ ما یکونُ."}} مسند فاطمه الزّهرا {{س}}: عطاردی، ص ۲۸۲. الکافی: ج ۱، ص ۲۴۰.</ref> مصحف شریفی که یکی از منابع اصلی [[علم امامان]] می‌باشد و پس از [[فاطمه زهرا|فاطمه]] دست به دست، از امامی به امام دیگر سپرده شده است تا این که اینک در دست پاک یوسف زهرا آن حجت بر حق الهی و صدف دریای رحمت رحمانی، "عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف" قرار یافته است. <ref> الامام باقر {{ع}}: {{عربی|"... دَفعَتْهُ اِلی اَمیرالْمُؤْمِنینَ فَلَّما مَضی صارَ اِلی الْحَسَنِ ثُمَّ اِلی الْحُسَینِ ثُمَّ عِنْدَ اَهْلِهِ حَتّی یدْفَعُوُه اِلی صاحِبِ هذَا الاَمْرِ"}}. مسند فاطمه الزّهرا {{س}}، شیخ الاسلامی: ص ۱۵۸. دلائل الامامه، ص ۲۸.</ref> این مقام، فضیلتی بی‌نظیر برای صدیقه طاهره می‌باشد؛ چرا که سابقه نداشته است که [[جبرئیل|جبراییل]] جز با طبقه اول انبیای عظام چنین رفت و آمده‌ای مکرری داشته باشد»<ref>[[جامی از زلال كوثر (کتاب)|جامی از زلال کوثر]]، ص ۳۴-۳۶.</ref>.


*«ساره، همسر [[ابراهیم]]{{ع}}، در حالی به "اسحاق" باردار شد که خود پیرزنی نازا و شوهرش پیرمردی بود و به گفته خود وی: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}} <ref>بی‌گمان این چیزی شگرف است!؛
«ساره، همسر [[ابراهیم]]{{ع}}، در حالی به "اسحاق" باردار شد که خود پیرزنی نازا و شوهرش پیرمردی بود و به گفته خود وی: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}} <ref>بی‌گمان این چیزی شگرف است!؛ سوره هود، آیه: ۱۱.</ref> و {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}} <ref>و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!؛ سوره ذاریات، آیه:۲۹.</ref> یحیی نیز زمانی پای به جهان گذاشت که مادرش نازا بود{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}} <ref> گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل‌عمران، آیه:۴۰.</ref> و {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا*قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا}} <ref>و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش! گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که زنم نازاست و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؛ سوره مریم، آیه: ۵ و ۸</ref> و پدرش زکریا کهن‌سال،{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}} <ref> گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل‌عمران، آیه: ۴۰.</ref> سست استخوان و سپید موی {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ}} <ref>بی‌گمان ما زمین و هر که را بر آن است به ارث می‌بریم و (همگان) به سوی ما بازگردانده می‌شوند؛ سوره مریم، آیه: ۴۰.</ref> و فرتوت {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا }} <ref>گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که زنم نازاست و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؛ سوره مریم، آیه:۸</ref> بود. همچنین زنان نیز گه‌گاه مشمول الهامات الهی، که در قرآن کریم از آنها تعبیر به [[وحی]] می‌شود، واقع شده‌أند و از [[عالم غیب]] و حوادث آینده خبر داده‌اند. در مورد مادر [[حضرت موسی]]{{ع}}، در دو آیه از قرآن کریم سخن از [[وحی]] الهی به او آمده است. همین بانو از طریق [[وحی]] = [[الهام]] الهی خبردار می‌شود که در آینده دریا یعنی رود نیل فرزندش را به ساحل خواهد انداخت و یکی از دشمنان خدای متعال او را خواهد گرفت{{متن قرآن|إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى}} <ref>آن هنگام که به مادرت آنچه (بایست) وحی می‌شد وحی کردیم؛ سوره طه، آیه: ۳۸.</ref> و خدای متعال او را به مادرش باز می‌گرداند و به پیامبری بر‌ می‌گزیند{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}} <ref>و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد؛ سوره قصص، آیه: ۷</ref> در مورد [[حضرت مریم]]{{ع}} از این گونه کرامات خوارق عادات و الهامات در قرآن کریم فراوان نقل شده است: هر گاه [[زکریا]]{{ع}} در محراب نزد او می‌رفت، غذای مخصوصی در آنجا می‌دید، از او می‌پرسید: ای مریم! این غذا از کجا برای تو آمده است؟ مریم پاسخ می‌داد: این از سوی خدای متعال است.{{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ}} <ref>پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد؛ سوره آل‌عمران، آیه: ۳۷.</ref> بدون اینکه انسانی با او تماس بگیرد پسری به دنیا آورد. از پیش می‌دانست که خداوند به او پسری به نام "عیسی مسیح" عنایت می‌کند که در دنیا و آخرت آبرومند و از نزدیکان (به خدای متعال) است و با مردم در گهواره و در بزرگی سخن می‌گوید و خدای متعال به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل خواهد آموخت و او یکی از پیامبران بنی اسرائیل است، با خدای متعال مکالمه داشت و ملائکه با او سخن می‌گفتند.{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ * وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}} <ref>و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛ سوره آل‌عمران، آیه:۴۲ و ۴۹.</ref> [[حضرت مریم]]{{ع}} با جبرئیل روح القدس نیز گفت‌وگو می‌کرد.{{متن قرآن|فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا}} <ref>و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت گفت: چنین است؛ پروردگارت می‌فرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است؛ سوره مریم، آیه۱۷ و ۲۱.</ref>  فرزندش عیسی پیش از به دنیا آمدن یا به محض ولادت با وی سخن گفت{{متن قرآن|فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا}} <ref>پس او را از فرو دست وی ندا داد که: غمگین مباش، خداوند از بن (پای) تو جویباری روان کرده است پس (از این خرما) بخور و (از آب آن جویبار) بنوش و دیده (به فرزند) روشن دار و اگر از مردم کسی را دیدی بگو برای (خداوند) بخشنده روزه‌ای نذر کرده‌ام و امروز به هیچ روی با کسی سخن نمی‌گویم؛ سوره مریم، آیه:۲۴ و ۲۶.</ref>  و پس از آنکه مادرش (مریم) او را به نزد قوم خود آورد، زبان به سخن گشود تا گواه عصمت و پاکی او باشد.{{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا * وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا}} <ref>(نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است و بر من روزی که زاده شدم و روزی که درگذرم و روزی که زنده برانگیخته گردم درود باد؛ سوره مریم، آیهک۳۰ و ۳۳.</ref>»<ref>[http://mesbahyazdi.ir/node/4380 انسان‌شناسی، ص۴۰۶.]</ref>.
سوره هود، آیه: ۱۱.</ref> و {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}} <ref>و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!؛ سوره ذاریات، آیه:۲۹.</ref> یحیی نیز زمانی پای به جهان گذاشت که مادرش نازا بود{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}} <ref> گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل‌عمران، آیه:۴۰.</ref> و {{متن قرآن|وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا*قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا}} <ref>و من از وارثان پس از خویش در هراسم و زنم نازاست؛ بنابراین از نزد خویش به من وارثی ببخش! گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که زنم نازاست و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؛ سوره مریم، آیه: ۵ و ۸</ref> و پدرش زکریا کهن‌سال،{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}} <ref> گفت: پروردگارا! در حالی که سالمندی در من پیش رفته و همسرم نازا است، چگونه مرا فرزندی می‌تواند بود؟ فرمود: چنین است، خداوند هرچه را بخواهد به انجام می‌رساند؛ سوره آل‌عمران، آیه: ۴۰.</ref> سست استخوان و سپید موی {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ}} <ref>بی‌گمان ما زمین و هر که را بر آن است به ارث می‌بریم و (همگان) به سوی ما بازگردانده می‌شوند؛ سوره مریم، آیه: ۴۰.</ref> و فرتوت {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا }} <ref>گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که زنم نازاست و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؛ سوره مریم، آیه:۸</ref> بود. همچنین زنان نیز گه‌گاه مشمول الهامات الهی، که در قرآن کریم از آنها تعبیر به [[وحی]] می‌شود، واقع شده‌أند و از [[عالم غیب]] و حوادث آینده خبر داده‌اند. در مورد مادر [[حضرت موسی]]{{ع}}، در دو آیه از قرآن کریم سخن از [[وحی]] الهی به او آمده است. همین بانو از طریق [[وحی]] = [[الهام]] الهی خبردار می‌شود که در آینده دریا یعنی رود نیل فرزندش را به ساحل خواهد انداخت و یکی از دشمنان خدای متعال او را خواهد گرفت{{متن قرآن|إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى}} <ref>آن هنگام که به مادرت آنچه (بایست) وحی می‌شد وحی کردیم؛ سوره طه، آیه: ۳۸.</ref> و خدای متعال او را به مادرش باز می‌گرداند و به پیامبری بر‌ می‌گزیند{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}} <ref>و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد؛ سوره قصص، آیه: ۷</ref> در مورد [[حضرت مریم]]{{ع}} از این گونه کرامات خوارق عادات و الهامات در قرآن کریم فراوان نقل شده است: هر گاه [[زکریا]]{{ع}} در محراب نزد او می‌رفت، غذای مخصوصی در آنجا می‌دید، از او می‌پرسید: ای مریم! این غذا از کجا برای تو آمده است؟ مریم پاسخ می‌داد: این از سوی خدای متعال است.{{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ}} <ref>پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد؛ سوره آل‌عمران، آیه: ۳۷.</ref> بدون اینکه انسانی با او تماس بگیرد پسری به دنیا آورد. از پیش می‌دانست که خداوند به او پسری به نام "عیسی مسیح" عنایت می‌کند که در دنیا و آخرت آبرومند و از نزدیکان (به خدای متعال) است و با مردم در گهواره و در بزرگی سخن می‌گوید و خدای متعال به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل خواهد آموخت و او یکی از پیامبران بنی اسرائیل است، با خدای متعال مکالمه داشت و ملائکه با او سخن می‌گفتند.{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ * وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }} <ref>و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛
سوره آل‌عمران، آیه:۴۲ و ۴۹.</ref> [[حضرت مریم]]{{ع}} با جبرئیل روح القدس نیز گفت‌وگو می‌کرد.{{متن قرآن|فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا}} <ref>و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت گفت: چنین است؛ پروردگارت می‌فرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است؛
سوره مریم، آیه۱۷ و ۲۱.</ref>  فرزندش عیسی پیش از به دنیا آمدن یا به محض ولادت با وی سخن گفت{{متن قرآن|فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا}} <ref>پس او را از فرو دست وی ندا داد که: غمگین مباش، خداوند از بن (پای) تو جویباری روان کرده است پس (از این خرما) بخور و (از آب آن جویبار) بنوش و دیده (به فرزند) روشن دار و اگر از مردم کسی را دیدی بگو برای (خداوند) بخشنده روزه‌ای نذر کرده‌ام و امروز به هیچ روی با کسی سخن نمی‌گویم؛ سوره مریم، آیه:۲۴ و ۲۶.</ref>  و پس از آنکه مادرش (مریم) او را به نزد قوم خود آورد، زبان به سخن گشود تا گواه عصمت و پاکی او باشد.{{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا * وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا}} <ref>(نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است و بر من روزی که زاده شدم و روزی که درگذرم و روزی که زنده برانگیخته گردم درود باد؛ سوره مریم، آیهک۳۰ و ۳۳.</ref>»<ref>[http://mesbahyazdi.ir/node/4380 انسان‌شناسی، ص۴۰۶.]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۶۲: خط ۵۹:
| تصویر = 11546943.jpg
| تصویر = 11546943.jpg
| پاسخ‌دهنده = علی نمازی شاهرودی
| پاسخ‌دهنده = علی نمازی شاهرودی
| پاسخ = آیت‌الله [[علی نمازی شاهرودی]] در کتاب ''«[[علم غیب (کتاب)|علم غیب]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
| پاسخ = آیت‌الله [[علی نمازی شاهرودی]] در کتاب ''«[[علم غیب (کتاب)|علم غیب]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
* «در این زمینه، روایات بسیاری در کتاب‌های معتبر مذکور است: از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده که فرمود:{{عربی|«كَانَ‏ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى‏ أَبِيهَا وَيُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَيُخْبِرُهَا عَنْ‏ أَبِيهَا وَمَكَانِهِ وَيُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَكَانَ‏ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ‏ فَاطِمَةَ {{س}}»}}<ref>جبرئیل بر حضرت زهرا وارد می‌شد، و او را تسلیت می‌داد، و احوال پیغمبر را برای او نقل می‌کرد، و حوادثی را که بعد از او بر فرزندانش واقع می‌شود به او خبر می‌داد؛ و [[امیرالمؤمنین]] همه آن را می‌نوشت. این است [[مصحف فاطمه زهرا]]؛ الکافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود:{{عربی|«اَمَّا مُصْحَفُ فاطِمَةَ{{س}} فَفیهِ ما یَکُونَ مِنْ حادِثٍ وَاَسْماءِ مَنْ یَمْلِكُ اِلی اَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ»}}<ref>و اما [[مصحف فاطمه]]{{س}} حوادث آینده روزگار و اسامی پادشاهان روی زمین تا قیامت در آن است؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۸، ح۱</ref>. واضح است که بین این روایات تنافی نیست. این روایات با روایاتی که گفتیم علم همه چیز از قضایای گذشته و حال و آینده در قرآن است تنافی ندارد؛ برای این که مانعی ندارد جمله‌ای از علوم قرآن غیر احکام، با این تشریفات که ملک نازل شود و تلقین کند و به خط امیرالمؤمنین نوشته شود در کتاب دیگر به نام مصحف فاطمه ذکر شود و به همان نام یعنی مصحف (کتاب) فاطمه مشهور گردد»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=110&chkhashk=5617D12465&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۰.]</ref>.  
 
* موضوع [[علم جفر]] [[امام صادق]]{{ع}} معروف و مشهور است؛ به طوری که دِمیرَی در کتاب حیاه الحیوان در لغت جفر<ref>[http://lib.eshia.ir/41048/1/283/%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%81%D8%B1 حیاه الحیوان الکبری، ج۱، ص۲۸۳.]</ref> نوشته است و گفته:{{عربی|«وَهُوَ الْكِتَابُ الْمُشْتَمِلُ عَلَى عِلْم الْمَنَايَا وَالْبَلاَيَا وَالرَّزَايَا وَعِلْم مَا كَانَ وَمَا يَكُونُ إِلَى يَوْم الْقِيَامَةِ»}}<ref>علم هرچه مردم به آن محتاجند در جفر است. و تا روز قیامت آن چه می‌شود در آن است؛ مستدرک سفینه البحار، ج۲، ص۶۹.</ref>. و در کتاب اربعین [[شیخ بهایی]] فرموده که: [[میر سید شریف]] در شرح مواقف، در مبحث تعلق علم واحد به دو معلوم، گفته است: جفر و جامعه دو کتابند منسوب به علی  که جمیع حوادث روزگار تا انقراض عالم به طریق علم حروق در آنها ثبت است. و امامان معروف از اولاد آن حضرت همه آن را می‌دانستند و از روی آنها حکم می‌فرمودند، و از وقایع آینده خبر می‌دادند»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=112&chkhashk=21EBF452F4&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۲.]</ref>.
«در این زمینه، روایات بسیاری در کتاب‌های معتبر مذکور است: از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده که فرمود:{{عربی|«كَانَ‏ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى‏ أَبِيهَا وَيُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَيُخْبِرُهَا عَنْ‏ أَبِيهَا وَمَكَانِهِ وَيُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَكَانَ‏ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ‏ فَاطِمَةَ {{س}}»}}<ref>جبرئیل بر حضرت زهرا وارد می‌شد، و او را تسلیت می‌داد، و احوال پیغمبر را برای او نقل می‌کرد، و حوادثی را که بعد از او بر فرزندانش واقع می‌شود به او خبر می‌داد؛ و [[امیرالمؤمنین]] همه آن را می‌نوشت. این است [[مصحف فاطمه زهرا]]؛ الکافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود:{{عربی|«اَمَّا مُصْحَفُ فاطِمَةَ{{س}} فَفیهِ ما یَکُونَ مِنْ حادِثٍ وَاَسْماءِ مَنْ یَمْلِكُ اِلی اَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ»}}<ref>و اما [[مصحف فاطمه]]{{س}} حوادث آینده روزگار و اسامی پادشاهان روی زمین تا قیامت در آن است؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۸، ح۱</ref>. واضح است که بین این روایات تنافی نیست. این روایات با روایاتی که گفتیم علم همه چیز از قضایای گذشته و حال و آینده در قرآن است تنافی ندارد؛ برای این که مانعی ندارد جمله‌ای از علوم قرآن غیر احکام، با این تشریفات که ملک نازل شود و تلقین کند و به خط امیرالمؤمنین نوشته شود در کتاب دیگر به نام مصحف فاطمه ذکر شود و به همان نام یعنی مصحف (کتاب) فاطمه مشهور گردد»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=110&chkhashk=5617D12465&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۰.]</ref>.
 
موضوع [[علم جفر]] [[امام صادق]]{{ع}} معروف و مشهور است؛ به طوری که دِمیرَی در کتاب حیاه الحیوان در لغت جفر<ref>[http://lib.eshia.ir/41048/1/283/%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%81%D8%B1 حیاه الحیوان الکبری، ج۱، ص۲۸۳.]</ref> نوشته است و گفته:{{عربی|«وَهُوَ الْكِتَابُ الْمُشْتَمِلُ عَلَى عِلْم الْمَنَايَا وَالْبَلاَيَا وَالرَّزَايَا وَعِلْم مَا كَانَ وَمَا يَكُونُ إِلَى يَوْم الْقِيَامَةِ»}}<ref>علم هرچه مردم به آن محتاجند در جفر است. و تا روز قیامت آن چه می‌شود در آن است؛ مستدرک سفینه البحار، ج۲، ص۶۹.</ref>. و در کتاب اربعین [[شیخ بهایی]] فرموده که: [[میر سید شریف]] در شرح مواقف، در مبحث تعلق علم واحد به دو معلوم، گفته است: جفر و جامعه دو کتابند منسوب به علی  که جمیع حوادث روزگار تا انقراض عالم به طریق علم حروق در آنها ثبت است. و امامان معروف از اولاد آن حضرت همه آن را می‌دانستند و از روی آنها حکم می‌فرمودند، و از وقایع آینده خبر می‌دادند»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=112&chkhashk=21EBF452F4&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۲.]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۷۱: خط ۷۰:
| پاسخ‌دهنده = عبدالحسین خسروپناه
| پاسخ‌دهنده = عبدالحسین خسروپناه
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[عبدالحسین خسروپناه]]''' در کتاب ''«[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]»'' در این باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[عبدالحسین خسروپناه]]''' در کتاب ''«[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]»'' در این باره گفته است:
*«'''کتاب یا [[جامعه]] و یا [[صحیفه علی]]'''{{ع}}: یکی دیگر از منابع علم [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} است. روایات متعددی از شیعه و سنی نقل شده که کتابی [[امام علی]]{{ع}} با املای [[پیامبر]]{{صل}} نگاشت. [[ابوبصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}}: ای ابومحمد! جامعه نزد ما است و آنها چه می‌دانند جامعه چیست؟ عرض کردم قربانت گردم! جامعه چیست؟ فرمود: "صحیفه‌ای است با طول هفتاد ذرع به ذرع [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} و املای آن حضرت از دهان مبارکش و دست خط [[علی]]{{ع}}. هر حلال و حرام و هر چیزی که مردم به آن نیاز داشته باشند؛ حتی دیه خراش‌های کوچک، در آن است. امام با دستش به من زد و فرمود: ای ابومحمد! به من اجازه می‌دهی؟ عرض کردم: قربانت گردم من در اختیار شما هستم. هرچه می‌خواهید بکن. حضرت همچون کسی که خشمگین است، دست مرا نیشگون گرفت و فرمود: حتی دیه این، عرض کردم: به خدا این علم است. فرمود: این علم است؛ ولی نه همه علم."<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱،ح۱، ص۲۳۹.</ref> [[امام باقر]] فرمود: "در کتاب [[علی]]{{ع}} نوشته شده است که سه صفت است که دارنده آن نمی‌میرد تا عاقبت آن را ببیند: ستم و قطع رحم و قسم دروغ که مبارزه با خداوند است."<ref>[[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ص۱۳۹؛ [[مرتضی عسکری]]، معالم المدرستین، ج۲، ص۳۴۶.</ref>
 
*'''جفر''': یکی دیگر از منابع علم [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} است. [[جفر]] به معنای مخزنی از چرم است که حاوی علم [[انبیا]] و اوصیا و گذشتگان از [[بنی اسرائیل]] است.<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۳۹، ح۱.</ref> روایات فراوانی از وجود جفر و قرار گرفتن آن در اختیار ائمه خبر داده‌اند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "به درستی که جفر پیش ما است و آنها چه می‌دانند که [[جفر]] چیست؟ ظرفی است از پوست که در آن علم [[پیامبران]] و جانشینان آنها و علمای از [[بنی اسرائیل]] است."؛<ref>[[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۰، ح۳؛ [[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۳۹، ح۱.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} از جمله شرایط امامت و رهبری را همراه داشتن جفر بزرگ و کوچک "زرد" دانسته است.<ref>[[محمد بن عیسی ابن الفتح الاربلی]]، کشف الغمة، ج۳، ص۱۲۱؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص ۴۴۸؛ [[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ابواب الثلاثین، ص۵۲۷، ح۱؛ [[محمد باقر مجلسی]]، بحار الانوار، ج۲۵، ص ۱۱۷. «در کتاب بحارالانوار به جای "الاصغر" "الاصفر" درج شده است».</ref> [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "و جفر نزد ما است و آن پوست دباغی شده است به تحقیق در آن نوشته شد حتی پاچه‌هایش هم پر شد. آنچه بوده و آنچه خواهد بود تا قیامت، در آن وجود دارد. [[ائمه اطهار]]{{عم}} در موارد متعددی به جفر تمسک و استشهاد کرده‌اند."<ref>«یعنی: [[جامعه]] و [[جفر]] بر خلاف آن شهادت می‌دهند... لکن من امتثال امر [[امیرالمؤمنین]] کردم و اختیار رضای او نمودم»؛ [[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۸، ح۳؛ [[محمد باقر مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶، ص۴۸، ح۹۰.</ref> وقتی [[مأمون]] در نامه‌ای، ولایت عهدی را به [[امام رضا]]{{ع}} محول کرد؛ آن حضرت در پشت آن نامه نوشتند: {{عربی|«والجامعة و الجفر، یدلان علی ضد ذالک ... لکنی إمثلت أمر أمیرالمؤمنین و آثرت رضاه»}}؛<ref>[[محمد بن عیسی ابن الفتح الاربلی]]، کشف الغمة، ج۳، ص۱۷۲-۱۷۹؛؛ [[مرتضی عسکری]]، معالم المدرستین، ج۲، ص۴۲۷.</ref>  " [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "زیدیه مدعی هستند که جفر نزد آنها است، دروغ می‌گویند؛ اگر راست می‌گویند، قضاوت‌های [[علی]]{{ع}} و احکام و میراثی را که فرموده است و در [[جفر]] موجود است، بیرون بیاورند و راجع به میراث خاله‌ها و عمه‌ها از آنها بپرسید، اگر توانستند جواب گویند!"<ref>[[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۴، ح۱۶؛ [[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۴.</ref>
«'''کتاب یا [[جامعه]] و یا [[صحیفه علی]]'''{{ع}}: یکی دیگر از منابع علم [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} است. روایات متعددی از شیعه و سنی نقل شده که کتابی [[امام علی]]{{ع}} با املای [[پیامبر]]{{صل}} نگاشت. [[ابوبصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}}: ای ابومحمد! جامعه نزد ما است و آنها چه می‌دانند جامعه چیست؟ عرض کردم قربانت گردم! جامعه چیست؟ فرمود: "صحیفه‌ای است با طول هفتاد ذرع به ذرع [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} و املای آن حضرت از دهان مبارکش و دست خط [[علی]]{{ع}}. هر حلال و حرام و هر چیزی که مردم به آن نیاز داشته باشند؛ حتی دیه خراش‌های کوچک، در آن است. امام با دستش به من زد و فرمود: ای ابومحمد! به من اجازه می‌دهی؟ عرض کردم: قربانت گردم من در اختیار شما هستم. هرچه می‌خواهید بکن. حضرت همچون کسی که خشمگین است، دست مرا نیشگون گرفت و فرمود: حتی دیه این، عرض کردم: به خدا این علم است. فرمود: این علم است؛ ولی نه همه علم."<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱،ح۱، ص۲۳۹.</ref> [[امام باقر]] فرمود: "در کتاب [[علی]]{{ع}} نوشته شده است که سه صفت است که دارنده آن نمی‌میرد تا عاقبت آن را ببیند: ستم و قطع رحم و قسم دروغ که مبارزه با خداوند است."<ref>[[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ص۱۳۹؛ [[مرتضی عسکری]]، معالم المدرستین، ج۲، ص۳۴۶.</ref>
*'''[[مصحف فاطمه]]'''، یکی دیگر از منابع معرفتی [[اهل بیت]]{{ع}} است که دربردارنده اخبار غیبی و وقایع نسبت به زمان آینده است و توسط [[جبرئیل امین]]، بعد از رحلت [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} عرضه و توسط امیرالمؤمنین{{ع}} نگاشته شده است.<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵؛ همان، ص ۴۵۸، ح۲.</ref> [[امام خمینی]] در این باره می‌فرماید: "صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است، از ما است."<ref>[[امام خمینی]]، وصیت‌نامه سیاسی الهی، ص۳.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "و خبر می‌دهد به او از آنچه برای فرزندان او اتفاق خواهد افتاد."<ref>همان.</ref> [[حماد بن عثمان]] گوید: شنیدم [[امام صادق]] می‌فرمود: "زنادقه در سال صد و بیست و هشت ظهور کنند، من این را از مطالعه [[مصحف فاطمه]] دریافتم."<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۰، ح۲؛ [[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، باب ۱۴، ص۲۱۵، ح۱۸.</ref> [[فضیل بن سکره]] گوید: "خدمت [[امام صادق]]{{ع}} رسیدم او فرمود: ای فضیل می‌دانی اندکی پیش من در چه مطالعه می‌کردم؟ گفتم: نه، فرمود: در [[مصحف فاطمه]]{{س}} کسی نیست روی زمین به پادشاهی برسد جز این که نام او و پدرش در آن نوشته شده است."<ref>همان، کافی، ج۱، ص۲۴۲، ح۸.</ref> [[سلیمان بن خالد]] گوید: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "[[مصحف فاطمه]]{{س}} را بیرون آورند [اگر راست می‌گویند]؛ زیرا وصیت فاطمه در ان است."<ref>همان، ص۲۴۱، ح۴.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} درباره وضعیت مصحف بعد از شهادت [[حضرت زهرا]]{{س}} فرمود: "آن را به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} داد وقتی که آن حضرت شهید شد؛ رسید به دست حسن{{ع}}، سپس رسید به دست حسین{{ع}} سپس در نزد اهل آن است تا بدهد به صاحب این امر [حضرت مهدی{{ع}}]."<ref>[[محمد بن جریر بن رستم طبری]]، [[دلائل الإمامة (کتاب)|دلائل الإمامة]]، ص۲۸؛ [[عزیزالله عطاردی]]، [[مسند حضرت زهرا (کتاب)|مسند حضرت زهرا]]، ص۲۹۲.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} در این زمینه می‌فرماید: "برای امام نشانه‌هایی است و نزد او مصحف حضرت فاطمه{{س}} است."<ref>[[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ابواب الثلاثین، ص۵۲۷.</ref> صاحب الذریعة می‌گوید: "مصحف فاطمه{{س}} از ودایع امامت است که نزد مولی و [[امام]] ما [[صاحب الزمان]]{{ع}} است، همان‌طور که عده‌ای از احادیث از ائمه روایت شده است."<ref>[[آقابزرگ تهرانی]]، الذریعة، ج۲۱، ص ۱۲۶.</ref>»<ref>[[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]] ص۳۹۲-۳۹۶.</ref>.
 
'''جفر''': یکی دیگر از منابع علم [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} است. [[جفر]] به معنای مخزنی از چرم است که حاوی علم [[انبیا]] و اوصیا و گذشتگان از [[بنی اسرائیل]] است.<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۳۹، ح۱.</ref> روایات فراوانی از وجود جفر و قرار گرفتن آن در اختیار ائمه خبر داده‌اند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "به درستی که جفر پیش ما است و آنها چه می‌دانند که [[جفر]] چیست؟ ظرفی است از پوست که در آن علم [[پیامبران]] و جانشینان آنها و علمای از [[بنی اسرائیل]] است."؛<ref>[[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۰، ح۳؛ [[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۳۹، ح۱.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} از جمله شرایط امامت و رهبری را همراه داشتن جفر بزرگ و کوچک "زرد" دانسته است.<ref>[[محمد بن عیسی ابن الفتح الاربلی]]، کشف الغمة، ج۳، ص۱۲۱؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص ۴۴۸؛ [[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ابواب الثلاثین، ص۵۲۷، ح۱؛ [[محمد باقر مجلسی]]، بحار الانوار، ج۲۵، ص ۱۱۷. «در کتاب بحارالانوار به جای "الاصغر" "الاصفر" درج شده است».</ref> [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "و جفر نزد ما است و آن پوست دباغی شده است به تحقیق در آن نوشته شد حتی پاچه‌هایش هم پر شد. آنچه بوده و آنچه خواهد بود تا قیامت، در آن وجود دارد. [[ائمه اطهار]]{{عم}} در موارد متعددی به جفر تمسک و استشهاد کرده‌اند."<ref>«یعنی: [[جامعه]] و [[جفر]] بر خلاف آن شهادت می‌دهند... لکن من امتثال امر [[امیرالمؤمنین]] کردم و اختیار رضای او نمودم»؛ [[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۸، ح۳؛ [[محمد باقر مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶، ص۴۸، ح۹۰.</ref> وقتی [[مأمون]] در نامه‌ای، ولایت عهدی را به [[امام رضا]]{{ع}} محول کرد؛ آن حضرت در پشت آن نامه نوشتند: {{عربی|«والجامعة و الجفر، یدلان علی ضد ذالک ... لکنی إمثلت أمر أمیرالمؤمنین و آثرت رضاه»}}؛<ref>[[محمد بن عیسی ابن الفتح الاربلی]]، کشف الغمة، ج۳، ص۱۷۲-۱۷۹؛؛ [[مرتضی عسکری]]، معالم المدرستین، ج۲، ص۴۲۷.</ref>  " [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "زیدیه مدعی هستند که جفر نزد آنها است، دروغ می‌گویند؛ اگر راست می‌گویند، قضاوت‌های [[علی]]{{ع}} و احکام و میراثی را که فرموده است و در [[جفر]] موجود است، بیرون بیاورند و راجع به میراث خاله‌ها و عمه‌ها از آنها بپرسید، اگر توانستند جواب گویند!"<ref>[[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۴، ح۱۶؛ [[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۴.</ref>
 
'''[[مصحف فاطمه]]'''، یکی دیگر از منابع معرفتی [[اهل بیت]]{{ع}} است که دربردارنده اخبار غیبی و وقایع نسبت به زمان آینده است و توسط [[جبرئیل امین]]، بعد از رحلت [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} عرضه و توسط امیرالمؤمنین{{ع}} نگاشته شده است.<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵؛ همان، ص ۴۵۸، ح۲.</ref> [[امام خمینی]] در این باره می‌فرماید: "صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است، از ما است."<ref>[[امام خمینی]]، وصیت‌نامه سیاسی الهی، ص۳.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "و خبر می‌دهد به او از آنچه برای فرزندان او اتفاق خواهد افتاد."<ref>همان.</ref> [[حماد بن عثمان]] گوید: شنیدم [[امام صادق]] می‌فرمود: "زنادقه در سال صد و بیست و هشت ظهور کنند، من این را از مطالعه [[مصحف فاطمه]] دریافتم."<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۰، ح۲؛ [[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، باب ۱۴، ص۲۱۵، ح۱۸.</ref> [[فضیل بن سکره]] گوید: "خدمت [[امام صادق]]{{ع}} رسیدم او فرمود: ای فضیل می‌دانی اندکی پیش من در چه مطالعه می‌کردم؟ گفتم: نه، فرمود: در [[مصحف فاطمه]]{{س}} کسی نیست روی زمین به پادشاهی برسد جز این که نام او و پدرش در آن نوشته شده است."<ref>همان، کافی، ج۱، ص۲۴۲، ح۸.</ref> [[سلیمان بن خالد]] گوید: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "[[مصحف فاطمه]]{{س}} را بیرون آورند [اگر راست می‌گویند]؛ زیرا وصیت فاطمه در ان است."<ref>همان، ص۲۴۱، ح۴.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} درباره وضعیت مصحف بعد از شهادت [[حضرت زهرا]]{{س}} فرمود: "آن را به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} داد وقتی که آن حضرت شهید شد؛ رسید به دست حسن{{ع}}، سپس رسید به دست حسین{{ع}} سپس در نزد اهل آن است تا بدهد به صاحب این امر [حضرت مهدی{{ع}}]."<ref>[[محمد بن جریر بن رستم طبری]]، [[دلائل الإمامة (کتاب)|دلائل الإمامة]]، ص۲۸؛ [[عزیزالله عطاردی]]، [[مسند حضرت زهرا (کتاب)|مسند حضرت زهرا]]، ص۲۹۲.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} در این زمینه می‌فرماید: "برای امام نشانه‌هایی است و نزد او مصحف حضرت فاطمه{{س}} است."<ref>[[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ابواب الثلاثین، ص۵۲۷.</ref> صاحب الذریعة می‌گوید: "مصحف فاطمه{{س}} از ودایع امامت است که نزد مولی و [[امام]] ما [[صاحب الزمان]]{{ع}} است، همان‌طور که عده‌ای از احادیث از ائمه روایت شده است."<ref>[[آقابزرگ تهرانی]]، الذریعة، ج۲۱، ص ۱۲۶.</ref>»<ref>[[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]] ص۳۹۲-۳۹۶.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۸۸: خط ۹۰:
| پاسخ‌دهنده = سید محمد جعفر سبحانی
| پاسخ‌دهنده = سید محمد جعفر سبحانی
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
*«یکى از منابع عام علوم [[ائمه]]{{عم}} "محدث" بودن آنهاست؛ یعنى [[ائمه|امامان شیعه]]، بخشى از علم خود را از راه "تحدیث" که توسط فرشتگان الهى صورت مى‌گیرد، به دست مى‌آورند. البته این صفت منحصر به آنها و مخصوص به منصب [[امامت]] نیست. بلکه دختر پیامبر اسلام، [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} نیز داراى این صفت بوده است. مضمون بعضى از آیات و روایات مى‌رساند که فرشتگان با غیر پیامبران نیز ارتباط داشته و مسائل غیبى را براى آنها بازگو کرده‌اند که در اینجا به چند نمونه اشاره مى‌کنیم:
 
«یکى از منابع عام علوم [[ائمه]]{{عم}} "محدث" بودن آنهاست؛ یعنى [[ائمه|امامان شیعه]]، بخشى از علم خود را از راه "تحدیث" که توسط فرشتگان الهى صورت مى‌گیرد، به دست مى‌آورند. البته این صفت منحصر به آنها و مخصوص به منصب [[امامت]] نیست. بلکه دختر پیامبر اسلام، [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} نیز داراى این صفت بوده است. مضمون بعضى از آیات و روایات مى‌رساند که فرشتگان با غیر پیامبران نیز ارتباط داشته و مسائل غیبى را براى آنها بازگو کرده‌اند که در اینجا به چند نمونه اشاره مى‌کنیم:
 
#'''سخن گفتن فرشتگان با [[حضرت مریم]]'''{{س}}: خداوند در چند آیه از قرآن به این مسئله اشاره دارد که فرشتگان با [[حضرت مریم]]{{س}} سخن گفته‌اند؛ براى مثال خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ}}<ref>و به یادآورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برترى بخشیده است؛ سوره آل عمران، آیه ۴٢.</ref> یا در آیه‌اى دیگر خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ}}<ref>«اى مریم! [به شکرانه این نعمت] براى پروردگار خضوع کن و سجده به‌جا آور و با رکوع‌کنندگان، رکوع کن»؛ سوره آل عمران، آیه ۴٣</ref> همچنین خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|[[آیا آیه آیه ۴۵ و ۴۶ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ]]}}<ref>«به یاد آورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را به کلمه‌اى از سوى خود بشارت مى‌دهد که نامش مسیح، عیسى پسر مریم است و از مقربان الهى خواهد بود»؛ سوره آل عمران، آیه ۴۵.</ref>  
#'''سخن گفتن فرشتگان با [[حضرت مریم]]'''{{س}}: خداوند در چند آیه از قرآن به این مسئله اشاره دارد که فرشتگان با [[حضرت مریم]]{{س}} سخن گفته‌اند؛ براى مثال خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ}}<ref>و به یادآورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برترى بخشیده است؛ سوره آل عمران، آیه ۴٢.</ref> یا در آیه‌اى دیگر خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ}}<ref>«اى مریم! [به شکرانه این نعمت] براى پروردگار خضوع کن و سجده به‌جا آور و با رکوع‌کنندگان، رکوع کن»؛ سوره آل عمران، آیه ۴٣</ref> همچنین خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|[[آیا آیه آیه ۴۵ و ۴۶ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ]]}}<ref>«به یاد آورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را به کلمه‌اى از سوى خود بشارت مى‌دهد که نامش مسیح، عیسى پسر مریم است و از مقربان الهى خواهد بود»؛ سوره آل عمران، آیه ۴۵.</ref>  
#'''سخن گفتن [[فرشته]] با[[ ساره]] ([[همسر حضرت ابراهیم]]'''{{ع}}): خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَ امْرَأَتُهُ قٰائِمَةٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنٰاهٰا بِإِسْحٰاقَ وَ مِنْ وَرٰاءِ إِسْحٰاقَ یَعْقُوبَ}}<ref>«همسرش ایستاده بود، از خوشحالى خندید. پس او را به اسحاق و بعد از اسحاق به یعقوب بشارت دادیم.»؛ سوره هود، آیه ٧١.</ref>   
#'''سخن گفتن [[فرشته]] با[[ ساره]] ([[همسر حضرت ابراهیم]]'''{{ع}}): خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَ امْرَأَتُهُ قٰائِمَةٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنٰاهٰا بِإِسْحٰاقَ وَ مِنْ وَرٰاءِ إِسْحٰاقَ یَعْقُوبَ}}<ref>«همسرش ایستاده بود، از خوشحالى خندید. پس او را به اسحاق و بعد از اسحاق به یعقوب بشارت دادیم.»؛ سوره هود، آیه ٧١.</ref>   
#'''سخن گفتن فرشته با دختر [[پیامبر]]'''{{صل}}: روایات متعددى محدَّث بودن[[فاطمه زهرا]]{{س}} را بیان کرده‌اند؛ از جمله در روایتى از [[امام صادق]]{{ع}} است که حضرت فرمود: "[[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} دختر [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} [[محدثه]] بود؛ زیرا فرشتگان از آسمان فرو مى‌آمدند و با او سخن مى‌گفتند؛ همچنان که با [[مریم بنت عمران]] سخن مى‌گفتند".<ref>علل الشرایع، ج١، ص٢١۶؛ بحارالانوار، ج۴٣، ص٧٨. دلائل الامامة، ص٢٨.</ref> همچنین در زیارت آن حضرت آمده است: {{عربی|«السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا المُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ»}}<ref>«درود بر تو اى پرهیزکار پاک! درود بر تو اى همراز فرشته و دانا!»؛ إقبال الاعمال، ج٣، ص١۶۵؛ المزار، الشهید الاول، ص٢٢.</ref>  
#'''سخن گفتن فرشته با دختر [[پیامبر]]'''{{صل}}: روایات متعددى محدَّث بودن[[فاطمه زهرا]]{{س}} را بیان کرده‌اند؛ از جمله در روایتى از [[امام صادق]]{{ع}} است که حضرت فرمود: "[[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} دختر [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} [[محدثه]] بود؛ زیرا فرشتگان از آسمان فرو مى‌آمدند و با او سخن مى‌گفتند؛ همچنان که با [[مریم بنت عمران]] سخن مى‌گفتند".<ref>علل الشرایع، ج١، ص٢١۶؛ بحارالانوار، ج۴٣، ص٧٨. دلائل الامامة، ص٢٨.</ref> همچنین در زیارت آن حضرت آمده است: {{عربی|«السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا المُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ»}}<ref>«درود بر تو اى پرهیزکار پاک! درود بر تو اى همراز فرشته و دانا!»؛ إقبال الاعمال، ج٣، ص١۶۵؛ المزار، الشهید الاول، ص٢٢.</ref>  
#'''سخن گفتن فرشتگان با [[ائمه اطهار]]'''{{عم}}: روایات فراوانى در این زمینه است که به چند نمونه بسنده مى‌کنیم: [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«أَنَّ أَوْصِیَاءَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ مُحَدَّثُون»}}<ref>به درستى که اوصیاى [[محمد]]{{صل}} محدث‌اند و مطالب را به آنها مى‌فهمانند؛ کافى، ج١، ص٢٧٠.</ref> همین حدیث با اختلاف کمى در کتاب "بصائر" از [[امام باقر]]{{ع}} چنین نقل شده است: {{عربی|«أن أوصیاء علی محدثون»}}<ref>به درستى که اوصیاى [[على]]{{ع}} محدث‌اند و مطالب را به آنها مى‌فهمانند؛ بصائر الدرجات، جزء ٧، ص۴٢١.</ref>  
#'''سخن گفتن فرشتگان با [[ائمه اطهار]]'''{{عم}}: روایات فراوانى در این زمینه است که به چند نمونه بسنده مى‌کنیم: [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«أَنَّ أَوْصِیَاءَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ مُحَدَّثُون»}}<ref>به درستى که اوصیاى [[محمد]]{{صل}} محدث‌اند و مطالب را به آنها مى‌فهمانند؛ کافى، ج١، ص٢٧٠.</ref> همین حدیث با اختلاف کمى در کتاب "بصائر" از [[امام باقر]]{{ع}} چنین نقل شده است: {{عربی|«أن أوصیاء علی محدثون»}}<ref>به درستى که اوصیاى [[على]]{{ع}} محدث‌اند و مطالب را به آنها مى‌فهمانند؛ بصائر الدرجات، جزء ٧، ص۴٢١.</ref>
::::::در روایتى چنین مى‌خوانیم که [[محمد بن‌ اسماعیل]] مى‌گوید شنیدم [[ابوالحسن]]{{ع}} مى‌فرمود: {{عربی|«الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُون»}}<ref>«ائمه، دانشمندان، راستگویان، فهمیدگان و محدثان‌اند». کافى، ج١، ص٢٧١؛ امالى، الطوسى، ص٢۴۵.</ref>. [[محمد بن عمران]] نیز مى‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که مى‌فرمود: {{عربی|«نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ مُحَدَّثاً»}}<ref>«ما دوازده نفر محدث هستیم...». بصائر الدرجات.</ref> »<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۱۳۰-۱۴۰].</ref>.
 
*«'''[[صحیفه فاطمه]]'''{{س}}: [[منابع علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|از جمله منابع عام علم امامان است]] که بر اساس روایات، مجموعه‌اى از اخبار غیبى و وقایع آیندگان است که [[جبرئیل]] بعد از رحلت [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} عرضه کرد و [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز مطالب آن را نگاشت.<ref>کافى، ج١، صص ٢۴١ و ۴۵٨.</ref>(...) روايات فراوانى درباره محتواى [[مصحف فاطمه]] وارد شده است. البته اين روايات به‌تفصيل، محتواى مصحف را ذكر نكرده‌اند. بلكه تنها عنوان‌ها يا برخى سخنان را بيان نموده‌اند كه از مجموع آنها به‌دست مى‌آيد در[[ مصحف فاطمه]] چه مطالبى وجود دارد و چه مطالبى وجود ندارد. ابتدا به مواردى اشاره مى‌كنيم كه در مصحف وجود دارد: (۱): مقام عظيم[[پيامبر]]{{صل}}؛  (۲): آينده ذريه [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}}؛ (۳): حوادثى كه رخ خواهد داد؛ (۴): نام‌هاى اوصيا و [[انبيا]]؛ (۵): اسامى پادشاهان و پدران آنها؛ (۶): وصيت [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}}؛  (۷): نبود احكام شرعى در مصحف؛ (...)  (۸): نبودن چیزی از قرآن در مصحف. [[مصحف فاطمه]]{{س}} ميراثى ارزشمند است كه نزد [[امامان معصوم]]{{عم}} دست به دست گشته است. [[ابوبصير]] بعد از نقل حديثى از [[امام باقر]]{{ع}} در اين‌باره مى‌گويد: «به آن حضرت گفتم كه [[مصحف فاطمه]]{{س}} بعد از شهادت آن حضرت نزد چه كسى است»؟ [[امام باقر]]{{ع}} فرمود:{{عربی|«دَفَعْتُهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}}، فَلَمَّا مَضَى صَارَ إِلَى الْحَسَنِ، ثُمَّ إِلَى الْحُسَيْنِ، ثُمَّ عِنْدَ أَهْلِهِ حَتَّى يَدْفَعُوهُ إِلَى صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ»}}<ref> آن را به [[اميرمؤمنان]]{{ع}} داد. وقتى آن حضرت شهيد شد، رسيد به دست حسن. سپس رسيد به دست حسين. سپس نزد اهل آن است تا بدهد به صاحب اين امر "امر [[امامت]]" يعنى [[امام مهدی|حضرت مهدى]]{{ع}}؛ دلائل الامامة، طبرى، ص٢٨؛ مسند حضرت زهرا، عزيز الله عطاردى، ص٢٩٢.</ref> همچنين [[صحيفه حضرت زهرا]]{{س}} جزء نشانه‌هاى [[امامت]] نزد [[ائمه]]{{عم}} مى‌باشد؛ چنان‌كه [[امام رضا]]{{ع}}در اين‌باره فرمود: {{عربی|«... لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ... وَ يَكُونُ عِنْدَهُ مُصْحَفُ فَاطِمَةَ...»}}.<ref>«... براى [[امام]]{{ع}} نشانه‌هايى است... و نزد او [[مصحف حضرت فاطمه]]{{س}} است». خصال، ص۵٢٧.</ref> [[امامان معصوم]] در مواردى به صحيفه [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} استشهاد نموده و به وسيله آن عليه كج‌انديشان و منحرفان از مسير [[امامت]] احتجاج كرده و حقانيت خود و دروغِ دروغگويان را آشكار ساخته‌اند. در اين زمينه، احاديث بسيارى است كه در اينجا تنها به چند روايت بسنده مى‌كنيم: [[سليمان بن خالد]] مى‌گويد كه [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«وَ لْيُخْرِجُوا مُصْحَفَ فَاطِمَةَ {{س}} فَإِنَّ فِيهِ وَصِيَّةَ فَاطِمَة...»}}.<ref>«اگر راست مى‌گويند [[مصحف فاطمه]]{{س}} را بيرون آورند؛ زيرا وصيت فاطمه در آن است...». بصائر الدرجات، صص٢١۵ و ٢١۶.</ref> [[حماد بن عثمان]] مى‌گويد كه شنيدم [[امام صادق]]{{ع}} مى‌فرمود: {{عربی|«تَظْهَرُ الزَّنَادِقَةُ فِي سَنَةِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِينَ وَ مِائَةٍ وَ ذَلِكَ أَنِّي نَظَرْتُ فِي مُصْحَفِ فَاطِمَةَ...»}}.<ref>«زنادقه در سال ١٢٨، ظهورمى‌كنند. من اين را از مطالعه [[مصحف فاطمه]] دريافتم...»؛ كافى، ج١، ص٢۴٠؛ بصائرالدرجات، ص٢١۵.</ref> صاحب كتاب "الذريعه" درباره [[مصحف حضرت زهرا]]{{س}} مى‌نويسد: {{عربی|«مصحف فاطمه{{س}} من ودايع الإمامة عند مولينا و إمامنا صاحب الزمان{{ع}} كما روي في عدة احاديث من طرق الائمة{{عم}} ...»}}.<ref>«[[مصحف فاطمه]]{{س}} از ودايع [[امامت]] است كه نزد مولا و [[امام]] ما [[صاحب الزمان]]{{ع}} است؛ همان‌طور كه تعدادى روايت از [[ائمه]]{{عم}} در اين‌باره نقل شده است»؛ الذريعة، ج٢١، ص١٢۶.</ref>
در روایتى چنین مى‌خوانیم که [[محمد بن‌ اسماعیل]] مى‌گوید شنیدم [[ابوالحسن]]{{ع}} مى‌فرمود: {{عربی|«الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُون»}}<ref>«ائمه، دانشمندان، راستگویان، فهمیدگان و محدثان‌اند». کافى، ج١، ص٢٧١؛ امالى، الطوسى، ص٢۴۵.</ref>. [[محمد بن عمران]] نیز مى‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که مى‌فرمود: {{عربی|«نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ مُحَدَّثاً»}}<ref>«ما دوازده نفر محدث هستیم...». بصائر الدرجات.</ref> »<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۱۳۰-۱۴۰].</ref>.
*'''[[جفر]]''': یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}} است که در مواردى به آن تمسک نموده‌اند. (...) در اصطلاح، جفر پوستى است که علوم در آن نوشته مى‌گردد و در اصطلاح حدیثى، به کتاب مخصوصى اطلاق مى‌شود که به املاى [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و نگارش [[على]]{{ع}} بوده و در بردارنده علم [[انبیا]] و اوصیا{{عم}} است. این کتاب، از جمله نشانه‌هاى [[امامت]] است که اکنون نزد [[خاتم‌الاوصیا]] [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} مى‌باشد. (...) گاهى [[ائمه اطهار]]{{عم}} به [[جفر]] استدلال نموده‌اند؛ براى مثال وقتى [[مأمون]] در نامه‌اى ولايتعهدى را به [[امام رضا]]{{ع}} داد، آن حضرت در پشت آن نامه نوشت: {{عربی|«... وَ الجَامِعَةُ وَ الجَفْرُ يَدُلَّانِ عَلَى ضِدِّ ذَلِكَ ... لَكِنِّي امْتَثَلْتُ أَمْرَ أَمِيرِالمُؤْمِنِينَ وَ آثَرْتُ رِضَاه...»}}.<ref>«... [[جامعه]] و [[جفر]] برخلاف آن شهادت مى‌دهند... اما من از امر اميرمؤمنان! پيروى كردم و اختيار رضاى او نمودم...»؛ كشف الغمة، ج٣، صص١٧٢ - ١٧٩، معالم المدرستين، ج٢، ص۴٢٧.</ref> در واقع حضرت اشاره مى‌كند اگر من هم ولايتعهدى را قبول كنم، به پايان نمى‌رسد و به‌دست مأمون با سم به شهادت مى‌رسم؛ چرا كه من اين مطلب را در [[جفر]] و [[جامعه]] مشاهده نموده‌ام. اين سخن [[امام]]{{ع}} بيانگر آن است كه [[جفر]] و [[جامعه]]، مخزنى از علوم [[ائمه]]{{عم}} مى‌باشد كه [[امامان]]{{عم}} با رجوع به آن دو، از مسائل و حوادث آينده آگاه مى‌شدند.
 
*'''کتاب [[امام علی|امیرمؤمنان على]]'''{{ع}}:‌ یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}}، کتاب [[على]]{{ع}} است. از احادیث استفاده مى‌گردد که آن کتاب، طومارى از جنس پوست بوده است به طول هفتاد ذراع [[پیامبر]]{{صل}} که با املاى ایشان و با خط [[امام علیب|على]]{{ع}} نوشته شده است و در آن هر حلال و حرامى و هر چیزى که مردم تا قیامت به آن نیاز دارند، وجود دارد؛ حتى دیه یک خراش بر بدن. [[کتاب على]]{{ع}} نخستین کتاب گردآورى شده در اسلام مى‌باشد که در زمان [[پیامبر]]{{صل}} نوشته شده است.<ref>أعیان الشیعه، ج١، ص٩٣. [[سید محسن امین]] بعد از معرفى کتاب جامعه و بیان اوصاف آن، جامعه و صحیفه و [[کتاب على]]{{ع}}را مصداق یک کتاب مى‌داند و مى‌نویسد: «فظهر من ملاحظة مجموع هذه الاخبار و ضمّ بعضها الى بعض أن الجامعة و کتاب على{{ع}}على الاطلاق و الذى طوله سبعون ذرعاً و الکتاب الذى باملاء [[پیامبر|رسول الله]]{{صل}} و خط [[امام علی|على]]{{ع}} و الصحیفة التى سبعون ذرعاً و الجلد الذى هو سبعون ذرعاً و الصحیفة العتیقة کلها یراد بها کتاب واحد».</ref>  گاهى این نوشته به اسم «[[جامعه]]» و گاهى به نام «[[صحیفه]]» یا «[[کتاب على]]» شناخته شده است<ref>اعیان الشیعه، ج ١، ص٩۴.</ref> که بعد از [[امام على]]{{ع}} به [[امامان]]{{عم}} یکى پس از دیگرى منتقل مى‌شود و الآن نیز در دست [[خاتم‌الاوصیا]] [[امام زمان]]{{ع}} است. (...)
«'''[[صحیفه فاطمه]]'''{{س}}: [[منابع علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|از جمله منابع عام علم امامان است]] که بر اساس روایات، مجموعه‌اى از اخبار غیبى و وقایع آیندگان است که [[جبرئیل]] بعد از رحلت [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} عرضه کرد و [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز مطالب آن را نگاشت.<ref>کافى، ج١، صص ٢۴١ و ۴۵٨.</ref>(...) روايات فراوانى درباره محتواى [[مصحف فاطمه]] وارد شده است. البته اين روايات به‌تفصيل، محتواى مصحف را ذكر نكرده‌اند. بلكه تنها عنوان‌ها يا برخى سخنان را بيان نموده‌اند كه از مجموع آنها به‌دست مى‌آيد در[[ مصحف فاطمه]] چه مطالبى وجود دارد و چه مطالبى وجود ندارد. ابتدا به مواردى اشاره مى‌كنيم كه در مصحف وجود دارد: (۱): مقام عظيم[[پيامبر]]{{صل}}؛  (۲): آينده ذريه [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}}؛ (۳): حوادثى كه رخ خواهد داد؛ (۴): نام‌هاى اوصيا و [[انبيا]]؛ (۵): اسامى پادشاهان و پدران آنها؛ (۶): وصيت [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}}؛  (۷): نبود احكام شرعى در مصحف؛ (...)  (۸): نبودن چیزی از قرآن در مصحف. [[مصحف فاطمه]]{{س}} ميراثى ارزشمند است كه نزد [[امامان معصوم]]{{عم}} دست به دست گشته است. [[ابوبصير]] بعد از نقل حديثى از [[امام باقر]]{{ع}} در اين‌باره مى‌گويد: «به آن حضرت گفتم كه [[مصحف فاطمه]]{{س}} بعد از شهادت آن حضرت نزد چه كسى است»؟ [[امام باقر]]{{ع}} فرمود:{{عربی|«دَفَعْتُهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}}، فَلَمَّا مَضَى صَارَ إِلَى الْحَسَنِ، ثُمَّ إِلَى الْحُسَيْنِ، ثُمَّ عِنْدَ أَهْلِهِ حَتَّى يَدْفَعُوهُ إِلَى صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ»}}<ref> آن را به [[اميرمؤمنان]]{{ع}} داد. وقتى آن حضرت شهيد شد، رسيد به دست حسن. سپس رسيد به دست حسين. سپس نزد اهل آن است تا بدهد به صاحب اين امر "امر [[امامت]]" يعنى [[امام مهدی|حضرت مهدى]]{{ع}}؛ دلائل الامامة، طبرى، ص٢٨؛ مسند حضرت زهرا، عزيز الله عطاردى، ص٢٩٢.</ref> همچنين [[صحيفه حضرت زهرا]]{{س}} جزء نشانه‌هاى [[امامت]] نزد [[ائمه]]{{عم}} مى‌باشد؛ چنان‌كه [[امام رضا]]{{ع}}در اين‌باره فرمود: {{عربی|«... لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ... وَ يَكُونُ عِنْدَهُ مُصْحَفُ فَاطِمَةَ...»}}.<ref>«... براى [[امام]]{{ع}} نشانه‌هايى است... و نزد او [[مصحف حضرت فاطمه]]{{س}} است». خصال، ص۵٢٧.</ref> [[امامان معصوم]] در مواردى به صحيفه [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} استشهاد نموده و به وسيله آن عليه كج‌انديشان و منحرفان از مسير [[امامت]] احتجاج كرده و حقانيت خود و دروغِ دروغگويان را آشكار ساخته‌اند. در اين زمينه، احاديث بسيارى است كه در اينجا تنها به چند روايت بسنده مى‌كنيم: [[سليمان بن خالد]] مى‌گويد كه [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«وَ لْيُخْرِجُوا مُصْحَفَ فَاطِمَةَ {{س}} فَإِنَّ فِيهِ وَصِيَّةَ فَاطِمَة...»}}.<ref>«اگر راست مى‌گويند [[مصحف فاطمه]]{{س}} را بيرون آورند؛ زيرا وصيت فاطمه در آن است...». بصائر الدرجات، صص٢١۵ و ٢١۶.</ref> [[حماد بن عثمان]] مى‌گويد كه شنيدم [[امام صادق]]{{ع}} مى‌فرمود: {{عربی|«تَظْهَرُ الزَّنَادِقَةُ فِي سَنَةِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِينَ وَ مِائَةٍ وَ ذَلِكَ أَنِّي نَظَرْتُ فِي مُصْحَفِ فَاطِمَةَ...»}}.<ref>«زنادقه در سال ١٢٨، ظهورمى‌كنند. من اين را از مطالعه [[مصحف فاطمه]] دريافتم...»؛ كافى، ج١، ص٢۴٠؛ بصائرالدرجات، ص٢١۵.</ref> صاحب كتاب "الذريعه" درباره [[مصحف حضرت زهرا]]{{س}} مى‌نويسد: {{عربی|«مصحف فاطمه{{س}} من ودايع الإمامة عند مولينا و إمامنا صاحب الزمان{{ع}} كما روي في عدة احاديث من طرق الائمة{{عم}} ...»}}.<ref>«[[مصحف فاطمه]]{{س}} از ودايع [[امامت]] است كه نزد مولا و [[امام]] ما [[صاحب الزمان]]{{ع}} است؛ همان‌طور كه تعدادى روايت از [[ائمه]]{{عم}} در اين‌باره نقل شده است»؛ الذريعة، ج٢١، ص١٢۶.</ref>
*'''کتب [[انبیا]]''':‌ تمام کتاب‌هایى را که خداوند بر [[پیامبران]]{{عم}} نازل کرده، نزد [[ائمه]]{{عم}} است این کتاب‌ها یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}} است؛ چنان‌که در روایتى [[ابوحمزه ثمالى]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل مى‌کند که حضرت فرمود: {{عربی|«أَلْوَاحُ مُوسَى {{ع}} عِنْدَنَا وَ عَصَا مُوسَى عِنْدَنَا وَ نَحْنُ وَرَثَةُ النَّبِیِّین»}}<ref>«الواح موسى و عصاى موسى نزد ماست و ما وارثان پیامبرانیم»؛ کافى، ج١، ص٢٣١.</ref> همچنین در روایت دیگرى، [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«... وَ کُلُّ کِتَابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ نَحْنُ هُم»}}<ref>«... و هر کتابى که نازل شده است نزد اهل علم است و ماییم اهل علم»؛ همان، ص٢٢۵.</ref> همچنين [[امام كاظم]]{{ع}} در جواب بريه (بريهه) كه از ايشان پرسيد: {{عربی|«أَنَّى لَكُمُ التَّوْرَاةُ وَ الْإِنْجِيلُ وَ كُتُبُ الْأَنْبِيَاءِ»}}<ref>«تورات و انجيل و كتب پيغمبران از كجا به‌شما رسيده است»؟</ref> فرمود: {{عربی|«هِيَ عِنْدَنَا وِرَاثَةً مِنْ عِنْدِهِمْ نَقْرَؤُهَا كَمَا قَرَءُوهَا وَ نَقُولُهَا كَمَا قَالُوا إِنَّ الله لَا يَجْعَلُ حُجَّةً فِي أَرْضِهِ يُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ فَيَقُولُ لَا أَدْرِي»}}<ref>«اينها از خودشان به ما به ارث رسيده است و چنان‌كه آنها مى‌خواندند، ما هم مى‌خوانيم و چنان‌كه آنها بيان مى‌كردند، ما هم بيان مى‌كنيم. خدا حجتى در زمينش نمى‌گذارد كه چيزى از او بپرسند و او بگويد نمى‌دانم»؛ همان، ص٢٢۵.</ref> [[امام علی|حضرت على]]{{ع}} در حديثى مى‌فرمايد:  {{عربی|«انا الذى عندي ألف كتاب من كتب الانبياء»}}، از اين روايات استفاده مى‌شود كه [[ائمه]]{{عم}} به تمامى كتاب‌هاى آسمانى [[پيامبران]]{{عم}} عالم بوده‌اند و تمام علومى را كه خداوند به پيامبران پيشين عطا فرمود، به‌طور كامل در اختيار [[امامان]]{{عم}} قرار داده است»<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۹۹-۱۳۰].</ref>.
 
'''[[جفر]]''': یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}} است که در مواردى به آن تمسک نموده‌اند. (...) در اصطلاح، جفر پوستى است که علوم در آن نوشته مى‌گردد و در اصطلاح حدیثى، به کتاب مخصوصى اطلاق مى‌شود که به املاى [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و نگارش [[على]]{{ع}} بوده و در بردارنده علم [[انبیا]] و اوصیا{{عم}} است. این کتاب، از جمله نشانه‌هاى [[امامت]] است که اکنون نزد [[خاتم‌الاوصیا]] [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} مى‌باشد. (...) گاهى [[ائمه اطهار]]{{عم}} به [[جفر]] استدلال نموده‌اند؛ براى مثال وقتى [[مأمون]] در نامه‌اى ولايتعهدى را به [[امام رضا]]{{ع}} داد، آن حضرت در پشت آن نامه نوشت: {{عربی|«... وَ الجَامِعَةُ وَ الجَفْرُ يَدُلَّانِ عَلَى ضِدِّ ذَلِكَ ... لَكِنِّي امْتَثَلْتُ أَمْرَ أَمِيرِالمُؤْمِنِينَ وَ آثَرْتُ رِضَاه...»}}.<ref>«... [[جامعه]] و [[جفر]] برخلاف آن شهادت مى‌دهند... اما من از امر اميرمؤمنان! پيروى كردم و اختيار رضاى او نمودم...»؛ كشف الغمة، ج٣، صص١٧٢ - ١٧٩، معالم المدرستين، ج٢، ص۴٢٧.</ref> در واقع حضرت اشاره مى‌كند اگر من هم ولايتعهدى را قبول كنم، به پايان نمى‌رسد و به‌دست مأمون با سم به شهادت مى‌رسم؛ چرا كه من اين مطلب را در [[جفر]] و [[جامعه]] مشاهده نموده‌ام. اين سخن [[امام]]{{ع}} بيانگر آن است كه [[جفر]] و [[جامعه]]، مخزنى از علوم [[ائمه]]{{عم}} مى‌باشد كه [[امامان]]{{عم}} با رجوع به آن دو، از مسائل و حوادث آينده آگاه مى‌شدند.
 
'''کتاب [[امام علی|امیرمؤمنان على]]'''{{ع}}:‌ یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}}، کتاب [[على]]{{ع}} است. از احادیث استفاده مى‌گردد که آن کتاب، طومارى از جنس پوست بوده است به طول هفتاد ذراع [[پیامبر]]{{صل}} که با املاى ایشان و با خط [[امام علیب|على]]{{ع}} نوشته شده است و در آن هر حلال و حرامى و هر چیزى که مردم تا قیامت به آن نیاز دارند، وجود دارد؛ حتى دیه یک خراش بر بدن. [[کتاب على]]{{ع}} نخستین کتاب گردآورى شده در اسلام مى‌باشد که در زمان [[پیامبر]]{{صل}} نوشته شده است.<ref>أعیان الشیعه، ج١، ص٩٣. [[سید محسن امین]] بعد از معرفى کتاب جامعه و بیان اوصاف آن، جامعه و صحیفه و [[کتاب على]]{{ع}}را مصداق یک کتاب مى‌داند و مى‌نویسد: «فظهر من ملاحظة مجموع هذه الاخبار و ضمّ بعضها الى بعض أن الجامعة و کتاب على{{ع}}على الاطلاق و الذى طوله سبعون ذرعاً و الکتاب الذى باملاء [[پیامبر|رسول الله]]{{صل}} و خط [[امام علی|على]]{{ع}} و الصحیفة التى سبعون ذرعاً و الجلد الذى هو سبعون ذرعاً و الصحیفة العتیقة کلها یراد بها کتاب واحد».</ref>  گاهى این نوشته به اسم «[[جامعه]]» و گاهى به نام «[[صحیفه]]» یا «[[کتاب على]]» شناخته شده است<ref>اعیان الشیعه، ج ١، ص٩۴.</ref> که بعد از [[امام على]]{{ع}} به [[امامان]]{{عم}} یکى پس از دیگرى منتقل مى‌شود و الآن نیز در دست [[خاتم‌الاوصیا]] [[امام زمان]]{{ع}} است. (...)
 
'''کتب [[انبیا]]''':‌ تمام کتاب‌هایى را که خداوند بر [[پیامبران]]{{عم}} نازل کرده، نزد [[ائمه]]{{عم}} است این کتاب‌ها یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}} است؛ چنان‌که در روایتى [[ابوحمزه ثمالى]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل مى‌کند که حضرت فرمود: {{عربی|«أَلْوَاحُ مُوسَى {{ع}} عِنْدَنَا وَ عَصَا مُوسَى عِنْدَنَا وَ نَحْنُ وَرَثَةُ النَّبِیِّین»}}<ref>«الواح موسى و عصاى موسى نزد ماست و ما وارثان پیامبرانیم»؛ کافى، ج١، ص٢٣١.</ref> همچنین در روایت دیگرى، [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«... وَ کُلُّ کِتَابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ نَحْنُ هُم»}}<ref>«... و هر کتابى که نازل شده است نزد اهل علم است و ماییم اهل علم»؛ همان، ص٢٢۵.</ref> همچنين [[امام كاظم]]{{ع}} در جواب بريه (بريهه) كه از ايشان پرسيد: {{عربی|«أَنَّى لَكُمُ التَّوْرَاةُ وَ الْإِنْجِيلُ وَ كُتُبُ الْأَنْبِيَاءِ»}}<ref>«تورات و انجيل و كتب پيغمبران از كجا به‌شما رسيده است»؟</ref> فرمود: {{عربی|«هِيَ عِنْدَنَا وِرَاثَةً مِنْ عِنْدِهِمْ نَقْرَؤُهَا كَمَا قَرَءُوهَا وَ نَقُولُهَا كَمَا قَالُوا إِنَّ الله لَا يَجْعَلُ حُجَّةً فِي أَرْضِهِ يُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ فَيَقُولُ لَا أَدْرِي»}}<ref>«اينها از خودشان به ما به ارث رسيده است و چنان‌كه آنها مى‌خواندند، ما هم مى‌خوانيم و چنان‌كه آنها بيان مى‌كردند، ما هم بيان مى‌كنيم. خدا حجتى در زمينش نمى‌گذارد كه چيزى از او بپرسند و او بگويد نمى‌دانم»؛ همان، ص٢٢۵.</ref> [[امام علی|حضرت على]]{{ع}} در حديثى مى‌فرمايد:  {{عربی|«انا الذى عندي ألف كتاب من كتب الانبياء»}}، از اين روايات استفاده مى‌شود كه [[ائمه]]{{عم}} به تمامى كتاب‌هاى آسمانى [[پيامبران]]{{عم}} عالم بوده‌اند و تمام علومى را كه خداوند به پيامبران پيشين عطا فرمود، به‌طور كامل در اختيار [[امامان]]{{عم}} قرار داده است»<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۹۹-۱۳۰].</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۱۱: خط ۱۲۰:
| تصویر = 11805.jpg
| تصویر = 11805.jpg
| پاسخ‌دهنده = سید حبیب بخارایی‌زاده
| پاسخ‌دهنده = سید حبیب بخارایی‌زاده
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید حبیب بخارایی‌زاده]]''' در پایان‌نامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید حبیب بخارایی‌زاده]]''' در پایان‌نامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
*«[[ابو بصیر]] درباره [[مصحف فاطمه]] پرسید. حضرت پاسخ دادند بعد از رحلت پدرش بر وی نازل گردید گفتم چه چیزی در آن است فرمود: اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت. دلالت فقره "خبر ما یکون الی یوم القیامه" بر [[قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش)|گستره علم ائمه]]، از آنچه در حدیث قبل بیان شد معلوم است. خصوصا با توجه به تفصیل ای فقره از ناحیه خود امام که نشان‌دهنده آن است که اختصاص به حوادث عالم دنیا و موجودات سفلی نداشته و وقایع عوالم دیگر و موجودات علوی را هم شامل می‌شود.  
 
::::::'''علم به آنچه بوده و آنچه هست:''' این دسته از روایات همانند دسته قبل برخی مطلقند و قیدی ندارند و برخی دیگر قید الی یوم القیامه را هم به همراه خود دارند که برای هریک مثالی ذکر می‌کنیم: [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} فرمود ای علی تو مرا غسل می‌دهی وقتی از غسل من فارق شدی مرا به لوحی قرار بده و سپس دستت را بر سینه من بگذار و فاطمه و حسن و حسین را همراهت بیاور ... سپس در آن هنگام آنچه را که بوده و آنچه را هست خواهی دانست<ref>بحار الانوار ج ۲۲ صص۴۹۲ ح۱.</ref>
«[[ابو بصیر]] درباره [[مصحف فاطمه]] پرسید. حضرت پاسخ دادند بعد از رحلت پدرش بر وی نازل گردید گفتم چه چیزی در آن است فرمود: اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت. دلالت فقره "خبر ما یکون الی یوم القیامه" بر [[قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش)|گستره علم ائمه]]، از آنچه در حدیث قبل بیان شد معلوم است. خصوصا با توجه به تفصیل ای فقره از ناحیه خود امام که نشان‌دهنده آن است که اختصاص به حوادث عالم دنیا و موجودات سفلی نداشته و وقایع عوالم دیگر و موجودات علوی را هم شامل می‌شود.
*«از دیگر کتبی که بر اساس روایات نزد ائمه موجود بوده و حاوی علوم بسیار مصحف فاطمه است مصحف فاطمه کتابی است که جبرئیل در مراودات بسیاری که بعد از رحلت پیامبر با فاطمه <ref>كثرت مراوده جبرئیل و حضورش در محضر فاطمه از عبارات بعضی دیگر از احادیث همین بـاب كـه بـه صـورت ماضی استمراری است ، فهمیده می‌شود: " و كان جبرئیل یاتیها ...و یخبرها بمایكون بعدها فی ذریتها و كان علی یكتب ذلك فهذا مصحف فاطمه  کلینی الکافی ج ۱ صص۵۹۵ .</ref> داشت بیان می‌نموده و امیرالمؤمنین{{ع}} آن را می‌نوشته‌اند. در روایات وجود علوم گوناگونی در این مصحف گذارش شده است یکی از آنها که در بحث کنونی قابل استفاده است علم به چیزهایی است که در آینده واقع خواهد شد. [[حماد بن عثمان]] می‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود زنادقه در سال یکصد و بیست و هشت ظهور می‌کنند و این را از مصحف فاطمه دانستم»<ref>[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]، ص ۱۴۷-۱۶۹.</ref>.
 
'''علم به آنچه بوده و آنچه هست:''' این دسته از روایات همانند دسته قبل برخی مطلقند و قیدی ندارند و برخی دیگر قید الی یوم القیامه را هم به همراه خود دارند که برای هریک مثالی ذکر می‌کنیم: [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} فرمود ای علی تو مرا غسل می‌دهی وقتی از غسل من فارق شدی مرا به لوحی قرار بده و سپس دستت را بر سینه من بگذار و فاطمه و حسن و حسین را همراهت بیاور ... سپس در آن هنگام آنچه را که بوده و آنچه را هست خواهی دانست<ref>بحار الانوار ج ۲۲ صص۴۹۲ ح۱.</ref>
 
«از دیگر کتبی که بر اساس روایات نزد ائمه موجود بوده و حاوی علوم بسیار مصحف فاطمه است مصحف فاطمه کتابی است که جبرئیل در مراودات بسیاری که بعد از رحلت پیامبر با فاطمه <ref>كثرت مراوده جبرئیل و حضورش در محضر فاطمه از عبارات بعضی دیگر از احادیث همین بـاب كـه بـه صـورت ماضی استمراری است ، فهمیده می‌شود: " و كان جبرئیل یاتیها ...و یخبرها بمایكون بعدها فی ذریتها و كان علی یكتب ذلك فهذا مصحف فاطمه  کلینی الکافی ج ۱ صص۵۹۵ .</ref> داشت بیان می‌نموده و امیرالمؤمنین{{ع}} آن را می‌نوشته‌اند. در روایات وجود علوم گوناگونی در این مصحف گذارش شده است یکی از آنها که در بحث کنونی قابل استفاده است علم به چیزهایی است که در آینده واقع خواهد شد. [[حماد بن عثمان]] می‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود زنادقه در سال یکصد و بیست و هشت ظهور می‌کنند و این را از مصحف فاطمه دانستم»<ref>[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]، ص ۱۴۷-۱۶۹.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۲۰: خط ۱۳۲:
| تصویر = 1073589.jpg
| تصویر = 1073589.jpg
| پاسخ‌دهنده = ناصرالدین اوجاقی
| پاسخ‌دهنده = ناصرالدین اوجاقی
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
*«دو مورد در اینجا شاهد وجود دارد که شیعیان معتقد بودند در نزد [[ائمه]]{{عم}} کتابی است که حضرت علی آن را نوشته است و در آن احکام الهی و حلال‌ها و حرام‌ها جمع شده است. [[منصور بن حازم]] می‌گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم که مردم می‌گویند که در نزد شما صحیفه‌ای هست که طول آن هفتاد ذراع است و در آن هر آنچه مردم نیاز دارند وجود دارد و این همان علم امامت است. شاهد دیگر سخنان این شاذان در این مورد است که [[امام علی|حضرت علی]] فرموده است چیزی در نزد ما غیر از کتاب خدا و آنچه در صحیفه مکتوب است وجود ندارد. در توضیح این روایت ابن شاذان می‌گوید این سخن حق است زیرا کتاب خدا تمام علومی را که انسان‌ها در امر دین به آن نیاز دارند در خود جای داده است و هرچه در صحیفه هست تفسیر چیزی است که در کتاب خداست»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۸۵.</ref>.
 
*«در این مورد هشت روایت در اصول کافی ذکر شده است:
«دو مورد در اینجا شاهد وجود دارد که شیعیان معتقد بودند در نزد [[ائمه]]{{عم}} کتابی است که حضرت علی آن را نوشته است و در آن احکام الهی و حلال‌ها و حرام‌ها جمع شده است. [[منصور بن حازم]] می‌گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم که مردم می‌گویند که در نزد شما صحیفه‌ای هست که طول آن هفتاد ذراع است و در آن هر آنچه مردم نیاز دارند وجود دارد و این همان علم امامت است. شاهد دیگر سخنان این شاذان در این مورد است که [[امام علی|حضرت علی]] فرموده است چیزی در نزد ما غیر از کتاب خدا و آنچه در صحیفه مکتوب است وجود ندارد. در توضیح این روایت ابن شاذان می‌گوید این سخن حق است زیرا کتاب خدا تمام علومی را که انسان‌ها در امر دین به آن نیاز دارند در خود جای داده است و هرچه در صحیفه هست تفسیر چیزی است که در کتاب خداست»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۸۵.</ref>.
 
«در این مورد هشت روایت در اصول کافی ذکر شده است:


'''روایت اول:''' این روایت صحیح است و آن را ابوبصیر از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند. ابتدا راوی در مورد روایتی از حضرت علی که فرمودند [[رابطه الف باب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|پیامبر به من هزار در علم آموخت که از هر دری هزار در باز می‌شود]] سؤال می‌کند. امام صحت این روایت را تأیید می‌کند در این روایت جامعه به این ترتیب معرفی می‌شود: صحیفه‌ای به طول هفتاد ذراع که رسول خدا املا فرموده و حضرت علی آن را به رشته تحریر درآورده. در آن هر امر حلال و حرامی و هرآنچه مردم به آن نیاز دارند حتی جریمه خراش وجود دارد. راوی می‌گوید حتی امام با دست مبارک خودشان کتف راوی را می‌فشارد و می‌فرماید حتی ارزش این مقدار. در مورد جفر می‌فرمایند ظرفی است از چرم که [[علم انبیا]] و اوصیا گذشته و علم علمای بنی‌اسراییل در آن است.
'''روایت اول:''' این روایت صحیح است و آن را ابوبصیر از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند. ابتدا راوی در مورد روایتی از حضرت علی که فرمودند [[رابطه الف باب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|پیامبر به من هزار در علم آموخت که از هر دری هزار در باز می‌شود]] سؤال می‌کند. امام صحت این روایت را تأیید می‌کند در این روایت جامعه به این ترتیب معرفی می‌شود: صحیفه‌ای به طول هفتاد ذراع که رسول خدا املا فرموده و حضرت علی آن را به رشته تحریر درآورده. در آن هر امر حلال و حرامی و هرآنچه مردم به آن نیاز دارند حتی جریمه خراش وجود دارد. راوی می‌گوید حتی امام با دست مبارک خودشان کتف راوی را می‌فشارد و می‌فرماید حتی ارزش این مقدار. در مورد جفر می‌فرمایند ظرفی است از چرم که [[علم انبیا]] و اوصیا گذشته و علم علمای بنی‌اسراییل در آن است.
خط ۱۶۳: خط ۱۷۷:
| پاسخ‌دهنده = محمد نظیر عرفانی
| پاسخ‌دهنده = محمد نظیر عرفانی
| پاسخ = آقای '''[[محمد نظیر عرفانی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین(پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = آقای '''[[محمد نظیر عرفانی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین(پایان‌نامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
:::::«از منابع علوم [[معصومان]]{{عم}} طبق نقل روایات [[جفر]] و جامعه است منظور از جفر مخزنی از چرم است که علم [[پیامبران]] و اوصیاء آنها‌، و دانش دانشمندان گذشته [[بنی اسرائیل]] در آن ثبت شده است. و منظور از جامعه طومار با إملای [[پیامبر]]{{صل}} و خط [[امام علی|علی]]{{ع}} نوشته شده است. در اینجا برخی از روایاتی که در این زمینه وارد شده است را بیان می‌کنیم:
 
«از منابع علوم [[معصومان]]{{عم}} طبق نقل روایات [[جفر]] و جامعه است منظور از جفر مخزنی از چرم است که علم [[پیامبران]] و اوصیاء آنها‌، و دانش دانشمندان گذشته [[بنی اسرائیل]] در آن ثبت شده است. و منظور از جامعه طومار با إملای [[پیامبر]]{{صل}} و خط [[امام علی|علی]]{{ع}} نوشته شده است. در اینجا برخی از روایاتی که در این زمینه وارد شده است را بیان می‌کنیم:


[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: جامعه نزد ما است، املای [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از دو لب شریفش بیرون آمده و علی آن را به دست خود نوشته است حلال‌ها و حرام‌ها و هر چه را مردم به ان نیاز داشته باشند در آن است.   
[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: جامعه نزد ما است، املای [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از دو لب شریفش بیرون آمده و علی آن را به دست خود نوشته است حلال‌ها و حرام‌ها و هر چه را مردم به ان نیاز داشته باشند در آن است.   
خط ۱۷۹: خط ۱۹۴:


«خداوند متعال به برگزیدگان و بندگان خالص درگاه خود غیر از قدرت به هر اندازه که بخواهد علم و آگاهی هم عطا می‌کند. نمونه‌هایی از این بندگان را که علم لدنی داشتند، قرآن شریف ذکر کرده است که به آنها و مواردی دیگر اشاره می‌کنیم:
«خداوند متعال به برگزیدگان و بندگان خالص درگاه خود غیر از قدرت به هر اندازه که بخواهد علم و آگاهی هم عطا می‌کند. نمونه‌هایی از این بندگان را که علم لدنی داشتند، قرآن شریف ذکر کرده است که به آنها و مواردی دیگر اشاره می‌کنیم:
#مستثنی در آیه: {{متن قرآن|[[آیا آیه ۲۵۵ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء]]}}آنچه را که پیش رو و آنچه را که پشت سرشان است می‌داند و به علم او جز آنچه خودخواهد احاطه نتوانند یافت.
#مستثنی در آیه: {{متن قرآن|[[آیا آیه ۲۵۵ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)|يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء]]}}آنچه را که پیش رو و آنچه را که پشت سرشان است می‌داند و به علم او جز آنچه خودخواهد احاطه نتوانند یافت.
# مستثنی در آیه: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی می‌گمارد»؛ سوره جن، آیه ٢٦ و ٢٧</ref>
# مستثنی در آیه: {{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی می‌گمارد»؛ سوره جن، آیه ٢٦ و ٢٧</ref>
خط ۲۰۱: خط ۲۱۷:
| پاسخ = ''«[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=9798&t=article وبگاه اندیشه قم]»'' در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:
| پاسخ = ''«[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=9798&t=article وبگاه اندیشه قم]»'' در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:


«{{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ * لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که این قرآنی ارجمند است، * در نوشته‌ای فرو پوشیده، * که جز پاکان را به آن دسترس نیست»؛ سوره واقعه، آیه۷۷-۷۹.</ref> [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|لوح مکنون همان لوح محفوظ است که در آنجا علم غیب است]]. و مطهرون و پاکانی که صلاحیت درک لوح محفوظ را دارند، همان کسانی هستند که قرآن مجید فرموده: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«»؛ سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> طبق روایات شیعه و [[اهل سنت]]، [[اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}}، [[علی]] {{ع}}، [[فاطمه]]{{س}} و فرزندان آنها هستند.<ref>زمخشری، کشاف، ج۱، ص۳۶۹، ذیل آیه مباهله.
«{{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ * لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که این قرآنی ارجمند است، * در نوشته‌ای فرو پوشیده، * که جز پاکان را به آن دسترس نیست»؛ سوره واقعه، آیه۷۷-۷۹.</ref> [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|لوح مکنون همان لوح محفوظ است که در آنجا علم غیب است]]. و مطهرون و پاکانی که صلاحیت درک لوح محفوظ را دارند، همان کسانی هستند که قرآن مجید فرموده: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«»؛ سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> طبق روایات شیعه و [[اهل سنت]]، [[اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}}، [[علی]] {{ع}}، [[فاطمه]]{{س}} و فرزندان آنها هستند.<ref>زمخشری، کشاف، ج۱، ص۳۶۹، ذیل آیه مباهله. [[محمد بن عیسی بن سورة]]، الجامع الصحیح بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۵، ص۶۶۳. [[ابی‌عبدالله حاکم نیشاپوری]]، المستدرک علی الصحیحین، جلد۳ ص ۱۴۶ و ۱۴۸، ایضاً [[عبدالرحمن جلال‌الدین سیوطی]] الدر المنشور، جلد۶ ص ۶۰۵ و ۶۰۶.</ref>. گذشته از [[وحی]] و روایات؛ علمای مسلمان در علم فلسفه و عرفان ثابت کرده‌اند که انسان‌های عادی هرگاه به وظایف شرعی خود عمل کرده و با هوای نفس و شهوات مخالفت نموده و راه سیر و سلوک را طی کنند، از عالَم غیب، قابلیت دریافت اخبار غیبی را پیدا می‌کنند که قرآن مجید فرموده {{متن قرآن|اتَّقُواْ اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ}}<ref>«تقوا پیشه کنید، خداوند به شما تعلیم می‌دهد»؛ سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> چنان‌که یکی از راه‌های معرفت و شناخت را راه [[الهام]] و [[اشراق]] معرفی کرده‌اند،<ref>[[بو علی سینا]] ـ الإشارات و التنبیهات شرح شرح قطب الدین رازی، جلد ۳، ص ۸، ایضاً [[فخر الدین رازی]] ،المطالب العالیة، جلد۸، صفحات ۱۳۹ به بعد.</ref> حتی امروزه فلاسفه غرب هم [[الهام]] و آگاهی‌های غیبی را تأیید کرده‌اند.<ref>مانند الکسیس کارل و برگسن به [[منشور جاوید (کتاب)|منشور جاوید]]، [[جعفر سبحانی|آیت‌الله سبحانی]]، جلد۸، ص۲۹۸. به بعد مراجعه شود حسن منتظری- مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه</ref> پس اینکه عده‌ای از خواص و اولیاءالله، آگاه به اسرار و غیب باشند، هیچ‌گونه بُعدی نداشته، بلکه با تصریح آیات قرآن و روایات معتبر، آگاهی از غیب، امری است که به اذن خداوند متعال به اولیائش داده می‌شود»<ref>[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=9798&t=article وبگاه اندیشه قم.]</ref>.
[[محمد بن عیسی بن سورة]]، الجامع الصحیح بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۵، ص۶۶۳.
[[ابی‌عبدالله حاکم نیشاپوری]]، المستدرک علی الصحیحین، جلد۳ ص ۱۴۶ و ۱۴۸، ایضاً [[عبدالرحمن جلال‌الدین سیوطی]] الدر المنشور، جلد۶ ص ۶۰۵ و ۶۰۶.</ref>. گذشته از [[وحی]] و روایات؛ علمای مسلمان در علم فلسفه و عرفان ثابت کرده‌اند که انسان‌های عادی هرگاه به وظایف شرعی خود عمل کرده و با هوای نفس و شهوات مخالفت نموده و راه سیر و سلوک را طی کنند، از عالَم غیب، قابلیت دریافت اخبار غیبی را پیدا می‌کنند که قرآن مجید فرموده {{متن قرآن|اتَّقُواْ اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ}}<ref>«تقوا پیشه کنید، خداوند به شما تعلیم می‌دهد»؛ سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> چنان‌که یکی از راه‌های معرفت و شناخت را راه [[الهام]] و [[اشراق]] معرفی کرده‌اند،<ref>[[بو علی سینا]] ـ الإشارات و التنبیهات شرح شرح قطب الدین رازی، جلد ۳، ص ۸، ایضاً [[فخر الدین رازی]] ،المطالب العالیة، جلد۸، صفحات ۱۳۹ به بعد.</ref> حتی امروزه فلاسفه غرب هم [[الهام]] و آگاهی‌های غیبی را تأیید کرده‌اند.<ref>مانند الکسیس کارل و برگسن به [[منشور جاوید (کتاب)|منشور جاوید]]، [[جعفر سبحانی|آیت‌الله سبحانی]]، جلد۸، ص۲۹۸. به بعد مراجعه شود حسن منتظری- مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه</ref> پس اینکه عده‌ای از خواص و اولیاءالله، آگاه به اسرار و غیب باشند، هیچ‌گونه بُعدی نداشته، بلکه با تصریح آیات قرآن و روایات معتبر، آگاهی از غیب، امری است که به اذن خداوند متعال به اولیائش داده می‌شود»<ref>[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=9798&t=article وبگاه اندیشه قم.]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۲۱۰: خط ۲۲۴:
| پاسخ‌دهنده = پایگاه تحقیقاتی غدیر
| پاسخ‌دهنده = پایگاه تحقیقاتی غدیر
| پاسخ = پژوهشگران ''«[http://ghadir.ahlolbait.com/content/%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%83%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%BA%D9%8A%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8F-%D9%88-%D9%87%D9%8A%DA%86-%D9%83%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D9%8A%D8%A8-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D9%84%D9%89-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%8A%D8%A7%D9%86- پایگاه تحقیقاتی غدیر]»'' در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:
| پاسخ = پژوهشگران ''«[http://ghadir.ahlolbait.com/content/%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%83%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%BA%D9%8A%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8F-%D9%88-%D9%87%D9%8A%DA%86-%D9%83%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D9%8A%D8%A8-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D9%84%D9%89-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%8A%D8%A7%D9%86- پایگاه تحقیقاتی غدیر]»'' در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:
:::::«[[شیعه]] معتقد است [[علم غیب]] بالذات که احتیاج به تحصیل، کسب و اذن ندارد مخصوص خداست و به نص قرآن، خداوند، علم به غیب را برای [[انبیا]]، اوصیاء و [[اولیا]] و محبین خود عطا فرموده است؛ در این زمینه آیات، روایات و دلایل عقلی زیاد است. مطهرون «آنهائی که خداوند رجس و پلیدی را از آنها بدور داشته» به لوح محفوظ عالم‌اند و اینها [[اهل بیت]] [[پیامبر خاتم| پیامبر]] {{صل}} هستند و [[اهل بیت]] [[پیامبر]] کسی جز [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[حضرت فاطمه|فاطمه]]{{س}} و فرزندانش نیست. به یک نمونه از دلایلی که با استفاده از قرآن کریم و روایات، بر صحت علم اوصیاء الهی به غیب بیان شده است اشاره می‌کنیم: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«به درستیکه آن قرآن کریم است که در لوح مکنون است و آن لوح مکنون را غیر از مطهرون نمی‌توانند لمس کنند (درک و فهم کنند)»؛ سوره واقعه، آیه۷۷ - ۷۹.</ref> لوح مکنون همان لوح محفوظ است که در آنجا علم غیب است. و مطهرون و پاکانی که صلاحیت درک لوح محفوظ را دارند، همان کسانی هستند که قرآن مجید فرموده {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref> سوره احزاب، آیه۳۳.</ref> طبق روایات [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، [[اهل بیت]] [[پیامبر خاتم| پیامبر]] {{صل}}، [[امام علی|علی]] {{ع}}، [[حضرت فاطمه|فاطمه]]{{س}} و فرزندان آنها هستند. همچنین قرآن مجید، علم به [[لوح محفوظ]] را برای یکی از همراهان [[حضرت سلیمان]] [[آصف بن برخیا]] ثابت می‌داند: کسی که دانشی از کتاب داشت گفت پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را نزد تو خواهم آورد»<ref>[http://ghadir.ahlolbait.com/content/%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%83%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%BA%D9%8A%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8F-%D9%88-%D9%87%D9%8A%DA%86-%D9%83%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D9%8A%D8%A8-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D9%84%D9%89-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%8A%D8%A7%D9%86-logo=images/right.jpg&id=87631 پایگاه تحقیقاتی غدیر]</ref>.
 
«[[شیعه]] معتقد است [[علم غیب]] بالذات که احتیاج به تحصیل، کسب و اذن ندارد مخصوص خداست و به نص قرآن، خداوند، علم به غیب را برای [[انبیا]]، اوصیاء و [[اولیا]] و محبین خود عطا فرموده است؛ در این زمینه آیات، روایات و دلایل عقلی زیاد است. مطهرون «آنهائی که خداوند رجس و پلیدی را از آنها بدور داشته» به لوح محفوظ عالم‌اند و اینها [[اهل بیت]] [[پیامبر خاتم| پیامبر]] {{صل}} هستند و [[اهل بیت]] [[پیامبر]] کسی جز [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[حضرت فاطمه|فاطمه]]{{س}} و فرزندانش نیست. به یک نمونه از دلایلی که با استفاده از قرآن کریم و روایات، بر صحت علم اوصیاء الهی به غیب بیان شده است اشاره می‌کنیم: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«به درستیکه آن قرآن کریم است که در لوح مکنون است و آن لوح مکنون را غیر از مطهرون نمی‌توانند لمس کنند (درک و فهم کنند)»؛ سوره واقعه، آیه۷۷ - ۷۹.</ref> لوح مکنون همان لوح محفوظ است که در آنجا علم غیب است. و مطهرون و پاکانی که صلاحیت درک لوح محفوظ را دارند، همان کسانی هستند که قرآن مجید فرموده {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref> سوره احزاب، آیه۳۳.</ref> طبق روایات [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، [[اهل بیت]] [[پیامبر خاتم| پیامبر]] {{صل}}، [[امام علی|علی]] {{ع}}، [[حضرت فاطمه|فاطمه]]{{س}} و فرزندان آنها هستند. همچنین قرآن مجید، علم به [[لوح محفوظ]] را برای یکی از همراهان [[حضرت سلیمان]] [[آصف بن برخیا]] ثابت می‌داند: کسی که دانشی از کتاب داشت گفت پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را نزد تو خواهم آورد»<ref>[http://ghadir.ahlolbait.com/content/%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%83%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%BA%D9%8A%D8%A8-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8F-%D9%88-%D9%87%D9%8A%DA%86-%D9%83%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D9%8A%D8%A8-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D9%84%D9%89-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%8A%D8%A7%D9%86-logo=images/right.jpg&id=87631 پایگاه تحقیقاتی غدیر]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۲۱۷: خط ۲۳۲:
| پاسخ‌دهنده = مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات
| پاسخ‌دهنده = مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات
| پاسخ = پژوهشگران ''«[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=12563&t=qa مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات]»'' در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:
| پاسخ = پژوهشگران ''«[http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=12563&t=qa مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات]»'' در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:
:::::«[[حضرت زهرا]]{{س}} "محدثه" یعنی کسی که فرشته الهی با او گفتگو داشته است و این امر هرگز ملازم با پیامبری نیست. با این توضیح که یکی از فضایلی که برای [[حضرت زهرا]]{{س}} برشمرده‌اند، که البته از بزرگترین فضایل آن حضرت است، نزول [[جبرئیل]] بر وی می‌باشد. در کتاب کافی به سند معتبر آمده که [[فاطمه]] پس از مرگ پدر دچار اندوهی عمیق شد. این بود که [[جبرئیل]] جهت عرض تسلیت خدمت ایشان آمده، و اخباری از آینده را برایش بیان نموده و [[علی]]{{ع}} آنها را می‌نوشت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref>. این نوشته‌ها بعدها به "[[مصحف فاطمه]]" مشهور شد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی،  ج ۱، ص ۳۴۶.</ref> و به عنوان یکی از منابع علم [[ائمه]]{{عم}}، از امامی به [[امام]]{{ع}} دیگر سپرده شد. تا اینکه سرانجام به دست [[امام عصر]]{{ع}} رسید<ref>ابی جعفر محمد بن جریر بن رستم (طبری)، دلائل الامامه، ۱۳۶۳، ص ۲۸.</ref>. از این رو [[فاطمه]] عنوان "محدثه" یافت. یعنی کسی که با فرشتگان گفت و شنود دارد<ref>صدوق، علل الشرایع، ص ۱۸۲، باب ۱۴۶، ح۱.</ref>. این ویژگی مهم، ما را بر آن می‌دارد تا اندکی پیرامون چگونگی دستیابی [[فاطمه]]{{س}} به [[وحی]] و وجه تمایز آن با [[وحی]] در [[نبوت]]، سخن بگوییم.
 
«[[حضرت زهرا]]{{س}} "محدثه" یعنی کسی که فرشته الهی با او گفتگو داشته است و این امر هرگز ملازم با پیامبری نیست. با این توضیح که یکی از فضایلی که برای [[حضرت زهرا]]{{س}} برشمرده‌اند، که البته از بزرگترین فضایل آن حضرت است، نزول [[جبرئیل]] بر وی می‌باشد. در کتاب کافی به سند معتبر آمده که [[فاطمه]] پس از مرگ پدر دچار اندوهی عمیق شد. این بود که [[جبرئیل]] جهت عرض تسلیت خدمت ایشان آمده، و اخباری از آینده را برایش بیان نموده و [[علی]]{{ع}} آنها را می‌نوشت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۵ ـ ۳۵۶.</ref>. این نوشته‌ها بعدها به "[[مصحف فاطمه]]" مشهور شد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی،  ج ۱، ص ۳۴۶.</ref> و به عنوان یکی از منابع علم [[ائمه]]{{عم}}، از امامی به [[امام]]{{ع}} دیگر سپرده شد. تا اینکه سرانجام به دست [[امام عصر]]{{ع}} رسید<ref>ابی جعفر محمد بن جریر بن رستم (طبری)، دلائل الامامه، ۱۳۶۳، ص ۲۸.</ref>. از این رو [[فاطمه]] عنوان "محدثه" یافت. یعنی کسی که با فرشتگان گفت و شنود دارد<ref>صدوق، علل الشرایع، ص ۱۸۲، باب ۱۴۶، ح۱.</ref>. این ویژگی مهم، ما را بر آن می‌دارد تا اندکی پیرامون چگونگی دستیابی [[فاطمه]]{{س}} به [[وحی]] و وجه تمایز آن با [[وحی]] در [[نبوت]]، سخن بگوییم.


قرآن، مواردی غیر از آنچه را که ما به عنوان وحی بر انبیاء می‌شناسیم، را نیز [[وحی]] نامیده است. از جمله اینکه فرموده: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا}} <ref> و پروردگار تو به زنبور عسل وحی نمود که از کوهها، خانه‌هایی برگزین؛ سوره نحل، آیه:۶۸.</ref>. و {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا}} <ref> پس آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفرید و در هر آسمانی، کار آن را وحی نمود؛ سوره فصلت، آیه:۱۲.</ref>. و «إِذْ یوحِی رَبُّک إِلَی الْمَلائِکه أَنِّی مَعَکمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا» {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ}} <ref> و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی نمود، من با شما هستم کسانی را که ایمان آورده اند ثابت قدم بدارید؛ سوره انفال، آیه:۱۲.</ref>. و {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ}} <ref> و به مادر موسی وحی کردیم که موسی را شیر بده و هنگامی که بر جان او ترسیدی، وی را به دریا بینداز؛ سوره قصص، آیه:۷.</ref>. و {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي}} <ref> و هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و رسولم (عیسی) ایمان بیاورید؛ سوره مائده، آیه:۱۱۱.</ref>. و نیز نزول [[جبرئیل]] به صورت انسان بر مریم و سخن گفتن با وی<ref>مریم/ ۱۶ـ۲۱.</ref>. این آیات و تفاسیر آن می‌رساند آنچه از [[وحی]] شنیده شده که مخصوص پیامبران است، "[[وحی]] تشریعی" می‌باشد. ولی "[[وحی]] انبایی" بر غیر [[پیامبر]]{{صل}} نیز نازل می‌شود. تفاوت این دو قسم [[وحی]] در آن است که براساس [[وحی]] تشریعی، فرد به مقام [[نبوت]] نایل آمده ولی در وحی انبایی، بدون اینکه فرد از مقام [[نبوت]] برخوردار شود، به اخبار غیبی دست می‌یابد. نزول [[وحی]] درباره [[حضرت زهرا]]{{س}} نیز از قبیل [[وحی]] انبایی بوده و در آن مطالبی از جمله اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت آمده است<ref>طبری، دلائل الامامه،ص ۲۷ ـ ۲۸.</ref>.
قرآن، مواردی غیر از آنچه را که ما به عنوان وحی بر انبیاء می‌شناسیم، را نیز [[وحی]] نامیده است. از جمله اینکه فرموده: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا}} <ref> و پروردگار تو به زنبور عسل وحی نمود که از کوهها، خانه‌هایی برگزین؛ سوره نحل، آیه:۶۸.</ref>. و {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا}} <ref> پس آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفرید و در هر آسمانی، کار آن را وحی نمود؛ سوره فصلت، آیه:۱۲.</ref>. و «إِذْ یوحِی رَبُّک إِلَی الْمَلائِکه أَنِّی مَعَکمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا» {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ}} <ref> و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی نمود، من با شما هستم کسانی را که ایمان آورده اند ثابت قدم بدارید؛ سوره انفال، آیه:۱۲.</ref>. و {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ}} <ref> و به مادر موسی وحی کردیم که موسی را شیر بده و هنگامی که بر جان او ترسیدی، وی را به دریا بینداز؛ سوره قصص، آیه:۷.</ref>. و {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي}} <ref> و هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و رسولم (عیسی) ایمان بیاورید؛ سوره مائده، آیه:۱۱۱.</ref>. و نیز نزول [[جبرئیل]] به صورت انسان بر مریم و سخن گفتن با وی<ref>مریم/ ۱۶ـ۲۱.</ref>. این آیات و تفاسیر آن می‌رساند آنچه از [[وحی]] شنیده شده که مخصوص پیامبران است، "[[وحی]] تشریعی" می‌باشد. ولی "[[وحی]] انبایی" بر غیر [[پیامبر]]{{صل}} نیز نازل می‌شود. تفاوت این دو قسم [[وحی]] در آن است که براساس [[وحی]] تشریعی، فرد به مقام [[نبوت]] نایل آمده ولی در وحی انبایی، بدون اینکه فرد از مقام [[نبوت]] برخوردار شود، به اخبار غیبی دست می‌یابد. نزول [[وحی]] درباره [[حضرت زهرا]]{{س}} نیز از قبیل [[وحی]] انبایی بوده و در آن مطالبی از جمله اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت آمده است<ref>طبری، دلائل الامامه،ص ۲۷ ـ ۲۸.</ref>.
خط ۲۳۰: خط ۲۴۶:


«در برخی از روایات، القاب "محدَّث" یا "محدَّثون" به [[ائمه]]{{عم}}، نسبت داده شده است. مرحوم [[کلینی]] در کتاب الکافی، بابی به "ان الائمه{{عم}} مفهمون محدثون" نام‌گذاری کرده است که برخی از روایات باب ارائه خواهد شد:
«در برخی از روایات، القاب "محدَّث" یا "محدَّثون" به [[ائمه]]{{عم}}، نسبت داده شده است. مرحوم [[کلینی]] در کتاب الکافی، بابی به "ان الائمه{{عم}} مفهمون محدثون" نام‌گذاری کرده است که برخی از روایات باب ارائه خواهد شد:
# «[[محمد بن اسماعیل]] می‌گوید: از [[امام رضا|امام هشتم]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: [[ائمه]]{{عم}} دانشمند، راست­گو، فهمیده شده، تفهیم شده، محدث <ref>کسی که فرشتگان با او سخن می‌گویند</ref> هستند.<ref>«أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ {{ع}} یَقُولُ: الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُونَ».الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق، الأصول من الکافی، ج ۱، ص ۲۷۱.</ref> این روایت از نظر سند صحیح است. [[محمد باقر مجلسی|علامه مجلسی]]، علاوه بر تصحیح سند روایت، واژ­گان روایت را نیز شرح داده است: "روایت سوم، صحیح است. "مفهمون" یعنی آن­ها [[قرآن]]، تفسیر، تأویل قرآن و علوم و معارف دیگر را از[[پیامبر]]{{صل}} فرا گرفته‌­اند. "محدثون" یعنی [[ملائکه|فرشت­گان]] با ایشان هم سخن شده­‌اند".<ref>«الحدیث الثالث:‏ صحیح. "مفهمون" من جهة النبی {{صل}} فهمهم القرآن و تفسیره و تأویله و غیر ذلک من العلوم و المعارف‏ "محدثون" من الملک». محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، ، [[مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (کتاب)|مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول]]، ج‏ ۳، ص ۱۶۴.</ref> شیخ [[جلال صغیر]]، از علمای شیعه نیز، به صحیح بودن سند روایت تصریح کرده ‌است: {{عربی|«‏وفی صحیحة یعقوب بن یزید، عن محمد ابن إسماعیل بن بزیع قال: سمعت أبا الحسن {{ع}} یقول: الأئمة علماء صادقون مفهمون محدثون»}}.<ref>الشیخ جلال الصغیر، الولایة التکوینیة، الحق الطبیعی للمعصوم {{ع}}، ص ۲۶۱، بر اساس نرم افزار مکتبة اهل البیت {{عم}}.</ref> شیخ [[علی آ‌ل محسن]] نیز، این روایت را معنا کرده و روایت را صحیح می­‌داند: "بیان کردیم که ائمه {{عم}} پیامبران فرستاده شده نیستند؛ بلکه سخن گفتن از [[نبوت]] یکی آن­ها، بدون شک کفر است؛‌ اما آن­ها عالمان، راستگویان و افرادی هستند که از طریق فرشتگان با آن­ها سخن گفته می‌شود و به آن­ها الهام می‌شود. درباره این مطلب، روایات سخن گفته‌­اند؛ برای نمونه روایت صحیح محمد بن اسماعیل است که ...".<ref>«ثم إنا بینا أن الأئمة {{عم}} لیسوا بأنبیاء مرسلین، بل إن القول بنبوة واحد منهم کفر بلا إشکال، و إنما هم علماء صادقون محدثون ملهمون، وبهذا نطقت الأخبار الثابتة، کصحیحة محمد بن إسماعیل، قال: سمعت أبا الحسن {{ع}} یقول: الأئمة علماء صادقون مفهمون محدثون». الشیخ علی آل محسن، کشف الحقائق، ص ۱۵۳.</ref>
# «[[محمد بن اسماعیل]] می‌گوید: از [[امام رضا|امام هشتم]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: [[ائمه]]{{عم}} دانشمند، راست­گو، فهمیده شده، تفهیم شده، محدث <ref>کسی که فرشتگان با او سخن می‌گویند</ref> هستند.<ref>«أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ {{ع}} یَقُولُ: الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُونَ».الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق، الأصول من الکافی، ج ۱، ص ۲۷۱.</ref> این روایت از نظر سند صحیح است. [[محمد باقر مجلسی|علامه مجلسی]]، علاوه بر تصحیح سند روایت، واژ­گان روایت را نیز شرح داده است: "روایت سوم، صحیح است. "مفهمون" یعنی آن­ها [[قرآن]]، تفسیر، تأویل قرآن و علوم و معارف دیگر را از[[پیامبر]]{{صل}} فرا گرفته‌­اند. "محدثون" یعنی [[ملائکه|فرشت­گان]] با ایشان هم سخن شده­‌اند".<ref>«الحدیث الثالث:‏ صحیح. "مفهمون" من جهة النبی {{صل}} فهمهم القرآن و تفسیره و تأویله و غیر ذلک من العلوم و المعارف‏ "محدثون" من الملک». محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، ، [[مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول (کتاب)|مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول]]، ج‏ ۳، ص ۱۶۴.</ref> شیخ [[جلال صغیر]]، از علمای شیعه نیز، به صحیح بودن سند روایت تصریح کرده ‌است: {{عربی|«‏وفی صحیحة یعقوب بن یزید، عن محمد ابن إسماعیل بن بزیع قال: سمعت أبا الحسن {{ع}} یقول: الأئمة علماء صادقون مفهمون محدثون»}}.<ref>الشیخ جلال الصغیر، الولایة التکوینیة، الحق الطبیعی للمعصوم {{ع}}، ص ۲۶۱، بر اساس نرم افزار مکتبة اهل البیت {{عم}}.</ref> شیخ [[علی آ‌ل محسن]] نیز، این روایت را معنا کرده و روایت را صحیح می­‌داند: "بیان کردیم که ائمه {{عم}} پیامبران فرستاده شده نیستند؛ بلکه سخن گفتن از [[نبوت]] یکی آن­ها، بدون شک کفر است؛‌ اما آن­ها عالمان، راستگویان و افرادی هستند که از طریق فرشتگان با آن­ها سخن گفته می‌شود و به آن­ها الهام می‌شود. درباره این مطلب، روایات سخن گفته‌­اند؛ برای نمونه روایت صحیح محمد بن اسماعیل است که ...".<ref>«ثم إنا بینا أن الأئمة {{عم}} لیسوا بأنبیاء مرسلین، بل إن القول بنبوة واحد منهم کفر بلا إشکال، و إنما هم علماء صادقون محدثون ملهمون، وبهذا نطقت الأخبار الثابتة، کصحیحة محمد بن إسماعیل، قال: سمعت أبا الحسن {{ع}} یقول: الأئمة علماء صادقون مفهمون محدثون». الشیخ علی آل محسن، کشف الحقائق، ص ۱۵۳.</ref>
# در روایت صحیح دیگری، آمده است که پس از رحلت [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}}، جبرئیل با [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} سخن می‌گفته است: "ابو عبیده ‌می‌گوید: یکی از شیعیان از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[جفر]] پرسید. حضرت {{ع}} فرمود: جفر پوست گاوی است که پر از علم می‌باشد. عرض کرد: جامعه چیست؟. فرمود: طوماریست به اندازه ی هفتاد ذراع و عرض یک پوست؛ مانند ران شتر چاق که تمام احتیاجات مردم در آن نوشته شده است یعنی نوشته‌‏ها، در آن است نه آن که روی خود آن پوست نوشته باشد. همه قضایا حتی جریمه خراش در آن‌جا وجود دارد. عرض کرد: مصحف [[فاطمه]]{{س}} چیست؟. حضرت مدتی سکوت کرد و سپس فرمود: شما از آن چه می‌­خواهید و نمی‌­خواهید بحث می‌کنید. همانا [[فاطمه]]{{س}} پس از [[پیغمبر]]{{صل}}هفتاد و پنج روز در قید [[حیات]] بود و از فراق پدر اندوه بسیاری داشت و [[جبرئیل]]{{ع}} می‏آمد و او را در مرگ پدر تسلیت می‌­گفت و خوشحال می‌ساخت و از احوال و مقام پدرش خبر می‌داد و سرگذشت اولادش را پس از او برایش بیان می­کرد و [[علی]]{{ع}} این­ها را می‌نوشت و آن نوشته‏‌ها مصحف [[فاطمه]]{{س}} است".<ref>«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ: سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْجَفْرِ فَقَالَ: هُوَ جِلْدُ ثَوْرٍ مَمْلُوءٌ عِلْماً. قَالَ لَهُ فَالْجَامِعَةُ؟. قَالَ: تِلْکَ صَحِیفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِی عَرْضِ الْأَدِیمِ مِثْلُ فَخِذِ الْفَالِجِ‏ فِیهَا کُلُّ مَا یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْهِ وَ لَیْسَ مِنْ قَضِیَّةٍ إِلَّا وَ هِیَ فِیهَا حَتَّی أَرْشُ الْخَدْشِ قَالَ فَمُصْحَفُ فَاطِمَةَ {{س}}. قَالَ: فَسَکَتَ طَوِیلًا ثُمَّ قَالَ إِنَّکُمْ لَتَبْحَثُونَعَمَّا تُرِیدُونَ وَ عَمَّا لَا تُرِیدُونَ إِنَّ فَاطِمَةَ مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً وَ کَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ‏ شَدِیدٌ عَلَی أَبِیهَا وَ کَانَ جَبْرَئِیلُ {{ع}} یَأْتِیهَا فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَی أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیٌّ {{ع}} یَکْتُبُ ذَلِکَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ {{س}}». محمد بن یعقوب کلینی، الکافی (طبعة الإسلامیة)، ج ‏۱، ص ۲۴۱.</ref> این روایت نیز، از نظر سندی صحیح است. [[علامه مجلسی]]، پس ذکر روایت، می‌نویسد: "الحدیث الخامس‏: صحیح". <ref>محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏ ۳، ص ۵۹.</ref> مرحوم‌ [[جواد تبریزی|آیت‎الله العظمی تبریزی]] نیز، درباره صحت سند این روایت و محدثه بودن حضرت زهرا {{س}} می‌نویسد: "[[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} در شکم مادرش «محدثه» بود و بعد از وفات [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}}، [[فرشتگان]] بر ایشان نازل می‌شد. بر اثبات این مطلب، روایات متعددی شهادت می‌دهد. یکی از آن­ها، صحیحه ابو عبیده است که از [[امام صادق]]{{ع}} روایت شده است...". <ref>«وکانت فاطمة {{س}} فی بطن أمها محدثة، وکانت تنزل علیها الملائکة بعد وفاة الرسول {{صل}}و یشهد بذلک الروایات المتعددة، منها صحیحة أبی عبیدة عن أبی عبد الله {{ع}} قال: إن فاطمة {{س}} مکثت بعد رسول الله {{صل}}خمسة وسبعین یوما ، وکان دخلها حزن شدید علی أبیها وکان یأتیها جبرئیل {{ع}} فیحسن عزاءها علی أبیها و یطیب نفسها و یخبرها عن أبیها و مکانه، ویخبرها بما یکون بعدها فی ذریتها و کان علی {{ع}} یکتب ذلک».[[جواد تبریزی|المیرزا جواد التبریزی]]، صراط النجاة، ج ۳، ص ۴۴۰.</ref>
# در روایت صحیح دیگری، آمده است که پس از رحلت [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}}، جبرئیل با [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} سخن می‌گفته است: "ابو عبیده ‌می‌گوید: یکی از شیعیان از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[جفر]] پرسید. حضرت {{ع}} فرمود: جفر پوست گاوی است که پر از علم می‌باشد. عرض کرد: جامعه چیست؟. فرمود: طوماریست به اندازه ی هفتاد ذراع و عرض یک پوست؛ مانند ران شتر چاق که تمام احتیاجات مردم در آن نوشته شده است یعنی نوشته‌‏ها، در آن است نه آن که روی خود آن پوست نوشته باشد. همه قضایا حتی جریمه خراش در آن‌جا وجود دارد. عرض کرد: مصحف [[فاطمه]]{{س}} چیست؟. حضرت مدتی سکوت کرد و سپس فرمود: شما از آن چه می‌­خواهید و نمی‌­خواهید بحث می‌کنید. همانا [[فاطمه]]{{س}} پس از [[پیغمبر]]{{صل}}هفتاد و پنج روز در قید [[حیات]] بود و از فراق پدر اندوه بسیاری داشت و [[جبرئیل]]{{ع}} می‏آمد و او را در مرگ پدر تسلیت می‌­گفت و خوشحال می‌ساخت و از احوال و مقام پدرش خبر می‌داد و سرگذشت اولادش را پس از او برایش بیان می­کرد و [[علی]]{{ع}} این­ها را می‌نوشت و آن نوشته‏‌ها مصحف [[فاطمه]]{{س}} است".<ref>«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ: سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْجَفْرِ فَقَالَ: هُوَ جِلْدُ ثَوْرٍ مَمْلُوءٌ عِلْماً. قَالَ لَهُ فَالْجَامِعَةُ؟. قَالَ: تِلْکَ صَحِیفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِی عَرْضِ الْأَدِیمِ مِثْلُ فَخِذِ الْفَالِجِ‏ فِیهَا کُلُّ مَا یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْهِ وَ لَیْسَ مِنْ قَضِیَّةٍ إِلَّا وَ هِیَ فِیهَا حَتَّی أَرْشُ الْخَدْشِ قَالَ فَمُصْحَفُ فَاطِمَةَ {{س}}. قَالَ: فَسَکَتَ طَوِیلًا ثُمَّ قَالَ إِنَّکُمْ لَتَبْحَثُونَعَمَّا تُرِیدُونَ وَ عَمَّا لَا تُرِیدُونَ إِنَّ فَاطِمَةَ مَکَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً وَ کَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ‏ شَدِیدٌ عَلَی أَبِیهَا وَ کَانَ جَبْرَئِیلُ {{ع}} یَأْتِیهَا فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَی أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیٌّ {{ع}} یَکْتُبُ ذَلِکَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ {{س}}». محمد بن یعقوب کلینی، الکافی (طبعة الإسلامیة)، ج ‏۱، ص ۲۴۱.</ref> این روایت نیز، از نظر سندی صحیح است. [[علامه مجلسی]]، پس ذکر روایت، می‌نویسد: "الحدیث الخامس‏: صحیح". <ref>محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏ ۳، ص ۵۹.</ref> مرحوم‌ [[جواد تبریزی|آیت‎الله العظمی تبریزی]] نیز، درباره صحت سند این روایت و محدثه بودن حضرت زهرا {{س}} می‌نویسد: "[[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} در شکم مادرش «محدثه» بود و بعد از وفات [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}}، [[فرشتگان]] بر ایشان نازل می‌شد. بر اثبات این مطلب، روایات متعددی شهادت می‌دهد. یکی از آن­ها، صحیحه ابو عبیده است که از [[امام صادق]]{{ع}} روایت شده است...". <ref>«وکانت فاطمة {{س}} فی بطن أمها محدثة، وکانت تنزل علیها الملائکة بعد وفاة الرسول {{صل}}و یشهد بذلک الروایات المتعددة، منها صحیحة أبی عبیدة عن أبی عبد الله {{ع}} قال: إن فاطمة {{س}} مکثت بعد رسول الله {{صل}}خمسة وسبعین یوما ، وکان دخلها حزن شدید علی أبیها وکان یأتیها جبرئیل {{ع}} فیحسن عزاءها علی أبیها و یطیب نفسها و یخبرها عن أبیها و مکانه، ویخبرها بما یکون بعدها فی ذریتها و کان علی {{ع}} یکتب ذلک».[[جواد تبریزی|المیرزا جواد التبریزی]]، صراط النجاة، ج ۳، ص ۴۴۰.</ref>
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش