کارکرد علم غیب معصوم در هدایت تشریعی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
کارکرد علم غیب معصوم در هدایت تشریعی چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۵ فوریهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۲:۵۶
، ۲۵ فوریهٔ ۲۰۱۸←پاسخ نخست
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید محمود جزائری]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایاننامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید محمود جزائری]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایاننامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«همانطور که میدانید اثبات نبوت و امامت خویش برای مردم توسط نبی و امام، از ابتدایی ترین انواع هدایت تشریعی است زیرا قابل سرپیچی است، در حالی که هدایت تکوینی تخلف ناپذیر میباشد. بر اساس منابع دینی یکی از مهمترین معجزات انبیا و ائمه{{عم}} که با آن نبوت یا امامت خود را به اثبات میرساندند علوم غیبی ایشان بوده است. و کتابهایی مانند: بصائرالدرجات [[صفار قمی]]، الکافی [[شیخ کلینی]]، کمالالدین [[شیخ صدوق]]، الارشاد [[شیخ مفید]]، الغیبه [[شیخ طوسی]]، الخرائج و الجرائح راوندی، مناقب آل أبی طالب{{عم}} از ابن شهرآشوب، دلائل الامامه طبری شیعه، نوادر المعجزات فی مناقب الأئمة الهداة{{عم}} اثر طبری شیعه، إعلام الورى بأعلام الهدى از فضل بن حسنطبرسى، الثاقب فی المناقب تالیف ابن حمزه طوسى، مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر نگاشته [[سید هاشم بحرانى]]، بحار الانوار [[علامه مجلسی]] و إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات از [[شیخ حر عاملى]] هریک بخشی از این موارد را ذکر نمودهاند. بطور مثال مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی در تاریخ امام موسی بن جعفر{{ع}} جریان مسلمان و شیعه شدن یک نصرانی را آورده است که علوم غیبی آن امام او را هدایت به دین حق و پذیرش امامت آن حضرت نمود.<ref>کلینی، محمد، الکافی، ج۱، ص۴۷۸ تا ۴۸۱، باب مولد أبی الحسن موسى بن جعفر{{ع}}</ref> همچنین حِمیرى قمى، از یاران [[امام عسکری|امام حسن عسکرى]]{{ع}} و از فقها و روات بزرگ شیعه در قرن سوم هجرى، جریان اثبات نبوت پیامبر{{صل}} برای ازید بن قیس و اسلام آوردن وی به برکت علم غیب آن حضرت به مسئلهای از گذشته او که مخفیانه اتفاق افتاده بود را در قرب الإسناد مکتوب نموده است. قطب الدین راوندی نیز داستان اثبات امامت علی{{ع}} و تشیع یک یهودی بخاطر علم غیب ایشان را در کتابش یاد کرده است.<ref>راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۹۴، الباب الثانی فی معجزات [[امام علی|أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ]]{{ع}}.</ref> در قضیه دیگری فردی به نام عیسى شلقان تصمیم گرفت از امام صادق{{ع}} درباره ابی الخطاب (از سرکردههای غالیان) سؤال کند، پیش از آنکه لب به سخن باز کند، حضرت جهت اثبات امامت فرزندشان او را به موسی بن جعفر{{ع}} راهنمایی نمودند. همین که نزد آن حضرت رفت، ابتدا شروع به پاسخ نمودند و ابی الخطاب را فردی مسلوب الایمان معرفی نمودند. جناب شلقان که از علم آن حضرت به سؤال در ذهنش لذت برده بود پیشانی ایشان را بوسید و به محضر امام صادق{{ع}} بازگشت و اعلان کرد که فرزندتان از تمام سؤالاتی که در ذهن داشتم، قبل از پرسش من پاسخ گفت و از همین جا امامت ایشان بر من ثابت گردید.<ref>طبری، محمد، دلائل الإمامة، ص۳۳۰، ذکر معجزاته{{ع}}.</ref> | ::::::«همانطور که میدانید اثبات نبوت و امامت خویش برای مردم توسط نبی و امام، از ابتدایی ترین انواع هدایت تشریعی است زیرا قابل سرپیچی است، در حالی که هدایت تکوینی تخلف ناپذیر میباشد. بر اساس منابع دینی یکی از مهمترین معجزات انبیا و ائمه{{عم}} که با آن نبوت یا امامت خود را به اثبات میرساندند علوم غیبی ایشان بوده است. و کتابهایی مانند: بصائرالدرجات [[صفار قمی]]، الکافی [[شیخ کلینی]]، کمالالدین [[شیخ صدوق]]، الارشاد [[شیخ مفید]]، الغیبه [[شیخ طوسی]]، الخرائج و الجرائح راوندی، مناقب آل أبی طالب{{عم}} از ابن شهرآشوب، دلائل الامامه طبری شیعه، نوادر المعجزات فی مناقب الأئمة الهداة{{عم}} اثر طبری شیعه، إعلام الورى بأعلام الهدى از فضل بن حسنطبرسى، الثاقب فی المناقب تالیف ابن حمزه طوسى، مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر نگاشته [[سید هاشم بحرانى]]، بحار الانوار [[علامه مجلسی]] و إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات از [[شیخ حر عاملى]] هریک بخشی از این موارد را ذکر نمودهاند. بطور مثال مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی در تاریخ امام موسی بن جعفر{{ع}} جریان مسلمان و شیعه شدن یک نصرانی را آورده است که علوم غیبی آن امام او را هدایت به دین حق و پذیرش امامت آن حضرت نمود.<ref>کلینی، محمد، الکافی، ج۱، ص۴۷۸ تا ۴۸۱، باب مولد أبی الحسن موسى بن جعفر{{ع}}</ref> همچنین حِمیرى قمى، از یاران [[امام عسکری|امام حسن عسکرى]]{{ع}} و از فقها و روات بزرگ شیعه در قرن سوم هجرى، جریان اثبات نبوت پیامبر{{صل}} برای ازید بن قیس و اسلام آوردن وی به برکت علم غیب آن حضرت به مسئلهای از گذشته او که مخفیانه اتفاق افتاده بود را در قرب الإسناد مکتوب نموده است. قطب الدین راوندی نیز داستان اثبات امامت علی{{ع}} و تشیع یک یهودی بخاطر علم غیب ایشان را در کتابش یاد کرده است.<ref>راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۹۴، الباب الثانی فی معجزات [[امام علی|أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ]]{{ع}}.</ref> در قضیه دیگری فردی به نام عیسى شلقان تصمیم گرفت از امام صادق{{ع}} درباره ابی الخطاب (از سرکردههای غالیان) سؤال کند، پیش از آنکه لب به سخن باز کند، حضرت جهت اثبات امامت فرزندشان او را به موسی بن جعفر{{ع}} راهنمایی نمودند. همین که نزد آن حضرت رفت، ابتدا شروع به پاسخ نمودند و ابی الخطاب را فردی مسلوب الایمان معرفی نمودند. جناب شلقان که از علم آن حضرت به سؤال در ذهنش لذت برده بود پیشانی ایشان را بوسید و به محضر امام صادق{{ع}} بازگشت و اعلان کرد که فرزندتان از تمام سؤالاتی که در ذهن داشتم، قبل از پرسش من پاسخ گفت و از همین جا امامت ایشان بر من ثابت گردید.<ref>طبری، محمد، دلائل الإمامة، ص۳۳۰، ذکر معجزاته{{ع}}.</ref> | ||
::::: | :::::*'''علم غیب و هدایت تشریعی جهت تشخیص حق و باطل در زمان فتنه:''' گاهی اهل بیت{{عم}} از آینده و وضعیت افراد در آن زمان خبر میدادند تا مردم در آن زمان تحث تأثیر فتنه ها حق را گم نکنند. از آن جمله سخن امام علی{{ع}} در راه صفین است که وقتی به کربلا رسیدند و خبر از شهادت امام حسین{{ع}} و اصحابشان در آنجا دادند، فرمودند: {{عربی|اندازه=155%|"هذا کربلاء یقتل فیه قوم یدخلون الجنة بغیر حساب"}}<ref>مفید، محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج۱، ص۳۳۲، فی إخباره ع عن کربلاء و مصرع الحسین.</ref>. که یکی از کارکردهای این پیشگویی حضرت آن است که مردم در زمان شهادت امام حسین{{ع}} و پس از آن متذکر این سخن شده، فریب تبلیغات بنی امیه را نخورده و بدانند که حسین{{ع}} بر حق بوده و جایگاهش در بهشت است؛ نه آنکه ایشان بدلیل خروج بر یزید محکوم باشد. | ||
::::::نمونه دیگر حدیث صحیح متواتر پیامبر{{صل}} به عمار است که فرمودند: {{عربی|اندازه=155%|"تقتلک الفئة الباغیة"}}<ref>نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص۳۲۴، ما جاء من الحدیث فی عمار؛ خزاز رازى، على بن محمد، کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص ۱۲۲، باب ما جاء عن عمار؛ امینی، عبدالحسین،الغدیر، ج۱، ص۳۲۲، به نقل از تهذیب التهذیب، ج۷، ص ۴۰۹، و الإصابة ج۲، ص۵۱۲.</ref> و {{عربی|اندازه=155%|"قاتل عمار فی النار"}}. <ref>[[عبدالحسین امینی]]، الغدیر، ج۱، ص۳۳۱، به نقل از الحافظ أبو نعیم وابن عساکر و الحافظ أبو یعلى.</ref> و از آنجا که عمار در جنگ با معاویه به شهادت رسید ضلالت و باطل بودن معاویه و یارانش با این سخن پیامبر{{صل}} برای تاریخ روشن میگردد. | ::::::نمونه دیگر حدیث صحیح متواتر پیامبر{{صل}} به عمار است که فرمودند: {{عربی|اندازه=155%|"تقتلک الفئة الباغیة"}}<ref>نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص۳۲۴، ما جاء من الحدیث فی عمار؛ خزاز رازى، على بن محمد، کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص ۱۲۲، باب ما جاء عن عمار؛ امینی، عبدالحسین،الغدیر، ج۱، ص۳۲۲، به نقل از تهذیب التهذیب، ج۷، ص ۴۰۹، و الإصابة ج۲، ص۵۱۲.</ref> و {{عربی|اندازه=155%|"قاتل عمار فی النار"}}. <ref>[[عبدالحسین امینی]]، الغدیر، ج۱، ص۳۳۱، به نقل از الحافظ أبو نعیم وابن عساکر و الحافظ أبو یعلى.</ref> و از آنجا که عمار در جنگ با معاویه به شهادت رسید ضلالت و باطل بودن معاویه و یارانش با این سخن پیامبر{{صل}} برای تاریخ روشن میگردد. | ||
::::: | :::::*'''علم غیب امام و هدایتهای فقهی:''' گاه علم غیب ائمه{{عم}} در هدایتهای فقهی مردم استفاده میشد. مثلا روزی [[حجاج بن یوسف]] خدمت حضرت امام حسن عسکرى{{ع}} رسید و پرسشی از معاملات کرد. حضرت در پاسخ یکی از راههای فرار از ربا را به او آموزش دادند؛ ابو هاشم که در آنجا حضور داشت با خود گفت: این که شبیه کار رباخواران است. حضرت به او رو کرده و فرمودند: اضافهاى که ربا است آن طورى است که تو خیال کردى ولى وقتى از حد ربا خارج شد و با آن فرق داشت اشکالى ندارد»<ref>همو، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۶۸۹، فصل فی أعلام الحسن بن علی العسکری{{ع}}.</ref> در مواردی نیز ائمه{{عم}} برای جلوگیری از زنا در مورد خاصی، علم غیب خویش را ابراز مینمودند. از نمونههای آن دو جریان است که امام صادق{{ع}} حکم به جدایی دو مرد از همسرشان نمودند و ابراز داشتند که او پیش از ازدواج با همسرش با مادر او مخفیانه نزدیکی کرده است»<ref>[[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایاننامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]]، ص۱۱۶_۱۲۱.</ref>. | ||
==پرسشهای مصداقی همطراز== | ==پرسشهای مصداقی همطراز== | ||