جز
جایگزینی متن - 'رازی' به 'رازی'
(صفحهای تازه حاوی «'''تحریف''' دگرگون ساختن لفظ یا معنای کلام، از مباحث مهم کلامی درباره تغ...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - 'رازی' به 'رازی') |
||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
*در گروه نخست، ابتدا آیاتی که در آنها مشتقّات [[تحریف]] به کار رفته بررسی و سپس به [[آیات]] دیگر پرداخته میشود<ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>. | *در گروه نخست، ابتدا آیاتی که در آنها مشتقّات [[تحریف]] به کار رفته بررسی و سپس به [[آیات]] دیگر پرداخته میشود<ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>. | ||
#[[یهودیان]] به سبب [[اهل کتاب]] بودن، با [[بشارت]] [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و ویژگیهای آن کاملا آشنا و در [[انتظار]] آمدن وی بودند، از این رو [[انتظار]] [[ایمان آوردن]] آنان به [[اسلام]] کاملا طبیعی بود؛ اما چون برخلاف توقع آنها، [[پیامبر]] از میان بنی [[اسرائیل]] [[برگزیده]] نشد، او را [[تکذیب]] کردند{{متن قرآن|وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ}}<ref> و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند: ما (نیز) ایمان آوردهایم و چون با یکدیگر تنها شوند میگویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان میگویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمیورزید؟؛ سوره بقره، آیه:۷۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ فَبَاؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ}}<ref> و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست میشمرد؛ با آنکه پیشتر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری میخواستند؛ همین که آنچه میشناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد.خود را به بد چیزی فروختند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است، از سر افزونجویی کفر میورزند (و میگویند:) چرا خداوند برای برخی از بندگانش که بخواهد، از بخشش خویش، فرو میفرستد! و سزاوار خشمی از پی خشمی گشتند و برای کافران، عذابی خواری آور، خواهد بود؛ سوره بقره، آیه: ۸۹- ۹۰.</ref> [[خداوند]] با اشاره به [[تحریف]] کاملا آگاهانه<ref>جامع البیان، ج۱، ص۵۲۰؛ الکشاف، ج۱، ص۱۵۶؛ جوامع الجامع، ج۱، ص۶۱.</ref>. سخنانش به وسیله گروهی از [[بنیاسرائیل]]، از [[مسلمانان]] میخواهد که به [[ایمان آوردن]] آنها امیدی نداشته باشند<ref>المیزان، ج۱، ص۲۱۳.</ref> {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ }}<ref> آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟؛ سوره بقره، آیه:۷۵.</ref>. مفسّران در تعیین مصداق {{متن قرآن|كَلامَ اللَّهِ}}، نوع [[تحریف]] و [[هویت]] تحریفکنندگان به [[اختلاف]] گراییدهاند. [[ابن عباس]]، [[ربیع]]، [[ابن اسحاق]] و [[بلخی]]<ref>نک: التبیان، ج۱، ص۳۱۳؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۳؛ تفسیر ابی السعود، ج۱، ص۱۱۶.</ref> [[آیه]] را اشاره به ۷۰ نفر [[برگزیده]] [[حضرت موسی]]{{ع}} دانستهاند که همراه وی در کوه طور [[کلام]] [[خدا]] را از زبان آن [[حضرت]] یا بیواسطه شنیدند{{متن قرآن|وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِّمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاء مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاء وَتَهْدِي مَن تَشَاء أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ}}<ref> و موسی هفتاد تن از قوم خود را برای میقات ما برگزید پس همین که زمینلرزه آنان را فرا گرفت (موسی) گفت: پروردگارا! اگر اراده میفرمودی آنان و مرا پیش از این نابود میکردی، آیا ما را برای آنچه برخی از کمخردان ما کردهاند نابود میفرمایی؟ این، جز آزمون تو نیست که با آن هرکس را بخواهی گمراه میداری و هرکس را بخواهی راهنمایی میفرمایی، تو سرور مایی پس ما را بیامرز و بر ما بخشایش آور و تو بهترین آمرزندگانی؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۵.</ref><ref>جامعالبیان، ج۱، ص۵۲۰؛ زادالمسیر، ج۱، ص۱۰۳.</ref>؛ لکن گروهی از آنان پس از بازگشت به میان [[بنیاسرائیل]] آن را [[تحریف]] کردند<ref>تفسیر منسوب به امام عسکری(علیه السلام)، ص۲۹۲؛ روح المعانی، ج۱، ص۴۷۰.</ref> شماری از [[مفسران]] این دیدگاه را به قرینه {{متن قرآن|يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ}} تقویت کردهاند<ref>التبیان، ج۱، ص۳۱۳؛ مجمع البیان، ج۱، ص۲۸۵؛ تفسیر مقاتل، ج۱، ص۱۱۶.</ref>؛ ولی [[قرطبی]] به قرینه اختصاص "[[کلیم الله]]" بودن به [[حضرت موسی]]{{ع}} این احتمال را تضعیف کرده است<ref>تفسیر قرطبی، ج۲، ص۳.</ref> برخی این دیدگاه را ساخته و پرداخته افرادی ضعیف و [[غیر موثق]] خواندهاند<ref>تفسیر قرطبی، ج۲، ص۳ ـ ۴؛ زادالمسیر، ج۱، ص۱۰۳ ـ ۱۰۴.</ref>. در مقابل، مفسرانی چون [[مجاهد]]، [[سدی]] و [[ابن زید]]، [[آیه]] را ناظر به [[تحریف تورات]] در موضوع [[بشارت]] آمدن [[پیامبر]] و ویژگیهای آن دانستهاند<ref>جامع البیان، ج۱، ص۵۲۰؛ نک: التبیان، ج۱، ص۳۱۳؛ مجمع البیان، ج۱، ص۲۸۵.</ref> [[ابن جوزی]] این نظر را درستتر میداند<ref>زادالمسیر، ج۱، ص۱۰۳.</ref> این دیدگاه با توجه به [[آیه]] بعدی تقویت میشود: {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ}}<ref> و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند: ما (نیز) ایمان آوردهایم و چون با یکدیگر تنها شوند میگویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان میگویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمیورزید؟؛ سوره بقره، آیه:۷۶.</ref> عموم [[مفسران]] این [[آیه]] را ناظر به سخنان توبیخآمیز بعضی از [[یهود]] به برخی دیگر میدانند که آنان را از گزارش دادن [[بشارت]] [[تورات]] به [[مسلمانان]] درباره آمدن و اوصاف [[پیامبر اسلام]]{{صل}} باز میداشتند<ref>معانی القرآن، فراء، ج۱، ص۵۰؛ الکشاف، ج۱، ص۱۵۶؛ مجمع البیان، ج۱، ص۲۸۶ ـ ۲۸۷.</ref>. درباره نوع [[تحریف]]، برخی آن را [[معنوی]]<ref>نک: روح المعانی، ج۱، ص۴۷۰؛ تفسیر ثعالبی، ج۱، ص۸۸.</ref>، بعضی لفظی "کاهش و افزایش" و برخی دیگر اعم از آن دو دانستهاند<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۳۴ ـ ۱۳۵.</ref> دیدگاه سومی هم [[آیه]] را به احتمال، اشاره به [[یهودیان]] معاصر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[تحریف]] سخنان آن [[حضرت]] دانستهاند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۳۲۳؛ التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۳۶.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref> | #[[یهودیان]] به سبب [[اهل کتاب]] بودن، با [[بشارت]] [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و ویژگیهای آن کاملا آشنا و در [[انتظار]] آمدن وی بودند، از این رو [[انتظار]] [[ایمان آوردن]] آنان به [[اسلام]] کاملا طبیعی بود؛ اما چون برخلاف توقع آنها، [[پیامبر]] از میان بنی [[اسرائیل]] [[برگزیده]] نشد، او را [[تکذیب]] کردند{{متن قرآن|وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ}}<ref> و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند: ما (نیز) ایمان آوردهایم و چون با یکدیگر تنها شوند میگویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان میگویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمیورزید؟؛ سوره بقره، آیه:۷۶.</ref>، {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ فَبَاؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ}}<ref> و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست میشمرد؛ با آنکه پیشتر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری میخواستند؛ همین که آنچه میشناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد.خود را به بد چیزی فروختند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است، از سر افزونجویی کفر میورزند (و میگویند:) چرا خداوند برای برخی از بندگانش که بخواهد، از بخشش خویش، فرو میفرستد! و سزاوار خشمی از پی خشمی گشتند و برای کافران، عذابی خواری آور، خواهد بود؛ سوره بقره، آیه: ۸۹- ۹۰.</ref> [[خداوند]] با اشاره به [[تحریف]] کاملا آگاهانه<ref>جامع البیان، ج۱، ص۵۲۰؛ الکشاف، ج۱، ص۱۵۶؛ جوامع الجامع، ج۱، ص۶۱.</ref>. سخنانش به وسیله گروهی از [[بنیاسرائیل]]، از [[مسلمانان]] میخواهد که به [[ایمان آوردن]] آنها امیدی نداشته باشند<ref>المیزان، ج۱، ص۲۱۳.</ref> {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ }}<ref> آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟؛ سوره بقره، آیه:۷۵.</ref>. مفسّران در تعیین مصداق {{متن قرآن|كَلامَ اللَّهِ}}، نوع [[تحریف]] و [[هویت]] تحریفکنندگان به [[اختلاف]] گراییدهاند. [[ابن عباس]]، [[ربیع]]، [[ابن اسحاق]] و [[بلخی]]<ref>نک: التبیان، ج۱، ص۳۱۳؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۳؛ تفسیر ابی السعود، ج۱، ص۱۱۶.</ref> [[آیه]] را اشاره به ۷۰ نفر [[برگزیده]] [[حضرت موسی]]{{ع}} دانستهاند که همراه وی در کوه طور [[کلام]] [[خدا]] را از زبان آن [[حضرت]] یا بیواسطه شنیدند{{متن قرآن|وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِّمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاء مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاء وَتَهْدِي مَن تَشَاء أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ}}<ref> و موسی هفتاد تن از قوم خود را برای میقات ما برگزید پس همین که زمینلرزه آنان را فرا گرفت (موسی) گفت: پروردگارا! اگر اراده میفرمودی آنان و مرا پیش از این نابود میکردی، آیا ما را برای آنچه برخی از کمخردان ما کردهاند نابود میفرمایی؟ این، جز آزمون تو نیست که با آن هرکس را بخواهی گمراه میداری و هرکس را بخواهی راهنمایی میفرمایی، تو سرور مایی پس ما را بیامرز و بر ما بخشایش آور و تو بهترین آمرزندگانی؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۵.</ref><ref>جامعالبیان، ج۱، ص۵۲۰؛ زادالمسیر، ج۱، ص۱۰۳.</ref>؛ لکن گروهی از آنان پس از بازگشت به میان [[بنیاسرائیل]] آن را [[تحریف]] کردند<ref>تفسیر منسوب به امام عسکری(علیه السلام)، ص۲۹۲؛ روح المعانی، ج۱، ص۴۷۰.</ref> شماری از [[مفسران]] این دیدگاه را به قرینه {{متن قرآن|يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ}} تقویت کردهاند<ref>التبیان، ج۱، ص۳۱۳؛ مجمع البیان، ج۱، ص۲۸۵؛ تفسیر مقاتل، ج۱، ص۱۱۶.</ref>؛ ولی [[قرطبی]] به قرینه اختصاص "[[کلیم الله]]" بودن به [[حضرت موسی]]{{ع}} این احتمال را تضعیف کرده است<ref>تفسیر قرطبی، ج۲، ص۳.</ref> برخی این دیدگاه را ساخته و پرداخته افرادی ضعیف و [[غیر موثق]] خواندهاند<ref>تفسیر قرطبی، ج۲، ص۳ ـ ۴؛ زادالمسیر، ج۱، ص۱۰۳ ـ ۱۰۴.</ref>. در مقابل، مفسرانی چون [[مجاهد]]، [[سدی]] و [[ابن زید]]، [[آیه]] را ناظر به [[تحریف تورات]] در موضوع [[بشارت]] آمدن [[پیامبر]] و ویژگیهای آن دانستهاند<ref>جامع البیان، ج۱، ص۵۲۰؛ نک: التبیان، ج۱، ص۳۱۳؛ مجمع البیان، ج۱، ص۲۸۵.</ref> [[ابن جوزی]] این نظر را درستتر میداند<ref>زادالمسیر، ج۱، ص۱۰۳.</ref> این دیدگاه با توجه به [[آیه]] بعدی تقویت میشود: {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ}}<ref> و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند: ما (نیز) ایمان آوردهایم و چون با یکدیگر تنها شوند میگویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان میگویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمیورزید؟؛ سوره بقره، آیه:۷۶.</ref> عموم [[مفسران]] این [[آیه]] را ناظر به سخنان توبیخآمیز بعضی از [[یهود]] به برخی دیگر میدانند که آنان را از گزارش دادن [[بشارت]] [[تورات]] به [[مسلمانان]] درباره آمدن و اوصاف [[پیامبر اسلام]]{{صل}} باز میداشتند<ref>معانی القرآن، فراء، ج۱، ص۵۰؛ الکشاف، ج۱، ص۱۵۶؛ مجمع البیان، ج۱، ص۲۸۶ ـ ۲۸۷.</ref>. درباره نوع [[تحریف]]، برخی آن را [[معنوی]]<ref>نک: روح المعانی، ج۱، ص۴۷۰؛ تفسیر ثعالبی، ج۱، ص۸۸.</ref>، بعضی لفظی "کاهش و افزایش" و برخی دیگر اعم از آن دو دانستهاند<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۳۴ ـ ۱۳۵.</ref> دیدگاه سومی هم [[آیه]] را به احتمال، اشاره به [[یهودیان]] معاصر [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و [[تحریف]] سخنان آن [[حضرت]] دانستهاند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۳۲۳؛ التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۳۶.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref> | ||
#[[خداوند]] در [[سوره]] [[مائده]] برای دلداری [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در پی کارشکنیهای [[یهود]]<ref>جامع البیان، ج۶، ص۲۱۰.</ref>، از [[پیمانشکنی]] نیاکان [[یهود]] و در نتیجه دچار آمدنشان به [[لعنت]] [[خداوند]] و [[قساوت قلب]] خبر میدهد و اینکه آنان به سبب این [[قساوت]]، به [[تحریف]] سخنان [[الهی]] دست زده و بخشی از [[آموزههای دینی]] را بهفراموشی سپردند: {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ }}<ref> پس، برای پیمانشکنی لعنتشان کردیم و دلهاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش میکردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی مییابی؛ آنان را ببخشای و درگذر! بیگمان خداوند نیکوکاران را دوست میدارد؛ سوره مائده، آیه:۱۳.</ref>. شماری از [[مفسران شیعه]]<ref>التبیان، ج۳، ص۴۷۰؛ مجمع البیان، ج۳، ص۲۶۷.</ref> و [[سنی]]<ref>تفسیر قرطبی، ج۶، ص۷۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۵؛ تفسیر نسفی، ج۱، ص۲۷۵.</ref> [[آیه]] را اشاره به [[تحریف]] [[معنوی]]، یعنی [[تفسیر]] ناروا و [[تأویل]] نادرست [[تورات]] دانسته و برخی مورد [[تحریف]] را ویژگیهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[احکام]] و [[حدود الهی]] گفتهاند<ref>تفسیر مقاتل، ج۱، ص۴۶۱؛ جامع البیان، ج۶، ص۲۱۲؛ زادالمسیر، ج۲، ص۳۱۳.</ref> فخررازی در تقویت این دیدگاه با استناد به [[تواتر]] و شهرت در [[نقل]] [[کتاب مقدس]]، [[تحریف]] لفظی آن را ناممکن یا بسیار دشوار خوانده است<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۱۸۷.</ref>؛ اما [[رشید رضا]] ضمن نادرست [[خواندن]] مقایسه [[تواتر]] [[کتاب مقدس]] با [[تواتر]] قرآن [[کریم]]، [[استدلال]] | #[[خداوند]] در [[سوره]] [[مائده]] برای دلداری [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در پی کارشکنیهای [[یهود]]<ref>جامع البیان، ج۶، ص۲۱۰.</ref>، از [[پیمانشکنی]] نیاکان [[یهود]] و در نتیجه دچار آمدنشان به [[لعنت]] [[خداوند]] و [[قساوت قلب]] خبر میدهد و اینکه آنان به سبب این [[قساوت]]، به [[تحریف]] سخنان [[الهی]] دست زده و بخشی از [[آموزههای دینی]] را بهفراموشی سپردند: {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ }}<ref> پس، برای پیمانشکنی لعنتشان کردیم و دلهاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش میکردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی مییابی؛ آنان را ببخشای و درگذر! بیگمان خداوند نیکوکاران را دوست میدارد؛ سوره مائده، آیه:۱۳.</ref>. شماری از [[مفسران شیعه]]<ref>التبیان، ج۳، ص۴۷۰؛ مجمع البیان، ج۳، ص۲۶۷.</ref> و [[سنی]]<ref>تفسیر قرطبی، ج۶، ص۷۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۵؛ تفسیر نسفی، ج۱، ص۲۷۵.</ref> [[آیه]] را اشاره به [[تحریف]] [[معنوی]]، یعنی [[تفسیر]] ناروا و [[تأویل]] نادرست [[تورات]] دانسته و برخی مورد [[تحریف]] را ویژگیهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[احکام]] و [[حدود الهی]] گفتهاند<ref>تفسیر مقاتل، ج۱، ص۴۶۱؛ جامع البیان، ج۶، ص۲۱۲؛ زادالمسیر، ج۲، ص۳۱۳.</ref> فخررازی در تقویت این دیدگاه با استناد به [[تواتر]] و شهرت در [[نقل]] [[کتاب مقدس]]، [[تحریف]] لفظی آن را ناممکن یا بسیار دشوار خوانده است<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۱۸۷.</ref>؛ اما [[رشید رضا]] ضمن نادرست [[خواندن]] مقایسه [[تواتر]] [[کتاب مقدس]] با [[تواتر]] قرآن [[کریم]]، [[استدلال]] رازی را ناشی از [[ناآگاهی]] او از [[تاریخ]] کتاب [[مقدس]] دانسته و بر وقوع [[تحریف]] [[معنوی]] و لفظی ـ اعم از حذف، اضافه و جابهجایی ـ در آن تأکید میکند<ref>تفسیرالمنار، ج۶، ص۲۸۲ ـ ۲۸۴؛ البحرالمحیط، ج۴، ص۲۰۵.</ref>. [[علامه طباطبایی]] با مرتبط دانستن تحریفگری [[بنیاسرائیل]] با [[فراموشی]] بخشی از [[آموزههای دینی]] آنان، [[تحریف]] را اعم از [[معنوی]] و لفظی دانسته و [[معتقد]] است که در نتیجه این کار، بسیاری از آموزهها و [[معارف]] اصلی [[یهودیت]] فراموش شد و [[انحرافات]] بنیادینی، مانند [[اعتقاد]] به [[تشبیه]]، [[ختم نبوت]] به وسیله [[حضرت موسی]]{{ع}} و استمرار [[شریعت]] آن [[حضرت]] برای ابد، پدید آمد<ref>المیزان، ج۵، ص۲۴۱.</ref>. جمله {{متن قرآن|وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ }}<ref> سوره مائده، آیه:۱۳.</ref> در کنار قرینه {{متن قرآن|أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ }}<ref>سوره آل عمران، آیه:۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ}}<ref> از کتاب (آسمانی) بهرهای (اندک) دارند؛ سوره نساء، آیه:۴۴.</ref> دیدگاه [[قرآن]] مبنی بر از بین رفتن بخشی از [[تورات]] نازل شده بر [[حضرت موسی]]{{ع}} را ثابت میکند این بخش را آموزههای مربوط به [[معاد]]<ref>تفسیر المنار، ج۶، ص۲۸۲ ـ ۲۸۴؛ البحرالمحیط، ج۴، ص۲۰۵.</ref> و [[لزوم]] [[ایمان]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}}<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۲۶۷؛ زادالمسیر، ج۲، ص۹۷؛ تفسیرابیالسعود، ج۳، ص۱۶.</ref> دانستهاند<ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref> | ||
#بر اساس [[آیات]] ۴۱ ـ ۴۲ [[سوره]] [[مائده]]، برای گروهی از [[یهودیان]] معاصر [[پیامبر]]{{صل}} حادثهای رخ میدهد. [[عالمان]] [[یهود]] به سبب پارهای ملاحظات، برخلاف آموزههای صریح [[تورات]] درباره آن [[حکم]] کرده، سپس افرادی را نزد [[پیامبر اکرم]] میفرستند تا در این باره [[داوری]] کند. به این افراد توصیه میشود در صورتی که [[پیامبر]]{{صل}} [[حکم]] خلاف آنان را [[تأیید]] نکرد، آن را نپذیرند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَاؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref> ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب میورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان میگفتند ایمان آوردهایم در حالی که دلهاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش میسپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامدهاند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش میکنند؛ (به همدیگر) میگویند اگر به شما این (حکمی که ما میخواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچگاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دلهایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند.گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمیتوانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست میدارد؛ سوره مائده، آیه: ۴۱- ۴۲.</ref> بر اساس [[تفسیر]] [[ابن عباس]]، [[سدّی]] و [[ابن زید]] {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} نخست به معنای "گوش دهندگان" و دومی به معنای "پذیرندگان" و {{متن قرآن|يُحَرِّفُونَ}} صفت [[قوم]] است؛ یعنی گروهی که نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند، به سخنان [[دروغ]] "[[احکام]] [[تحریف]] شده [[تورات]]" گوش داده و گفتههای تحریفگرانِ "[[قوم]]" آموزههای [[تورات]] را بیچون و چرا پذیرفته، [[پیروی]] میکردند<ref>ر. ک: مجمعالبیان، ج۳، ص۳۰۱؛ تفسیر ابی السعود، ج۳، ص۳۶ ـ ۳۸؛ زادالمسیر، ج۲، ص۳۵۷ ـ ۳۵۸.</ref>. این [[تفسیر]] را بیشتر [[مفسران]]، مانند [[طبری]]<ref>جامع البیان، ج۶، ص۳۱۹.</ref>، [[شیخ طوسی]]<ref>التبیان، ج۳، ص۵۲۲.</ref>، [[زمخشری]]<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۳۳.</ref>، [[قرطبی]]<ref>تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۱۸.</ref> و [[صاحب]] [[المیزان]]<ref>المیزان، ج۵، ص۳۳۹ ـ ۳۴۰.</ref>، پذیرفتهاند. بر اساس [[شأن نزول]] مشهور و سیاق [[آیات]]، [[عالمان]] [[یهود]] [[خیبر]] در ازای گرفتن [[رشوه]]، [[حکم]] [[تورات]] را به سود برخی افراد [[تحریف]] کردند. گفتهاند: [[زن]] و مردی از اشراف مرتکب زنای محصنه شدند؛ لکن برخلاف [[حکم]] [[تورات]] مبنی بر سنگسار شدن، به تازیانه و تشهیر "سوار کردن [[مجرم]] بر الاغ و نمایش دادن وی در معابر عمومی" محکوم شدند؛ گویا در پی [[اعتراض]] به این [[تبعیض]]، [[عالمان]] مزبور گروهی را برای [[داوری]] خواستن از [[پیامبر]]{{صل}} نزد وی میفرستند. به دنبال [[حکم]] [[پیامبر]]{{صل}} به رجم با استناد به وجود آن در [[تورات]] و عدم پذیرش آن از سوی فرستادگان [[احبار]]، پیشنهاد [[پیامبر]]{{صل}} مبنی بر [[داوری]] [[داناترین]] فرد زمان به مضامین [[تورات]]، یعنی "[[ابن صوریا]]"، را میپذیرند و او وجود [[حکم]] رجم در [[تورات]] را [[تأیید]] میکند<ref>جامعالبیان، ج۶، ص۳۱۹ـ۳۲۱؛ التبیان، ج۳، ص۵۲۲ ـ ۵۲۳؛ الکشاف، ج۱، ص۶۳۳.</ref>. [[تأیید]] [[ابن صوریا]] و تصریح [[قرآن]] به وجود [[حکم]] مورد [[اختلاف]] در [[تورات]]، مینماید که [[تحریف]] یاد شده در [[آیه]] از نوع دست بردن در متن [[تورات]] نبوده است<ref>روح المعانی، ج۶، ص۲۰۲؛ فتح القدیر، ج۲، ص۴۳؛ تفسیربیضاوی، ج۲، ص۳۲۵.</ref>، بلکه آنان با [[کتمان]] حد رجم که در [[تورات]] کنونی نیز هست<ref>کتاب مقدس، تثنیه، ۲۲ : ۲۰ ـ ۲۴.</ref>، [[حکم]] تازیانه و تشهیر را حکمی [[الهی]] معرفی کردهاند<ref>ر. ک: تفسیر المنار، ج۶، ص۳۰۳.</ref>. بیسوادی اغلب [[اهل کتاب]] و عدم آشنایی آنان با [[تورات]] زمینه این کار را فراهم میساخت. در تفسیری دیگر از [[آیه]]، مفسرانی چون [[شیخ طبرسی]]<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۰۳.</ref>، [[نحاس]]<ref>معانی القرآن، نحاس، ج۲، ص۳۰۷.</ref>، [[فخر رازی]]<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۲۳۲.</ref> و [[ابی السعود]]<ref>تفسیر ابی السعود، ج۳، ص۳۷.</ref>، "لام" در {{متن قرآن|لِلْكَذِبِ}} را به معنای تعلیل، {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} و دوم را به معنای جاسوسان گرفتهاند؛ یعنی یهودیانی که نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند جاسوسان آن گروه از یهودیانی بودند که نزد [[پیامبر]] نیامده بودند. اینان شنیدههای خود را به آنها و دیگر [[دشمنان]] گزارش میکردند. تا با [[تحریف]] و کم و زیاد کردن آن، به [[پیامبر خدا]] [[دروغ]] و افترا ببندند. [[زمخشری]] این [[تفسیر]] را برنمیتابد<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۳۳.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>. | #بر اساس [[آیات]] ۴۱ ـ ۴۲ [[سوره]] [[مائده]]، برای گروهی از [[یهودیان]] معاصر [[پیامبر]]{{صل}} حادثهای رخ میدهد. [[عالمان]] [[یهود]] به سبب پارهای ملاحظات، برخلاف آموزههای صریح [[تورات]] درباره آن [[حکم]] کرده، سپس افرادی را نزد [[پیامبر اکرم]] میفرستند تا در این باره [[داوری]] کند. به این افراد توصیه میشود در صورتی که [[پیامبر]]{{صل}} [[حکم]] خلاف آنان را [[تأیید]] نکرد، آن را نپذیرند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَاؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref> ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب میورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان میگفتند ایمان آوردهایم در حالی که دلهاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش میسپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامدهاند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش میکنند؛ (به همدیگر) میگویند اگر به شما این (حکمی که ما میخواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچگاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دلهایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند.گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمیتوانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست میدارد؛ سوره مائده، آیه: ۴۱- ۴۲.</ref> بر اساس [[تفسیر]] [[ابن عباس]]، [[سدّی]] و [[ابن زید]] {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} نخست به معنای "گوش دهندگان" و دومی به معنای "پذیرندگان" و {{متن قرآن|يُحَرِّفُونَ}} صفت [[قوم]] است؛ یعنی گروهی که نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند، به سخنان [[دروغ]] "[[احکام]] [[تحریف]] شده [[تورات]]" گوش داده و گفتههای تحریفگرانِ "[[قوم]]" آموزههای [[تورات]] را بیچون و چرا پذیرفته، [[پیروی]] میکردند<ref>ر. ک: مجمعالبیان، ج۳، ص۳۰۱؛ تفسیر ابی السعود، ج۳، ص۳۶ ـ ۳۸؛ زادالمسیر، ج۲، ص۳۵۷ ـ ۳۵۸.</ref>. این [[تفسیر]] را بیشتر [[مفسران]]، مانند [[طبری]]<ref>جامع البیان، ج۶، ص۳۱۹.</ref>، [[شیخ طوسی]]<ref>التبیان، ج۳، ص۵۲۲.</ref>، [[زمخشری]]<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۳۳.</ref>، [[قرطبی]]<ref>تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۱۸.</ref> و [[صاحب]] [[المیزان]]<ref>المیزان، ج۵، ص۳۳۹ ـ ۳۴۰.</ref>، پذیرفتهاند. بر اساس [[شأن نزول]] مشهور و سیاق [[آیات]]، [[عالمان]] [[یهود]] [[خیبر]] در ازای گرفتن [[رشوه]]، [[حکم]] [[تورات]] را به سود برخی افراد [[تحریف]] کردند. گفتهاند: [[زن]] و مردی از اشراف مرتکب زنای محصنه شدند؛ لکن برخلاف [[حکم]] [[تورات]] مبنی بر سنگسار شدن، به تازیانه و تشهیر "سوار کردن [[مجرم]] بر الاغ و نمایش دادن وی در معابر عمومی" محکوم شدند؛ گویا در پی [[اعتراض]] به این [[تبعیض]]، [[عالمان]] مزبور گروهی را برای [[داوری]] خواستن از [[پیامبر]]{{صل}} نزد وی میفرستند. به دنبال [[حکم]] [[پیامبر]]{{صل}} به رجم با استناد به وجود آن در [[تورات]] و عدم پذیرش آن از سوی فرستادگان [[احبار]]، پیشنهاد [[پیامبر]]{{صل}} مبنی بر [[داوری]] [[داناترین]] فرد زمان به مضامین [[تورات]]، یعنی "[[ابن صوریا]]"، را میپذیرند و او وجود [[حکم]] رجم در [[تورات]] را [[تأیید]] میکند<ref>جامعالبیان، ج۶، ص۳۱۹ـ۳۲۱؛ التبیان، ج۳، ص۵۲۲ ـ ۵۲۳؛ الکشاف، ج۱، ص۶۳۳.</ref>. [[تأیید]] [[ابن صوریا]] و تصریح [[قرآن]] به وجود [[حکم]] مورد [[اختلاف]] در [[تورات]]، مینماید که [[تحریف]] یاد شده در [[آیه]] از نوع دست بردن در متن [[تورات]] نبوده است<ref>روح المعانی، ج۶، ص۲۰۲؛ فتح القدیر، ج۲، ص۴۳؛ تفسیربیضاوی، ج۲، ص۳۲۵.</ref>، بلکه آنان با [[کتمان]] حد رجم که در [[تورات]] کنونی نیز هست<ref>کتاب مقدس، تثنیه، ۲۲ : ۲۰ ـ ۲۴.</ref>، [[حکم]] تازیانه و تشهیر را حکمی [[الهی]] معرفی کردهاند<ref>ر. ک: تفسیر المنار، ج۶، ص۳۰۳.</ref>. بیسوادی اغلب [[اهل کتاب]] و عدم آشنایی آنان با [[تورات]] زمینه این کار را فراهم میساخت. در تفسیری دیگر از [[آیه]]، مفسرانی چون [[شیخ طبرسی]]<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۰۳.</ref>، [[نحاس]]<ref>معانی القرآن، نحاس، ج۲، ص۳۰۷.</ref>، [[فخر رازی]]<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۲۳۲.</ref> و [[ابی السعود]]<ref>تفسیر ابی السعود، ج۳، ص۳۷.</ref>، "لام" در {{متن قرآن|لِلْكَذِبِ}} را به معنای تعلیل، {{متن قرآن|سَمَّاعُونَ}} و دوم را به معنای جاسوسان گرفتهاند؛ یعنی یهودیانی که نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند جاسوسان آن گروه از یهودیانی بودند که نزد [[پیامبر]] نیامده بودند. اینان شنیدههای خود را به آنها و دیگر [[دشمنان]] گزارش میکردند. تا با [[تحریف]] و کم و زیاد کردن آن، به [[پیامبر خدا]] [[دروغ]] و افترا ببندند. [[زمخشری]] این [[تفسیر]] را برنمیتابد<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۳۳.</ref><ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref>. | ||
#گروهی از [[یهودیان]]، هنگام سخن گفتن با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} افزون بر سخنان غیر مؤدبانه، با کاربرد برخی عبارات و واژگان، معنا و مفهوم توهینآمیزی از آن قصد میکردهاند: {{متن قرآن|مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً}}<ref> برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابهجا میکنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین میگویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر میگفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر میبود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد ای اهل کتاب! به آنچه فرستادهایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست میشمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهرههایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم یا آنان را لعنت کنیم چنان که «اصحاب سبت» را لعنت کردیم و فرمان خداوند، انجام یافتنی است؛ سوره نساء، آیه:۴۶ - ۴۷.</ref>. برخی از [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|كَلِمَ}} را [[تورات]]، و [[تحریف]] را به معنای عام آن دانستهاند. در این دیدگاه، حذف و اضافه و تغییر برخی آموزههای [[تورات]] یا ارائه تفسیری نادرست از آن، همچنین [[تفسیر]] نادرست سخنان [[حضرت موسی]]{{ع}} درباره [[بعثت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، از مصادیق [[تحریف]] یاد شده است؛ اما ظاهر و سیاق [[آیات]] نشان میدهد که مراد از {{عربی|يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ}}، [[تحریف]] در کاربرد و معانی برخی جملهها و واژگان، هنگام سخن گفتن با [[پیامبر]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج۴، ص۳۶۴ ـ ۳۶۵.</ref>، بر این اساس، جملههای پس از {{عربی|يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ}}، عطف تفسیری و بیان مصداق است<ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref> | #گروهی از [[یهودیان]]، هنگام سخن گفتن با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} افزون بر سخنان غیر مؤدبانه، با کاربرد برخی عبارات و واژگان، معنا و مفهوم توهینآمیزی از آن قصد میکردهاند: {{متن قرآن|مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً}}<ref> برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابهجا میکنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین میگویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر میگفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر میبود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد ای اهل کتاب! به آنچه فرستادهایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست میشمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهرههایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم یا آنان را لعنت کنیم چنان که «اصحاب سبت» را لعنت کردیم و فرمان خداوند، انجام یافتنی است؛ سوره نساء، آیه:۴۶ - ۴۷.</ref>. برخی از [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|كَلِمَ}} را [[تورات]]، و [[تحریف]] را به معنای عام آن دانستهاند. در این دیدگاه، حذف و اضافه و تغییر برخی آموزههای [[تورات]] یا ارائه تفسیری نادرست از آن، همچنین [[تفسیر]] نادرست سخنان [[حضرت موسی]]{{ع}} درباره [[بعثت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، از مصادیق [[تحریف]] یاد شده است؛ اما ظاهر و سیاق [[آیات]] نشان میدهد که مراد از {{عربی|يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ}}، [[تحریف]] در کاربرد و معانی برخی جملهها و واژگان، هنگام سخن گفتن با [[پیامبر]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج۴، ص۳۶۴ ـ ۳۶۵.</ref>، بر این اساس، جملههای پس از {{عربی|يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ}}، عطف تفسیری و بیان مصداق است<ref>[[علی فتحی زنجانی|فتحی زنجانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۲۸۶ - ۳۰۲.</ref> | ||