تفسیر کلامی در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخهها
←شاخههای تفسیر کلامی
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
اهل حدیث که امروزه به «[[سلفیه]]» نامبردارند در اصول و [[فروع]] مسائل [[دینی]] به ظواهر [[کتاب و سنت]] استناد میکنند و [[عقل]] را در این قلمرو دخالت نمیدهند. پیشوای آنان [[احمد بن حنبل]] است که اصول این [[مکتب]] را پی ریزی کرد. | اهل حدیث که امروزه به «[[سلفیه]]» نامبردارند در اصول و [[فروع]] مسائل [[دینی]] به ظواهر [[کتاب و سنت]] استناد میکنند و [[عقل]] را در این قلمرو دخالت نمیدهند. پیشوای آنان [[احمد بن حنبل]] است که اصول این [[مکتب]] را پی ریزی کرد. | ||
[[سطحی نگری]] در [[آیات]] و [[روایات]]، مقدم دانستن [[ظواهر آیات]] و روایات در تعارضشان با [[حکم قطعی]] عقل، [[اعتقاد]] به [[حاکمیت]] روایات نسبت به [[کتاب خدا]] نه بالعکس، رد «[[احادیث]] عرض» که [[شناخت]] [[صحت]] و سقم روایات را در گرو عرضه آنها بر [[قرآن]] میداند و نیز [[تساهل]] در شروط پذیرش روایات از ویژگیهای [[معرفتی]] اهل حدیث اولیهاند. <ref>فجرالاسلام، ص۲۴۳؛ الملل والنحل، سبحانی، ج ۱، ص۱۲۹ - ۱۳۰. </ref> با [[ظهور]] اشاعره [[شیوه]] سنتی اهل حدیث کم رنگ شد؛ ولی ابن تیمیّه در [[قرن هفتم]] با [[شعار]] [[لزوم]] بازگشت به روش سَلَف [[صالح]] به احیای عقاید اهل حدیث و تحلیل و تبیین [[عقلانی]] آنها پرداخت که این عقاید را امروزه [[وهابیان]] [[تبلیغ]] میکنند. <ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۱، ص۳۲۳ - ۳۳۶. </ref> [[مفسر]] [[سلفی]] با نگرشی که به مسئله عقل دارد [[تأویل]] را در معنای خروج از معنای ظاهری کلمه نمیپذیرد <ref>المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۵۰۲ - ۵۰۸. </ref> و [[معتقد]] است [[آیات]] بیانگر [[صفات الهی]] از [[متشابهات]] نیستند؛ زیرا [[سلف صالح]] به تبیین معنای آن پرداختهاند،<ref>المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۴۳۰ - ۴۴۵. </ref> اگرچه [[فهم]] کنه و کیفیت آن را بر اساس روش [[سلف]] به [[خدا]] وا میگذارد. <ref> المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۳۶۵ - ۳۶۹. </ref> [[مفسر]] [[سلفی]] ورود مجاز را در [[آیات قرآن]] جایز نمیداند و آیات را بر [[ظواهر]] آن حمل میکند <ref> المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۳۶۵ - ۳۶۹. </ref> و با استناد به [[روایات]] موجود در [[جوامع حدیثی]] [[اهل سنت]] اموری چون داشتن دست یا دیده شدن را به [[خداوند]] نسبت میدهد. <ref>صحیح البخاری، ج ۱، ص۱۵۶؛ صحیح مسلم، ج ۶، ص۵۱۱؛ المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۲، ص۵۵۶، ۵۷۹. </ref> وی با تکیه بر این روایات و پذیرش [[خبر واحد]] در [[امور اعتقادی]] <ref>ر. ک: المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۴۷۸ - ۵۰۱. </ref> و تأکید بر تقدم [[شرع]] بر [[عقل]] در هنگام [[تعارض]] بین آنها <ref> ر. ک: المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۳۵۸ - ۳۶۰. </ref> به تبیین آیات به ویژه آیات [[اعتقادی]] بر اساس معنای ظاهری آنها میپردازد. [[تساهل]] [[اهل حدیث]] در پذیرش روایات موجب شد تا بسیاری از [[روایات ضعیف]] به [[تفاسیر]] اولیه راه یابند. این وضع در تفاسیر متأخر صورت بهتری یافت؛<ref>تطور تفسیر القرآن، ص۹۳ - ۹۵؛ المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۳۰۲، ۶۴۸. </ref> به عنوان مثال، این [[مفسران]] در [[تفسیر]] آیاتی که صورت، [[دست]] و چشم را به خداوند نسبت میدهند معتقدند که چون خداوند این صفات را درباره خود به کار برده ما نیز او را به این صفات [[وصف]] میکنیم؛ اما فهم [[حقیقت]] آن را به خدا وا میگذاریم؛ همچنین درباره [[رؤیت]] [[الهی]] با تکیه بر ظواهر آیاتی از [[قرآن]] و روایاتی از [[پیامبر]] معتقد به [[وقوع رؤیت]] [[خدا]] در [[قیامت]] هستند. <ref>المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۲، ص۵۴۸، ۵۵۳، ۵۷۹، ۵۸۴، ۶۱۵ - ۶۱۸؛ التفسیرالواضح، ج ۸، ص۶۳. </ref> افزون بر کتاب | [[سطحی نگری]] در [[آیات]] و [[روایات]]، مقدم دانستن [[ظواهر آیات]] و روایات در تعارضشان با [[حکم قطعی]] عقل، [[اعتقاد]] به [[حاکمیت]] روایات نسبت به [[کتاب خدا]] نه بالعکس، رد «[[احادیث]] عرض» که [[شناخت]] [[صحت]] و سقم روایات را در گرو عرضه آنها بر [[قرآن]] میداند و نیز [[تساهل]] در شروط پذیرش روایات از ویژگیهای [[معرفتی]] اهل حدیث اولیهاند. <ref>فجرالاسلام، ص۲۴۳؛ الملل والنحل، سبحانی، ج ۱، ص۱۲۹ - ۱۳۰. </ref> با [[ظهور]] اشاعره [[شیوه]] سنتی اهل حدیث کم رنگ شد؛ ولی ابن تیمیّه در [[قرن هفتم]] با [[شعار]] [[لزوم]] بازگشت به روش سَلَف [[صالح]] به احیای عقاید اهل حدیث و تحلیل و تبیین [[عقلانی]] آنها پرداخت که این عقاید را امروزه [[وهابیان]] [[تبلیغ]] میکنند. <ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۱، ص۳۲۳ - ۳۳۶. </ref> [[مفسر]] [[سلفی]] با نگرشی که به مسئله عقل دارد [[تأویل]] را در معنای خروج از معنای ظاهری کلمه نمیپذیرد <ref>المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۵۰۲ - ۵۰۸. </ref> و [[معتقد]] است [[آیات]] بیانگر [[صفات الهی]] از [[متشابهات]] نیستند؛ زیرا [[سلف صالح]] به تبیین معنای آن پرداختهاند،<ref>المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۴۳۰ - ۴۴۵. </ref> اگرچه [[فهم]] کنه و کیفیت آن را بر اساس روش [[سلف]] به [[خدا]] وا میگذارد. <ref> المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۳۶۵ - ۳۶۹. </ref> [[مفسر]] [[سلفی]] ورود مجاز را در [[آیات قرآن]] جایز نمیداند و آیات را بر [[ظواهر]] آن حمل میکند <ref> المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۳۶۵ - ۳۶۹. </ref> و با استناد به [[روایات]] موجود در [[جوامع حدیثی]] [[اهل سنت]] اموری چون داشتن دست یا دیده شدن را به [[خداوند]] نسبت میدهد. <ref>صحیح البخاری، ج ۱، ص۱۵۶؛ صحیح مسلم، ج ۶، ص۵۱۱؛ المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۲، ص۵۵۶، ۵۷۹. </ref> وی با تکیه بر این روایات و پذیرش [[خبر واحد]] در [[امور اعتقادی]] <ref>ر. ک: المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۴۷۸ - ۵۰۱. </ref> و تأکید بر تقدم [[شرع]] بر [[عقل]] در هنگام [[تعارض]] بین آنها <ref> ر. ک: المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۱، ص۳۵۸ - ۳۶۰. </ref> به تبیین آیات به ویژه آیات [[اعتقادی]] بر اساس معنای ظاهری آنها میپردازد. [[تساهل]] [[اهل حدیث]] در پذیرش روایات موجب شد تا بسیاری از [[روایات ضعیف]] به [[تفاسیر]] اولیه راه یابند. این وضع در تفاسیر متأخر صورت بهتری یافت؛<ref>تطور تفسیر القرآن، ص۹۳ - ۹۵؛ المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۳۰۲، ۶۴۸. </ref> به عنوان مثال، این [[مفسران]] در [[تفسیر]] آیاتی که صورت، [[دست]] و چشم را به خداوند نسبت میدهند معتقدند که چون خداوند این صفات را درباره خود به کار برده ما نیز او را به این صفات [[وصف]] میکنیم؛ اما فهم [[حقیقت]] آن را به خدا وا میگذاریم؛ همچنین درباره [[رؤیت]] [[الهی]] با تکیه بر ظواهر آیاتی از [[قرآن]] و روایاتی از [[پیامبر]] معتقد به [[وقوع رؤیت]] [[خدا]] در [[قیامت]] هستند. <ref>المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۲، ص۵۴۸، ۵۵۳، ۵۷۹، ۵۸۴، ۶۱۵ - ۶۱۸؛ التفسیرالواضح، ج ۸، ص۶۳. </ref> افزون بر کتاب «[[مرویات الامام احمد بن حنبل فی التفسیر (کتاب)|مرویات الامام احمد بن حنبل فی التفسیر]]» که در آن [[روایات تفسیری]] [[احمد بن حنبل]] گردآوری شده و نیز کتاب «التوحید» [[ابن خزیمه]] که کتابی [[اعتقادی]] است ولی جنبه [[تفسیری]] نیز دارد، مهمترین [[تفاسیر]] [[سلفیه]] عبارتاند از [[تفسیر]] [[سمعانی]]، اثر [[منصور بن محمد ابوالمظفر سمعانی]]، [[معالم التنزیل فی تفسیر القرآن (کتاب)|معالم التنزیل فی تفسیر القرآن]] اثر [[حسین بن مسعود بغوی]]، [[زادالمسیر فی علم التفسیر (کتاب)|زادالمسیر فی علم التفسیر]] اثر [[جمالالدین محمد بن جوزی]]، [[التفسیر الکبیر (کتاب)|التفسیر الکبیر]] اثر [[تقی الدین ابوالعباس]] [[احمد بن تیمیه]]، [[تفسیر القرآن العظیم (کتاب)|تفسیر القرآن العظیم]] اثر [[اسماعیل بن کثیر دمشقی]]، [[اضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن (کتاب)|اضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن]] اثر [[محمد امین بن محمد مختار شنقیطی]]، [[تیسیر الکریم الرحمان فی تفسیر الکلام المنان (کتاب)|تیسیر الکریم الرحمان فی تفسیر الکلام المنان]] اثر [[عبدالرحمن بن ناصر سعدی]].<ref>المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۳۴۲، ۱۳۸، ۳۹۵؛ ر. ک: المفسرون بین التأویل والإثبات، ج ۲، ص۵۱۹ - ۷۰۵. </ref> | ||
=== تفاسیر [[کلامی]] [[اشاعره]]=== | === تفاسیر [[کلامی]] [[اشاعره]]=== | ||
[[پیروان]] [[ابوالحسن اشعری]] اشاعره نام دارند که در برابر عقلگرایی [[معتزله]] و [[ظاهرگرایی]] [[حنابله]] در پی یافتن راهی میانه بودند. ابوالحسن اشعری ابتدا از مدافعان [[اندیشه]] اعتزالی بود که به یکباره از اعتزال روی برتافت <ref>الفهرست، ص۲۳۱؛ وفیات الاعیان، ج ۳، ص۲۸۵. </ref> و با [[سلاح]] عقلگرایی معتزله کوشید تا اندیشههای [[اهل حدیث]] را بر اساس مبانی [[معرفتی]] خویش پالایش کرده، آنها را قابل [[دفاع]] [[عقلانی]] سازد. <ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۲۶ - ۲۸؛ بحوث مع اهل السنّه، ص۱۵۷. </ref> [[اشعری]] در کتاب تفسیری و [[عقیدتی]] «الابانه» [[وفاداری]] خود را به روش احمد بن حنبل ابراز میدارد و در دو کتاب «اللمع و استحسان الخوض فی علم الکلام» این [[عقاید]] را در قالب [[عقلی]] ریخته است؛ برای مثال اشعری برای حل [[تعارض]] [[عقیده]] جبری [[حنابله]] با مسئله [[اختیار]] و نقش [[انسان]] در [[سرنوشت]] خویش به طرح نظریه کسب پرداخت، بر این اساس وی با استناد به [[آیات]] {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که میسازید آفریده است» سوره صافات، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ}}<ref> سوره فاطر، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ}}<ref>سوره نحل، آیه ۲۰.</ref> همه [[افعال]] و [[ارادهها]] را اعم از [[نیک]] و بد به [[اراده الهی]] میداند و نسبت دادن [[بدیها]] را به غیر [[خدا]] در [[حکم]] [[ثنویت]] و [[شرک]] میشمارد؛<ref>الابانة عن اصول الدّیانه، ص۹؛ اللّمع فی الرّد علی اهل الزیغ والبدع، ص۶۹ - ۸۰. </ref> لیکن [[معتقد]] است خدا فاعل [[حقیقی]] عمل و انسان مکتسب آن است؛ امّا در عین حال خود کسب را نیز بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}} مخلوق خدا میداند. <ref>اللمع، ص۷۳. </ref> پس از [[اشعری]]، [[متکلمان]] [[تفاسیر]] دیگری را نیز از کسب ارائه کردند؛<ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۱۲۶ - ۱۳۶. </ref> امّا عدهای از [[دانشمندان]] اشعری آن را مستلزم [[جبر]] دانسته، به چالش کشیدند. <ref> الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۱۴۰ - ۱۵۶. </ref> در بحث [[عدل الهی]]، اشعری بر اساس اصل [[حسن و قبح شرعی]]، [[افعال الهی]] را سراسر [[عدل]] و [[حکمت]] دانسته، معتقد است که معیارهای شناخته شده [[انسانها]] برای عدل بر آن [[صدق]] نمیکنند. در پرتو چنین [[تفسیری]] از عدل وی [[تکلیف ما لایطاق]] را بر [[خداوند]] جایز میداند،<ref> اللمع، ص۱۱۴ - ۱۱۶؛ شرح المواقف الایجی، ج ۸، ص۱۸۱ - ۱۸۴. </ref> چنان که اشعری آیه {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست میگویید نامهای اینان را به من بگویید» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> را مفید جواز [[تکلیف مالایطاق]] میداند؛ زیرا به [[ملائکه]] [[فرمان]] میدهد تا از اسمایی خبر دهند که آنها را نمیدانند و بر آن [[قادر]] نیستند. <ref>اللمع، ص۱۱۲ - ۱۱۳. </ref> | [[پیروان]] [[ابوالحسن اشعری]] اشاعره نام دارند که در برابر عقلگرایی [[معتزله]] و [[ظاهرگرایی]] [[حنابله]] در پی یافتن راهی میانه بودند. ابوالحسن اشعری ابتدا از مدافعان [[اندیشه]] اعتزالی بود که به یکباره از اعتزال روی برتافت <ref>الفهرست، ص۲۳۱؛ وفیات الاعیان، ج ۳، ص۲۸۵. </ref> و با [[سلاح]] عقلگرایی معتزله کوشید تا اندیشههای [[اهل حدیث]] را بر اساس مبانی [[معرفتی]] خویش پالایش کرده، آنها را قابل [[دفاع]] [[عقلانی]] سازد. <ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۲۶ - ۲۸؛ بحوث مع اهل السنّه، ص۱۵۷. </ref> [[اشعری]] در کتاب تفسیری و [[عقیدتی]] «الابانه» [[وفاداری]] خود را به روش احمد بن حنبل ابراز میدارد و در دو کتاب «اللمع و استحسان الخوض فی علم الکلام» این [[عقاید]] را در قالب [[عقلی]] ریخته است؛ برای مثال اشعری برای حل [[تعارض]] [[عقیده]] جبری [[حنابله]] با مسئله [[اختیار]] و نقش [[انسان]] در [[سرنوشت]] خویش به طرح نظریه کسب پرداخت، بر این اساس وی با استناد به [[آیات]] {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که میسازید آفریده است» سوره صافات، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ}}<ref> سوره فاطر، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ}}<ref>سوره نحل، آیه ۲۰.</ref> همه [[افعال]] و [[ارادهها]] را اعم از [[نیک]] و بد به [[اراده الهی]] میداند و نسبت دادن [[بدیها]] را به غیر [[خدا]] در [[حکم]] [[ثنویت]] و [[شرک]] میشمارد؛<ref>الابانة عن اصول الدّیانه، ص۹؛ اللّمع فی الرّد علی اهل الزیغ والبدع، ص۶۹ - ۸۰. </ref> لیکن [[معتقد]] است خدا فاعل [[حقیقی]] عمل و انسان مکتسب آن است؛ امّا در عین حال خود کسب را نیز بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}} مخلوق خدا میداند. <ref>اللمع، ص۷۳. </ref> پس از [[اشعری]]، [[متکلمان]] [[تفاسیر]] دیگری را نیز از کسب ارائه کردند؛<ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۱۲۶ - ۱۳۶. </ref> امّا عدهای از [[دانشمندان]] اشعری آن را مستلزم [[جبر]] دانسته، به چالش کشیدند. <ref> الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۱۴۰ - ۱۵۶. </ref> در بحث [[عدل الهی]]، اشعری بر اساس اصل [[حسن و قبح شرعی]]، [[افعال الهی]] را سراسر [[عدل]] و [[حکمت]] دانسته، معتقد است که معیارهای شناخته شده [[انسانها]] برای عدل بر آن [[صدق]] نمیکنند. در پرتو چنین [[تفسیری]] از عدل وی [[تکلیف ما لایطاق]] را بر [[خداوند]] جایز میداند،<ref> اللمع، ص۱۱۴ - ۱۱۶؛ شرح المواقف الایجی، ج ۸، ص۱۸۱ - ۱۸۴. </ref> چنان که اشعری آیه {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و همه نامها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست میگویید نامهای اینان را به من بگویید» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> را مفید جواز [[تکلیف مالایطاق]] میداند؛ زیرا به [[ملائکه]] [[فرمان]] میدهد تا از اسمایی خبر دهند که آنها را نمیدانند و بر آن [[قادر]] نیستند. <ref>اللمع، ص۱۱۲ - ۱۱۳. </ref> | ||