مقام وراثت پیامبر به چه معناست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۴:۱۰
، ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۲جایگزینی متن - '</ref>. {{پایان جمع شدن}}' به '</ref>. }}'
جز (جایگزینی متن - '{{پرسش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات پرسش' به '{{جعبه اطلاعات پرسش') |
جز (جایگزینی متن - '</ref>. {{پایان جمع شدن}}' به '</ref>. }}') |
||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
«{{عربی|"وَ وَرَثَةِ الاَنبِیاءِ"}} اطلاق این جمله اقتضا دارد که ائمّه {{عم}} وارث همه پیامبران باشند در تمام آنچه ارث بر آن صادق است. از احادیث بسیاری این حقیقتی که اشاره کردیم، استفاده میشود و عناوین ابواب روایات دلالت بر مدّعا دارد؛ مانند عنوان: {{عربی|"بابُ ما عِندَهُم جَمِیعُ عُلُومِ المَلائِکَةِ وَ اَنَّهُم اُعطُوا ما اَعطاهُ الله الاَنبِیاء{{عم}}"}}.<ref>بحار الانوار ۲۶ / ۱۵۹.</ref> که در این باب ۶۳ حدیث آمده که در یازده روایتش به خصوص کلمه ارث آمده است. {{عربی|"بابُ أنَّ عِندَهُم صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِم کُتُبَ الاَنبِیَاء{{عم}} یَقرَؤُنَها عَلَی اختِلافِ لُغاتِها"}}.<ref>همان، ۱۸۰.</ref> که در این باب ۲۷ روایت آمده که در پنج حدیث آن، باز عنوان ارث یافت میشود. بابُ أنَّهُم اَعلَمُ مِنَ الاَنبِیاء {{عم}}. که در این باب ۱۳ روایت آمده که در سه حدیثش واژه وارث به چشم میخورد.<ref>بحار الانوار ۲۶ / ۱۹۴.</ref> {{عربی|"بابُ ما عِندَهُم مِن سَلاحِ رَسُولِ الله وَ آثارِه وَ آثارِ الاَنبِیاء{{عم}}"}}. که در این باب ۴۸ روایت آمده و بیانگر این حقیقت است که طشت قربانی<ref>طشتی در بنی اسرائیل بوده که قربانیهای خود را در آن میگذاردند و آتشی میآمده و آن را میسوزانده که نشانه قبول بوده. بحار الانوار ۹ / ۱۹۲.</ref>، عصای حضرت موسی و پیراهن جناب یوسف و انگشتر حضرت سلمان و سایر موارد مواریث انبیا و مواریث رسول خدا {{صل}} در خدمت حضراتشان میباشد. در اصول کافی کتاب الحجّة نیز به روایاتی که بازگو کننده همین حقیقت است، بر میخوریم که به نقل حدیثی بسنده میکنیم. ابو حمزه ثمالی گوید: شنیدم حضرت صادق {{ع}} میفرمود: {{عربی|"الواح موسی عندنا، و عصا موسی عندنا، و نحن ورثه النبین"}}.<ref>اصول کافی، کتاب الحجّة، باب ما عند الائمّة من آیات الانبیاء {{عم}}، حدیث ۲.</ref> الواح موسی و عصای او پیش ماست و ماییم وارثان پیامبران. لازم به تذکّر است که در این زیارت شریفه سه جمله در این زمینه آمده است: یکی همین جمله {{عربی|"وَرَثَةُ الاَنبِیا"}}. دوم و {{عربی|"مِیراثُ النُّبُوَّةِ عِندَکُم"}}. و سومی {{عربی|"عَندکم ما نزلت به رسله"}}. بعید نیست جمله سوم ناظر به خصوص کتب نازله و علوم حقایقی باشد که به انبیا ارزانی شده، ولی جمله اول و دوم اعمّ است و همه جهات را شامل میشود. عنوان ارث هم دو مرتبه ذکر شده است، شاید در جمله {{عربی|"وَ میراث النُّبوي عندکم"}} ناظر به جهت صدوری است که خود ارث باشد، و در جمله و ورثة النبیاء ناظر به جهت وقوعی است؛ ارث از موّرث به وارث تعلق گرفته و بر او واقع میشود. بنابراین تفاوت دو جمله اعتباری است. ممکن است جمله مِیراث النبوة عندکم ناظر به چیزهایی است که از انبیا به جا مانده است، مانند عصا و انگشتر و پیراهن و غیر اینها. ممکن است یک جمله راجع به علوم و معارف انبیا باشد و جمله دیگر مربوط به آثار و اشیای باقی مانده از آنان. در هر حال این جملات بیانگر مقام بس رفیعی است برای خاندان رسالت {{عم}}، که معلوم میشود همه کمالات علمی و عملی، واقعی و اعتباری همه پیامبران از آدم تا خاتم به عنوان ارث و غیر ارث به این دودمان رسیده است، مگر چیزی که دلیل خاصی آن را استثناء نموده، مانند اصل [[مقام نبوت]] و [[رسالت]]. [[ائمه]]{{عم}} از مواریث سلف که به آنها رسیده است یاد نموده و خصوصیاتش را بازگو میکردهاند. در خصوص اوّلین و آخرین آنان، امیرالمؤمنین{{ع}} و مهدی آل محمّد{{ع}} روایاتی رسیده است که نمونهای از آنها را میآوریم. قال رسول الله {{صل}}: من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه، و الی نوح فی تقواه، و الی ابراهیم فی حلمه، و الی موسی فی هیبته، و الی عیسی فی عبادته فلینظر الی علی بن ابی طالب.<ref>مناقب خوارزمی ۵۰.</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} فرمود: هر کس میخواهد علم و دانایی آدم، تقوا و پرهیزگاری نوح، حلم و بردباری ابراهیم، هیبت و بزرگی موسی و عبادت و بندگی عیسی را ببیند، باید به [[امام علی|علی بن ابیطالب]] {{ع}} بنگرد. این حدیث بیانگر دارا بودن [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} است کمالات باطنی و معنوی پیامبران را. روایت بعد روشنگر داشتن کمالات ظاهری آنان است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: خلق الله علیا فی صورة عشرة انبیاء: جعل راسه کرأس آدم، و وجهه کوجه نوح، و فمه کفم شیث، و انفه کانف شعیب، و بطنه کبطن موسی، و یده کید عیسی و رجله کرجل اسحاق، و ساعده کساعد سلیمان، و وجهه کوجه یوسف، و عینه کعینی، و انا خاتم الانبیاء و علیٌّ وصیی و خلیفّتی من بعدی.<ref>مجمع النورین و ملتقی البحرین ۱۹۱.</ref> خداوند سبحان در امیرالمؤمنین از ده پیامبر نشانی نهاده: سر مبارکش همانند آدم، چهره شریفش مانند نوح، دهان پاکش چون شیث، بینیاش نظیر شعیب، بطن شریفش مثل موسی، دست توانایش همانند عیسی، پای پایدارش چونان اسحاق، و فاصله میان مچ ت آرنجش چون سلیمان، و زیبایی رخسارش مانند یوسف، و دیده و چشم حقبینش همانند دیدگان من که پیامبر آخرالزمان هستم و علیّ وصیّ و خلیفه بعد از من است» <ref>ر. ک. [[سید مجتبی بحرینی|بحرینی، سید مجتبی]]، [[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]؛ ص:۱۴۱ تا ۱۴۴.</ref>. | «{{عربی|"وَ وَرَثَةِ الاَنبِیاءِ"}} اطلاق این جمله اقتضا دارد که ائمّه {{عم}} وارث همه پیامبران باشند در تمام آنچه ارث بر آن صادق است. از احادیث بسیاری این حقیقتی که اشاره کردیم، استفاده میشود و عناوین ابواب روایات دلالت بر مدّعا دارد؛ مانند عنوان: {{عربی|"بابُ ما عِندَهُم جَمِیعُ عُلُومِ المَلائِکَةِ وَ اَنَّهُم اُعطُوا ما اَعطاهُ الله الاَنبِیاء{{عم}}"}}.<ref>بحار الانوار ۲۶ / ۱۵۹.</ref> که در این باب ۶۳ حدیث آمده که در یازده روایتش به خصوص کلمه ارث آمده است. {{عربی|"بابُ أنَّ عِندَهُم صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِم کُتُبَ الاَنبِیَاء{{عم}} یَقرَؤُنَها عَلَی اختِلافِ لُغاتِها"}}.<ref>همان، ۱۸۰.</ref> که در این باب ۲۷ روایت آمده که در پنج حدیث آن، باز عنوان ارث یافت میشود. بابُ أنَّهُم اَعلَمُ مِنَ الاَنبِیاء {{عم}}. که در این باب ۱۳ روایت آمده که در سه حدیثش واژه وارث به چشم میخورد.<ref>بحار الانوار ۲۶ / ۱۹۴.</ref> {{عربی|"بابُ ما عِندَهُم مِن سَلاحِ رَسُولِ الله وَ آثارِه وَ آثارِ الاَنبِیاء{{عم}}"}}. که در این باب ۴۸ روایت آمده و بیانگر این حقیقت است که طشت قربانی<ref>طشتی در بنی اسرائیل بوده که قربانیهای خود را در آن میگذاردند و آتشی میآمده و آن را میسوزانده که نشانه قبول بوده. بحار الانوار ۹ / ۱۹۲.</ref>، عصای حضرت موسی و پیراهن جناب یوسف و انگشتر حضرت سلمان و سایر موارد مواریث انبیا و مواریث رسول خدا {{صل}} در خدمت حضراتشان میباشد. در اصول کافی کتاب الحجّة نیز به روایاتی که بازگو کننده همین حقیقت است، بر میخوریم که به نقل حدیثی بسنده میکنیم. ابو حمزه ثمالی گوید: شنیدم حضرت صادق {{ع}} میفرمود: {{عربی|"الواح موسی عندنا، و عصا موسی عندنا، و نحن ورثه النبین"}}.<ref>اصول کافی، کتاب الحجّة، باب ما عند الائمّة من آیات الانبیاء {{عم}}، حدیث ۲.</ref> الواح موسی و عصای او پیش ماست و ماییم وارثان پیامبران. لازم به تذکّر است که در این زیارت شریفه سه جمله در این زمینه آمده است: یکی همین جمله {{عربی|"وَرَثَةُ الاَنبِیا"}}. دوم و {{عربی|"مِیراثُ النُّبُوَّةِ عِندَکُم"}}. و سومی {{عربی|"عَندکم ما نزلت به رسله"}}. بعید نیست جمله سوم ناظر به خصوص کتب نازله و علوم حقایقی باشد که به انبیا ارزانی شده، ولی جمله اول و دوم اعمّ است و همه جهات را شامل میشود. عنوان ارث هم دو مرتبه ذکر شده است، شاید در جمله {{عربی|"وَ میراث النُّبوي عندکم"}} ناظر به جهت صدوری است که خود ارث باشد، و در جمله و ورثة النبیاء ناظر به جهت وقوعی است؛ ارث از موّرث به وارث تعلق گرفته و بر او واقع میشود. بنابراین تفاوت دو جمله اعتباری است. ممکن است جمله مِیراث النبوة عندکم ناظر به چیزهایی است که از انبیا به جا مانده است، مانند عصا و انگشتر و پیراهن و غیر اینها. ممکن است یک جمله راجع به علوم و معارف انبیا باشد و جمله دیگر مربوط به آثار و اشیای باقی مانده از آنان. در هر حال این جملات بیانگر مقام بس رفیعی است برای خاندان رسالت {{عم}}، که معلوم میشود همه کمالات علمی و عملی، واقعی و اعتباری همه پیامبران از آدم تا خاتم به عنوان ارث و غیر ارث به این دودمان رسیده است، مگر چیزی که دلیل خاصی آن را استثناء نموده، مانند اصل [[مقام نبوت]] و [[رسالت]]. [[ائمه]]{{عم}} از مواریث سلف که به آنها رسیده است یاد نموده و خصوصیاتش را بازگو میکردهاند. در خصوص اوّلین و آخرین آنان، امیرالمؤمنین{{ع}} و مهدی آل محمّد{{ع}} روایاتی رسیده است که نمونهای از آنها را میآوریم. قال رسول الله {{صل}}: من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه، و الی نوح فی تقواه، و الی ابراهیم فی حلمه، و الی موسی فی هیبته، و الی عیسی فی عبادته فلینظر الی علی بن ابی طالب.<ref>مناقب خوارزمی ۵۰.</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} فرمود: هر کس میخواهد علم و دانایی آدم، تقوا و پرهیزگاری نوح، حلم و بردباری ابراهیم، هیبت و بزرگی موسی و عبادت و بندگی عیسی را ببیند، باید به [[امام علی|علی بن ابیطالب]] {{ع}} بنگرد. این حدیث بیانگر دارا بودن [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} است کمالات باطنی و معنوی پیامبران را. روایت بعد روشنگر داشتن کمالات ظاهری آنان است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: خلق الله علیا فی صورة عشرة انبیاء: جعل راسه کرأس آدم، و وجهه کوجه نوح، و فمه کفم شیث، و انفه کانف شعیب، و بطنه کبطن موسی، و یده کید عیسی و رجله کرجل اسحاق، و ساعده کساعد سلیمان، و وجهه کوجه یوسف، و عینه کعینی، و انا خاتم الانبیاء و علیٌّ وصیی و خلیفّتی من بعدی.<ref>مجمع النورین و ملتقی البحرین ۱۹۱.</ref> خداوند سبحان در امیرالمؤمنین از ده پیامبر نشانی نهاده: سر مبارکش همانند آدم، چهره شریفش مانند نوح، دهان پاکش چون شیث، بینیاش نظیر شعیب، بطن شریفش مثل موسی، دست توانایش همانند عیسی، پای پایدارش چونان اسحاق، و فاصله میان مچ ت آرنجش چون سلیمان، و زیبایی رخسارش مانند یوسف، و دیده و چشم حقبینش همانند دیدگان من که پیامبر آخرالزمان هستم و علیّ وصیّ و خلیفه بعد از من است» <ref>ر. ک. [[سید مجتبی بحرینی|بحرینی، سید مجتبی]]، [[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]؛ ص:۱۴۱ تا ۱۴۴.</ref>. | ||
}} | |||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۸۰: | خط ۸۰: | ||
::::::'''نورٌ على نور:''' {{متن قرآن|اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لّا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>سوره نور، آیه ۳۵</ref>. همراه هر امام، نور ایشان هم میآید، اما با رفتن ظاهری امام، نور آن حضرت از بین نمیرود و نور امام قبلی به نور امام بعد افزوده میشود: نورٌ على نور. این نورها بدون تماس زمانی، مکانی و جسمی میتوانند شعلهها را در قلبها برافروزند و شمعهای خاموش وجود انسانها را روشن کنند. حضرت امیر {{ع}} فرمودند: {{عربی|حُبُّ اَللَّهِ نَارٌ لاَ يَمُرُّ عَلَى شَيْءٍ إِلاَّ احْتَرَقَ}}<ref>مصباح الشریعه، ص ۱۹۲</ref> حتی اگر هیچ اتصال حضوری نباشد، اما این نور آنچنان دل را میسوزاند و لهیب آتش را برمیافروزد که هیچ چیز دیگری بر این دل کارگر نمیافتد. بنابراین، [[ائمه]] {{عم}}، هم از جهت حرکت در جهت اهداف انبیا {{عم}} که توضیح آن بیان شد و هم از جهت آشتی دادن مردم با خدا، ورثه [[انبیا]] {{عم}} هستند» <ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱ ص: ۷۹ تا ۸۱.</ref>. | ::::::'''نورٌ على نور:''' {{متن قرآن|اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لّا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>سوره نور، آیه ۳۵</ref>. همراه هر امام، نور ایشان هم میآید، اما با رفتن ظاهری امام، نور آن حضرت از بین نمیرود و نور امام قبلی به نور امام بعد افزوده میشود: نورٌ على نور. این نورها بدون تماس زمانی، مکانی و جسمی میتوانند شعلهها را در قلبها برافروزند و شمعهای خاموش وجود انسانها را روشن کنند. حضرت امیر {{ع}} فرمودند: {{عربی|حُبُّ اَللَّهِ نَارٌ لاَ يَمُرُّ عَلَى شَيْءٍ إِلاَّ احْتَرَقَ}}<ref>مصباح الشریعه، ص ۱۹۲</ref> حتی اگر هیچ اتصال حضوری نباشد، اما این نور آنچنان دل را میسوزاند و لهیب آتش را برمیافروزد که هیچ چیز دیگری بر این دل کارگر نمیافتد. بنابراین، [[ائمه]] {{عم}}، هم از جهت حرکت در جهت اهداف انبیا {{عم}} که توضیح آن بیان شد و هم از جهت آشتی دادن مردم با خدا، ورثه [[انبیا]] {{عم}} هستند» <ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱ ص: ۷۹ تا ۸۱.</ref>. | ||
}} | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||