مقام امانت الهی به چه معناست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۶:۴۰
، ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۲جایگزینی متن - '.</ref> ::::::' به '.</ref> '
جز (جایگزینی متن - '}} {{پاسخ پرسش' به '}} {{پاسخ پرسش') |
جز (جایگزینی متن - '.</ref> ::::::' به '.</ref> ') |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
::::# محافظت بر شئونات ائمه و شخصیّت آن حضرات، در افعال، اقوال، صفات و مبانی اعتقادی به گونهای باشد که موجب خدشه بر آنان نشود. از این رو در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: {{عربی|"کونوا لنا زیناً و لا تکونوا علینا شیناً"}}<ref>الأمالی، شیخ صدوق: ۴۸۴، حدیث ۶۵۷، بحار الأنوار: ۶۵ / ۱۵۱، حدیث ۶.</ref> برای ما زینت و مایۀ افتخار ما باشید، نه این که باعث سرافکندگی ما نزد دشمنان ما باشید. و در روایت دیگری زید شحّام گوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: ای زید! با مردم (اهل سنت) با آداب آنان معاشرت کنید، در مساجد آنان نماز بخوانید، از بیمارانشان عیادت کنید، بر جنازههایشان حاضر شوید. اگر توانستید که پیش نماز آنان باشید و اذان گوی ایشان شوید، پس این کار را انجام دهید؛ زیرا وقتی شما چنین رفتار کنید آنان میگویند: اینان شیعیان جعفری مذهباند، رحمت خداوند بر جعفر بن محمّد باد که چه نیکو اصحاب خود را تربیت میکند و چون این رفتارهای شایسته را ترک گویید با خود میگویند: اینان شیعیان جعفریاند، خداوند او را جزا دهد که اصحاب خود را چه بد پرورش داده است.<ref>{{عربی|یا زید! خالقوا الناس بأخلاقهم، صلّوا فی مساجدهم، و عودوا مرضاهم، و اشهدوا جنائزهم، و إن استطعتم أن تکونوا الأئمّة و المؤذنین فافعلوا، فإنّکم إذا فعلتم ذلک قالوا: هؤلاء الجعفریة، رحم الله جعفراً، ما کان أحسن ما یؤدّب أصحابه، و إذا ترکتم ذلک قالوا: هؤلاء الجعفریة، فعل الله بجعفر، ما کان أسوأ ما یؤدّب أصحابه}}؛ من لا یحضره الفقیه: ۱ / ۳۸۳، حدیث ۱۱۲۸، وسائل الشیعه: ۸ / ۴۳۰، حدیث ۱.</ref> | ::::# محافظت بر شئونات ائمه و شخصیّت آن حضرات، در افعال، اقوال، صفات و مبانی اعتقادی به گونهای باشد که موجب خدشه بر آنان نشود. از این رو در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: {{عربی|"کونوا لنا زیناً و لا تکونوا علینا شیناً"}}<ref>الأمالی، شیخ صدوق: ۴۸۴، حدیث ۶۵۷، بحار الأنوار: ۶۵ / ۱۵۱، حدیث ۶.</ref> برای ما زینت و مایۀ افتخار ما باشید، نه این که باعث سرافکندگی ما نزد دشمنان ما باشید. و در روایت دیگری زید شحّام گوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: ای زید! با مردم (اهل سنت) با آداب آنان معاشرت کنید، در مساجد آنان نماز بخوانید، از بیمارانشان عیادت کنید، بر جنازههایشان حاضر شوید. اگر توانستید که پیش نماز آنان باشید و اذان گوی ایشان شوید، پس این کار را انجام دهید؛ زیرا وقتی شما چنین رفتار کنید آنان میگویند: اینان شیعیان جعفری مذهباند، رحمت خداوند بر جعفر بن محمّد باد که چه نیکو اصحاب خود را تربیت میکند و چون این رفتارهای شایسته را ترک گویید با خود میگویند: اینان شیعیان جعفریاند، خداوند او را جزا دهد که اصحاب خود را چه بد پرورش داده است.<ref>{{عربی|یا زید! خالقوا الناس بأخلاقهم، صلّوا فی مساجدهم، و عودوا مرضاهم، و اشهدوا جنائزهم، و إن استطعتم أن تکونوا الأئمّة و المؤذنین فافعلوا، فإنّکم إذا فعلتم ذلک قالوا: هؤلاء الجعفریة، رحم الله جعفراً، ما کان أحسن ما یؤدّب أصحابه، و إذا ترکتم ذلک قالوا: هؤلاء الجعفریة، فعل الله بجعفر، ما کان أسوأ ما یؤدّب أصحابه}}؛ من لا یحضره الفقیه: ۱ / ۳۸۳، حدیث ۱۱۲۸، وسائل الشیعه: ۸ / ۴۳۰، حدیث ۱.</ref> | ||
آری خداوند متعال تضمین کرده که [[ائمه]] {{عم}} را از نظر شخصیت حفظ کند؛ همچنانی که قرآن محفوظ است و هیچ کسی نتوانسته نسبت به قرآن مجید ایراد منطقی قابل بحث بگیرد. نخستین کسی که در تاریخ اسلام شخصیت [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} را قبل از ائمه {{عم}} هدف قرار دد و خواست شخصیت آن بزرگواران را از بین ببرد، معاویه بود. او دستور داد [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را لعن کنند و نسبتهای دروغ به [[ائمه]] {{عم}} در زمان امویان توسط معاویه باب شد. امّا بزرگان امویان تصریح کردهاند که هر چه ما به اینان بد گفتیم اینها بیشتر عزیز و بزرگ شدند. از این رو معاویه تصمیم گرفت آن بزرگواران را به شهادت برساند، و این بود که حضرت امیر {{ع}} را با همکاری خوارج به شهادت رساندند. همین طور برای به شهادت رساندن [[امام حسن|امام حسن مجتبی]] و [[امام حسین|سیّد الشهداء]] {{عم}} هر کدام جداگانه طرحی ریخت و هر دو فرقۀ خوارج و امویان با هم همکاری کردند. خلاصه، خداوند متعال شخصیت [[ائمه]] اطهار {{عم}} را چنان حفظ کرده که احدی نمیتواند تا روز قیامت کمترین خدشهای وارد کند. البتّه حضرت امیر، [[امام حسن|امام حسن مجتبی]] و [[امام حسین|سیّد الشهداء]] {{عم}} امویان را مفتضح و رسوا کردند که عمل هر سه بزرگوار مکمّل هم دیگر بود و نه تنها در کیان بنی امیه؛ بلکه در کیان قبل از بنی امیه که آنان را سرکار آورده بودند، تزلزل شد. از این رو دشمنان [[اهل بیت]] {{عم}} هم اکنون نیز با عزاداری سیّد الشهداء مبارزه میکنند و میگویند: اقامۀ عزا بر سیّد الشهداء {{ع}} موجب لعن بنی امیه و معاویه میگردد و اگر باب لعن معاویه باز شد، لعن، به ما فوق وی نیز سرایت میکند. پس حفظ عزاداری [[امام حسین]] {{ع}} جزء وظایف ماست. | |||
::::::باب آزمایش: {{عربی|وَ البَابُ المُبتَلَی بِهِ النَّاسُ مَن أتَاکُم نَجا وَ مَن لَم یَاتِکُم هَلَکَ}}<ref>و شما دروازه آزمایش مردم هستید، کسی که به سوی شما آمد نجات یافت و آن که نیامد نابود شد.</ref>. ابتلا یعنی امتحان. راغب اصفهانی میگوید: {{عربی|بلوته: أختبرته}}. سپس میگوید: {{عربی|إذا قیل: ابتلی فلان کذا و أبلاه، فذلک یتضمّن أمرین}}: {{عربی|أحدهما: تعرّف حاله و الوقوف علی ما یجهل من أمره}}. {{عربی|و الثانی: ظهور جودته ورَداءته}}. {{عربی|و ربما قصد به الأمران و ربما یقصد به أحدهما}}. {{عربی|فإذا قیل فی الله تعالی بلا کذا، أو أبلاه، فلیس المراد إلّا ظهور جودته ورداءته دون التعرف لحاله.... إذا کان الله علّام الغیوب، و علی هذا قوله عزّوجل: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ}}<ref>سوره بقره آیه۱۲۴.</ref>}}.<ref>مفردات غریب القرآن: ۶۱.</ref> و معنای باب معروف است که به محلّ دخول به مکانی مثل خانه، و به چیزی که وسیلۀ رسیدن به علم است نیز باب میگویند» <ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۳ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۳، ص۷۰ تا ۷۵.</ref>. | ::::::باب آزمایش: {{عربی|وَ البَابُ المُبتَلَی بِهِ النَّاسُ مَن أتَاکُم نَجا وَ مَن لَم یَاتِکُم هَلَکَ}}<ref>و شما دروازه آزمایش مردم هستید، کسی که به سوی شما آمد نجات یافت و آن که نیامد نابود شد.</ref>. ابتلا یعنی امتحان. راغب اصفهانی میگوید: {{عربی|بلوته: أختبرته}}. سپس میگوید: {{عربی|إذا قیل: ابتلی فلان کذا و أبلاه، فذلک یتضمّن أمرین}}: {{عربی|أحدهما: تعرّف حاله و الوقوف علی ما یجهل من أمره}}. {{عربی|و الثانی: ظهور جودته ورَداءته}}. {{عربی|و ربما قصد به الأمران و ربما یقصد به أحدهما}}. {{عربی|فإذا قیل فی الله تعالی بلا کذا، أو أبلاه، فلیس المراد إلّا ظهور جودته ورداءته دون التعرف لحاله.... إذا کان الله علّام الغیوب، و علی هذا قوله عزّوجل: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ}}<ref>سوره بقره آیه۱۲۴.</ref>}}.<ref>مفردات غریب القرآن: ۶۱.</ref> و معنای باب معروف است که به محلّ دخول به مکانی مثل خانه، و به چیزی که وسیلۀ رسیدن به علم است نیز باب میگویند» <ref>ر. ک. [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[با پیشوایان هدایتگر ج۳ (کتاب)|با پیشوایان هدایتگر]]؛ ج۳، ص۷۰ تا ۷۵.</ref>. | ||