←نزاهت انبیا از شک
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
ممکن است برخی [[آیات]] در نگاه ابتدایی این توهم را پدید آورد که انبیا دچار شک میشدند؛ ولی با [[تأمل]] در آیات دیگر و نیز [[روایات]] پی خواهیم برد انبیا از هر شکی منزه بودهاند؛ برای نمونه، [[شک]] ظاهری [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}هنگام [[احتجاج]] با [[مشرکان]] و جستوجوی خدا {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بتها را به خدایی میگزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری مییابم. و اینگونه ما گستره آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمایانیم و (چنین میکنیم) تا از باورداران گردد. و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم. آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بیگمان از گروه گمراهان خواهم بود. هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بیزارم. من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۴-۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعدهای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بیگمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> یا شک ظاهری آن [[حضرت]] در [[معاد]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref> قطعاً همانند شک یک جستوجوگر ساده نبوده،<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۱۰، ص۲۶.</ref> زیرا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در پاسخ به [[اعتراض]] برخی [[مسلمانان]] ظاهربین نسبت به [[ابراهیم]]{{ع}}دیگران را سزاوارتر به شک و [[شبهه]] دانست،<ref>جامع البیان، ج۳، ص۳۴؛ تنزیه الانبیاء، ص۳۹.</ref> از اینرو که آن حضرت در پی وصول به [[حقالیقین]] بوده؛ یعنی مرتبهای که هیچ گونه [[اشتباه]] و شکی بدان راه ندارد. <ref> المیزان، ج۱۹، ص۱۴۰.</ref> [[امام موسی کاظم]]{{ع}} نیز در این باره فرمود: [[ابراهیم]] به [[راستی]] [[مؤمن]] بود و میخواست بر ایمانش افزوده شود. [[شک]] در جایی است که [[یقین]] نباشد و چون یقین آمد [[شک]] روا نیست. <ref>الکافی، ج۲، ص۳۹۹.</ref> | ممکن است برخی [[آیات]] در نگاه ابتدایی این توهم را پدید آورد که انبیا دچار شک میشدند؛ ولی با [[تأمل]] در آیات دیگر و نیز [[روایات]] پی خواهیم برد انبیا از هر شکی منزه بودهاند؛ برای نمونه، [[شک]] ظاهری [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}هنگام [[احتجاج]] با [[مشرکان]] و جستوجوی خدا {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بتها را به خدایی میگزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری مییابم. و اینگونه ما گستره آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمایانیم و (چنین میکنیم) تا از باورداران گردد. و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم. آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بیگمان از گروه گمراهان خواهم بود. هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگتر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بیزارم. من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۴-۷۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ}}<ref>«و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز بنا به وعدهای نبود که به وی داده بود و چون بر او آشکار گشت که وی دشمن خداوند است از وی دوری جست؛ بیگمان ابراهیم دردمندی بردبار بود» سوره توبه، آیه ۱۱۴.</ref> یا شک ظاهری آن [[حضرت]] در [[معاد]] {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref> قطعاً همانند شک یک جستوجوگر ساده نبوده،<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۱۰، ص۲۶.</ref> زیرا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در پاسخ به [[اعتراض]] برخی [[مسلمانان]] ظاهربین نسبت به [[ابراهیم]]{{ع}}دیگران را سزاوارتر به شک و [[شبهه]] دانست،<ref>جامع البیان، ج۳، ص۳۴؛ تنزیه الانبیاء، ص۳۹.</ref> از اینرو که آن حضرت در پی وصول به [[حقالیقین]] بوده؛ یعنی مرتبهای که هیچ گونه [[اشتباه]] و شکی بدان راه ندارد. <ref> المیزان، ج۱۹، ص۱۴۰.</ref> [[امام موسی کاظم]]{{ع}} نیز در این باره فرمود: [[ابراهیم]] به [[راستی]] [[مؤمن]] بود و میخواست بر ایمانش افزوده شود. [[شک]] در جایی است که [[یقین]] نباشد و چون یقین آمد [[شک]] روا نیست. <ref>الکافی، ج۲، ص۳۹۹.</ref> | ||
در ظاهر برخی [[آیات]] نیز، ضمن مخاطب قرار دادنِ [[پیامبر]]{{صل}}، او را از [[شک و تردید]] در [[صدق]] ادعای خود با وجود [[ادله]] روشن بر آن {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند» سوره هود، آیه ۱۷.</ref> و نیز از شک در لقای [[پروردگار]] در [[قیامت]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref>«و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم» سوره سجده، آیه ۲۳.</ref> <ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۶۵.</ref> [[نهی]] کرده است؛ برای نمونه به آن [[حضرت]] خطاب شده اگر در آنچه نازل شده تردید دارد، از آشنایان با [[کتاب آسمانی]] بپرسد و در پایان [[آیه]] ضمن هشدار، او را از قرار گرفتن در شمار تردیدکنندگان برحذر میدارد: {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«پس اگر در برخی از آنچه به سوی تو فرو فرستادهایم شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را میخواندند بپرس، به راستی حق از سوی پروردگارت نزد تو آمده است پس هرگز از دودلان مباش!» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref> مخاطب آیه گرچه [[رسول اکرم]]{{صل}}است، مراد، دیگراناند؛ زیرا به فرموده [[امام صادق]]{{ع}} خطابات [[قرآن]] از باب {{عربی"اياك أعني واسمعي يا جاره"}}<ref>الکافی، ج۲، ص۶۳۱؛ بحار الانوار، ج۹، ص۲۲۲.</ref>اند. افزون بر اینکه جمله شرطیه همیشه دلیل بر احتمال وجود شک نیست، بلکه گاهی فرض و تقدیر و برای تأکید یا برای بیان قانونی کلی است؛<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۷، ص۳۰۰؛ المنیر، ج۱۱، ص۲۶۴.</ref> برای نمونه آیه {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا}}<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی!» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref> خطاب به رسول اکرم{{صل}}فرموده: اگر یکی از [[والدین]] یا هر دو نزد تو به [[پیری]] رسیدند به آنان {{متن قرآن|أُفٍّ}} (سخنی که نشاندهنده گرفتگی و وجود تنگنا باشد) <ref>منهج الصادقین، ج۵، ص۲۶۶؛ التحریر و التنویر، ج۱۴، ص۵۶. </ref> مگو و آنان را از خود مران، با اینکه آن حضرت پیش از [[تولد]]، پدرش و در دوران [[طفولیت]] مادرش را از دست داده بود و با این حال، [[حکم]] [[احترام به پدر و مادر]] همچون قانونی کلی بیان شده است، هر چند مخاطب آن ظاهراً پیامبر{{صل}} است. <ref> نمونه، ج۸، ص۳۸۳.</ref> برپایه روایتی، [[پیامبر]] با اشاره به [[آیه]] یادشده فرموده نه هیچگاه [[شک]] کردم و نه هیچگاه از [[اهل کتاب]] [درباره [[حقانیت]] [[وحی]] بر خود] چیزی پرسیدم. <ref> الاتقان، ج۳، ص۱۱۳ - ۱۱۴؛ جامع البیان، ج۱۱، ص۱۱۵ - ۱۱۶.</ref> افزون بر اینها، آیاتی از [[قرآن کریم]] {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَى عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى }}<ref>«دل، آنچه میدید، دروغ نگفت، پس آیا شما با او در آنچه میبیند، بگو- مگو میکنید؟ و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود. کنار درخت سدری که در واپسین جای است که نزد آن بوستانسراست هنگامی که آن درخت سدر را فرو پوشاند، آنچه فرو پوشاند. چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید. بیگمان برخی از نشانههای بزرگ پروردگارش را دیده است» سوره نجم، آیه ۱۱-۱۸.</ref> بر [[ادراک]] و دریافت [[شهودی]] وحی <ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۹.</ref> از سوی آن [[حضرت]] دلالت دارند که در این گونه [[آگاهی]] هیچ شکی راه نمییابد. | در ظاهر برخی [[آیات]] نیز، ضمن مخاطب قرار دادنِ [[پیامبر]]{{صل}}، او را از [[شک و تردید]] در [[صدق]] ادعای خود با وجود [[ادله]] روشن بر آن {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند» سوره هود، آیه ۱۷.</ref> و نیز از شک در لقای [[پروردگار]] در [[قیامت]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref>«و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم» سوره سجده، آیه ۲۳.</ref> <ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۶۵.</ref> [[نهی]] کرده است؛ برای نمونه به آن [[حضرت]] خطاب شده اگر در آنچه نازل شده تردید دارد، از آشنایان با [[کتاب آسمانی]] بپرسد و در پایان [[آیه]] ضمن هشدار، او را از قرار گرفتن در شمار تردیدکنندگان برحذر میدارد: {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«پس اگر در برخی از آنچه به سوی تو فرو فرستادهایم شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را میخواندند بپرس، به راستی حق از سوی پروردگارت نزد تو آمده است پس هرگز از دودلان مباش!» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref> مخاطب آیه گرچه [[رسول اکرم]]{{صل}}است، مراد، دیگراناند؛ زیرا به فرموده [[امام صادق]]{{ع}} خطابات [[قرآن]] از باب {{عربی|"اياك أعني واسمعي يا جاره"}}<ref>الکافی، ج۲، ص۶۳۱؛ بحار الانوار، ج۹، ص۲۲۲.</ref>اند. افزون بر اینکه جمله شرطیه همیشه دلیل بر احتمال وجود شک نیست، بلکه گاهی فرض و تقدیر و برای تأکید یا برای بیان قانونی کلی است؛<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۷، ص۳۰۰؛ المنیر، ج۱۱، ص۲۶۴.</ref> برای نمونه آیه {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا}}<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی!» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref> خطاب به رسول اکرم{{صل}}فرموده: اگر یکی از [[والدین]] یا هر دو نزد تو به [[پیری]] رسیدند به آنان {{متن قرآن|أُفٍّ}} (سخنی که نشاندهنده گرفتگی و وجود تنگنا باشد) <ref>منهج الصادقین، ج۵، ص۲۶۶؛ التحریر و التنویر، ج۱۴، ص۵۶. </ref> مگو و آنان را از خود مران، با اینکه آن حضرت پیش از [[تولد]]، پدرش و در دوران [[طفولیت]] مادرش را از دست داده بود و با این حال، [[حکم]] [[احترام به پدر و مادر]] همچون قانونی کلی بیان شده است، هر چند مخاطب آن ظاهراً پیامبر{{صل}} است. <ref> نمونه، ج۸، ص۳۸۳.</ref> برپایه روایتی، [[پیامبر]] با اشاره به [[آیه]] یادشده فرموده نه هیچگاه [[شک]] کردم و نه هیچگاه از [[اهل کتاب]] [درباره [[حقانیت]] [[وحی]] بر خود] چیزی پرسیدم. <ref> الاتقان، ج۳، ص۱۱۳ - ۱۱۴؛ جامع البیان، ج۱۱، ص۱۱۵ - ۱۱۶.</ref> افزون بر اینها، آیاتی از [[قرآن کریم]] {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَى عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى }}<ref>«دل، آنچه میدید، دروغ نگفت، پس آیا شما با او در آنچه میبیند، بگو- مگو میکنید؟ و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود. کنار درخت سدری که در واپسین جای است که نزد آن بوستانسراست هنگامی که آن درخت سدر را فرو پوشاند، آنچه فرو پوشاند. چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید. بیگمان برخی از نشانههای بزرگ پروردگارش را دیده است» سوره نجم، آیه ۱۱-۱۸.</ref> بر [[ادراک]] و دریافت [[شهودی]] وحی <ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۹.</ref> از سوی آن [[حضرت]] دلالت دارند که در این گونه [[آگاهی]] هیچ شکی راه نمییابد. | ||
بر پایه برخی [[روایات]] [[شیعی]]، [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از شک در [[معارف دینی]] منزهاند. <ref>الکافی، ج ۲، ص۴۰۰؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۵۱؛ بحارالانوار، ج ۱۹، ص۲۸۷.</ref> در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} «[[رجس]]» که در آیه {{متن قرآن| إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> از [[اهلبیت]]{{عم}} [[نفی]] شده به شک [[تفسیر]] شده است. <ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۳۵، ص۲۰۸.</ref> به گفته برخی، از آن جهت که رجس و [[پلیدی]] سبب شک است، برای [[مبالغه]] در سببیت به کار رفته و گویا سبب عین مسبب است. <ref>شرح اصول کافی، ج۶، ص۱۱۵.</ref> تفسیر یادشده از باب بیان مصداق نیز میتواند باشد؛ زیرا «رجس» و نیز «[[رجز]]»، هر پلیدی، اعم از [[معرفتی]] و عملی را شامل میشود و در این روایات، [[پلیدی]] معرفتی (شک) از [[اهل بیت]]{{عم}}نفی شده است.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | بر پایه برخی [[روایات]] [[شیعی]]، [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از شک در [[معارف دینی]] منزهاند. <ref>الکافی، ج ۲، ص۴۰۰؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۵۱؛ بحارالانوار، ج ۱۹، ص۲۸۷.</ref> در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} «[[رجس]]» که در آیه {{متن قرآن| إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> از [[اهلبیت]]{{عم}} [[نفی]] شده به شک [[تفسیر]] شده است. <ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۳۵، ص۲۰۸.</ref> به گفته برخی، از آن جهت که رجس و [[پلیدی]] سبب شک است، برای [[مبالغه]] در سببیت به کار رفته و گویا سبب عین مسبب است. <ref>شرح اصول کافی، ج۶، ص۱۱۵.</ref> تفسیر یادشده از باب بیان مصداق نیز میتواند باشد؛ زیرا «رجس» و نیز «[[رجز]]»، هر پلیدی، اعم از [[معرفتی]] و عملی را شامل میشود و در این روایات، [[پلیدی]] معرفتی (شک) از [[اهل بیت]]{{عم}}نفی شده است.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||