شک در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۰۹۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۲۲
خط ۶۲: خط ۶۲:


==درمان [[شک]]==
==درمان [[شک]]==
با توجه به خاستگاه شک، راه درمان و [[مبارزه]] با آن متفاوت است: [[شک]] اگر خاستگاهی [[معرفتی]] داشته باشد، با توجه به موضوع آن با ابزاری متناسب با آن، مانند مطالعه [[حسی]] و [[تجربی]]، [[اعتماد]] بر [[عقل سلیم]] و تکیه نکردنِ صرف بر طرق حسی [[شناخت]] و نیز [[روشنگری]] باید درمان شود؛ برای مثال، [[قرآن کریم]] شک در وجود [[خدا]] را با مطالعه پدیده‌ها و [[وابستگی]] وجودی‌آنها به خدا زوال‌پذیر می‌داند ([[ابراهیم]] / ۱۴، ۱۰) <ref>نک: التبیان، ج۶، ص۲۷۹؛ المیزان، ج۱۲، ص۲۷.</ref> یا می‌فرماید شک درباره [[قرآن]] را با [[تأمل]] در [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و [[انسجام]] مطالب آن بزدایید <ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۲، ص۲۶۶؛ التحریر و التنویر، ج۱، ص۲۱ - ۲۲؛ نمونه، ج۱، ص۶۵.</ref> و شک در برخی امور را با [[اقامه برهان]] حسی و شواهد [[تاریخی]] برمی‌دارد. (ابراهیم / ۱۴، ۹) شک درباره امکان [[حیات]] پس از [[مرگ]] با وجود [[مشاهده]] حسی آن در عالم [[طبیعت]] را نیز شگفت‌آور می‌داند (انعام / ۶، ۲؛ ق / ۵۰، ۱۵) و در [[آیات]] ۴۳ - ۵۵ [[سوره الرحمن]] / ۵۵ یادآور شده تأمل در پیدایش [[نظام]] [[بدیع]] و [[تدبیر]] آن و نیز تأمل در [[تاریخ]] [[اقوام]] پیشین جایی برای شک نمی‌گذارد که همه [[نعمت‌ها]] از سوی خدایند <ref>نک: المیزان، ج۱۹، ص۵۰. </ref> یا مثلاً روشنگری در باره شمار خازنان [[دوزخ]] را سبب [[یقین]] [[اهل کتاب]] و [[مؤمنان]] و رفع تردید آنان در [[حقانیت]] گزارش خود در این باره می‌داند. (مدثّر / ۷۴، ۳۱) اگر شک خاستگاهی [[روانی]] داشته و ناشی از [[انحراف]] [[دل]] و [[کوری]] [[باطن]] باشد، از طریق [[معنویات]]، مانند [[تقوا]] و [[دوری از گناه]] و کارهای خوب و [[پسندیده]] می‌توان با شک به مبارزه برخاست؛<ref>نیز نک: از شک تا یقین، ص۱۷۰ - ۱۷۳.</ref> برای نمونه، حواریان [[حضرت عیسی]]{{ع}}علت درخواست [[مائده]] آسمانی از آن [[حضرت]] را دستیابی به [[علم یقینی]] در [[صدق]] گفته‌های ایشان دانستند تا نزد [[بنی‌اسرائیل]] نیز به آن [[گواهی]] دهند. ([[مائده]] / ۵، ۱۱۲ - ۱۱۳) در موضوعات خارجی می‌توان با تمهیدات و به‌کارگیری ابزار مناسب از [[شک]] [[پیشگیری]] کرد؛ برای نمونه، [[قرآن]] به [[مؤمنان]] توصیه کرده برای اینکه درباره جزئیات قراردادهایتان به [[شک و تردید]] نیفتید، سند مکتوب تنظیم کنید (بقره / ۲، ۲۸۲)، یا فرموده: اگر خواستید شک خود را در باره [[صداقت]] [[گواهان]] غیر همکیش خود در [[وصیت]] یکی از [[درگذشتگان]] خود بزدایید، از راه [[سوگند]] دادن آنان پس از [[نماز]]، [[شک]] خود را برطرف کنید (مائده / ۵، ۱۰۶)، یا درباره [[زدودن شک]] [[زنان]] مطلّقه در یائسه شدن خود، فرموده تا سه ماه عده نگه دارند. ([[طلاق]] / ۶۵، ۴).<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی]] و [[علی‌جان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>
با توجه به خاستگاه شک، راه درمان و [[مبارزه]] با آن متفاوت است: [[شک]] اگر خاستگاهی [[معرفتی]] داشته باشد، با توجه به موضوع آن با ابزاری متناسب با آن، مانند مطالعه [[حسی]] و [[تجربی]]، [[اعتماد]] بر [[عقل سلیم]] و تکیه نکردنِ صرف بر طرق حسی [[شناخت]] و نیز [[روشنگری]] باید درمان شود؛ برای مثال، [[قرآن کریم]] شک در وجود [[خدا]] را با مطالعه پدیده‌ها و [[وابستگی]] وجودی‌آنها به خدا زوال‌پذیر می‌داند {{متن قرآن|قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ}}<ref>«پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمان‌ها و زمین- تردیدی هست؟ او شما را فرا می‌خواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و (مرگ) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید» سوره ابراهیم، آیه ۱۰.</ref>.<ref>نک: التبیان، ج۶، ص۲۷۹؛ المیزان، ج۱۲، ص۲۷.</ref> یا می‌فرماید شک درباره [[قرآن]] را با [[تأمل]] در [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و [[انسجام]] مطالب آن بزدایید <ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۲، ص۲۶۶؛ التحریر و التنویر، ج۱، ص۲۱ - ۲۲؛ نمونه، ج۱، ص۶۵.</ref> و شک در برخی امور را با [[اقامه برهان]] حسی و شواهد [[تاریخی]] برمی‌دارد. {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}}<ref>«آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود و کسان پس از ایشان که جز خداوند کسی آنان را نمی‌شناسد به شما نرسیده است؟ پیامبران آنان برهان‌ها برای آنها آوردند اما آنان (از خشم) دست بر دهان بردند  و گفتند: هر چه را که شما برای آن فرستاده شده‌اید انکار می‌کنیم و بی‌گمان به آنچه ما را بدان فرا می‌خوانید در دودلی گمان‌انگیزی هستیم» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref> شک درباره امکان [[حیات]] پس از [[مرگ]] با وجود [[مشاهده]] حسی آن در عالم [[طبیعت]] را نیز شگفت‌آور می‌داند {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ}}<ref>«اوست که شما را از گل آفرید سپس اجلی مقرر داشت و اجل معیّن نزد اوست آنگاه شما تردید می‌کنید» سوره انعام، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ}}<ref>«پس آیا در آفرینش نخستین وامانده بودیم؟ نه، بلکه آنان از آفرینش تازه در تردیدند» سوره ق، آیه ۱۵.</ref> و در [[آیات]] {{متن قرآن| هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ذَوَاتَا أَفْنَانٍ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ }}<ref>«این همان دوزخی است که گناهکاران آن را دروغ می‌شمردند. میان آن (دوزخ) و آب داغی جوشان، می‌چرخند.پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟ و برای آن کس که از ایستادن در برابر پروردگار خویش هراسیده است دو بهشت خواهد بود. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟(درختان آن دو بهشت) پر شاخ و برگند. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟ در آن دو (بهشت) دو چشمه روان است. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟ در آن دو (بهشت) از هر میوه‌ای دو گونه خواهد بود. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟ بر بسترهایی پشت داده‌اند که آسترهای آنها از دیبای ستبرند و میوه‌های چیدنی آن دو بهشت در دسترسند. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟» سوره الرحمن، آیه ۴۳-۵۵.</ref> یادآور شده تأمل در پیدایش [[نظام]] [[بدیع]] و [[تدبیر]] آن و نیز تأمل در [[تاریخ]] [[اقوام]] پیشین جایی برای شک نمی‌گذارد که همه [[نعمت‌ها]] از سوی خدایند <ref>نک: المیزان، ج۱۹، ص۵۰. </ref> یا مثلاً روشنگری در باره شمار خازنان [[دوزخ]] را سبب [[یقین]] [[اهل کتاب]] و [[مؤمنان]] و رفع تردید آنان در [[حقانیت]] گزارش خود در این باره می‌داند. {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ}}<ref>«و دوزخبانان را جز از فرشتگان نگماردیم و شمار آنان را جز آزمونی برای کافران قرار ندادیم تا اهل کتاب، یقین پیدا کنند و مؤمنان بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان، دچار تردید نشوند و سرانجام بیماردلان و کافران بگویند که خداوند از این مثل چه می‌خواهد؟ بدین‌گونه خداوند هر که را بخواهد در گمراهی وا می‌نهد و هر که را بخواهد راهنمایی می‌کند و سپاه پروردگارت را کسی جز او نمی‌داند و این جز یادآوری برای آدمیان، نیست» سوره مدثر، آیه ۳۱.</ref> اگر شک خاستگاهی [[روانی]] داشته و ناشی از [[انحراف]] [[دل]] و [[کوری]] [[باطن]] باشد، از طریق [[معنویات]]، مانند [[تقوا]] و [[دوری از گناه]] و کارهای خوب و [[پسندیده]] می‌توان با شک به مبارزه برخاست؛<ref>نیز نک: از شک تا یقین، ص۱۷۰ - ۱۷۳.</ref> برای نمونه، حواریان [[حضرت عیسی]]{{ع}}علت درخواست [[مائده]] آسمانی از آن [[حضرت]] را دستیابی به [[علم یقینی]] در [[صدق]] گفته‌های ایشان دانستند تا نزد [[بنی‌اسرائیل]] نیز به آن [[گواهی]] دهند. {{متن قرآن|إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«هنگامی که حواریان گفتند: ای عیسی پسر مریم! آیا پروردگار تو یارایی دارد که برای ما از آسمان خوانی فرو فرستد؟ (عیسی) گفت: اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید» سوره مائده، آیه ۱۱۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ}}<ref>«گفتند: بر آنیم تا از آن بخوریم و دل‌هایمان اطمینان یابد و بدانیم که تو، به ما راست گفته‌ای و بر آن از گواهان باشیم» سوره مائده، آیه ۱۱۳.</ref> در موضوعات خارجی می‌توان با تمهیدات و به‌کارگیری ابزار مناسب از [[شک]] [[پیشگیری]] کرد؛ برای نمونه، [[قرآن]] به [[مؤمنان]] توصیه کرده برای اینکه درباره جزئیات قراردادهایتان به [[شک و تردید]] نیفتید، سند مکتوب تنظیم کنید {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسنده‌ای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن به گونه‌ای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانه‌تر و برای گواه‌گیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیک‌تر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود می‌گردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد می‌کنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش می‌دهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>، یا فرموده: اگر خواستید شک خود را در باره [[صداقت]] [[گواهان]] غیر همکیش خود در [[وصیت]] یکی از [[درگذشتگان]] خود بزدایید، از راه [[سوگند]] دادن آنان پس از [[نماز]]، [[شک]] خود را برطرف کنید {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است و اگر سفر کردید و مصیبت مرگ گریبان شما را گرفت (و گواه مسلمان نیافتید) دو گواه دیگر از غیر شما (مسلمانان) است و اگر (به آنها) شک دارید آنان را تا پس از نماز باز دارید آنگاه سوگند به خداوند خورند که: ما آن (گواهی خود) را به هیچ بهایی نمی‌فروشیم هرچند (درباره) خویشاوندان (ما) باشد و گواهی (در پیشگاه) خداوند را پنهان نمی‌داریم که اگر بداریم از گناهکاران خواهیم بود» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref>، یا درباره [[زدودن شک]] [[زنان]] مطلّقه در یائسه شدن خود، فرموده تا سه ماه عده نگه دارند{{متن قرآن|وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا}}<ref>«و آن زنانتان که از حیض ناامیدند اگر در کارشان تردید دارید، عده آنان سه ماه است (نیز) عدّه زنانی که حیض ندیده‌اند؛ و عدّه زنان باردار این است که بزایند و هر که از خداوند پروا کند برای او در کار وی آسانی پدید می‌آورد» سوره طلاق، آیه ۴.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی]] و [[علی‌جان کریمی|کریمی]]، [[شک (مقاله)|مقاله «شک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>


==شک در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم==
==شک در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش