سراقة بن مالک در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'نزول آیات' به 'نزول آیات'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==)) |
|||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
در سال هشتم به ترتیب، فتح مکه، نبرد حُنَیْن و سپس نبرد [[طائف]] روی داد. پس از آن پیامبر{{صل}} به سمت [[مکه]] بازگشت و سراقه در منطقه جِعرانَه، محل نگهداری [[غنایم]] [[غزوه]] [[حُنین]]، به [[ملاقات]] آن حضرت رفت و اسلام را پذیرفت. او سپس به [[قبیله]] خود بازگشت و [[زکات]] [[مال]] خود را برای [[پیامبر]]{{صل}} فرستاد.<ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۰.</ref>گزارشی مشکوک از خود [[سراقه]] در [[اختیار]] است که در آن ادعا کرده پس از ناکامیاش در تعقیب و [[دستگیری]] پیامبر در قُدَید، از ایشان اماننامهای گرفته بود که در این جلسه آن را به همراه داشت و پیامبر نیز [[وفاداری]] خود را بر [[عهد]] با سراقه اعلام کرد و بدین گونه سراقه [[اسلام]] آورد.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۰؛ المغازی، ج۳، ص۹۴۱.</ref> ابنحبان بر خلاف دیگران، سراقه را از حاضران در [[نبرد حنین]] دانسته است. <ref>الثقات، ج۳، ص۱۸۰.</ref> در این صورت، اسلام سراقه پیش از [[نبرد]] [[طائف]] و بازگشت پیامبر به [[مکه]] خواهد بود؛ همچنین [[بلاذری]] در گزارشی نادر، از حضور وی در [[نبرد خیبر]] در سال ششم یاد کرده<ref>انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۳۴.</ref> که با توجه به فراوانی گزارشهای اسلام وی در سال هشتم، صحیح به نظر نمیرسد. | در سال هشتم به ترتیب، فتح مکه، نبرد حُنَیْن و سپس نبرد [[طائف]] روی داد. پس از آن پیامبر{{صل}} به سمت [[مکه]] بازگشت و سراقه در منطقه جِعرانَه، محل نگهداری [[غنایم]] [[غزوه]] [[حُنین]]، به [[ملاقات]] آن حضرت رفت و اسلام را پذیرفت. او سپس به [[قبیله]] خود بازگشت و [[زکات]] [[مال]] خود را برای [[پیامبر]]{{صل}} فرستاد.<ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۰.</ref>گزارشی مشکوک از خود [[سراقه]] در [[اختیار]] است که در آن ادعا کرده پس از ناکامیاش در تعقیب و [[دستگیری]] پیامبر در قُدَید، از ایشان اماننامهای گرفته بود که در این جلسه آن را به همراه داشت و پیامبر نیز [[وفاداری]] خود را بر [[عهد]] با سراقه اعلام کرد و بدین گونه سراقه [[اسلام]] آورد.<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۰؛ المغازی، ج۳، ص۹۴۱.</ref> ابنحبان بر خلاف دیگران، سراقه را از حاضران در [[نبرد حنین]] دانسته است. <ref>الثقات، ج۳، ص۱۸۰.</ref> در این صورت، اسلام سراقه پیش از [[نبرد]] [[طائف]] و بازگشت پیامبر به [[مکه]] خواهد بود؛ همچنین [[بلاذری]] در گزارشی نادر، از حضور وی در [[نبرد خیبر]] در سال ششم یاد کرده<ref>انساب الاشراف، ج۱۱، ص۱۳۴.</ref> که با توجه به فراوانی گزارشهای اسلام وی در سال هشتم، صحیح به نظر نمیرسد. | ||
در سال نهم با [[نزول | در سال نهم با [[نزول آیات]] ابتدایی [[سوره توبه]]، [[خداوند]] از [[مشرکان]] [[برائت]] جست؛ ولی [[پیمان]] [[قبایل]] [[مشرک]] با [[مسلمانان]] را تا [[پایان تاریخ]] آن، همچنان معتبر دانست. برخی [[مفسران]] در [[تفسیر]] این آیات به همپیمانی سراقه از قبیله [[بنیمدلج]] با پیامبر{{صل}} اشاره کردهاند.<ref>تفسیر مقاتل، ج۲، ص۱۵۶.</ref> این در حالی است که سراقه در سال هشتم اسلام را پذیرفته بود، از این رو نمیتوان سراقه را از مشرکان مورد نظر در آیات ابتدایی [[سوره]] [[برائت]] دانست. | ||
در [[سال دهم هجری]] سراقه در [[حجهالوداع]] شرکت کرد. در این [[حج]] هنگام حضور پیامبر{{صل}} در [[مروه]]، [[جبرئیل]] نازل شد و [[وجوب]] [[عمره]] و حج [[تمتع]] را به آن [[حضرت]] اعلام کرد. از این [[زمان]] [[واجب]] شد [[اهل]] حِلّ (ساکنان بیرون محدوده [[حرم]] مکی) عمره و حج واجب خود را با اندکی تفاوت از اهل حرم انجام دهند. در پی [[تشریع]] این [[حکم]]، برخی همراهان پیامبر چندین بار درباره همیشگی یا موقتی بودن این حکم از [[رسول خدا]]{{صل}} پرسیدند که موجب [[ناراحتی]] ایشان شد.<ref> اعلام الوری، ج۱، ص۲۶۰-۲۶۱؛ المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۰۷؛ تاریخ الاسلام، ج۲، ص۷۰۲؛ ج۳، ص۶۶۱.</ref> برخی [[سراقه]] را یکی از همان سؤالکنندگان دانستهاند.<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۸۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۳۷۱.</ref> برخی [[روایات تفسیری]] از [[ارتباط]] [[نزول آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان میافکند و اگر هنگامی که قرآن فرو فرستاده میشود از آنها بپرسید برای شما روشن میشود؛ خداوند از آن (پرسش) ها در گذشت؛ و خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره مائده، آیه ۱۰۱.</ref> با پرسشهای سراقه[[سخن]] گفتهاند. در این [[آیه]] از [[مؤمنان]] خواسته شده از اموری [[پرسش]] نکنند که پاسخ آنها موجب اندوهشان میگردد<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۴۴۴؛ البحر المحیط، ج۴، ص۳۸۰.</ref>. این درحالی است که معنای آیه با گزارش [[تفسیری]] چندان ارتباطی ندارد، زیرا آیه از ناراحتی سؤالکنندگان پس از دریافت پاسخ سخن میگوید، در حالیکه گزارشها از ناراحتی [[پیامبر]]{{صل}} از سؤال مکرر برخی [[صحابه]] حکایت دارند. | در [[سال دهم هجری]] سراقه در [[حجهالوداع]] شرکت کرد. در این [[حج]] هنگام حضور پیامبر{{صل}} در [[مروه]]، [[جبرئیل]] نازل شد و [[وجوب]] [[عمره]] و حج [[تمتع]] را به آن [[حضرت]] اعلام کرد. از این [[زمان]] [[واجب]] شد [[اهل]] حِلّ (ساکنان بیرون محدوده [[حرم]] مکی) عمره و حج واجب خود را با اندکی تفاوت از اهل حرم انجام دهند. در پی [[تشریع]] این [[حکم]]، برخی همراهان پیامبر چندین بار درباره همیشگی یا موقتی بودن این حکم از [[رسول خدا]]{{صل}} پرسیدند که موجب [[ناراحتی]] ایشان شد.<ref> اعلام الوری، ج۱، ص۲۶۰-۲۶۱؛ المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۰۷؛ تاریخ الاسلام، ج۲، ص۷۰۲؛ ج۳، ص۶۶۱.</ref> برخی [[سراقه]] را یکی از همان سؤالکنندگان دانستهاند.<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۸۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۳۷۱.</ref> برخی [[روایات تفسیری]] از [[ارتباط]] [[نزول آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان میافکند و اگر هنگامی که قرآن فرو فرستاده میشود از آنها بپرسید برای شما روشن میشود؛ خداوند از آن (پرسش) ها در گذشت؛ و خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره مائده، آیه ۱۰۱.</ref> با پرسشهای سراقه[[سخن]] گفتهاند. در این [[آیه]] از [[مؤمنان]] خواسته شده از اموری [[پرسش]] نکنند که پاسخ آنها موجب اندوهشان میگردد<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۴۴۴؛ البحر المحیط، ج۴، ص۳۸۰.</ref>. این درحالی است که معنای آیه با گزارش [[تفسیری]] چندان ارتباطی ندارد، زیرا آیه از ناراحتی سؤالکنندگان پس از دریافت پاسخ سخن میگوید، در حالیکه گزارشها از ناراحتی [[پیامبر]]{{صل}} از سؤال مکرر برخی [[صحابه]] حکایت دارند. | ||