عباس بن عبدالمطلب در معارف و سیره رضوی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '</div> <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">' به '</div>')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:


==مقدمه==
==مقدمه==
[[حضرت عبدالمطلب]]{{ع}}، جدّ [[رسول اللّه]]، ده پسر داشت که یکی از آنها «[[عباس]]» بود. عباس از بزرگان [[قریش]] محسوب می‌شد و بعد از حضرت [[ابوطالب]]{{ع}} در [[عهد]] [[جاهلی]] و سپس در [[اسلام]]، سقایت [[چاه زمزم]] بر عهاده وی و فرزندانش بود<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵-۱۶؛ الکامل، ج۲، ص۲۲.</ref>. او [[مهربان‌ترین]] [[پسران]] عبدالمطلب{{ع}} بعد از ابوطالب{{ع}} و [[حمزه]]{{ع}}، نسبت به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بود. عباس در دامان [[مادری]] به نام «نتیله» [[تربیت]] یافت<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۶۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۹؛ تسیره ابن هشام، ج۱، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref> و حاود سه سال از [[پیامبر]]{{صل}} بزرگ‌تر بود<ref>المعارف، ص۱۲۱؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۰۹؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۳۰۱.</ref>. او در [[کودکی]] و [[نوجوانی]] و بزرگسالی، همواره ملازم [[پیغمبر]]{{صل}} بود، چنان که هر کس از پیغمبر{{صل}} نشانی می‌جست، ابتدا او را سراغ عباس می‌فرستادند<ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۸۲؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۲۲۵-۲۲۶.</ref>. [[شغل]] عباس [[تجارت]] بود و در زمره [[ثروتمندان]] قریش محسوب می‌شد<ref>سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۱؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۱۹۸؛ ج۱۴، ص۱۸۱.</ref>. با شروع [[جنگ بدر]]، عباس در مقابل [[سپاه اسلام]] قرار گرفته بود که در این [[جنگ]] [[اسیر]] و برای [[آزادی]] فدیه پرداخت<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۱۶۰، الکامل، ج۲، ص۱۲۸.</ref>، ولی در جنگ‌های بعدی پیامبر{{صل}} او در سپاه اسلام قرار داشت. [[ذهبی]] می‌گوید: «ظاهر امر این است که عباس بعد از جنگ بدر اسلام آورد»<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۳۱۰؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۱؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۱۳۲.</ref>.
حضرت [[عبدالمطلب]]{{ع}}، جدّ [[رسول اللّه]]، ده پسر داشت که یکی از آنها «[[عباس]]» بود. عباس از بزرگان [[قریش]] محسوب می‌شد و بعد از حضرت [[ابوطالب]]{{ع}} در [[عهد]] [[جاهلی]] و سپس در [[اسلام]]، سقایت [[چاه زمزم]] بر عهده وی و فرزندانش بود<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۵-۱۶؛ الکامل، ج۲، ص۲۲.</ref>. او [[مهربان‌ترین]] [[پسران]] عبدالمطلب{{ع}} بعد از ابوطالب{{ع}} و [[حمزه]]{{ع}}، نسبت به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بود. عباس در دامان [[مادری]] به نام «نتیله» [[تربیت]] یافت<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۶۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۹؛ تسیره ابن هشام، ج۱، ص۱۱۳-۱۱۴.</ref> و حدود سه سال از [[پیامبر]]{{صل}} بزرگ‌تر بود<ref>المعارف، ص۱۲۱؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۰۹؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۳۰۱.</ref>. او در [[کودکی]] و [[نوجوانی]] و بزرگسالی، همواره ملازم [[پیغمبر]]{{صل}} بود، چنان که هر کس از پیغمبر{{صل}} نشانی می‌جست، ابتدا او را سراغ عباس می‌فرستادند<ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۸۲؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۲۲۵-۲۲۶.</ref>. [[شغل]] عباس [[تجارت]] بود و در زمره [[ثروتمندان]] قریش محسوب می‌شد<ref>سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۱؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۱۹۸؛ ج۱۴، ص۱۸۱.</ref>. با شروع [[جنگ بدر]]، عباس در مقابل [[سپاه اسلام]] قرار گرفته بود که در این [[جنگ]] [[اسیر]] و برای [[آزادی]] فدیه پرداخت<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۱۶۰، الکامل، ج۲، ص۱۲۸.</ref>، ولی در جنگ‌های بعدی پیامبر{{صل}} او در سپاه اسلام قرار داشت. [[ذهبی]] می‌گوید: «ظاهر امر این است که عباس بعد از جنگ بدر اسلام آورد»<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۳۱۰؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۱؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۱۳۲.</ref>.


وی بعد از [[اسلام آوردن]]، همراه [[پیامبر خدا]]{{صل}} در راه استیلای اسلام گام بر می‌داشت و در [[جنگ‌های پیامبر]]{{صل}} هم چون شیری [[دلاور]] با [[کافران]] می‌جنگید و در [[شکست]] [[دشمنان]] از عناصر فعال بود.
وی بعد از [[اسلام آوردن]]، همراه [[پیامبر خدا]]{{صل}} در راه استیلای اسلام گام برمی‌داشت و در [[جنگ‌های پیامبر]]{{صل}} همچون شیری [[دلاور]] با [[کافران]] می‌جنگید و در [[شکست]] [[دشمنان]] از عناصر فعال بود. عباس مردی [[زیبا]] رو و سفید چهره و درشت هیکل و بلند آوازه بود. قریش در [[شرافت]]، [[ابهت]]، [[بردباری]] و [[بخشنده]] بودن او شکی نداشت. او ریشی زیبا و کم پشت و پیشانی گشاده و چشمانی درشت داشت<ref>انساب الاشراف، ج۲۴، ص۲۲؛ المعارف، ص۵۹۲؛ الاعلاق النفیسه، ص۲۷۶؛ وفیات الاعیان، ج۲، ص۴۳۹؛ أخبارالدولة، ص۲۴؛ تهذیب ابن عساکر، ج۷، ص۲۳۰ و ۲۵۳.</ref>.
عباس مردی [[زیبا]] رو و سفید چهره و درشت هیکل و بلند آوازه بود. قریش در [[شرافت]]، [[ابهت]]، [[بردباری]] و [[بخشنده]] بودن او شکی نداشت. او ریشی زیبا و کم پشت و پیشانی گشاده و چشمانی درشت داشت<ref>انساب الاشراف، ج۲۴، ص۲۲؛ المعارف، ص۵۹۲؛ الاعلاق النفیسه، ص۲۷۶؛ وفیات الاعیان، ج۲، ص۴۳۹؛ أخبارالدولة، ص۲۴؛ تهذیب ابن عساکر، ج۷، ص۲۳۰ و ۲۵۳.</ref>.


[[عباس]] همواره به کمک [[مساکین]] می‌شتافت و آنگاه که برادرش [[ابوطالب]] دچار [[فقر]] گردید، [[جعفر]]، [[برادر]] زاده‌اش را به [[خانه]] خویش برد تا باری از دوش برادر بکاهد<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۲؛ تهذیب ابن عساکر، ج۷، ص۲۳۱؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۸۰.</ref>.
[[عباس]] همواره به کمک [[مساکین]] می‌شتافت و آنگاه که برادرش [[ابوطالب]] دچار [[فقر]] گردید، [[جعفر]]، [[برادر]] زاده‌اش را به [[خانه]] خویش برد تا باری از دوش برادر بکاهد<ref>انساب الاشراف، ج۳، ص۱۲؛ تهذیب ابن عساکر، ج۷، ص۲۳۱؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۸۰.</ref>.


بعد از [[رحلت پیامبر]]، او از [[بیعت با ابوبکر]] خودداری کرد و [[بیعت]] با آنها را [[انحراف]] [[خلافت]] تلقی و از آن به [[فتنه]] تعبیر نمود<ref>عبداللّه بن عباس، ص۸۴؛ بحارالانوار، ج۲۸، ص۲۹۳.</ref>. عباس در [[روز جمعه]] ۱۴ [[رجب]] [[سال ۳۲ هجری]] قمری، و در [[عهد]] [[خلافت عثمان]] در سن ۸۸ سالگی چشم از [[جهان]] فروبست. [[حضرت علی]]{{ع}} و [[فرزندان]] عباس، پیکر [[پاک]] ایشان را [[غسل]] دادند و [[عثمان]] به عنوان [[خلیفه]]، بر جنازه او [[نماز]] خواند و سپس ایشان را در [[قبرستان بقیع]] به [[خاک]] سپردند<ref>طبقات ابن سعد، ج۴، ص۲۳؛ اخبار الدولة، ص۲۱؛ سیراعلام النبلاء، ج۲، ص۱۰۰-۱۰۱.</ref>. بعدها با [[شهادت امام سجاد]]{{ع}}، [[امام محمد باقر]]{{ع}} و [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}}، پیکر این [[امامان]] [[شریف]] را در جوار [[قبر]] عباس - [[عموی پیامبر]]{{صل}} - به خاک سپردند و بر [[مزار]] ایشان بارگاه باشکوهی بنا نمودند. اما با استیلای [[وهابیون]] بر [[حجاز]]، این بارگاه ویران شد و هم چنان این مکان [[مقدس]] بدون بارگاه و گنبد می‌باشد<ref>کشف الارتیاب، ص۳۲-۳۳؛ الذریعه، ص۹.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص۴۸۷.</ref>
بعد از [[رحلت پیامبر]]، او از [[بیعت]] با [[ابوبکر]] خودداری کرد و [[بیعت]] با آنها را [[انحراف]] [[خلافت]] تلقی و از آن به [[فتنه]] تعبیر نمود<ref>عبداللّه بن عباس، ص۸۴؛ بحارالانوار، ج۲۸، ص۲۹۳.</ref>. عباس در [[روز جمعه]] ۱۴ [[رجب]] [[سال ۳۲ هجری]] قمری، و در [[عهد]] [[خلافت عثمان]] در سن ۸۸ سالگی چشم از [[جهان]] فروبست. [[حضرت علی]]{{ع}} و [[فرزندان]] عباس، پیکر [[پاک]] ایشان را [[غسل]] دادند و [[عثمان]] به عنوان [[خلیفه]]، بر جنازه او [[نماز]] خواند و سپس ایشان را در [[قبرستان بقیع]] به [[خاک]] سپردند<ref>طبقات ابن سعد، ج۴، ص۲۳؛ اخبار الدولة، ص۲۱؛ سیراعلام النبلاء، ج۲، ص۱۰۰-۱۰۱.</ref>. بعدها با [[شهادت امام سجاد]]{{ع}}، [[امام محمد باقر]]{{ع}} و [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}}، پیکر این [[امامان]] [[شریف]] را در جوار [[قبر]] عباس ـ [[عموی پیامبر]]{{صل}} ـ به خاک سپردند و بر [[مزار]] ایشان بارگاه باشکوهی بنا نمودند. اما با استیلای [[وهابیون]] بر [[حجاز]]، این بارگاه ویران شد و همچنان این مکان [[مقدس]] بدون بارگاه و گنبد است<ref>کشف الارتیاب، ص۳۲-۳۳؛ الذریعه، ص۹.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص۴۸۷.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش