بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== * ابوسالم، میثم بن یحیی اسدی، معروف به میثم تَمّار از یاران بز...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
ابوسالم میثم بن یحیی تمّار کوفی نهروانی اسدی. | |||
در ابتدا برده زنی از [[بنی اسد]] بود که [[حضرت علی]]{{ع}} او را خرید و [[آزاد]] کرد، از اینرو به آزاد کرده [[حضرت]] [[شهرت]] یافت.<ref>الغارات ۲/۷۹۷.</ref> | |||
[[میثم]] [[اهل کوفه]] و از [[خواص اصحاب امیرمؤمنان]]،<ref>رجال الطوسی ۵۸ رجال البرقی ۴.</ref> [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{ع}} به شمار میرفت<ref>رجال ابن داود ۳۵۷.</ref> و از علی{{ع}} [[روایت]] کرده است.<ref>الاصابه ۶/۱۸۵.</ref> معروف است آن حضرت وی را بر [[اسرار]] و [[علوم]] بسیاری [[آگاه]] ساخته و [[تعلیم]] داده بود.<ref>الغارات ۲/۷۹۷.</ref> | |||
[[تفسیر]] ایشان بعضی از آن چیزی بود که از حضرت فراذگرفته بود.<ref>اختیار معرفة الرجال ۸۱.</ref> افرادی همانند [[ابوخالد تمار]]، پسرش [[حمزة بن میثم]] و [[یوسف بن عمران میثمی]] از وی روایت کردهاند.<ref>اختیار معرفة الرجال ۸۱.</ref> | |||
او [[خطیب]] و [[متکلم]] [[شیعه در کوفه]] بود.<ref>اعیان الشیعه ۱۰/۱۹۸.</ref> از [[فضایل]] و [[مناقب اهل بیت]]{{ع}} و علی{{ع}} سخن میگفت،<ref>نضد الایضاح ۳۴۶.</ref> به همین سبب به [[فرمان]] [[عبیدالله بن زیاد]]، [[والی کوفه]]، دستگیر و با [[مختار ثقفی]] روانه [[زندان]] شد.<ref>الغارات ۲/۷۹۶.</ref> سرانجام ده [[روز]] قبل از ورود امام حسین{{ع}} به [[عراق]]<ref>الاصابه ۶/۱۸۵.</ref> در سال ۶۰هـ <ref>الذریعه ۴/۳۱۷.</ref> [[دست]] و پا و زبانش را قطع کردند و به دار آویختند و به [[شهادت]] رساندند<ref>رجال ابن داود ۳۵۷.</ref> و این در حالی بود که علی{{ع}} وی را به نحوه شهادتش آگاه ساخته بود.<ref>تنقیح المقال ۳/۲۶۲.</ref> از او [[تفسیری]] نقل شده است.<ref>الذریعه ۴/۳۱۷.</ref> | |||
.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگنامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۷۹۴.</ref> | |||
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگنامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه مؤلفان اسلامی ج۱''']] | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[ابوسالم]]، [[میثم بن یحیی اسدی]]، معروف به میثم تَمّار از [[یاران]] بزرگوار [[امیر مؤمنان]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} است. [[امام علی]]{{ع}} او را از زنی که وی را به غلامی داشت، خرید و [[آزاد]] کرد. او در محضر [[باب علم پیامبر]]{{صل}} به [[جایگاه]] والایی از [[علم]]، [[دست]] یافت تا آنجا که او را عالِم به "[[مرگها]] و حوادث" دانستهاند. [[علی]]{{ع}} او را از چگونگی [[شهادت]] و [[رنج]] کشیدنش در [[راه خدا]]، [[آگاه]] ساخته بود و او این [[حقیقت]] را شکوهمند و تنبه آفرین، در پیش روی [[قاتل]] جلاد و [[ستم]] پیشهاش بازگفت و با [[صلابت]] تمام بر حتمیت آن [[پیشگویی]] [[معجزهآسا]] تأکید کرد. [[استواری]] او در راه [[حق]] و استقامتش در [[دفاع]] از [[ولایت]]، و زبان گویایش در [[اعلان]] حقایق، بارها و بارها در بیان [[امامان]]{{عم}} و بیان و قلم [[عالمان]]، [[تبیین]] و گزارش شده است که در ادامه، برخی از آن متون خواهد آمد. [[عبید الله بن زیاد]]، چند روز قبل از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} او را به [[شهادت]] رساند<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۹.</ref>. | |||
*وی [[غلام]] زنی از [[بنی اسد]] بود. [[امام علی|علی]]{{ع}} او را خرید و [[آزاد]] کرد. [[حضرت]] نحوۀ [[شهادت]] او را به وی گفته بود و نخلی را هم که قرار بود بر آن به دار آویخته شود نشانش داده بود. وی از [[شیعیان]] [[مخلص]] و [[یاران]] بینظیر [[امام]] بهشمار میرفت. [[ابن زیاد]] او را دستگیر کرد و به دار آویخت. میثم تمار تا آخرین دم که بر بالای دار زنده بود، [[زبان]] به [[مدح]] [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[نقل]] [[فضایل]] او میگشود.<ref>بحار الأنوار، ج ۴۲ ص ۱۲۴</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۷۵.</ref>. | *وی [[غلام]] زنی از [[بنی اسد]] بود. [[امام علی|علی]]{{ع}} او را خرید و [[آزاد]] کرد. [[حضرت]] نحوۀ [[شهادت]] او را به وی گفته بود و نخلی را هم که قرار بود بر آن به دار آویخته شود نشانش داده بود. وی از [[شیعیان]] [[مخلص]] و [[یاران]] بینظیر [[امام]] بهشمار میرفت. [[ابن زیاد]] او را دستگیر کرد و به دار آویخت. میثم تمار تا آخرین دم که بر بالای دار زنده بود، [[زبان]] به [[مدح]] [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[نقل]] [[فضایل]] او میگشود.<ref>بحار الأنوار، ج ۴۲ ص ۱۲۴</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۷۵.</ref>. | ||
* او از جمله شیفتگان [[امام علی|علی]]{{ع}}، میثم تمار است که بیست سال پس از [[شهادت]] مولا، بر سر چوبۀ دار از [[علی]]{{ع}} و [[فضایل]] او سخن گفت. در ایامی که سرتاسر [[مملکت اسلامی]] در [[خفقان]] فرو رفته، تمام آزادیها کشته شده و نفسها در سینهها زندانی بود، او از بالای دار فریاد میزد: بیایید تا از [[امام علی|علی]] برایتان بگویم. [[مردم]] از اطراف برای شنیدن سخنان ميثم [[هجوم]] آوردند. [[حکومت]] قدارهبند [[اموی]] که [[منافع]] خود را در خطر میدید [[دستور]] داد بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزی به حیاتش خاتمه دادند.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جاذبه و دافعه علی (کتاب)|جاذبه و دافعه علی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۲۳۳.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۸۳ تا۹۱.</ref> | * او از جمله شیفتگان [[امام علی|علی]]{{ع}}، میثم تمار است که بیست سال پس از [[شهادت]] مولا، بر سر چوبۀ دار از [[علی]]{{ع}} و [[فضایل]] او سخن گفت. در ایامی که سرتاسر [[مملکت اسلامی]] در [[خفقان]] فرو رفته، تمام آزادیها کشته شده و نفسها در سینهها زندانی بود، او از بالای دار فریاد میزد: بیایید تا از [[امام علی|علی]] برایتان بگویم. [[مردم]] از اطراف برای شنیدن سخنان ميثم [[هجوم]] آوردند. [[حکومت]] قدارهبند [[اموی]] که [[منافع]] خود را در خطر میدید [[دستور]] داد بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزی به حیاتش خاتمه دادند.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جاذبه و دافعه علی (کتاب)|جاذبه و دافعه علی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۲۳۳.</ref><ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[امیر مؤمنان علی (کتاب)|امیر مؤمنان علی؛ چلچراغ حکمت]]، ص ۸۳ تا۹۱.</ref> | ||