علم حصولی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←نتیجه گیری
(←منابع) |
|||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
==نتیجه گیری== | ==نتیجه گیری== | ||
نتیجه اینکه همۀ [[علوم ائمه]] حصولی نیست همچنان که همۀ آن حضوری نیز نبوده است؛ زیرا [[علوم]] از راه حواس نیز بر ایشان حاصل میشده است، مگر اینکه بگوئیم [[علوم غیبی]] را که آنها از [[خداوند]] دریافت میکنند مانند [[علم خداوند]] است زیرا آنچه محال است این است که علوم ائمه ذاتی باشد، اما اگر علوم آنها وابسته به خداوند باشد، که قطعاً چنین است، مانعی ندارد خداوند از نوع [[علم]] خود هر چند به طور محدود به آنها [[افاضه]] کند. بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روشهای مختلف آن، در حضوری یا حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوری اند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶؛ [[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۹.</ref>. | نتیجه اینکه همۀ [[علوم ائمه]] حصولی نیست همچنان که همۀ آن حضوری نیز نبوده است؛ زیرا [[علوم]] از راه حواس نیز بر ایشان حاصل میشده است، مگر اینکه بگوئیم [[علوم غیبی]] را که آنها از [[خداوند]] دریافت میکنند مانند [[علم خداوند]] است زیرا آنچه محال است این است که علوم ائمه ذاتی باشد، اما اگر علوم آنها وابسته به خداوند باشد، که قطعاً چنین است، مانعی ندارد خداوند از نوع [[علم]] خود هر چند به طور محدود به آنها [[افاضه]] کند. بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روشهای مختلف آن، در حضوری یا حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوری اند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶؛ [[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۹.</ref>. | ||
==حضوری یا حصولی بودن== | |||
[[علم حصولی]] به دانشی میگویند که از طریق صورتهای [[ذهنی]] حاصل میشود. این [[علم]]، اکتسابی است و از راه ابزارهای [[حسی]]، مانند چشم و گوش و دیگر حواس ادراکی به دست میآید. در مقابل، در [[علم حضوری]] که ابزار آن [[قلب]] یا [[روح انسان]] است، خود معلوم نزد عالم ([[روح]]) حاضر میشود. بنابراین در علم حصولی، بین عالم و معلوم «صورت ذهنی» فاصله است؛ اما در علم حضوری، بین عالم و معلوم چیزی فاصله نیست و خود معلوم [[ادراک]] میشود، نه صورتی از آن<ref>ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج۱، ص۱۵۳ و ۱۷۱ و ج۲، ص۳۳۰؛ سیدمحمدحسین طباطبایی، بدایة الحکمة، ص۱۳۸.</ref>. این اصطلاح، در [[آیات]] و [[روایات]] نیست و از اصطلاحاتی است که به تدریج در [[فلسفه]] [[اسلامی]] پیدا شدهاند. بنابر این، تطبیق آن بر [[علوم ائمه]]{{عم}}، نوعی [[استنباط]] است. با توجه به این معیار که [[علوم حصولی]] با واسطه صورتهای ذهنی به دست میآیند و در [[علوم حضوری]]، قلب با روح بدون واسطه حقایقی را [[درک]] میکند، میتوان با نگاهی دوباره به مباحث پیشین، درباره حضوری یا حصولی بودن [[علوم برگزیدگان خداوند]] سخن گفت. بیان شد که [[علوم الهی]] به گونههای مختلفی بر [[پیامبران]] عرضه میشد. میتوان این اقسام را به طور خلاصه این گونه دستهبندی کرد: | |||
#[[نزول]] بیواسطه [[وحی]] بر قلب؛ مانند برخی موارد که [[حقایق]]، بدون واسطه [[حضرت]] [[جبرئیل]]{{ع}} بر قلب [[پیامبر اعظم]]{{صل}} نازل میشد. در روایات آمده است که این روش، سنگینترین حالت برای آن حضرت بود و [[بدن]] مبارکشان عرق میکرد و از حال میرفت<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۲۶۰: {{متن حدیث|إِنَّ جَبْرَئِيلَ{{ع}} إِذَا أَتَى النَّبِيَّ{{صل}} لَمْ يَدْخُلْ عَلَيْهِ حَتَّى يَسْتَأْذِنَهُ فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ قَعَدَ بَيْنَ يَدَيْهِ قِعْدَةَ الْعَبْدِ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ عِنْدَ مُخَاطَبَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِيَّاهُ بِغَيْرِ تَرْجُمَانٍ وَ وَاسِطَةٍ}}. همچنین ر.ک: همان، ص۲۵۹ و ۲۷۱.</ref>. [[الهام]] نیز در همین دسته جای میگیرد؛ زیرا الهام، افکندن مطالب بر قلب است. [[امداد]] [[روح القدس]] نیز احتمالا به همین شیوه باشد؛ در برخی [[روایات]] بیان شده است که [[روح القدس]] مطالب را به [[قلب]] فرد [[برگزیده]] [[الهام]] میکند<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۵۲: {{متن حدیث|تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ وَ أَلْهَمَنَا اللَّهُ إِلْهَاماً}}. در بحث روح القدس در روایات، این موضوع بیشتر بررسی خواهد شد.</ref>؛ | |||
#الهام؛ | |||
#دریافت [[علوم]] از [[فرشتگان]]؛ مانند [[نزول]] [[حضرت]] [[جبرئیل]]{{ع}} بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و آوردن [[آیات قرآن]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}} «بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>. | |||
#دریافت با واسطه غیر فرشتگان، مانند [[دریافت وحی]] از طریق شنیدن صدا از یک درخت؛ آن گونه که در جریان [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} در [[زمین]] [[مقدس]] طوی محقق شد<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>؛ | |||
#[[نزول وحی]] در [[خواب]]؛ مانند [[ابلاغ]] [[مأموریت]] [[ذبح حضرت اسماعیل]]{{ع}} به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} هنگام خواب<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}} «و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>؛ | |||
#[[شهود حقایق]]؛ | |||
#دریافت از [[روح القدس]]؛ | |||
#[[خردورزی]] و [[استنباط]] [[عقلی]]؛ | |||
#بهرهگیری از حواس. | |||
[[علوم]] دریافتی به شیوه نخست، یعنی دریافت مستقیم [[وحی]]، به طور مسلم دانشی حضوری به [[پیامبر]] میدهد؛ زیرا این علوم بدون هر واسطهای، از جانب [[خدا]] بر [[قلب]] پیامبر نازل میشود. [[الهام]] نیز دانشی حضوری است؛ زیرا به طور مستقیم به قلب [[انسان]] افکنده میشود. | |||
[[ارتباط با فرشتگان]] نیز دو گونه است: گاهی [[ارتباط]] با [[حقیقت]] [[ملکوتی]] آنان است که در این صورت، علوم دریافتی حضوری خواهد بود. برخی از [[آیات قرآن]] بر همین مطلب دلالت دارند: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>. در آیهای دیگر نیز از [[نزول قرآن]] توسط [[روح]] الأمین ([[حضرت]] [[جبرئیل]]{{ع}}) بر قلب پیامبر{{صل}} سخن به میان آمده است<ref>{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}} «که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. [[نزول]] این علوم بر قلب، حضوری بودن آنها را [[تأیید]] میکند. گونه دیگر، [[ارتباط با فرشته]]، همراه با تجسد مادی اوست. در این صورت، [[دانش]] حاصل از این ارتباط، حصولی خواهد بود؛ مانند [[ظهور]] مادی فرشتگانی که [[مأمور]] [[هلاکت]] [[قوم لوط]] بودند، بر [[حضرت ابراهیم]] و [[لوط]]{{ع}} که در قالب انسانهایی ظهور یافتند و با آنان سخن گفتند و حتی [[قوم]] آنان نیز ایشان را میدیدند<ref>ر.ک: هود، ۶۹-۸۱.</ref>. | |||
در شیوه دیگر، [[پیامبران]] یا دیگر [[برگزیدگان خداوند]] علوم یا پیامهایی [[الهی]] را با واسطه [[امور مادی]] دریافت میکنند؛ مانند شنیدن از طریق یک درخت در ماجرای [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}}<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>. اگر دیدن و شنیدن در چنین مواردی [[حسی]] و مادی باشد، [[دانش]] به دست آمده از آن، حصولی خواهد بود و این گفت و گو با دریافت، مانند [[دانشهای عادی]]، از طریق [[حواس]] [[پیامبر]] انجام شده است؛ اما اگر [[حقیقت]] این نوع [[دیدارها]] و گفت و گوها، [[شهودی]] و غیر حسی باشد، دانش به دست آمده از آنها حضوری خواهد بود. [[اطمینان]] به اینکه این گونه [[دیدار]] و شنیدارها حسی یا شهودی بودهاند، به قراین نیازمند است و بدون آن [[داوری]] درباره آنها دشوار است؛ زیرا دیدن و شنیدن، افزون بر امور حسی<ref>مانند آنکه قوم لوط فرشتگانی را که در قالب انسان تمثل یافته بودند، میدیدند.</ref>، در [[امور معنوی]] نیز به کار میرود<ref>مانند جریان معراج رسول خدا{{صل}} و مشاهده حقایق ملکوتی: نجم، ۱۱-۱۴: {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} «دل، آنچه میدید، دروغ نگفت * پس آیا شما با او در آنچه میبیند، بگو- مگو میکنید؟* و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۱-۱۴.</ref>. بنابراین [[علوم]] با واسطه، ممکن است به شکل حصولی یا حضوری باشند. | |||
هنگام دریافت علوم در [[عالم رؤیا]]، [[روح انسان]] با عالمی [[ارتباط]] مییابد که از آن به [[عالم مثال]] یاد میشود<ref>ر.ک: محمد بن ابراهیم صدر الدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۳۰۲؛ محمدنعیم طالقانی، منهج الرشاد فی معرفة المعاد، ج۳، ص۱۸۶؛ حسن حسن زاده آملی، عیون مسائل النفس، سرح العیون فی شرح العیون، ص۴۲۴؛ همو، هزار و یک نکته، ص۴۸۷.</ref>. در این حالت، [[چشم]] و حواس مادی [[انسان]] در حالت خواباند و انسان با [[روح]] خود به [[مشاهده]] برخی [[حقایق]] میپردازد. البته [[نفس انسان]] در این حالت، کاملا [[بریده]] از عالم [[طبیعت]] نبوده، رؤیاهای او نیز مربوط به فضای کاملا مجرد نیست<ref>در روایات نیز تأکید شده است که در خواب، بر خلاف حالت مرگ، ارتباط روح با بدن کاملا قطع نمیشود. برای نمونه، ر.ک: محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۱۴۵: {{متن حدیث|فَقُلْتُ لَهُ وَ تَصْعَدُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْءٌ فِي بَدَنِهِ فَقَالَ لَا لَوْ خَرَجَتْ كُلُّهَا حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْءٌ إِذاً لَمَاتَ قُلْتُ فَكَيْفَ يَخْرُجُ فَقَالَ أَ مَا تَرَى الشَّمْسَ فِي السَّمَاءِ فِي مَوْضِعِهَا وَ ضَوْؤُهَا وَ شُعَاعُهَا فِي الْأَرْضِ فَكَذَلِكَ الرُّوحُ أَصْلُهَا فِي الْبَدَنِ وَ حَرَكَتُهَا مَمْدُودَةٌ}}. همچنین ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۸، ص۲۶.</ref>. به همین دلیل، بین رؤیاهای انسان با حوادث مادی، تفاوتها و شباهتهایی وجود دارد. مثلا انسان در [[رؤیا]] نیز راه میرود، میبیند، سخن میگوید و...؛ اما در عین حال، او در حالت رؤیا [[واقعیت]] یا تصویری از واقعیت را میبیند که برای تطبیق آن بر عالم ماده، نیاز به تعبیر دارد. علومی که از طریق رویا به انسان میرسد، جزء [[علوم حصولی]] به شمار میآیند؛ زیرا در این حالت، انسان خود واقعیت را [[درک]] نمیکند؛ بلکه صورتهای مثالی واسطه بین روح و واقعیت خارجیاند. البته رؤیاهای [[پیامبران]] با رؤیاهای دیگران، در برخی از ویژگیها متفاوتاند؛ مانند اینکه گاهی [[وحی پیامبرانه]] در قالب رؤیا به آنان میرسیده است؛ مانند رؤیای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که دستور [[ذبح]] فرزندش را در آن دریافت کرد؛ اما رؤیاهای غیر آنان، دربردارنده [[وحی نبوی]] نیست. همچنین رؤیاهای [[برگزیدگان خداوند]]، [[معصومانه]] و همواره صادقه است. | |||
اگر [[اثبات]] شود که معارفی به شیوه [[شهودی]] در [[اختیار]] برگزیدگان خداوند قرار میگیرد، جای تردید نمیماند که [[علم]] آن حضوری خواهد بود؛ زیرا در حال [[شهود]]، علومی بر [[قلب]] [[پیامبر]] یا فرد [[برگزیده]] افکنده میشود. | |||
شیوه دریافت از [[روح القدس]]، چندان برای ما روشن نیست؛ اما [[حکم کلی]] آن روشن است. اگر بدون [[ارتباط]] با [[ذهن]] فرد، معارفی از جانب [[روح]] یا [[ارواح]] [[مقدس]] به قلب او [[القا]] شود، [[دانش]] حاصل از آن، حضوری خواهد بود؛ اما اگر این [[علوم]] با وساطت صورتهای [[ذهنی]] ایجاد شود، دانش آن حصولی است. | |||
شیوههای هشتم و نهم، یعنی [[خردورزی]] و استفاده از حواس، دانشهای حصولی به دنبال دارند. | |||
بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روشهای مختلف آن، در حضوری با حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوریاند.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۱۴۶-۱۵۱.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||