←نفی اسرائیلیات
| خط ۱۹۷: | خط ۱۹۷: | ||
=== نفی [[اسرائیلیات]] === | === نفی [[اسرائیلیات]] === | ||
از [[روایات]] نقل شده از [[امامان معصوم]]{{عم}} به دست میآید که یکی دیگر از کارهای آنان، تخطئه و تکذیب دیدگاهها و اخباری از [[یهود]] بوده که به وسیلۀ برخی [[یهودیان]] [[تازه مسلمان]] در بین [[مسلمانان]] منتشر و شایع شده بود؛ ازاینرو، میتوان نفی اسرائیلیات را نیز یکی از جهات نقش [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] در تفسیر به شمار آورد. نمونهای از آن روایات را بهعنوان [[شاهد]] این مدعا یادآور میشوم: | از [[روایات]] نقل شده از [[امامان معصوم]]{{عم}} به دست میآید که یکی دیگر از کارهای آنان، تخطئه و تکذیب دیدگاهها و اخباری از [[یهود]] بوده که به وسیلۀ برخی [[یهودیان]] [[تازه مسلمان]] در بین [[مسلمانان]] منتشر و شایع شده بود؛ ازاینرو، میتوان نفی اسرائیلیات را نیز یکی از جهات نقش [[مفسران]] برگزیدۀ [[خدا]] در تفسیر به شمار آورد. نمونهای از آن روایات را بهعنوان [[شاهد]] این مدعا یادآور میشوم: | ||
[[زراره]] گوید: در کنار [[ابو جعفر]] ([[امام باقر]]{{ع}}) رو به خانۀ [[کعبه]] نشسته بودم، مردی از [[بجیله]] (قبیلهای از [[یمن]]) به نام [[عاصم بن عمر]] به آن حضرت گفت: [[کعب الاحبار]] میگوید: کعبه در هر صبح برای [[بیت المقدس]] [[سجده]] میکند. ابو جعفر{{ع}} فرمود: دربارۀ آنچه کعب گفته است، چه میگویی؟ گفت: راست است. [[ابو جعفر]]{{ع}} با حالت [[خشم]] فرمود: [[دروغ]] گفتی و [[کعب الاحبار]] [نیز] به تو [[دروغ]] گفته است. | |||
[[زراره]] گوید: آن [[حضرت]] را ندیدم که به کسی جز او [اینچنین] روی آورد و بگوید: دروغ گفتی! سپس فرمود: [[خدا]] هیچ بقعهای را در [[زمین]] [[خلق]] نکرده که در نزدش محبوبتر و گرامیتر از این [[خانه]] باشد<ref>حویزی، نور الثقلین، ج۲، ص۲۱۴-۲۱۵. این روایت از کافی و سند آن نیز صحیح است.</ref>. | [[زراره]] گوید: آن [[حضرت]] را ندیدم که به کسی جز او [اینچنین] روی آورد و بگوید: دروغ گفتی! سپس فرمود: [[خدا]] هیچ بقعهای را در [[زمین]] [[خلق]] نکرده که در نزدش محبوبتر و گرامیتر از این [[خانه]] باشد<ref>حویزی، نور الثقلین، ج۲، ص۲۱۴-۲۱۵. این روایت از کافی و سند آن نیز صحیح است.</ref>. | ||
در روایتی آمده است که [[امام رضا]]{{ع}} در تخطئۀ داستانی که در مورد [[حضرت داوود]]{{ع}} و دنبال کردن پرنده و نظر کردن به [[همسر]] اوریا و... نقل کردهاند، فرمود: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref>؛ {{متن حدیث|لَقَدْ نَسَبْتُمْ نَبِيّاً مِنْ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ إِلَى التَّهَاوُنِ بِصَلَاتِهِ حَتَّى خَرَجَ فِي أَثَرِ الطَّيْرِ ثُمَّ بِالْفَاحِشَةِ ثُمَّ بِالْقَتْلِ}}<ref>بحرانی،البرهان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۴۴، ح۲.</ref>؛ | |||
از [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} [[روایت]] شده که فرمود: هر شخصی را پیش من آورند که [[گمان]] داشته باشد [[حضرت داوود]]{{ع}} با همسر اوریا [[ازدواج]] کرده، دو حدّ [[کیفر]] بر او جاری میکنم؛ یکی به خاطر [[پیامبری]] و دیگری به خاطر [[اسلام]]»<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۷۳۶ (تفسیر آیات ۲۱-۲۵ سوره ص).</ref>. | از [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} [[روایت]] شده که فرمود: هر شخصی را پیش من آورند که [[گمان]] داشته باشد [[حضرت داوود]]{{ع}} با همسر اوریا [[ازدواج]] کرده، دو حدّ [[کیفر]] بر او جاری میکنم؛ یکی به خاطر [[پیامبری]] و دیگری به خاطر [[اسلام]]»<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۷۳۶ (تفسیر آیات ۲۱-۲۵ سوره ص).</ref>. | ||
در [[تفسیر]] {{متن قرآن|رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ}}<ref>«آنها را نزد من بازگردانید! آنگاه به دست کشیدن به ساق و گردنها (ی آنها) آغازید» سوره ص، آیه ۳۳.</ref> از [[ابن عباس]] روایت کردهاند که گفت: معنای این [[آیه]] را از [[امام علی]]{{ع}} پرسیدم: فرمود: دربارۀ این آیه چه معنایی به تو رسیده است؟ گفتم: از کعب شنیدم که در تفسیر این آیه میگفت: [[سلیمان]] به دیدن اسبهایی که بر او عرضه داشتند، سرگرم شد تا اینکه وقت [[نماز]] گذشت، پس گفت: آنها اسبها را که چهارده تا بودند به من برگردانید، پس [[فرمان]] داد پاها و گردنهای آنها را با [[شمشیر]] بزنند و آنها را کشتند، پس [[خداوند]] | |||
در [[تفسیر]] {{متن قرآن|رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ}}<ref>«آنها را نزد من بازگردانید! آنگاه به دست کشیدن به ساق و گردنها (ی آنها) آغازید» سوره ص، آیه ۳۳.</ref> از [[ابن عباس]] روایت کردهاند که گفت: معنای این [[آیه]] را از [[امام علی]]{{ع}} پرسیدم: فرمود: دربارۀ این آیه چه معنایی به تو رسیده است؟ گفتم: از کعب شنیدم که در تفسیر این آیه میگفت: [[سلیمان]] به دیدن اسبهایی که بر او عرضه داشتند، سرگرم شد تا اینکه وقت [[نماز]] گذشت، پس گفت: آنها اسبها را که چهارده تا بودند به من برگردانید، پس [[فرمان]] داد پاها و گردنهای آنها را با [[شمشیر]] بزنند و آنها را کشتند، پس [[خداوند]] به [[کیفر]] آن چهارده [[روز]] [[فرمانروایی]] را از او گرفت؛ زیرا که وی به اسبها به واسطۀ کشتن آنها [[ستم]] کرد. [[امام علی]]{{ع}} فرمود: کعب [[دروغ]] گفته است. [[سلیمان]] روزی به خاطر اینکه قصد [[جهاد با دشمن]] داشت، به نمایش اسبها مشغول شد تا اینکه [[خورشید]] غروب کرد، پس به [[فرمان]] [[خدای متعال]] به [[فرشتگان]] [[نگهبان]] خورشید فرمود آن را به من برگردانید؛ پس آن را برگرداندند و [[سلیمان]] [[نماز عصر]] را در وقتش به جای آورد و البته [[پیامبران]] ستم نمیکنند و به [[ظلم]] فرمان نمیدهند؛ زیرا آنان [[معصوم]] و پاکاند»<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۷۴۱.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۱۱۲-۱۱۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||