پرش به محتوا

تفسیر طبری (کتاب): تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۹: خط ۳۹:
[[سیوطی]] در [[وصف]] آن گفته است: این، [[برترین]] [[تفسیرها]] است و همان‌گونه که همۀ دانشمندان گفته‌اند، مانند آن تألیف نشده است؛ زیرا در آن بین [[روایت]] و [[درایت]] جمع شده و هیچ‌کس نه پیش از آن و نه بعد از آن در این ویژگی با آن مشارکت نکرده است<ref>سیوطی، طبقات الحفاظ، ص۹۶.</ref> و در پاسخ به این سؤال که برای مطالعه به کدام‌ یک از تفسیرها [[ارشاد]] و نگاه‌ کننده در آن را وادار می‌کنی که به آن [[اعتماد]] کند؟ گفته است: تفسیر [[امام]] ابی جعفر طبری که همه [[عالمان]] معتبر بر بی‌نظیر بودن آن در تفسیر اتفاق‌نظر دارند<ref>سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۱۲۳۷.</ref>. گفته‌اند: [[ابن تیمیه]] آن را صحیح‌ترین تفسیرهای موجود می‌دانسته؛ زیرا گفته‌های [[سلف]] را با سندهای ثابت آورده و در آن بدعتی نیست و از متهمان مانند [[مقاتل بن بکیر]] و کلبی نقل نمی‌کند<ref>ر.ک: شکوکانی، فهرس احادیث الطبری، ص۳. درخور ذکر است که در برخی سندهای روایات تفسیر طبری، کلبی - دیده می‌شود (برای نمونه ر.ک: طبری، جامع البیان، ط‍، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۰ ه‍‌.ق، ج۱، ص۵۷، ح۷۲ و ص۱۲۵، ح۲۴۶).</ref>.
[[سیوطی]] در [[وصف]] آن گفته است: این، [[برترین]] [[تفسیرها]] است و همان‌گونه که همۀ دانشمندان گفته‌اند، مانند آن تألیف نشده است؛ زیرا در آن بین [[روایت]] و [[درایت]] جمع شده و هیچ‌کس نه پیش از آن و نه بعد از آن در این ویژگی با آن مشارکت نکرده است<ref>سیوطی، طبقات الحفاظ، ص۹۶.</ref> و در پاسخ به این سؤال که برای مطالعه به کدام‌ یک از تفسیرها [[ارشاد]] و نگاه‌ کننده در آن را وادار می‌کنی که به آن [[اعتماد]] کند؟ گفته است: تفسیر [[امام]] ابی جعفر طبری که همه [[عالمان]] معتبر بر بی‌نظیر بودن آن در تفسیر اتفاق‌نظر دارند<ref>سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۱۲۳۷.</ref>. گفته‌اند: [[ابن تیمیه]] آن را صحیح‌ترین تفسیرهای موجود می‌دانسته؛ زیرا گفته‌های [[سلف]] را با سندهای ثابت آورده و در آن بدعتی نیست و از متهمان مانند [[مقاتل بن بکیر]] و کلبی نقل نمی‌کند<ref>ر.ک: شکوکانی، فهرس احادیث الطبری، ص۳. درخور ذکر است که در برخی سندهای روایات تفسیر طبری، کلبی - دیده می‌شود (برای نمونه ر.ک: طبری، جامع البیان، ط‍، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۰ ه‍‌.ق، ج۱، ص۵۷، ح۷۲ و ص۱۲۵، ح۲۴۶).</ref>.


[[حاج خلیفه]] با عنوان [[تفسیر]] [[ابن جریر]] از این تفسیر یاد کرده و بعد از نقل سخن [[سیوطی]] درباره آن، از «[[نووی]]» نقل کرده که گفته است: «[[امت]] [[اجماع]] دارند که [[تفسیری]] مانند [[تفسیر طبری]] تألیف نشده است» و به روایتی از ابن جریر اشاره کرده که به اصحابش گفت: آیا برای «[[تفسیر القرآن]]» که نوشته‌ام نشاط‍ حال و حوصلۀ مطالعۀ آن را دارید؟ گفتند: چه مقدار است‌؟ گفت: سی هزار برگ. گفتند: این مقدار قبل از اینکه به پایان رسد، عمرها را از بین می‌برد! پس [[[طبری]]] آن را در سه هزار برگ خلاصه کرد<ref>حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۱، ص۴۳۷.</ref>.
[[حاج خلیفه]] با عنوان [[تفسیر]] [[ابن جریر]] از این تفسیر یاد کرده و بعد از نقل سخن [[سیوطی]] درباره آن، از «[[نووی]]» نقل کرده که گفته است: «[[امت]] [[اجماع]] دارند که [[تفسیری]] مانند [[تفسیر طبری]] تألیف نشده است» و به روایتی از ابن جریر اشاره کرده که به اصحابش گفت: آیا برای «[[تفسیر القرآن]]» که نوشته‌ام نشاط‍ حال و حوصلۀ مطالعۀ آن را دارید؟ گفتند: چه مقدار است‌؟ گفت: سی هزار برگ. گفتند: این مقدار قبل از اینکه به پایان رسد، عمرها را از بین می‌برد! پس [[طبری]] آن را در سه هزار برگ خلاصه کرد<ref>حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۱، ص۴۳۷.</ref>.


طبری در کتاب [[تاریخ]] خود از این تفسیر با نام «جامع البیان عن تأویل آی القرآن» یاد کرده است<ref>ر.ک: تاریخ الطبری المعروف بتاریخ الامم و الملوک، ج۱، ص۸۹.</ref>. [[یاقوت حموی]] نیز از اجازه‌نامه‌ای نوشته شده در سال ۳۳۶ ه‍‌. ق به خط‍ [[عبدالله بن احمد فرغانی]]، خبر داده است که در آن به برخی تألیفات طبری اشاره و از این تفسیر با نام جامع البیان عن تأویل آی القرآن یاد شده<ref>ر.ک: حموی، معجم الادباء، ج۹، جزء ۱۸، ص۴۴.</ref> و خود نیز در معرفی طبری، این تفسیر را با همین نام از کتاب‌های وی به شمار آورده است<ref>ر.ک: حموی، معجم الادباء، ج۹، جزء ۱۸، ص۶۱.</ref>.
طبری در کتاب [[تاریخ]] خود از این تفسیر با نام «جامع البیان عن تأویل آی القرآن» یاد کرده است<ref>ر.ک: تاریخ الطبری المعروف بتاریخ الامم و الملوک، ج۱، ص۸۹.</ref>. [[یاقوت حموی]] نیز از اجازه‌نامه‌ای نوشته شده در سال ۳۳۶ ه‍‌. ق به خط‍ [[عبدالله بن احمد فرغانی]]، خبر داده است که در آن به برخی تألیفات طبری اشاره و از این تفسیر با نام جامع البیان عن تأویل آی القرآن یاد شده<ref>ر.ک: حموی، معجم الادباء، ج۹، جزء ۱۸، ص۴۴.</ref> و خود نیز در معرفی طبری، این تفسیر را با همین نام از کتاب‌های وی به شمار آورده است<ref>ر.ک: حموی، معجم الادباء، ج۹، جزء ۱۸، ص۶۱.</ref>.
خط ۶۷: خط ۶۷:
در تفسیر {{متن قرآن|هُدًى}} در [[آیه]] {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref> «این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref> پس از نقل دو اثر از [[شعبی]] و برخی [[صحابه]]، بیش از یک صفحه بحث ادبی مطرح کرده و احتمالاتی را در [[اعراب]] و معنای «هدی» بررسی کرده است<ref>.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۱۰۴، ح۱۷۴، ۱۷۵ و ۱۷۶.</ref>.
در تفسیر {{متن قرآن|هُدًى}} در [[آیه]] {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref> «این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref> پس از نقل دو اثر از [[شعبی]] و برخی [[صحابه]]، بیش از یک صفحه بحث ادبی مطرح کرده و احتمالاتی را در [[اعراب]] و معنای «هدی» بررسی کرده است<ref>.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۱۰۴، ح۱۷۴، ۱۷۵ و ۱۷۶.</ref>.


از ویژگی‌های دیگر این تفسیر این است که [[روایات]] و [[آثار تفسیری]] را با سند نقل می‌کند و از این جهت، این تفسیر منبعی معتبر و دست اول برای دست یافتن به [[روایات]] و [[آثار تفسیری]] [[اهل تسنن]] همراه با سند است. در چاپ اخیر این [[تفسیر]] که روایات و آثار تفسیری شماره‌گذاری شده است، رقم روایات و آثار نقل شده در آن به عدد ۳۸۳۹۷ رسیده است و این از گستردگی استناد به روایات و آثار در این تفسیر حکایت می‌کند، ولی از [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}} روایات و آثار اندکی نقل شده است؛ به‌عنوان [[شاهد]]، در [[تفسیر سوره فاتحه]] از ۷۴ [[روایت]] و اثر فقط‍ سه مورد از [[امام علی]]{{ع}} (دو مورد به واسطه آن [[حضرت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} و یک مورد از خود آن حضرت) روایت نقل شده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۱۰۴، ح۱۷۴، ۱۷۵ و ۱۷۶.</ref> و از سایر [[اهل بیت]] هیچ روایتی نقل نشده است و طبق آنچه در فهرست [[احادیث]] این تفسیر آمده است، در تمام این تفسیر فقط‍ یک [[حدیث]] از [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱۲، ص۶۵۳، ح۳۷۷۱۴.</ref> و دو حدیث از [[امام محمد باقر]]{{ع}}<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۲۹۱، ح۱۶۲۳۲ و ص۳۰۷، ح۱۶۳۹۱.</ref> و چهار حدیث از [[امام علی بن الحسین]]{{عم}}<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۸، ص۱۳۳، ح۲۲۶۳۹ و ۲۲۶۴۰ و ج۱۰، ص۳۰۳، ح۲۸۵۲۱ و ج۱۲، ص۵۰۵، ح۳۶۷۲۵ ناگفته نماند که ح۳۶۷۲۵ و ۲۲۶۳۹ یک حدیث است که در دوجا آمده است.</ref> نقل شده است.
از ویژگی‌های دیگر این تفسیر این است که [[روایات]] و [[آثار تفسیری]] را با سند نقل می‌کند و از این جهت، این تفسیر منبعی معتبر و دست اول برای دست یافتن به [[روایات]] و [[آثار تفسیری]] [[اهل تسنن]] همراه با سند است. در چاپ اخیر این [[تفسیر]] که روایات و آثار تفسیری شماره‌گذاری شده است، رقم روایات و آثار نقل شده در آن به عدد ۳۸۳۹۷ رسیده است و این از گستردگی استناد به روایات و آثار در این تفسیر حکایت می‌کند، ولی از [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}} روایات و آثار اندکی نقل شده است؛ به‌عنوان [[شاهد]]، در [[تفسیر]] [[سوره فاتحه]] از ۷۴ [[روایت]] و اثر فقط‍ سه مورد از [[امام علی]]{{ع}} (دو مورد به واسطه آن [[حضرت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} و یک مورد از خود آن حضرت) روایت نقل شده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۱۰۴، ح۱۷۴، ۱۷۵ و ۱۷۶.</ref> و از سایر [[اهل بیت]] هیچ روایتی نقل نشده است و طبق آنچه در فهرست [[احادیث]] این تفسیر آمده است، در تمام این تفسیر فقط‍ یک [[حدیث]] از [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱۲، ص۶۵۳، ح۳۷۷۱۴.</ref> و دو حدیث از [[امام محمد باقر]]{{ع}}<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۲۹۱، ح۱۶۲۳۲ و ص۳۰۷، ح۱۶۳۹۱.</ref> و چهار حدیث از [[امام علی بن الحسین]]{{عم}}<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۸، ص۱۳۳، ح۲۲۶۳۹ و ۲۲۶۴۰ و ج۱۰، ص۳۰۳، ح۲۸۵۲۱ و ج۱۲، ص۵۰۵، ح۳۶۷۲۵ ناگفته نماند که ح۳۶۷۲۵ و ۲۲۶۳۹ یک حدیث است که در دوجا آمده است.</ref> نقل شده است.


همچنین ذکر روایات [[فضائل]] اهل بیت پیامبر{{عم}} در این تفسیر بسیار کمرنگ است. آقای [[رضا استادی]] در مقاله‌ای با عنوان «[[اهل بیت رسالت در تفسیر طبری (مقاله)|اهل بیت رسالت در تفسیر طبری]]» با بررسی مطالب [[تفسیری]] [[طبری]] در مورد سی [[آیه]] از [[آیات]] مرتبط‍ با [[فضائل اهل بیت]]{{عم}} به این نتیجه رسیده است که طبری از آن دسته از [[دانشمندان]] اهل تسنن است که از ذکر روایات فضائل اهل بیت خودداری می‌کنند و گرفتار خود سانسوری هستند؛ زیرا با اینکه در این تفسیر ذکر روایات بیش از حد مورد [[عنایت]] است و روایات مربوط‍ به آیات به صورت گسترده نقل می‌شود، نویسنده در ذیل آن سی [[آیه]]، یا هیچ روایتی از [[روایات]] [[فضائل]] را نیاورده و یا به‌گونه‌ای تردیدآمیز آورده است<ref>ر.ک: استادی، مقاله «اهل بیت رسالت در تفسیر طبری» در کتاب شناخت‌نامه قرآن، گردآوری محمد جواد صاحبی، ج۲، ص۲۳۳-۲۵۹.</ref>؛ برای نمونه، در ذیل {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> در چندین کتاب [[اهل تسنن]] و از جمله در کتاب [[الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور (کتاب)|الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور]] [[سیوطی]] [[روایت]] شده که از [[رسول خدا]]{{صل}} پرسیدند: مراد از کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش تلقی کرد، چیست‌؟ [[حضرت]] فرمود: آدم [[خدای تعالی]] را [[سوگند]] داد به [[حق]] [[محمد]]، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]] که توبه‌اش را بپذیرد، [[خداوند]] هم توبۀ او را پذیرفت<ref>ر.ک: استادی، مقاله «اهل بیت رسالت در تفسیر طبری» در کتاب شناخت‌نامه قرآن، گردآوری محمد جواد صاحبی، ج۲، ص۲۳۷؛ سیوطی، الدر المنثور، ط،‍ دار الفکر، ج۱، ص۱۴۷ (ذیل آیه یادشده).</ref>، ولی در [[تفسیر طبری]] با اینکه درصدد ذکر اقوال و آثار مختلف دربارۀ این آیه بوده، به روایت یادشده اشاره‌ای نکرده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۲۸۰-۲۸۳ ذیل آیه فوق.</ref>.
همچنین ذکر روایات [[فضائل]] اهل بیت پیامبر{{عم}} در این تفسیر بسیار کمرنگ است. آقای [[رضا استادی]] در مقاله‌ای با عنوان «[[اهل بیت رسالت در تفسیر طبری (مقاله)|اهل بیت رسالت در تفسیر طبری]]» با بررسی مطالب [[تفسیری]] [[طبری]] در مورد سی [[آیه]] از [[آیات]] مرتبط‍ با [[فضائل اهل بیت]]{{عم}} به این نتیجه رسیده است که طبری از آن دسته از [[دانشمندان]] اهل تسنن است که از ذکر روایات فضائل اهل بیت خودداری می‌کنند و گرفتار خود سانسوری هستند؛ زیرا با اینکه در این تفسیر ذکر روایات بیش از حد مورد [[عنایت]] است و روایات مربوط‍ به آیات به صورت گسترده نقل می‌شود، نویسنده در ذیل آن سی [[آیه]]، یا هیچ روایتی از [[روایات]] [[فضائل]] را نیاورده و یا به‌گونه‌ای تردیدآمیز آورده است<ref>ر.ک: استادی، مقاله «اهل بیت رسالت در تفسیر طبری» در کتاب شناخت‌نامه قرآن، گردآوری محمد جواد صاحبی، ج۲، ص۲۳۳-۲۵۹.</ref>؛ برای نمونه، در ذیل {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ...}}<ref>«آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۳۷.</ref> در چندین کتاب [[اهل تسنن]] و از جمله در کتاب [[الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور (کتاب)|الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور]] [[سیوطی]] [[روایت]] شده که از [[رسول خدا]]{{صل}} پرسیدند: مراد از کلماتی که [[آدم]] از پروردگارش تلقی کرد، چیست‌؟ [[حضرت]] فرمود: آدم [[خدای تعالی]] را [[سوگند]] داد به [[حق]] [[محمد]]، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]] که توبه‌اش را بپذیرد، [[خداوند]] هم توبۀ او را پذیرفت<ref>ر.ک: استادی، مقاله «اهل بیت رسالت در تفسیر طبری» در کتاب شناخت‌نامه قرآن، گردآوری محمد جواد صاحبی، ج۲، ص۲۳۷؛ سیوطی، الدر المنثور، ط،‍ دار الفکر، ج۱، ص۱۴۷ (ذیل آیه یادشده).</ref>، ولی در [[تفسیر طبری]] با اینکه درصدد ذکر اقوال و آثار مختلف دربارۀ این آیه بوده، به روایت یادشده اشاره‌ای نکرده است<ref>ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۱، ص۲۸۰-۲۸۳ ذیل آیه فوق.</ref>.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش