پرش به محتوا

علم حصولی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
==مقدمه==
==مقدمه==
ممکن است مراد از [[علم حصولی معصوم]] یکی از موارد زیر باشد:
ممکن است مراد از [[علم حصولی معصوم]] یکی از موارد زیر باشد:
# [[علم حصولی]] در اصطلاح [[فلسفه]] و [[منطق]] و [[معرفت‌شناسی]]: به [[دانش|دانشی]] گفته می‌شود که از طریق [[صورت‌های ذهنی]] حاصل می‌شود. این [[علم]]، [[علم اکتسابی|اکتسابی]] است و از راه [[ابزارهای حسی]]؛ مانند: [[چشم]] و [[گوش]] و دیگر [[حواس]] [[ادراک|ادراکی]] به‌ دست می‌‏آید. در مقابل، در [[علم حضوری]] که ابزار آن [[قلب]] یا [[روح انسان]] است، خود معلوم نزد عالِم ([[روح]]) حاضر می‌شود. این اصطلاح هماهنگ با اصطلاحات منطق و فلسفه و [[شناخت‌شناسی]] است.
# [[علم حصولی]] در اصطلاح [[فلسفه]] و منطق و [[معرفت‌شناسی]]: به [[دانش|دانشی]] گفته می‌شود که از طریق [[صورت‌های ذهنی]] حاصل می‌شود. این [[علم]]، [[علم اکتسابی|اکتسابی]] است و از راه [[ابزارهای حسی]]؛ مانند: [[چشم]] و [[گوش]] و دیگر [[حواس]] [[ادراک|ادراکی]] به‌ دست می‌‏آید. در مقابل، در [[علم حضوری]] که ابزار آن [[قلب]] یا [[روح انسان]] است، خود معلوم نزد عالِم ([[روح]]) حاضر می‌شود. این اصطلاح هماهنگ با اصطلاحات منطق و فلسفه و شناخت‌شناسی است.
#علم حصولی در اصطلاح برخی [[دانشمندان]] [[کلام]] و [[امام‌شناسی]]: به معنای "[[علم ارادی]]" است. کسانی که اینگونه تعبیراتی آورده‌اند هنگام [[سخن]] از "علم حضوری"، مراد آنان در اغلب، «[[علم فعلی]]» است: "مراد از علم حضوری او ([[امام]]) آشکار شدن معلومات نزد او به طور [[علم بالفعل|بالفعل]] است، در مقابل [[علم شأنی]]، [[علم بالقوه|بالقوه]] و به هنگام [[اراده]] که از آن این گونه تعبیر می‌شود: "اگر بخواهد که بداند، می‌داند"<ref>سید عبدالحسین لاری، المعارف السلمانیة، ص۲۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶.</ref>.
#علم حصولی در اصطلاح برخی [[دانشمندان]] [[کلام]] و [[امام‌شناسی]]: به معنای "[[علم ارادی]]" است. کسانی که اینگونه تعبیراتی آورده‌اند هنگام [[سخن]] از "علم حضوری"، مراد آنان در اغلب، «[[علم فعلی]]» است: "مراد از علم حضوری او ([[امام]]) آشکار شدن معلومات نزد او به طور [[علم بالفعل|بالفعل]] است، در مقابل [[علم شأنی]]، [[علم بالقوه|بالقوه]] و به هنگام [[اراده]] که از آن این گونه تعبیر می‌شود: "اگر بخواهد که بداند، می‌داند"<ref>سید عبدالحسین لاری، المعارف السلمانیة، ص۲۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶.</ref>.


خط ۱۴: خط ۱۴:


==معناشناسی==
==معناشناسی==
علم حصولی به دانشی می‌گویند که از طریق صورت‌های [[ذهنی]] حاصل می‌شود. [[علوم حصولی]] در واقع تصاویری است که از عالَم در [[ذهن]] [[انسان]] وجود دارد، آشنایی انسان با [[عالم]] خارج از طریق تصویرهایی است که از آن در ذهن دارد و الا خود عالم به عینه در [[درون انسان]] وجود ندارد. این علم، اکتسابی بوده و از راه ابزارهای [[حسی]]، مانند چشم و گوش و دیگر حواس ادراکی به‌ دست می‌‏آید. در مقابل، در علم حضوری که ابزار آن قلب یا روح انسان است، خود معلوم نزد عالِم حاضر می‌شود بنابراین در علم حصولی، بین عالم و معلوم "صورت ذهنی" فاصله است؛ اما در علم حضوری، بین عالم و معلوم چیزی فاصله نیست و خود معلوم [[ادراک]] می‌شود، نه صورتی از آن<ref>مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج ۱، ص۱۵۳ و ۱۷۱ و ج ۲، ص۳۳۰.</ref>. به خاطر همین ویژگی است که [[علم حضوری]] [[خطا]] ناپذیر است؛ زیرا در علم حضوری خود [[واقعیت]] [[عینی]]، نزد عالِم حاضر می‌گردد، به خلاف موارد [[علم حصولی]] که صورت‌ها و مفاهیم [[ذهنی]]، نقش میانجی را ایفاء می‌کنند و ممکن است مطابقت کامل با اشیاء و اشخاص [[خارجی]] را نداشته باشند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۰؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۰؛ [[زهرةالسادات میرترابی حسینی|میرترابی حسینی، زهرةالسادات]]، [[علم لدنی در قرآن و حدیث (پایان‌نامه)|علم لدنی در قرآن و حدیث]]، ص۲۶.</ref>.
علم حصولی به دانشی می‌گویند که از طریق صورت‌های [[ذهنی]] حاصل می‌شود. [[علوم حصولی]] در واقع تصاویری است که از عالَم در [[ذهن]] [[انسان]] وجود دارد، آشنایی انسان با [[عالم]] خارج از طریق تصویرهایی است که از آن در ذهن دارد و الا خود عالم به عینه در [[درون انسان]] وجود ندارد. این علم، اکتسابی بوده و از راه ابزارهای [[حسی]]، مانند چشم و گوش و دیگر حواس ادراکی به‌ دست می‌‏آید. در مقابل، در علم حضوری که ابزار آن قلب یا روح انسان است، خود معلوم نزد عالِم حاضر می‌شود؛ بنابراین در علم حصولی، بین عالم و معلوم "صورت ذهنی" فاصله است؛ اما در علم حضوری، بین عالم و معلوم چیزی فاصله نیست و خود معلوم [[ادراک]] می‌شود، نه صورتی از آن<ref>مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج ۱، ص۱۵۳ و ۱۷۱ و ج ۲، ص۳۳۰.</ref>. به خاطر همین ویژگی است که [[علم حضوری]] [[خطا]] ناپذیر است؛ زیرا در علم حضوری خود [[واقعیت]] [[عینی]]، نزد عالِم حاضر می‌گردد، به خلاف موارد [[علم حصولی]] که صورت‌ها و مفاهیم [[ذهنی]]، نقش میانجی را ایفاء می‌کنند و ممکن است مطابقت کامل با اشیاء و اشخاص [[خارجی]] را نداشته باشند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۴۶-۱۵۱؛ [[حسن مهدی‌فر|مهدی‌فر، حسن]]، [[علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن (پایان‌نامه)|علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن]]، ص۲۰؛ [[سید امین موسوی|موسوی، سید امین]]، [[گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی (کتاب)|گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی]]، ص۲۰؛ [[زهرةالسادات میرترابی حسینی|میرترابی حسینی، زهرةالسادات]]، [[علم لدنی در قرآن و حدیث (پایان‌نامه)|علم لدنی در قرآن و حدیث]]، ص۲۶.</ref>.


در تفاوت میان علم حصولی و حضوری گفته شده است: "علم حصولی یعنی [[علمی]] که واقعیت [[علم]]، با واقعیت معلوم دوتاست، مثل علمِ ما به [[زمین]]، [[آسمان]] و...، ولی علم حضوری آن است که واقعیت معلوم، عین واقعیت علم است و شیء ادراک کننده بدون وساطتِ تصویر ذهنی، [[شخصیت]] [[واقعی]] معلوم را می‌یابد. علم حضوری و حصولی، در ناحیۀ "عالِم" هم با یکدیگر تفاوت دارند یعنی در "علم حضوری قوّه مخصوص و ابزار مخصوصی دخالت نمی‌کند بلکه عالِم با ذات و واقعیت خود، واقعیت معلوم را می‌یابد، اما در علم حصولی، قوّۀ مخصوص از قوای مختلف [[نفسانی]] که کارش صورت‌گیری و تصویر‌سازی است، دخالت می‌کند و پس از تهیه صورت عالِم می‌شود. در واقع علم حصولی به دستگاه [[ذهن]] یا دستگاه ادراکی مربوط است ولی در علم حضوری، دستگاه‌های مختلف نفسانی دخالتی ندارند"<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، با مقدمه و پاورقی شهید مرتضی مطهری، ج ۲، ص۲۸ و ۲۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[زهرةالسادات میرترابی حسینی|میرترابی حسینی، زهرةالسادات]]، [[علم لدنی در قرآن و حدیث (پایان‌نامه)|علم لدنی در قرآن و حدیث]]، ص۲۶.</ref>
در تفاوت میان علم حصولی و حضوری گفته شده است: "علم حصولی یعنی [[علمی]] که واقعیت [[علم]]، با واقعیت معلوم دوتاست، مثل علمِ ما به [[زمین]]، [[آسمان]] و...، ولی علم حضوری آن است که واقعیت معلوم، عین واقعیت علم است و شیء ادراک کننده بدون وساطتِ تصویر ذهنی، [[شخصیت]] [[واقعی]] معلوم را می‌یابد. علم حضوری و حصولی، در ناحیۀ "عالِم" هم با یکدیگر تفاوت دارند یعنی در "علم حضوری قوّه مخصوص و ابزار مخصوصی دخالت نمی‌کند بلکه عالِم با ذات و واقعیت خود، واقعیت معلوم را می‌یابد، اما در علم حصولی، قوّۀ مخصوص از قوای مختلف [[نفسانی]] که کارش صورت‌گیری و تصویر‌سازی است، دخالت می‌کند و پس از تهیه صورت عالِم می‌شود. در واقع علم حصولی به دستگاه [[ذهن]] یا دستگاه ادراکی مربوط است ولی در علم حضوری، دستگاه‌های مختلف نفسانی دخالتی ندارند"<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، با مقدمه و پاورقی شهید مرتضی مطهری، ج ۲، ص۲۸ و ۲۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[زهرةالسادات میرترابی حسینی|میرترابی حسینی، زهرةالسادات]]، [[علم لدنی در قرآن و حدیث (پایان‌نامه)|علم لدنی در قرآن و حدیث]]، ص۲۶.</ref>
خط ۲۱: خط ۲۱:


==حصولی یا [[حضوری بودن علم]] [[معصوم]]==
==حصولی یا [[حضوری بودن علم]] [[معصوم]]==
آیا علوم [[معصومین]]{{ع}} حضوری است یا حصولی؟ در [[پاسخ]] باید گفت، [[امام]] هم مانند همۀ انسان‌های دیگر علومی دارد که از طریق به‌کارگیری [[حواس ظاهری]] به دست می‌آید<ref>ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص۵ و ۶.</ref>، منتها راه‌های کسب علوم امامان{{ع}} را می‌توان در چند طریق بیان کرد:
آیا علوم [[معصومین]]{{ع}} حضوری است یا حصولی؟ در [[پاسخ]] باید گفت، [[معصوم]] هم مانند همۀ انسان‌های دیگر علومی دارد که از طریق به‌کارگیری [[حواس ظاهری]] به دست می‌آید<ref>ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص۵ و ۶.</ref>، منتها راه‌های کسب علوم معصومین را می‌توان در چند طریق بیان کرد:
# [[نزول]] بی‌واسطۀ [[وحی]] بر [[قلب]]: مانند مواردی که [[حقایق]]، بدون واسطۀ [[حضرت جبرئیل]] بر قلب [[پیامبر]]{{صل}} نازل می‌شد. در [[روایات]] آمده است که این روش، سنگین‌ترین حالت برای آن حضرت بود و [[بدن]] مبارکشان عرق می‌کرد و از ‌حال می‌رفت<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۱۸، ص۲۶۰.</ref>. [[الهام]] و القای [[روح القدس]] را نیز می‌توان از این قسم دانست.
#دریافت علوم از [[فرشتگان]]: مانند [[نزول جبرئیل]] بر پیامبر{{صل}} و آوردن [[آیات قرآن]]: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را  پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>.
#دریافت با واسطۀ غیر فرشتگان: مانند [[دریافت وحی]] از طریق شنیدن صدا از یک درخت، آن‌گونه که در جریان [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} در [[زمین]] [[مقدس]] طوی محقق شد: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي مِن شَاطِئِ الْوَادِي الأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«چون به آن (آتش) رسيد از كناره راست آن درّه در آن پاره زمين خجسته، از آن درخت بانگ برآمد كه: اى موسى! منم، خداوند پروردگار جهانيان»؛ سورۀ قصص، آیۀ ۳۰.</ref>.
# [[نزول وحی]] در [[خواب]]: مانند [[ابلاغ]] ماموریت [[ذبح]] [[حضرت اسماعیل]] به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref> و موارد دیگری مانند: [[شهود حقایق]]، بهره‌گیری از حواس و....
 
راه اول، جزء [[علوم حضوری]] محسوب می‌شود زیرا این علوم بدون هر واسطه‌ای، از جانب [[خدا]] بر قلب پیامبر نازل می‌شود؛ الهام نیز دانشی حضوری است زیرا به ‌طور مستقیم به [[قلب]] [[انسان]] افکنده می‌شود.
 
[[ارتباط با فرشتگان]] نیز دو گونه است: گاهی [[ارتباط]] با [[حقیقت]] [[ملکوتی]] آنان است که در این صورت، [[علوم]] دریافتی حضوری خواهد بود<ref>سورۀ بقره، آیۀ ۹۷.</ref> و گاهی [[ارتباط با فرشته]]، همراه با تجسد مادی اوست، در این صورت، [[دانش]] حاصل از این ارتباط، حصولی خواهد بود؛ مانند [[ظهور]] مادی فرشتگانی که [[مأمور]] [[هلاکت]] [[قوم لوط]] بودند<ref>سورۀ هود، آیات ۶۹ و ۸۱.</ref>.
 
در سایر طرق که [[برگزیدگان خداوند]] علوم یا پیام‌هایی [[الهی]] را با واسطه [[امور مادی]] دریافت می‌کنند مانند دیدن یا شنیدن از طریق درخت، اگر دیدن و شنیدن، [[حسی]] و مادی باشد، دانش به دست آمده از آن، حصولی خواهد بود و این گفت‌و‌گو یا دریافت، مانند [[دانش‌های عادی]]، از طریق [[حواس]] [[پیامبر]] انجام شده است، اما اگر حقیقت این نوع [[دیدارها]] و گفت و گو‌ها، [[شهودی]] و غیرحسی باشد، دانش به دست آمده از آنها حضوری خواهد بود. [[اطمینان]] به اینکه آیا [[کسب علم]] از راه حسی بوده است یا شهودی، نیاز به قراین دارد و بدون آن [[داوری]] درباره آنها دشوار است زیرا دیدن و شنیدن، افزون بر امور حسی در [[امور معنوی]] نیز به‌ [[کار]] می‌رود<ref>مانند: سورۀ نجم، ایۀ ۱۱ ـ ۱۴.</ref>؛ لذا علوم باواسطه، ممکن است به شکل حصولی یا حضوری باشند.
 
در مورد دریافت علوم در [[عالم رؤیا]] نیز باید گفت، [[روح انسان]] با عالمی ارتباط می‌یابد که از آن، به [[عالم مثال]] یاد می‌شود، در این حالت، [[چشم]] و حواس مادی انسان در حالت خواب‌اند و انسان با [[روح]] خود به [[مشاهده]] برخی [[حقایق]] می‌پردازد. علومی که از طریق [[رؤیا]] به انسان می‌رسد، جزء [[علوم حصولی]] به ‌شمار می‌آیند؛ زیرا در این حالت، [[انسان]] خود [[واقعیت]] را [[درک]] نمی‌کند؛ بلکه صورت‌های مثالی، واسطۀ بین روح و واقعیت خارجی‌اند. البته اگر [[اثبات]] شود معارفی به شیوه ‌شهودی در [[اختیار]] برگزیدگان خداوند قرار می‌گیرد، جای تردید نمی‌ماند که [[علم]] آن حضوری خواهد بود<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶.</ref>.
 
==نتیجه گیری==
نتیجه اینکه همۀ [[علوم ائمه]] حصولی نیست همچنان که همۀ آن حضوری نیز نبوده است؛ زیرا [[علوم]] از راه حواس نیز بر ایشان حاصل می‌شده است، مگر اینکه بگوئیم [[علوم غیبی]] را که آنها از [[خداوند]] دریافت می‌کنند مانند [[علم خداوند]] است زیرا آنچه محال است این است که علوم ائمه ذاتی باشد، اما اگر علوم آنها وابسته به خداوند باشد، که قطعاً چنین است، مانعی ندارد خداوند از نوع [[علم]] خود هر چند به طور محدود به آنها [[افاضه]] کند. بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روش‌های مختلف آن، در حضوری یا حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوری اند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶؛ [[قاسم علی شیخ‌زاده|شیخ‌زاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایان‌نامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۹.</ref>.
 
==حضوری یا حصولی بودن==
[[علم حصولی]] به دانشی می‌گویند که از طریق صورت‌های [[ذهنی]] حاصل می‌شود. این [[علم]]، اکتسابی است و از راه ابزارهای [[حسی]]، مانند چشم و گوش و دیگر حواس ادراکی به دست می‌آید. در مقابل، در [[علم حضوری]] که ابزار آن [[قلب]] یا [[روح انسان]] است، خود معلوم نزد عالم ([[روح]]) حاضر می‌شود. بنابراین در علم حصولی، بین عالم و معلوم «صورت ذهنی» فاصله است؛ اما در علم حضوری، بین عالم و معلوم چیزی فاصله نیست و خود معلوم [[ادراک]] می‌شود، نه صورتی از آن<ref>ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج۱، ص۱۵۳ و ۱۷۱ و ج۲، ص۳۳۰؛ سیدمحمدحسین طباطبایی، بدایة الحکمة، ص۱۳۸.</ref>. این اصطلاح، در [[آیات]] و [[روایات]] نیست و از اصطلاحاتی است که به تدریج در [[فلسفه]] [[اسلامی]] پیدا شده‌اند. بنابر این، تطبیق آن بر [[علوم ائمه]]{{عم}}، نوعی [[استنباط]] است. با توجه به این معیار که [[علوم حصولی]] با واسطه صورتهای ذهنی به دست می‌آیند و در [[علوم حضوری]]، قلب با روح بدون واسطه حقایقی را [[درک]] می‌کند، می‌توان با نگاهی دوباره به مباحث پیشین، درباره حضوری یا حصولی بودن [[علوم برگزیدگان خداوند]] سخن گفت. بیان شد که [[علوم الهی]] به گونه‌های مختلفی بر [[پیامبران]] عرضه می‌شد. می‌توان این اقسام را به طور خلاصه این گونه دسته‌بندی کرد:
#[[نزول]] بی‌واسطه [[وحی]] بر قلب؛ مانند برخی موارد که [[حقایق]]، بدون واسطه [[حضرت جبرئیل]]{{ع}} بر قلب [[پیامبر اعظم]]{{صل}} نازل می‌شد. در روایات آمده است که این روش، سنگین‌ترین حالت برای آن حضرت بود و [[بدن]] مبارکشان عرق می‌کرد و از حال می‌رفت<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۲۶۰: {{متن حدیث|إِنَّ جَبْرَئِيلَ{{ع}} إِذَا أَتَى النَّبِيَّ{{صل}} لَمْ يَدْخُلْ عَلَيْهِ حَتَّى يَسْتَأْذِنَهُ فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ قَعَدَ بَيْنَ يَدَيْهِ قِعْدَةَ الْعَبْدِ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ عِنْدَ مُخَاطَبَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِيَّاهُ بِغَيْرِ تَرْجُمَانٍ وَ وَاسِطَةٍ}}. همچنین ر.ک: همان، ص۲۵۹ و ۲۷۱.</ref>. [[الهام]] نیز در همین دسته جای می‌گیرد؛ زیرا الهام، افکندن مطالب بر قلب است. [[امداد]] [[روح القدس]] نیز احتمالا به همین شیوه باشد؛ در برخی [[روایات]] بیان شده است که [[روح القدس]] مطالب را به [[قلب]] فرد [[برگزیده]] [[الهام]] می‌کند<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۵۲: {{متن حدیث|تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ وَ أَلْهَمَنَا اللَّهُ إِلْهَاماً}}. در بحث روح القدس در روایات، این موضوع بیشتر بررسی خواهد شد.</ref>؛
#[[نزول]] بی‌واسطه [[وحی]] بر قلب؛ مانند برخی موارد که [[حقایق]]، بدون واسطه [[حضرت جبرئیل]]{{ع}} بر قلب [[پیامبر اعظم]]{{صل}} نازل می‌شد. در روایات آمده است که این روش، سنگین‌ترین حالت برای آن حضرت بود و [[بدن]] مبارکشان عرق می‌کرد و از حال می‌رفت<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۲۶۰: {{متن حدیث|إِنَّ جَبْرَئِيلَ{{ع}} إِذَا أَتَى النَّبِيَّ{{صل}} لَمْ يَدْخُلْ عَلَيْهِ حَتَّى يَسْتَأْذِنَهُ فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ قَعَدَ بَيْنَ يَدَيْهِ قِعْدَةَ الْعَبْدِ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ عِنْدَ مُخَاطَبَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِيَّاهُ بِغَيْرِ تَرْجُمَانٍ وَ وَاسِطَةٍ}}. همچنین ر.ک: همان، ص۲۵۹ و ۲۷۱.</ref>. [[الهام]] نیز در همین دسته جای می‌گیرد؛ زیرا الهام، افکندن مطالب بر قلب است. [[امداد]] [[روح القدس]] نیز احتمالا به همین شیوه باشد؛ در برخی [[روایات]] بیان شده است که [[روح القدس]] مطالب را به [[قلب]] فرد [[برگزیده]] [[الهام]] می‌کند<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۵۲: {{متن حدیث|تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ وَ أَلْهَمَنَا اللَّهُ إِلْهَاماً}}. در بحث روح القدس در روایات، این موضوع بیشتر بررسی خواهد شد.</ref>؛
#الهام؛
#الهام؛
خط ۵۷: خط ۳۹:


هنگام دریافت علوم در [[عالم رؤیا]]، [[روح انسان]] با عالمی [[ارتباط]] می‌یابد که از آن به [[عالم مثال]] یاد می‌شود<ref>ر.ک: محمد بن ابراهیم صدر الدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۳۰۲؛ محمدنعیم طالقانی، منهج الرشاد فی معرفة المعاد، ج۳، ص۱۸۶؛ حسن حسن زاده آملی، عیون مسائل النفس، سرح العیون فی شرح العیون، ص۴۲۴؛ همو، هزار و یک نکته، ص۴۸۷.</ref>. در این حالت، [[چشم]] و حواس مادی [[انسان]] در حالت خواب‌اند و انسان با [[روح]] خود به [[مشاهده]] برخی [[حقایق]] می‌پردازد. البته [[نفس انسان]] در این حالت، کاملا [[بریده]] از عالم [[طبیعت]] نبوده، رؤیاهای او نیز مربوط به فضای کاملا مجرد نیست<ref>در روایات نیز تأکید شده است که در خواب، بر خلاف حالت مرگ، ارتباط روح با بدن کاملا قطع نمی‌شود. برای نمونه، ر.ک: محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۱۴۵: {{متن حدیث|فَقُلْتُ لَهُ وَ تَصْعَدُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ فِي بَدَنِهِ فَقَالَ لَا لَوْ خَرَجَتْ كُلُّهَا حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ إِذاً لَمَاتَ قُلْتُ فَكَيْفَ يَخْرُجُ فَقَالَ أَ مَا تَرَى الشَّمْسَ فِي السَّمَاءِ فِي مَوْضِعِهَا وَ ضَوْؤُهَا وَ شُعَاعُهَا فِي الْأَرْضِ فَكَذَلِكَ الرُّوحُ أَصْلُهَا فِي الْبَدَنِ وَ حَرَكَتُهَا مَمْدُودَةٌ}}. همچنین ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۸، ص۲۶.</ref>. به همین دلیل، بین رؤیاهای انسان با حوادث مادی، تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد. مثلا انسان در [[رؤیا]] نیز راه می‌رود، می‌بیند، سخن می‌گوید و...؛ اما در عین حال، او در حالت رؤیا [[واقعیت]] یا تصویری از واقعیت را می‌بیند که برای تطبیق آن بر عالم ماده، نیاز به تعبیر دارد. علومی که از طریق رویا به انسان می‌رسد، جزء [[علوم حصولی]] به شمار می‌آیند؛ زیرا در این حالت، انسان خود واقعیت را [[درک]] نمی‌کند؛ بلکه صورت‌های مثالی واسطه بین روح و واقعیت خارجی‌اند. البته رؤیاهای [[پیامبران]] با رؤیاهای دیگران، در برخی از ویژگی‌ها متفاوت‌اند؛ مانند اینکه گاهی [[وحی پیامبرانه]] در قالب رؤیا به آنان می‌رسیده است؛ مانند رؤیای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که دستور [[ذبح]] فرزندش را در آن دریافت کرد؛ اما رؤیاهای غیر آنان، دربردارنده [[وحی نبوی]] نیست. همچنین رؤیاهای [[برگزیدگان خداوند]]، [[معصومانه]] و همواره صادقه است.
هنگام دریافت علوم در [[عالم رؤیا]]، [[روح انسان]] با عالمی [[ارتباط]] می‌یابد که از آن به [[عالم مثال]] یاد می‌شود<ref>ر.ک: محمد بن ابراهیم صدر الدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۳۰۲؛ محمدنعیم طالقانی، منهج الرشاد فی معرفة المعاد، ج۳، ص۱۸۶؛ حسن حسن زاده آملی، عیون مسائل النفس، سرح العیون فی شرح العیون، ص۴۲۴؛ همو، هزار و یک نکته، ص۴۸۷.</ref>. در این حالت، [[چشم]] و حواس مادی [[انسان]] در حالت خواب‌اند و انسان با [[روح]] خود به [[مشاهده]] برخی [[حقایق]] می‌پردازد. البته [[نفس انسان]] در این حالت، کاملا [[بریده]] از عالم [[طبیعت]] نبوده، رؤیاهای او نیز مربوط به فضای کاملا مجرد نیست<ref>در روایات نیز تأکید شده است که در خواب، بر خلاف حالت مرگ، ارتباط روح با بدن کاملا قطع نمی‌شود. برای نمونه، ر.ک: محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۱۴۵: {{متن حدیث|فَقُلْتُ لَهُ وَ تَصْعَدُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ فِي بَدَنِهِ فَقَالَ لَا لَوْ خَرَجَتْ كُلُّهَا حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ إِذاً لَمَاتَ قُلْتُ فَكَيْفَ يَخْرُجُ فَقَالَ أَ مَا تَرَى الشَّمْسَ فِي السَّمَاءِ فِي مَوْضِعِهَا وَ ضَوْؤُهَا وَ شُعَاعُهَا فِي الْأَرْضِ فَكَذَلِكَ الرُّوحُ أَصْلُهَا فِي الْبَدَنِ وَ حَرَكَتُهَا مَمْدُودَةٌ}}. همچنین ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۸، ص۲۶.</ref>. به همین دلیل، بین رؤیاهای انسان با حوادث مادی، تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد. مثلا انسان در [[رؤیا]] نیز راه می‌رود، می‌بیند، سخن می‌گوید و...؛ اما در عین حال، او در حالت رؤیا [[واقعیت]] یا تصویری از واقعیت را می‌بیند که برای تطبیق آن بر عالم ماده، نیاز به تعبیر دارد. علومی که از طریق رویا به انسان می‌رسد، جزء [[علوم حصولی]] به شمار می‌آیند؛ زیرا در این حالت، انسان خود واقعیت را [[درک]] نمی‌کند؛ بلکه صورت‌های مثالی واسطه بین روح و واقعیت خارجی‌اند. البته رؤیاهای [[پیامبران]] با رؤیاهای دیگران، در برخی از ویژگی‌ها متفاوت‌اند؛ مانند اینکه گاهی [[وحی پیامبرانه]] در قالب رؤیا به آنان می‌رسیده است؛ مانند رؤیای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که دستور [[ذبح]] فرزندش را در آن دریافت کرد؛ اما رؤیاهای غیر آنان، دربردارنده [[وحی نبوی]] نیست. همچنین رؤیاهای [[برگزیدگان خداوند]]، [[معصومانه]] و همواره صادقه است.
اگر [[اثبات]] شود که معارفی به شیوه [[شهودی]] در [[اختیار]] برگزیدگان خداوند قرار می‌گیرد، جای تردید نمی‌ماند که [[علم]] آن حضوری خواهد بود؛ زیرا در حال [[شهود]]، علومی بر [[قلب]] [[پیامبر]] یا فرد [[برگزیده]] افکنده می‌شود.
اگر [[اثبات]] شود که معارفی به شیوه [[شهودی]] در [[اختیار]] برگزیدگان خداوند قرار می‌گیرد، جای تردید نمی‌ماند که [[علم]] آن حضوری خواهد بود؛ زیرا در حال [[شهود]]، علومی بر [[قلب]] [[پیامبر]] یا فرد [[برگزیده]] افکنده می‌شود.


خط ۶۳: خط ۴۶:
شیوه‌های هشتم و نهم، یعنی [[خردورزی]] و استفاده از حواس، دانش‌های حصولی به دنبال دارند.
شیوه‌های هشتم و نهم، یعنی [[خردورزی]] و استفاده از حواس، دانش‌های حصولی به دنبال دارند.
بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روش‌های مختلف آن، در حضوری با حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوری‌اند.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۱۴۶-۱۵۱.</ref>
بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روش‌های مختلف آن، در حضوری با حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوری‌اند.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۱۴۶-۱۵۱.</ref>
==نتیجه گیری==
نتیجه اینکه همۀ [[علوم ائمه]] حصولی نیست همچنان که همۀ آن حضوری نیز نبوده است؛ زیرا [[علوم]] از راه حواس نیز بر ایشان حاصل می‌شده است، مگر اینکه بگوئیم [[علوم غیبی]] را که آنها از [[خداوند]] دریافت می‌کنند مانند [[علم خداوند]] است زیرا آنچه محال است این است که علوم ائمه ذاتی باشد، اما اگر علوم آنها وابسته به خداوند باشد، که قطعاً چنین است، مانعی ندارد خداوند از نوع [[علم]] خود هر چند به طور محدود به آنها [[افاضه]] کند. بنابراین علوم به دست آمده برای [[برگزیدگان خداوند]]، با توجه به روش‌های مختلف آن، در حضوری یا حصولی بودن متفاوت بوده، برخی حصولی و برخی حضوری اند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۱۴۶؛ [[قاسم علی شیخ‌زاده|شیخ‌زاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایان‌نامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص۹.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۱۲۹٬۵۴۴

ویرایش