بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '</div> <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">' به '</div>') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{نبوت}} | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = صحابه | |||
| عنوان مدخل = حمزة بن عبدالمطلب | |||
| مداخل مرتبط = [[حمزة بن عبدالمطلب در قرآن]] - [[حمزة بن عبدالمطلب در تاریخ اسلامی]] - [[حمزة بن عبدالمطلب در نهج البلاغه]] - [[حمزة بن عبدالمطلب در معارف و سیره نبوی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[حمزة بن عبدمطلب بن هاشم]]، از [[بنیهاشم]] از [[قریش]]، عمو و [[برادر]] رضاعی [[رسول خدا]] {{صل}} <ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۰۸، ۱۶۱؛ معرفة الصحابه، ج ۲، ص ۶۷۴.</ref> و [[کنیه]] او [[ابویعلی]] بود. پس از [[مهاجرت]] به [[مدینه]] به [[ابوعماره]] [[شهرت]] یافت.<ref> المعارف، ص ۶۰۰؛ الاشتقاق، ص ۷۰.</ref> وی دو سال <ref>الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۷۰؛ اسدالغابه، ج ۲، ص ۶۷ - ۷۰.</ref> و به گزارشی ۴ سال <ref> انساب الاشراف، ج ۴، ص ۳۸۳.</ref> از [[پیامبر]] {{صل}} بزرگتر بود و همراه [[صفیه]]، عمه [[حضرت]]، از یک [[مادر]] بودند. مادرشان [[هاله]] دختر وهیب (اهیب)، عموزاده [[آمنه]] مادر [[رسول اکرم]] {{صل}} بود.<ref> انساب الاشراف، ج ۱، ص ۸۷؛ تاریخ طبری، ج ۱۱، ص ۵۹۹؛ جهرة انساب العرب، ص ۱۵.</ref> از زندگانی جناب [[حمزه]] پیش از [[اسلام]] اطلاع فراوانی در دست نیست. برپایه گزارشی، وی در خواستگاری پیامبر {{صل}} از [[خدیجه]] حضور داشت <ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۲۲؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۰۶.</ref> و برخی او را جزو [[نخستین مسلمانان]] شمردهاند.<ref> مناقب، ج ۲، ص ۸.</ref> دیگران [[مسلمان]] شدن جناب حمزه را به سال دوم <ref> اسدالغابه، ج ۲، ص ۶۷.</ref> یا پس از رفتن رسول خدا {{صل}} و یارانش به [[خانه]] [[ارقم بن ابی ارقم خزاعی]] (پیش از [[سال سوم بعثت]]) دانستهاند.<ref> الطبقات، ج ۳، ص ۶؛ الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۶۹.</ref> در پی رخدادی در سال ۶ [[بعثت]]، حمزه اسلام خود را به دیگران اعلام کرد. در این حادثه، او پس از [[اهانت]] [[ابوجهل]] به رسول خدا {{صل}} با کمان خود، سر وی را [[شکست]] <ref> انساب الاشراف، ج ۴، ص ۳۸۳؛ تاریخ الاسلام، ج ۱، ص ۱۷۱.</ref> و وقتی مردان [[طایفه]] ابوجهل به [[یاری]] او برخاستند، ابوجهل اعتراف کرد که برادرزاده جناب حمزه را سخت [[دشنام]] داده و آزرده است. در پی این رخداد، جناب [[حمزه]] [[اسلام]] خود را در میان [[قریش]] اعلام کرد،<ref> سیره ابن اسحاق، ص ۱۷۱؛ اسدالغابه، ج ۲، ص ۶۷ - ۶۸.</ref> در نتیجه [[رسول خدا]] {{صل}} [[پشتیبانی]] [[دلاور]] یافت <ref> تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۴۴؛ سیراعلام النبلاء، ج ۱، ص ۱۷۲.</ref> که با [[شجاعت]] و [[شهامت]] از او [[دفاع]] کرده و مانع [[اهانت]] و [[آزار]] [[مشرکان]] به ایشان شد.<ref> دلائل النبوه، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> | [[حمزة بن عبدمطلب بن هاشم]]، از [[بنیهاشم]] از [[قریش]]، عمو و [[برادر]] رضاعی [[رسول خدا]] {{صل}} <ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۰۸، ۱۶۱؛ معرفة الصحابه، ج ۲، ص ۶۷۴.</ref> و [[کنیه]] او [[ابویعلی]] بود. پس از [[مهاجرت]] به [[مدینه]] به [[ابوعماره]] [[شهرت]] یافت.<ref> المعارف، ص ۶۰۰؛ الاشتقاق، ص ۷۰.</ref> وی دو سال <ref>الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۷۰؛ اسدالغابه، ج ۲، ص ۶۷ - ۷۰.</ref> و به گزارشی ۴ سال <ref> انساب الاشراف، ج ۴، ص ۳۸۳.</ref> از [[پیامبر]] {{صل}} بزرگتر بود و همراه [[صفیه]]، عمه [[حضرت]]، از یک [[مادر]] بودند. مادرشان [[هاله]] دختر وهیب (اهیب)، عموزاده [[آمنه]] مادر [[رسول اکرم]] {{صل}} بود.<ref> انساب الاشراف، ج ۱، ص ۸۷؛ تاریخ طبری، ج ۱۱، ص ۵۹۹؛ جهرة انساب العرب، ص ۱۵.</ref> از زندگانی جناب [[حمزه]] پیش از [[اسلام]] اطلاع فراوانی در دست نیست. برپایه گزارشی، وی در خواستگاری پیامبر {{صل}} از [[خدیجه]] حضور داشت <ref> السیرة النبویه، ج ۱، ص ۱۲۲؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۰۶.</ref> و برخی او را جزو [[نخستین مسلمانان]] شمردهاند.<ref> مناقب، ج ۲، ص ۸.</ref> دیگران [[مسلمان]] شدن جناب حمزه را به سال دوم <ref> اسدالغابه، ج ۲، ص ۶۷.</ref> یا پس از رفتن رسول خدا {{صل}} و یارانش به [[خانه]] [[ارقم بن ابی ارقم خزاعی]] (پیش از [[سال سوم بعثت]]) دانستهاند.<ref> الطبقات، ج ۳، ص ۶؛ الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۶۹.</ref> در پی رخدادی در سال ۶ [[بعثت]]، حمزه اسلام خود را به دیگران اعلام کرد. در این حادثه، او پس از [[اهانت]] [[ابوجهل]] به رسول خدا {{صل}} با کمان خود، سر وی را [[شکست]] <ref> انساب الاشراف، ج ۴، ص ۳۸۳؛ تاریخ الاسلام، ج ۱، ص ۱۷۱.</ref> و وقتی مردان [[طایفه]] ابوجهل به [[یاری]] او برخاستند، ابوجهل اعتراف کرد که برادرزاده جناب حمزه را سخت [[دشنام]] داده و آزرده است. در پی این رخداد، جناب [[حمزه]] [[اسلام]] خود را در میان [[قریش]] اعلام کرد،<ref> سیره ابن اسحاق، ص ۱۷۱؛ اسدالغابه، ج ۲، ص ۶۷ - ۶۸.</ref> در نتیجه [[رسول خدا]] {{صل}} [[پشتیبانی]] [[دلاور]] یافت <ref> تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۴۴؛ سیراعلام النبلاء، ج ۱، ص ۱۷۲.</ref> که با [[شجاعت]] و [[شهامت]] از او [[دفاع]] کرده و مانع [[اهانت]] و [[آزار]] [[مشرکان]] به ایشان شد.<ref> دلائل النبوه، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> | ||
| خط ۶۷: | خط ۷۰: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:اعلام]] | ||
[[رده:صحابه]] | |||
[[رده:مدخل]] | |||