سیاست در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۲: خط ۶۲:
{{متن حدیث|لا و اللّه لا أستعمل معاوية يومين‌}}؛
{{متن حدیث|لا و اللّه لا أستعمل معاوية يومين‌}}؛
«نه به [[خدا]] [[سوگند]] او را برای دو [[روز]] هم به کار نمی‌گیرم»<ref>عباس عقاد، عبقریة الامام، ص۱۲۲؛ مسعودی، مروج الذهب ج۲، ص۳۶۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۱۳۵.</ref>
«نه به [[خدا]] [[سوگند]] او را برای دو [[روز]] هم به کار نمی‌گیرم»<ref>عباس عقاد، عبقریة الامام، ص۱۲۲؛ مسعودی، مروج الذهب ج۲، ص۳۶۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۱۳۵.</ref>
==[[سلوک سیاسی امام علی]]{{ع}} در [[زمان]] [[خلافت]]==
زمانی که [[امام علی]]{{ع}} اداره [[کشور اسلامی]] را به عهده گرفت [[سیاست‌مداری]] او بر اساس [[موازین اسلام]] و [[قرآن]] متبلور شد و هیچ‌گاه از موازین اسلام [[منحرف]] نگردید و ذره‌ای از [[احکام اسلامی]] تخطی نکرد.
[[ابن ابی الحدید معتزلی]] [[سنی]] می‌گوید: «همانا [[دشمنان علی]]{{ع}} هم گفته‌اند که او [[مقید]] به [[شرع]] انور بود و در اداره کشور اسلامی بر خلاف آن عمل نمی‌کرد. به آنچه [[اسلام]] [[نهی]] کرده بود نزدیک نمی‌شد و خود می‌فرمود:
{{متن حدیث| لَوْ لَا الدین التُّقَى لَكُنْتُ أَدْهَى الْعَرَبِ‌}}؛
«اگر پای [[دین]] و [[تقوی]] در میان نبود [[نیرنگ]] باز‌ترین [[مردم عرب]] بودم».
بعد [[ابن ابی الحدید]] ادامه می‌دهد: «اما غیر علی، خلفای دیگر به مقتضای [[مصلحت]] خود عمل می‌کردند چه آن مصلحت مطابق شرع انور باشد یا نه» سپس می‌افزاید: شکی نیست کسانی که به [[مصلحت اندیشی]] عمل می‌کنند و خود را محدود به [[موازین شرع]] اسلام نمی‌بینند امور [[دنیایی]] آنان به ظاهر بهتر [[انتظام]] می‌یابد، ولی آن کس که چنین نباشد و بخواهد بر اساس [[موازین]] بیندیشد و عمل کند با [[خواسته‌های نفسانی]] [[مردم]] رو به رو خواهد بود و دنیای او به پراکندگی نزدیک‌تر است»<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۸.</ref>.
به طور قطع امام علی{{ع}} از شیوه‌ها و ابزارهایی که [[حکومت]] او را تداوم بخشد و او از تمام نیرنگ‌هایی که پایه‌های حکومتش را [[استوار]] نماید، باخبر بود، اما آنچه او را باز می‌داشت دین و [[تقوا]] بود. علی [[موفقیت]] و [[پیروزی]] را در [[خشنودی]] و [[رضای خدا]] و [[اجرای حق]] و [[عدالت]] می‌دید، نه در حکومت چند [[روزه]] بر مردم؛ زیرا نه [[دنیا]] را می‌خواست و نه [[ریاست]] بر آن را، و به تعبیر خودش، تمام دنیا و حکومت بر آن در نزدش، چون بال مگسی و پر کاهی و استخوان پوسیده و کمتر از [[کفش]] وصله‌دار بود، بلکه [[هدف]] و منت‌های آرزوی علی{{ع}} این بود که حقی را [[احیا]] و باطلی را بمیراند و عدالتی را بگستراند.
این روش، به معنای [[سستی]] در [[رأی]] و [[ضعف]] در [[سیاست]] نیست، بلکه کمال قوت و [[قدرت]] است؛ زیرا [[ضعیف]] کسی است که هر از چند گاهی بر طبق [[مصالح]] شخصی و یا [[ترس]] و [[طمع]] و یا عوامل دیگر از معیارهای [[حق]] [[عدول]] کند. اما علی، معیارهای حق را بر هم نزد و سستی نورزید. و بی‌هیچ‌گونه واهمه‌ای، سیاست [[رسول الله]] و همه [[پیغمبران]] و مردان بزرگ [[الهی]] را ادامه داد. علی می‌توانست با دادن [[مقام]] و منصبی بی‌جا به [[طلحه]] و [[زبیر]]، از غائله [[جمل]] جلوگیری کند، و با ادامه [[حکومت معاویه]] در [[شام]] موافقت نموده و غائله [[صفین]] پیش نیاید و با [[پذیرفتن]] مطالب [[جاهلانه]] [[خوارج]] از [[جنگ نهروان]] جلوگیری کند، اما علی هرگز چنین نکرد، چون او سیاست‌مدار [[عادل]] است و هر چیزی را باید در جای حقش بگذارد. علی که همچون معاویه‌ها مکار و دغل باز نیست تا همه جا مماشات کند و هر چیزی را که برای بقای خودش [[سود]] دارد بپذیرد ولو [[اسلام]] زیر پا برود. و لذا [[حضرت]] خوب می‌دانست که بعداً به او خرده می‌گیرند و او را در سیاست، ضعیف می‌پندارند. از این رو، در یکی از خطبه‌های خود این [[حقایق]] را به سبک [[زیبایی]]، به تصویر کشیده است:
{{متن حدیث|...وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِي زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَكْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ كَيْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِيهِ إِلَى حُسْنِ الْحِيلَةِ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ قَدْ يَرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِيلَةِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ فَيَدَعُهَا رَأْيَ عَيْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَةِ عَلَيْهَا وَ يَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِيجَةَ لَهُ فِي الدِّينِ}}؛
«... در زمانی هستیم که بیشتر [[مردم]] [[خیانت]] و [[نیرنگ]] را [[کیاست]] و [[عقل]] می‌پندارند و [[نادانان]]، آنها را [[اهل]] [[تدبیر]] می‌خوانند. چگونه [[فکر]] می‌کنند، [[خدا]] آنان را بکشد، چه بسا [[انسان]] [[دانا]] راه چاره هر کاری را می‌داند و [[آگاه]] به فراز و نشیب‌ها هست، اما سبب آنکه [[حیله]] نمی‌کند آن است که [[امر و نهی]] [[پروردگار]] مانع اوست و یا آنکه [[قدرت]] بر انجام آن را دارد، ولی به روشنی رها می‌سازد، ولی آن کس که در [[دین خدا]] از هیچ گناهی [[پروا]] ندارد، از همین [[فرصت‌ها]] و حیله‌ها استفاده می‌کند و به [[مکر]] و [[نیرنگ]] دست می‌زند»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۴۱.</ref>.
امیرالمؤمنین علی{{ع}} در تمام مدت حکومتش، [[کتاب خدا]] و [[سنت]] رسولش را مد نظر داشت و در هیچ کاری سلیقه‌های شخصی را که مخالف آن دو بود به کار نمی‌گرفت؛ زیرا پیروزی‌های زودگذر را [[موفقیت]] نمی‌دانست. در [[حقیقت]] هیچ سیاستی را از [[راستی]] و [[صداقت]] در چارچوب [[موازین شرع]] بهتر نمی‌دانست و آنانی را که [[معاویه]] نیرنگ باز و مکار را سیاست‌مدار می‌دانستند [[نکوهش]] می‌کرد و می‌فرمود:
{{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهَى مِنِّي وَ لَكِنَّهُ يَغْدِرُ وَ يَفْجُرُ وَ لَوْ لَا كَرَاهِيَةُ الْغَدْرِ لَكُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ...}}؛
«[[سوگند]] به [[خدا]]! معاویه از من سیاست‌مدارتر نیست، ولی او نیرنگ می‌زند و [[گناهکار]] است و اگر نیرنگ و حیله ناشایسته نبود، من سیاست‌مدار‌ترین [[مردم]] بودم. اما هر نیرنگی، خود گناهی است و هر گناهی یک نوع [[کفر]] است<ref>زیرا چیزی که در شرع اسلام حرام باشد و کسی او را حلال بداند نوعی کفر است؛ معاویه و اتباعش محرمات اسلام را مباح می‌دانستند.</ref>. و [[روز رستاخیز]] برای هر نیرنگ باز و [[مکاری]] نشانه‌ای است که به آن شناخته می‌شود. به خدا سوگند من با [[کید]] و مکر [[اغفال]] نمی‌شوم (زیرا به شگردهای آنان آگاهم) و در [[سختی]] و [[گرفتاری]] عاجز و [[ناتوان]] نمی‌گردم»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۰.</ref>.
در این سخن، [[امام علی]]{{ع}} توجه خود را به حیله‌های [[دشمن]] بیان می‌کند و [[برتری]] [[اندیشه]] خود را بازگو می‌نماید، او نه تنها در مرحله سخن، بلکه در عمل هم [[فکر]] بلند و [[هشیاری]] خود را نشان داده است، او در میدان‌های گوناگون [[جنگ]] از فکر صائب و بلند خود بهره برده و هر غول پیکری را به [[خاک]] انداخته است، مگر نه آن است که یکی از عوامل مهم [[پیروزی در جنگ]]، [[هشیاری]] و [[شناخت]] نسبت به موضع‌گیری‌های [[دشمن]] است، پس چرا کوته‌فکران، علی را در [[سیاست]] [[ناتوان]] می‌پندارند و [[معاویه]] را [[زیرک]] و تیزبین؟ هیهات! هیهات! علی هرگز برای چند [[روز]] [[حکومت]]، از روش [[آلوده]] دامن‌ها و [[سیاستمداران]] زورمدار و [[دنیاپرست]] استفاده نمی‌کند و آنچه را دنبال می‌کند [[شریعت مقدس اسلام]] و [[قوانین]] حیات‌بخش آن است؛ لذا [[سیاست‌ها]] و تدابیری که با [[قانون]] [[خدا]] و [[سنت رسول اکرم]] مخالف است به دور می‌ریزد. اگر چه او را متهم به [[ضعف]] در سیاست کنند. از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال شد:
{{متن حدیث|... مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ قَالَ تِلْكَ النَّكْرَاءُ وَ تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِعَقْلٍ}}؛
«... که [[عقل]] چیست؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: عقل چیزی است که با آن خدا [[ستایش]] شود و [[بهشت]]، به دست آید. [[راوی]] پرسید در معاویه چه؟ فرمود: آنچه در معاویه بود عقل نبود، بلکه [[زشتی]] و [[شیطنت]] بود، [[مردم]] او را عقل پنداشتند، ولی شبیه عقل بود نه عقل»<ref>اصول کافی، ج۱، ص۱۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۱۳۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۱٬۴۸۳

ویرایش