به چه کسانی نایبان عام گویند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'حافظ دین' به 'حافظ دین'
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[رسول رضوی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی (کتاب)|امام مهدی]]»'' در اینباره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[رسول رضوی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی (کتاب)|امام مهدی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[دین اسلام]]، [[آخرین دین الهی]] است که توسط [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} از سوی [[خداوند متعال]] برای [[هدایت]] [[انسانها]] به سوی کمال و خوشبختی دنیوی و اخروی، آورده شده است و باید همیشه کسی باشد که به [[تبلیغ]] و [[ترویج]] این [[دین]] و [[هدایت]] [[جامعه]] به سوی کمال، بپردازد. بعد از [[پیامبر]]{{صل}} [[امامان]]{{عم}} عهدهدار این [[وظیفه]] بودند و به [[ترویج]] [[دین اسلام]] میپرداختند، لکن با آغاز [[غیبت کبرا]] و مستور شدن [[امام مهدی]] {{ع}} باید کسی عهدهدار نقش [[هدایت]] [[جامعه]] میشد. [[ائمه]]{{عم}} و بهویژه [[امام مهدی]] {{ع}} قبل از آغاز [[غیبت کبرا]] شرایط و ضوابط کلی را برای [[رهبر]] [[جامعه]] در دوره [[غیبت]] بیان داشتند تا بعد از آغاز [[غیبت کبرا]]، هرکس آن شرایط و ضوابط را کسب کرد، زعیم و [[مرجع]] [[شیعیان]] باشد. در اصطلاح، به این شخص، [[نایب عام]] گفته میشود. شرایطی که از سوی [[ائمه]]{{عم}} برای [[نایبان عام]] ذکر شده، عبارت است از اینکه آنان باید از [[راویان احادیث]] [[اهل بیت]] {{عم}}، [[فقیه]]، باتقوا، [[مطیع]] [[اوامر الهی]]، [[حافظ | «[[دین اسلام]]، [[آخرین دین الهی]] است که توسط [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} از سوی [[خداوند متعال]] برای [[هدایت]] [[انسانها]] به سوی کمال و خوشبختی دنیوی و اخروی، آورده شده است و باید همیشه کسی باشد که به [[تبلیغ]] و [[ترویج]] این [[دین]] و [[هدایت]] [[جامعه]] به سوی کمال، بپردازد. بعد از [[پیامبر]]{{صل}} [[امامان]]{{عم}} عهدهدار این [[وظیفه]] بودند و به [[ترویج]] [[دین اسلام]] میپرداختند، لکن با آغاز [[غیبت کبرا]] و مستور شدن [[امام مهدی]] {{ع}} باید کسی عهدهدار نقش [[هدایت]] [[جامعه]] میشد. [[ائمه]]{{عم}} و بهویژه [[امام مهدی]] {{ع}} قبل از آغاز [[غیبت کبرا]] شرایط و ضوابط کلی را برای [[رهبر]] [[جامعه]] در دوره [[غیبت]] بیان داشتند تا بعد از آغاز [[غیبت کبرا]]، هرکس آن شرایط و ضوابط را کسب کرد، زعیم و [[مرجع]] [[شیعیان]] باشد. در اصطلاح، به این شخص، [[نایب عام]] گفته میشود. شرایطی که از سوی [[ائمه]]{{عم}} برای [[نایبان عام]] ذکر شده، عبارت است از اینکه آنان باید از [[راویان احادیث]] [[اهل بیت]] {{عم}}، [[فقیه]]، باتقوا، [[مطیع]] [[اوامر الهی]]، [[حافظ دین]]، مخالف با [[هواهای نفسانی]] و ... باشند. این شرایط، در [[روایات]] مختلفی بیان شده است: | ||
# [[امام صادق]]{{ع}} به [[عمر بن حنظله]] میفرماید: "هرکس از شما، [[حدیث]] ما را [[روایت]] کند و در [[حلال]] و [[حرام]] ما نظر افکند، و [[احکام]] ما را شناخته باشد، او را به عنوان [[حاکم]] قبول کنید؛ زیرا من، او را [[حاکم]] بر شما قرار دادم"<ref>{{عربی|" مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِما "}}؛ بحار الأنوار، ج ۲، ص ۲۰.</ref>. | # [[امام صادق]]{{ع}} به [[عمر بن حنظله]] میفرماید: "هرکس از شما، [[حدیث]] ما را [[روایت]] کند و در [[حلال]] و [[حرام]] ما نظر افکند، و [[احکام]] ما را شناخته باشد، او را به عنوان [[حاکم]] قبول کنید؛ زیرا من، او را [[حاکم]] بر شما قرار دادم"<ref>{{عربی|" مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِما "}}؛ بحار الأنوار، ج ۲، ص ۲۰.</ref>. | ||
# [[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیث]] دیگری میفرماید: "... اما هرکدام از [[فقها]] که نگهدار [[نفس]] خود و [[حافظ]] دینش باشد و با [[هواهای نفسانی]] [[مخالفت]] کرده، [[مطیع]] [[اوامر الهی]] باشد، عوام باید از او [[تقلید]] کنند ..."<ref>{{عربی|" فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ "}}؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۲۷، ص ۱۳۱.</ref>؛ | # [[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیث]] دیگری میفرماید: "... اما هرکدام از [[فقها]] که نگهدار [[نفس]] خود و [[حافظ]] دینش باشد و با [[هواهای نفسانی]] [[مخالفت]] کرده، [[مطیع]] [[اوامر الهی]] باشد، عوام باید از او [[تقلید]] کنند ..."<ref>{{عربی|" فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ "}}؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۲۷، ص ۱۳۱.</ref>؛ | ||