بازار در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۹۸: | خط ۹۸: | ||
چانه زدن، به ویژه هنگامی که [[انسان]] از قیمت کالایی مطمئن نیست یا چند قیمت متفاوت در بازار وجود دارد، میتواند عاملی برای [[اطمینان]] انسان باشد و انسان پس از معامله پشیمان و دلچرکین نخواهد شد.<ref>[[محمد نقی نظرپور|نظرپور، محمد نقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص ۵۴۱.</ref> | چانه زدن، به ویژه هنگامی که [[انسان]] از قیمت کالایی مطمئن نیست یا چند قیمت متفاوت در بازار وجود دارد، میتواند عاملی برای [[اطمینان]] انسان باشد و انسان پس از معامله پشیمان و دلچرکین نخواهد شد.<ref>[[محمد نقی نظرپور|نظرپور، محمد نقی]]، [[بازار (مقاله)| مقاله «بازار»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص ۵۴۱.</ref> | ||
==بازار در [[زمان]] [[حکومت امام علی]]{{ع}}== | |||
در عصر حاضر، [[تجارت]] محور [[سیاست]] دولتهای بزرگ شده است؛ زیرا امروزه نفت، طلا، محصولات [[کشاورزی]]، تولیدات صنعتی و... به کشورهای مختلف صادر میشود و معمولاً [[تجار]] بزرگ با دولتهای [[استعمارگر]] تبانی میکنند و تجارت را در انحصار خود در میآورند. وقتی که مایحتاج [[مردم]] در انحصار چند نفر یا چند [[کشور]] شد هر طور میخواهند و به هر قیمت و شرطی بخواهند میفروشند و بازار سیاه درست میکنند و اجناس را کم کم به بازار عرضه میکنند و حتی در موقع نیاز عرضه نمیکنند تا به قیمت کلان به فروش برسانند، محصولات نفتی که در زمستان بیشتر نیاز است به موقع نمیفروشند و [[احتکار]] میکنند یا اگر یخچال و فریزر و لوازم سرد کننده لازم است به موقع به بازار نمیآورند و یا به کشور مورد نیاز نمیفرستند با این کار و انحصار در کشور خود، باعث بالا رفتن قیمتها و خوردن [[سود]] میشوند. خود را [[قوی]] و [[مصرف]] کنندگان را [[ضعیف]] و [[ناتوان]] میکنند. | |||
یکی دیگر از طرق بهرهبرداری از محصولات، لوازم یدکی کارخانهها و لوازم صنعتی است. که اجناس را با قیمت مناسب به بازار [[دنیا]] عرضه میکنند. اما لوازم یدکی آنها را با قیمت زیاد میفروشند که گاهی چند قطعه لوازم یدکی برابر یک شیء صنعتی هزینه برمیدارد. همه اینها از یک طرف و مهمتر از آن، [[تسلط]] بر سایر کشورهاست که میبینیم در دنیای امروز محصولات کشاورزی یا صنعتی بعضی از کشورها مخصوصاً [[ابزار جنگی]] به قیمت [[استعمار]] کردن کشور محتاج و نیازمند، تمام میشود و [[نفوذ]] خود را بر سایر کشورها [[تحمیل]] میکنند. که امروزه شاهدیم [[آمریکا]] و سایر کشورهای استعمارگر از راه تجارت، نفوذ خود را بر دنیای امروز گسترش میدهد و مسائل [[اقتصادی]] را به [[جنگها]] و خونریزیها و [[درگیریها]] میکشاند. | |||
لذا علی{{ع}} در نامهاش به مالک به این نکته توجه داده است که میفرماید: «تجارت سالم، باعث [[آرامش]] و [[رضایت]] [[جامعه]] است». و دستور میدهد که به امور بازرگانان توجه کند تا اموالشان در معرض تلف و [[سرقت]] قرار نگیرد تا [[مسلمانان]] خود منبع اصیل [[تجارت]] باشند و [[بیگانگان]] از این راه تسلطی بر [[جامعه اسلامی]] پیدا نکنند {{متن حدیث|وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِكَ وَ فِي حَوَاشِي بِلَادِكَ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | |||
باز میبینیم خطر تجارت ناسالم را نیز گوشزد میکند و خواستار جلوگیری از [[افزونطلبی]] افراد شده است؛ زیرا اگر این کار را نکنند باعث [[تسلط]] بر [[توده]] [[محروم]] جامعه میشوند و [[سرنوشت]] جامعه در دست آنان قرار میگیرد: {{متن حدیث|وَ شُحّاً قَبِيحاً وَ احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ وَ ذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | |||
لذا آن را [[عیب]] [[مسؤولان]] میداند؛ زیرا آنان باعث شدهاند که عنان جامعه در دست آن سوداگران [[بیرحم]] قرار گیرد: {{متن حدیث|وَ عَيْبٌ عَلَى الْوُلَاةِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِكَارِ...}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | |||
مناسب است در این جا روایتی را که از [[امام صادق]]{{ع}} در [[مذمت]] این نوع سودجوییها آمده است نقل کنیم: | |||
[[ابی جعفر]] فرازی میگوید: عائله امام صادق{{ع}} و [[هزینه زندگی]] آن [[حضرت]] زیاد شده بود. [[امام]]{{ع}} به [[فکر]] افتاد از طریق تجارت عایداتی به دست آورد. هزار دینار [[سرمایه]] فراهم کرد و به [[غلام]] خویش به نام «مصادف» داد و فرمود: «این هزار دینار را بگیر و آماده تجارت و [[مسافرت]] به [[مصر]] باش». مصادف رفت و با آن [[پول]]، متاعی که قابل فروش در مصر باشد خرید و با کاروانی از [[تجار]] که همان متاع را حمل کرده بودند به سوی مصر روانه شد. | |||
همین که به [[شهر]] مصر نزدیک شدند، قافلهای از تجار که از مصر خارج شده بودند به آنها برخورد کردند. کاروان [[تجاری]] [[مدینه]] ضمن [[گفتگو]] با آنان وضع و قیمت کالای حمل شده را جویا شدند. معلوم شد متاعی که مصادف و دوستانش حمل کردهاند بازار خوبی دارد و آن متاع در مصر کمیاب است. صاحبان متاع از [[بخت]] [[نیک]] خود مسرور گشتند و همقسم شدند که به سودی کمتر از صد در صد نفروشند. اتفاقاً این متاع مورد نیاز عموم [[مردم]] بود و ناچار بودند به هر قیمت که هست آن را بخرند. کاروان [[مدینه]] وارد [[مصر]] شد و متاع خود را به صد در صد [[سود]] به فروش رساند. | |||
«مصادف» با هزار دینار سود [[خالص]] به مدینه برگشت و با [[خوشحالی]] به محضر [[امام صادق]]{{ع}} شرفیاب شد و دو کیسه را که در هر کدام هزار دینار بود جلو [[امام]]{{ع}} گذاشت و گفت: یکی از این دو کیسه سرمایهای است که شما به من دادید و دیگری که مساوی اصل [[سرمایه]] است سود خالص است که به دست آمده است. | |||
امام{{ع}} فرمود: این سود خیلی زیاد است، تو چه کردی که این همه سود به دست آوردی؟ | |||
«مصادف» قضیه را برای امام{{ع}} نقل کرد که چون [[مردم مصر]] از این متاع نداشتند قسم خوردیم که به کمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم و این کار را کردیم. | |||
امام{{ع}} فرمود: «سبحان [[الله]]، شما [[سوگند]] خوردید که در میان مردم [[مسلمان]]، [[بازار]] سیاه درست کنید؟ قسم خوردید به کمتر از سود خالص مساوی اصل سرمایه نفروشید؟ نه، چنین [[تجارت]] و سودی را هرگز نمیخواهم». | |||
سپس امام{{ع}} یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: این سرمایه من. به آن یکی دست نزد و فرمود: من به آن کاری ندارم. آن گاه فرمود: «ای مصادف، [[شمشیر]] زدن از [[کسب حلال]]، آسانتر است»<ref>فروع کافی، ج۵، ص۱۶۱؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۳؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۱۱؛ بحار الانوار، ج۴۷، ص۵۹.</ref>. | |||
از این گونه [[روایات]] استفاده میشود که وقتی مردم، نیازمند متاعی هستند، جایز نیست آن متاع در انحصار آورده شود و سود کلانی از آن برده شود، همان گونه که امروزه شرکتهای انحصاری در [[دنیا]] انجام میدهند؛ لذا بر اولیای امور و [[مسؤولان]] [[جامعه اسلامی]] است که با این [[کارها]] سخت [[مبارزه]] کنند تا جلو ضربه زدن به [[نظام اسلامی]] را بگیرند.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۹۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||