پرش به محتوا

تفسیر کلامی در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
خط ۴۴: خط ۴۴:


=== تفاسیر [[کلامی]] [[اشاعره]]===
=== تفاسیر [[کلامی]] [[اشاعره]]===
[[پیروان]] [[ابوالحسن اشعری]] اشاعره نام دارند که در برابر عقل‌گرایی [[معتزله]] و [[ظاهرگرایی]] [[حنابله]] در پی یافتن راهی میانه بودند. ابوالحسن اشعری ابتدا از مدافعان [[اندیشه]] اعتزالی بود که به یکباره از اعتزال روی برتافت <ref>الفهرست، ص۲۳۱؛ وفیات الاعیان، ج ۳، ص۲۸۵. </ref> و با [[سلاح]] عقل‌گرایی معتزله کوشید تا اندیشه‌های [[اهل حدیث]] را بر اساس مبانی [[معرفتی]] خویش پالایش کرده، آنها را قابل [[دفاع]] [[عقلانی]] سازد. <ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۲۶ - ۲۸؛ بحوث مع اهل السنّه، ص۱۵۷. </ref> [[اشعری]] در کتاب تفسیری و [[عقیدتی]] «الابانه» [[وفاداری]] خود را به روش احمد بن حنبل ابراز می‌‌دارد و در دو کتاب «اللمع و استحسان الخوض فی علم الکلام» این [[عقاید]] را در قالب [[عقلی]] ریخته است؛ برای مثال اشعری برای حل [[تعارض]] [[عقیده]] جبری [[حنابله]] با مسئله [[اختیار]] و نقش [[انسان]] در [[سرنوشت]] خویش به طرح نظریه کسب پرداخت، بر این اساس وی با استناد به [[آیات]] {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است» سوره صافات، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ}}<ref> سوره فاطر، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ}}<ref>سوره نحل، آیه ۲۰.</ref> همه [[افعال]] و [[اراده‌ها]] را اعم از [[نیک]] و بد به [[اراده الهی]] می‌‌داند و نسبت دادن [[بدی‌ها]] را به غیر [[خدا]] در [[حکم]] [[ثنویت]] و [[شرک]] می‌‌شمارد؛<ref>الابانة عن اصول الدّیانه، ص۹؛ اللّمع فی الرّد علی اهل الزیغ والبدع، ص۶۹ - ۸۰. </ref> لیکن [[معتقد]] است خدا فاعل [[حقیقی]] عمل و انسان مکتسب آن است؛ امّا در عین حال خود کسب را نیز بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}} مخلوق خدا می‌‌داند. <ref>اللمع، ص۷۳. </ref> پس از [[اشعری]]، [[متکلمان]] [[تفاسیر]] دیگری را نیز از کسب ارائه کردند؛<ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۱۲۶ - ۱۳۶. </ref> امّا عده‌ای از [[دانشمندان]] اشعری آن را مستلزم [[جبر]] دانسته، به چالش کشیدند. <ref> الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۱۴۰ - ۱۵۶. </ref> در بحث [[عدل الهی]]، اشعری بر اساس اصل [[حسن و قبح شرعی]]، [[افعال الهی]] را سراسر [[عدل]] و [[حکمت]] دانسته، معتقد است که معیارهای شناخته شده [[انسان‌ها]] برای عدل بر آن [[صدق]] نمی‌کنند. در پرتو چنین [[تفسیری]] از عدل وی [[تکلیف ما لایطاق]] را بر [[خداوند]] جایز می‌‌داند،<ref> اللمع، ص۱۱۴ - ۱۱۶؛ شرح المواقف الایجی، ج ۸، ص۱۸۱ - ۱۸۴. </ref> چنان که اشعری آیه {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و همه نام‌ها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست می‌گویید نام‌های اینان را به من بگویید» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> را مفید جواز [[تکلیف مالایطاق]] می‌‌داند؛ زیرا به [[ملائکه]] [[فرمان]] می‌‌دهد تا از اسمایی خبر دهند که آنها را نمی‌دانند و بر آن [[قادر]] نیستند. <ref>اللمع، ص۱۱۲ - ۱۱۳. </ref>
[[پیروان]] [[ابوالحسن اشعری]] اشاعره نام دارند که در برابر عقل‌گرایی [[معتزله]] و [[ظاهرگرایی]] [[حنابله]] در پی یافتن راهی میانه بودند. ابوالحسن اشعری ابتدا از مدافعان [[اندیشه]] اعتزالی بود که به یکباره از اعتزال روی برتافت <ref>الفهرست، ص۲۳۱؛ وفیات الاعیان، ج ۳، ص۲۸۵. </ref> و با [[سلاح]] عقل‌گرایی معتزله کوشید تا اندیشه‌های [[اهل حدیث]] را بر اساس مبانی [[معرفتی]] خویش پالایش کرده، آنها را قابل [[دفاع]] [[عقلانی]] سازد. <ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۲۶ - ۲۸؛ بحوث مع اهل السنّه، ص۱۵۷. </ref> [[اشعری]] در کتاب تفسیری و [[عقیدتی]] «الابانه» [[وفاداری]] خود را به روش احمد بن حنبل ابراز می‌‌دارد و در دو کتاب «اللمع و استحسان الخوض فی علم الکلام» این [[عقاید]] را در قالب [[عقلی]] ریخته است؛ برای مثال اشعری برای حل [[تعارض]] [[عقیده]] جبری [[حنابله]] با مسئله [[اختیار]] و نقش [[انسان]] در [[سرنوشت]] خویش به طرح نظریه کسب پرداخت، بر این اساس وی با استناد به [[آیات]] {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که می‌سازید آفریده است» سوره صافات، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ}}<ref> سوره فاطر، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ}}<ref>سوره نحل، آیه ۲۰.</ref> همه [[افعال]] و [[اراده‌ها]] را اعم از [[نیک]] و بد به [[اراده الهی]] می‌‌داند و نسبت دادن [[بدی‌ها]] را به غیر [[خدا]] در [[حکم]] [[ثنویت]] و [[شرک]] می‌‌شمارد؛<ref>الابانة عن اصول الدّیانه، ص۹؛ اللّمع فی الرّد علی اهل الزیغ والبدع، ص۶۹ - ۸۰. </ref> لکن [[معتقد]] است خدا فاعل [[حقیقی]] عمل و انسان مکتسب آن است؛ امّا در عین حال خود کسب را نیز بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}} مخلوق خدا می‌‌داند. <ref>اللمع، ص۷۳. </ref> پس از [[اشعری]]، [[متکلمان]] [[تفاسیر]] دیگری را نیز از کسب ارائه کردند؛<ref>الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۱۲۶ - ۱۳۶. </ref> امّا عده‌ای از [[دانشمندان]] اشعری آن را مستلزم [[جبر]] دانسته، به چالش کشیدند. <ref> الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۱۴۰ - ۱۵۶. </ref> در بحث [[عدل الهی]]، اشعری بر اساس اصل [[حسن و قبح شرعی]]، [[افعال الهی]] را سراسر [[عدل]] و [[حکمت]] دانسته، معتقد است که معیارهای شناخته شده [[انسان‌ها]] برای عدل بر آن [[صدق]] نمی‌کنند. در پرتو چنین [[تفسیری]] از عدل وی [[تکلیف ما لایطاق]] را بر [[خداوند]] جایز می‌‌داند،<ref> اللمع، ص۱۱۴ - ۱۱۶؛ شرح المواقف الایجی، ج ۸، ص۱۸۱ - ۱۸۴. </ref> چنان که اشعری آیه {{متن قرآن|وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و همه نام‌ها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست می‌گویید نام‌های اینان را به من بگویید» سوره بقره، آیه ۳۱.</ref> را مفید جواز [[تکلیف مالایطاق]] می‌‌داند؛ زیرا به [[ملائکه]] [[فرمان]] می‌‌دهد تا از اسمایی خبر دهند که آنها را نمی‌دانند و بر آن [[قادر]] نیستند. <ref>اللمع، ص۱۱۲ - ۱۱۳. </ref>


[[مفسر]] اشعری بر نقش [[عقل]] در تبیین [[مبانی دینی]] تأکید می‌‌کند؛ امّا عقل را در حدّ رفع تعارض آن با نقل و [[اعتقادات]] خویش به رسمیت می‌‌شناسد. <ref>تطور تفسیرالقرآن، ص۱۲۲؛ الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۲۶ ـ ۲۷. </ref> روشن‌ترین مصداق آن مسئله [[رؤیت]] [[الهی]] است که [[مفسر]] [[اشعری]] از یک سو در [[جوامع روایی]] خویش با روایاتی روبه روست که به وضوح بر رؤیت الهی در [[قیامت]] تأکید می‌‌کنند و از سوی دیگر پذیرش بی‌چون و چرای آن را در چالش با [[عقل]] می‌‌بیند، به ویژه که [[مخالفان]] آنان با [[ادله]] گسترده [[عقلی]] چنین پنداری را رد می‌‌کنند، از این رو می‌‌کوشد تا آموزه [[روایی]] را با [[ادله عقلی]] توجیه کند. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۲۴ - ۱۳۲؛ روح البیان، ج ۳، ص۱۰۲؛ المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۳، ص۱۲۶۴. </ref> مفسر اشعری [[تأویل]] (برگرداندن [[آیات]] از معنای ظاهری آنها) در آیات و وجود تشابه در آن را می‌‌پذیرد و [[معتقد]] است که چنانچه با [[دلیل قطعی]] و ثابت عقل روشن شد که ظاهر [[آیه]] مراد نیست باید به تأویل آن پرداخت. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۵ - ۶. </ref>
[[مفسر]] اشعری بر نقش [[عقل]] در تبیین [[مبانی دینی]] تأکید می‌‌کند؛ امّا عقل را در حدّ رفع تعارض آن با نقل و [[اعتقادات]] خویش به رسمیت می‌‌شناسد. <ref>تطور تفسیرالقرآن، ص۱۲۲؛ الملل والنحل، سبحانی، ج ۲، ص۲۶ ـ ۲۷. </ref> روشن‌ترین مصداق آن مسئله [[رؤیت]] [[الهی]] است که [[مفسر]] [[اشعری]] از یک سو در [[جوامع روایی]] خویش با روایاتی روبه روست که به وضوح بر رؤیت الهی در [[قیامت]] تأکید می‌‌کنند و از سوی دیگر پذیرش بی‌چون و چرای آن را در چالش با [[عقل]] می‌‌بیند، به ویژه که [[مخالفان]] آنان با [[ادله]] گسترده [[عقلی]] چنین پنداری را رد می‌‌کنند، از این رو می‌‌کوشد تا آموزه [[روایی]] را با [[ادله عقلی]] توجیه کند. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۲۴ - ۱۳۲؛ روح البیان، ج ۳، ص۱۰۲؛ المفسرون بین التأویل والاثبات، ج ۳، ص۱۲۶۴. </ref> مفسر اشعری [[تأویل]] (برگرداندن [[آیات]] از معنای ظاهری آنها) در آیات و وجود تشابه در آن را می‌‌پذیرد و [[معتقد]] است که چنانچه با [[دلیل قطعی]] و ثابت عقل روشن شد که ظاهر [[آیه]] مراد نیست باید به تأویل آن پرداخت. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۵ - ۶. </ref>
۲۲۶٬۹۹۶

ویرایش