علم حصولی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'عالم طبیعت' به 'عالم طبیعت'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'عالم طبیعت' به 'عالم طبیعت')
خط ۳۸: خط ۳۸:
در شیوه دیگر، [[پیامبران]] یا دیگر [[برگزیدگان خداوند]] علوم یا پیام‌هایی [[الهی]] را با واسطه [[امور مادی]] دریافت می‌کنند؛ مانند شنیدن از طریق یک درخت در ماجرای [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}}<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>. اگر دیدن و شنیدن در چنین مواردی [[حسی]] و مادی باشد، [[دانش]] به دست آمده از آن، حصولی خواهد بود و این گفت و گو با دریافت، مانند [[دانش‌های عادی]]، از طریق [[حواس]] [[پیامبر]] انجام شده است؛ اما اگر [[حقیقت]] این نوع [[دیدارها]] و گفت و گوها، [[شهودی]] و غیر حسی باشد، دانش به دست آمده از آنها حضوری خواهد بود. [[اطمینان]] به اینکه این گونه [[دیدار]] و شنیدارها حسی یا شهودی بوده‌اند، به قراین نیازمند است و بدون آن [[داوری]] درباره آنها دشوار است؛ زیرا دیدن و شنیدن، افزون بر امور حسی<ref>مانند آنکه قوم لوط فرشتگانی را که در قالب انسان تمثل یافته بودند، می‌دیدند.</ref>، در [[امور معنوی]] نیز به کار می‌رود<ref>مانند جریان معراج رسول خدا{{صل}} و مشاهده حقایق ملکوتی: نجم، ۱۱-۱۴: {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} «دل، آنچه می‌دید، دروغ نگفت * پس آیا شما با او در آنچه می‌بیند، بگو- مگو می‌کنید؟* و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۱-۱۴.</ref>. بنابراین [[علوم]] با واسطه، ممکن است به شکل حصولی یا حضوری باشند.
در شیوه دیگر، [[پیامبران]] یا دیگر [[برگزیدگان خداوند]] علوم یا پیام‌هایی [[الهی]] را با واسطه [[امور مادی]] دریافت می‌کنند؛ مانند شنیدن از طریق یک درخت در ماجرای [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}}<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>. اگر دیدن و شنیدن در چنین مواردی [[حسی]] و مادی باشد، [[دانش]] به دست آمده از آن، حصولی خواهد بود و این گفت و گو با دریافت، مانند [[دانش‌های عادی]]، از طریق [[حواس]] [[پیامبر]] انجام شده است؛ اما اگر [[حقیقت]] این نوع [[دیدارها]] و گفت و گوها، [[شهودی]] و غیر حسی باشد، دانش به دست آمده از آنها حضوری خواهد بود. [[اطمینان]] به اینکه این گونه [[دیدار]] و شنیدارها حسی یا شهودی بوده‌اند، به قراین نیازمند است و بدون آن [[داوری]] درباره آنها دشوار است؛ زیرا دیدن و شنیدن، افزون بر امور حسی<ref>مانند آنکه قوم لوط فرشتگانی را که در قالب انسان تمثل یافته بودند، می‌دیدند.</ref>، در [[امور معنوی]] نیز به کار می‌رود<ref>مانند جریان معراج رسول خدا{{صل}} و مشاهده حقایق ملکوتی: نجم، ۱۱-۱۴: {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى * وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} «دل، آنچه می‌دید، دروغ نگفت * پس آیا شما با او در آنچه می‌بیند، بگو- مگو می‌کنید؟* و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود * کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۱-۱۴.</ref>. بنابراین [[علوم]] با واسطه، ممکن است به شکل حصولی یا حضوری باشند.


هنگام دریافت علوم در [[عالم رؤیا]]، [[روح انسان]] با عالمی [[ارتباط]] می‌یابد که از آن به [[عالم مثال]] یاد می‌شود<ref>ر.ک: محمد بن ابراهیم صدر الدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۳۰۲؛ محمدنعیم طالقانی، منهج الرشاد فی معرفة المعاد، ج۳، ص۱۸۶؛ حسن حسن زاده آملی، عیون مسائل النفس، سرح العیون فی شرح العیون، ص۴۲۴؛ همو، هزار و یک نکته، ص۴۸۷.</ref>. در این حالت، [[چشم]] و حواس مادی [[انسان]] در حالت خواب‌اند و انسان با [[روح]] خود به [[مشاهده]] برخی [[حقایق]] می‌پردازد. البته [[نفس انسان]] در این حالت، کاملا [[بریده]] از عالم [[طبیعت]] نبوده، رؤیاهای او نیز مربوط به فضای کاملا مجرد نیست<ref>در روایات نیز تأکید شده است که در خواب، بر خلاف حالت مرگ، ارتباط روح با بدن کاملا قطع نمی‌شود. برای نمونه، ر.ک: محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۱۴۵: {{متن حدیث|فَقُلْتُ لَهُ وَ تَصْعَدُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ فِي بَدَنِهِ فَقَالَ لَا لَوْ خَرَجَتْ كُلُّهَا حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ إِذاً لَمَاتَ قُلْتُ فَكَيْفَ يَخْرُجُ فَقَالَ أَ مَا تَرَى الشَّمْسَ فِي السَّمَاءِ فِي مَوْضِعِهَا وَ ضَوْؤُهَا وَ شُعَاعُهَا فِي الْأَرْضِ فَكَذَلِكَ الرُّوحُ أَصْلُهَا فِي الْبَدَنِ وَ حَرَكَتُهَا مَمْدُودَةٌ}}. همچنین ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۸، ص۲۶.</ref>. به همین دلیل، بین رؤیاهای انسان با حوادث مادی، تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد. مثلا انسان در [[رؤیا]] نیز راه می‌رود، می‌بیند، سخن می‌گوید و...؛ اما در عین حال، او در حالت رؤیا [[واقعیت]] یا تصویری از واقعیت را می‌بیند که برای تطبیق آن بر عالم ماده، نیاز به تعبیر دارد. علومی که از طریق رویا به انسان می‌رسد، جزء [[علوم حصولی]] به شمار می‌آیند؛ زیرا در این حالت، انسان خود واقعیت را [[درک]] نمی‌کند؛ بلکه صورت‌های مثالی واسطه بین روح و واقعیت خارجی‌اند. البته رؤیاهای [[پیامبران]] با رؤیاهای دیگران، در برخی از ویژگی‌ها متفاوت‌اند؛ مانند اینکه گاهی [[وحی پیامبرانه]] در قالب رؤیا به آنان می‌رسیده است؛ مانند رؤیای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که دستور [[ذبح]] فرزندش را در آن دریافت کرد؛ اما رؤیاهای غیر آنان، دربردارنده [[وحی نبوی]] نیست. همچنین رؤیاهای [[برگزیدگان خداوند]]، [[معصومانه]] و همواره صادقه است.
هنگام دریافت علوم در [[عالم رؤیا]]، [[روح انسان]] با عالمی [[ارتباط]] می‌یابد که از آن به [[عالم مثال]] یاد می‌شود<ref>ر.ک: محمد بن ابراهیم صدر الدین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۹، ص۳۰۲؛ محمدنعیم طالقانی، منهج الرشاد فی معرفة المعاد، ج۳، ص۱۸۶؛ حسن حسن زاده آملی، عیون مسائل النفس، سرح العیون فی شرح العیون، ص۴۲۴؛ همو، هزار و یک نکته، ص۴۸۷.</ref>. در این حالت، [[چشم]] و حواس مادی [[انسان]] در حالت خواب‌اند و انسان با [[روح]] خود به [[مشاهده]] برخی [[حقایق]] می‌پردازد. البته [[نفس انسان]] در این حالت، کاملا [[بریده]] از [[عالم طبیعت]] نبوده، رؤیاهای او نیز مربوط به فضای کاملا مجرد نیست<ref>در روایات نیز تأکید شده است که در خواب، بر خلاف حالت مرگ، ارتباط روح با بدن کاملا قطع نمی‌شود. برای نمونه، ر.ک: محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۱۴۵: {{متن حدیث|فَقُلْتُ لَهُ وَ تَصْعَدُ رُوحُ الْمُؤْمِنِ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ فِي بَدَنِهِ فَقَالَ لَا لَوْ خَرَجَتْ كُلُّهَا حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْ‌ءٌ إِذاً لَمَاتَ قُلْتُ فَكَيْفَ يَخْرُجُ فَقَالَ أَ مَا تَرَى الشَّمْسَ فِي السَّمَاءِ فِي مَوْضِعِهَا وَ ضَوْؤُهَا وَ شُعَاعُهَا فِي الْأَرْضِ فَكَذَلِكَ الرُّوحُ أَصْلُهَا فِي الْبَدَنِ وَ حَرَكَتُهَا مَمْدُودَةٌ}}. همچنین ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۸، ص۲۶.</ref>. به همین دلیل، بین رؤیاهای انسان با حوادث مادی، تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد. مثلا انسان در [[رؤیا]] نیز راه می‌رود، می‌بیند، سخن می‌گوید و...؛ اما در عین حال، او در حالت رؤیا [[واقعیت]] یا تصویری از واقعیت را می‌بیند که برای تطبیق آن بر عالم ماده، نیاز به تعبیر دارد. علومی که از طریق رویا به انسان می‌رسد، جزء [[علوم حصولی]] به شمار می‌آیند؛ زیرا در این حالت، انسان خود واقعیت را [[درک]] نمی‌کند؛ بلکه صورت‌های مثالی واسطه بین روح و واقعیت خارجی‌اند. البته رؤیاهای [[پیامبران]] با رؤیاهای دیگران، در برخی از ویژگی‌ها متفاوت‌اند؛ مانند اینکه گاهی [[وحی پیامبرانه]] در قالب رؤیا به آنان می‌رسیده است؛ مانند رؤیای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که دستور [[ذبح]] فرزندش را در آن دریافت کرد؛ اما رؤیاهای غیر آنان، دربردارنده [[وحی نبوی]] نیست. همچنین رؤیاهای [[برگزیدگان خداوند]]، [[معصومانه]] و همواره صادقه است.


اگر [[اثبات]] شود که معارفی به شیوه [[شهودی]] در [[اختیار]] برگزیدگان خداوند قرار می‌گیرد، جای تردید نمی‌ماند که [[علم]] آن حضوری خواهد بود؛ زیرا در حال [[شهود]]، علومی بر [[قلب]] [[پیامبر]] یا فرد [[برگزیده]] افکنده می‌شود.
اگر [[اثبات]] شود که معارفی به شیوه [[شهودی]] در [[اختیار]] برگزیدگان خداوند قرار می‌گیرد، جای تردید نمی‌ماند که [[علم]] آن حضوری خواهد بود؛ زیرا در حال [[شهود]]، علومی بر [[قلب]] [[پیامبر]] یا فرد [[برگزیده]] افکنده می‌شود.
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش