←ایمان مقلّد (تقلید در ایمان
| خط ۹۸: | خط ۹۸: | ||
*'''نقد:''' مقدمه استدلال که موافات باطل است، درست نیست زیرا موافات میتواند شرط استحقاق ثواب باشد، و دلیل بر عدم صحت آن نداریم<ref>حقایق الایمان، ص ۱۱۱.</ref>. و نیز دست بر داشتن از ظاهر آیات با این اعتبارهای عقلی و احتمال های بدون پشتوانه درست نیست<ref>حق الیقین، ص ۵۷۳.</ref><ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | *'''نقد:''' مقدمه استدلال که موافات باطل است، درست نیست زیرا موافات میتواند شرط استحقاق ثواب باشد، و دلیل بر عدم صحت آن نداریم<ref>حقایق الایمان، ص ۱۱۱.</ref>. و نیز دست بر داشتن از ظاهر آیات با این اعتبارهای عقلی و احتمال های بدون پشتوانه درست نیست<ref>حق الیقین، ص ۵۷۳.</ref><ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | ||
*حق این است که این امر بر اساس دیدگاههایی که در باب حقیقت ایمان بود، روشن است: اگر ایمان را تصدیق قلبی مبتنی بر معرفت بدانیم که امر اختیاری است امکان زوال آن روشن است، و نیز بر اساس دیدگاه هایی که عمل را ایمان میدانست یا جزو ایمان میداند، امکان زوال ایمان قابل انکار نیست، فقط بر اساس دیدگاهی که ایمان را معرفت یقینی میداند جای بحث است که آیا امکان زوال ایمان است یا نه؟ ولی حق این است که در اینجا نیز امکان زوال ایمان است، زیرا این معرفت امر نظری است وبا ایجاد شبهه وشک در مقدمات آن، یقین ومعرفت نیز زایل میشود، آری، در مورد کسانی که معرفت آن ها حضوری و شهودی است، نه استدلالی و نظری، زوال ایمان راه نخواهد داشت<ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | *حق این است که این امر بر اساس دیدگاههایی که در باب حقیقت ایمان بود، روشن است: اگر ایمان را تصدیق قلبی مبتنی بر معرفت بدانیم که امر اختیاری است امکان زوال آن روشن است، و نیز بر اساس دیدگاه هایی که عمل را ایمان میدانست یا جزو ایمان میداند، امکان زوال ایمان قابل انکار نیست، فقط بر اساس دیدگاهی که ایمان را معرفت یقینی میداند جای بحث است که آیا امکان زوال ایمان است یا نه؟ ولی حق این است که در اینجا نیز امکان زوال ایمان است، زیرا این معرفت امر نظری است وبا ایجاد شبهه وشک در مقدمات آن، یقین ومعرفت نیز زایل میشود، آری، در مورد کسانی که معرفت آن ها حضوری و شهودی است، نه استدلالی و نظری، زوال ایمان راه نخواهد داشت<ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | ||
==ایمان مقلّد (تقلید در ایمان== | ==ایمان مقلّد (تقلید در ایمان)== | ||
*متکلمان در اینکه تقلید در ایمان صحیح است یا اینکه ایمان باید از روی استدلال و دلیل باشد، اختلاف کردهاند. فقهای عامه<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۱۸.</ref>، حشویه و تعلیمیه ایمان مقلِّد را درست میدانند<ref>حقایق الایمان، ص ۵۹.</ref> معتزله، مشهور اشاعره<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۸۸.</ref> و [[امامیه]] تقلید در ایمان را صحیح ندانسته، دلیل را در صحت ایمان واجب میدانند،<ref>حقایق الایمان، ص ۵۹.</ref> اگر چه خود آنها در منشأ وجوب که عقلی است یا نقلی اختلاف کردهاند، معتزله و [[امامیه]] عقلی بودن آن را و اشاعره نقلی بودن آن را برگزیدهاند<ref>حقایق الایمان، ص ۵۹.</ref><ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | *متکلمان در اینکه تقلید در ایمان صحیح است یا اینکه ایمان باید از روی استدلال و دلیل باشد، اختلاف کردهاند. فقهای عامه<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۱۸.</ref>، حشویه و تعلیمیه ایمان مقلِّد را درست میدانند<ref>حقایق الایمان، ص ۵۹.</ref> معتزله، مشهور اشاعره<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۸۸.</ref> و [[امامیه]] تقلید در ایمان را صحیح ندانسته، دلیل را در صحت ایمان واجب میدانند،<ref>حقایق الایمان، ص ۵۹.</ref> اگر چه خود آنها در منشأ وجوب که عقلی است یا نقلی اختلاف کردهاند، معتزله و [[امامیه]] عقلی بودن آن را و اشاعره نقلی بودن آن را برگزیدهاند<ref>حقایق الایمان، ص ۵۹.</ref><ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | ||
===برخی ادله صحت ایمان مقلّد=== | ===برخی ادله صحت ایمان مقلّد=== | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۴: | ||
*۴. اجماع مسلمین است که تقلید غیر حق جایز نیست، و حق از غیرش با نظر و استدلال شناخته میشود، پس استدلال در مورد تقلید یک مرحله پیشتر است و هرگاه استدلال وجود داشت تقلید محال میشود<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۲۲؛ حقایق الایمان، ص ۶۱۱</ref>. و قیاس اعتقادات به فروع دین هم جایز نیست چون خطا در عقاید به کفر منجر میشود بر خلاف فروع دین<ref>حقایق الایمان، ص ۶۱.</ref><ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | *۴. اجماع مسلمین است که تقلید غیر حق جایز نیست، و حق از غیرش با نظر و استدلال شناخته میشود، پس استدلال در مورد تقلید یک مرحله پیشتر است و هرگاه استدلال وجود داشت تقلید محال میشود<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۲۲؛ حقایق الایمان، ص ۶۱۱</ref>. و قیاس اعتقادات به فروع دین هم جایز نیست چون خطا در عقاید به کفر منجر میشود بر خلاف فروع دین<ref>حقایق الایمان، ص ۶۱.</ref><ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | ||
*اگر چه برخی از دلایل یاد شده قابل مناقشه است، ولی در مجموع میتوان گفت: تقلید در همه مسایل اعتقادی، حتی وجود خداوند جایز نیست، و به تسلسل میانجامد، ولی اگر در مسایل اساسی استدلال باشد، هر چند به صورت ساده، میتوان در مسایل پیچیده به اهل خبره رجوع کرد و در نتیجه تقلید در تفاصیل اعتقادات جایز، و در اصول آن جایز نیست<ref>حق الیقین، ص ۵۷۲ـ ۵۷۱.</ref><ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | *اگر چه برخی از دلایل یاد شده قابل مناقشه است، ولی در مجموع میتوان گفت: تقلید در همه مسایل اعتقادی، حتی وجود خداوند جایز نیست، و به تسلسل میانجامد، ولی اگر در مسایل اساسی استدلال باشد، هر چند به صورت ساده، میتوان در مسایل پیچیده به اهل خبره رجوع کرد و در نتیجه تقلید در تفاصیل اعتقادات جایز، و در اصول آن جایز نیست<ref>حق الیقین، ص ۵۷۲ـ ۵۷۱.</ref><ref>http://lib.eshia.ir/23021/1/98 دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۹۸.</ref>. | ||
==استثناءپذیری ایمان== | ==استثناءپذیری ایمان== | ||
*مقصود این است که در بیان ایمان باید عبارت من مؤمن هستم را به کار برد. یا عبارت اگر خدا بخواهد من مؤمن هستم "أنا مؤمن إن شاء اللّه" که از آن به استثناء در ایمان تعبیر میکنند، نیز درست است. | *مقصود این است که در بیان ایمان باید عبارت من مؤمن هستم را به کار برد. یا عبارت اگر خدا بخواهد من مؤمن هستم "أنا مؤمن إن شاء اللّه" که از آن به استثناء در ایمان تعبیر میکنند، نیز درست است. | ||