بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
===د. کاربرد وحی در حوزه ارتباطات جنیان و شیاطین=== | ===د. کاربرد وحی در حوزه ارتباطات جنیان و شیاطین=== | ||
در این حوزه که موحی و موحی الیه جنیان و شیاطین انسی و جنی هستند، معنای وحی، القای مکر و حیلهگری یا وسوسه شیطانی است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً}}﴾}} در این آیه در صورتی که موحی، شیاطین جنی باشد، وحی به معنای وسوسه ذکر شده و درصورتیکه موحی، شیاطین انسی باشد، به معنای مکر و تسویل پنهانی بیان شده است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۳۸ و ۳۹.</ref>. | در این حوزه که موحی و موحی الیه جنیان و شیاطین انسی و جنی هستند، معنای وحی، القای مکر و حیلهگری یا وسوسه شیطانی است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً}}﴾}} در این آیه در صورتی که موحی، شیاطین جنی باشد، وحی به معنای وسوسه ذکر شده و درصورتیکه موحی، شیاطین انسی باشد، به معنای مکر و تسویل پنهانی بیان شده است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۳۸ و ۳۹.</ref>. | ||
==امکان وحی== | |||
* همه ادیان الهی معتقدند خداوند بر [[پیامبران]] [[وحی]] فرستاده است. قرآن کریم از این حقیقت در سوره نساء آیه ۱۶۴ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}﴾}} خبر داده است. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|"وَ لَمْ يُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ"}}. در طول تاریخ، افرادی راستگو که ادعای آنان با معجزاتشان همگام بوده در جایگاه [[پیامبری]] بودهاند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۳ و ۶۴.</ref>. | |||
* پدیده [[وحی]] تشریعی، یک امر کاملاً معنوی و روحانی است؛ درواقع [[پیامبران]]، توسط یک شعور ویژه، پیامهای الهی را دریافت میکنند. اما اگر [[وحی]] غیرممکن نیست، چرا معمولاً معاصران گیرندگان [[وحی]]، دعوی آنها را نمیپذیرفتند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۴۱.</ref>. | |||
==منکران امکان وحی== | |||
ازآنجاکه ارتباط با [[عالم غیب]] از مجاری عادی به دست نمیآید، گروهی اصل آن را ناممکن دانستهاند: | |||
===۱. عقلگرایان=== | |||
* این گروه پیروی هر انسان از مانند خود را گناه بزرگی میدانستند و معتقد بودند اگر [[وحی]] ممکن باشد باید همه انسانها از این دارای ویژه برخوردار شوند. پس عدم ارتباط ما، دلیل بر عدم امکان وحی است. [[علامه طباطبائی]] در ذیل آیه ۳ سوره انبیاء {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} مینویسد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>: | |||
* منکران نسبت به [[پیامبر]] گفتند: او در هیچچیز از لوازم بشریت، از شما جدا نیست... پس اگر آنچه ادعا میکند که به [[غیب]] اتصال دارد حق باشد، باید شما هم همان را داشته باشید چون شما هم مانند او بشر هستید و چون شما خبری از غیب ندارید پس او هم مثل شماست و خبری ندارد. این استدلال مبتنی است بر این قاعده علمی: {{عربی|اندازه=150%|"حکم الامثال فیما یجوز و ما لا یجوز واحد"}}. از همینرو منکران [[وحی]] همواره همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر را مطرح میکردند تا از آن بر علیه [[رسولان|رسولان الهی]] استفاده کنند. این استدلال را بیشتر معاصران پیامبران آوردهاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُريدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ}}﴾}}. | |||
===نقد و بررسی شبهه همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر=== | |||
در مرحله اول، پیامبران این مقدمه استدلال مخالفان خود را پذیرفتهاند که آنها فقط بشر هستند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم}}﴾}}. پیامبران با همه جنبههای خارقالعادهای که دارند، همه لوازم بشریت را هم ندارند. خوردن و خوابیدن و... مانند دیگران مکلف و موظفاند و احیاناً برخی تکالیف شدیدتر، متوجه آنها میشود. چرا سایر بشر از توانایی ارتباط با [[غیب]] برخوردار نیستند؟ بهعبارتدیگر فلسفه اختصاص [[وحی]] چیست؟ <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۴۳-۴۹.</ref>. | |||
:'''اولاً''': وحی تصرفی از ناحیه خداوند است: این ارتباط از ناحیه [[پیامبران]] نیست تا بحث از توانایی یا عدم توانایی بشر برای این ارتباط صورت گیرد. المیزان: "پیامبران هیچگاه ادعای ارتباط با [[عالم غیب]] نکردهاند... ". و برای خداوند نیز هیچ منعی وجود ندارد که در بعضی از افراد بشر تصرف نموده و پیامهایی را در وجود آنها القاء کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ...اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه... }}﴾}}. | |||
:'''ثانیاً''': [[وحی]]، موهبت الهی برای انبیاست: سنت الهی و تفضل اوست که [[وحی]] را اختصاص به بعضی از افراد بشر داده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ...}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]] در المیزان: "... افراد عادی مردم در "چهره و هوس"... مثل هم نیستند... ". بنابراین چه استبعادی دارد که خداوند بعضی از افراد بشر را به [[وحی]] مخصوص گرداند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۴۹ و ۵۰.</ref>. | |||
:'''ثالثاً''': [[پیامبران]] بر سایر بشر امتیازاتی دارند: | |||
تفاوت انسانها در استعداد، دانشاندوزی و حتی مراتب خاص، چیز پوشیدهای نیست. برخی ظالماند و برخی مظلوم –برخی پاکند و برخی گنهکار– برخی مشکل تراشند و برخی دیگر مشکلگشا؛ لذا انسانها در مراتب وجود نسبت به یکدیگر متفاوتاند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۷۷.</ref>. | |||
همانندی [[پیامبران]] از حیث جسم و طبیعت، باعث همانندی پیامبران در جمیع کمالات نمیشود بلکه ازنظر روحی و معنوی، درجاتی از تعالی و رشد را دارند که سایر بشر آن را دارا نیستند. [[علامه طباطبائی]]: "حاصل جواب [[رسولان]] {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|...أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَي...}}﴾}} این است: مانند شما، بشر بودن، مستلزم نداشتن امتیاز و خصایصی فوقالعاده، از قبیل [[وحی]] و... نیست". درواقع گیرنده وحی، بُعد معنوی وجود انسان است، و در این بُعد، [[پیامبران]] متمایز از سایر بشرند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱.</ref>. | |||
:پس هرکسی شایستگی [[رسالت]] و [[نبوت]] را ندارد و ازجمله ویژگیهای [[پیامبران]]، [[عصمت]] است و همچنین پیامبران فرمودند: {{عربی|اندازه=150%|"وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ وَ يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِيعِ عُقُولِ أُمَّتِه"}}. خلاصه اینکه، دیدگاه تساوی کامل انسانها در فضیلتها، پذیرفتنی نیست. برای ارتباط با عالم ملکوت نیاز به تهذیب نفس است و درجات کمال بالای انسانی بهتنهایی، سبب و منشأ پیدایش [[وحی]] نمیشود. چون وحی فقط از سوی خداوند است و [[نبوت]]، به انتخاب الهی نیاز دارد و کمالات انسانی، فقط قابلیت وحی را ایجاد میکنند. [[عبدالله جوادی آملی|آیت الله جوادی آملی]] نیز در تفسیر موضوعی "وحی و نبوت" صفحه ۵۳ به این مطلب اشاره دارند. | |||
===۲. مشرکان و مخالفان [[پیامبران]]=== | |||
* آنها تصور میکردند ارتباط وحیانی با پروردگار، با بشر بودن، سازش ندارد و انسان خاکی با مبدأ اعلی سنخیت ندارد. پس [[پیامبر]] باید از جنس [[فرشته]] باشد نه بشر: | |||
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الأَوَّلِينَ}}﴾}} <ref> سوره مؤمنون؛ آیه: ۲۴. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره انبیاء؛ آیه: ۳. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره فصلت؛ آیه: ۱۴. </ref> <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>. | |||
* معاندان و منکران [[وحی]]، انسان را یک موجود مادی میدیدند که نمیتواند با مبدأ اعلی و فوق ماده، ارتباط پیدا کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشي فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذيراً}}﴾}} [[علامه طباطبائی]] در ذیل این آیه علت توسل و عبادت [[ملائکه]] را همین عدم سنخیت انسان با عالم بالا میداند. یعنی منکران وحی معتقدند اگر رسالتی وجود داشته باشد ملائکه هستند که میتوانند [[رسول]] باشند. منکرین [[وحی]] میگویند: چرا [[پیغمبر]] یک باغ یا گنجی ندارد یعنی ادعای [[رسالت]] ایجاب میکند شخص رسول مثل ما مردم نباشد؛ بلکه باید پیامبر یا [[فرشته|فرشته الهی]] باشد یا دستکم فرشتهای همراه او باشد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۵۳-۵۵.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||