پرش به محتوا

برهان: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۱ مهٔ ۲۰۱۸
خط ۳۲: خط ۳۲:


==نفی برهان از کفر و شرک==
==نفی برهان از کفر و شرک==
*گرچه خداوند متعالی در چند جای کتاب خود از مشرکان و کافران خواسته تا بر دعویهای خود برهان اقامه کنند؛ ولی چون کفر و شرک اثبات‌پذیر نیست به طور قطع اعتقادات شرک آلودِ آنان را فاقد پایگاه برهانی و منطقی اعلام می‌کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ }}﴾}} <ref> و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که برهانی بر آن ندارد جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست؛ بی‌گمان کافران رستگار نمی‌گردند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۷.</ref> برخی قید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ}}﴾}} را قید توضیحی برای خدایان ادعایی دروغین دانسته و افزوده‌اند: این قید می‌فهماند معبودی جز خدا که بر معبودیتش برهان وجود داشته باشد نیست، بلکه برعکس بر نبود چنین معبودهایی برهان قائم است<ref>المیزان، ج‌۱۵، ص‌۷۴.</ref>. برخی دیگر وجه برهان‌ناپذیری شرک و کفر را بطلان آن دو دانسته و گفته‌اند: بطلان در واقع عدم است و عدم چیزی نیست تا برهان داشته باشد<ref>الصافی، ج‌۳، ص‌۴۱۳.</ref>. برخی هم گفته‌اند: وقتی ما ارتباط افراد عالم و نظام گیتی را می‌نگریم و می‌بینیم ارتباط اجزای عالم به طوری متصّل و مرتبط به هم گردیده که یک وحدت تشکیل داده‌اند علم یقینی پدید می‌گردد که مبدأ و ناظم آن یک حقیقت وحدانی است. شاید آیه اشاره به این مطلب باشد که ممکن نیست یک معلول دو علّت داشته باشد و آن اِله دیگری که مشرکان او را پرستش می‌کنند هیچ برهانی برای اثبات آن ندارند<ref>مخزن العرفان، ج‌۹، ص‌۷۲.</ref>. در قرآن به طور مکرّر با این بیان که آنچه بت‌پرستان می‌پرستند جز اسمهایی بیش نیستند و خداوند سلطانی همراه آنها فرو نفرستاده است، بر بطلان بت‌پرستی استدلال شده، و این خود لطیف‌ترین بیان و قاطع‌ترین برهان است؛ زیرا اگر انسان هیچ برهانی بر مدّعای خویش نداشته باشد برای او و ادّعایش چیزی جز اسمی بی‌مسمّا و عبارتی بی‌محتوا نخواهد ماند<ref>المیزان، ج‌۸‌، ص‌۱۷۹.</ref>.
*گرچه خداوند متعال در چند جای کتاب خود از مشرکان و کافران خواسته تا بر دعویهای خود برهان اقامه کنند؛ ولی چون کفر و شرک اثبات‌پذیر نیست به طور قطع اعتقادات شرک آلودِ آنان را فاقد پایگاه برهانی و منطقی اعلام می‌کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ }}﴾}} <ref> و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که برهانی بر آن ندارد جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست؛ بی‌گمان کافران رستگار نمی‌گردند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۷.</ref> برخی قید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ}}﴾}} را قید توضیحی برای خدایان ادعایی دروغین دانسته و افزوده‌اند: این قید می‌فهماند معبودی جز خدا که بر معبودیتش برهان وجود داشته باشد نیست، بلکه برعکس بر نبود چنین معبودهایی برهان قائم است<ref>المیزان، ج‌۱۵، ص‌۷۴.</ref>. برخی دیگر وجه برهان‌ناپذیری شرک و کفر را بطلان آن دو دانسته و گفته‌اند: بطلان در واقع عدم است و عدم چیزی نیست تا برهان داشته باشد<ref>الصافی، ج‌۳، ص‌۴۱۳.</ref>. برخی هم گفته‌اند: وقتی ما ارتباط افراد عالم و نظام گیتی را می‌نگریم و می‌بینیم ارتباط اجزای عالم به طوری متصّل و مرتبط به هم گردیده که یک وحدت تشکیل داده‌اند علم یقینی پدید می‌گردد که مبدأ و ناظم آن یک حقیقت وحدانی است. شاید آیه اشاره به این مطلب باشد که ممکن نیست یک معلول دو علّت داشته باشد و آن اِله دیگری که مشرکان او را پرستش می‌کنند هیچ برهانی برای اثبات آن ندارند<ref>مخزن العرفان، ج‌۹، ص‌۷۲.</ref>. در قرآن به طور مکرّر با این بیان که آنچه بت‌پرستان می‌پرستند جز اسمهایی بیش نیستند و خداوند سلطانی همراه آنها فرو نفرستاده است، بر بطلان بت‌پرستی استدلال شده، و این خود لطیف‌ترین بیان و قاطع‌ترین برهان است؛ زیرا اگر انسان هیچ برهانی بر مدّعای خویش نداشته باشد برای او و ادّعایش چیزی جز اسمی بی‌مسمّا و عبارتی بی‌محتوا نخواهد ماند<ref>المیزان، ج‌۸‌، ص‌۱۷۹.</ref>.
 
==اسامی و شئون برهان==
==اسامی و شئون برهان==
*برهان را بر حسب شئون گوناگون و آثار متفاوت آن نامهای دیگری است که در قرآن به آنها اشاره شده‌است:
*برهان را بر حسب شئون گوناگون و آثار متفاوت آن نامهای دیگری است که در قرآن به آنها اشاره شده‌است:
۲۲۴٬۹۷۲

ویرایش