|
|
| خط ۵: |
خط ۵: |
|
| |
|
| متأسفانه روایتی را که سیره شامیه معروف به سبل الهدی و الرشاد از [[ابویعلی]] نقل میکند و آن را صحیح میداند که در آن مسئله برادری و [[اخوت]] در دوران مکه در چاپهای [[مسند]] ابویعلی به شکل ناقص آورده شده است و در واقع بخش عمده آن را دزدیدهاند<ref>{{متن حدیث|عن یونس بن ابی اسحاق عن أبیه عن البراء عن زید بن حارثه انه قال: اخیت بینی و بین حمزة بن عبد المطلب}}؛ مسند ابی یعلی، ج۱۳، ص۱۶۹، ش۷۲۱۰ و ۷۲۱۱.</ref>. آیا این روشی نیست که در بسیاری از شرایط دیگر نیز عمل کردهاند؟<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۶۵.</ref>. | | متأسفانه روایتی را که سیره شامیه معروف به سبل الهدی و الرشاد از [[ابویعلی]] نقل میکند و آن را صحیح میداند که در آن مسئله برادری و [[اخوت]] در دوران مکه در چاپهای [[مسند]] ابویعلی به شکل ناقص آورده شده است و در واقع بخش عمده آن را دزدیدهاند<ref>{{متن حدیث|عن یونس بن ابی اسحاق عن أبیه عن البراء عن زید بن حارثه انه قال: اخیت بینی و بین حمزة بن عبد المطلب}}؛ مسند ابی یعلی، ج۱۳، ص۱۶۹، ش۷۲۱۰ و ۷۲۱۱.</ref>. آیا این روشی نیست که در بسیاری از شرایط دیگر نیز عمل کردهاند؟<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۶۵.</ref>. |
|
| |
| == برادری علی{{ع}} ==
| |
| [[احمد بن حنبل]] روایت کرده که رسول خدا{{صل}} مسلمانان را با هم برادر کرد و علی{{ع}} را با کسی برادر نساخت. چنان که برای او برادری دیده نمیشد. علی گفت: یا [[رسول الله]]؛ یارانت را با هم [[برادر]] قرار دادی ولی مرا رها کردی؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: ترا برای خودم گذاشتم، تو برادر [[منی]] و من برادر تو. هرگاه کسی ترا پرسید، بگو: من [[بنده]] [[خدا]] و [[برادر رسول خدا]] هستم. احدی پس از تو چنین ادّعایی نخواهد کرد مگر دروغگویان. [[سوگند]] به خدایی که مرا به [[حق]] [[مبعوث]] کرده است، ترا به تأخیر نینداختم مگر برای خودم. تو برای من همانند هارونی نسبت به موسی جز این که پس از من [[پیامبری]] نیست، تو برادر و [[وارث]] من هستی<ref>بنگرید: دلائل الصدق، ج۲، ص۲۶۷؛ ینابیع الموده، ص۵۶؛ تذکرة الخواص، ص۲۳؛ الریاض النضره، ج۲، ص۲۹؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۶، ص۲۱؛ الثقات، ص۱۴۱- ۱۴۳.</ref>.
| |
|
| |
| شگفتا؛ علی{{ع}} پس از [[رحلت]] جانگداز [[رسول خدا]]{{صل}} در میانه حوادث [[غصب خلافت]] فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم. آنان او را [[تکذیب]] کردند و گفتند: بنده خدا آری، امّا برادر رسول خدا نه!<ref>الامامه و السیاسة، ج۱، ص۱۳؛ اعلام النساء، ج۴، ص۱۱۵؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۹۳.</ref>. [[حدیث برادری]] خصوصا [[برادری]] رسول خدا{{صل}} و علی{{ع}}، خواه در برادری نخست در [[مکّه]] و خواه در برادری دوم در [[مدینه]]، چنان [[متواتر]] است که قابل [[انکار]]، و بلکه قابل [[شک و تردید]] نیست.
| |
|
| |
| این داستان از دهها تن از [[صحابه]] و [[تابعین]] [[روایت]] شده است<ref>بنگرید: تاریخ الخمیس، ج۱، ص۳۵۳؛ وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۶۷- ۲۶۸؛ ینابیع الموده، ص۵۶- ۵۷؛ تذکرة الخواص، ص۲۲- ۲۴؛ سیره حلبی، ج۲، ص۲۰، ۹۰؛ مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۴؛ الثقات، ج۱، ص۱۳۸؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۲۰؛ الفصول المهمه، ص۲۲، ۲۹؛ البدایة و النهایه، ج۳، ص۲۲۶؛ ج۵، ۳۵؛ تاریخ الخلفاء، ص۱۷؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۲۶۸- ۲۷۰؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۱۵۰؛ الغدیر، ج۳، ص۱۱۲- ۱۲۵؛ جامع الصحیح، ج۲، ص۱۳؛ الاستیعاب، ج۲، ص۴۶۰؛ تیسیر الوصول، ج۳، ص۲۷۱؛ شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۶۲؛ کنز العمّال، ج۶، ص۲۹۴- ۳۰۰.</ref>.
| |
|
| |
| پیامبر{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: [[روز قیامت]] از میانههای [[عرش]] فریاد زنند: [[بهترین]] پدر، پدر تو ابراهیم است و [[بهترین]] [[برادر]]، برادر تو [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}<ref>ربیع الابرار، ج۱، ص۷۰۷- ۷۰۸.</ref>.
| |
|
| |
| بیتردید ادعای [[برادری]] علی و [[عثمان]] یا برادری [[پیامبر]]{{صل}} و عثمان، [[باطل]] است<ref>الغدیر، ج۹، ص۹۴- ۹۵؛ شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۶۵؛ الریاض النضره، ج۱، ص۱۷.</ref>. قطعاً [[هدف]] از طرح چنین [[کذب]] آشکاری بالا بردن مرتبه عثمان و [[تکذیب]] [[فضیلت]] علی بن ابی طالب{{ع}} و بلکه همطراز قرار دادن علی{{ع}} و عثمان است!
| |
|
| |
| ابوتراب گفته میشود که علی{{ع}} وقتی دید، پیامبر{{صل}} او را با کسی از اصحاب برادر نکرده، [[اندوهگین]] به [[مسجد]] رفت و روی [[زمین]] خوابید. پیامبر{{صل}} به سراغ علی{{ع}} آمد و در حالی که خاکها را از پشت او میتکاند، فرمود: برخیز یا [[ابوتراب]]؛ سپس او را با خود برادر کرد<ref>الفصول المهمّة، ص۲۲؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۱؛ مناقب خوارزمی، ص۷؛ کفایة الطالب، ص۱۹۳.</ref>. ظاهراً این نامگذاری در مناسبت دیگری بوده است<ref>[[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|سیرت جاودانه ج۱]]، ص ۵۳۵.</ref>.
| |
|
| |
| == مقدمه ==
| |
| [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} چند ماه پس از [[هجرت به مدینه]]، بین [[مسلمانان]] [[مهاجر]] و [[انصار]]، [[عقد اخوّت]] ایجاد کرد و آنان را که حدود [[صد]] نفر میشدند، دوبهدو با هم برادر ساخت. تنها [[امام علی|علی]]{{ع}} مانده بود که خود را برادر او قرار داد. این است که [[امام علی|علی]]{{ع}} برادر پیامبر به شمار میرود و در [[احادیث]] فراوانی [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} دربارۀ او {{متن حدیث|أَنْتَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ وَارِثِي وَ خَلِيفَتِي...}} تعبیر کرده است<ref>ر. ک: «بحار الأنوار»، ج ۳۸ ص ۳۳۰ تا ۳۴۸ «باب الأخوّة» و کتاب «حدیث برادری در سیرۀ نبوی» محمّد رضا هدایت پناه.</ref>. خود آن حضرت هم بارها از خویش با عنوان {{متن حدیث|أَنَا عَبْدُ اَللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ}} یاد کرده است<ref>بحار الأنوار، ج ۳۸، ص ۳۳۲.</ref>. برادری علی با پیامبر{{صل}} از ازل بوده است، نه آنکه از روز [[عقد]] [[اخوّت]] ایجاد شده باشد. از قول [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] [[روایت]] شده که در [[معراج]] دید بر در [[بهشت]] نوشته است: {{متن حدیث|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ وَ عَلِيٌّ أَخُو رَسُولِ اَللَّهِ}} و این دوهزار سال قبل از خلقت آسمانها بوده است<ref>بحار الأنوار، ج ۳۸، ص ۳۳۰.</ref>. به [[نقل]] [[روایات]]، غیر از روز مؤاخات، در مواقع دیگر نیز، همچون روز [[خیبر]]، روز [[مباهله]] و صحنههای گوناگون، [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} آن حضرت] را برادر خویش خوانده است. حدیث مؤاخات، یکی از بزرگترین افتخارات [[امام علی|علی]]{{ع}} و از برجستهترین [[فضایل امام علی|فضایل آن حضرت]] است<ref>در این مورد، ر. ک: «موسوعة الامام علی بن ابی طالب»، ج ۹ ص ۳۸۷، «احقاق الحق»، ج ۷ ص ۴۴۱، «دائرة المعارف تشیّع»، مدخل «حدیث مؤاخات»، «فضائل الخمسه من الصحاح السته» ج ۱ ص ۳۳۳.</ref>. مسئله برادر خواندگی یا [[عقد اخوت]]، الآن هم مطرح است<ref>آشنایی با قرآن، جلد سوم، ص۱۹۷.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۲۵؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۰.</ref>
| |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |