وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰٬۷۶۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ ژوئن ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۱۹: خط ۲۱۹:
==انقطاع وحى==
==انقطاع وحى==
==ابعاد وحى==
==ابعاد وحى==
==الهی بودن متن وحی==
منبع اصلی همه [[کتب آسمانی]] خداوند متعال بوده. نه [[پیامبر]] و نه کتب آسمانی پیشینِ و نه دانشمندان یهود و نصارا.
:'''نکته اول''': همه ادیان الهی یک منبع و هدف مشترک دارند. بر همه [[پیامبران|پیامبران الهی]] وحی شده است تا مردم را به راه راست هدایت کنند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذي أَوْحَيْنا}}﴾}} از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ}}﴾}} روشن می‌شود که خداوند یک دین دارد و آن تسلیم در برابر خداست.
:'''نکته دوم''': غالب یهودیان قدیم و مسیحیان عهد عتیق را [[الهام|الهام الهی]] می‌دانند اما نه اینکه کلمه به کلمه آن را از جانب خداوند باشد. بلکه سخن خدا بودن یا از طریق نیابت است یا تملک. عهد جدید به اعتقاد مسیحیت، نوشته نویسندگان مخصوص به خود است. و الهی بودن آن به دلیل راهنما بودن [[روح القدس]] برای هر مؤلف است.
===الهی بودن متن قرآن===
علوم مسلمانان آیات قرآن را در لفظ و معنا از خداوند حکیم و علیم می‌دانند اگر این کلمات از خداوند نمی‌بود چرا آن را کلام خدا می‌نامند؟ <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۰۹-۲۱۱.</ref>.
آنچه در وحیانیت متن و ساختار قرآن کریم اهمیت دارد، اثبات الهی بودن الفاظ، ترکیب آیات قرآن کریم همراه با معانی و محتوای آنهاست نه وحیانیت نظم آیات و سوره‌های قرآن.
[[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: "پایان یک سوره با نزول "بسم الله الرحمن الرحیم" به منزله ابتدای سوره‌ای دیگر شناخته می‌شد" در موارد فراوانی نیز [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} با اشاره [[جبرئیل]] دستور می‌داد فلان آیه را در فلان موضع قرار دهند.
عده‌ای نظم و ترتیب سوره‌های قران را توقیفی و برخی آن را بر اساس اجتهاد صحابه می‌دانند.
[[سیوطی]] چند دیدگاه را مطرح می‌کند:
الف. لفظ و معنا هر دو از جانب خدا باشد یا اینکه [[پیامبر]] معانی را در قالب الفاظ عرب درآورده یا جبرئیل به این الفاظ تعبیر کرده است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۱۲ و ۲۱۳.</ref>.
مسلمانان الفاظ و پوشاندن لباس لفظ به معنا و مفاهیم و چگونگی ترکیب و نظم این الفاظ را از خداوند متعال می‌دانند.
==آثار و نتایج الهی و یگانه بودن مصدر آیات==
*ماورایی بودن
*حقیقت پردازی
*حجیت سند
*مصونیت از خطا
*محتوا و الفاظ حکیمانه
*هدایت‌گری <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۱۴ و ۲۱۵.</ref>
*یگانگی مصدر وحی
برای یگانگی مصدر وحی یک سری دلایل اصلی وجود دارد و یک سری شواهد و قرائنی درون دینی که برای مسلمین مفید است.
==۱. دلایل==
===الف) [[معجزه]] بودن قرآن و تحدی===
از همان آغاز نزول قرآن افرادی تصمیم گرفتند مانند آن را بیاورند که شکست خوردند و به دلیل شگفتی بیش‌ازحد قرآن کریم آن را "[[سحر]]" نامیدند.
تا این عصر هنوز کسی نتوانسته سوره‌ای مانند یا برتر از قرآن کریم بیاورد.
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ}}﴾}} یعنی پیامبری که با اعتراف خود شما نزد کسی درس نخوانده، کتابی آورده که فصیحان و بلیغان درس‌خوانده شما نمی‌توانند مثل آن بیاورند.
اعجاز قرآن ابعاد مختلفی دارد:
"اعجاز بیانی، اعجاز تشریعی، اعجاز در اخبار غیبی، اعجاز علمی و اعجاز در معارف".
از مهم‌ترین وجود، اعجاز در فصاحت و بلاغت و تنظیم عبارات است و مفاد آیات تحدی این است که این الفاظ و عبارات و ترکیب و قالب‌ها از سوی خداوند است.
===ب) امی بودن [[پیامبر]] {{صل}}===
یکی از نکات روشن زندگی [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] ازنظر تاریخی و نقلی درک ناخواندگی آن حضرت است و به‌طورکلی عرب آن زمان مردمی بی‌سواد بودند و افراد باسواد انگشت‌شمار معروف بودند.
حتی خاورشناسان مثل "ویل دورانت" و "گوستادلوبون" و... به درس ناخواندگی [[پیامبر]] اعتراف کرده‌اند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۱۶-۲۱۹.</ref>.
درباره مفهوم "امی" چند دیدگاه وجود دارد:
*نه می‌نویسد و نه می‌خواند
*منسوب به امت است؛ زیرا امت عرب، خواندن و نوشتن را خوب نمی‌دانسته
*منسوب به ام به معنای مادر است؛ یعنی مانند طفلی که از مادر زاییده شده و نوشتن را نمی‌داند.
*منسوب به ام القری است.
روایتی از [[ابن عباس]]: {{عربی|اندازه=150%|"کانَ نَبِيُّکم {{صل}} أُمِّيّاً لَا يَكْتُب‏ وَ لا یَقرَأ"}} در آیه‌ای دیگر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ}}﴾}}.
[[علامه طباطبائی]] درباره آیه می‌فرماید: معنای آیه چنین است: ای پیامبر! تو خواندن و نوشتن نمی‌دانستی و عرب نیز تو را با این ویژگی می‌شناسند؛ چراکه با آنها معاشرت داشته‌ای در این صورت تردیدی به خود راه نمی‌دهند که قرآن از جانب خداوند است.
===ج) تفاوت سخنان [[پیامبر]] و قرآن===
در مقایسه سخنان [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] {{صل}} با آیات قرآن درمی‌یابیم که میان این دو تفاوت وجود دارد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۰ و ۲۲۱.</ref>. اگر آیات قرآن هم از خود پیامبر می‌بود باید دارای سیاق و اسلوب باشد و هر دو از اعجاز برخوردار باشند. افزون بر آن روایات ساختگی نشان می‌دهد که همانندسازی در روایات آن حضرت ممکن است.
==۲. شواهد و قرینه‌ها==
آیات و روایات فراوانی برای [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} نقشی جز اخذ وحی و ابلاغ آن قائل نیستند.
'''الف. شواهد و مدعیات کلی'''
'''یکم. دخالت نداشتن پیامبر در متن قرآن'''
آیاتی که قرآن کریم را از جانب خداوند متعال می‌داند.
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ عَليمٍ}}﴾}}.
و [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} هیچ نقشی در متن وحی و تجدیدنظر در آن ندارند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ...}}﴾}}. تنها خداوند می‌تواند در آیات قرآن تصرف کند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ}}﴾}}. اما سنت الهی به تغییرناپذیری آیات قرآن تعلق گرفته <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۲ و ۲۲۳.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ًلا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ‏}}﴾}}؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ًإِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‏}}﴾}}.
بسیاری از مستشرقان می‌گویند: محمد، قرآن را بیان و اسلوب خاص خود القا کرد و سپس آن را به خدایش نسبت داد. وی در این مسیر، از فراست و عمق تأملاتش بهره جسته و با ضمیمه کردن برخی اخبار غیبی و حقایق علمی، قرآن موجود را عرضه کرد. یوسف دره العداد به پیامبر نسبت می‌دهد که بعضی آیات را به آیاتی دیگر تبدیل کرد. و پیروان او متوجه این تغییر شده و مرتد شدند و هجرت به مدینه به همین دلیل بود.
مخالفان [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} قرآن را از جانب افرادی مانند "بلعام" نصرانی یا "[[سلمان فارسی]]" می‌دانستند. خداوند متعال می‌فرماید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبينٌ}}﴾}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۴ و ۲۲۵.</ref>..
[[علامه طباطبائی]] بر این باور است که قرآن کریم دو پاسخ به این اشکال داده:
:'''یک.''' نمی‌شود که پیامبر الفاظ قرآن را از آن شخص عجم گرفته باشد. زیرا آیات قرآن فصیح و در حد اعجاز است.
:'''دو.''' و اگر معانی این آیات از جانب آن مشخص باشد و پیامبر آنها را در قالب الفاظ ریخته، پاسخ این است که مطالب آیات قرآن پر از معارف حقیقی است که از [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} با جان‌ودل به آنها ایمان دارد. چگونه چنین شخصی به خداوند دروغ می‌بندند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ}}﴾}}.
'''دوم. توبیخ‌ها و سرزنش‌ها'''
در برخی موارد آن حضرت تصمیم بر کاری گرفته‌ای؛ اما خداوند او را نمی‌نموده یا توبیخ می‌کند.
مثل اجازه پیامبر به عده‌ای برای بازگشت از جهاد که آیه نازل شده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبينَ}}﴾}}.
یعنی نباید پیامبر به افراد دروغگو و منافق اجازه ترک جهاد دهد.
'''سوم. پیامبر مفسر قرآن، نه مصدر قرآن'''
از آیات قرآن استفاده می‌شود که [[پیامبر]] گیرنده وحی، مفسر و معلم آیات قرآن است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم‏}}﴾}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.</ref>..
پیامبر فرستاده‌ای است که آیات خدا را باید به‌طور کامل و صحیح به مردم برساند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ‏}}﴾}}.
'''چهارم. اعتراف سخن‌سرایان عرب'''
سخنوران و فصحایی که نه فکر مقابله با قرآن بودند به دلیل شگفتی بیش‌ازحد قرآن کریم آن را "[[سحر]]" نامیدند.
مانند "[[ولید بن مغیره]]" که اعتراف کرد کلام محمد کلامی است که بر همه کلام‌ها برتری دارد.
این اعتراف از جانب مخالفان سرسخت دین اسلام، بهترین دلیل است.
'''پنجم. سیره شخصی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و قرآن'''
اگر این قرآن از جانب خود پیامبر باشد باید جریانات مهم زندگی شخصی پیامبر در قرآن آمده باشد چنان چه در انجیل مطالب فراوانی درباره زندگی شخصی [[حضرت عیسی]] {{ع}} یافت می‌شود <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref>.
'''ششم. تأخیر وحی'''
اگر [[پیامبر خاتم|پیامبر]] از جانب خود می‌توانست به‌راحتی و خودبه‌خود حکمی را بیان کند پس چرا در برخی موارد، مدتی طولانی، وحی بر پیامبر قطع می‌شد؛ به‌گونه‌ای که ناراحتی آن حضرت نمایان می‌شد.
مانند جریان "مخلفون"، "[[صلح حدیبیه]]" و "حکم ظهار" که با استفاده از تاریخ و شأن نزول آن نشان می‌دهد وحی تأخیر داشته و پیامبر از تأخیر آن نگران بوده است.
'''هفتم. اگر قرآن از جانب پیامبر باشد خطاب به خود نامعقول است'''
در حالی که واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل‏}}﴾}}حدود ۲۳۲ بار در قرآن به کار رفته.
یعنی وظیفه پیامبر گفتن مطالب قرآن و آیات به مردم است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۰ و ۲۳۱.</ref>.
'''ب. شواهد الهی بودن الفاظ قرآن'''
اوصاف قرآن و تعابیر و واژه‌هایی درباره متن قرآن نشان می‌دهد که الفاظ قرآن از جانب خداوند متعال است.
'''یکم. اعجاز در فصاحت و بلاغت'''
همه دانشمندان مهم‌ترین بعد اعجاز قرآن را در فصاحت و بلاغت و ترکیب خاص واژه‌های آن می‌دانند.
'''دوم. عربی بودن'''
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ‏}}﴾}}.
این آیات با صراحت بیان می‌دارد که قرآن به‌صورت عربی نازل شده است و قریب به‌اتفاق ارباب لغت و مفسران تعبیر به "عربی" را به معنای زبان و لغت عرب دانسته‌اند.
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ‏}}﴾}}.
دو چیز در حفظ و ضبط آیات الهی دخالت دارد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۲-۲۳۴.</ref>:
*اگر فقط معانی الفاظ وحی می‌شد آن اصرار حفظ نمی‌شد.
* اگر به زبان عربی نازل نمی‌شد آن اسرار بر عقول مردم مخفی می‌ماند.
'''سوم. قرائت'''
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَه‏ * فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ‏}}﴾}} واژه "قرء" در اصل به معنای جمع‌کردن و نیز جمع‌کردن حروف و کلمات است که محور اصلی آن حروف و کلمات و تلفظ به آنهاست یعنی لفظ و معنا باهم بر [[پیامبر خاتم|پیامبر]] نازل شده.
'''چهارم. تلاوت'''
تلاوت نیز به معنای پیروی کردن و خواندن کلمه‌ای بعد از کلمه دیگر، همراه با فهم و تعقل و معرفت است.
قرآن کریم می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ‏}}﴾}}
یعنی خداوند آیات قرآن را کلمه به کلمه بر پیامبر خوانده است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۴ و ۲۳۵.</ref>.
'''پنجم. ترتیل'''
بیان کردن سخنی منظم، پایدار و همراه با فاصله را ترتیل می‌گویند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ رَتَّلْناهُ تَرْتيلاً‏}}﴾}}
پیامبر در معنای ترتیل فرمود: حروف و کلمات آن را به‌روشنی ادا کن؛ نه همچون ذرات شن آن را پراکنده نما و نه مانند شعر آن را پشت سر هم بخوان.
پس اساس ترتیل گفتاری روشن و گویاست که بدون لفظ، امکان ندارد.
'''ششم. کلام الهی'''
برخی از اوصاف قرآن کریم مثل "کلام الله" نشان می‌دهد که آیات قرآن به‌صورت کلمات و تعبیراتی از جانب خداوند متعال آمده‌اند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ}}﴾}}
[[امام رضا]] {{ع}} درباره قرآن فرمود: هو کلام الله <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۳۶ و ۲۳۷.</ref>.
'''هفتم. کتاب'''
"کتاب" واژه‌ای است به معنای نوشته‌شده که لفظ در او دخالت کامل دارد و نوشتار بدون لفظ ممکن نیست.
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ}}﴾}}.


==منابع==
==منابع==
۷٬۵۴۱

ویرایش