←مقدمه
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
(←مقدمه) |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = ارتداد | | موضوع مرتبط = ارتداد | ||
| عنوان مدخل = ارتداد | | عنوان مدخل = ارتداد | ||
| مداخل مرتبط = [[ارتداد در لغت]] - [[ارتداد در قرآن]] - [[ارتداد در کلام اسلامی]] - [[ارتداد در فقه اسلامی]] - [[ارتداد در فقه سیاسی]] - [[ارتداد در معارف و سیره | | مداخل مرتبط = [[ارتداد در لغت]] - [[ارتداد در قرآن]] - [[ارتداد در کلام اسلامی]] - [[ارتداد در فلسفه دین و کلام جدید]] - [[ارتداد در فقه اسلامی]] - [[ارتداد در فقه سیاسی]] - [[ارتداد در معارف و سیره نبوی]] - [[ارتداد در معارف و سیره رضوی]] - [[ارتداد در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[ارتداد]] از ماده «رد» | [[ارتداد]] از ماده «رد» به طور کلی به مفهوم بازگشت است. واژه یاد شده از باب افتعال و به معنای مطاوعت است که بر [[اختیار]] فعل از سوی شخص دلالت میکند و در [[شرع]] عبارت است از رجوع و بازگشت از [[اسلام]] به [[کفر]]. | ||
در کتاب [[مصباح المنیر (کتاب)|مصباح المنیر]] پیرامون این واژه آمده است: | در کتاب [[مصباح المنیر (کتاب)|مصباح المنیر]] پیرامون این واژه آمده است: ردّ: [گفته میشود] آن شیء را باز گردانیدم و آن را منع نمودم، پس آن شیء رد شده و مردود میباشد. و به همین معناست عبارات: {{عربی|رددت إليه قوله}} و {{عربی|رددرت إليه جوابه}} و {{عربی|رددت إليه الوديعة}} و {{عربی|ترددت إلى فلان}} (به معنای {{عربی|رجعت إليه مرة بعد مرة}} و...)<ref>مصباح المنیر، ص۲۲۴.</ref>. | ||
ردّ: [گفته میشود] آن شیء را باز گردانیدم و آن را منع نمودم، پس آن شیء رد شده و مردود میباشد. و به همین معناست عبارات: {{عربی|رددت إليه قوله}} و {{عربی|رددرت إليه جوابه}} و {{عربی|رددت إليه الوديعة}} و {{عربی|ترددت إلى فلان}} (به معنای {{عربی|رجعت إليه مرة بعد مرة}} و...)<ref>مصباح المنیر، ص۲۲۴.</ref>. | |||
صاحب لسان العرب نیز مینویسد: | صاحب لسان العرب نیز مینویسد: {{عربی|الردّ}}: برگرداندن و بازگشت هر چیزی است. و {{عربی|الردُّ مصادر رددت الشيء}} است. و بازگشت و رجوع از اسلام نیز از این قبیل و به همین معناست و اگر شخصی پس از [[مسلمان]] شدن [[کافر]] گردد، گفته میشود آن کس از [[دین]] خود [[مرتد]] گردیده است. {{عربی|الردة}}: اسمی است از واژه ارتداد<ref>لسان العرب، ج۵، ص۱۸۴ و ۱۸۵؛ معجم مقاییس اللغة، ص۳۸۰؛ معجم تهذیب اللغة، ج۲، ص۱۳۹۰.</ref>. | ||
{{عربی|الردّ}}: برگرداندن و بازگشت هر چیزی است. و {{عربی|الردُّ مصادر رددت الشيء}} است. و بازگشت و رجوع از اسلام نیز از این قبیل و به همین معناست و اگر شخصی پس از [[مسلمان]] شدن [[کافر]] گردد، گفته میشود آن کس از [[دین]] خود [[مرتد]] گردیده است. {{عربی|الردة}}: اسمی است از واژه ارتداد<ref>لسان العرب، ج۵، ص۱۸۴ و ۱۸۵؛ معجم مقاییس اللغة، ص۳۸۰؛ معجم تهذیب اللغة، ج۲، ص۱۳۹۰.</ref>. | |||
کتاب | کتاب العین و القاموس المحیط نیز بر همین عقیدهاند و مطالبی را قریب به این مضمون آوردهاند<ref>ر.ک: العین، ص۳۴۴؛ الفیروزآبادی، محمد بن یعقوب القاموس المحیط، ج۱، ص۴۱۳.</ref>. | ||
راغب در کتاب مفردات میگوید: | راغب در کتاب مفردات میگوید: {{عربی|الرد}}: برگرداندن چیزی به «ذات خود» یا به «حالتی از حالاتش» است. {{عربی|رددته فارتدَّ}}: باز گردانیدم او را پس بازگشت. | ||
{{عربی|الرد}}: برگرداندن چیزی به «ذات خود» یا به «حالتی از حالاتش» است. | # در معنی برگرداند به ذات، مانند [[آیه]]: {{متن قرآن|...وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ...}}<ref>«(چنین نیست) بلکه آنچه از پیش پنهان میداشتند برای آنان آشکار گردید و اگر بازگردانده شوند به همان چیزهایی که از آن نهی شده بودند باز میگردند و بیگمان آنان دروغ پردازند» سوره انعام، آیه ۲۸.</ref>. | ||
# در معنی برگرداندن به حالتی از حالات قبلی مانند آیه: {{متن قرآن|...يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان! اگر از کافران پیروی کنید شما را به (باورهای) گذشتهتان (در جاهلیت) باز میگردانند و از زیانکاران میگردید» سوره آل عمران، آیه ۱۴۹.</ref>. | |||
[[ارتداد]] و رده: بازگشتن به راهی است که از آنجا آمده است. ولی «ردّه» ویژه برگشتن به [[کفر]] است و «ارتداد» هم در این معنی و هم در غیر این معنی به کار میرود. گفته میشود: {{عربی|راده في كلامه}}؛ یعنی او را در سخنش بازگرداند. | [[ارتداد]] و رده: بازگشتن به راهی است که از آنجا آمده است. ولی «ردّه» ویژه برگشتن به [[کفر]] است و «ارتداد» هم در این معنی و هم در غیر این معنی به کار میرود. گفته میشود: {{عربی|راده في كلامه}}؛ یعنی او را در سخنش بازگرداند. | ||
در خبر نیز گفته شده که: {{عربی|البيعان يترادان}}، یعنی هر یک از متعاملین هرچه گرفتهاند میتوانند به یکدیگر برگردانند. | در خبر نیز گفته شده که: {{عربی|البيعان يترادان}}، یعنی هر یک از متعاملین هرچه گرفتهاند میتوانند به یکدیگر برگردانند. | ||
{{عربی|ردة الإبل}}: یعنی رفت و برگشت شتران به سوی آبشخور. | {{عربی|ردة الإبل}}: یعنی رفت و برگشت شتران به سوی آبشخور. {{عربی|استرد المتاع}}: متاع را خواست که برگردد<ref>مفردات الفاظ القرآن، ص۳۴۸ و ۳۴۹.</ref>. | ||
{{عربی| | نویسنده التحقیق در این زمینه مینویسد: این ماده یک اصل دارد و به معنای مطلق منع از بازگشت به عقب است و با واژههایی چون {{عربی|دفع}}، {{عربی|منع}} و {{عربی|رجع}} (که در برخی کتب لغت آمده است) متفاوت است؛ چراکه {{عربی|منع}} در مقابل جعل و ایجاد است، یعنی ایجاد و پدید آوردن آنچه را که فاعل در عمل از انجام آن عاجز است. {{عربی|رجع}} نیز به مفهوم مطلق بازگشت به حالت پیشین است، چه از جهت مکان یا غیر مکان. از این رو [[تفسیر]] {{عربی|الرد}} به منع یا رجع یا استرسال [رها ساختن] و یا دفع، [[تفسیری]] تقریبی به شمار میرود. پس واژه «الرد» به طور کلی به مفهوم راندن به سمت عقب است و اگر راندن به عقب به صورت تفصیلی و مشخص مراد باشد، پس باید بدان تصریح کرد؛ مانند [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ...}}<ref>«بیگمان، شیطان (کفر را) در چشم آنان که به گذشته خود- پس از آنکه رهنمود برایشان روشن شد- بازگشتند، آراست و به آنان میدان داد» سوره محمد، آیه ۲۵.</ref> و آیه {{متن قرآن|وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ}}<ref>«و پس از آنکه خداوند ما را راهنمایی کرده است به (عقاید) گذشته خود بازگردانده شویم» سوره انعام، آیه ۷۱.</ref>.<ref>التحقیق فی کلمات القرآن کریم، ج۴، ص۹۳ و ۹۴.</ref> | ||
صاحب تفسیر گرانقدر [[المیزان]] پیرامون کاربرد و مفهوم این واژه در [[آیه]] مورد بحث مینویسد: «[[ارتداد]] از [[دین]]» یعنی رجوع و بازگشت از آن و در اصطلاح [[اهل دین]] به مفهوم رجوع از [[ایمان]] به [[کفر]] است، خواه پیش از ایمانش کفر دیگری هم قبلاً باشد، مانند کافری که ایمان آورده سپس [[مرتد]] شود، خواه پیش از ایمانش کفر دیگری نباشد. این دو همان است که در عرف [[شرع]] و یا [[اهل]] شرع به نام [[مرتد ملی]] [قسم اول] و [[مرتد فطری]] [قسم دوم] نامیده میشود. | |||
چه بسا تصور شود که منظور از ارتداد در این [[آیه شریفه]] نیز همان ارتداد اصطلاحی مزبور است و بدین جهت این آیه به ما قبل خود اتصالی ندارد و خود یک آیه مستقلی است که حکایت از نوعی استغنای [[خداوند]] از ایمان عدهای مینماید که اگر اینان [[کافر]] شوند، عدهای دیگر هستند. | |||
دقت در این آیه و [[آیات]] پیشین این احتمال را مرتفع میسازد؛ زیرا آیه شریفه [[قدرت خدا]] را به [[مؤمنین]] [[تذکر]] میدهد که خداوند به زودی مردمی را بر میانگیزد که از [[دین خدا]] مرتد نشده، بلکه همه جا ملازم دین خدایند، ولی چنین [[مقام]] و مقصدی اقتضای تعرض بیش از اصل [[هدف]] را ندارد ـ یعنی خبر دادن به اینکه عدهای را میآوریم که مرتد نشوند ـ و ذکر اینکه اینان [[خدا]] را [[دوست]] دارند و خدا آنان را دوست دارد و اینان در مقابل مؤمنین [[متواضع]] و در برابر [[کافران]] سرسخت هستند و اوصاف دیگری که در آیه بیان شده، چیزهایی هستند که بیش از هدف بوده و تعرض به آنها اقتضای مقام و حال زائدی را مینماید. از سویی دیگر مشاهده میگردد، اوصافی که در آیه شریفه ذکر شده چیزهایی هستند که بیارتباط به آنچه در آیات گذشته درباره [[دوستی]] با [[یهود]] و [[نصاری]] گفته شده نیستند؛ زیرا دوستی و ارتباط با ایشان و عدم دوستی با مؤمنین خالی از یک نوع [[محبت]] و تعلق خاطر به ایشان نیست؛ و آن وقت چنین دلی چگونه میتواند [[محبت خدا]] را داشته باشد؟ [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ...}}<ref>«خداوند در درون هیچ کس دو دل ننهاده است؛ و آن همسرانتان را که «ظهار» میکنید مادران (راستین) شما و فرزند خواندگانتان را پسران (راستین) شما نکرده است؛ این تنها گفتار شما بر زبانتان است و خداوند است که حقّ میگوید و اوست که راه را نشان میدهد» سوره احزاب، آیه ۴.</ref>، و از لوازم این [[دوستی]] این است که [[مؤمن]] در برابر [[کفار]] تذلل و [[تواضع]] و کرنش نماید و در مقابل [[مؤمنین]] [[عزت]] به [[خرج]] داده بزرگی کند؛ و خداوند میفرماید: {{متن قرآن|...أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا}}<ref>«همان کسانی که به جای مؤمنان، کافران را دوست میگزینند؛ آیا عزّت را نزد آنان میجویند با آنکه بیگمان عزّت همه از آن خداوند است» سوره نساء، آیه ۱۳۹.</ref>. | |||
نیز از لوازم این دوستی [[سستی]] در [[جهاد با کفار]] و [[ناراحتی]] از [[پیکار]] با آنان و نرفتن زیر بار [[صبر]] بر هر [[محرومیت]] و تحمل گرفتاریهایی است که در قطع ارتباطات [[اجماعی]] با ایشان است، چنان که خداوند میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ...}}<ref>«ای مؤمنان! اگر برای جهاد در راه من و به دست آوردن خرسندی من (از شهر خود) بیرون میآیید، دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید که به آنان مهربانی ورزید در حالی که آنان به آنچه از سوی حق برای شما آمده است کفر ورزیدهاند؛ پیامبر و شما را (از شهر خود) بیرون میکنند که چرا به خداوند -پروردگارتان- ایمان دارید، پنهانی به آنان مهربانی میورزید و من به آنچه پنهان و آنچه آشکار میدارید داناترم و از شما هر کس چنین کند به یقین، راه میانه را گم کرده است» سوره ممتحنه، آیه ۱.</ref> همچنین [[ارتداد]] به همان معنای لغویاش، یا با یک عنایتی تحلیلی، به دوستی با کفار [[صدق]] میکند، چنان که [[خداوند]] پیش از این [[آیه]] میفرماید: {{متن قرآن|...وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref> با این بیان روشن شد که این آیه به [[آیات]] پیشین اتصال دارد و منظور از «[[ارتداد]]» و [[برگشت از دین]] در این آیه [[دوستی]] با [[یهود]] و [[نصارا]] است. در واقع این آیه برای رساندن این معنی است که [[دین خدا]] بینیاز از کسانی است که [[خوف]] [[مخالفت]] و [[سرکشی]] و نیز دوستی با یهود و نصارا در ایشان میرود؛ زیرا [[نفاق]] در [[اجتماع]] آنان رخنه کرده و عدهای مریض القلب در میانشان وجود دارد که [[دین]] را به [[دنیا]] میفروشند و آن [[عزت]] [[دروغین]] و اهمیت خیالی [[زندگی]] فانی را که نزد دشمنان دین است بر عزت [[حقیقی]] که برای [[خدا]] و [[مؤمنین]] است، و بر [[سعادت واقعی]] که شامل [[زندگی دنیا]] و [[آخرت]] است، [[اختیار]] میکنند<ref>ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۳۷۹ – ۳۸۱.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۴۳۰.</ref> | |||
نیز از لوازم این دوستی [[سستی]] در [[جهاد با کفار]] و [[ناراحتی]] از [[پیکار]] با آنان و نرفتن زیر بار [[صبر]] بر هر [[محرومیت]] و | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۵۲: | خط ۴۳: | ||
[[رده:ارتداد]] | [[رده:ارتداد]] | ||