اول و آخر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۳: خط ۳:
| موضوع مرتبط = اول و آخر
| موضوع مرتبط = اول و آخر
| عنوان مدخل  = اول و آخر
| عنوان مدخل  = اول و آخر
| مداخل مرتبط = [[ اول و آخر در قرآن]] - [[ اول و آخر در کلام اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[اول و آخر در قرآن]] - [[اول و آخر در کلام اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۲۴: خط ۲۴:
در تبیین اول بودن خدا می‌توان گفت همان‌گونه که در [[آیه]] {{متن قرآن|لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، زنده می‌گرداند و می‌میراند و او بر هر کاری تواناست» سوره حدید، آیه ۲.</ref> آمده، [[قدرت الهی]]، هر چیزی را دربرمی‌گیرد، به همین دلیل [[خداوند]] با قدرتش بر هر چیزی از هر جهتی احاطه دارد، بنابراین هر چیزی را که اول فرض کنیم ذات حق پیش از آن است، پس در [[حقیقت ذات الهی]] اول است؛ نه آن چیز مفروض، ازاین‌رو اول مطلق فقط خداست و هر چه جز او اوّل باشد، اوّل نسبی و اضافی خواهد بود، چنان که این معنا از [[حصر]] موجود در آیه {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref> استفاده می‌شود. از این بیان روشن می‌شود که اول ازفروع اسم محیط و اسم محیط فرع بر اطلاق قدرت الهی است. البته می‌توان اول را فرع بر احاطه وجودی خدا دانست؛ زیرا ذات حق پیش از ثبوت هر چیزی ثابت است؛ همچنین اسم اول به نوعی بر [[علم الهی]] نیز متفرّع است و پایان آیه که بیانگر علم الهی به هر چیزی است، مناسب این تفرّع است.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۵۱ ـ ۱۵۲؛ البصائر، ج ۴۴، ص۸۰ ـ ۸۱؛ نگرش وحی بر خداشناسی، ج ۲، ص۱۴.</ref>
در تبیین اول بودن خدا می‌توان گفت همان‌گونه که در [[آیه]] {{متن قرآن|لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، زنده می‌گرداند و می‌میراند و او بر هر کاری تواناست» سوره حدید، آیه ۲.</ref> آمده، [[قدرت الهی]]، هر چیزی را دربرمی‌گیرد، به همین دلیل [[خداوند]] با قدرتش بر هر چیزی از هر جهتی احاطه دارد، بنابراین هر چیزی را که اول فرض کنیم ذات حق پیش از آن است، پس در [[حقیقت ذات الهی]] اول است؛ نه آن چیز مفروض، ازاین‌رو اول مطلق فقط خداست و هر چه جز او اوّل باشد، اوّل نسبی و اضافی خواهد بود، چنان که این معنا از [[حصر]] موجود در آیه {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref> استفاده می‌شود. از این بیان روشن می‌شود که اول ازفروع اسم محیط و اسم محیط فرع بر اطلاق قدرت الهی است. البته می‌توان اول را فرع بر احاطه وجودی خدا دانست؛ زیرا ذات حق پیش از ثبوت هر چیزی ثابت است؛ همچنین اسم اول به نوعی بر [[علم الهی]] نیز متفرّع است و پایان آیه که بیانگر علم الهی به هر چیزی است، مناسب این تفرّع است.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۵۱ ـ ۱۵۲؛ البصائر، ج ۴۴، ص۸۰ ـ ۸۱؛ نگرش وحی بر خداشناسی، ج ۲، ص۱۴.</ref>


۲. اول بودن خداوند بدین معناست که ذات الهی اول همه موجودات <ref>الاسماء الحسنی، ص۱۹۵؛ اسماء اللّه الحسنی، ص۱۸۹.</ref> و مبدأ المبادی است و وجود هر چیزی از او صادر شده است،<ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۴۹؛ شرح الاسماء، ص۴؛ شرح اسماء الحسنی، ص۱۲۹.</ref> به این معنا که اگر سلسله موجودات را که به صورت علل و معلولات مرتب شده‌اند در نظر بگیریم، ذات [[حق]] نسبت به آنها اول است و همه موجودات دیگر وجودشان را از او گرفته‌اند.<ref>شرح اسماء الحسنی، ص۱۲۹.</ref> برخی اول را یا به معنای یاد شده یا به این معنا دانسته‌اند که [[خدا]] در [[مقام]] احدیّتش به گونه‌ای است که چیزی با او نیست.<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۹۰.</ref> به [[اعتقاد]] برخی اول و آخر و ظاهر و [[باطن]] مجموعا این معنا را افاده می‌کنند که همه امور به [[دست خدا]] بوده، تمامیت هر چیزی به اوست.<ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص۳۴۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۴۸؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۶، ص۱۵۴.</ref> در توضیح اول بودن [[خداوند]]، اقوال دیگری نیز ذکر شده که [[غالب]] آنها هیچ‌گونه دلیل و شاهدی ندارد<ref>شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۳۲۵ ـ ۳۲۸.</ref>.<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]] و [[احمد جمالی|جمالی]]، [[اول - رمضانی و جمالی (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص ۶۴-۶۶.</ref>
۲. اول بودن خداوند بدین معناست که ذات الهی اول همه موجودات <ref>الاسماء الحسنی، ص۱۹۵؛ اسماء اللّه الحسنی، ص۱۸۹.</ref> و مبدأ المبادی است و وجود هر چیزی از او صادر شده است،<ref> تفسیر صدرالمتألهین، ج ۶، ص۴۹؛ شرح الاسماء، ص۴؛ شرح اسماء الحسنی، ص۱۲۹.</ref> به این معنا که اگر سلسله موجودات را که به صورت علل و معلولات مرتب شده‌اند در نظر بگیریم، ذات [[حق]] نسبت به آنها اول است و همه موجودات دیگر وجودشان را از او گرفته‌اند.<ref>شرح اسماء الحسنی، ص۱۲۹.</ref> برخی اول را یا به معنای یاد شده یا به این معنا دانسته‌اند که [[خدا]] در [[مقام]] احدیّتش به گونه‌ای است که چیزی با او نیست.<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۹۰.</ref> به [[اعتقاد]] برخی اول و آخر و ظاهر و [[باطن]] مجموعا این معنا را افاده می‌کنند که همه امور به [[دست خدا]] بوده، تمامیت هر چیزی به اوست.<ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص۳۴۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۴۸؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۶، ص۱۵۴.</ref> در توضیح اول بودن [[خداوند]]، اقوال دیگری نیز ذکر شده که [[غالب]] آنها هیچ‌گونه دلیل و شاهدی ندارد<ref>شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۳۲۵ ـ ۳۲۸.</ref><ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]] و [[احمد جمالی|جمالی]]، [[اول - رمضانی و جمالی (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵، ص ۶۴-۶۶.</ref>


== معنای آخر ==
== معنای آخر ==
خط ۳۴: خط ۳۴:
آخر و اوّل از جهت مفهوم، متقابل و متفاوتند؛ امّا در مصداق و [[حقیقت]] عینی، نشان دهنده یک حقیقت، و متّحد با هم و نیز متّحد با آن حقیقت هستند و به این اعتبار، اطلاق این دو اسم و صفت متقابل، مانند دیگر اسمای متقابل، بر خداوند درست خواهد بود و به جهت غیر محدود بودن آن ذات نامتناهی و وجود صرف بودن حق تعالی است که ذات مقدّسش مجمع صفات متقابل مانند بسط و قبض، [[هدایت]] و [[ضلالت]]، اوّل و آخر و ظاهر و [[باطن]] است؛ از این‌رو، برخی اطلاق این نوع [[اسما]] را به خصوص که صفت اشیای محدود قرار می‌گیرند، از قبیل جمع متقابلان و غیر قابل [[تصوّر]] دانسته‌اند.<ref>شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۱۲۸.</ref>
آخر و اوّل از جهت مفهوم، متقابل و متفاوتند؛ امّا در مصداق و [[حقیقت]] عینی، نشان دهنده یک حقیقت، و متّحد با هم و نیز متّحد با آن حقیقت هستند و به این اعتبار، اطلاق این دو اسم و صفت متقابل، مانند دیگر اسمای متقابل، بر خداوند درست خواهد بود و به جهت غیر محدود بودن آن ذات نامتناهی و وجود صرف بودن حق تعالی است که ذات مقدّسش مجمع صفات متقابل مانند بسط و قبض، [[هدایت]] و [[ضلالت]]، اوّل و آخر و ظاهر و [[باطن]] است؛ از این‌رو، برخی اطلاق این نوع [[اسما]] را به خصوص که صفت اشیای محدود قرار می‌گیرند، از قبیل جمع متقابلان و غیر قابل [[تصوّر]] دانسته‌اند.<ref>شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۱۲۸.</ref>


[[اهل عرفان]]، آخر را از اُمّهات [[اسما]] دانسته و اسم جامع آنها را «[[اللّه]]» و «[[رحمن]]» می‌دانند و معتقدند: هرچیز [[ابدی]] که انتهای وجود نداشته باشد، [[مظهر اسم]] «آخر» خواهد بود؛<ref>شرح فصوص الحکم، ص۴۵.</ref> لذا این اسم با سه اسم دیگر در [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref> بر [[علی‌ بن‌ ابی طالب]] که [[مظهر]] کامل [[اسمای الهی]] است، تطبیق شده است <ref>البرهان، ج ۷، ص۴۳۷.</ref> و در توضیح آن می‌توان گفت: [[انسان کامل]] در تمام موجودات سریان و [[ظهور]] دارد و آن مظهر سریان و ظهور[[حق]] در تمام اشیا است و همین سریان، سرّ عینیّت اوّلیّت و آخریّت و نیز سرّ انحصار اوّل و آخر و ظاهر و [[باطن]] بودن در [[خداوند]] است. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} فرموده است: من [[قلم]] و [[لوح محفوظ]] و [[عرش]] و [[کرسی]] و آسمان‌های هفت‌گانه و [[زمین‌ها]] هستم<ref>شرح فصوص الحکم، ص۱۱۸.</ref>.<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۳ - ۹۴.</ref>
[[اهل عرفان]]، آخر را از اُمّهات [[اسما]] دانسته و اسم جامع آنها را «[[اللّه]]» و «[[رحمن]]» می‌دانند و معتقدند: هرچیز [[ابدی]] که انتهای وجود نداشته باشد، [[مظهر اسم]] «آخر» خواهد بود؛<ref>شرح فصوص الحکم، ص۴۵.</ref> لذا این اسم با سه اسم دیگر در [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست» سوره حدید، آیه ۳.</ref> بر [[علی‌ بن‌ ابی طالب]] که [[مظهر]] کامل [[اسمای الهی]] است، تطبیق شده است <ref>البرهان، ج ۷، ص۴۳۷.</ref> و در توضیح آن می‌توان گفت: [[انسان کامل]] در تمام موجودات سریان و [[ظهور]] دارد و آن مظهر سریان و ظهور[[حق]] در تمام اشیا است و همین سریان، سرّ عینیّت اوّلیّت و آخریّت و نیز سرّ انحصار اوّل و آخر و ظاهر و [[باطن]] بودن در [[خداوند]] است. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} فرموده است: من [[قلم]] و [[لوح محفوظ]] و [[عرش]] و [[کرسی]] و آسمان‌های هفت‌گانه و [[زمین‌ها]] هستم<ref>شرح فصوص الحکم، ص۱۱۸.</ref><ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۳ - ۹۴.</ref>


== مفهوم آخر ==
== مفهوم آخر ==
[[مفسّران]] برای «الأخر» معانی متعدّدی را گفته‌اند. با دقّت در همه اقوال، معانی عمده را می‌توان دو معنا دانست.
[[مفسّران]] برای «الأخر» معانی متعدّدی را گفته‌اند. با دقّت در همه اقوال، معانی عمده را می‌توان دو معنا دانست.
#منتها و [[مرجع]] موجودات<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۹۰.</ref> بازگشت هر موجودی به خداوند بوده و خداوند مقصود نهایی همه اشیااست؛<ref>شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۱۲۹؛ اسماء الحسنی، ص۴۰.</ref> از این‌رو موجودات تا به او [[واصل]] نشوند، به جست وجو و حرکت خود ادامه می‌دهند و پس ازوصول به وی، [[آرامش]] و [[اطمینان]] می‌یابند. این معنا با آیاتِ {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}}<ref>«و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى}}<ref>«به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۸.</ref>، {{متن قرآن|أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}<ref>«راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ}}<ref>«همه کارها بدو باز گردانده می‌شود » سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref> و {{متن قرآن|ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.</ref> هماهنگ‌ است.
#منتها و [[مرجع]] موجودات<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۹۰.</ref> بازگشت هر موجودی به خداوند بوده و خداوند مقصود نهایی همه اشیااست؛<ref>شرح اسماء اللّه الحسنی، ص۱۲۹؛ اسماء الحسنی، ص۴۰.</ref> از این‌رو موجودات تا به او [[واصل]] نشوند، به جست وجو و حرکت خود ادامه می‌دهند و پس ازوصول به وی، [[آرامش]] و [[اطمینان]] می‌یابند. این معنا با آیاتِ {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}}<ref>«و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى}}<ref>«به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۸.</ref>، {{متن قرآن|أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}<ref>«راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ}}<ref>«همه کارها بدو باز گردانده می‌شود» سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref> و {{متن قرآن|ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.</ref> هماهنگ‌ است.
#باقی و ابدی، یعنی ذاتی که پس از فنا و نابودی تمام موجودات، هم‌چنان موجود است؛ البتّه این معنا از لوازم معنای اوّل است نه آن‌ که معنایی مستقل باشد. این معنا با آیاتی نظیر {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى}}<ref>«خداوند بهتر و پاینده‌تر است» سوره طه، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ}}<ref>«هر که روی آن (زمین) است از میان رفتنی است» سوره الرحمن، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ}}<ref>«و (تنها) ذات بشکوه و کرامند پروردگارت ماندگار است» سوره الرحمن، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ}}<ref>«و کار خود را به آن زنده نامیرا واگذار » سوره فرقان، آیه ۵۸.</ref> و {{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ }}<ref>« هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> هماهنگ است و نیز روایاتی به این معنا اشاره دارد. [[حضرت علی]]{{ع}} در ضمن بیانی می‌فرماید: {{متن حدیث|هُوَ الأوَّلُ و لَم يَزَلْ ، و الباقي بِلا أجَلٍ }}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۳، ص۳۰۶.</ref> {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ فَلَا شَيْءَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ فَلَا شَيْءَ بَعْدَهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۶، ص۱۷۱.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} در توضیح «الأخر» فرمود: او اوّل قبل از هر چیز و آخر بعد از هر چیز است؛ به گونه‌ای که [[ابدی]] است و [[اسما]] و صفات او [[تغییر]] نمی‌یابد؛ با آن‌که اسما و صفات غیر او تغییر می‌یابد.<ref>الکافی، ج ۱، ص۱۱۵؛ البرهان، ج ۷، ص۴۳۵.</ref>
#باقی و ابدی، یعنی ذاتی که پس از فنا و نابودی تمام موجودات، هم‌چنان موجود است؛ البتّه این معنا از لوازم معنای اوّل است نه آن‌ که معنایی مستقل باشد. این معنا با آیاتی نظیر {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى}}<ref>«خداوند بهتر و پاینده‌تر است» سوره طه، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ}}<ref>«هر که روی آن (زمین) است از میان رفتنی است» سوره الرحمن، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ}}<ref>«و (تنها) ذات بشکوه و کرامند پروردگارت ماندگار است» سوره الرحمن، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ}}<ref>«و کار خود را به آن زنده نامیرا واگذار » سوره فرقان، آیه ۵۸.</ref> و {{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ }}<ref>«هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> هماهنگ است و نیز روایاتی به این معنا اشاره دارد. [[حضرت علی]]{{ع}} در ضمن بیانی می‌فرماید: {{متن حدیث|هُوَ الأوَّلُ و لَم يَزَلْ ، و الباقي بِلا أجَلٍ }}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۳، ص۳۰۶.</ref> {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ فَلَا شَيْءَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ فَلَا شَيْءَ بَعْدَهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۶، ص۱۷۱.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} در توضیح «الأخر» فرمود: او اوّل قبل از هر چیز و آخر بعد از هر چیز است؛ به گونه‌ای که [[ابدی]] است و [[اسما]] و صفات او [[تغییر]] نمی‌یابد؛ با آن‌که اسما و صفات غیر او تغییر می‌یابد.<ref>الکافی، ج ۱، ص۱۱۵؛ البرهان، ج ۷، ص۴۳۵.</ref>


برخی بین معنای باقی و ابدی فرق گذاشته‌اند؛ زیرا باقی در برابر فانی است و بر [[خداوند]] از آن جهت اطلاق می‌شود که پس از فنای همه موجودات، بقا دارد؛ بلکه هم‌اکنون همه فانی‌اند و او باقی است؛<ref>روح‌البیان، ج ۹، ص۳۴۶.</ref> ولی ابدی بودن [[حق]] از آن جهت است که ذات متعالی با قطع نظر از همه موجودات، ابدی است.<ref>اسماءالحسنی، ص۳۸.</ref> برخی آخر را به معنای «آخر قرار دهنده» دانسته‌اند که با اسم دیگر خداوند «المؤخّر» مطابق است. برای آخر، معانی متعدّد دیگری در [[کتاب‌های تفسیری]] و [[عرفانی]] ذکر شده؛ چنان‌که [[فخر رازی]] برای آن ۲۴ معنا نقل کرده است.<ref> لوامع البینات، ص۳۲۵ ـ ۳۲۸.</ref> به برخی از این معانی، در [[روایات]] نیز پرداخته شده؛ ولی بیش‌تر آنها با [[تأیید]] [[روایی]] همراه نیست. برخی، ذکر این نوع معانی را ارشادی دانسته و بعضی را جایز و بعضی دیگر را ممنوع شمرده‌اند.<ref>مفاهیم القرآن، ج ۶، ص۱۲۸.</ref> در آرای پیش‌گفته، آخریّت خداوند در امور ذیل دانسته شده است: پوشاندن [[عیب‌ها]]، [[هدایت]] و [[توفیق]]، صفات، [[تنزیه]] از فنا و نیستی، [[خشنودی]]، [[روزی دادن]]، [[تکلیف]]، مقطع و مسافت نداشتن، تلقین، [[تفضّل]]، [[عفو]] و [[بخشش]]، رعایت، [[غضب]]، [[یاری]] و [[تأیید]]، [[امداد]] و کمک‌رسانی و...<ref> لوامع‌البینات، ص۳۲۵ ـ ۳۲۷؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص۳۴۶؛ کشف‌الاسرار، ج۹، ص۴۷۶.</ref> برخی گفته‌اند: از آنجا که [[روایات]]، این [[اسما]] را به شکل جامع [[تفسیر]] کرده، دیگر دلیلی برای چنین تفسیرهای پراکنده‌ای وجود ندارد <ref>الموسوعة الذهبیه، ج ۶، ص۲۴۵.</ref> و چون این معانی، مورد قبول برخی [[مفسّران]] نیست، از نقل آنها صرف‌نظر کرده‌اند<ref> المیزان، ج ۱۹، ص۱۴۶.</ref>.<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۴ - ۹۵.</ref>
برخی بین معنای باقی و ابدی فرق گذاشته‌اند؛ زیرا باقی در برابر فانی است و بر [[خداوند]] از آن جهت اطلاق می‌شود که پس از فنای همه موجودات، بقا دارد؛ بلکه هم‌اکنون همه فانی‌اند و او باقی است؛<ref>روح‌البیان، ج ۹، ص۳۴۶.</ref> ولی ابدی بودن [[حق]] از آن جهت است که ذات متعالی با قطع نظر از همه موجودات، ابدی است.<ref>اسماءالحسنی، ص۳۸.</ref> برخی آخر را به معنای «آخر قرار دهنده» دانسته‌اند که با اسم دیگر خداوند «المؤخّر» مطابق است. برای آخر، معانی متعدّد دیگری در [[کتاب‌های تفسیری]] و [[عرفانی]] ذکر شده؛ چنان‌که [[فخر رازی]] برای آن ۲۴ معنا نقل کرده است.<ref> لوامع البینات، ص۳۲۵ ـ ۳۲۸.</ref> به برخی از این معانی، در [[روایات]] نیز پرداخته شده؛ ولی بیش‌تر آنها با [[تأیید]] [[روایی]] همراه نیست. برخی، ذکر این نوع معانی را ارشادی دانسته و بعضی را جایز و بعضی دیگر را ممنوع شمرده‌اند.<ref>مفاهیم القرآن، ج ۶، ص۱۲۸.</ref> در آرای پیش‌گفته، آخریّت خداوند در امور ذیل دانسته شده است: پوشاندن [[عیب‌ها]]، [[هدایت]] و [[توفیق]]، صفات، [[تنزیه]] از فنا و نیستی، [[خشنودی]]، [[روزی دادن]]، [[تکلیف]]، مقطع و مسافت نداشتن، تلقین، [[تفضّل]]، [[عفو]] و [[بخشش]]، رعایت، [[غضب]]، [[یاری]] و [[تأیید]]، [[امداد]] و کمک‌رسانی و...<ref> لوامع‌البینات، ص۳۲۵ ـ ۳۲۷؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص۳۴۶؛ کشف‌الاسرار، ج۹، ص۴۷۶.</ref> برخی گفته‌اند: از آنجا که [[روایات]]، این [[اسما]] را به شکل جامع [[تفسیر]] کرده، دیگر دلیلی برای چنین تفسیرهای پراکنده‌ای وجود ندارد <ref>الموسوعة الذهبیه، ج ۶، ص۲۴۵.</ref> و چون این معانی، مورد قبول برخی [[مفسّران]] نیست، از نقل آنها صرف‌نظر کرده‌اند<ref> المیزان، ج ۱۹، ص۱۴۶.</ref><ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۴ - ۹۵.</ref>


== آخر از [[فروع]] اسم محیط ==
== آخر از [[فروع]] اسم محیط ==
[[خداوند]] به سبب [[استقلال]]، [[غنا]]، حضور، [[قدرت]]، [[علم]]، [[حیات]] و سعه وجودی، بر غیر که عین [[فقر]] و تعلّق و ربط به او است، احاطه کامل دارد. در آیاتی نظیر {{متن قرآن|وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ}}<ref>« هر جا باشید او با شماست» سوره حدید، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ}}<ref>« پس هر سو رو کنید رو به خداوند است» سوره بقره، آیه ۱۱۵.</ref>، {{متن قرآن|ٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا}}<ref>« دانش خداوند فراگیر همه چیز است» سوره طلاق، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|َّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>« و او بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۲۰.</ref> و {{متن قرآن|وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>« و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> به این مطلب اشاره شده است؛ بنابراین، هرچیزی که آخر فرض شود، خداوند به سبب احاطه بر آن چیز، بعدِ آن خواهد بود؛ پس خداوند آخر است نه آن چیز. این آخریّت و بعدیّت، زمانی و مکانی نیست؛ زیرا آن دو از ویژگی‌های موجودات عالم مادّه است و درباره خداوند ممکن نیست؛ چون او بر هر چیز حتّی بر خود [[زمان]] و مکان محیط است. بدین‌ترتیب آخر از فروع اسم محیط خواهد بود<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۴۵.</ref>.<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۵ - ۹۶.</ref>
[[خداوند]] به سبب [[استقلال]]، [[غنا]]، حضور، [[قدرت]]، [[علم]]، [[حیات]] و سعه وجودی، بر غیر که عین [[فقر]] و تعلّق و ربط به او است، احاطه کامل دارد. در آیاتی نظیر {{متن قرآن|وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ}}<ref>«هر جا باشید او با شماست» سوره حدید، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ}}<ref>«پس هر سو رو کنید رو به خداوند است» سوره بقره، آیه ۱۱۵.</ref>، {{متن قرآن|ٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا}}<ref>«دانش خداوند فراگیر همه چیز است» سوره طلاق، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|َّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و او بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۲۰.</ref> و {{متن قرآن|وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> به این مطلب اشاره شده است؛ بنابراین، هرچیزی که آخر فرض شود، خداوند به سبب احاطه بر آن چیز، بعدِ آن خواهد بود؛ پس خداوند آخر است نه آن چیز. این آخریّت و بعدیّت، زمانی و مکانی نیست؛ زیرا آن دو از ویژگی‌های موجودات عالم مادّه است و درباره خداوند ممکن نیست؛ چون او بر هر چیز حتّی بر خود [[زمان]] و مکان محیط است. بدین‌ترتیب آخر از فروع اسم محیط خواهد بود<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۴۵.</ref><ref>[[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص ۹۵ - ۹۶.</ref>


== اول در دانشنامه معاصر قرآن ==
== اول در دانشنامه معاصر قرآن ==
خط ۵۵: خط ۵۵:
از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که فرموده: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ‏ أَنْتَ‏ الْأَوَّلُ‏ فَلَيْسَ‏ قَبْلَكَ‏ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْ‏ءٌ}}، «خدایا، تو اولی هستی که پیش از تو چیزی نبوده و آخری هستی که پس از تو چیزی نخواهد بود و تویی ظاهر که چیزی فوق تو نیست و تویی [[نهان]] که چیزی ماورای تو نیست»<ref>تفسیر قرطبی، ج۲، ص۲۹۹۰.</ref>.
از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که فرموده: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ‏ أَنْتَ‏ الْأَوَّلُ‏ فَلَيْسَ‏ قَبْلَكَ‏ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْ‏ءٌ}}، «خدایا، تو اولی هستی که پیش از تو چیزی نبوده و آخری هستی که پس از تو چیزی نخواهد بود و تویی ظاهر که چیزی فوق تو نیست و تویی [[نهان]] که چیزی ماورای تو نیست»<ref>تفسیر قرطبی، ج۲، ص۲۹۹۰.</ref>.


اول بودن [[خداوند]] به این معنی است که [[ذات الهی]]، اول همه موجودات و مبدأ المبادی است و وجود هر چیزی از او صادر شده است<ref>تفسیر القرآن الکریم، ج۶، ص۱۴۹.</ref>. به این معنا که اگر سلسله موجودات را که به صورت علل و معلولات مرتب شده‌اند در نظر بگیریم، ذات [[حق]] نسبت به آنها اول است و همه موجودات دیگر وجودشان را از او گرفته‌اند. برخی گفته‌اند اولیت [[خدا]] به این معناست که خدا در [[مقام]] احدیتش به گونه‌ای است که چیزی با او نیست<ref>شرح فصوص الحکم، قیصری، ص۳۹۰؛ دائرة المعارف قرآن کریم، ج۵، ص۶۵.</ref>.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اول - کوشا (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۳۳۸ - ۳۳۹.</ref>
اول بودن [[خداوند]] به این معنی است که [[ذات الهی]]، اول همه موجودات و مبدأ المبادی است و وجود هر چیزی از او صادر شده است<ref>تفسیر القرآن الکریم، ج۶، ص۱۴۹.</ref>. به این معنا که اگر سلسله موجودات را که به صورت علل و معلولات مرتب شده‌اند در نظر بگیریم، ذات [[حق]] نسبت به آنها اول است و همه موجودات دیگر وجودشان را از او گرفته‌اند. برخی گفته‌اند اولیت [[خدا]] به این معناست که خدا در [[مقام]] احدیتش به گونه‌ای است که چیزی با او نیست<ref>شرح فصوص الحکم، قیصری، ص۳۹۰؛ دائرة المعارف قرآن کریم، ج۵، ص۶۵.</ref><ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اول - کوشا (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۳۳۸ - ۳۳۹.</ref>


==آخر در دانشنامه معاصر قرآن ==
==آخر در دانشنامه معاصر قرآن ==
خط ۷۴: خط ۷۴:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:000056.jpg|22px]] [[رضا رمضانی|رمضانی]] و [[احمد جمالی|جمالی]]، [[اول - رمضانی و جمالی (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']]
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[رضا رمضانی|رمضانی]] و [[احمد جمالی|جمالی]]، [[اول - رمضانی و جمالی (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۵''']]
#[[پرونده:000052.jpg|22px]] [[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخِر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[رضا رمضانی|رمضانی]]، [[آخِر - رمضانی (مقاله)|مقاله «آخِر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱''']]
#[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[مهوش‌السادات علوی|علوی، مهوش‌السادات]]، [[آخِر - علوی (مقاله)|مقاله «آخِر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[مهوش‌السادات علوی|علوی، مهوش‌السادات]]، [[آخِر - علوی (مقاله)|مقاله «آخِر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
#[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اول - کوشا (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[اول - کوشا (مقاله)|مقاله «اول»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش