بشر بن حسین هلالی اصفهانی
آشنایی اجمالی
ابو محمد بشر بن حسین اصبهانی هلالی[۱] از راویان سنیمذهب و در اصل اهل مدینه بود[۲] که سپس به اصفهان آمد و در آنجا سکونت گزید[۳]. وی از محدثانی همچون زبیر بن عدی، انس بن مالک و عبدالرحمن بن عبدالله بن دینار حدیث آموخته و روایت کرده است و دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان احمد بن سلیمان مروزی و حجاج بن یوسف بن قتیبه میباشند[۴]. با توجه به آنکه وی اواخر عمر استادش زبیر بن عدی را درک کرده است، در طبقه راویان اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری جای میگیرد[۵].
درباره شخصیت بشر بن الحسین، در کتب رجالی قدما و علمای اهل سنت نقدهای شدیدی مطرح است: برخی وی را محدثی ضعیف[۶] و غیرموثق دانسته و مدعی شدهاند که او بسیار دروغگو[۷]، متروک[۸] و جاعل حدیث بوده است[۹]. سمعانی مدعی است که وی نسخهای جعلی را از زبیر بن عدی روایت کرده است. از مهمترین اسباب این رفتار تند رجالنویسان سنی با وی، این است که او روایاتی را در فضائل اهل بیت(ع) و امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده است[۱۰]. در این متون، نام راوی در کتب رجالی موافقان با مدح صریحی همراه نشده است که تقابلی ایجاد کند.
تاریخ دقیق وفات وی معلوم نیست، ولی به تصریح منابع وی پس از سال ۲۰۰ هجری قمری درگذشته است[۱۱].[۱۲]
منابع
پانویس
- ↑ بشر بن الحسین الأصبهانی راوی نسخة الزبیر بن عدی. المغنی فی الضعفاء، ج۱، ص۱۶۱، ش۸۹۸؛
بشر بن الحسین الأصبهانی صاحب الزبیر بن عدی. میزان الإعتدال، ج۱، ص۳۱۵، ش۱۱۹۲؛
یروی بشر بن الحسین عن الزبیر نسخة موضوعة شبیها بمائة و خمسین حدیث. ابن حبان، المجروحین، ج۱، ص۱۹۰. - ↑ من أهل المدینة. طبقات المحدثین بأصبهان، ج۱، ص۳۸۴، ش۴۸.
- ↑ ر.ک: طبقات المحدثین بأصبهان، ج۱، ص۳۸۴؛ ذکر أخبار إصبهان، ج۱، ص۲۳۲.
- ↑ ر.ک: تاریخ الإسلام، ج۱۴، ص۷۶.
- ↑ مات الزبیر بالری سنة إحدی و ثلاثین و مائة؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۲۶۲.
- ↑ "ضعیف" ابن عدی، الکامل، ج۲، ص۱۱، ضمن ش۲۴۸.
- ↑ " کذّاب" مجمع الزوائد، ج۱، ص۵۹.
- ↑ "متروک" الدرایة فی تخریج أحادیث الهدایه، ج۲، ص۲۲۵؛ فیض القدیر، ج۵، ص۴۳۶.
- ↑ ابن حبان، المجروحین، ج۱، ص۱۹۰؛ مشاهیر علماء الأمصار، ص۲۰۴، ش۹۹۲؛ سمعانی، الأنساب، ج۱۳، ص۴۴۲، ضمن ش۵۲۷۴.
- ↑ شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۳۳۵، ح۳۴۳؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۵۱۹، ح۵۵۰.
- ↑ توفی بعد المائتین. طبقات المحدثین بأصبهان، ج۱، ص۳۸۴، ش۴۸.
- ↑ ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۴، ص۵۲۷-۵۳۲.